پرش به محتوا

ریا

از ایران پدیا
ریا
ریا کاری
خودنمایی یک فرد ثروتمند در حال کمک کردن به یک فقیر

ریا، انجام عمل نیک و آشکار کردن آن برای کسب منزلت نزد مردم، بدون قصد تقرب الهی.

ریا در اصطلاح اخلاق اسلامی، به معنای انجام کارهای نیک و عبادات با هدف خودنمایی، کسب اعتبار اجتماعی و جلب نظر مردم، به‌جای نیت تقرب به خداوند است. این ویژگی در آموزه‌های دینی به‌شدت نکوهش شده و از آن با عناوینی چون شرک اصغر یا شرک خفی یاد می‌شود که از منظر فقه اسلامی موجب بطلان اعمال عبادی می‌گردد. ریشهٔ ریا در دنیاخواهی و ضعف در باور به توحید افعالی دانسته شده و درمان آن مبتنی بر تقویت پایه‌های معرفتی و انجام پنهانی کارهای نیک است. نقد ریا و تزویر مذهبی یکی از مضامین کلیدی در تاریخ اجتماعی، ادبیات ایران، طنز و ضرب‌المثل‌ها، به‌شمار می‌رود.

مفهوم‌شناسی

ریا در لغت مشتق از رؤیت به‌معنای نمایاندن است[۱] و در زبان فارسی به‌معنای نیک‌کردار جلوه‌دادن خود به دیگران به کار می‌رود.[۲] در اصطلاح علم اخلاق، ریا به انجام عمل نیک و آشکار کردن آن برای کسب اعتبار و منزلت نزد مردم و شهرت به دین‌داری و ایمان، بدون قصد تقرب الهی، اطلاق می‌شود.[۳][۴]

در کنار ریا، واژگانی چون تظاهر و خودنمایی نیز به کار می‌روند و برخی آن‌ها را دارای حوزه معنایی نزدیک دانسته‌اند.[۵] تظاهر در زبان فارسی به‌معنای جلوه‌دادن خود به داشتن حالت یا صفتی خاص است[۶] و گاه به معنای شبیه‌ساختن دروغین خود به دیگران به کار می‌رود.[۷] خودنمایی نیز به معنای جلوه‌گری، ظاهرسازی و نمایش‌دادن خویش است[۸] و معمولاً با آشکار ساختن برتری‌های واقعی یا ساختگی همراه است؛[۹] هدف اصلی آن نیز دیده‌شدن در جامعه و گاه فریب دیگران دانسته شده است.[۱۰]

با وجود پیوند معنایی میان ریا و تظاهر، در منابع اخلاق اسلامی هر نوع تظاهر، مذموم شمرده نشده است. در این چارچوب، اگر نمایاندن عمل با قصد تقرب الهی همراه باشد، در مواردی از شمول ریا خارج دانسته می‌شود.[۱۱] از جمله این موارد تبلیغ و الگوپروری است؛ اگر آشکار کردن عمل با هدف ترویج دین، ارائه چهره‌ای مثبت از مناسک یا تشویق دیگران به کار نیک صورت گیرد مانند امر به معروف عملی، مذموم نبوده و حتی در برخی منابع پسندیده شمرده شده است.[۱۲] همچنین رعایت آداب و رفتار اخلاقی در حضور دیگران برای حفظ آبرو و شخصیت اجتماعی امری عقلایی تلقی می‌شود و لزوماً به معنای ریاکاری نیست؛ زیرا میان حریم خصوصی و رفتار اجتماعی تفاوت‌های عرفی وجود دارد.[۱۳] بر همین اساس، در منابع اسلامی حضور در مراسم سوگواری، دیدار با خانواده متوفی و ابراز همدردی با آنان دارای فضیلت شمرده شده و مسئولیتی اجتماعی معرفی گردیده است؛ چنین حضوری ریا یا خودنمایی تلقی نمی‌شود.[۱۴] همچنین در برخی متون، تباکی و اظهار حزن در عزاداری امام حسین نیز در همین چارچوب عملی پسندیده دانسته شده است.[۱۵]

