پرش به محتوا

پیش‌نویس:ایران دوره مشروطیت

از ایران‌پدیا

ایران دوره مشروطیت؛ دوران گذار از استبداد مطلق به نظام قانون‌محور با حاکمیت ملی، تفکیک قوا و حضور نهادهای نوینی چون مجلس و مطبوعات.

ایران در دوره مشروطه، برای نخستین‌بار ساختار سیاسی-اجتماعی مبتنی بر قانون را تجربه کرد و فرایند گذار از نظام استبدادی به سوی مفاهیم شهروندی و قانون‌مداری در این سرزمین آغاز شد. در این دوره، نهادهایی چون مجلس شورای ملی، قانون اساسی و تفکیک قوا تأسیس و مفاهیمی مانند آزادی، برابری و انتخابات وارد گفتمان عمومی شد. روحانیت شیعه به‌عنوان نیروی محرکۀ اصلی تحولات، نقش محوری در بسیج توده‌ها پیروزی نهضت مشروطه ایفا کرد و آموزه‌های دینی بستری برای همگرایی اجتماعی فراهم آورد. با وجود دستاوردهایی چون تدوین متمم قانون اساسی (مصوب ۱۲۸۶ش) که در آن عناصری مانند حاکمیت ملت، برابری در برابر قانون، آزادی مطبوعات و نظارت مجتهدان بر قوانین پیش‌بینی شده بود، این تحولات با موانع متعددی از جمله نفوذ اندیشه‌های غربی، دخالت بیگانگان، تضعیف تدریجی نقش دین و بروز تفرقه میان رهبران نهضت مواجه شد. پس از استقرار سلطنت پهلوی، قانون اساسی مشروطه در عمل به تعلیق درآمد و مشارکت عمومی به انتخابات تشریفاتی تبدیل شد. با این حال، به نظر پژوهشگران میراث مشروطه به‌عنوان نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایران، مفاهیم و نهادهای خود را به انقلاب اسلامی ایران منتقل کرد.

دوران مشروطه

دورۀ مشروطه ایران با صدور فرمان نظام‌نامۀ مجلس شورای ملی در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ش توسط مظفرالدین شاه قاجار آغاز شد[۱] و تا پایان سلطنت احمدشاه و انقراض سلسلۀ قاجار در ۱۳۰۴ش ادامه یافت.[۲] در این بازه، سه پادشاه قاجار به ترتیب بر ایران حکومت کردند: مظفرالدین شاه (۱۲۷۵-۱۲۸۵ش) که گرچه با صدور فرمان مشروطه، نظام سیاسی جدید را قانونی کرد، اما چند روز پس از آن درگذشت. جانشین او، محمدعلی شاه (۱۲۸۵-۱۲۸۸ش)، با به توپ‌بستن مجلس و برقراری استبداد صغیر، کوشید نظام مشروطه را برچیند، اما با فتح تهران توسط مشروطه‌خواهان وادار به کناره‌گیری و تبعید شد. آخرین شاه قاجار، احمدشاه (۱۲۸۸-۱۳۰۴ش)، در شرایطی به سلطنت رسید که کشور با بحران‌هایی چون اشغال خارجی در جنگ جهانی اول و کودتای ۱۲۹۹ش مواجه بود و سرانجام با خلع قاجاریه و استقرار پهلوی، دورۀ مشروطه پایان یافت.[۳] بر بیناد اسناد تاریخی، با روی کار آمدن خاندان پهلوی، قانون اساسی مشروطه در عمل به تعلیق درآمد و رضاخان و سپس محمدرضا بدون توجه به مفاد آن، هرگونه اقداماتی که مایل بودند در کشور انجام می‌دادند. با این حال، سید روح‌الله خمینی در طول مبارزات خود علیه رژیم پهلوی، بارها با استناد به قانون اساسی مشروطه، نقض آن را به رژیم وقت اعتراض می‌کرد و بر قانون‌گرایی به‌عنوان ابزاری برای مقابله با استبداد تأکید می‌ورزید.[۴]

