پیشنویس:عزیزه الهبری
عزیزه الحبری؛ فمینیست اسلامی، معتقد به خوانشی نو در متون دینی است.
هرچند رویکرد اصلی عزیزه الحبری فقهی -حقوقی است، اما وی به عنوان یک مسلمان به طور جدی به مباحث قرآنی نیز پرداخته است، زیرا یکی از دلایل ضعف و نقص فقه کنونی را ناشی از فهم نادرست از قرآن کریم به عنوان متن اصلی دین اسلام میداند. الحبری با کمک از نظریات فضلالرحمن ملک[۱] برخی آیات حقوقی مرتبط با زنان را بازتفسیر کرده است.
زندگینامه
تولد
عزیزه الحبری در لبنان و در خانوادهای اهل علم متولد شد. پدربزرگ وی، شیخ توفیق الحبری، بنیانگذار نخستین جنبش دیدهبانی در جهان عرب بود. وی همزمان با اوج گیری جنبش حقوق مدنی در ایالات متحده آمریکا، به این کشور مهاجرت کرد. در این دوره با مالکوم ایکس، فعال برجسته حقوق مدنی، دیدار کرد و مالکوم وی را به نقشآفرینی مؤثر در عرصه رهبری اجتماعی تشویق کرد.[۲] الحبری در دوران جوانی دیدگاه انتقادی نسبت به رویکردهای پدرسالارانه در اسلام داشت، اما در دورههای بعدی به این باور رسید که اسلام با نظام طبقاتی جنسیتی سازگار نیست. وی گاه از رویکرد خود در بازخوانی قرآن با عنوان «زنگرایی» یاد کرده است.[۳]
تحصیلات و
وی دکترای فلسفه را از دانشگاه پنسیلوانیا دریافت کرد و سپس در سال ۱۹۸۵م، از همان دانشگاه، مدرک دکترای حقوق را نیز اخذ نمود. الحبری در سال ۱۹۹۲ میلادی، به عنوان نخستین زن مسلمان در ایالات متحده، به مرتبه استاد دانشگاه در دانشکده حقوق نائل آمد و از آن پس، آثار متعددی در زمینههای حقوق زنان، دموکراسی و حقوق بشر از منظر اسلامی منتشر کرد. پیش از آن، وی در رشته فلسفه تدریس مینمود.[۴]
فعالیت
الحبری بهعنوان استاد بازنشسته و افتخاری دانشکده حقوق دانشگاه ریچموند در ویرجینیا فعالیت کرده است.[۵] در ژوئن ۲۰۱۱ میلادی، باراک اوباما، رئیسجمهور وقت آمریکا، الحبری را به عنوان نماینده در کمیسیون بینالمللی آزادی مذهبی منصوب کرد. وی در ۱۹۹۲م مؤسسه «کرامه» را با هدف حمایت از حقوق زنان مسلمان در سراسر جهان تأسیس کرد. این مؤسسه از طریق برنامههای آموزشی، تحقیقات فقهی و ایجاد شبکهای از حقوقدانان و رهبران مسلمان فعالیت میکند. افزون بر این، وی عضو هیأت مؤسس مجله فلسفه فمینیستی «هیپاتیا» نیز بوده است.[۶]
دیدگاههای عزیزه الحبری
عزیزه الحبری به جاودانگی قرآن کریم و شمول پیامهای آن برای تمامی انسانها در همه اعصار اعتقاد دارد. به باور وی، قرآن همانگونه که برای مخاطبان عصر نزول راهنما بوده، برای مردم امروز نیز میتواند پاسخگوی نیازهای آنان باشد. وی بر این باور است که مفهوم برابری جنسیتی در قرآن تأیید شده است؛ چنانکه در آیات متعدد، زنان و مردان دوست و یار یکدیگر معرفی شدهاند و هر دو از یک نفس واحد آفریده شدهاند. الحبری این توجه قرآن به برابری جنسیتی را نشانهای بر جاودانگی کلام الهی میداند، زیرا در دورهای که سخنی از حقوق زنان نبود، قرآن بدان توجه داشته است.
