پرش به محتوا

مغز زنان

از ایران‌پدیا

مغز زنان؛ ساختار و عملکرد مغزی افرادی با جنسیت زن با تنوع فردی و شباهت‌های زیاد با مردان.

مغز زنان در مطالعات علمی به‌عنوان مجموعه‌ای از الگوهای آماری و عملکردی بررسی شده که با دامنۀ وسیعی از همپوشانی میان افراد شکل گرفته و ویژگی‌های کالبدی آن به‌تنهایی شاخص توانایی ذهنی محسوب نمی‌شوند. این الگوها نشان می‌دهند که مشخصه‌های عصبی در هر فرد ترکیبی و غیرقطبی‌ بوده و تجربه‌های زندگی همراه با زمینه‌های زیست‌شناختی در سازمان‌دهی کارکردهای شناختی و هیجانی نقش دارند.

تعریف مغز زنان

مغز زنان به مجموعه‌ای از ویژگی‌های عصبی و عملکردی اشاره دارد که در افراد با طبقه‌بندی زیستی زن مشاهده می‌شود و شامل تفاوت‌ها و شباهت‌هایی با مغز مردان بوده که بیشتر در سطح آماری و میانگین جمعیتی بررسی می‌شوند. این ویژگی‌ها ممکن است در الگوهای اتصال نورونی، فعالیت نواحی مرتبط با زبان، شناخت اجتماعی و پاسخ‌های هیجانی انعکاس یابند اما همپوشانی گسترده‌ای با مغز مردان داشته و در سطح فردی بسیار متغیر هستند. علاوه بر تفاوت‌های زیستی، تجربه‌های زندگی، زمینه‌های اجتماعی و تغییرات هورمونی نیز می‌توانند بر عملکردهای شناختی و هیجانی تأثیر بگذارند، بدون آن‌که ساختار کلی مغز دگرگون شود.[۱]

بازنگری علمی در باورهای رایج

با پیشرفت علوم اعصاب، بسیاری از باورهای قدیمی دربارهٔ تفاوت‌های مغزی مورد تجدید نظر قرار گرفته‌اند:

اندازه مغز و هوش

حجم و وزن مغز در مردان، به‌صورت میانگین، اندکی بیشتر گزارش شده که این تفاوت بیشتر با تفاوت متوسط در اندازۀ بدن همبستگی دارد. با کنترل آماری اندازۀ بدن، بسیاری از این اختلاف‌ها کاهش می‌یابد؛ هرچند، برخی تفاوت‌های نسبی در نسبت مادۀ خاکستری به سفید یا الگوهای اتصال عصبی نیز گزارش شده است. این داده‌ها به خودی خود نشان‌دهندۀ برتری شناختی هیچ‌یک از دو جنس نبوده و ارتباط مستقیمی میان اندازۀ کلی مغز و سطح هوش عمومی مشاهده نشده است.[۲]

ماهیت موزاییکی مغز

بر پایۀ پژوهش‌های علمی، مغز انسان ساختاری «موزاییکی» دارد؛ به این معنا که از مجموعه‌ای از ویژگی‌های متنوع تشکیل شده است. برخی از این ویژگی‌ها به‌طور میانگین در یک جنس فراوانی بیشتری دارند؛ برای مثال، تفاوت‌های اندک در ضخامت بعضی نواحی قشر مغز، شیوه‌های اتصال میان دو نیم‌کره یا میزان واکنش‌پذیری به محرک‌های هیجانی. با این حال، این خصوصیات در هر فرد به‌شکلی درهم‌تنیده و ترکیبی حضور دارند. به‌همین دلیل، به‌ندرت می‌توان مغزی یافت که همۀ شاخص‌های آن به‌طور کامل با یک الگوی سراسر زنانه یا مردانه انطباق داشته باشد.[۳]

انعطاف‌پذیری عصبی و تجربۀ زیسته

مغز به‌عنوان اندام فیزیکی داخل جمجمه در طول زندگی تحت تأثیر یادگیری، محیط، تعامل اجتماعی و تجربه دچار تغییر در اتصالات سیناپسی[۴] و سازمان شبکه‌های عصبی می‌شود. مهارت‌های زبانی، فضایی یا اجتماعی در تعامل میان آمادگی زیستی و فرصت‌های محیطی شکل گرفته و تفاوت در آموزش، انتظارات فرهنگی و نقش‌های اجتماعی می‌تواند به تفاوت‌های مشاهده‌شده در برخی شبکه‌های عصبی بینجامد.[۵]

