پیشنویس:ایران در دوران صفویه
ایران در عصر صفویه؛ سرزمینی با اتحاد سیاسیِ کشور، حکومتی ملی و وحدت مذهبیِ شیعه امامیه.
ایران در دوره صفویه (۹۰۷-۱۱۳۵ق) براساس یک دولت متمرکز ملی متحد شد و هویت نوینی بر پایة تشیع اثنیعشری به دست آورد. جریانهای فکری ناشی از آمیختگی تصوف و تشیع، زمینهساز شکلگیری این دولت بود و در درون آن، ایرانهای متعددی تجربه شد که در مجموع سرپا ماند. علت این تداوم در انعطاف فرهنگ سیاسی سهرکنی تصوف، تشیع، سلطنت و توانایی تغییر مبنای مشروعیت از طریقت به شریعت بوده است. ایران این دوره، منبعی ارزشمند برای آگاهی از زندگی تودههای مردمی، ساختار سیاسی، تشکیلات اداری، مذهب و ساختار دینی، اوضاع اجتماعی و فرهنگی طبقات اجتماعی، آداب و رسوم، باورها، آیینها، مناسک مذهبی، اقوام و ایلات، اوضاع کشاورزی و اقتصادی مانند نظام مالیاتی، نظام زمینداری، شیوه آبیاری، خراج، داد و ستد، شيوه توليد به شمار میرود.
مرزهای جغرافیایی
ایران در دوره صفویه سرزمینی بسیار گسترده بود که از چهار سو به قلمروهای بزرگ همسایه محدود میشد. از شمال به دریای خزر، از جنوب به دریای محیط یا اقیانوس هند، از شرق به ممالک مغولان کبیر یا هندوستان و از غرب به ممالک دولت عثمانی که دو رود دجله و فرات، مرز طبیعی میان آن دو را تشکیل میداد. افزون بر سرزمینی که بهطور ویژه ایران نامیده میشد، بخشهای بزرگی از آشور قدیم، ارمنستان کبیر، ممالک پارت قدیم، سرزمین ماد و مملکتنشین لار و هرمز نیز جزو قلمرو ایران به شمار میرفت. همچنین همه نواحی و قطعاتی که در شرق ایران تا آن سوی قندهار ادامه مییافت و تا سرزمین سند پیش میرفت که همان مرز پایان قلمرو ایران بود در تصرف دولت صفوی قرار داشت.
زیرساخت فرهنگ سیاسی
در ایران در این دوره، تصوف زمینه را برای گسترش مفاهیم شیعی مانند ولایت آماده کرد. صفویان با حمایت ترکمانان قزلباشان به قدرت رسیدند و در ابتدا شاه را مرشد کامل خوانده و در ابتدا برتری وجه صوفیانه غالی بر تشیع اعتدالی را پذیرفتند. اما نهاد سلطنت خصوصاْ سلطنت به سبک ایرانشهری برای تثبیت قدرت خود، به تدریج مبنای مشروعیت را از طریقت به شریعت تغییر داد و شاه را ظلالله نیز نامید. این تغییر، تصوف و تشیع را از تعامل به تقابل کشاند و شاهان صفوی خود را نه فقط مرشد طریقت، بلکه نایبان امام زمان نیز معرفی کردند. این تلفیق فکری، بعد از قرنها زمینة نظری لازم برای ایجاد دولتی متمرکز و هویتی نوین بر پایة تشیع را در ایران فراهم کرد.
ساختار و نظام سیاسی و حکومتی ایران
بهلحاظ ساخت سیاسی، دولت در دوران صفویه از نوع پاتریمونیالیسم بوده است. در این دوره، شاه نقشآفرین اصلی و در رأس نظام حکومتی و ساختار سیاسی-اداری ایران قرار داشت. ایجاد و انحلال سازمانهای اداری، تعیین حدود اختیارات و مسئولیتها، تقسیمات کشوری و انتخاب کارکنان عالیرتبه، همه به ارادة شاه بود. نظام اداری این دوره، برگرفته و تلفیقی از نظامهای اداری دوران حکومت عباسی، مغولان و تیموریان بود. با توجه به نقش قزلباشان نظام سیاسی-اداری ایران در آغاز به صورت غیرمتمرکز بود. مشاغل دربار یکساله بودند و چنانچه صاحبمنصبان بر اثر خطا و اشتباه عزل میشدند، اموال و املاکشان به نفع دیوان ضبط میشد. در ایران نهادهای اداری شامل درگاه مُعّلی شاهی، مجالس مشورتی (شاهی) و امرای غیردولتخانه بود. با توجه به تغییر مذهب کشور، مهمترین تفاوت، جایگزینی قواعد فقه شیعه به جای فقه اهلسنت بود.