از منظر اخلاقی و روان‌شناختی نیز میان ریا و وسواس در نیت تمایز قائل شده‌اند. بر این اساس، تحقق ریا وابسته به قصد آگاهانه برای جلب منافع دنیوی یا منزلت اجتماعی است، در حالی که نگرانی‌های افراطی دربارهٔ ریا می‌تواند به صورت نوعی وسواس فکری بروز یابد که راه مقابله با آن بی‌توجهی به وسوسه و استمرار در انجام عمل دانسته شده است.[۱۶]

نشانه‌ها

در منابع اخلاقی، برخی نشانه‌های رفتاری برای ریاکار ذکر شده است؛ از جمله آنکه فرد در حضور دیگران عبادات را با نشاط انجام می‌دهد، اما در خلوت نسبت به آن‌ها سستی نشان می‌دهد و علاقه‌مند است مورد ستایش قرار گیرد.[۱۷] با این حال، در روایات اسلامی تصریح شده است که صرف خشنودی از ستایش دیگران نکوهیده نیست و تنها زمانی ریا تحقق می‌یابد که عمل عبادی صرفاً برای جلب رضایت مردم انجام شود.[۱۸]

مراتب ریا

دسته‌بندی مراتب ریا در منابع اخلاق اسلامی به شرح زیر است:

  1. ریا در عقاید و معارف الهی: شدیدترین نوع ریا که شامل تظاهر به باورهای توحیدی مانند توکل، یا تبری از عقاید باطل برای کسب وجاهت مذهبی است. چنانچه این تظاهر با باور قلبی همراه باشد، شرک خفی و در صورت فقدان باور درونی، نفاق تلقی می‌شود.[۱۹]
  2. ریا در ملکات و صفات پسندیده: اظهار آراستگی به فضایل اخلاقی یا ادعای پاکی از رذایل با هدف جلب نظر دیگران؛ این مرتبه در صورت استمرار، از عوامل هلاکت معنوی دانسته شده است.[۲۰]
  3. ریا در عبادات: این دسته دو گونه است: ریا در انجام عمل به معنای تظاهر در اصل یا اجزای عبادت که طبق قواعد فقهی موجب بطلان عمل می‌شود و ریا در ترک عمل به معنای پرهیز از انجام یک فعالیت مذهبی، مانند امامت جماعت، با هدف تظاهر به زهد و دوری از ریاست.[۲۱]

پیامدهای ریا در فرهنگ اسلامی

در قرآن، ریاکاران مورد نکوهش قرار گرفته‌اند[۲۲] و کسانی که برای نمایش، به مردم انفاق می‌کنند هم‌نشین شیطان معرفی شده‌اند.[۲۳] احادیث متعددی نیز در مذمت ریا نقل شده است؛ از جمله حضرت محمد ریا را شرک اصغر دانسته[۲۴] و تصریح کرده است که هر کس در عمل عبادی خود غیر خدا را شریک سازد، خداوند از او و عملش بیزار است[۲۵] و عملی که با ریا آمیخته باشد پذیرفته نمی‌شود.[۲۶] امام صادق نیز ریا را گونه‌ای شرک معرفی کرده است، زیرا در آن، عمل برای مردم انجام می‌گیرد نه برای خدا.[۲۷] بطلان انفاق،[۲۸] محرومیت از محبت الهی[۲۹] و هم‌سویی با شیطان از دیگر پیامدهایی است که برای ریا گفته شده است.[۳۰] از منظر فقهی نیز ریا در عبادات موجب بطلان عمل و حرام است.[۳۱][۳۲]

ریشه‌یابی و درمان

در منابع اخلاق اسلامی، ریشه اصلی ریا در دنیاخواهی، حب جاه و مقام، و نیز ضعف ایمان دانسته شده است. از منظر کلامی، ریا نوعی شرک پنهان و مرتبط با نفاق تلقی می‌شود؛ زیرا فرد ریاکار در ظاهر خود را خداپرست نشان می‌دهد، اما در عمل به دنبال جلب نظر دیگران است.[۳۳][۳۴]