اهمیت ایران در دوران مشروطه

بر اساس منابع تاریخی ایران در دورۀ مشروطه، سرزمینی بود که برای نخستین‌بار ساختار سیاسی-اجتماعی مبتنی بر محدودیت‌های قانونی را تجربه کرد؛ ساختاری که به موجب آن، تصمیم‌گیرندگان سیاسی در چارچوب قوانین مشخص قرار گرفتند. به نظر پژوهشگران، این دوره از آن جهت در تاریخ ایران حائز اهمیت است که فرایند گذار از جامعه‌ای مبتنی بر مفهوم رعیت و فرهنگ سیاسی مبتنی بر اطاعت محض از حاکم، به سوی مفهوم شهروندی و فرهنگ سیاسی قانون‌مدار، در این سرزمین آغاز شد. این تحولات در شرایطی رخ می‌داد که اروپا دورۀ پیشرفت سریع را طی می‌کرد و ایرانیان در جستجوی راهی برای خروج از عقب‌ماندگی بودند.[۵]

ایران پیش از مشروطه

پس از سقوط صفویه و افشاریه و زندیه، سلسلۀ پادشاهی مطلقۀ قاجاریه در اواخر سده دوازدهم هجری بر ایران مسلط شدند.[۶] برخلاف صفویه که توانستند دولتی متمرکز و دارای هویت مذهبی واحد ایجاد کنند،[۷] قاجاریه با ضعف‌های ساختاری ذیل و فقدان ارتش منظم و توانمند مواجه بودند:[۸]

جغرافیای سیاسی: ایران در آغاز دورۀ قاجار سرزمینی گسترده بود، اما شکست‌های نظامی از روسیه و انگلیس به از دست‌رفتن بخش‌هایی از قلمرو انجامید. برای مثال عهدنامۀ گلستان (۱۸۱۳م) و ترکمنچای (۱۸۲۸م) باعث جدایی قفقاز؛ داغستان، گرجستان، ارمنستان و آذربایجان کنونی از ایران شد.[۹]

ساختار سیاسی: قدرت شاه نامحدود بود و هیچ قانون یا سنتی او را پایبند نمی‌ساخت. ماهیت استبدادی سلطنت قاجار و ستم درباریان و مأموران حکومتی نسبت به طبقات مختلف جامعه، روابط دولت و مردم را شکننده کرده بود. در اواخر حکومت ناصرالدین شاه، ضعف نظام سیاسی برای مثال تغییر پنج نخست‌وزیر در هفت سال و ناتوانی دولت در پاسخگویی به اعتراضات، اوضاع را آشفته‌تر ساخت.[۱۰] در این ساختار، شاه در مرکز نظام قدرت قرار داشت و سایر عناصر از جمله علما، دیوان‌سالاری و نهادهای خارجی در پیرامون او جای می‌گرفتند.[۱۱] از دیدگاه تحلیلگران، درباریان و کارگزاران حکومتی، وظیفه‌ای در قبال مردم برای خود قائل نبودند و فعالیت‌های آنان به‌طور عمده در جهت تأمین منافع شخصی صورت می‌گرفت. حکام ولایات با پرداخت پیشکش‌های سنگین به مقامات مرکزی، حکومت شهرها را به دست می‌آوردند و شاهزادگان و امرا برای تصاحب املاک و اموال مردم، از شاه و صدراعظم اجازه می‌گرفتند.[۱۲]

روابط خارجی: به باور محققان ایران که در طول تاریخ نقش واسطه فرهنگی و تجاری میان تمدن‌ها را ایفا کرده بود، برای نخستین‌بار از برقراری رابطه متقابل سازنده با تمدن اروپایی بازماند. سطح دو تمدن به‌ویژه در حوزه‌های صنعتی و نظامی تفاوت چشمگیری یافت. ایران دورۀ قاجار به عرصۀ رقابت دو قدرت استعماری روسیه و انگلستان و به کشوری نیمه‌مستعمره مبدل شد. وام‌های خارجی با گروگذاشتن گمرک‌های شمالی و جنوبی همراه بود و ایران متعهد می‌شد تا بازپرداخت وام، از هیچ دولت دیگری وام نگیرد. این وام‌ها به‌طور عمده صرف هزینه‌های سفرهای شاهان و خوشگذرانی درباریان می‌شد.[۱۳]