مهمترین اقدام شاه اسماعیل اول، ایجاد یک دولت متمرکز ایرانی پس از حدود ۹۰۰ سال از سقوط ساسانیان بود. شاهان بعدی نیز بر تمرکز ساختار اداری ایران کوشیدند؛ در دوره میانه و اواخر صفوی تمرکزگرایی اداری در ایران بیشتر شد و قدرت والیان محدود گردید. در این دوره، ریشههای نظریة دولت مبتنی بر ولایت فقیه و پذیرش همکاری روحانیون با حکومت سلطنتی در ایران نمایان شد.
مذهب و ساختار دینی
تشکیل دولت شیعه
شاه اسماعیل اول با تداوم حمایت قزلباشان و حکومتهای محلی شمال ایران از جمله خاندان آلکیا، در آستانه سده ۱۰ق/۱۶م پس از پیروزی بر مهمترین و آخرین رقیب الوند بیگ آققویونلو در نبرد شرور به سال 907ق/1501م. در تبریز تشکیل دولت صفوی را اعلام کرد. او پس از جلوس بر تخت سلطنت، خطبه را به نام ائمه اثنیعشر خواند و تشیّع را بهعنوان مذهب رسمی کشور اعلام نمود و وحدت ملی ایرانیان در قالب پدیده دولت-ملت که برای نخستین بار در ایران اسلامی شکل گرفت، در این آیین تجلی یافت. وی در تبریز خطبه به نام دوازده امام خواند، اذان را با عبارت «أشهَدُ أَنّ عَلیاً ولیُّ الله» به شیوه شیعیان تغییر داد و با تأسیس نهاد تبرائیان دستور لعن خلفای سهگانه را صادر کرد.
روابط متقابل روحانیت و حکومت
شاه اسماعیل اوّل از علمای شیعة جبل عامل و بحرین دعوت کرد تا به ایران مهاجرت کنند. عواملی چون ضرورت سیاسی شاهان صفوی برای کسب مشروعیت و تثبیت حکومت از طریق تبدیل نظام تصوف به یک قدرت مهم سیاسی مذهبی، رقابتهای منطقهای با همسایگان اهلسنت بهویژه عثمانی، تلاش حکومت برای کسب مشروعیت، مصونیتبخش به نهاد سیاست در برابر علمای شیعه مخالف حکومت، ضرورت تغییر در پشتیبانهای نظامی و معنوی صفویان و ایجاد فضای مناسب برای فراهم کردن آموزهها، شعائر و مناسک مذهبی شیعه، در زمینه همگرایی متقابل برخی علمای شیعه با حکام صفوی موثر بوده است. برخی علمای شیعه ازجمله شیخ ابراهیم قطیفی، مقدس اردبیلی (متوفی ۹۹۳ق)، صدرالمتألهین شیرازی (متوفی ۱۰۵۰ق) و شیخ حسن عاملی (متوفی ۱۰۱۱ق) همکاری با حکومت صفوی را جایز نمیدانستند. دستاوردهای همکاری علمای شیعی و حکومت عبارتند از:
- اختلاف نظر در بیان دستاوردهای همگانی: با وجود اینکه برخی از افراد در بیان همکاری این دو گروه در ایران اظهارنظرهای بدبینانه دارند با قدرتیابی صفویان، پس از ظهور اسلام مذهب شیعی اثنیعشری برای اولینبار توانست قدرت سیاسی کامل را به دست آورد. این مسئله در حکومتهای آلبویه و سربداران بینتیجه مانده بود.
