پرش به محتوا

پیش‌نویس:حق اعتراض

از ایران‌پدیا

توجه

تست پرامپت

مقاله صرفا در حال تست پرامپت است

لطفا ارزیابی نفرمایید مقاله صرفا در حال تست پرامپت است

حق اعتراض؛ حقی سیاسی-اجتماعی برای ابراز مسالمت‌آمیز نارضایتی از تصمیم‌ها و عملکرد نهادهای قدرت

مفهوم‌شناسی

حق اعتراض به توانمندی قانونی و مشروع افراد برای ابراز مخالفت و بیان نارضایتی نسبت به کنش‌ها یا تصمیمات کارگزاران قدرت با هدف استیفای حقوق بنیادین اطلاق می‌گردد.[۱] این حق ابزاری برای نظارت همگانی بر ساختار حاکمیت و تضمین پویایی جامعه مدنی است؛ چرا که بر پایه اصل کرامت انسانی و قراردادهای اجتماعی استوار است.[۲]

خاستگاه نظری این اصطلاح در اندیشه مدرن به نظریه قرارداد اجتماعی و صیانت از خیر عمومی باز می‌گردد؛ بنابراین در مکتب لیبرال - دموکراسی نیز در چارچوب نظریه عدالت تبیین شده است.[۳] این مفهوم در رویکرد حقوقی بین‌الملل با آزادی بیان و حق تجمع پیوند یافته و در پارادایم فقه سیاسی نیز در قالب تکالیف دینی چون امر به معروف و خیرخواهی برای زمامداران بازنمایی می‌گردد.[۴]

ریشه‌های نظری و خاستگاه‌های فکری مطالبه‌گری

حق اعتراض مسالمت‌آمیز پیوندی ناگسستنی با ماهیت طبیعی انسان دارد؛ و به عنوان ابزاری برای صیانت از کرامت بشری در نظام‌های حقوقی شناخته می‌شود[۵]. از منظر قراردادهای اجتماعی، این حق تضمین‌کننده اهدافی است؛ که شهروندان برای تأمین خیر عمومی بر سر آن‌ها توافق کرده‌اند[۶]. در تبیین چرایی شکل‌گیری این کنش‌ها، نظریه‌های متعددی مطرح شده است:

  • نظریه محرومیت نسبی: بر اساس این دیدگاه، اعتراض زمانی شکل می‌گیرد؛ که میان انتظارات ارزشی افراد و توانمندی‌های جامعه برای پاسخ‌گویی به آن نیازها شکاف ایجاد شود[۷]. این احساس نابرابری منجر به خشم جمعی و حرکت برای تغییر وضع موجود می‌گردد[۸].
  • پارادایم فقه سیاسی شیعه: در اندیشه اسلامی، اعتراض بر پایه‌های مستحکمی چون «امر به معروف و نهی از منکر» و «نصیحت برای زمامداران» استوار است[۹]. این مفاهیم نشان می‌دهند؛ که نظارت همگانی بر قدرت نه تنها یک امتیاز، بلکه تکلیفی شرعی برای جلوگیری از انحراف حاکمیت از مسیر عدالت است[۱۰].
  • الگوهای قرآنی: آیات وحی در گزارش‌های متعدد، حق پرسشگری را حتی در برابر حاکمان منصوب الهی به رسمیت شناخته‌اند؛ چنان‌که در ماجرای انتخاب طالوت، اعتراض بزرگان بنی‌اسرائیل با پاسخ‌های مستدل و رویکرد اقناعی مواجه شد[۱۱]. همچنین فریاد مظلوم علیه ستمگر در قرآن مجید به عنوان مبنایی برای اعتراض آشکار تبیین شده است[۱۲].

قلمرو قانونی و معیارهای مرزبندی میان اعتراض و آشوب

در نظام‌های حقوقی برای مدیریت تجمعات، دو الگوی اصلی «اعلامی» و «مجوزمحور» وجود دارد[۱۳]. در سیستم اعلامی، برگزارکنندگان صرفاً مقامات را مطلع می‌کنند؛ تا امنیت تجمع تأمین شود؛ در حالی که در سیستم مجوزی، اعمال این حق منوط به تایید صریح نهادهای اداری است[۱۴]. برای تشخیص اعتراض مشروع از رفتارهای مجرمانه، شاخص‌های دقیقی تعیین شده است:

  • حمل نکردن سلاح: اصلی‌ترین قید ماهوی، پرهیز از خشونت و همراه نداشتن هرگونه سلاح سرد یا گرم است[۱۵]. صرفِ حمل سلاح می‌تواند ماهیت اعتراض را تغییر داده؛ و آن را در زمره جرایم علیه امنیت قرار دهد[۱۶].
  • اختلال ایجاد نکردن در مبانی اسلام و نظم عمومی: کنش‌های اعتراضی نباید به بنیان‌های اعتقادی جامعه آسیب زده یا معیشت و آرامش عامه را دچار گسیختگی کنند[۱۷]. تشخیص مصادیق این اختلال بر عهده مراجع قانونی و قضایی است[۱۸].
  • تمایز با براندازی: اعتراض مدنی بر خلاف شورش یا بغی، فاقد قصد تخریب ساختارهای بنیادین نظام سیاسی است؛ و هدف آن صرفاً اصلاح رویه‌ها و نقد سیاست‌های ناعادلانه است[۱۹].
  • حق اعتراض در عصر دیجیتال: با گسترش فناوری، بعد جدیدی از این حق در برابر تصمیم‌گیری‌های خودکار هوش مصنوعی شکل گرفته است؛ که بر ضرورت شفافیت الگوریتم‌ها و امکان بازنگری انسانی در نتایج ماشینی تأکید دارد[۲۰].

در ادامه، بخش‌های سوم و چهارم بدنه اصلی مقاله بر اساس منابع موجود در نوت‌بوک و با رعایت استانداردهای فنی مدیاویکی تدوین می‌گردد:

پارادایم‌های نظری و واکاوی دیدگاه‌های رقیب

رویکرد عدالت‌محور در اندیشه لیبرال - دموکراسی

در اندیشه جان رالز؛ حق اعتراض ابزاری برای سنجش نسبت میان «حق» و «خیر» در جامعه است[۲۱]. بر اساس اصل تقدم حق بر خیر؛ اصول عدالت و حقوق اساسی شهروندان نباید تحت تأثیر برداشت‌های خاص گروه‌ها از مفهوم خیر یا منافع جمعی محدود گردد[۲۲]. رالز اعتراض را زمانی مشروع می‌داند؛ که هدف آن مقابله با نقض فاحش و مداوم اصول عدالت و آزادی‌های اساسی باشد[۲۳]. از این منظر؛ اعتراض مدنی حرکتی علنی، غیرخشونت‌آمیز و وجدانی است؛ که با هدف ایجاد تغییر در قوانین یا سیاست‌های ناعادلانه دولت صورت می‌گیرد[۲۴]. در این رویکرد؛ دولت باید در قبال مفاهیم مختلف خیر بی‌طرف بماند؛ و بستر را برای ابراز نظرات مخالف فراهم کند[۲۵].

