پرش به محتوا

پیش‌نویس:ایران در دوران صفویه

از ایران‌پدیا

ایران در دوران صفویه؛ سرزمینی با اتحاد سیاسیِ کشور، حکومتی ملی و وحدت مذهبیِ شیعه امامیه.

ایران در دوره صفویه (۹۰۷–۱۱۳۵ق) براساس یک دولت متمرکز ملی متحد شد و هویت نوینی بر پایه تشیع اثنی‌عشری به دست آورد. جریان‌های فکری ناشی از آمیختگی تصوف و تشیع، زمینه‌ساز شکل‌گیری این دولت بود و در درون آن، ایران‌های متعددی تجربه شد که در مجموع سرپا ماند. علت این تداوم در انعطاف فرهنگ سیاسی سه‌رکنی تصوف، تشیع، سلطنت و توانایی تغییر مبنای مشروعیت از طریقت به شریعت بوده است. مفهوم ایران در عصر صفویه، تک‌بُعدی نیست و در دورن آن چندین معنا و مؤلفه نهفته است که شامل منبعی ارزشمند برای آگاهی از زندگی توده‌های مردمی، ساختار سیاسی، تشکیلات اداری، مذهب و ساختار دینی، اوضاع اجتماعی و فرهنگی طبقات اجتماعی، آداب و رسوم، باورها، آیین‌ها، مناسک مذهبی، اقوام و ایلات، اوضاع کشاورزی و اقتصادی مانند نظام مالیاتی، نظام زمین‌داری، شیوه آبیاری، خراج، داد و ستد، شیوه تولید به‌شمار می‌رود. در این دوره هم احیاء مجدد چهارچوب جغرافیای مستقل و حاکمیت سیاسی ایرانیان و هم تکوین مفهوم ایران مانند حضور پررنگ مذهب در بین عموم مردم و نخبگان و ابواب مختلف جامعه و سیاست محقق شده است.

ایران پیش از صفویه

پس از سقوط ساسانیان، ایران قرن‌ها دچار پراکندگی سیاسی و تغییر سلسله‌ها بود. اگرچه حکومت‌های قدرتمندی مانند سامانیان، سلجوقیان و ایلخانان وجود داشتند[۱] ، اما صفویان نخستین دودمانی بودند که توانستند دولتی نسبتاً پایدار، یکپارچه و فراگیر و دارای هویت سیاسی-مذهبی مشخص برای ایرانِ پس از ساسانیان ایجاد کنند.[۲]

در ایران در این دوره، تصوف زمینه را برای گسترش مفاهیم شیعی مانند ولایت[دیدگاه ۱] آماده کرد و قرن ۸هجری، سرآغاز آشتی تصوف با تشیع امامیّه بود.[۳] صفویان با حمایت قزلباشان به قدرت رسیدند و در ابتدا شاه را مرشد کامل[۴] خوانده و در ابتدا برتری وجه صوفیانه غالی بر تشیع اعتدالی را پذیرفتند. اما نهاد سلطنت خصوصاْ سلطنت به سبک ایران‌شهری[۵] برای تثبیت قدرت خود، به تدریج مبنای مشروعیت را از طریقت به شریعت تغییر داد و شاه را ظل‌الله[دیدگاه ۲][۶] نیز نامید. این تغییر، تصوف و تشیع را از تعامل به تقابل کشاند و شاهان صفوی خود را نه فقط مرشد طریقت، بلکه نایبان امام زمان نیز معرفی کردند.[۷] این تلفیق فکری، در کنار قرار گرفتن حکومت صفوی در میان حکومت‌های سنی غرب و شرق مانند ازبکان و عثمانیان، بعد از قرن‌ها زمینه نظری لازم برای ایجاد دولتی متمرکز و هویتی نوین بر پایه تشیع را در ایران فراهم کرد.[۸]

ایران و هویت ایرانیان در دوران صفویه

مهم‌ترین مؤلفه‌های شکل‌دهنده به هویت ایرانیان شامل مذهب، زبان، تاریخ مشترک و جغرافیا، آیین‌ها و فرهنگ عامه[دیدگاه ۳] است. این عناصر در کنار یکدیگر، بازتاب‌دهندهٔ هویت ایرانی در دوره‌ صفویه بوده‌ است.[۹]