- آزادی در انجام شعائر و مناسک مذهبی شیعه: در این دوره انجام شعائر هم از طریق دستگاه سیاسی و هم دینی حاکم بر کشور، تشویق میشد. برپایی مراسم به صورت جمعی همچون عزاداری روز عاشورا، جشن غدیر و سبّ و لعن خلفای اولیه اسلام توسط تبرائیان، برگزار میشد. هرچند رفتار و عملکرد برخی از شاهان صفوی دوگانه و پیچیده بود و مثلاْ شاه عباس اول، با آنکه پای پیاده به زیارت امام رضا میرفت، گاهی اوقات در جمع مهمانان و سفرای خارجی شراب مینوشید.
- آثار علمای شیعی بر ایجاد و غنای فرهنگ شیعی: پیوندهای خویشاوندی این مهاجران، تصاحب و کنترل برخی مناصب مهم دینی، پیروی شاگردان مختلف از این اساتید و تأثیرگذاری عمیق و مستمر بر نهاد سیاست و حکومت صفوی به دلیل مسئولیتهایی در ساختار نهاد مذهب.
- ایجاد تغییر و تحولات جدید در اندیشه سیاسی شیعه: در این دوره برخی موضوعات مانند حدود اختیارات فقه، خراج و نماز جمعه فصلی جدید از تاریخ فقه شیعه شدند.
- ورود نهاد مذهب در دستگاه دیوانسالاری و استقلال نهاد قضا.
- نقش سادات و علما در حقوق شهروندی: علما تدوینگر قوانین و مقرارت جامعه طبقاتی ایران و و ناظر بر اجراء احکام صادره و حقوق مردم بودند.
نهادهای دینی
از آنجایی که تشیع مهمترین عامل در تبلیغات مذهبی و ایدئولوژی سیاسی صفویه بود و طبقه روحانیان شیعه نمایندگان تشیع بودند شاه اسماعیل از علمای شیعة جبل عامل و بحرین دعوت کرد تا به ایران مهاجرت کنند. از اواخر دورة شاه اسماعیل و اوایل دورة شاه طهماسب علما وارد ساختار حکومت صفوی شدند و مناصب گوناگونی را بر عهده گرفتند، ازجمله: صدر، شیخالاسلام ، وکیل حلالیات، ملاباشی، قاضی، قاضیعسکر، نقیب، مفتیان، صدر اعظم/وزیران، مدرسان، امام جمعه و حتی متولی امور اوقاف.
نهاد مدنی دینی
نهاد مدنی از مهمترین نهادهایی است که کارکرد خود را در زمینههای مختلف اجتماعی از جمله تقویت وجدان جمعی بهمنظور تقویت دین مشخص کرده و توانسته است تأثیرگذارترین عامل در مدیریتهای کلان اجتماعی باشد. مناسک و آئینها نمونه آشکار این موضوع است. منابع کاربردی موجود در مناسک ایرانیان در دوران صفویه شامل منابع انسانی، منابع اطلاعاتی، منابع تأسیسی و منابع مالی میشد.
- منابع انسانی: روضهخوانان، واعظان و خطبا هستند که عامل جامعهپذیری و انتقال ارزشهای انسانی به مردم ایران بودند.
- منابع اطلاعاتی: همان منابع گفتمانی هستند که به متن معروف شدند. این متون میتوانند دارای چند کارکرد از جمله انتقال معنا، تخلیه احساسات، دستور دادن، انتخاب پاسخها، ایجاد سؤال و تحقق اعمال باشند. نمونه آن در ایران عصر صفویه کتاب روضه الشهدا اثر ملا حسین واعظ کاشفی (م۹۱۰.ق) است که هرچند در دوره قبل از صفویه نوشته شده اما بهعنوان یک منبع اطلاعاتی تأثیر بسیار زیادی در فضای دینی ایران در این دوره داشته است.
- منابع تأسیسی: فضاهای خاص و ویژهای مانند مساجد، مدارس و تکایا که با اجرای مناسک هویت جمعی را تقویت کردند و توانستند مظهر پیوند زمان و مکان و انسان شوند.
- منابع مالی: وقف که توانست سرمایه اجتماعی را در راستای اهداف مطرح در مناسک دینی به کار ببرد.
نهاد مدیریتی تعلیم و تربیت رسمی
در این دوره از ایران، صفویان با باز تولید و احیای ساختار اداری و دیوانسالاری و تحول در کارکرد و عملکرد مناصب آن بهعنوان مهمترین مکانیسمهای جامعهپذیری در نهاد تعلیم و تربیت، تشکیلات جدیدی را به وجود آوردند.
