پرش به محتوا

همبستگی اجتماعی

از ایران‌پدیا

همبستگی اجتماعی؛ انسجام، پیوند و احساس تعلق مشترک میان اعضای یک جامعه.

همبستگی اجتماعی؛ به‌معنای پیوندها و احساس مسئولیت متقابلی است که موجب انسجام، ثبات و همکاری اعضای جامعه برای دستیابی به خیر عمومی می‌شود. این مفهوم علاوه‌بر ابعاد ساختاری، ریشه در بنیان‌های فرهنگی و مذهبی دارد و بقای نظام‌های اجتماعی را تضمین می‌کند.

در حالی که جامعه‌شناسی کلاسیک غرب بیشتر بر ضرورت‌های ساختاری و قراردادهای اجتماعی تأکید دارد، اندیشۀ اسلامی این پیوند را بر پایه‌های فطری، ایمان، محبت و عدالت استوار می‌بیند. تقویت این همبستگی در گرو نهادهایی چون آموزش، مناسک جمعی و رفتارهایی نظیر مدارا و وفای به عهد است؛ در حالی که بی‌عدالتی، فردگرایی مفرط و رذایل اخلاقی از مهم‌ترین موانع و عوامل واگرایی اجتماعی به شمار می‌روند.

مفهوم‌شناسی

«همبستگی اجتماعی» (به انگلیسی: Social solidarity یا Social cohesion) از مفاهیم بنیادین و کلیدی در مطالعات اجتماعی به شمار می‌روند. در لغت، همبستگی به‌معنای وحدت، وفاق و وفاداری است که از علایق، احساسات، همدلی و کنش‌های مشترک افراد نشئت می‌گیرد. این مفهوم با واژگانی چون «یکپارچگی اجتماعی» (Social Integration)، «وحدت» (Unity)، «وفاق اجتماعی» (Social Harmony) و «نظم اجتماعی» (Social Order) هم‌خانواده بوده و دارای قرابت معنایی است.[۱]

در اصطلاح جامعه‌شناختی، همبستگی اجتماعی به پدیده‌ای اطلاق می‌شود که بر اساس آن، اعضای یک گروه یا جامعه به یکدیگر وابسته بوده و نیازمند یاری متقابل‌اند. تعاریف گوناگونی برای این مفهوم ارائه شده است؛ از جامع‌ترین آنها می‌توان به «احساس مسئولیت متقابل میان افراد یا گروه‌های آگاه و اراده‌مند» اشاره کرد که دربرگیرنده پیوندهای انسانی، حس برادری و وابستگیِ متقابلِ حیات و منافع جمعی است.[۲]

در یک دسته‌بندی تحلیلی در علوم اجتماعی، همبستگی به دو نوع «عام‌گرا» و «خاص‌گرا» تقسیم می‌شود. همبستگی عام‌گرا شکلی از انسجام است که بر اساس «انسانیت مشترک»، برابری انسان‌ها و به‌رسمیت شناختن تفاوت‌ها در درون و بیرون گروه شکل می‌گیرد؛ این همان معنای مثبتی است که در کاربرد عمومی از همبستگی مراد می‌شود. در مقابل، همبستگی خاص‌گرا مبتنی بر عدم پذیرش و طردِ «دیگری» است و گروه، جامعهِ بیرون از خود را به‌رسمیت نمی‌شناسد. پژوهشگران، جنبش‌های فاشیستی و گروه‌های بنیادگرا را از نمونه‌های بارزِ داشتنِ قوی‌ترین اشکال همبستگی خاص‌گرا می‌دانند. از این رو، در مطالعات جامعه‌شناختی، قرار داشتن افراد در جایگاه آزاد و برابر، مرز میان همبستگی اجتماعی با «سلطه» در نظر گرفته می‌شود.[۳]

اهمیت همبستگی اجتماعی

تحقق و حفظ همبستگی اجتماعی از منظر اندیشمندان و متون دینی، ضرورتی بنیادین برای بقا و پویایی هر جامعه محسوب می‌شود. اهمیت این مفهوم در ابعاد زیر قابل صورت‌بندی است:

  • ثبات و بقای نظام اجتماعی: جامعه‌شناسان معتقند که همبستگی اجتماعی به‌عنوان مهم‌ترین بخش پیوستگی جامعه، نقشی حیاتی در اداره، انتظام‌بخشی امور و حفظ ثبات نظام سیاسی-اجتماعی ایفا می‌کند. بدون وجود انسجام، ساختار قدرت دچار تزلزل شده و جامعه به سمت فروپاشی حرکت می‌کند.[۴]
  • مقابله با تهدیدات خارجی: وحدت و همدلی به‌مثابه اکسیری است که دشمنان را در توطئه‌های خود علیه یک ملت ناکام می‌گذارد. پیوند مستحکم میان آحاد مردم، سدی دفاعی ایجاد می‌کند که نفوذ بیگانگان را ناممکن ساخته و استقلال و عزت جامعه را تضمین می‌کند.[۵]
  • توسعه و آبادانی: رشد و تعالی هر نظام اجتماعی در پرتو همبستگی میسر است. وجود انسجام باعث بسیج منابع انسانی و مادی فراوان برای توسعه کشور شده و برکات و عنایات الهی را در پی دارد.[۶] همچنین رابطه مستقیمی میان همبستگی اجتماعی و دستیابی به توسعه پایدار وجود دارد.[۷]
  • امنیت و حیات اجتماعی: پایداری و حیات واقعی یک جامعه در گرو همبستگی اجزای آن است. این مفهوم با تقویت اعتماد و وجدان جمعی، امنیت پایدار اجتماعی و روانی را برای شهروندان به ارمغان می‌آورد.[۸]
  • پیشگیری از منازعات داخلی: همبستگی با تعدیل شکاف‌های اجتماعی و نابرابری‌ها، از تبدیل‌شدن اختلافات به منازعات مسلکی و فرقه‌گرایانه جلوگیری کرده و حکمرانی مطلوب را ممکن می‌سازد.[۹]

مبانی همبستگی اجتماعی

مبانی دینی

در دیدگاه قرآنی، همبستگی اجتماعی بر شالوده‌های فطری و تکوینی استوار است. یکی از غایات اصلی تشریع دین، رفع اختلافات بشری است. آیات قرآن، دین را مهم‌ترین عامل اصلاح حیات بشر معرفی کرده و «اعتصام به حبل‌الله» را نعمتی می‌داند که جامعه را از لبه پرتگاه جنگ نجات داده و میان دل‌ها برادری ایجاد می‌کند.[۱۰] ارکان و راهکارهای این همبستگی عبارتند از:

  • محوریت عقیده: قرآن ویژگی‌های نژادی و زبانی را به‌عنوان عامل اصلی انسجام رد کرده و التزام به دین را محور وحدت معرفی می‌کند.[۱۱]
  • ارائه تفسیر فرامادی از دنیا: دین با معرفی دنیا به‌عنوان مقدمه آخرت، اهداف مادی را با اهداف معنوی گره زده و ریشه تزاحم و دشمنی را از بین می‌برد.[۱۲]
  • تربیت روحیه ایثار: دین انسان‌ها را به انجام خدمات اجتماعی برای رضای خدا تشویق کرده و ایثار را ترویج می‌دهد.[۱۳]
  • سازوکار مرابطه: قرآن برای پایداری همبستگی، سه مرحله مقاومت را تجویز می‌کند: صبر (تحمل فردی)، مصابره (پایداری جمعی) و مرابطه (پیوند در برابر فشارهای خارجی).[۱۴]
  • تعامل فرااسلامی: قرآن با تأکید بر اصول مشترک (مانند توحید)، زمینه را برای زیست مسالمت‌آمیز با پیروان سایر ادیان فراهم می‌سازد.[۱۵]
  • نظارت اجتماعی و اجتناب از مفاسد: نهیِ صریح قرآن از مفاهیمی چون «فحشا»، «منکر» و «بغی» (سوره نحل، آیه ۹۰)، در حقیقت امر به حفظ اتحاد جامعه است؛ زیرا شیوع کج‌روی‌ها باعث هدر رفتن نیروها و فروپاشی نظام اجتماعی می‌شود.[۱۶]
  • پایان‌بخشی به تفرقه جاهلی: در روایات امام علی، میان دین و انسجام اجتماعی پیوندی ناگسستنی برقرار است؛ ایشان اصلی‌ترین کارکرد بعثت پیامبر اسلام (ص) را پر کردن شکاف‌های ناشی از اختلاف و خاموش کردن کینه‌های نهفته در عصر جاهلیت می‌دانند.[۱۴] (در همین راستا، مرتضی مطهری نیز تأکید می‌کند که اولین خدمت اسلام در ایران، از بین بردن تشتت افکار و ایجاد انسجام در میان اقوام مختلف از طریق ترویج آرمان واحد بوده است.[۱۵]) به کتاب خودم مراجعه شود
  • عدالت به عنوان ضامن استمرار: از دیدگاه امام علی، عدالت اجتماعی حیاتی‌ترین عامل در ایجاد و بقای پیوندهای جمعی است. عدالت نه تنها یک فضیلت اخلاقی، بلکه زیربنای توسعه پایدار محسوب می‌شود؛ زیرا با ایجاد اعتماد متقابل میان مردم و حاکمان، از واگرایی و فروپاشی جامعه جلوگیری می‌کند.[۱۷]
  • الگوی رفتاری و اخلاق اجتماعی: در سیره امام رضا، همبستگی بر پایه شبکه‌ای از متغیرهای اخلاقی بنا شده است. این مؤلفه‌ها شامل عوامل شکل‌دهنده (راستگویی، صله رحم، کنترل خشم و تأمین امنیت)، عوامل تقویت‌کننده (فروتنی، یاری‌رسانی، مدارا و امر به معروف) و پرهیز از عوامل بازدارنده (مجادله‌های بی‌حاصل، فساد و گسست‌های خانوادگی نظیر طلاق) است. پایبندی به این شبکه موجب ارتقای منزلت و اقتدار جامعه می‌گردد.[۱۸]
  • مناسک جمعی: تشریع عبادات و مناسکی که جنبه دسته‌جمعی دارند (مانند نماز جماعت، نماز جمعه و حج)، از مؤثرترین عوامل عملی در تقویت انسجام مسلمانان و مبارزه با عوامل تفرقه‌افکن به شمار می‌رود.[۱۹]