بنابر تحلیل‌های اخلاقی، باور به توحید افعالی، مانع اصلی شکل‌گیری ریا در انسان به‌شمار می‌رود. بر این اساس، فردی که به توحید افعالی ایمان داشته باشد، عزت و آبرو را تنها از جانب خدا می‌داند و برای خوشایند مردم دست به ریاکاری نمی‌زند؛ همان‌گونه که بر پایه متون دینی، تلاش‌های فرعون برای نابودی موسی نافرجام ماند و ارادۀ الهی بر پرورش او در دربار فرعون قرار گرفت.[۳۵]

در متون اخلاقی، راه درمان ریا به دو دسته کلی تقسیم شده است:[۳۶]

  • راه شناختی: این رویکرد بر تقویت مبانی معرفتی استوار است و شامل شناخت نظارت و مراقبت حضوری خداوند بر اعمال و درک قدرت و حاکمیت الهی بر قلوب انسان‌ها می‌شود. در این دیدگاه، باور به اینکه عزت و محبوبیت تنها به اراده خداوند است، انگیزۀ جلب توجه دیگران را از بین می‌برد.[۳۷][۳۸]
  • راه عملی: این روش بر تغییر الگوهای رفتاری تأکید دارد و راهکار اصلی آن پنهان‌رفتاری نیکوکارانه است؛ فرد برای تثبیت اخلاص، تمرین می‌کند تا عبادات و کارهای نیک خود را به دور از چشم دیگران و در خفا انجام دهد.[۳۹]

ریا در تاریخ و فرهنگ ایرانیان

نقد ریا و تزویر از مضامین کلیدی در تاریخ اجتماعی و ادبی ایران، به‌ویژه از سده پنجم هجری است. پژوهشگران رواج این پدیده را با ساختارهای سیاسی استبدادی، ناامنی‌های تاریخی و ضعف نهادهای دادخواهی مرتبط دانسته‌اند؛ عواملی که منجر به شکل‌گیری الگوهای رفتاری مبتنی بر پنهان‌کاری، سازگاری ظاهری با قدرت و دوگانگی میان ظاهر و باطن برای حفظ منافع یا امنیت شده است. پس از حمله مغول و تشدید آشفتگی‌های اجتماعی، گرایش به پنهان‌کردن باورهای واقعی در لایه‌های مختلف جامعه تقویت شد که بازتاب آن در زبان فارسی به‌صورت گسترش زبان کنایی و استعاری نمود یافت. همچنین، رواج اغراق، تعارفات پیچیده و القاب مبالغه‌آمیز در زبان رسمی، به‌عنوان بازتابی از روابط قدرت و موانع شکل‌گیری شفافیت اجتماعی تعبیر شده است.[۴۰]

در دیوان حافظ، مبارزه با ریا مرکزی‌ترین درون‌مایه است. او با استفاده از واژگانی چون سالوس، تزویر، خرقه، منافق و مدعی، لایه‌های مختلف جامعه زمان خود را نقد می‌کند. حافظ گروه‌هایی نظیر واعظان، فقیهان، صوفیان و زاهدان را که از دین برای مقاصد دنیوی بهره می‌جستند، مورد خطاب قرار داده و در برابر حاکمان ریاکار، از نماد محتسب استفاده کرده است. گستردگی این مفاهیم نشان‌گر تلاش او برای افشای تضاد میان ادعاهای دینی و کنش‌های سیاسی-اجتماعی عصر خویش است.[۴۱] در یکی از اشعار حافظ چنین آمده است:[۴۲]

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند
گوییا باور نمی‌دارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند
یا رب این نودولتان را بر خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند
ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان
می‌دهند آبی که دل‌ها را توانگر می‌کنند
حسن بی‌پایان او چندان که عاشق می‌کشد
زمره دیگر به عشق از غیب سر برمی‌کنند
بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی
کاندر آن جا طینت آدم مخمر می‌کنند
صبحدم از عرش می‌آمد خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از برمی‌کنند