تأثیر کلیشه‌ها و تجربیات اجتماعی

بخش قابل توجهی از تفاوت‌های رفتاری در بزرگسالی در چارچوب هنجارهای فرهنگی و الگوهای تربیتی قابل توضیح است. محدود شدن یا تشویق افراد به فعالیت‌های خاص در دوران رشد می‌تواند مسیر رشد برخی توانایی‌ها را تغییر دهد. در چنین چارچوبی، تفاوت‌های مشاهده‌شده میان زنان و مردان همواره به‌معنای تفاوت‌های ذاتی مغزی تلقی نشده و اغلب بازتاب تجربه‌های اجتماعی متفاوت‌ هستند.[۶]

سیم‌کشی منحصربه‌فرد و توانمندی‌های عملکردی

در برخی مطالعات تصویربرداری، تفاوت‌های میانگین در الگوهای اتصال بین نیم‌کره‌ها یا در شبکه‌های مرتبط با زبان و شناخت اجتماعی گزارش شده است. برای مثال، در برخی نمونه‌های جمعیتی، اتصال‌های بین‌ نیم‌کره‌ای یا فعالیت نواحی زبانی در زنان اندکی بیشتر گزارش شده و در مقابل، در برخی مردان الگوهای درون ‌نیم‌کره‌ای قوی‌تر مشاهده شده است. این تفاوت‌ها کوچک، وابسته به روش پژوهش و دارای همپوشانی گسترده‌ بوده و به‌صورت قطعی به ویژگی‌هایی مانند چندوظیفگی[۷] یا برتری کلامی[۸] تعمیم داده نمی‌شوند.[۹] سایر ویژگی‌ها نیز شامل کنترل هیجانات، حساسیت به محرک‌های اجتماعی و تمایلات همدلی بوده که تحت تأثیر عوامل زیستی، هورمونی و محیطی قرار دارند.[۱۰]

نوسانات هورمونی و چرخهٔ قاعدگی

چرخۀ قاعدگی فرآیندی فیزیولوژیک است که با نوسان هورمون‌هایی مانند استروژن و پروژسترون همراه است. این نوسانات می‌توانند به‌صورت موقت بر فعالیت برخی شبکه‌های عصبی مرتبط با هیجان، توجه و حافظه اثر بگذارند. نکته آن است که مقصود از این تأثیر، تغییر در الگوهای کارکردی مغز بوده نه دگرگونی پایدار در ساختار فیزیکی آن.[۱۱] یافته‌های تصویربرداری عصبی نشان‌دهندۀ تغییرات تدریجی و برگشت‌پذیر در برخی نواحی مغزی طی مراحل مختلف چرخه است اما نتایج پژوهش‌ها یکدست نبوده و دامنۀ این تغییرات در میان افراد تفاوت دارد.[۱۲] در دورۀ یائسگی نیز کاهش هورمون‌ها با تغییراتی در تجربۀ هیجانی و برخی کارکردهای شناختی همراه گزارش شده که در تعامل با عوامل روانی و اجتماعی تفسیر می‌شود.[۱۳]

مغز زنانه در روابط، عشق و مادری (سبک زندگی)

در برخی پژوهش‌های علوم اعصاب و روان‌شناسی، به تفاوت‌های آماری میان زنان و مردان در شیوه‌های ارتباط عاطفی و اجتماعی اشاره شده است. در این مطالعات، زنان در روابط نزدیک، توجه بیشتری به ارتباط کلامی و نشانه‌های غیرکلامی مانند لحن صدا و حالات چهره نشان می‌دهند،[۱۴] هرچند این الگوها عمومی یا ثابت تلقی نمی‌شوند و نقش عوامل فرهنگی، اجتماعی و تجربی در شکل‌گیری آنها برجسته است. همچنین تأکید می‌شود که همپوشانی رفتاری میان زنان و مردان گسترده بوده و تقسیم‌بندی دوگانۀ مغز به زنانه و مردانه ساده‌سازی بیش‌ازحد واقعیت به‌شمار می‌رود.[۱۵]
در زمینۀ استرس، عشق و مادری، برخی مطالعات به نقش هورمون‌ها در تنظیم هیجان و پیوند اجتماعی پرداخته‌اند اما دیدگاه‌های انتقادی، این تفاوت‌ها را وابسته به شرایط محیطی و نقش‌های اجتماعی می‌دانند. شبکه‌های عصبی درگیر در عشق و دلبستگی در زنان و مردان شباهت‌های فراوانی داشته و تغییرات مغزی مرتبط با بارداری و مادری به‌صورت فرایندهایی پویا و وابسته به تجربۀ مراقبت از کودک توصیف می‌شوند، نه به‌عنوان ویژگی‌هایی ثابت یا ذاتگرا.[۱۶]