دین و مذهب

پیش از صفویان، بیشتر مردم ایران پیرو مذاهب گوناگون اهل‌سنت بودند و شیعیان عمدتاً در شهرهایی مانند قم، کاشان، سبزوار، مشهد و مناطق شمالی ایران سکونت داشتند.[۱۰] با اعلام تشیع اثنی‌عشری به‌عنوان مذهب رسمی توسط شاه اسماعیل اول،[۱۱] این مذهب به تدریج در بسیاری از مناطق ایران گسترش یافت. با این‌حال، جمعیت قابل توجهی از اهل‌‌سنت به ویژه در مناطق مرزی همچنان به مذهب خود باقی ماندند.[۱۲][دیدگاه ۴] برخی منابع از اقدامات سختگیرانهٔ شاه اسماعیل برای رسمی‌سازی تشیع سخن گفته‌اند؛ اما گروهی دیگر از پژوهشگران، این تغییر آیین را حرکتی تدریجی دانسته[۱۳] و گزارش‌های مربوط به شدت عمل را حاصل داستان‌پردازی تاریخ‌نگاران می‌دانند.[۱۴] مرتضی مطهری معتقد است ایرانیان روح اسلام و معنی اسلام را در خاندان رسالت یافتند.[۱۵]

صفویان جریان‌های رقیب به‌ویژه صوفیه[دیدگاه ۵] را به حاشیه راندند.[۱۶] شاه اسماعیل اوّل از علمای شیعة جبل عامل و بحرین دعوت کرد تا به ایران مهاجرت کنند[۱۷] که در زمینه همگرایی متقابل برخی علمای شیعه با حکام صفوی مؤثر بوده است.[۱۸] دولت صفوی با اتخاذ رویکردی کارکردگرایانه[دیدگاه ۶][۱۹] و پیوند راهبردی میان نهاد سلطنت و نهاد فقاهت[دیدگاه ۷]، زمینه‌ساز گذار ولایت فقیه[دیدگاه ۸] از ولایت محدود به ولایت عامه شد[دیدگاه ۹].[۲۰] هرچند برخی علمای شیعه در این زمان، همکاری با حکومت صفوی را جایز نمی‌دانستند.[۲۱]

در این دوره، مذهب شیعه بر تمام شئون زندگی ایرانیان مانند مراسم، آداب دینی و مذهبی، و رفتارهای فردی و اجتماعی سایه انداخته بود. ساخت تکایا و حسینیه‌ها، احترام به اهل‌بیت، اهتمام به شعائر شیعی، برپایی عزاداری محرم و عاشورا، زیارت قبور ائمه و امامزادگان، احترام به زائران مقابر عتبات عالیات و احترام به سادات، که با تأثیرپذیری از تشیع موجب تمایز آنان از پیروان دیگر مذاهب اسلامی نیز می‌شد.[۲۲]

جغرافیا

مفهوم ایران در دوره صفویه مساوی با هویت سرزمین و جغرافیایی به‌عنوان یکی از ارکان هویت ملی کاربرد گسترده داشته است.[۲۳] پس از سقوط ساسانیان، تا دوره صفوی جغرافیای مستقلی از ایران دیده نمی‌شود. ایران به لحاظ جغرافیایی بخشی از جهان اسلام و خلافت بوده و در دوره صفویه امتداد سرزمین دوران اساطیری و باستانی دانسته می‌شود و از آن قابل تفکیک نیست. جغرافیای ایران در این دوران با ترکیباتی مانند ممالک محروسه، بلاد وسیعه فسیحه و ممالک موروث یاد می‌شود.[۲۴]

ایران در دوره صفویه سرزمینی بسیار گسترده بود که از چهار سو به قلمروهای بزرگ همسایه محدود می‌شد. از شمال به دریای خزر، از جنوب به دریای محیط یا اقیانوس هند، از شرق به ممالک مغولان کبیر یا هندوستان و از غرب به ممالک دولت عثمانی که دو رود دجله و فرات، مرز طبیعی میان آن دو را تشکیل می‌داد. افزون بر سرزمینی که به‌طور ویژه ایران نامیده می‌شد، بخش‌های بزرگی از آشور قدیم، ارمنستان کبیر، ممالک پارت قدیم، سرزمین ماد و مملکت‌نشین لار و هرمز نیز جزو قلمرو ایران به‌شمار می‌رفت. همچنین همه نواحی و قطعاتی که در شرق ایران تا آن سوی قندهار ادامه می‌یافت و تا سرزمین سند پیش می‌رفت که همان مرز پایان قلمرو ایران بود در تصرف دولت صفوی قرار داشت.[دیدگاه ۱۰][۲۵]

در ایران دوره صفوی، سه زبان فارسی، ترکی و عربی رایج بود. زبان فارسی به عنوان زبان شعر و ادب و نیز خط رایج، زبان طبیعی و قومی و مملکتی ایرانیان به شمار می‌رفت. زبان عربی جایگاه زبان مذهبی را داشت و زبان ترکی به عنوان زبان دربار و سپاهیان استفاده می‌شد.[۲۶]