ساختار اداری تعلیم و تربیت
استاد یا مدرس مسلط و متبحر در علوم مختلف اسلامی و شیعی بود که معمولاً در مدارس وابسته به حکومت مستقیماً از طرف پادشاهان پس از مشورت با مقام ملاباشی، صدر و شیخالاسلام انتخاب و منصوب میگردید. در سایر مدارس نیز انتخاب مدرس از اختیارات صدر بود که پس از توافق با واقف برگزیده و منصوب میشد. جدا از ساختار اداری در هر مدرسه براساس وظایف در یک تقسیمبندی متولّی، ناظر، مدرس، طلبه، مؤذن، خادم و آبکش مشخص میشدند.
مراکز آموزشی
دوران صفويان به لحاظ تعدد و تغییر کارکرد مراکز آموزشي از شکوفاترين دورههای تاريخ ايران است به گونهايی که حتی موجب حيرت سياحان اروپايی شده است. در اين زمان، مهاجرت علمای اماميه به ايران زمينه را برای توسعه هرچه بيشتر مراکز آموزشی فراهم کرد. نظام آموزشی ایران در این دوره محاسن و کاستیهایی به همراه داشت. از نظر کمّی در اغلب شهرهای بزرگ و کوچک و حتی برخی روستاهای ایران مانند اصفهان، مشهد، شیراز، قزوین، تبریز، کرمان، کاشان، قم، همدان، سبزوار، هرات و سایر شهرهای دیگر و از نظر کیفی بهمثابه مدارس دینی و شیعی روند رُشد فزایندهای داشته است. بهعنوان نمونه در اصفهان ۵۷، تبریز ۴۷، شیراز ۱۰، مشهد ۷ مدرسه ساخته شده بود. تعدد مدارس وقفی و غیروقفی و سلطنتی و غیرسلطنتی تأسیس شده و فراهم شدن امکان تحصیل برای عموم افراد جامعه، فارغ از پایگاه طبقاتی آنها، گویای عام شدن پدیده علم در ایران است.
نظام آموزشی
تدریس در صفویه، از مکتبخانه آغاز و به مدرسه تداوم مییافت. ساختار نظام آموزشی در ایران شامل اتاقهای بزرگ یا مجالس، استاد، و روشهای آموزشی املا، پرسش و پاسخ، سماع، قرائت و مناظره و مباحثه بود. مهمترین مجالس یک مدرسه به لحاظ علمی و تعداد حضور شاگردان به استاد بزرگ مدرسه تعلق داشت. علاوه بر مدرسان اصلی، در برخی از مدارس، مدرسان دیگری که غالباً انتصابی نبودند، حضور داشتند که در تدریس به مدرس اصلی کمک میکردند. شهرت و اعتبار هر مدرسه به مدرس اصلی آن که در یک حوزه از علوم دینی-شیعی متخصص بود، بستگی داشت.
برنامه تدریس
برنامه تدریس در مدارس نیز در مرحله اول، شامل صرف و نحو عربی، علم لغت، معنای و بیان و منطق تدریس میشد و مرحله بعد تدریس علم تفسیر قرآن، کلام، رجال، فقه و حدیث بود. ضمناً تدریس فلسفه، نجوم و هیئت، ریاضی و طب در برنامههای آموزشی این عصر کمتر مورد توجه قرار میگرفت.
علوم
در این دوران در ایران علوم شامل علوم عقلی یا تعمیمی، علوم نقلی یا تفریدی و علوم ادبی است. این دستهبندی در عصر صفویه توسط دو جریان فکری نیز نمایندگی میشده است؛ جریان اصولی عموماً متکی بر علوم عقلی، به سبب رسمیتدادن به اجتهاد و اجماع بوده و جریان اخباری اغلب متکی بر علوم نقلی، به سبب استنادات تاریخی، روایی و حدیثی بوده است. براساس گزارش سیاحان اروپایی وضعیت علمی ایران شامل چند مسئله مهم بوده است:
- ایرانیان علاقه شدیدی به علوم نقلی و عقلی داشتند.
- با وجود وقوع رنسانس علمی در اروپا و تحولات جدید در عرصه فنون و علوم، بهعلت ضعف ارتباطات و بیاعتنایی برخی شاهان صفوی، شخصیتهای علمی و عدم قطعیت نظریههای علمی جدید، گفتمان علمی و جنبش علمی جدید میان ایران و غرب شکل نگرفت.