رهیافت فقه سیاسی شیعه بر پایه پیوند حق و تکلیف

در فقه سیاسی شیعه؛ اعتراض فراتر از یک حق صرف؛ در قالب تکلیفی شرعی تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر صورت‌بندی می‌شود[۲۶]. در این دیدگاه؛ نظارت همگانی بر عملکرد زمامداران نه تنها مجاز؛ بلکه برای حفظ سلامت نظام اسلامی ضروری قلمداد شده است[۲۷]. فقها با استناد به سیره ائمه معصومان؛ نقد قدرت را عاملی برای جلوگیری از استبداد و انحراف حاکمیت از مسیر حق می‌دانند[۲۸]. با این حال؛ مشروعیت اعتراض منوط به رعایت قیودی چون مسالمت‌آمیز بودن؛ و برهم نزدن نظم عمومی است[۲۹].

تمایزهای ماهوی با جُرم‌انگاری‌های سیاسی و امنیتی

در اندیشه فقهی؛ میان اعتراض مدنی با مفاهیمی چون بغی و محاربه مرزبندی دقیقی وجود دارد:

  • محاربه: به معنای کشیدن سلاح به قصد ترساندن مردم و سلب امنیت جامعه است[۳۰].
  • بغی: به خروج مسلحانه گروهی در برابر امام عادل یا حاکمیت مشروع اطلاق می‌شود؛ که با هدف براندازی صورت می‌گیرد[۳۱].
  • اعتراض مدنی: فاقد عنصر خشونت و قصد تخریب ساختارهای بنیادین است؛ و صرفاً بر اصلاح رویه‌ها و سیاست‌ها تمرکز دارد[۳۲].

پارادایم نوین حقوقی در قبال حکمرانی الگوریتمی

با ورود فناوری‌های نوین به عرصه حکمرانی؛ رویکرد جدیدی در حقوق اداری شکل گرفته است؛ که بر حق اعتراض به تصمیمات اتخاذ شده توسط هوش مصنوعی تأکید دارد[۳۳]. این دیدگاه معتقد است؛ که شهروندان باید حق داشته باشند منطق حاکم بر تصمیمات خودکار اداری را به چالش بکشند[۳۴]. بر اساس استانداردهای نوین؛ هرگونه تصمیم الگوریتمی که آثار حقوقی قابل توجهی بر فرد داشته باشد؛ باید قابلیت تجدیدنظر انسانی و اعتراض را دارا باشد[۳۵].

پیامدها و مسئولیت‌های ناشی از کنشگری اعتراضی

کارکردهای اصلاح‌گرانه و نظارت بر ساختار قدرت

یکی از مهم‌ترین کارکردهای اعتراض؛ تقویت شفافیت و پاسخ‌گویی در ساختار قدرت است[۳۶]. اعتراضات مسالمت‌آمیز به عنوان مجرایی برای انتقال نارضایتی‌ها به حاکمان؛ از انباشت خشم اجتماعی و وقوع انفجارهای توده‌ای جلوگیری می‌کنند[۳۷]. این کنش‌ها با نقد سیاست‌های جاری؛ بستر لازم را برای اصلاح قوانین و بهبود رویه‌های اداری فراهم می‌آورند[۳۸].

الزامات و تعهدات دولت‌ها در مدیریت تجمعات

پذیرش حق اعتراض؛ تکالیف مثبتی را بر عهده دولت‌ها می‌گذارد؛ که فراتر از صرف مداخله نکردن است[۳۹]. برخی از این مسئولیت‌ها عبارتند از:

  • تسهیل‌گری و تأمین امنیت: دولت‌ها موظفند شرایط لازم را برای برگزاری ایمن تجمعات فراهم آورده؛ و از معترضان در برابر حملات احتمالی گروه‌های مخالف محافظت کنند[۴۰].
  • رعایت تناسب در برخورد: اقدامات نیروهای انتظامی باید با سطح تهدید متناسب بوده؛ و از متوسل شدن به زور غیرضروری اجتناب شود[۴۱].
  • جبران خسارت: چنانچه در جریان اعتراضات بر اثر قصور مقامات، خسارتی به شهروندان وارد شود؛ دولت مسئول جبران آن خسارات است[۴۲].

چالش‌های امنیتی و مخاطرات ناشی از خروج از چارچوب مسالمت‌آمیز

در کنار کارکردهای مثبت؛ اعتراضات ممکن است با مخاطراتی چون نفوذ جریان‌های رادیکال و سوءاستفاده از تجمعات برای اقدامات براندازانه مواجه شوند[۴۳]. اختلال در معیشت عمومی؛ ایجاد هرج و مرج و آسیب به اموال عمومی از جمله پیامدهای منفی احتمالی است؛ که در صورت خروج اعتراض از چارچوب‌های مسالمت‌آمیز بروز می‌یابد[۴۴]. بنابراین؛ ایجاد تعادل میان آزادی اعتراض و حفظ نظم عمومی یکی از اصلی‌ترین چالش‌های نظام‌های حقوقی و سیاسی محسوب می‌شود[۴۵].

پانویس

  1. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۲
  2. زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۷
  3. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲؛ بهارلو، «مطالعه مقایسه ای رابطه حق و خیر»، رهیافت‌های سیاسی و بین‌المللی، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۵
  4. ربیع‌زاده، «چارچوب و مؤلفه‌های حق اعتراض سیاسی»، پژوهش‌نامه حقوق اسلامی، ۱۴۰۴ش، ص۷۸۶؛ بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱
  5. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۲
  6. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
  7. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
  8. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
  9. ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
  10. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱
  11. ربیع‌زاده، «چارچوب و مؤلفه های حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن کریم»، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۲
  12. حجت‌دوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی از منظر فقه شیعه»، ۱۴۰۲ش، ص۶
  13. آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۹۷
  14. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹
  15. زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۶
  16. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۶
  17. ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
  18. زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۷
  19. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۵
  20. عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۳۸
  21. بهارلو، «مطالعه مقایسه‌ای رابطه حق و خیر»، رهیافت‌های سیاسی و بین‌المللی، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۵
  22. بهارلو، «مطالعه مقایسه‌ای رابطه حق و خیر»، رهیافت‌های سیاسی و بین‌المللی، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۵
  23. بهارلو، «مطالعه مقایسه‌ای رابطه حق و خیر»، رهیافت‌های سیاسی و بین‌المللی، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۶
  24. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۵
  25. بهارلو، «مطالعه مقایسه ای رابطه حق و خیر»، رهیافت‌های سیاسی و بین‌المللی، ۱۴۰۴ش، ص۱۶۰
  26. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱؛ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
  27. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱
  28. ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۳۹؛ بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۳
  29. ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۴۰؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۸
  30. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۶
  31. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۱
  32. زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۰؛ بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۵
  33. عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، پژوهش‌های نوین حقوق اداری، ۱۴۰۴ش، ص۳۸
  34. عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، پژوهش‌های نوین حقوق اداری، ۱۴۰۴ش، ص۴۴
  35. عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، پژوهش‌های نوین حقوق اداری، ۱۴۰۴ش، ص۴۵
  36. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۳
  37. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
  38. ربیع‌زاده، «چارچوب و مؤلفه‌های حق اعتراض سیاسی»، پژوهش‌نامه حقوق اسلامی، ۱۴۰۴ش، ص۷۸۷؛ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، پژوهش‌های نوین حقوق اداری، ۱۴۰۴ش، ص۴۳
  39. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۴
  40. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۴؛ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، حقوق بشر، ۱۴۰۲ش، ص۱۱۴
  41. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۵
  42. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۷۷
  43. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۸
  44. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۶؛ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
  45. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۵؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۸