مبانی جامعه‌شناختی

  • امیل دورکیم: وی همبستگی را به دو نوع مکانیکی؛ مبتنی بر شباهت در جوامع سنتی و ارگانیک؛ مبتنی بر تخصص و وابستگی متقابل در جوامع مدرن، تقسیم می‌کند. از نظر او، در دنیای مدرن «وجدان جمعی» عامل اصلی حفظ انسجام در برابر فردگرایی است.[۲۰] در خوانش‌های انتقادی‌تر از مکتب دورکیم و امتداد آن در آرای مارسل موس، مفاهیم دیگری نیز برای تبیین همبستگی مطرح شده است. از منظر دورکیم، شرط بنیادین تحقق همبستگی در جوامع مدرن، «محو شرایط نابرابر خارجی» است؛ به این معنا که تقسیم کار اجتماعی باید آزادانه و فارغ از نابرابری‌های طبقاتی، جنسیتی و قومیتی باشد. در همین راستا، مارسل موس با طرح «پارادایم هدیه» در برابر منطق فایده‌گرایی صرف، استدلال می‌کند که پایه‌های اخلاقی همبستگی اجتماعی از طریق چرخه «دادن، گرفتن و پس دادن» و ادای «بدهی اجتماعی» (مسئولیت فرد در قبال جامعه‌ای که از مواهب آن بهره‌مند شده) شکل می‌گیرد.[۲۱]
  • تالکوت پارسنز: وی عامل تقویت همبستگی اجتماعی را در تعادل و هماهنگی میان ایده‌ها، باورها و ارزش‌های مشترک با محیط می داند. این ارزش‌ها و هنجارهای مشترک به خودی خود نمی‌توانند همبستگی میان افراد جامعه را تأمین کنند، مگر این که محیط را با خود سازگار کنند.[۲۲]
  • نظریه انتخاب عقلانی (مایکل هچتر): این نظریه همبستگی را تابعی از میزان وابستگی فرد به گروه برای تأمین نیازها و پاداش‌ها می‌داند. اگر فرد احساس کند منافعش در گروی بقای جمع است، به هنجارها وفادار می‌ماند.[۲۳]

در کنار رویکردهای کارکردگرایانه در جامعه‌شناسی کلاسیک برخی جریان‌های انتقادی در علوم اجتماعی نیز بر جنبه‌های اخلاقی و انسانی آن تأکید دارند. برای نمونه، در سنت فکری مارسل موس و تفسیر انتقادی از دورکیم، همبستگی نه یک قرارداد خشک مبتنی بر فایده‌گرایی، بلکه پدیده‌ای برآمده از اخلاقیات دهش، فداکاری و انسانیت مشترک معرفی می‌شود که در برابر رویکردهای صرفاً منفعت‌طلبانه بازار آزاد قرار می‌گیرد.[۲۴]

دیدگاه اندیشمندان مسلمان

ابن خلدون

او از مفهوم عصبیت برای تبیین همبستگی استفاده می‌کند. عصبیت در ابتدا بر پیوندهای خویشاوندی استوار است، اما با پیوند یافتن به مذهب، قدرت نفوذ آن دوچندان شده و منجر به تشکیل تمدن و دولت می‌شود.[۲۵]

فارابی

در اندیشه فارابی، عامل اصلی ایجاد همبستگی اجتماعی در جامعه «محبت» است. این محبت در سه مرحله شکل می‌گیرد: نخست، به دلیل «اشتراک در فضیلت» که از طریق اشتراک در آراء (نظیر اعتقاد به مبدأ و منتهای آفرینش) و افعال حاصل می‌شود؛ دوم، محبت براثر منفعت که ناشی از نیاز افراد به یکدیگر در زندگی اجتماعی است؛ و سوم، محبت براثر لذت که به واسطه اشتراک در فضایل و سودرسانی متقابل پدید می‌آید. در نظر فارابی، مدینه فاضله یک جامعه به‌هم‌پیوسته است که در پرتو این سه نوع محبت و همبستگی، افراد با هدف مشترک کسب «سعادت» در کنار یکدیگر تلاش می‌کنند.[۲۶]

