اصول دین؛ پایههای اعتقادی دین.
اصول دین، بنیان هر دین و تکیهگاه باورهای اعتقادی آن هستند. در اسلام، این اصول شامل توحید، نبوت و معاد است و در مذهب تشیع، عدل و امامت نیز به آنها افزوده میشود. این اصول، که در همه ادیان الهی مشترکاند، ریشه در فطرت انسان دارند و با گرایش درونی او به حقیقت، نیکی و جاودانگی پیوند خوردهاند. باور به این اصول، به زندگی معنا میبخشد، جامعه را استوار میسازد و انسان را از لغزشها و انحرافات اخلاقی محافظت میکند.
تبیین مفهومی اصول دین
اصول دین، پایهها و ریشههای اصلی یک دین هستند؛[۱] بهطوریکه سایر قسمتهای دین بر آن پایهها تکیه دارند.[۲] مهمترین بخش دین اسلام، اعتقادات است و به همین دلیل اعتقادات را «اصول دین» یا «اصول عقاید» مینامند.[۳] این اصول جهانبینی مسلمانان را شکل میدهند و اساس دیگر آموزههای دینی مانند اخلاق و احکام هستند.[۴]
اعتقاد به اصول دین یعنی انسان در دلِ خود، باور داشته باشد که خدا یکی است؛ پیامبر، فرستاده خداست و پسازاین دنیا، زندگی دیگری به نام جهان آخرت وجود دارد. کسی که این باورها را با قلب قبول کند، دیندار است.[۵] بر اساس این تعریف، «اصول دین» یا «اصول عقاید» در مقابل فروع اعتقادی مانند قضا و قدر، فروع فقهی مانند نماز و روزه و اصول مذهب مانند عدالت و امامت قرار میگیرند.[۶]
ساختار و تعداد اصول دین
عالمان شیعه برای دستهبندی عقاید اسلامی، روشهای مختلفی ارائه کردهاند، از جمله:
- ساختار دوگانه: توحید و عدل؛
- ساختار چهارگانه: توحید، نبوت، امامت و عدل یا توحید، نبوت، امامت و معاد؛
- ساختار پنجگانه: توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد؛
- ساختار پنجگانه با تفکیک: اصول سهگانهٔ اسلام (توحید، نبوت، معاد) و اصول دوگانهٔ ایمان (عدل و امامت).[۷]
اگرچه دیدگاه اخیر در میان مردم و علما رایج است،[۸] اما علامه طباطبایی در المیزان تأکید میکند که اصول دین، ساختاری سهگانه دارد: توحید، نبوت و معاد.[۹] در حقیقت اولین کسی که میان اصول پنجگانهٔ دین تفکیک قائل شد و برخی را اصول اسلام و برخی دیگر را اصول ایمان معرفی کرد؛ وحید بهبهانی بود.[۱۰] بسیاری از علما و فقهای معاصر نیز به پنجگانه بودن اصول عقاید شیعه و تفکیک میان اصول سهگانهٔ اسلام و اصول دوگانهٔ ایمان اشاره کردهاند.[۱۱]
ازاینرو، اصول دین معیار اسلام و کفر هستند؛ کسی که به آنها ایمان دارد، مسلمان است و کسی که آنها را انکار کند، کافر محسوب میشود؛ در حالی که عدل و امامت اصول مذهب تشیعاند و کسی که آنها را نپذیرد، همچنان مسلمان است، اما شیعه نیست.[۱۲]
محتوای اصول دین
توحید
در میان اصول دین، اعتقاد به وجود خداوند یکتا، مهمترین اصل و پایه اصول دیگر است بهطوریکه بدون توجه به وجود خداوند، نمیتوان بقیه اصول دین را درست فهمید و بدون باور به آن، ایمان به آنها ممکن نیست؛[۱۳] ازاینرو تمامی اصول و فروع اسلام بازتابی از توحید هستند.[۱۴]
توحید به معنای یکی دانستن است و درباره خداوند هم در باب ذات هم صفات و هم افعال او به کار میرود. توحید ذاتی یعنی خداوند یکتا است و مرکب نیست؛ نه چندتاست و نه از اجزا تشکیل شده است. توحید صفاتی یعنی صفات خداوند مانند علم، قدرت و حیات از یکدیگر جدا نیستند و همه آنها عین ذات خداوند هستند. توحید افعالی یعنی همه موجودات و همه کارهایی که در جهان انجام میشود، در نهایت به خداوند و اراده او بازمیگردد.[۱۵]
عدل