زمینه‌ها، خاستگاه یا مبانی نظری

مبانی حقوقی و فلسفه کرامت انسان

حق اعتراض مسالمت‌آمیز ریشه در ماهیت طبیعی و وجودی انسان دارد؛ که به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشر و لازمه زندگی جمعی شناخته می‌شود.[۱] این حق بر پایه اصل کرامت انسانی استوار است؛ و به مثابه ابزاری برای تضمین سایر حقوق اساسی و مطالبه‌گری در نظام‌های حقوقی مدرن قلمداد می‌گردد.[۲] از منظر قراردادهای اجتماعی؛ حق اعتراض تضمین‌کننده اهدافی است؛ که در این قراردادها برای تأمین خیر عمومی پیش‌بینی شده است.[۳] بر اساس نظریات حقوقی؛ انسان‌ها به صرف موجودیت خود دارای حقوقی هستند؛ که هیچ مرجع قانون‌گذاری توان وضع قوانین برخلاف آن را ندارد.[۴] در اندیشه لیبرال نیز حق اعتراض ابزاری برای صیانت از آزادی‌های فردی در برابر دست‌اندازی قدرت سیاسی است.[۵]

ریشه‌های جامعه‌شناختی بر پایه نظریه محرومیت نسبی

یکی از مهم‌ترین بسترهای نظری برای تبیین چرایی شکل‌گیری اعتراضات؛ نظریه محرومیت نسبی تد رابرت گار است.[۶] بر اساس این نظریه؛ محرومیت به معنای فاصله میان انتظارات ارزشی افراد و توانایی‌های عملی جامعه برای پاسخ‌گویی به آن انتظارات است.[۷] احساس نابرابری و نبودِ بستر مناسب برای دست‌یابی به موقعیت‌ها؛ زمینه‌ساز خشم و نارضایتی جمعی می‌شود.[۸] این شکاف میان واقعیت‌های موجود و خواسته‌های ذهنی مردم؛ محرک اصلی کنش‌های اعتراضی برای تغییر وضع موجود است.[۹] بنابراین اعتراضات مدنی راهکاری برای بازگرداندن تعادل میان توقعات جامعه و عملکردهای حاکمیتی هستند.[۱۰]

خاستگاه‌های فقهی و کلامی در اندیشه اسلامی

در نظام اندیشه اسلامی؛ اعتراض بر مبانی مستحکمی چون امر به معروف و نهی از منکر استوار است؛ که نظارت همگانی بر قدرت را نهادینه می‌کند.[۱۱] اصل «نصح ائمه مسلمین» یا همان نصیحت و خیرخواهی برای زمامداران؛ یکی دیگر از زیرساخت‌های کلامی است؛ که بر پایه آن، شهروندان موظف به نقد کارگزاران برای اصلاح امور هستند.[۱۲] همچنین اصل نفی سبیل و قاعده عدالت به عنوان چارچوب‌های کلان؛ مشروعیت اعتراض در برابر تصمیمات ناعادلانه را تبیین می‌کنند.[۱۳] در سیره معصومان نیز نمونه‌های متعددی از پذیرش نقد و تشویق به بیان نظرات مخالف در برابر حاکمیت مشاهده می‌شود.[۱۴] اعتراض در این پارادایم نه تنها حق؛ بلکه در بسیاری از موارد تکلیفی شرعی برای جلوگیری از انحراف نظام اسلامی است.[۱۵]

مبانی هستی‌شناسی در مضامین قرآن کریم

قرآن کریم در گزارش‌های متعددی به تقابل میان مصلحان و ساختارهای قدرت پرداخته؛ که چارچوب حق اعتراض سیاسی را ترسیم می‌کند.[۱۶] برای نمونه؛ ماجرای اعتراض بزرگان بنی‌اسرائیل به پیامبرشان درباره انتخاب طالوت به عنوان فرمانروا؛ نشان‌دهنده به رسمیت شناختن حق پرسشگری و اعتراض حتی در برابر حاکمیت منصوب الهی است.[۱۷] خداوند در این آیات بدون سرزنش معترضان؛ با ارائه پاسخ‌های مستدل و تبیین شاخص‌های شایستگی، الگوی مواجهه اقناعی با اعتراض را ارائه داده است.[۱۸] همچنین آیه ۱۴۸ سوره نساء با مجاز شمردن فریاد مظلوم علیه ستمگر؛ مبنایی وحیانی برای اعتراض آشکار علیه بی‌عدالتی فراهم آورده است.[۱۹]

ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌ها

مؤلفه‌های شکلی و فرآیندی: نظام‌های اعلامی و مجوزی

در حقوق بین‌الملل و رویه‌های داخلی کشورها؛ دو رویکرد اصلی برای مدیریت تجمعات اعتراضی وجود دارد.[۲۰]

سیستم اطلاع قبلی (اعلامی)

در این الگو که هماهنگ با استانداردهای حقوق بشری است؛ برگزارکنندگان صرفاً موظف به آگاه ساختن مقامات از زمان و مکان تجمع هستند.[۲۱] هدف از این اطلاع‌رسانی؛ توانمندسازی دولت برای تأمین امنیت معترضان و مدیریت نظم عمومی است؛ و نه کسب اجازه برای اعمال حق.[۲۲] اطلاع ندادنِ قبلی در این سیستم نباید منجر به انحلال خودکار تجمع یا مجازات شرکت‌کنندگان شود.[۲۳] در این نظام؛ اصل بر آزادی تجمع است و محدودیت‌ها استثنا محسوب می‌شوند.[۲۴]

سیستم اخذ مجوز قبلی

در این رویکرد؛ اعمال حق اعتراض منوط به تایید صریح مقامات اداری است؛ که شدیدترین نوع محدودیت بر این حق قلمداد می‌شود.[۲۵] در قوانین داخلی ایران؛ بر اساس قانون احزاب و آیین‌نامه‌های اجرایی آن، برگزاری اجتماعات به اخذ مجوز از وزارت کشور یا استانداری‌ها گره خورده است.[۲۶] منتقدان بر این باورند؛ که این رویه با اصل ۲۷ قانون اساسی که تجمعات را بدون حمل سلاح آزاد اعلام کرده است؛ تعارض دارد.[۲۷] همچنین الزام به دریافت مجوز ممکن است باعث شود؛ که حاکمیت با سلیقه شخصی مانع از برگزاری تجمعات منتقدان گردد.[۲۸]

ابعاد فرعی و مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده

شاخص مسالمت‌آمیز بودن

اصلی‌ترین شرط اعتراض مدنی؛ فقدان هرگونه رفتار خشونت‌آمیز و حمل نکردنِ سلاح‌های سرد یا گرم است.[۲۹] در فقه و قوانین ایران؛ صرفِ حمل سلاح حتی بدون استفاده از آن، می‌تواند ماهیت اعتراض را تغییر داده؛ و آن را در زمره جرایمی چون محاربه قرار دهد.[۳۰] اعتراض مسالمت‌آمیز بر پایه منطق و استدلال استوار است و هدف آن تخریب اموال عمومی یا ضربه زدن به امنیت جانی شهروندان نیست.[۳۱]