امام خمینی

در اندیشه سیاسی و اجتماعی امام خمینی، دین مبین اسلام و اتحاد حول محور آن، مهم‌ترین عامل ایجاد همبستگی اجتماعی است. ایشان ملی‌گراییِ منهای اسلام را رد کرده و هدف مشترک جامعه را مکتب نجات‌بخش اسلام می‌دانند.[۲۷] عرصه‌های اصلی همبستگی از دیدگاه ایشان عبارتند از:

  • دشمن‌شناسی مشترک: قرار گرفتن در برابر دشمنی مشترک (استبداد داخلی و استعمار خارجی) باعث انسجام ملی می‌شود.[۲۸]
  • مشارکت همه‌جانبه مردم: اداره صحیح کشور در گروی حضور و مشارکت عمومی و اعتماد متقابل حاکمیت و مردم است.[۲۹]
  • جایگاه روحانیت: روحانیت به عنوان نماینده دین، نقش محوری در هدایت و پیوند دادن مردم دارد.[۳۰]
  • مناسک جمعی اسلامی: شعائری نظیر عزاداری‌ها و نمازهای جماعت، ظرفیت بالایی در تحکیم وحدت و ایجاد انسجام دارند.[۳۱]

سید محمدحسین طباطبایی

در اندیشه سید محمدحسین طباطبایی، نقطۀ عزیمت تحلیل همبستگی، نظریه «اعتباریات» و مفهوم «استخدام» است. او معتقد است انسان به حکم اضطرار و برای تأمین منافع خویش، دیگران را به خدمت می‌گیرد (استخدام) که منجر به تشکیل جامعه می‌شود.[۳۲] وی معتقد است که همبستگی پایدار تنها در سایه دین و نبوت به عنوان عامل فراطبیعی ممکن است.[۳۳] علامه تحت عنوان مُرابطه، سازوکارهای همبستگی را در سه مرحله تبیین کرده است: صبر فردی (خویشتن‌داری)، مصابره (اتصال نیروهای پایداری جمعیت آسیب‌دیده) و مرابطه (وصل کردن نیروها در تمامی شئون زندگی).[۳۴] در این الگو، جامعه به یک شخصیت واحد تبدیل شده و «تفکر اجتماعی» جایگزین تفکر فردی می‌گردد.[۳۵][۳۶]

محمدعلی شاه‌آبادی

آیت‌الله شاه‌آبادی در کتاب «شذرات المعارف»، همبستگی اجتماعی را بر دو پایه خیط نبوت و ولایت (انسجام عمودی) و خیط اخوت (انسجام افقی) تبیین می‌کند. وی خطرناک‌ترین عامل انحطاط جامعه را انفصام خیط اخوت (گسست پیوند برادری) و پیوند با اجانب می‌داند.[۳۷] نظریه او بر دو رکن استوار است:

  • سیاست عِدّه (نیروی انسانی): مبتنی بر قاعده «لا عِدَّةَ إلا بالأخوة»؛ که پایداری آن منوط به چهار ناموسِ انس، کمال، عزت و عون است.[۳۸]
  • سیاست عُدّه (قدرت اقتصادی): مبتنی بر قاعده «لا عُدَّةَ إلا بالإعانة»؛ که شکل‌گیری قدرت اقتصادی را تنها در سایه تعاون ممکن می‌داند.[۳۹]

او انسان محبوس در خودخواهی را به «صفر» تشبیه می‌کند که تنها با عبور از انانیت و گرد آمدن حول آرمان‌های اسلام به «عدد» تبدیل می‌شود.[۴۰][۴۱]

نهادهای مؤثر بر همبستگی اجتماعی

دین

  • دینداری: پژوهش‌های تجربی و جامعه‌شناختی نشان می‌دهد که میان «میزان دینداری» افراد و «همبستگی اجتماعی» رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. بررسی ابعاد مختلف دینداری حاکی از آن است که بُعد «مناسکی» (نظیر شرکت در نمازهای جماعت، عزاداری‌ها و مراسم‌های مذهبی) و بُعد «تجربی» (احساس معنویت و پیوند با امر قدسی)، بیشترین تأثیر را بر افزایش احساس تعلق و شدت ارتباطات میان‌فردی در جامعه دارند.[۴۲]

همچنین بر اساس مطالعات، «نوع دینداری» (نگاه انحصارگرا، شمول‌گرا یا تکثرگرا به حقانیت ادیان) تأثیر مستقیمی بر کاهش یا افزایش همبستگی اجتماعی ندارد؛ بلکه آنچه انسجام جامعه را تضمین و تقویت می‌کند، اصل تقید به باورها و مشارکت عملی در مناسک دینی است.[۴۳]

آموزش عالی و دانشگاه

دانشگاه‌ها با ترویج «شهروندی اجتماعی»، افراد را از منفعت‌گرایی فردی به سمت مصالح عمومی سوق می‌دهند. نهاد آموزش عالی از طریق تولید اجماع درباره قراردادهای اجتماعی، نقش بازتولیدکننده اخلاق جمعی را ایفا می‌کند.[۴۴][۴۵]