پیری و مقاومت مغز زنان

مطالعات تصویربرداری مغزی نشان می‌دهد که برخی نواحی مغز زنان نسبت به مردان پایداری بیشتری در طول پیری داشته و این امر گاهی به نقش محافظتی هورمون استروژن نسبت داده شده است. با این حال، تفاوت‌های مشاهده‌شده میان دو جنس در شیوع اختلالاتی مانند آلزایمر را نمی‌توان تنها به ویژگی‌های زیستی مغز زنان نسبت داد و عواملی مانند طول عمر بیشتر، شرایط اجتماعی و دسترسی به مراقبت‌های سلامت نیز در این الگوها نقش دارند.[۱۷]

پانویس

  1. Ritchie, & et. Al, “sex differences in the adult human brain: evidence from 5216 UK Biobank participants”, V28, Issue 8, 2018, P2959–2975.
  2. Ritchie, & et. Al, “sex differences in the adult human brain: evidence from 5216 UK Biobank participants”, V28, Issue 8, 2018, P2959–2975.
  3. Joel & et. Al, “sex beyond the genitalia: the human brain mosaic”, 2013.
  4. سیناپس به محل اتصال دو نورون گفته می‌شود که پیام عصبی در این نقطه انتقال می‌یابد.
  5. ریپون، مغز جنسیت‌زده، 1402ش، ص140-145.
  6. اکبرزاده و یزدخواستی، «تحلیل جامعه‌شناختی فرآیند شکل‌گیری کلیشه‌های جنسیتی»، 1394ش، چکیده.
  7. Multitasking.
  8. «تفاوت‌های ساختاری مغز زنان و مردان از زبان دکتر زالی»، خبرگزاری دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی شهید بهشتی تهران.
  9. ریپون، مغز جنسیت‌زده، 1402ش، ص160-166.
  10. بهشتیان، «مغز زنانه، چرا زن و مرد با هم تفاوت دارند؟»، ص4.
  11. عزیزی و دیگران، «عملکرد شناختی، سیستم‌های عصبی و هورمون‌ها در زنان مبتلا به سندرم قاعدگی»، 1393ش، ص100.
  12. عزیزی و دیگران، «عملکرد شناختی، سیستم‌های عصبی و هورمون‌ها در زنان مبتلا به سندرم قاعدگی»، 1393ش، ص100.
  13. بهشتیان، «مغز زنانه، چرا زن و مرد با هم تفاوت دارند؟»، ص23-24.
  14. بهشتیان، «مغز زنانه، چرا زن و مرد با هم تفاوت دارند؟»، ص8.
  15. بهشتیان، «مغز زنانه، چرا زن و مرد با هم تفاوت دارند؟»، ص15.
  16. بهشتیان، «مغز زنانه، چرا زن و مرد با هم تفاوت دارند؟»، ص17-20.
  17. Ritchie, & et. Al, “sex differences in the adult human brain: evidence from 5216 UK Biobank participants”, V28, Issue 8, 2018, P2959–2975.

دیدگاه‌های ارزیابان

منابع

  • اکبرزاده، علیرضا و یزدخواستی، بهجت، «تحلیل جامعه‌شناختی فرآیند شکل‌گیری کلیشه‌های جنسیتی»، اولین کنفرانس بین‌المللی روانشناسی و علوم تربیتی، 1394ش.
  • بهشتیان، محمد، «مغز زنانه، چرا زن و مرد با هم تفاوت دارند؟»، وب‌سایت دکتر محمد بهشتیان، تاریخ بازدید: 5 آذر 1404ش.
  • «تفاوت‌های ساختاری مغز زنان و مردان از زبان دکتر زالی»، خبرگزاری دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی شهید بهشتی تهران، تاریخ بارگذاری: 25 مهر 1400ش.
  • ریپون، جینا، مغز جنسیت‌زده، به‌ترجمۀ رضا اسکندری‌آذر، تهران، خوب، ۱۴۰2ش.
  • عزیزی، لیلا و دیگران، «عملکرد شناختی، سیستم‌های عصبی و هورمون‌ها در زنان مبتلا به سندرم قاعدگی»، رویش روانشناسی، شمارۀ 8، 1393ش.
  • Joel, Daphna & et. Al, “sex beyond the genitalia: the human brain mosaic”, The Rockefeller University, New York, 2013.
  • Ritchie, Stuart J & et. Al, “sex differences in the adult human brain: evidence from 5216 UK Biobank participants”, Cerebral Cortex, V28, Issue 8, 2018.