رعایت مبانی اسلام و نظم عمومی

اعتراضات نباید به گونه‌ای باشد؛ که به بنیان‌های اعتقادی جامعه آسیب زده یا منجر به هرج و مرج و گسیختگی در معیشت مردم شود.[۳۲] در رویه قضایی؛ تشخیص مصادیق اخلال در مبانی اسلام بر عهده مراجع ذی‌صلاح قانونی است.[۳۳] با این حال؛ مفسران بر این باورند که نقد سیاست‌ها یا رفتارهای کارگزاران به معنای مخالفت با اصل اسلام نیست.[۳۴]

ابعاد نوین: اعتراض به تصمیم‌گیری‌های خودکار

با گسترش هوش مصنوعی؛ بعد جدیدی از حق اعتراض در حوزه حقوق اداری شکل گرفته است.[۳۵] این مؤلفه شامل حق افراد برای به چالش کشیدن تصمیماتی است؛ که صرفاً بر اساس پردازش‌های الگوریتمی و بدون دخالت مستقیم انسان اتخاذ می‌شوند.[۳۶] شاخص‌های این حق عبارتند از لزوم شفافیت در منطق تصمیم‌گیری؛ و وجود سازوکاری برای تجدیدنظر انسانی در نتایج حاصل از هوش مصنوعی.[۳۷] شهروندان باید حق داشته باشند؛ تا تبیین‌هایی درباره چگونگی رسیدن الگوریتم به یک تصمیم خاص دریافت کنند.[۳۸]

در ادامه، بخش‌های سوم و چهارم بدنه اصلی مقاله بر اساس منابع موجود در نوت‌بوک و با رعایت استانداردهای فنی مدیاویکی تدوین می‌گردد:

رویکردها، مکاتب یا دیدگاه‌های رقیب

رویکرد لیبرال - دموکراسی و نظریه عدالت جان رالز

در اندیشه جان رالز؛ اعتراض به عنوان ابزاری برای سنجش نسبت میان «حق» و «خیر» در جامعه تبیین می‌شود.[۳۹] بر اساس اصل تقدم حق بر خیر؛ اصول عدالت و حقوق اساسی شهروندان نباید تحت تأثیر برداشت‌های خاص گروه‌ها از مفهوم خیر یا منافع جمعی محدود گردد.[۴۰] رالز اعتراض را زمانی مشروع می‌داند؛ که هدف آن مقابله با نقض فاحش و مداوم اصول عدالت و آزادی‌های اساسی باشد.[۴۱] از این منظر؛ اعتراض مدنی حرکتی علنی، غیرخشونت‌آمیز و وجدانی است؛ که با هدف ایجاد تغییر در قوانین یا سیاست‌های ناعادلانه دولت صورت می‌گیرد.[۴۲] در این رویکرد؛ دولت باید در قبال مفاهیم مختلف خیر بی طرف بماند و بستر را برای ابراز نظرات مخالف فراهم کند.[۴۳]

رویکرد فقه سیاسی شیعه و نظریه حق - تکلیف

در فقه سیاسی شیعه؛ اعتراض فراتر از یک حق صرف؛ در قالب تکلیفی شرعی تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر صورت‌بندی می‌شود.[۴۴] در این دیدگاه؛ نظارت همگانی بر عملکرد زمامداران نه تنها مجاز؛ بلکه برای حفظ سلامت نظام اسلامی ضروری قلمداد شده است.[۴۵] فقها با استناد به سیره ائمه معصومان؛ نقد قدرت را عاملی برای جلوگیری از استبداد و انحراف حاکمیت از مسیر حق می‌دانند.[۴۶] با این حال؛ مشروعیت اعتراض منوط به رعایت قیودی چون مسالمت‌آمیز بودن و برهم نزدن نظم عمومی است.[۴۷]

تمایز میان اعتراض مدنی با بغی و محاربه

در اندیشه فقهی؛ میان اعتراض مدنی با مفاهیمی چون بغی و محاربه مرزبندی دقیقی وجود دارد.[۴۸] محاربه به معنای کشیدن سلاح به قصد ترساندن مردم و سلب امنیت جامعه است.[۴۹] بغی نیز به خروج مسلحانه گروهی در برابر امام عادل یا حاکمیت مشروع اطلاق می‌شود؛ که با هدف براندازی صورت می‌گیرد.[۵۰] در مقابل؛ اعتراض مدنی فاقد عنصر خشونت و قصد براندازی ساختارهای بنیادین است؛ و صرفاً بر اصلاح رویه‌ها و سیاست‌ها تمرکز دارد.[۵۱]

رویکرد حقوق اداری نوین: اعتراض به تصمیم‌گیری‌های الگوریتمی

با ورود فناوری‌های نوین به عرصه حکمرانی؛ رویکرد جدیدی در حقوق اداری شکل گرفته است؛ که بر حق اعتراض به تصمیمات اتخاذ شده توسط هوش مصنوعی تأکید دارد.[۵۲] این دیدگاه معتقد است؛ که شهروندان باید حق داشته باشند منطق حاکم بر تصمیمات خودکار اداری را به چالش بکشند.[۵۳] بر اساس استانداردهای نوین؛ هرگونه تصمیم الگوریتمی که آثار حقوقی قابل توجهی بر فرد داشته باشد؛ باید قابلیت تجدیدنظر انسانی و اعتراض را دارا باشد.[۵۴]

کارکردها، آثار یا پیامدها

کارکردهای نظارتی و اصلاح‌گری سیاسی

یکی از مهم‌ترین کارکردهای اعتراض؛ تقویت شفافیت و پاسخ‌گویی در ساختار قدرت است.[۵۵] اعتراضات مسالمت‌آمیز به عنوان مجرایی برای انتقال نارضایتی‌ها به حاکمان؛ از انباشت خشم اجتماعی و وقوع انفجارهای توده‌ای جلوگیری می‌کنند.[۵۶] این کنش‌ها با نقد سیاست‌های جاری؛ بستر لازم را برای اصلاح قوانین و بهبود رویه‌های اداری فراهم می‌آورند.[۵۷]

آثار اجتماعی: تخلیه هیجانی و انسجام مدنی

اعتراضات مدنی کارکردی پیشگیرانه در برابر آشوب‌های خشونت‌آمیز دارند.[۵۸] فراهم آوردن بستری برای بیان اعتراض؛ منجر به تخلیه هیجانات جمعی و احساس مشارکت شهروندان در سرنوشت خود می‌شود.[۵۹] همچنین؛ نهادینه شدن حق اعتراض به رشد فرهنگ گفتگو و تقویت جامعه مدنی کمک کرده؛ و شهروندان را به جای تقابل سخت، به سمت تعامل با حاکمیت سوق می‌دهد.[۶۰]

پیامدها و مسئولیت‌های حاکمیت در قبال اعتراضات

پذیرش حق اعتراض؛ تکالیف مثبتی را بر عهده دولت‌ها می‌گذارد؛ که فراتر از صرف مداخله نکردن است.[۶۱]