قانون و نظام حقوقی

قانون ابزاری برای تنظیم روابط اجتماعی است؛ اما اگر هنجارهای قانونی با واقعیت‌های عینی جامعه تطابق نداشته باشد، منجر به تضاد می‌شود. برای ارتقای همبستگی، تطابق قانون با خواسته‌های جامعه ضروری است.[۴۶] در دیدگاه‌های جامعه‌شناختی حقوقی، اخلاقیاتِ همبستگی‌ساز تنها در صورتی پایدار می‌مانند که به کدهای حقوقی و رویه‌های قانونی تبدیل شوند. این رویکرد که بر «اصل بدهی اجتماعی» استوار است، ایجاب می‌کند که بهره‌مندی نابرابر افراد از مواهب جامعه، از طریق سازوکارهای قانونی جبران شود. تدوین قوانینی نظیر استقرار نظام‌های مالیاتی پلکانی، وضع قوانین حمایتی و ایمنی برای نیروی کار، و الزام دولت‌ها به تأمین آموزش، بهداشت و بیمه فراگیر و رایگان، تجلی حقوقیِ همبستگی اجتماعی هستند که با هدف بازتوزیع عادلانه منابع و کاهش شکاف‌های طبقاتی وضع می‌شوند.[۴۷]

فضاهای شهری و رسانه

  • فضای عمومی: کیفیت فضاهای شهری بستر تعاملات چهره‌به‌چهره است که منجر به افزایش اعتماد و وجدان جمعی میان شهروندان می‌شود.[۴۸]
  • رسانه‌های جمعی: رسانه‌ها با ایجاد لایه‌های هویتی مشترک می‌توانند انسجام فرهنگی را تقویت کنند.[۴۹]

نهادهای مدنی و گروه‌های واسط

تشکل‌یابی مستقل جامعه و شکل‌گیری نهادهای واسط (نظیر شوراها، سندیکاها، انجمن‌های علمی، اصناف و سازمان‌های مردم‌نهاد) از ارکان حفظ همبستگی اجتماعی در جوامع پیچیده به شمار می‌روند. در نظریات جامعه‌شناسی سیاسی، این گروه‌های ثانویه نقش تعدیل‌کننده‌ای ایفا می‌کنند؛ از یک سو با ایجاد بستری برای مشارکت و شناسایی منافع مشترک، از دست‌اندازی و استبداد احتمالی قدرتِ حاکم (دولت) بر افراد جلوگیری می‌کنند و از سوی دیگر، مانع از تسلط منافع و اراده‌های خودخواهانه و اتمیزه فردی بر خیر عمومی می‌شوند.[۵۰]

عوامل تقویت‌کننده و تهدید کننده

علاوه بر اشتراکات ارزشی، متغیرهای اخلاقی و رفتاری زیر در تحکیم پیوندهای اجتماعی نقش کلیدی دارند:

  • آگاهی و مشورت: بصیرت نسبت به ارزش‌های جمعی و بهره‌گیری از خرد جمعی (مشورت) مانع از بروز اختلافات بی‌اساس در زمان بحران می‌شود.
  • مدارا و مهربانی: سازگاری، عفو و گذشت با جایگزین کردن روابط انسانی به جای کشمکش، صلح اجتماعی را تضمین می‌کند.
  • یکرنگی و نوع‌دوستی: نفی نفاق و ترویج روح برادری و مسئولیت‌پذیری، منجر به تقویت اعتماد متقابل و اصلاح روابط اجتماعی می‌گردد.[۵۱]

عوامل تهدیدکننده همبستگی اجتماعی

موانع انسجام جامعه در دو سطح ساختاری و اخلاقی دسته‌بندی می‌شوند:

دیدگاه‌های جامعه‌شناختی

  • تالکوت پارسونز: وی ریشه ستیز را در «کمیابی منابع» می‌بیند و معتقد است عدم انطباق نیازها با ارزش‌های حاکم، همبستگی نظام اجتماعی را تهدید می‌کند.
  • ابن خلدون: او اضمحلال «عصبیت» (پیوستگی گروهی) را ناشی از تجمل‌خواهی و تن‌پروری دانسته که منجر به تضعیف پیوندهای انسانی می‌شود.[۵۲]

موانع اخلاقی و رفتاری

رذایل اخلاقی با تخریب اعتماد و ایجاد شکاف، زمینه‌ساز واگرایی اجتماعی می‌شوند:

  • ناهنجاری‌های ارتباطی: سوءظن، تهمت و افترا با از بین بردن اطمینان عمومی، زیربنای ایمان جمعی را نابود می‌کنند.
  • زیاده‌خواهی و جاه‌طلبی: توقعات نامعقول، طمع و برتری‌جویی منجر به شکل‌گیری نظام‌های طبقاتی ناعادلانه، خودخواهی و در نهایت تفرقه می‌گردد.
  • رذایل درونی: حسادت، بخل، کینه و پیروی از هواهای نفسانی از عوامل نیرومند تشتت هستند که حتی در جوامع علمی نیز می‌توانند منجر به بروز رفتارهای نابهنجار و حق‌کشی شوند.[۵۳]
  • بی‌عدالتی اجتماعی: اصلی‌ترین عامل گسست پیوندهای جمعی است.[۵۴]
  • فردگرایی مفرط: ترجیح منافع شخصی بر مصالح عمومی.
  • بیماری‌های اخلاقی: سوءظن، تهمت و تفرقه که ریشه‌های همدلی را از بین می‌برد.[۵۵]

موانع ساختاری و اقتصاد سیاسی

در رویکردهای انتقادی و اقتصاد سیاسی، علاوه بر موانع رفتاری، دو مانع کلان ساختاری به عنوان دشمنان اصلی همبستگی اجتماعی معرفی می‌شوند:

اقتصادگرایی و سیاست‌های نئولیبرال: رویکردهایی که با تقلیل امر اجتماعی به امر اقتصادی، به گسترش مناسبات بازار در تمام شئون حیات بشری می‌پردازند. پیامدهایی نظیر موقتی‌سازی قراردادهای نیروی کار، کالایی‌شدن آموزش و بهداشت، و مقررات‌زدایی‌های افراطی، با تضعیف طبقه متوسط و گسترش فقر، جامعه را اتمیزه (منزوی) کرده و با تولد سوژه‌های «فردگرای خودخواه»، پیوندهای اجتماعی را تهدید می‌کند.[۵۶]

دولت‌گرایی افراطی و اقتدارگرایی: رویکردهایی که با اصالت بخشیدن مطلق به ساختار دولت، مانع از شکل‌گیری قراردادهای اجتماعیِ مبتنی بر اراده آزاد شهروندان می‌شوند. تضعیف و سرکوب نهادهای مستقل مدنی و هراس از تشکل‌یابی اصناف و گروه‌ها، از قدرت گرفتن جامعه برای دفاع از حقوق خود جلوگیری کرده و انسجام ارگانیک را به گسیختگی تبدیل می‌کند.[۵۷]

پیامدها

احساس تعلق به هویت ملی، سطح اعتماد متقابل، مشارکت داوطلبانه و مسئولیت‌پذیری، تساهل و مدارا[۵۸] ایجاد امنیت پایدار، استقلال ملی و فراهم‌شدن منابع برای آبادانی کشور از پیامدهای مستقیم یک جامعه همبسته توصیف شده است.[۵۹]