- وضعیت علمی ایران در برخی زمینهها از غرب رشد داشته و در برخی جنبهها یا مشابه و یا در ضعف و عقبماندگی بوده است.
منابع مالی
منابع مالی در برنامهریزی و مدیریت رفتار در نهاد تعلیم و تربیت ایران در این دوره نقش مهمی داشته است. این نوع منبع نهاد وقف است. هر مدرسه با توجه به واقفش، موقوفاتی داشت و از نظر مالی مستقل اداره می¬شد. این استقلال مالی تا حدودی سبب میشد مدارس در برنامه آموزشی خود نیز مستقل باشند. در وقفنامه بسیاری از مدارس این قید مورد تأکید بود که تنها علوم نقلی مربوط به شیعه اثنیعشری مورد تدریس قرار بگیرند.
منابع انسانی
تلاش حکمرانان صفویه در ایران در گسترش آموزش از طریق مکتبخانهها، مدارس، حوزههای علمیه و مساجد با کمک اقدامات و برنامهریزی علما و فقهای جبل عامل در تدوین و تألیفات متون درسی تشیع و همچنین در نقش مدرس و تولیتدار مدارس بهعنوان نیروی انسانی به نتیجه رسید. شهرهای مختلف ایران از جمله اردبیل، تبریز، اصفهان، ری، استرآباد تهران منابع مختلفی که علمای مهاجر عرب به ایران آورده بودند را در خود جای دادند.
به منظور تأمین نیاز منبع درسی در مدارس شیعی، در دورة اول صفوی، از مجموع 554 کتاب و رساله فقهی نوشته شده، 3/38٪ آن آثار با ساختار کتاب و 7/61٪ آثار در قالب رساله بوده است. از تعداد 212 کتاب فقهی، 45 کتاب مستقل و 16۷ کتاب غیرمستقل در شرح و حاشیه کتابهای دیگر هستند. 84 کتاب صرفاْ تألیف فقهای این دوره است و نسخههایی از این عناوین، در ادوار بعدی استنساخ شده است و 128 اثر نیز دارای نسخههای کتابت شده هستند. آثار شهید ثانی، محقّق کرکی، شیخ بهایی و مقدّس اردبیلی دارای بیشترین فراوانی در استنساخ هستند. در زمینه تربیت شاگردان و خصوصاٌ طلاب علاوه بر نقش و جایگاه مدرس در جامعهپذیری و مدیریت رفتاری طلاب ، برخی مکانیسمهای تشویقی، تسهیلات و امکانات مادی مانند حجره در مدارس جهت اسکان، پرداخت بخشی از هزینههای زندگی طلاب از طریق موقوفات، عبادتگاه، مسجد، باغ، گرمابه، قهوهخانه و صدور اجازهنامه یا احراز دانشوری که به شهادتنامه نیز شهرت داشت، در اختیار طلاب قرار داده میشد.
نهاد مدیریتیِ تعلیم و تربیت غیررسمی
این نهاد شامل زروخانه، تکایا و قهوهخانهها میشد که بر تمرکز مردم به آموزههای مذهب تشیع توجه میشد. زورخانه مکانی برای بازگویی و پیوند آموزههای تشیع و تصوف و پهلوانی بود. قهوهخانهها نیز محل گردهم آمدن و عاملی مؤثر در جهت تعاملات اجتماعی و اهرمی برای دیدن و دیده شدن مردم خصوصاْ طبقه متوسط است. فضایی عمومی، اجتماعی و فرهنگي و ادبی كه در آن عنوان تفریحات، سرگرمیها و بازیها از قبيل شطرنج، گنجفه، بازی پیچاز و آس تخممرغبازی، نقالی و قصهخوانی، شاهنامهخوانی، ابومسلمخوانی، مشاعره و نقد شعر، نقاشی و نظایر آن انجام میشده است.
اقلیتهای دینی
در ایران دوره صفوی، اقلیتهای دینی شامل سه گروه اصلی زرتشتیان، یهودیان و مسیحیان شامل ارامنه، نسطوریان و کاتولیکها بودند. برخورد پادشاهان صفوی در ایران با این اقلیتها در طول سه دوره متفاوت بود.