مسئولیت تسهیل‌گری و تأمین امنیت

دولت‌ها موظفند شرایط لازم را برای برگزاری ایمن تجمعات فراهم آورده؛ و از معترضان در برابر حملات احتمالی گروه‌های مخالف محافظت کنند.[۶۲] نیروهای انتظامی باید با رویکردی حمایتی و نه سرکوب‌گرانه؛ امنیت فضای اعتراض را تضمین نمایند.[۶۳]

مسئولیت جبران خسارت و رعایت تناسب

در صورت بروز درگیری؛ اقدامات دولت باید با سطح تهدید متناسب بوده؛ و از متوسل شدن به زور غیرضروری اجتناب شود.[۶۴] همچنین؛ چنانچه در جریان اعتراضات بر اثر قصور مقامات، خسارتی به شهروندان وارد شود؛ دولت مسئول جبران آن خسارات خواهد بود.[۶۵]

مخاطرات و چالش‌های ناشی از سوءاستفاده

در کنار کارکردهای مثبت؛ اعتراضات ممکن است با مخاطراتی چون نفوذ جریان‌های رادیکال و سوءاستفاده از تجمعات برای اقدامات براندازانه مواجه شوند.[۶۶] اختلال در معیشت عمومی؛ ایجاد هرج و مرج و آسیب به اموال عمومی از جمله پیامدهای منفی احتمالی است؛ که در صورت خروج اعتراض از چارچوب‌های مسالمت‌آمیز بروز می‌یابد.[۶۷] بنابراین؛ ایجاد تعادل میان آزادی اعتراض و حفظ نظم عمومی یکی از اصلی‌ترین چالش‌های نظام‌های حقوقی و سیاسی محسوب می‌شود.[۶۸]

پانویس

  1. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۲
  2. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۴
  3. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
  4. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۲
  5. بهارلو، «مطالعه مقایسه ای رابطه حق و خیر»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۵
  6. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
  7. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
  8. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
  9. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
  10. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۳
  11. ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۸
  12. ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰؛ بهروزی‌زاد، «یدر حکومت اسالم یعتراضات مدنا»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱
  13. زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۸
  14. بهروزی‌زاد، «یدر حکومت اسالم یعتراضات مدنا»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۳
  15. ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۳۹
  16. ربیع‌زاده، «چارچوب و مؤلفه های حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۷۸۴
  17. ربیع‌زاده، «چارچوب و مؤلفه های حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۱
  18. ربیع‌زاده، «چارچوب و مؤلفه های حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۲
  19. آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۹۵؛ حجت‌دوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی»، ۱۴۰۲ش، ص۶
  20. آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۹۷
  21. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹
  22. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹
  23. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹
  24. آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۹۸
  25. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۸
  26. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹؛ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۰۱
  27. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۵
  28. زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۵
  29. آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۹۱؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۶
  30. بهروزی‌زاد، «یدر حکومت اسالم یعتراضات مدنا»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۶
  31. زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۶
  32. ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰؛ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۹۱
  33. زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۷
  34. آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۹۲
  35. عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۳۸
  36. عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۴۴
  37. عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۴۵
  38. عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۴۶
  39. بهارلو، «مطالعه مقایسه ای رابطه حق و خیر»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۵
  40. بهارلو، «مطالعه مقایسه ای رابطه حق و خیر»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۵
  41. بهارلو، «مطالعه مقایسه ای رابطه حق و خیر»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۶
  42. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۵
  43. بهارلو، «مطالعه مقایسه ای رابطه حق و خیر»، ۱۴۰۴ش، ص۱۶۰
  44. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱؛ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
  45. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱
  46. ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۳۹؛ بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۳
  47. ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۸
  48. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۵
  49. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۶
  50. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۱
  51. زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۰؛ بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۵
  52. عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۳۸
  53. عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۴۴
  54. عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۴۵
  55. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۳
  56. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
  57. ربیع‌زاده، «چارچوب و مؤلفه‌های حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۷۸۷؛ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۴۳
  58. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۴
  59. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
  60. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۹
  61. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۴
  62. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۴؛ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۱۴
  63. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۵
  64. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۵
  65. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۷۷
  66. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۸
  67. بهروزی‌زاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۶؛ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
  68. قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۵؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۸

حق اعتراض؛ حقی سیاسی-اجتماعی برای ابراز مسالمت‌آمیز نارضایتی از تصمیم‌ها و عملکرد نهادهای قدرت

حق اعتراض مفهومی محدود به تجمعات خیابانی نیست، بلکه طیفی گسترده از مواجهه‌های نظری و عملی با قدرت را دربر می‌گیرد؛ از مناقشه فلسفی تقدم «حق» بر «خیر» در اندیشه جان رالز، تا الگوی قرآنی مجادله احسن به‌مثابه شیوه‌ای برای مقابله با انحراف و طغیان سیاسی. این مفهوم در جهان معاصر، با گسترش تصمیم‌گیری‌های خودکار مبتنی بر هوش مصنوعی، وارد مرحله‌ای تازه شده است که در آن امکان اعتراض به خروجی الگوریتم‌ها، مرزهای میان امنیت ملی و آزادی‌های مدنی و نیز تمایز حساس میان نظام مجوزدهی و نظام اطلاع‌رسانی، به یکی از تعیین‌کننده‌ترین عوامل در سرنوشت نظام‌های دموکراتیک بدل شده است.[دیدگاه ۱]

مفهوم‌شناسی

حق اعتراض یک حق بنیادین بشری[۱] و شهروندی است که به افراد یا گروه‌ها اجازه می‌دهد نارضایتی، مخالفت یا مطالبات خود را نسبت به سیاست‌ها، اقدامات یا شرایط موجود اعم از حکومتی یا اجتماعی بیان کنند. این حق در نظام‌های حقوقی مدرن به عنوان یکی از ابزارهای اصلی دموکراسی، نظارت عمومی بر قدرت و صیانت از حقوق بشر شناخته می‌شود.

در نظام‌های حقوقی مدرن، اعتراض مسالمت‌آمیز از مفاهیمی همچون شورش و اغتشاش تفکیک می‌شود. درحالی‌که شورش ماهیتی خشونت‌آمیز و ویرانگر دارد، اعتراض مسالمت‌آمیز دارای وحدت هدف، پیام مشخص و روش عاری از خشونت است.[۲]

مبانی نظری و فلسفی[دیدگاه ۲]

حق اعتراض بر پایه‌های فلسفی، جامعه‌شناختی و دینی استوار است که مشروعیت آن را فراتر از قوانین موضوعه تضمین می‌کنند.