وضعیت اقتصادی و اجتماعی: به تدریج با نفوذ غرب در عرصه تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اقتصادی، قراردادها و امتیازات ناعادلانۀ تجاری بر جامعۀ ایرانی، به‌ویژه تجار و بازار سنتی، تحمیل می‌شد. صنایع داخلی در رقابت با کالاهای اروپایی رو به افول نهاد.[۱۴] واگذاری امتیازات تجاری از جمله امتیاز رویتر و امتیاز تنباکو به شرکت‌های خارجی، صنایع داخلی را ورشکسته و تجار و بازار سنتی را در تنگنا قرار داد.[۱۵] احساس تحقیر ناشی از عقب‌ماندگی، زمینه‌ساز شکل‌گیری دو جریان فکری متفاوت بود: جریان درباری که اقتباس فنی از غرب را راهکار می‌دانست و جریان دینی که بر مهار استبداد و اجرای عدالت تأکید داشت.[۱۶]

تحولات زمینه‌ساز دوره مشروطه

محور تحول شرح عامل زمینه‌ساز پیامدها و نتایج کلیدی
سفرهای خارجی نخبگان سفر بازرگانان، نظامیان و دیپلمات‌های ایرانی به اروپا، روسیه، عثمانی و هند و انتقال مشاهدات مربوط به پیشرفت‌های علمی، سیاسی و اجتماعی غرب به داخل کشور. • ارتقای سطح آگاهی عمومی

• توجه نخبگان به ناکارآمدی ساختار سیاسی قاجار و عقب‌ماندگی کشور[۱۷]

شکست‌های نظامی و معاهدات شکست‌های نظامی ایران از روسیه و بریتانیا و انعقاد معاهدات گلستان، ترکمنچای و پاریس که منجر به جدایی بخش‌هایی از سرزمین‌های شمالی و شرقی شد. • تضعیف صنایع سنتی به دلیل نفوذ اقتصادی غرب

• تبدیل بازارهای تجاری و کشاورزی به عرصه فعالیت شرکت‌های بیگانه‌[۱۸]

اصلاحات درون‌حکومتی اقدامات نوسازانه رجال سیاسی قاجار شامل:

• عباس میرزا: نوسازی ارتش و اعزام دانشجو به خارج

• قائم‌مقام فراهانی: تلاش برای افزایش توان دفاعی کشور

• امیرکبیر: اصلاحات همه‌جانبه و تأسیس مدرسه دارالفنون

• ورود علوم و فنون جدید به کشور[۱۹]

• توقف فرآیند اصلاحات از داخل با قتل امیرکبیر و انتقال این حرکت به حلقه‌های خارج از حکومت[۲۰]

بازتاب حوادث بین‌المللی تاثیرپذیری جامعه از رویدادهای جهانی مانند شکست روسیه از ژاپن، انقلاب ضد تزاری در روسیه و مقاومت مردم ترانسوال آفریقای جنوبی در برابر بریتانیا. • تطبیق پیشرفت‌های ساختاری مشروطه در ژاپن با وضعیت ایران

• تشدید نارضایتی از بی‌کفایتی پادشاهان قاجار در قیاس با تحولات جهانی[۲۱]

ساختار اجتماعی ایران در دوره مشروطه

به گفته برخی پژوهشگران، ایران در دورۀ مشروطه کشوری غیر صنعتی، با اقتصاد کشاورزی و جمعیتی میان نه تا ده و نیم میلیون نفر بود. از این جمعیت، بیش از نیم را دهقانان، یک چهارم را ایلات و عشایر و یک پنجم را شهرنشینان تشکیل می‌دادند. غالب جمعیت فاقد سواد بودند، اما از هوش و درایت بالایی برخوردار می‌دانستند. مردم به‌طور عمده مذهبی و شیعه بودند و گرایش‌های دینی در تحرکات اجتماعی نقش مؤثری ایفا می‌کرد. در آغاز جنبش‌های اجتماعی این دوره، مطالبات توده‌ها به‌طور عمده مشخص نبود و روحانیت به‌عنوان گروه مرجع در بسیج گروه‌های اجتماعی عمل می‌کرد.[۲۲]

از نظر جامعه‌شناختی، ایران در این دوره در حال گذار از جامعه‌ای با ساختار سنتی-ایلی به سمت جامعه‌ای با نهادهای نوین بود. کم‌سوادی اکثریت، فقدان احزاب سیاسی منظم و غلبه فرهنگ شفاهی بر مکتوب، از ویژگی‌های بارز این دوره است. با این حال، به نظر محققان،شهرنشینی رو به رشد، گسترش تلگراف، چاپ و نشر مطبوعات و سفرهای نخبگان به خارج، به تدریج افق‌های فکری جدیدی را در ایران می‌گشود.[۲۳]