اصول فهم قرآن
الحبری در آثار خود اصولی را برای فهم قرآن معرفی کرده و رعایت آنها را مانع ارائه تفاسیر نادرست و پدرسالارانه میداند.
اصل توحید
توحید مبنای جهانبینی اسلامی و یکی از مفاهیم بنیادین در اندیشه الحبری است. وی از این اصل برای نفی پدرسالاری و اثبات برابری زن و مرد استفاده میکند. بر اساس این اصل، تنها خداوند خالق هستی است و اراده او بر همه چیز برتری دارد. هر تفکری که بخواهد چیزی را در برابر اراده الهی قرار دهد، به شرک منجر میشود. الحبری غرور ابلیس را نمونهای از نگاه طبقاتی میداند که در تقابل با برابری بنیادین بشریت است. وی با استناد به آیهای که معیار برتری انسانها را تقوا معرفی میکند، هر معیار دیگری را باطل میشمارد.
الحبری جامعه مطلوب اسلامی را مبتنی بر بیعت و شورا میداند که در مقابل نظام سلسلهمراتبی ظالمانه قرار دارد. در چنین جامعهای همه مردم از جمله زنان میتوانند حتی عالیترین مقامات را بازخواست کنند. وی برای اثبات دیدگاه خود به خاطرهای از عمر بن خطاب اشاره میکند که با استدلال یک زن قرآنی، نظر خود را درباره مهریه پس گرفت.
اصل تنوع
الحبری با استناد به آیهای که انسانها را به اقوام و قبایل مختلف تقسیم کرده، این تنوع را نه دلیل برتری، بلکه عامل شناخت متقابل میداند. وی تأکید میکند تنها معیار برتری، تقواست. او به بیعت زنان با پیامبر در صدر اسلام اشاره کرده و نتیجه میگیرد که بیعت و شورا اصول بنیادین حکومت اسلامیاند و بیعت زنان نیز بدون کم و کاست پذیرفته شده که نشانه برابری زن و مرد است.
اصل سازگاری
با استناد به آیاتی که هدف از آفرینش همسران را رسیدن به آرامش و ایجاد مودت و رحمت بیان میکند، الحبری این اصل را تبیین مینماید. وی رابطه زناشویی را پوشش و حریم یکدیگر میداند که موجب آسایش و سازگاری میشود. این نگاه اصیل اسلامی جایی برای تبعیض جنسی باقی نمیگذارد. او رفتار پیامبر با همسرانشان را الگوی کامل روابط مبتنی بر احترام متقابل معرفی میکند؛ چنانکه عایشه آزادی فکری داشت و با پیامبر مخالفت میکرد، اما محبت میان آنان برقرار بود.
مؤلفههای روششناختی تفسیری الحبری
اصالح تدریجی
یکی از مؤلفههای روشی الحبری در فهم قرآن، رویکرد اصالح تدریجی است. وی حقایق قرآنی را هم مطلق و هم دیالکتیک میداند؛ مطلق از آن رو که کلام خداست و دیالکتیک به دلیل ماهیت تدریجی پیشرفت فهم بشر. بسیاری از تغییرات اجتماعی در قرآن به مرور زمان صورت گرفته است. برای نمونه، ممنوعیت شراب در سه مرحله نازل شد. همچنین بردهداری که در آن زمان رواج گسترده داشت، نمیتوانست یکباره لغو شود، بلکه قرآن با احکام تدریجی زمینه ریشهکنی آن را فراهم کرد.
به باور الحبری، تغییر تدریجی گرچه بلندمدت است، اما پایدارتر از تغییرات اجباری و ناگهانی بوده و آسیب کمتری دارد. وی تأکید میکند اجتهاد در این زمینه نیازمند دانش گسترده به قرآن و سنت و نیز رعایت تقواست.