نظریه عدالت و تقدم حق بر خیر[دیدگاه ۳]

در فلسفه سیاسی جان رالز، اصلی تحت عنوان تقدم حق بر خیر وجود دارد. بر اساس این اصل، حقوق بنیادین افراد مانند آزادی بیان و اعتراض نباید قربانی تصورات حاکمیت از خیر عمومی یا رفاه جمعی شود.[۳] رالز معتقد است که عدالت به مثابه انصاف، ایجاب می‌کند که آزادی‌های اساسی برابر، بر هرگونه مصلحت‌سنجی سیاسی یا اقتصادی مقدم باشند.[دیدگاه ۴] در تحلیل رخدادهای سیاسی آمریکا، مانند اعتراضات جورج فلوید و اعتراضات دانشجویی حامی فلسطین، این دوگانه به‌وضوح دیده می‌شود؛ جایی که گاهی حق اعتراض به بهانه نظم عمومی یا ارزش‌های ملی سرکوب می‌شود.[۴][دیدگاه ۵]

نظریه محرومیت نسبی[دیدگاه ۶]

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، تد رابرت گار[دیدگاه ۷] در نظریه محرومیت نسبی، ریشه اعتراضات را در شکاف میان انتظارات ارزشی آنچه مردم خود را مستحق آن می‌دانند و توانایی‌های ارزشی آنچه عملاً دریافت می‌کنند می‌داند.[۵] هرگاه شهروندان احساس کنند که دستیابی به اهداف مشروعشان از راه‌های قانونی مسدود شده است، پتانسیل پرخاشگری و اعتراض جمعی افزایش می‌یابد.[۶]

مبانی قرآنی و دینی[دیدگاه ۸]

در متون اسلامی، حق اعتراض ذیل عناوین امر به معروف و نهی از منکر و نصیحت به ائمه مسلمین به رسمیت شناخته شده است.[۷] [دیدگاه ۹]

قرآن کریم در آیات متعددی، کنش‌های اعتراضی را در برابر انحرافات سیاسی تأیید کرده است. دو الگوی شاخص در این زمینه عبارتند از:

  1. اعتراض به استبداد: حضرت موسی با منطق و استدلال، و بدون خشونت فیزیکی، مستقیماً به دربار فرعون رفت و نسبت به ظلم و طغیان او اعتراض کرد. این الگو نشان‌دهنده مشروعیت مطالبه‌گری مستقیم از حاکم جائر است.[۸][دیدگاه ۱۰]
  2. اعتراض به انتصابات: در ماجرای انتصاب طالوت به فرماندهی، بزرگان بنی‌اسرائیل نسبت به این انتخاب اعتراض کردند.[۹] نکته قابل‌توجه این است که پیامبر آن زمان، معترضان را سرکوب یا تکفیر نکرد، بلکه با استدلال و گفت‌وگو به اقناع آنان پرداخت.[۱۰][دیدگاه ۱۱]

جایگاه قانونی در حقوق ایران و بین‌الملل

اسناد بین‌المللی

ماده ۲۱ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، حق تجمعات مسالمت‌آمیز را به رسمیت شناخته و دولت‌ها را مکلف کرده است که جز در موارد ضروری مانند امنیت ملی یا سلامت عمومی، هیچ محدودیتی بر آن اعمال نکنند.[۱۱][دیدگاه ۱۲] همچنین گزارشگران ویژه سازمان ملل تأکید دارند که دولت‌ها نه تنها نباید مانع اعتراض شوند، بلکه تعهد مثبت دارند تا امنیت و تسهیلات لازم برای برگزاری تجمعات را فراهم کنند.[۱۲][دیدگاه ۱۳]

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

قانون اساسی ایران در چندین اصل به‌طور مستقیم و غیرمستقیم به حق اعتراض اشاره دارد:

  • اصل ۲۷: مهم‌ترین اصل در این زمینه است که مقرر می‌دارد: «تشکیل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پیمایی‏ ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏ که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد آزاد است‏.».[۱۳]
  • اصل ۸: در جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ دعوت‏ به‏ خیر، امر به‏ معروف‏ و نهی‏ از منکر وظیفه‏ ای‏ است‏ همگانی‏ و متقابل‏ بر عهده‏ مردم‏ نسبت‏ به‏ یکدیگر، دولت‏ نسبت‏ به‏ مردم‏ و مردم‏ نسبت‏ به‏ دولت‏. شرایط و حدود و کیفیت‏ آن‏ را قانون‏ معین‏ می‏ کند. "والمؤمنون‏ و المؤمنات‏ بعضهم‏ اولیاء بعض‏ یأمرون‏ بالمعروف‏ و ینهون‏ عن‏ المنکر".[۱۴][دیدگاه ۱۴]

با این حال، چالش اصلی در نظام حقوقی ایران، ابهام در عبارت «مخل به مبانی اسلام» و الزام به اخذ مجوز از وزارت کشور بر اساس قوانین عادی مانند قانون احزاب است که عملاً با اطلاق اصل ۲۷ در تعارض قرار گرفته است.[۱۵][دیدگاه ۱۵]

چالش‌های نوین:[دیدگاه ۱۶] حق اعتراض به هوش مصنوعی[دیدگاه ۱۷]

در عصر فناوری، تصمیم‌گیری‌های حیاتی مانند استخدام، وام‌دهی، یا نظارت پلیسی به الگوریتم‌های هوش مصنوعی و سیستم‌های تصمیم‌گیری خودکار واگذار شده است. این سیستم‌ها ممکن است دچار سوگیری شده و حقوق افراد را نقض کنند. از این رو، مفهوم جدیدی تحت عنوان «حق اعتراض به تصمیمات خودکار» در حال شکل‌گیری است.[۱۶] مقررات عمومی حفاظت از داده اتحادیه اروپا، حق انسان برای مداخله در تصمیمات الگوریتم و اعتراض به خروجی آن‌ها را تضمین کرده است. در ایران اما، با وجود گسترش استفاده از این فناوری‌ها مانند سامانه مؤدیان مالیاتی، هنوز قانون شفافی برای اعتراض به تصمیمات تمام‌خودکار وجود ندارد.[۱۷]

آسیب‌شناسی[دیدگاه ۱۸] مدیریت اعتراضات[دیدگاه ۱۹]

مدیریت تجمعات اعتراضی در جهان بر اساس دو رویکرد کلی انجام می‌شود:[دیدگاه ۲۰]

  1. نظام مجوزدهی: که برگزاری تجمع را منوط به اجازه قبلی دولت می‌داند و رویکرد فعلی قانون احزاب ایران است.[دیدگاه ۲۱]
  2. نظام اطلاع‌رسانی:[دیدگاه ۲۲] که در آن برگزارکنندگان صرفاً زمان و مکان را به پلیس اطلاع می‌دهند تا امنیت تأمین شود و نیازی به کسب اجازه نیست. استانداردهای حقوق بشری به سمت این رویکرد متمایل[دیدگاه ۲۳] هستند.[۱۸]

جدول ۱: مقایسه رویکردهای مدیریت اعتراضات[دیدگاه ۲۴]

شاخص نظام مجوزدهی نظام اطلاع‌رسانی
مبنای حقوقی حق اعتراض، امتیازی است که دولت اعطا می‌کند. حق اعتراض، حقی ذاتی است که نیاز به اجازه ندارد.[۱۹]
نقش پلیس کنترل و محدودسازی تسهیل‌گری و تأمین امنیت معترضان
وضعیت ایران قانون فعالیت احزاب بر این مبناست.[۲۰] برخی تفاسیر از اصل ۲۷ بر این مبناست.
پیامد احتمال تبدیل اعتراضات به اغتشاشات زیرزمینی تخلیه هیجانات و اصلاح سیاست‌ها
پرونده:Protest Concept.jpg
اعتراض مدنی: نمادی از مشارکت سیاسی شهروندان در فضای عمومی برای بیان مطالبات بدون توسل به خشونت.[دیدگاه ۲۵]