نهضت مشروطه

ایران در اوایل دهه ۱۲۸۰ش، شاهد یک رشته رویدادهای پی‌درپی بود که نارضایتی عمومی را به اوج رساند و به نهضت مشروطه منجر شد:

  • انتشار عکس مسیو نوز، رئیس بلژیکی گمرک ایران، در لباس روحانیت و در حال رقص، خشم مذهبی مردم را برانگیخت؛
  • به چوب‌بستن چند تاجر خوشنام تهران توسط علاءالدوله، حاکم تهران، اعتراض بازار را در پی داشت؛
  • کشته‌شدن طلبه جوانی به نام سید عبدالحمید در درگیری با نیروهای دولتی و سپس تیراندازی نظامیان به جمعیت تشییع‌کننده، تهران را به آشوب کشید. در واکنش به این رویدادها، ایران صحنه بست‌نشینی‌های گسترده‌ای شد: نخست تحصن در مسجد شاه، سپس هجرت صغری به حرم عبدالعظیم، هجرت کبری به قم و همزمان بست‌نشینی گروهی از تجار و علما در سفارت انگلیس؛
  • مظفرالدین شاه در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ش فرمان مشروطه را صادر کرد و در ایران مجلس شورای ملی، قانون اساسی و تفکیک قوا تأسیس شد.[۲۴]

فرازونشیب‌های نهضت مشروطه در ایران

ایران در سال‌های پس از صدور فرمان مشروطه، با فرازونشیب‌های متعددی روبه‌رو بود. اختلاف میان دو دیدگاه درباره قانون اساسی (تدوین بر اساس موازین اسلامی یا الگوهای غربی) به تفرقه انجامید و شیخ فضل‌الله نوری که خواستار «مشروطه مشروعه» (حکومت مبتنی بر شرع) بود، با مشروطه‌خواهان به مخالفت پرداخت و سرانجام اعدام شد. با مرگ مظفرالدین شاه و روی کار آمدن محمدعلی شاه (مخالف مشروطه)، ایران وارد دوره استبداد صغیر (۱۲۸۷-۱۲۸۸ش) شد؛ مجلس به توپ بسته شد و آزادیخواهان دستگیر، تبعید یا اعدام شدند. یک سال بعد، مشروطه‌خواهان تبریز، گیلان و اصفهان با فتح تهران، محمدعلی شاه را خلع کردند، اما ایران همچنان از مداخله روسیه و انگلیس رنج می‌برد. در نهایت، ایران در ۱۳۰۴ش با کودتای رضاخان و استقرار سلطنت پهلوی، از مسیر اولیه مشروطه خارج شد.[۲۵]

