مجلس خبرگان رهبری
مجلس خبرگان رهبری؛
مفهومشناسی
خبره در زبان فارسی به معنای آگاهی کامل، دانش قطعی و شناخت جامع و دقیق بهکار میرود.[۱] بر همین اساس، مجلس خبرگان به نهادی متشکل از آگاهان و متخصصان تعبیر شده و مجلس خبرگان رهبری به مجمعی از کارشناسان دارای تجربه و تخصص در حوزه رهبری اشاره دارد.[۲] در اصطلاح حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، مجلس خبرگان رهبری نهادی است متشکل از فقهای واجد شرایط که مطابق اصل ۱۰۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مسئولیت تعیین رهبر و نظارت بر استمرار شرایط لازم برای رهبری را برعهده دارد. این کاربرد اصطلاحی با معنای لغوی خبره سازگار دانسته شده است؛ زیرا اعضای این مجلس بهعنوان صاحبنظرانی شناخته میشوند که از دانش دینی، مهارت فقهی و تجربه لازم برای ارزیابی صلاحیتهای رهبری برخوردارند.[۳]
مبانی دینی
مبانی قرآنی و روایی رجوع به خبرگان که در تبیین جایگاه نهادی مانند مجلس خبرگان رهبری مورد استناد قرار میگیرد، عمدتاً بر اصل مراجعه به خبره استوار است. آیه 43 سوره نحل به لزوم رجوع افراد فاقد دانش به اهل آگاهی دلالت دارد و در تفاسیر فقهی به عنوان مستندی برای مراجعه به متخصصان در مسائل دینی و اجتماعی تفسیر شده است. آیه 122 سوره توبه نیز به نقش عالمان دینی در هدایت و ارشاد جامعه اشاره دارد و مبنایی برای اعتبار نظر اهل علم در امور کلان دینی تلقی میشود. علاوه بر این، در روایتی از امام صادق درباره وظیفه مردم در صورت فقدان دسترسی به امام، بر مراجعه به آگاهان به امور دینی تأکید شده است. این دسته از روایات در فقه شیعه به عنوان دلیلی بر اعتبار نظر متخصصان دینی در اداره و هدایت جامعه مورد استناد قرار گرفتهاند. بر پایه این آیات و روایات، در اندیشه فقهی شیعه تشخیص مسائل پیچیده دینی و اجتماعی، از جمله شناسایی رهبر واجد شرایط، امری تخصصی تلقی میشود که نیازمند رجوع به فقها و صاحبنظران است. از این رو، تشکیل نهادی از فقیهان آگاه برای تشخیص و معرفی رهبر را میتوان تجلی نهادی اصل مراجعه به اهل خبره دانست؛ اصلی که مبنای قرآنی و روایی آن در منابع دینی مورد اشاره قرار گرفته است.[۴]
- ↑ التحقیق، مصطفوی، 1368ش، ج3، ص 9.
- ↑ الهام و دیگران، «تحلیل و بررسی بایستههای ساختاری مجلس خبرگان رهبری با روی کرد هدفگرا»، 1400ش، ص 126-127.
- ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت، ج1، ص 731.
- ↑ معصومی، «بازتاب اندیشه: مبانی فقهی- حقوقی مجلس خبرگان رهبری»، 1384ش، ص 153-158.