عدل ازجمله صفات خداوند[۱۶] و يکی از اصول دين در نزد شيعه اسـت.[۱۷] عدل مخالف با ظلم و به معنای رعایت حقوق دیگران و برابر با حکمت است؛ ازاینرو هر کار عادلانه، کاری حکیمانه محسوب میشود.[۱۸] عدل الهی یعنی هر کار خداوند، نیکو است و هیچ زشتی یا بدی در آن نیست؛[۱۹] زیرا او دارای همه خوبیها است و هیچگونه عیب یا کمبودی ندارد.[۲۰] ازاینرو خداوند همیشه بر اساس حق قضاوت میکند و به هر کسی پاداش یا کیفر متناسب با اعمالش میدهد.[۲۱]
نبوت
اعتقاد به نبوت یکی دیگر از اصول دین اسلام است. این اصل بیان میکند که انسان برای هدایت و خوشبختی در زندگی دنیا و آخرت به راهنمایی نیاز دارد که بهطور مستقیم به خالق هستی متصل باشد.[۲۲] این راه همان وحی است که به پیامبران دادهشده و مردم از طریق آن، همه آنچه برای رسیدن به سعادت و رشد نیاز دارند، میآموزند.[۲۳]
معاد
معاد به معنای بازگشت انسان بهسوی خداوند است؛ یعنی زنده شدن انسانها پس از مرگ و حاضر شدن در پیشگاه خدا برای پاسخگویی به اعمال خود و برپایی جهان آخرت. در نظام اعتقادی اسلام، هستی تنها به این جهان مادی محدود نمیشود و با مرگ انسان پایان نمییابد، بلکه این دنیا تنها بخشی کوچک از عالم هستی است. جسم نیز تنها بخشی از وجود انسان را تشکیل میدهد و پس از مرگ، زندگی او در مرتبهای بالاتر ادامه پیدا میکند. بر این اساس، زندگی دنیوی انسان مقدمه و زمینهساز زندگی اخروی و جاودانه اوست و سرنوشت انسان در آخرت، به رفتار و کردار او در این جهان بستگی دارد. اعتقاد به معاد بر این باور استوار است که انسان فقط یک بدن مادی نیست، بلکه روحی دارد که بعد از مرگ هم باقی میماند. اگر روح پس از مرگ باقی نماند، زنده شدن دوباره همان انسان بیمعنا خواهد بود.
- ↑ رضوی، «قاعده نفی تقلید در اصول دین»، 1383ش، ص124.
- ↑ دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63.
- ↑ مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص11.
- ↑ سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص76.
- ↑ دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص64.
- ↑ توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8-9.
- ↑ توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص103.
- ↑ توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص124.
- ↑ توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص116.
- ↑ توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص124.
- ↑ توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص128.
- ↑ فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص35.
- ↑ دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63-64.
- ↑ سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص78.
- ↑ عبودیت و مصباح، «مبانی اندیشه اسلامی 2؛ خداشناسی»، 1398ش، ص180.
- ↑ سبحانی، «منشور عقاید امامیه»، 1376ش، ص77.
- ↑ سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص83.
- ↑ مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص162-163.
- ↑ دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63؛ سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص83.
- ↑ سبحانی، «منشور عقاید امامیه»، 1376ش، ص77.
- ↑ مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص164؛ سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص84.
- ↑ سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص89.
- ↑ مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص178.