نیروهای اجتماعی فعال ایران در دوره مشروطه

  • عالمان دین: روحانیون در مواضع گوناگون (مشروطه‌خواه، مشروعه‌خواه و میانه) انگیزه‌های متفاوتی داشتند. اما به گفته پژوهشگران، با شروع عصر قاجار و به‌‌ویژه در آستانۀ مشروطه، جایگاه سابق روحانیت در معرض تهدید قرار گرفت. نهادهای آموزشی و حقوقی جدیدی شکل گرفت که در رقابت با نهادهای سنتی روحانیت قرار داشت. اصلاح‌گرانی مانند امیرکبیر با برخی آیین‌های مذهبی مخالفت می‌کردند و روشنفکران و روزنامه‌ها در آگاهی‌بخشی به مردم با روحانیون رقابت داشتند. هر اصلاحی که در این دوره صورت می‌گرفت، به تدریج از نقش علما می‌کاست. با این حال، نفوذ معنوی و پایگاه مردمی روحانیت در ایران دوره مشروطه همچنان پابرجا ماند. علما در نزد مردم محترم شمرده می‌شدند و توانستند نقش محوری خود را در بسیج توده‌ها و رهبری نهضت مشروطه ایفا کنند. این پایگاه دینی، مرجعیت روحانیت را در جامعۀ ایران تداوم بخشید و زمینه‌ساز حضور فعال آنان در تحولات سیاسی-اجتماعی این دوره شد[۲۶]
  • روشنفکران: این جریان که به‌طور عمده متأثر از پیشرفت‌های غرب بود، در نشر مفاهیم مشروطه‌خواهی و قانون‌طلبی، به‌ویژه در آذربایجان، نقشی چشمگیر ایفا کرد. روشنفکران به دو دسته وابسته به دربار و هوادار انقلاب تقسیم می‌شدند.
  • بازرگانان: بازرگانان که از سیاست‌های اقتصادی دولت و رقابت خارجی زیان دیده بودند، با حمایت مالی از بست‌نشینی‌ها و مجلس، نقشی مهم ایفا کردند، اما با تداوم نهضت مشروطه، بخش اعظم آنان به‌دلیل نگرانی از بی‌ثباتی، حمایت خود را پس گرفتند.
  • پیشه‌وران و اصناف: این گروه پشتوانه توده‌ای نهضت مشروطه و از بست‌نشینی تهران تا مقاومت تبریز، پیشگام مبارزات بودند.
  • کارگران: جنبش کارگری با مشروطه پدید آمد و از آن حمایت کرد، اما به‌دلیل تعداد محدود، نتوانست نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کند.
  • زنان: زنان با سخنرانی، تأسیس انجمن‌ها، شرکت در نبردها (با پوشش مردانه) و کفن‌پوشی در برابر اولتیماتوم روسیه، حضوری فعال داشتند و نهضت حقوق زنان ریشه در این دوره دارد، هر چند به حق رأی نرسیدند.
  • ایلات و عشایر: ایلات با ساختار اطاعت‌محور و نیروی مسلح، بازیگران مهم تحولات بودند؛ برخی در خدمت محمدعلی شاه و برخی دیگر (مانند بختیاری‌ها) در حمایت از مشروطه عمل کردند.
  • دهقانان: دهقانان به‌دلیل سلطۀ مالکان، پراکندگی و فقدان سازماندهی، نتوانستند حضوری پایدار و مؤثر داشته باشند، هر چند در موارد محدودی دست به اقدامات محلی زدند.
  • اردوی ضد مشروطیت: درباریان، شاهزادگان، مستمری‌بگیران و به‌ویژه طبقه زمیندار و اعیان، با تهدیدشدن منافع خود (مانند لغو تیولداری)، به صف مخالفان پیوستند و از ۱۲۸۸ش، برخی از آنان (مانند سپهدار تنکابنی) حتی رهبری مشروطه را در دست گرفتند.[۲۷]

تحولات نهادی، اجتماعی و هویتی ایران در دوره مشروطه

به نظر محققان ایران در دورۀ مشروطه شاهد تأسیس نهادهای تازه‌ای بود: تبدیل نظریه شاه‌محوری به قانون‌محوری، تأسیس مجلس شورای ملی به ‌عنوان نخستین نهاد قانون‌گذاری منتخب مردم، تدوین نخستین قانون اساسی کشور و متمم آن، رسمیت‌یافتن تفکیک قوا، و ورود مفاهیمی چون آزادی، عدالت، برابری و انتخابات به گفتمان عمومی. همچنین در ایران این دوره، مطبوعات و روزنامه‌ها از جمله حبل‌المتین، قانون و صور اسرافیل نقش مهمی در آگاهی‌بخشی عمومی ایفا کردند، احزاب و انجمن‌های سیاسی نخستین گام‌های خود را برداشتند و زنان با تشکیل انجمن‌های مخفی و حضور در عرصه عمومی مانند بی‌بی‌مریم بختیاری در فتح تهران، پایه‌های نهضت حقوق زنان را بنا نهادند.[۲۸] متمم قانون اساسی (مصوب ۱۲۸۶ش) مؤلفه‌های هویتی تازه‌ای را در این دوره تعریف کرد: اعلام دین اسلام به‌عنوان دین رسمی و تشیع به‌عنوان مذهب رسمی کشور، نظارت مجتهدان بر قوانین مجلس، تعیین تهران به‌عنوان پایتخت، معرفی پرچم سه‌رنگ شیر و خورشید، حاکمیت ملت، برابری در برابر قانون، آزادی اجتماعات، آزادی تحصیل، مصونیت مالکیت و استقلال قضات.[۲۹] پژوهشگران معتقدند دست‌آوردهای ایران در دوره مشورطه، اگرچه در استبداد پهلوی تضعیف شد، اما به نقطۀ عطفی در تاریخ سیاسی کشور تبدیل شد که مفاهیم و نهادهای آن بعدها در انقلاب اسلامی ایران نیز بازتاب یافت.[۳۰]