- پایهگذاری و دوره تعصب مذهبی: با وجود نوسانات رفتاری، نمیتوان قاطعانه گفت که برخورد شاهان صفوی با همه اقلیتهای دینی یکسان بوده است. گزارشی هم در خصوص اعمال تبعیض خاصی در مورد اقلیتها وجود ندارد.
- تثبیت و دوره تسامح مذهبی: پادشاهان حقوق مسلم آنان مانند اصل پرهیز از تبعیض، اصل احترام به سنتها، اصل رعایت آزادیهای مشروع، حق آزادی انتخاب مسکن و شعل، آزادی عقیده و بیان، وفای به پیمان و مهمتر از همه، نوع نگاه به انسان را نقص میکردند و در حق این اقلیتها اجحاف میکردند. هرچند هنوز آزار و اذیت گسترده گزارش نشده است.
- اضمحلال صفوی و تعصب دگرباره مذهبی: با آغاز پادشاهی حاکمان ضعیف تا انحطاط آنان، افزایش فشار و آزار رساندن به اقلیتهای دینی و مذهبی گزارش شده است.
طبقات اجتماعی ایران
ساختار و طبقات اجتماعی ایران در دوره صفویه شکلی هرمی داشت. این جامعه را میتوان در چهار طبقة عمده خلاصه کرد: درباریان و دیوانسالاران، روحانیون و علما و دانشمندان، بازرگانان و پیشهوران، و در نهایت کارگران و کشاورزان که توده زیرین جامعه را تشکیل میدادند. شاه در رأس این هرم قرار داشت و در قاعدة زیرین آن، مردم عادی شامل دهقانان روستایی، صنعتگران، دکانداران و بازرگانان کوچک شهرها جای میگرفتند. میان شاه و مردم، لایههای متعددی از قدرت از جمله اشرافیت لشکری (فرماندهان نظامی)، اشرافیت کشوری (مقامات دیوانی)، و طیف گستردهای از روحانیون با درجات و مسئولیتهای گوناگون وجود داشت. ارکان اصلی دولت صفوی یعنی دیوان اربعه در میانة هرم قرار داشتند و فشار سلسلهمراتب اجتماعی در نهایت بر دوش کشاورزان و پیشهوران سنگینی میکرد. زنان در همة طبقات اجتماعی عصر صفوی حضور داشتند، اما موقعیت آنان در بیشتر موارد بر پایة موقعیت اجتماعی مردان تعیین میشد و تقریباً همگی زیر سلطة مردان بودند. زنان افزون بر خانهداری، در کارهای تولیدی مانند قالیبافی، گلیمبافی و جاجیمبافی نیز اشتغال داشتند. با این حال، به دلیل محدودیتهای فرهنگی آن دوران، شرایط و موقعیت مناسبی نداشتند و بیشتر آنان فاقد قدرت تصمیمگیری در زمینههای مختلف زندگی اجتماعی بودند. در ایران، زنان این دوره به شش دسته تقسیم میشدند:
- زنان متأهل طبقة مرفه
- زنان علمآموز، هنرمند و صنعتگری که در شهرها به تحصیل، کارهای ظریف دستی و فعالیتهای صنعتی سازمانیافته میپرداختند
- زنان روستایی که در جامعة قومی و قبیلهای زندگی میکردند
- زنان دارای ازدواج موقت
- کنیزان
- روسپیها.