بسترمندسازی تاریخی
الحبری بر لزوم توجه به بستر تاریخی عصر نزول تأکید دارد. به باور وی، برای فهم برخی احکام قرآنی مانند حکم ضرب زنان، باید شرایط فرهنگی آن دوره را در نظر گرفت. مردان عصر جاهلی رفتار خشنی با زنان داشتند و این فرهنگ را به دوره اسلامی نیز منتقل کرده بودند. از این رو، طرح موضوع ضرب در قرآن به معنای تأیید آن نبوده، بلکه محدود کردن آن در بستر تاریخی خود بوده است.
تفسیر آیه ضرب از دیدگاه الحبری
الحبری در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء از هر دو مؤلفه روشی خود استفاده میکند. وی ابتدا شأن نزول آیه را بیان میکند که پیامبر به مردی که همسرش را میزد، حق قصاص داد، اما آن مرد اعتراض کرد و آیه نازل شد.
به باور الحبری، هدف قرآن از طرح ضرب، محدود کردن این سنت جاهلی بوده است. وی استدلال میکند که قرآن در گام نخست، ضرب را به حالت خاص نشوز محدود کرد. او با تحلیل لغوی و استناد به خطبه پیامبر و آیات دیگر، نشوز را به معنای زنا تفسیر میکند. بدین ترتیب، ضرب تنها در صورت ارتکاب زنا و پس از ناکارآمدی موعظه و ترک بستر مجاز میشود.
در گام دوم، الحبری ضرب را به عملی نمادین و غیرخشن تقلیل میدهد. با استناد به داستان حضرت ایوب که مأمور شد با دستهای گندم همسرش را بزند تا به سوگند خود وفا کند اما آسیبی نرساند، و نیز با توجه به روایات نبوی که ضرب باید با ابزار سبک و بدون آسیب باشد، نتیجه میگیرد که ضرب قرآنی با خشونت خانگی تفاوت اساسی دارد. همچنین سیاق آیه که پس از ضرب به راهکار داوری خانوادگی اشاره میکند، نشان میدهد ضرب نباید مشکلی ایجاد کند که با وساطت قابل حل نباشد.
در گام سوم، الحبری به مدل آرمانی قرآن اشاره میکند که روابط زناشویی را بر اساس آرامش، مودت و رحمت بنا نهاده است. حتی در صورت جدایی، قرآن الگوی طلاق را با نیکی و احسان معرفی میکند. به این ترتیب، قرآن ضمن محدود کردن تدریجی سنت جاهلی، مسلمانان را به سوی الگوی برتر روابط انسانی سوق داده است.
انتقاد به الحبری پیرامون معنای نشوز
دیدگاه عزیزه الحبری درباره تفسیر «نشوز» بهمعنای زنای اثباتشده، با نقدهایی روبهرو شده است که اعتبار این برداشت را محل تردید قرار میدهد.
نخست آنکه این تفسیر با شأن نزولی که خود او نقل میکند سازگار نیست. در آن گزارش، پیامبر مردی را که همسرش را زده بود سرزنش کرد و حتی حکم به قصاص داد. اگر نشوز به معنای زنای محصنه باشد، انتظار میرود واکنش پیامبر متوجه جرم سنگین زن باشد، نه محکومیت شوهر. این ناسازگاری پرسشبرانگیز است.
دوم، روایاتی که کیفیت «ضرب» را بسیار خفیف و غیرآسیبزا توصیف میکنند، با فرض ارتکاب زنای محصنه تناسبی ندارند. افزون بر این، در فقه اسلامی مجازات زنا با شرایط اثبات خاص، در صلاحیت حاکم شرع است و نه همسر؛ بنابراین سپردن واکنش به شوهر با ماهیت آن جرم همخوانی ندارد.
سوم، از منظر لغوی نیز شواهد معتبری برای تفسیر نشوز به معنای زنا ارائه نشده است. منابع مهم لغت عرب چنین معنایی را برای این واژه ذکر نکردهاند و استناد مشخصی نیز برای این برداشت ارائه نشده است.