چالش‌های ایران در دوره مشروطه

برخی پژوهشگران در مقابل پیشرفت‌های نسبی دراین دوره، به چالش‌های اشاره کرده‌اند که ایران در دوره مشروطه و پس از آن با آنها مواجه شد:

  • نفوذ اندیشه‌های غربی: از دیدگاه این تحلیلگران، تسلط روشنفکران غرب‌زده بر مجلس و تهی شدن تدریجی نظام سیاسی از مبانی مورد نظر نیروهای مذهبی، زمینه‌ساز کناره‌گیری بخشی از مردم از ادامه همراهی با نهضت مشروطه شد.[۳۱]
  • نفوذ افکار استبدادی: مستبدان پیشین با تظاهر به مشروطه‌خواهی، به تدریج قدرت را در دست گرفتند و استبداد را به نام حکومت مشروطه ادامه دادند.[۳۲]
  • تضعیف روند اسلامی: ترور و حذف روحانیانی که بر اسلامی‌بودن نهضت مشروطه تأکید داشتند[۳۳] و همچنین عدم حمایت کافی علما از مشروعه‌خواهانی چون شیخ فضل‌الله نوری (که به اعدام وی انجامید)، از عوامل انحراف مشروطه از اهداف اولیه آن ارزیابی شده است.[۳۴]
  • بروز تفرقه میان رهبران: اختلاف میان روحانیان و روشنفکران و نیز در میان خود علما، آسیب‌پذیری حرکت را افزایش داد[۳۵] و فرقه‌گرایی و ایجاد احزاب گوناگون، زمینه را برای نفوذ قدرت‌های خارجی فراهم آورد.[۳۶]
  • دخالت بیگانگان: روسیه و انگلستان با تأثیرگذاری بر تدوین قانون اساسی (از جمله اقتباس از مجموعه حقوق بلژیک) و کاستن از جایگاه احکام اسلامی در نظام سیاسی نوپا، در شکل‌گیری گرفتاری‌های بعدی ایران نقش داشتند.[۳۷]
  • قانون اساسی در خدمت سلطنت: قانون اساسی مشروطه اگرچه گامی در جهت محدودیت استبداد بود، اما در متن اولیه آن خاستگاه قدرت همچنان شاه معرفی شده و مشروطه به‌عنوان هدیه پادشاه به مردم تلقی می‌شد. در دوره پهلوی، اصلاحات قانون اساسی (۱۳۰۴ش، ۱۳۲۸ش و ۱۳۴۶ش) به‌طرو عمده در جهت افزایش اختیارات شاه و تحکیم سلطنت انجام گرفت.[۳۸]
  • انتخابات تشریفاتی: در دوره رضاشاه، مجالس ششم تا دوازدهم به‌طور کامل تشریفاتی و در جهت تأیید اوامر پادشاه عمل می‌کردند.[۳۹] در دوره محمدرضا پهلوی نیز از ۱۳۳۲ش، نمایندگان مجلس توسط کمیسیونی منتخب دربار انتخاب می‌شدند و مشارکت عمومی به ابزاری برای تأمین خواست‌های ملوکانه تبدیل شد.[۴۰]