نمود در حکایات طنز و لطایف اخلاقی

در ادبیات عامه، ریاکاری دست‌مایه طنز و شوخی قرار گرفته است. این روایات با بهره‌گیری از اغراق، انگیزه‌های اجتماعی ریاکاران را به نقد می‌کشند. این مجموعه حکایات و آثار ادبی، ریا را نه صرفاً به‌عنوان یک رذیله فردی، بلکه به‌عنوان یک آسیب ساختاری بازنمایی می‌کنند:[۴۳]

  • در حکایتی از ابوالعلای مُرائی، واعظی که به ریاکاری شهرت داشت، بر منبر ضمن ادعای اخلاص و تلاش برای پنهان‌کردن عبادات، تمامی طاعات پنهانی خود از جمله تعداد رکعات نماز، روزه‌ها و مبالغ صدقه خود را با جزئیات برای عموم بازگو می‌کند.[۴۴]
  • حکایتی دیگر به شخصی اشاره دارد که پس از قربانی کردن یک شتر، در تمام مجالس آن را بازگو می‌کرد؛ وی در پاسخ به اعتراض دیگران، عمل خود را با ذکر داستان قربانی اسماعیل در قرآن مقایسه کرده و بزرگی شتر را دلیلی بر لزوم تکرار آن می‌دانست.[۴۵]
  • در لطیفه‌ای دیگر، فردی که در حین نماز مورد تمجید قرار گرفته بود، نماز خود را قطع کرده و برای کسب اعتبار بیشتر، روزه‌دار بودن خود را نیز اعلام می‌کند. مشابه این مضمون در حکایت طاهر بن حسین و ابوعبدالله مروزی آمده است که فرد در پاسخ به مدت اقامت خود در یک شهر، به پیشینه سی سال روزه‌داری خویش نیز اشاره می‌کند.[۴۶]
  • در حکایتی منسوب به گلستان سعدی، زاهدی در سفره پادشاه کمتر از معمول غذا می‌خورد و بیش از معمول نماز می‌گزارد. پس از بازگشت به خانه، درخواست غذا کرد. پسرش گفت: ای پدر! باری به مجلس سلطان طعام نخوردی. گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید. گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید.[۴۷]

پانویس

  1. فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ج 1، ص 246.
  2. دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه ریا.
  3. خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص35.
  4. نراقی، معراج السعاده، 1375ش، ص613.
  5. فتاحی، «تظاهر و خودنمایی یا بیماری ریا»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  6. عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه تظاهر.
  7. شادلو و دیگران، «نمودهای مصرف‌گرایی تمایزطلبانه ونمایشی در شبکۀ اجتماعی اینستاگرام»، 1401ش، ص 80.
  8. دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه خودنمایی.
  9. «مظاهر ریا و خودنمایی در یک انسان»، باشگاه خبرنگاران جوان.
  10. «عاقبت خودنمایی و فریب مردم در نگاه اسلام چیست؟»، باشگاه خبرنگاران جوان.
  11. «تظاهر کردن با ریا کردن فرق داره»، وب‌سایت آپارات.
  12. «تظاهر و ریا در پوشیدن لباس»، وب‌سایت پرسمان دانشگاهی.
  13. «تظاهر و ریا در پوشیدن لباس»، وب‌سایت پرسمان دانشگاهی.
  14. «تظاهر کردن با ریا کردن فرق داره»، وب‌سایت آپارات.
  15. «آیا عزاداری هر چند که از روی ریا باشد پذیرفته است؟»، مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی.
  16. «تظاهر و ریا در پوشیدن لباس»، وب‌سایت پرسمان دانشگاهی.
  17. کلینی، الکافی، 1401ق، ج2، ص295.
  18. کلینی، الکافی، 1363ش، ج2، ص297.
  19. امام خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص35-36.
  20. امام خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص35-36.
  21. امام خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص35-36.
  22. سوره بقره، آیه 264؛ سوره نساء، آیه 38 و 142؛ سوره أنفال، آیه 47؛ سوره ماعون، آیه 6.
  23. سوره نساء، آیه ۳۸.
  24. مجلسی، بحار الأنوار، ج72، ص303.
  25. فیض کاشانی، المحجه البیضاء، 1417ق، ج6، ص140.
  26. مجلسی، بحار الأنوار، ج72، ص304.
  27. کلینی، الکافی، 1401ق، ج2، ص293، ح3.
  28. سوره بقره، آیه 264.
  29. سوره نساء، آیه 36-38.
  30. طباطبایی، المیزان، ج4، ص355.
  31. نجفی، جواهرالکلام، 1362ش، ج9، ص187.
  32. خوئی، التنقیح فی شرح العروه الوثقی، بی‌تا، ج5، ص7-8.
  33. «ریشه یابی ریا»، وب‌سایت پرسمان.
  34. فضلی، درآمدی بر عرفان عملی در اسلام، 1391ش، ص 127-128.
  35. «ریشه یابی ریا»، وب‌سایت پرسمان.
  36. فضلی، درآمدی بر عرفان عملی در اسلام، 1391ش، ص 130.
  37. «ریشه یابی ریا»، وب‌سایت پرسمان.
  38. فضلی، درآمدی بر عرفان عملی در اسلام، 1391ش، ص 130.
  39. فضلی، درآمدی بر عرفان عملی در اسلام، 1391ش، ص 130.
  40. اسلامی ندوشن، «قلمرو ریا در ادبیات»، پایگاه خبری و تحلیلی انصاف‌نیوز.
  41. شمشیری و همکاران، «بررسی ریا به عنوان آسیب اجتماعی در اشعار حافظ»، 1395ش، ص 92.
  42. حافظ، دیوان حافظ، غزل شماره 199، در وب‌سایت گنجور.
  43. «طنزهای ریا و ریاکاری»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  44. «طنزهای ریا و ریاکاری»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  45. «طنزهای ریا و ریاکاری»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  46. «طنزهای ریا و ریاکاری»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  47. «طنزهای ریا و ریاکاری»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.