پانویس

  1. نصرآبادی، «همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی (دیدگاهها، عوامل تقویت، تهدیدها و راهکارها)»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
  2. نصرآبادی، «همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی (دیدگاهها، عوامل تقویت، تهدیدها و راهکارها)»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
  3. «همبستگی اجتماعی و دشمنان آن»، وب‌سایت فرارو.
  4. جهانی نسب، «بررسی مفهوم همبستگی اجتماعی در آراء و اندیشه های ابن خلدون و امیل دور کیم»، ۱۴۰۱ش، ص۱۴۹.
  5. باقی نصرآبادی، «همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی»، ۱۳۸۴ش، ص۱.
  6. باقی نصرآبادی، «همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی»، ۱۳۸۴، ص۱.
  7. سایه میری، «رابطه عدالت با همبستگی اجتماعی از دیدگاه امام علی (ع)»، ۱۳۹۹، ص ۲۰۵.
  8. عبداله زاده فرد، «ارتقای کیفیت فضاهای عمومی شهری راهبردی در شکل گیری همبستگی اجتماعی»، ۱۳۹۵ش، ص۱.
  9. رستمی کیسمی، «عرصه های مورد تأکید امام خمینی بر همبستگی اجتماعی»، ۱۴۰۲ش، ص۱.
  10. طباطبایی، «المیزان فی تفسیر القرآن»، ج ۲، ص ۱۱۱-۱۱۲.
  11. حسامی، «همبستگی اجتماعی در قرآن»، ۱۳۹۰، ص ۳۲.
  12. طباطبایی، «المیزان فی تفسیر القرآن»، ج ۹، صص ۱۱۸-۱۲۱.
  13. قرآن کریم، سوره حجرات، آیه ۱۰.
  14. حسامی، «همبستگی اجتماعی در قرآن»، ۱۳۹۰، صص ۴۳-۴۴.
  15. حسامی، «همبستگی اجتماعی در قرآن»، ۱۳۹۰، ص ۴۶.
  16. طباطبایی، «المیزان فی تفسیر القرآن»، ج ۱۲، صص ۳۳۳-۳۳۴.
  17. سایه میری، «رابطه عدالت با همبستگی اجتماعی...»، ۱۳۹۹، صص ۲۰۵-۲۰۸.
  18. محصص، «الگوی همبستگی اجتماعی در کلام امام رضا (ع)»، ۱۴۰۳، صص ۱۰-۲۱.
  19. نهج‌البلاغه، حکمت ۲۵۲.
  20. جهانی نسب، «بررسی مفهوم همبستگی اجتماعی در آراء و اندیشه های ابن خلدون و امیل دور کیم»، ۱۴۰۱، ص ۱۵۵.
  21. «همبستگی اجتماعی و دشمنان آن»، وب‌سایت فرارو.
  22. نصرآبادی، «همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی (دیدگاهها، عوامل تقویت، تهدیدها و راهکارها)»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
  23. حاجیانی، «شاخص‌های همبستگی اجتماعی و تأثیر دانشگاه آزاد اسلامی بر آن»، ۱۳۹۰، ص ۱۲.
  24. «همبستگی اجتماعی و دشمنان آن»، وب‌سایت فرارو.
  25. جهانی نسب، «بررسی مفهوم همبستگی اجتماعی در آراء و اندیشه های ابن خلدون و امیل دور کیم»، ۱۴۰۱، ص ۱۶۰.
  26. رستمی کیسمی، «عرصه‌های مورد تأکید امام خمینی بر همبستگی اجتماعی»، ۱۴۰۲، صص ۷۵-۷۶.
  27. رستمی کیسمی، «عرصه‌های مورد تأکید امام خمینی بر همبستگی اجتماعی»، ۱۴۰۲، صص ۷۹-۸۲.
  28. رستمی کیسمی، «عرصه‌های مورد تأکید امام خمینی بر همبستگی اجتماعی»، ۱۴۰۲، صص ۸۲-۸۵.
  29. رستمی کیسمی، «عرصه‌های مورد تأکید امام خمینی بر همبستگی اجتماعی»، ۱۴۰۲، صص ۸۵-۸۸.
  30. رستمی کیسمی، «عرصه‌های مورد تأکید امام خمینی بر همبستگی اجتماعی»، ۱۴۰۲، صص ۸۸-۹۱.
  31. رستمی کیسمی، «عرصه‌های مورد تأکید امام خمینی بر همبستگی اجتماعی»، ۱۴۰۲، صص ۹۱-۹۴.
  32. طباطبایی، «اصول فلسفه و روش رئالیسم»، ۱۳۹۲، ج ۲، ص ۲۲۰.
  33. طباطبایی، «المیزان فی تفسیر القرآن»، ۱۳۹۰، ج ۲، ص ۱۸۷.
  34. طباطبایی، «المیزان فی تفسیر القرآن»، ۱۳۹۰، ج ۴، ص ۱۴۳.
  35. طباطبایی، «المیزان فی تفسیر القرآن»، ۱۳۹۰، ج ۴، ص ۱۶۶.
  36. طباطبایی، «المیزان فی تفسیر القرآن»، ۱۳۹۰، ج ۴، ص ۱۵۹.
  37. شاه‌آبادی، «شذرات المعارف»، ۱۳۸۰، ص ۸.
  38. شاه‌آبادی، «شذرات المعارف»، ۱۳۸۰، ص ۱۶.
  39. شاه‌آبادی، «شذرات المعارف»، ۱۳۸۶، ص ۳۰.
  40. شاه‌آبادی، «شذرات المعارف»، ۱۳۸۰، ص ۱۷۲.
  41. شاه‌آبادی، «شذرات المعارف»، ۱۳۸۰، ص ۸.
  42. زارع و همکاران، «بررسی تأثیر میزان و انواع دینداری بر همبستگی اجتماعی»، ۱۳۹۴، ص ۱۶۹.
  43. زارع و همکاران، «بررسی تأثیر میزان و انواع دینداری بر همبستگی اجتماعی»، ۱۳۹۴، ص ۱۶۸.
  44. عطارزاده، «دانشگاه و همبستگی ملی؛ تحول مفهوم فردی شهروندی به رویکرد اجتماعی»، ۱۴۰۲، ص ۴۵.
  45. کریمی، «تأملی نظری درباره نسبت آموزش عالی و همبستگی اجتماعی»، ۱۳۹۰، ص ۱.
  46. مهدوی زاهد، «نقش قانون در ارتقا یا کاستن همبستگی اجتماعی»، ۱۴۰۲، ص ۳۰.
  47. «همبستگی اجتماعی و دشمنان آن»، وب‌سایت فرارو.
  48. عبداله زاده فرد، «ارتقای کیفیت فضاهای عمومی شهری راهبردی در شکل گیری همبستگی اجتماعی»، ۱۳۹۵، ص ۲.
  49. امام جمعه، «تحلیل جامعه شناختی همبستگی اجتماعی و فرهنگی در ایران»، ۱۳۸۷، ص ۱.
  50. «همبستگی اجتماعی و دشمنان آن»، وب‌سایت فرارو.
  51. نصرآبادی، «همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی (دیدگاهها، عوامل تقویت، تهدیدها و راهکارها)»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
  52. نصرآبادی، «همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی (دیدگاهها، عوامل تقویت، تهدیدها و راهکارها)»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
  53. نصرآبادی، «همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی (دیدگاهها، عوامل تقویت، تهدیدها و راهکارها)»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
  54. مشفقی، «رابطه عدالت اجتماعی با همدلی و همبستگی مردم در جامعه»، ۱۳۹۰، ص ۱.
  55. باقی نصرآبادی، «همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی»، ۱۳۸۴، ص ۱.
  56. «همبستگی اجتماعی و دشمنان آن»، وب‌سایت فرارو.
  57. «همبستگی اجتماعی و دشمنان آن»، وب‌سایت فرارو.
  58. حاجیانی، «شاخص‌های همبستگی اجتماعی»، ۱۳۹۰، ص ۷.
  59. باقی نصرآبادی، «همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی»، ۱۳۸۴، ص ۱.