پانویس

  1. شمیم، ایران در دوره سلطنت قاجار، 1387ش، ۴۴۵؛ «فرمان مشروطیت، آغازی بر تحول سیاسی ایران»، وب‌سایت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.
  2. «سندی درباره انقراض سلطنت قاجار در کتابخانه مجلس»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی.
  3. پیرنیا و اقبال، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض قاجاریه، ۸۴۸–۸۶۲؛ کلیفوردادموند، سلسله‌های اسلامی جدید، 1381ش، ج1، ص539.
  4. «دیدگاه امام خمینی درباره‌ی قانون اساسی مشروطه چه بود؟»، پرتال امام خمینی.
  5. فیروز و فیروز، شیخی، «تحلیل جامعه‌شناختی ماهیت، علل وقوع و پیامدهاي جنبش مشروطیت در ایران»، 1390ش، ص79؛ «گزارش/ نگاهی به دستاوردهای انقلاب مشروطه در ايران»، خبرگزاری ایمنا.
  6. کلیفوردادموند، سلسله‌های اسلامی جدید، 1381ش، ج1، ص539.
  7. ولی‌زاده، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، ۱۴۰۲ش، ص۱۰۶.
  8. طلوع فکور، «توسعه نیافتگی ایران با تکیه بر نقش عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای»، 1398ش، ص75.
  9. شمیم، ایران در دوره سلطنت قاجار، ۱۳۸۷ش، ص94-95؛ قائم مقامی، «سندی درباره سفارت یرملوف به ایران»، 1349ش، ص244.
  10. همراهی و دیگران، «تاثیر مولفه‌های سرمایه اجتماعی بر روند شکل‌گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص268-269.
  11. کریمی زنجانی، م و حسینی، «نگاهی به ساختار قدرت سیاسی ایران در عصر قاجار (از ابتدا تا ظهور مشروطیت)»، فصلنامه 15خرداد، شمارۀ 23، 1375ش، ص67-69.
  12. فیروز و فیروز، شیخی، «تحلیل جامعه‌شناختی ماهیت، علل وقوع و پیامدهاي جنبش مشروطیت در ایران»، 1390ش، ص83؛
  13. رضایی، «نگاهی به وضعیت ایران در عصر مشروطه»، وب‌سایت مؤسسۀ مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
  14. رضایی، «نگاهی به وضعیت ایران در عصر مشروطه»، وب‌سایت مؤسسۀ مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
  15. همراهی و دیگران، «تاثیر مولفه‌های سرمایه اجتماعی بر روند شکل‌گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص273.
  16. رهدار و دیگران، «بهارستان، مستقیم؛/ روایتی از مشروطه، جامعه شناسی و جایگاه تاریخ آن»، 1390ش، ص300.
  17. آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، 1392ش، ص67.
  18. آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، 1392ش، ص67.
  19. آبراهامیان، ایران مدرن، 1397ش، ص82.
  20. دهقانی، تاریخ مردم ایران در دورۀ قاجاریه، 1392ش، ص191.
  21. همراهی و دیگران، «تاثیر مولفه‌های سرمایه اجتماعی بر روند شکل‌گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص272.
  22. «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی.
  23. «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی.
  24. همراهی و دیگران، «تاثیر مولفه‌های سرمایه اجتماعی بر روند شکل‌گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص269-270.
  25. همراهی و دیگران، «تاثیر مولفه‌های سرمایه اجتماعی بر روند شکل‌گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص-271270.
  26. ذوالفقاری و دیگران، «بررسی مقایسه ای سرمایه‌های روحانیت در دوره صفویه و قاجاریه(با استفاده از نظریه بوردیو) مقاله»، 1399ش، ص136-137.
  27. «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی.
  28. همراهی و دیگران، «تاثیر مولفه‌های سرمایه اجتماعی بر روند شکل‌گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص279.
  29. «متمم قانون اساسی مشروطه»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی.
  30. همراهی و دیگران، «تاثیر مولفه‌های سرمایه اجتماعی بر روند شکل‌گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص279.
  31. شیرمحمدی، درآمدی بر ماهیت مشروطیت و نقش آن در تکوین تمدن اسلامی، 1385ش، ص۱۸۸.
  32. امام‌خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج18، ص171 و 242
  33. امام‌خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج7، ص459.
  34. امام‌خمینی، صحیفه، ۱۸/۲۴۸. امام‌خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج18، ص248.
  35. امام‌خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج18، ص170-171.
  36. امام‌خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج4، ص337.
  37. امام‌خمینی، ولایت فقیه، حکومت اسلامی، ۱۳۸۸ش، ص13-15.
  38. «عناصر اجتماعی و سیاسی دوران مشروطه و پهلوی»، وب‌سایت مرکز ملی پاسخگویی به سولات دینی.
  39. کاتوزیان، تضاد دولت و ملت ایران، 1393ش، ص230.
  40. فردوست و شهبازی، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، 1387ش، ج1، ص257.