منابع

  • قرآن کریم.
  • «آیا عزاداری هر چند که از روی ریا باشد پذیرفته است؟»، مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی، تاریخ درج مطلب: ۹ مهر ۱۳۹۷ش.
  • اسلامی ندوشن، محمدعلی، «قلمرو ریا در ادبیات»، پایگاه خبری و تحلیلی انصاف‌نیوز، تاریخ درج مطلب: ۳۰ آبان ۱۴۰۲ش.
  • «تظاهر کردن با ریا کردن فرق داره»، وب‌سایت آپارات، تاریخ درج مطلب: ۲۱ فروردین ۱۳۹۵ش.
  • «تظاهر و ریا در پوشیدن لباس»، وب‌سایت پرسمان دانشگاهی، تاریخ درج مطلب: ۲۷ آبان ۱۳۹۲ش.
  • حافظ، دیوان حافظ، در وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ش.
  • خمینی، روح‌الله، چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۳ش.
  • خمینی، روح‌الله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ ۲۹، ۱۳۸۳ش.
  • خوئی، ابوالقاسم، التنقیح فی شرح العروه الوثقی، قم، لطفی، بی‌تا.
  • دهخدا، لغت‌نامه، در سایت اینترنتی واژه‌یاب، تاریخ بازیابی: ۲۲ مهر۱۴۰۰ش.
  • «ریشه یابی ریا»، وب‌سایت پرسمان، تاریخ درج مطلب: ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ش.
  • شمشیری، بابک؛ بهروزی، سمیه؛ ماندنی پور، آمنه، «بررسی ریا به عنوان آسیب اجتماعی در اشعار حافظ»، سالنامه حافظ پژوهی، دفتر ۱۹، ۱۳۹۵ش.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، بی‌تا.
  • «طنزهای ریا و ریاکاری»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ش.
  • فتاحی، حمید، «تظاهر و خودنمایی یا بیماری ریا»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۸ مرداد ۱۳۹۶ش.
  • فضلی، علی، درآمدی بر عرفان عملی در اسلام، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۹۱ش.
  • فیض کاشانی، محمدمحسن، المحجه البیضاء، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، بیروت، چاپ علی‌اکبر غفاری، ۱۴۰۱ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ق.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الإسلام، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۶۲ش.
  • نراقی، احمد، معراج السعاده، قم، هجرت، چاپ سوم، ۱۳۷۵ش.