منابع

  • امام جمعه، فرهاد، «تحلیل جامعه شناختی همبستگی اجتماعی و فرهنگی در ایران»، مجله علوم اجتماعی، شماره ۱۱، ۱۳۸۷.
  • باقی نصرآبادی، علی، «همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی»، فصلنامه حصون، شماره ۶، ۱۳۸۴.
  • جهانی نسب، احمد، «بررسی مفهوم همبستگی اجتماعی در آراء و اندیشه های ابن خلدون و امیل دور کیم»، فصلنامه نظریه‌های اجتماعی متفکران مسلمان، سال ۱۲، شماره ۱، ۱۴۰۱.
  • حاجیانی، ابراهیم، «شاخص‌های همبستگی اجتماعی و تأثیر دانشگاه آزاد اسلامی بر آن»، فصلنامه مطالعات ملی، ویژه نامه شماره ۱، ۱۳۹۰.
  • حسامی، فاضل، «همبستگی اجتماعی در قرآن»، فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، سال ۲، شماره ۴، ۱۳۹۰.
  • رستمی کیسمی، علی، «عرصه های مورد تأکید امام خمینی بر همبستگی اجتماعی»، فصلنامه فرهنگ پژوهش، شماره ۵۳، ۱۴۰۲.
  • زارع، بیژن، «بررسی تأثیر میزان و انواع دینداری بر همبستگی اجتماعی»، فصلنامه جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران، ۱۳۹۴.
  • سایه میری، علی، «رابطه عدالت با همبستگی اجتماعی از دیدگاه امام علی (ع)»، فصلنامه اقتصاد و بانکداری اسلامی، شماره ۳۱، ۱۳۹۹.
  • شاه‌آبادی، محمدعلی، «شذرات المعارف»، تهران، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۰.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، «المیزان فی تفسیر القرآن»، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۹۰.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، «اصول فلسفه و روش رئالیسم»، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۹۲.
  • عبداله زاده فرد، علیرضا، «ارتقای کیفیت فضاهای عمومی شهری راهبردی در شکل گیری همبستگی اجتماعی»، فصلنامه نگرش‌های نو در جغرافیای انسانی، سال ۹، شماره اول، ۱۳۹۵.
  • عطارزاده، مجتبی، «دانشگاه و همبستگی ملی؛ تحول مفهوم فردی شهروندی به رویکرد اجتماعی»، فصلنامه مطالعات راهبردی فرهنگ، سال ۳، شماره ۱، ۱۴۰۲.
  • کریمی، علی، «تأملی نظری درباره نسبت آموزش عالی و همبستگی اجتماعی»، فصلنامه مطالعات ملی، ویژه نامه شماره ۱، ۱۳۹۰.
  • محصص، مرضیه، «الگوی همبستگی اجتماعی در کلام امام رضا (ع)»، فصلنامه فرهنگ رضوی، سال ۱۱، شماره ۴۳، ۱۴۰۳.
  • مشفقی، بهاره، «رابطه عدالت اجتماعی با همدلی و همبستگی مردم در جامعه»، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۹۰.
  • مصطفایی، عبدالمحمد، «تعامل و همبستگی اجتماعی در مکتب امام خمینی»، شماره ۷۲.
  • مهدوی زاهد، مهدی، «نقش قانون در ارتقا یا کاستن همبستگی اجتماعی»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، دوره ۲۱، شماره ۶۶، ۱۴۰۲.
  • نصرآبادی، علی، «همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی (دیدگاهها، عوامل تقویت، تهدیدها و راهکارها)»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: 8 آبان 1390ش.
  • «همبستگی اجتماعی و دشمنان آن»، وب‌سایت فرارو، تاریخ درج مطلب:12 مهر 1400ش.