راهکارها و الزامات[دیدگاه ۲۶]

برای تضمین حق اعتراض و جلوگیری از تبدیل آن به خشونت، راهکارهای زیر توسط حقوقدانان و جامعه‌شناسان و اندیشمندان[دیدگاه ۲۷] پیشنهاد شده است:

  • تفسیر مضیق از محدودیت‌ها:[دیدگاه ۲۸] قیود مبهمی مانند «مبانی اسلام» باید به‌طور دقیق و محدود تفسیر شوند تا دستمایه سلیقه‌های سیاسی قرار نگیرند.[۲۱][دیدگاه ۲۹]
  • تغییر در صلاحیت قضایی:[دیدگاه ۳۰] رسیدگی به جرایم احتمالی معترضان باید در دادگاه‌های عمومی و با حضور هیئت منصفه انجام شود، نه در دادگاه‌های امنیتی یا انقلاب.[۲۲]
  • به رسمیت شناختن حق اشتباه: [دیدگاه ۳۱]حکومت‌ها باید بپذیرند که اعتراض، حتی اگر بر مبنای تحلیل نادرست مردم باشد، حق آن‌هاست و باید با پاسخگویی اقناعی و غیرامنیتی با آن مواجه شد.[۲۳][دیدگاه ۳۲]
  • در نظر گرفتن مکان‌های مشخصی برای تجمعات اعتراضی: یکی از راه‌های اجتناب از برچسب زنی بر معترضان و تفکیک آنها از براندازان و برهم‌زنندگان نظم و امنیت، تدبیر برای امکان اعتراض در مکان‌هایی است که برای اعتراض قانونی در نظر گرفته شده است. در این صورت هیچ کس حق جلوگیری از چنین اعتراضی[دیدگاه ۳۳] را نخواهد داشت و حتی اگر افراد مرتکب جرمی بشوند، جرم سیاسی[دیدگاه ۳۴] خواهد بود.[۲۴]
  • منظومه‌سازی در مسئله آزادی: تولید ایده‌های نو در بستر منظومه‌سازی در مسئله آزادی و مبتنی بر تسلط بر منابع اسلامی و منابع غربی، موجب می‌گردد تا به سوالات فراوانی که در مسئله آزادی وجود دارد، پاسخ داده شود.[۲۵] [دیدگاه ۳۵]

پانویس

  1. قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت‌آمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص ۱۵2.
  2. قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت‌آمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص ۱۵۴، ۱۵۷ و ۱۶۳.
  3. بهارلو و نصرت‌پناه، «مطالعه مقایسه‌ای رابطه حق و خیر»، رهیافت‌های سیاسی و بین‌المللی، ۱۴۰۴، ص ۱۵۲-۱۵۹.
  4. بهارلو و نصرت‌پناه، «مطالعه مقایسه‌ای رابطه حق و خیر»، رهیافت‌های سیاسی و بین‌المللی، ۱۴۰۴، ص ۱۶۲-۱۶۳.
  5. قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت‌آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین‌المللی»، ص ۱۶۲.
  6. قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت‌آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین‌المللی»، ص 161-162.
  7. واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت، ۱۴۰۲، ص ۴.
  8. ربیع‌زاده و همکاران، «چارچوب و مؤلفه‌های حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن»، پژوهش‌نامه حقوق اسلامی، ۱۴۰۴، ص ۷۹۳-۷۹۵.
  9. (بقره: ۲۴۷)
  10. ربیع‌زاده و همکاران، «چارچوب و مؤلفه‌های حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن»، پژوهش‌نامه حقوق اسلامی، ۱۴۰۴، ص ۷۹۱-۷۹۳.
  11. واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت، ۱۴۰۲، ص ۴.
  12. قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت‌آمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص۱۷۰.
  13. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل بیست و هفتم.
  14. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل هشتم.
  15. واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت، ۱۴۰۲، ص۴.
  16. عامری و همکاران، «حق اعتراض به تصمیم‌گیری‌های خودکار»، پژوهش‌های نوین حقوق اداری، ۱۴۰۴، ص ۴۱-۴۳.
  17. عامری و همکاران، «حق اعتراض به تصمیم‌گیری‌های خودکار»، پژوهش‌های نوین حقوق اداری، ۱۴۰۴، ص ۴۳-۴۴ و ۵۵.
  18. قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت‌آمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص۱۶۷-۱۶۸.
  19. قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت‌آمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص۱۶۷-۱۶۸.
  20. واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت، ۱۴۰۲، ص ۶.
  21. واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت، ۱۴۰۲، ص۷.
  22. واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت، ۱۴۰۲، ص۱۳.
  23. «بیانیه جمعی از جامعه‌شناسان در راستای مسئولیت مدنی و اجتماعی»، وبسایت دیدار نیوز، ۱۴۰۴.
  24. واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت، ۱۴۰۲، ص 15.
  25. مقام معظم رهبری، بیانات در چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی، تاریخ درج مطلب: 23 آبان 1391.