روابط دیپلماسی
در عصر صفویه، دیپلماسی مهمترین ابزار برای رسیدن به اهداف کلان سیاست خارجی بود؛ بهگونهای که حتی در بهرهگیری از دیگر ابزارها نیز از دیپلماسی سود میجستند. مبانی سیاست خارجی صفویان در بُعد منطقهای، بر پایة جنگ و صلح، اتحاد و تعامل با همسایگان، حفظ استقلال و تمامیت ارضی، پاسداری از مرزهای تاریخی، و جلوگیری از تجاوز همسایگان استوار بود. در بُعد فرامنطقهای (جهانی) نیز به دنبال متحدانی بینالمللی برای کسب قدرت بیشتر بهویژه علیه امپراتوری عثمانی، گسترش تجارت برای رفاه اقتصادی، و حفظ روابط دوستانه با دولتهای اروپایی بودند. این مبانی، چارچوبهایی نسبتاً پایدار در روشهای دیپلماسی صفویان به شمار میرفتند؛ هرچند در دورة شاهان مختلف، برخی دیگر دگرگون شدند و برخی از این الگوها تداوم یافتند و پایهای برای دورههای بعد شد و تا قرنها دوام آورد و به توسعة تمدنی صفویه انجامید. دیپلماسی صفویان با تکیه بر تشریح مبانی تشیّع، سیاست تسأهل و تسامح مذهبی نسبت به اتباع اروپایی ساکن در ایران و توازن قدرت، اتحاد سیاسی-نظامی با دولتهای اروپایی علیه دشمن مشترک عثمانی، تجارت، تأمین امنیت ملی، استراتژی بیطرفی و سیاست تاکتیکپذیر رویکردهای پایداری در مناسبات خارجی بهوجود آورد. مهمترین و مؤثرترین روشهای ابزار دیپلماسی ایران در دوره صفویه عبارتند از:
- نوشتن نامهها و ارسال مکاتبات به کشورهای خارجی: دو گونه بوده است؛ گونه اوّل که به مقاصد صلحجویانه می-نوشتند و گونه دوم بیشتر ماهیتی دوستانه و مسالمتآمیز داشتند و لحن و سبک این مکاتبات مبتنی بر جلبنظر طرف مقابل برای حفظ مناسبات و مراودات تجاری و جلوگیری از همپیمانی با دشمن و احتمالاً جلبنظر برای ایجاد نوعی پیوند سیاسی با نظامی هم بوده است.
- انعقاد پیماننامه و قراردادهای سیاسی و تجاری: اکثر این قراردادها و معاهدات صفویان با دولت عثمانی حول محور مسائل سیاسی مانند آماسیه، استانبول اوّل و دوم و زهاب و برخی دول اروپایی به ویژه با شرکتهای تجاری اروپایی بوده است.
- ارسال و پدیرش سفیران و هیأتهای نمایندگی: در پیوند و برقراری مناسبات با کشورهای خارجی مانند پادشاهان مشرق، هند، آلمان، اسپانیا-پرتغال، هلند، روسیه، انگلستان و فرانسه.
ساختار اقتصادی ایران
رشد اقتصاد ایران باتوجه به عواملی از جمله ثبات سیاسی، تمرکزگرایی، ایجاد امنیت داخلی بهویژه امنیت راهها و کاروانسراها، توجه به تجارت خارجی، اهمیت کالای استراتژیک ابریشم، و استفاده از نیروی متخصص ارامنه در توسعة بازرگانی بود. کشاورزی و زمینداری پایههای اقتصادی ایران در عصر صفوی عمدتاً براساس کشاورزی، زمینداری و دامداری استوار بود که دیگر فعالیتهای اقتصادی در مرتبة بعد قرار داشت. جهت تأمین آب از روشهایی مانند قنات و کاریز، پایاب، آب انبار و چاه استفاده میشد. در این میان، اراضی ایران به دستههایی مانند تیول، اراضی ممالک یا ایالات، خاصه یا خالصه یا سلطنتی، موقوفات، عامه مردم، سیورغال، موات، اربابی و رعیتی تقسیم شدند. براساس گزارشهای سفرنامهنویسان در مقایسه دهقانان ایرانی با دهقانان اروپایی، دهقانان ایرانی در همهجا زیورهای نقره و گاهی طلا بر خود میبستند، از لباسها و کفشهای خوب استفاده میکردند و وسایل و ظزوف منازلشان مناسب بود. مالیات زمین هرچند در ایران در این دوره درباره میزان مالیات اراضی اطلاعات دقیقی در دسترس نیست اما از ناظران شاه از مردم مالیات میگرفتند. سه نوع ماليات به نامهای مالوجهات، تسعير و طرح از روستائیان گرفته میشده که دولت دست به اضافه ستاني ميزده است. تجارت داخلی و خارجی ایران به تجارت پررونقی دست پیدا کرد که علت آن تغییر عمده در موازنه تجارتی جهان بود. پس از اخراج پرتغالیها در سال 1032ق/1623م.، عمده تجارت ایران، در بندرعباس و هرمز بود. همچنین در این دوره، ایران با کمپانی هند شرقی هلند، انگلستان، فرانسه، روسیه و شهرهای ایتالیایی، عثمانی، هند و آسیای مرکزی قرارداد تجاری منعقد کرد. همچنین امنیتراهها، ساخت کاروانسراها و اماکن رفاهی، تفریحی و بزرگراهها، خیابانهای عریض و طویل هم باعث جلب توجه تجار و بازرگانان خارجی شد و صادرات و واردات رونق گرفت. شهر اصفهان بهعنوان پایتخت صفویه و یک شهر تجاری-صنعتی نقش بسیار مهمی در صادرات ایران داشت و مهمترین صادرات شامل پارچههای زری، مخمل و تافته ، مروارید، ابریشم، سنگهای قیمتی بود. تجارت ابریشم ابریشم که مهمترین کالای صادراتی ایران بود، در ایالاتی چون گیلان، مازندران، گنجه، شیروان، خراسان و قراباغ تولید میشد. شاه عباس با در اختیار گرفتن ایالات ابریشمخیز شمالی مانند گیلان و مازندران و مهاجرت دادن ارامنه به آن نواحی، تولید را برای پاسخ به تقاضای عثمانی و اروپا افزایش داد. ایران ابریشم را هم به صورت خام و هم مصنوعات ابریشمی همچون قالیهای کارگاههای سلطنتی صادر میکرد.