منابع

  • آبراهامیان، یرواند، ایران بین دو انقلاب، ترجمۀ احم گل محمد و محمد ابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی، 1392ش.
  • آبراهامیان، یرواند، ایران مدرن، ترجمۀ احم گل محمد و محمد ابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی، 1397ش.
  • امام‌‏جمعه‏‌زاده، سید جواد، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، فصلنامۀ شیعه‌شناسی، شمارۀ 39، 1391ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۹ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، ولایت فقیه، حکومت اسلامی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۸ش.
  • خارابی، فاروق، انجمن‌های عصر مشروطه، تهران، موسسه‌ی تحقیقات و توسعه‌ی علوم انسانی، 1386ش.
  • دهقانی، رضا، تاریخ مردم ایران در دورۀ قاجاریه، تهران، بنگاه ترجمعه و نشر کتاب پارسه، 1392ش.
  • «دیدگاه امام خمینی درباره‌ی قانون اساسی مشروطه چه بود؟»، پرتال امام خمینی، تاریخ بازدید: 30 اردیبهشت 1405ش.
  • ذوالفقاری، مهدی و دیگران، «بررسی مقایسه ای سرمایه‌های روحانیت در دوره صفویه و قاجاریه(با استفاده از نظریه بوردیو) مقاله»، مجلۀ جامعه‌شناسی سیاسی ایران، شمارۀ 12، 1399ش.
  • رضایی، علی، «نگاهی به وضعیت ایران در عصر مشروطه»، وب‌سایت مؤسسۀ مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تاریخ درج مطلب: 14 مرداد 1400ش.
  • روحانی، سید حمید، نهضت امام‌خمینی، تهران، عروج، ۱۳۸۱ش.
  • رهدار، احمد و دیگران، «بهارستان، مستقیم؛/ روایتی از مشروطه، جامعه شناسی و جایگاه تاریخ آن»، ماهنامۀ سوره، شمارۀ 57-58، 1390ش.
  • «سندی درباره انقراض سلطنت قاجار در کتابخانه مجلس»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی، تاریخ درج مطلب: 15 آبان 1402ش.
  • شمیم، علی‌اصغر، ایران در دوره سلطنت قاجار، تهران، بهزاد، چاپ اول، ۱۳۸۷ش.
  • شیرمحمدی، محمدمهدی، «درآمدی بر ماهیت مشروطیت و نقش آن در تکوین تمدن اسلامی»، مجله حوزه، شماره ۱۳۷، ۱۳۸۵ش.
  • طلوع فکور، هانیه، «توسعه نیافتگی ایران با تکیه بر نقش عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای»، مجلۀ تاریخ پژوهی، شمارۀ 77، 1398ش
  • «عناصر اجتماعی و سیاسی دوران مشروطه و پهلوی»، وب‌سایت مرکز ملی پاسخگویی به سولات دینی، تاریخ درج مطلب: 14 بهمن 1403ش.
  • فردوست، حسین و شهبازی، عبدالله، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران، اطلاعات، 1387ش.
  • «فرمان مشروطیت، آغازی بر تحول سیاسی ایران»، وب‌سایت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، تاریخ درج مطلب: 13 مرداد 1404ش.
  • فوران، جان، مقاومت شکنندۀ تاریخ تحولات اجتماعی ایران، ترجمه احمد تدین، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا، 1396ش.
  • قائم مقامی، جهانگیر، «سندی درباره سفارت یرملوف به ایران» مجلۀ بررسی‌های تاریخی، شمارۀ 6، 1349ش.
  • کاتوزیان، محمدعلی، تضاد دولت و ملت ایران، علیرضا طیب، تهران، نشر نی، 1393ش.
  • کلیفوردادموند، باسورث، سلسله‌های اسلامی جدید، ترجمۀ فریدون بدره‌ای، تهران، باز، 1381ش.
  • «گزارش/ نگاهی به دستاوردهای انقلاب مشروطه در ايران»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: 14 مرداد 1394ش.
  • «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی، تاریخ بازدید: 29 اردیبهشت 1405ش.
  • همراهی، نعمت‌الله و دیگران، «تاثیر مولفه‌های سرمایه اجتماعی بر روند شکل‌گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، مجلۀ جامعه‌شناسی سیاسی ایران، شمارۀ 14، 1400ش.
  • ولی‌زاده، حیدر، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، رساله دکتری، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پژوهشکده اندیشه سیاسی، انقلاب و تمدن اسلامی، ۱۴۰۲ش.