دیدگاه‌های ارزیابان

  1. پس از اصلاح، نیازمند بازنویسی است.
  2. دیدگاه های مخالف را بحث نمیکنید؟
  3. این دیدگاه تقریبا در هیچ نظام حقوقی مورد پذیرش واقع نشده است اما در عین حال همه نظامات حقوقی حق اعتراض را پذیرفته اند. خروجی آن هم شده حق اعتراض همیشه هست ولی اعمال آن محدود به قیودی چون امنیت ملی، مبانی اسلام، مسائل نژادی و... در نظامات مختلف است. دقت کنید بین حق و بین اعمال حق خلط نشود. مبانی دیگری باید در این زمینه گزارش شود
  4. رفرنس را دقیقا این نقطه بیارید. پایان متن مربوط به رالز
  5. متن داوری صریحی را همراه دارد.
  6. محرومیت نسبی مبنا نیست. این مطلب زمینه شکلگیری اعتراض است نه مبنای حق اعتراض
  7. این شخص صاحب نظریه محرومیت نسبی محسوب نمی شود. شخص معروفی صاحب این نظریه است که یادم رفته است. نت هم کار نکرد که پیدا می کردم.
  8. این مواردی که ذکر شده فقط شواهدی از اعتراض میتوانند باشد نه مبانی. شاید این مقاله بد نباشد: https://www.jhvmn.ir/article_707566_a9e3eeca683ecb9ffc7d60ab556ec0f1.pdf
  9. متن منبع در صدد اینست که امر به معروف را ذیل نصیحت ائمه مسلمین قرار دهد و در نهایت بگوید اعتراض نوعی از آن است. چند نکته: 1- امر به معروف و نصیحت ماهیت متفاوتی با اعتراض دارند و اساسا یکی از چالش های مهم و منحرف کننده حق اعتراض همین است که آن را ذیل امر به معروف و یا نصیحت درج کنیم. 2- بر فرض صحت و پذیرش مطلب، لازم است مطلب را به تحقیقات استناد دهید نه متون اسلامی. چون منبع شما متون اسلامی نیست.
  10. مطلب را مقید به مطالبه گری از حاکم جائر است و دو نکته دارد: 1- مطالبه گری از لوازم اعترض است نه نفس اعتراض 2- در مقابل حاکم جائر، حق اعتراض تا چه حد مسئله است؟ به‌ویژه در ادبیات دینی
  11. از مجموع این آیات نمیتوان چندان به حق اعتراض رسمیت داد. چون دهان معترض با یک جمله بسته شد: خدا هر طور صلاح بدونه انجام میده. این آیه فقط می‌تواند به آزادی بیان اشاره کند نه حق اعتراض که مستلزم شنیده شدن و اقناع و توضیح یا حتی تغییر عملکرد است...
  12. متن ماده را خودتان ببینید و چک کنید. متن ماده مقداری متفاوت است و قید بیشتری دارد. از خود ماده هم آدرس بدهید بهتر است: https://iran.un.org/fa/106018-%D9%85%DB%8C%D8%AB%D8%A7%D9%82-%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C
  13. مطلب در منبع اینگونه نیامده است.
  14. عبارت عربی را حذف کنید.
  15. شبیه به این عبارت در ماده ۲۱ میثاق بین‌المللی هم آمده است. پس این چالش و اشکال در نظام حقوقی ایران نیست. در همه نظامات حقوقی وجود دارد. از سوی دیگر: آیا نظام حقوقی وجود دارد که مطلقا و تماما آزادی در این زمینه بدهد؟ پس این یک چالش عمومی است. بنابراین باید بخشی به موانع تحقق حق اعتراض بپردازد که بخشی از آن موانع نظری و بخشی دیگر موانع عملی است.
  16. میشود گفت چالش است؟ پیچیدگی حقوقی خاصی دارد؟ یاصرفا جدید است و سازوکار خاصی هم ندارد؟
  17. این بحث در آخر بیاید.
  18. آسیب شناسی است یا انواع یا رویکردهای عملی؟
  19. بد نیست این مقاله را ببینید https://arq.quran.ac.ir/article_196975_b7bcf6e36c595f7dab9454b3e47c9723.pdf
  20. خوب است که دیدگاه ها و نظرات تحقیقی درباره این دو رویکرد هم گزارش شود. به صرف گزارش دو نوع مدیریت نمیتوان به مقایسه خوبی رسید
  21. مستند کنید به متن ماده
  22. همان ماده ۲۱ میثاق بین‌المللی را مجددا ببینید. محدودیت های نظامات حقوقی در دیدگاه های نظری بسیار شبیه و نزدیک به هم هستند. عمده تفاوت در نوع مدیریت میدانی و عملی است.
  23. یعنی قوانین ایران رویکرد ضد حقوق بشری دارد؟ این کاشتن نکته ضدشناختی نیست؟ نمی شود گفت که منوط شدن اعتراض به گرفتن مجوز بخاطر حفظ امنیت و فراهم کردن زمینه بیشتر و بهتر است. گرفتن مجوز نه لزوما برای ایجاد محدودیت بلکه بخاطر تأمین بهتر حق اعتراض کنندگان و سایر مردم است.
  24. مفاد جدول دقیق نیست و منبع دقیق نیز ندارد. در نظام مجوزدهی نیز حق اعتراض چیزی نیست که دولت حق را بدهد؛ حق طبق قانون داده شده اعمال حق منوط به اجازه است. بین حق و اعمال حق فرق زیادی وجود دارد. عمده خلطی که در این بحث مدیریت اعتراضات صورت گرفته ناشی از همین است. سایر مفاد نیز با سوگیری و داوری همراه است؛ اینکه نقش پلیس در یکی کنترلی و دیگری تسهیلی تفسیر شده؛ مبتنی بر نظام مجوزی و اطلاعی نیست. حتی در نظام مجوزی پلیس میتواند تسهیلگر باشد کما اینکه در نظام اطلاعی هم پلیس میتواند کنترلی باشد.
  25. حذف
  26. راهکار چی؟ ینکه کدام یک از موارد زیر بمانند، بستگی به این دارد که شما در صدد بیان راهکار برای چه چه چیزی هستید. فقط ناظر به ایران چرا نوشته شده؟
  27. تریلی بیارم؟(مزاح)
  28. آیا این واقعا راهکاری برای جلوگیری از تبدیل اعتراض به شورش است؟
  29. همچنین قیود دیگری مثل امنیت و .. که در همه نظامات حقوقی مطرح هستند
  30. آیا این واقعا راهکاری برای جلوگیری از تبدیل اعتراض به شورش است؟
  31. آیا این واقعا راهکاری برای جلوگیری از تبدیل اعتراض به شورش است؟ ضمنا مرز حق اشتباه چیست؟ وقتی شما شورش و اغتشاش را میخواهید جدا کنید پس در واقع یک مرز برای اشتباه گذاشته اید. معیار چیست؟ امنیت و مبانی و نظم و ...؟ یا مرزی ندارد؟
  32. سه راهکار اول بیشتر دقت شود. در کنار آن چالش های عینی دیگر مثل تفکیک اعتراض از اغتشاش و شالوده شکنی و قانون شکنی هم بیاید.
  33. حتی اگر مخل امنیت باشد؟
  34. اینکه هر جرمی در ان فضا جرم سیاسی تلقی شود، یک دیدگاه افراطی است. فرضا در همان مکان مشخص شخصی به مقامات رسمی فحش داد؛ آیا باید گفت جرم سیاسی است؟ این یک دید افراطی است و بیشتر به عنوان یک سرپوش برای کنار زدن برخی معیارها مطرح میشود تا بار منفی بی‌معیاری را کم کند.
  35. این هم راهکار برای مسأله شما نیست

منابع

  • اولیایی‌فرد، محمد، «یادداشت حقوقی: حق اعتراض در اسناد بین‌المللی»، مجله حقوق ما، شماره ۵۰، اسفند ۱۳۹۵.
  • بهارلو، میثم و نصرت‌پناه، محمدصادق، «مطالعه مقایسه‌ای رابطه حق و خیر با رویکرد رالزی در اعتراض‌ها»، رهیافت‌های سیاسی و بین‌المللی، دوره ۱۷، شماره ۲، تابستان ۱۴۰۴.
  • ربیع‌زاده، علی و دیگران، «چارچوب و مؤلفه‌های حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن کریم»، پژوهش‌نامه حقوق اسلامی، سال بیست و ششم، شماره ۶۹، پاییز ۱۴۰۴.
  • عامری، زهرا و دیگران، «حق اعتراض به تصمیم‌گیری‌های خودکار مبتنی بر هوش مصنوعی»، پژوهش‌های نوین حقوق اداری، سال هفتم، شماره ۲۵، زمستان ۱۴۰۴.
  • قادری، عبداله و دیگران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت‌آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، دوره ۲۵، شماره ۸۱، زمستان ۱۴۰۲.
  • واحدی گشنیانی، حسین، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، پانزدهمین کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت و علوم انسانی، تهران، اسفند ۱۴۰۲.
  • «بیانیه جمعی از جامعه‌شناسان در راستای مسئولیت مدنی و اجتماعی»، وبسایت دیدار نیوز، ۲۸ دی ۱۴۰۴.