چهارم، کاربرد دیگر واژه نشوز در همان سوره، در مورد بیم زن از نشوز یا اعراض شوهر، نشان میدهد که این واژه بیشتر به معنای سرکشی یا ناسازگاری در روابط زناشویی است. همنشینی آن با «اعراض» نیز قرابت معنایی این دو را تقویت میکند و با معنای زنا فاصله دارد.
پنجم، تفسیر محدود از تعابیری چون «زنان صالح» و «نگهبانان در غیاب» به معنای صرفاً حفظ پاکدامنی، با تنوع دیدگاههای تفسیری سازگار نیست. مفسران این عبارات را ناظر به جنبههایی مانند حفظ اسرار خانوادگی یا پاسداری از اموال نیز دانستهاند؛ بنابراین انحصار آن در مسئله زنا موجه به نظر نمیرسد.
ششم، استناد به آیاتی که درباره ارتکاب فاحشه و لزوم شهادت چهار شاهد سخن میگویند، با توجه به تفاوت آشکار مجازاتها، دچار تعارض است. در آن آیات، مجازاتی سنگین و رسمی مطرح شده، در حالی که در روایات مربوط به آیه ۳۴، تنها جدایی در بستر و ضرب غیرآسیبزا ذکر شده است. این تفاوت نشان میدهد که موضوع دو حکم یکسان نیست.
برآیند این نقدها آن است که تفسیر نشوز به معنای زنای محصنه با دشواریهای جدی لغوی، روایی و تفسیری مواجه است و پذیرش آن نیازمند ادلهای استوارتر از آنچه ارائه شده است.
آثار
- الحبری، عزیزه; «قانون و عرف اسلام - بازتعریف مسلمان حقوق زنان»؛ مجله حقوق بین الملل دانشگاه آمریکایی وسیاست، 1997.
- الحبری، عزیزه; «درآمدی بر حقوق زنان مسلمان»؛آمریکا، نیویورک: انتشارات دانشگاه سیراکیوز، 2000.
- الحبری، عزیزه; «بنیاد قرآنی حقوق مسلمین»؛زنان در قرن بیست و یکم، زنان در جامعه اندونزی: دسترسی،توانمندسازی و فرصت، 2002.
- الحبری، عزیزه; «دیدگاه اسلام درباره خشونت خانگی» مجله حقوق بینالملل فوردهام،2003.
- الحبری، عزیزه; «ماهیت ازدواج اسلامی؛ مقدس،عهدی، یا قراردادی؟» 2005.
- الحبری، عزیزه; «توسعه فقه اسلامی در دیاسپورا: تعادل بین اصالت، تنوع و مدرنیته»؛ مجله اجتماعی فلسفه،2014.
پانویس
- ↑ فضلالرحمن به خاطر اندیشههای متجددانهاش دربارهٔ اسلام و همچنین مطالعاتی که در مورد هرمنیوتیک و فهم قرآن انجام دادهاست، شهرت دارد.
- ↑ هدايت زاده،«نويسندگان برجستهی فمينيسم اسلامی»؛ ص10-11
- ↑ بدره و دیگران، «چشمانداز جریان موسوم به فمینیسم اسلامی به بازنگری فقه سنّی؛ کاوش تطبیقی دیدگاههای عزیزه الحبری و کشیا علی»، 1394ش، ص362؛ هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2
- ↑ هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2
- ↑ «Azizah Al-Hibri»، سایت دانشگاه ریچموند
- ↑ هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2
منابع
- بدره، محسن و دیگران، «چشمانداز جریان موسوم به "فمینیسم اسلامی" به بازنگری فقه سنّی؛ کاوش تطبیقی دیدگاههای عزیزه الحبری و کشیا علی»، مجلۀ زن در فرهنگ و هنر، شمارۀ 3، 1394ش،
- «Azizah Al-Hibri»، سایت دانشگاه ریچموند، تاریخ بازدید: 18 بهمن 1401ش.
- هدایت زاده، محمدصادق و دیگران، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»، فصلنامه کتاب قیم، شماره 22 ،سال دهم، بهار و تابستان 1399ش.