آسیبهای اقتصادی ایران
اقتصاد ایران با برخورداری از پیوستگی به نظام جهانی و ظرفیت حرکت به سمت مکانیزهشدن، فرصت بینظیری برای تحول داشت، اما سلطه و دخالت حاکمیت مانع همسوسازی با شرایط جدید شد. با ظهور قدرتهای جدید اروپایی و روابط نابرابر با نظام سرمایهداری، ایران از بازارهای طبیعی خود محروم شد و مازاد اقتصادی خُرد را به نفع دیگران از دست داد.
عوامل داخلی:
انحصارگرایی دولتی، بیتوجهی به بهینهسازی کشاورزی و شبکۀ آبیاري و عمران کشور، مشکلات حاصل از جنگ، حوادث طبیعی و شیوع طاعون و قحطی، استبداد در جامعه، افزایش مالیاتها بر مردم، ناامنی راهها، ارزش معامله نداشتن ثروت و احتکار.
عاومل خارجی:
بروز جنگهاي فراوان خارجی، کاهش عواید ترانزیت کالا، ناهمگونی توان تجارت خارجی، افزایش توان مالی و تجاری رقیبان خارجی و آسیبهای ناشی از تحدید نظارت و تهدید مرزها، بیارزش بودن پول در معاملات که پول بیشتر ارزش مصرفی داشت.
نظام پولی نظام پولی ایران بر پایه سکههای طلا، نقره و مس استوار بود. فلز مورد نیاز برای ضرب سکه عمدتاً از راه تجارت خارجی از طریق عثمانی و بازرگانان هندی و ارمنی و نه از معادن داخلی تأمین میشد. با افزایش واردات فلزات، نظام پولی قدرتمندتر میشد و این دگرگونیها تا حد زیادی به قدرت شاهان و روابط اقتصادی با همسایگان بستگی داشت. در این دوران، ضرابخانه یکی از ارکان اصلی نظام پولی به شمار میرفت. مدیریت ضرابخانه، نظارت بر ضرب سکه و حفظ سلامت و ارزش آن بر عهده فرد مورد اعتماد پادشاه به نام معیرالممالک قرار داشت. تعداد ضرابخانههای ایران در دوره صفویه برای سکههای نقره، 58 ضرابخانه و برای سکههای طلا، 24 ضرابخانه بوده است.
ارزش پول در دوره صفویه تحت تأثیر چهار عامل اصلی کاهش یافت:
۱. کاهش واردات فلزات برای ضرب سکه: باعث کمبود مواد اولیه و کاهش تولید سکه میشد. ۲. خروج سکههای گرانبها (به ویژه سکههای طلا و نقره): ثروت پولی کشور را کاهش میداد. ۳. ضرب بیش از اندازه سکه: باعث ورود حجم زیادی پول به بازار و کاهش ارزش هر واحد آن میگردید. ۴. انباشت سکه توسط بزرگان کشور و مردم عادی: باعث خروج مقدار زیادی پول از چرخه مبادلات و اختلال در نظام اقتصادی میشد.