فرهنگ و آداب‌ورسوم

هویت فرهنگی

بر اساس تحلیل سفرنامه‌های عصر صفوی، هویت فرهنگی ایران در این دوره عمدتاً از سه عنصر اصلی شکل می‌گرفت:

  1. هویت دینی مذهب‌بنیان: تشیع اثنی‌عشری به عنوان محور باورها و مناسک.
  2. فرهنگ‌محوری[دیدگاه ۱۲]: تأکید بر آداب، هنر، زبان فارسی و میراث باستانی در کنار آموزه‌های دینی.
  3. تقدیرگرایی هویتی[دیدگاه ۱۳]: باور به قضا و قدر و تأثیر آن بر نگرش مردم به زندگی و رویدادها.

همچنین سیاست‌گرایی دینی[۲۷] مانند درهم‌تنیدگی دین و سیاست و ظاهرسازی هویتی براساس تأکید بر نمودهای بیرونی باورها از دیگر ویژگی‌های هویت فرهنگی صفویه بود.[۲۸]

آیین‌ها و فرهنگ عمومی

جشن‌های مذهبی

اعیاد مذهبی شیعی مانند عید قربان، عید فطر، عید غدیرخم،[۲۹] جشن نیمه شعبان و رسم انتظار فرج و ولادت اهل‌بیت در این دوره برگزار می‌شدند.[۳۰]

جشن‌های ملی و باستانی

جشن‌های ملی و باستانی ایران نیز در بافت اجتماعی حضور پررنگی داشتند که ریشه در طبیعت و فرهنگ کهن ایرانی داشتند. از جمله چهارشنبه‌سوری، آداب جشن نوروز، جشن میر نوروزی،[۳۱] جشن سپند، آبریزگان یا آب‌پاشان که جشن آب در تیرماه که مردم بر یکدیگر آب می‌پاشیدند و نماد شکرگزاری از نعمت آب بود و جشن گل‌سرخ یا گل‌ریزان که در ماه اول بهار و جشن شکفتن گل‌های سرخ در باغ‌ها، همراه با گل‌افشانی و خوش‌بویی مجالس برگزار می‌شد.[۳۲]

جشن‌های سلطنتی

در ایران، آیین‌ها و جشن‌های سلطنتی متعددی برگزار می‌شد. جشن تاج‌گذاری، استقبال مردم در بدو ورود شاهان به شهرها با آراستن خیابان‌ها، گل‌افشانی و برافراشتن پرچم‌های رنگی، استقبال از شاهان فاتح جنگ با کشیدن طاق نصرت و پاشیدن زر و سکه و سرگرمی‌های پس از آن، جشن خلعت و جشن شاطری از آیین‌های رایج سلطنتی در این عصر به‌شمار می‌رفتند.[۳۳]

جشن‌های مردمی و عمومی

این دسته از آیین‌ها در میان طبقات مختلف جامعه رواج گسترده‌ای داشت. این آیین‌ها که ریشه در باورها و سنت‌های قدیمی ایرانی داشتند، بدون نظارت مستقیم دولت و عمدتاً در محله‌ها و خانه‌های مردم برگزار می‌شدند که مهم‌ترین آنها عبارت از حنابندان، خالکوبی، جشن برف‌بارون[۳۴] و ختنه‌سوران[۳۵] بودند. در زمینه مراسم ازدواج و عروسی مردمیِ ایرانیان در عصر صفویه نیز گزارش‌های متون سفرنامه‌ا‎‌ها، نشان می‌دهد ازدواج در عصر صفویه بیشتر به‌صورت پایدار و درون‌خاندانی و خویش‌تباری انجام می‌شد. تعدد زوجات رایج بود و هدف اصلی از ازدواج، تشکیل خانواده، تداوم نسل و تأمین نیازهای جنسی بود. مراسم عروسی در میان مردم ایران با آیین‌های متنوعی برگزار می‌گردید.[۳۶]

سوگواری‌های مذهبی

آیین‌های سوگواری برای امامان، به‌ویژه در ماه محرم و ایام شهادت امام علی در بیستویکم رمضان، در این دوران به اوج خود رسید. روضهخوانی یکی از مهم‌ترین و اساسیترین بخش آیینهای سوگواری عاشورا بود که بخش‌هایی از کتاب‌هایی مانند روضه الشهداء تألیف ملاحسین واعظ کاشفی سبزواری و مقتل‌نامه‌ها خوانده می‌شد. مراسم زنجیرزنی، پوشیدن لباس سیاه، سیاه کردن صورت، آذینبندی معابر، کوچهها و خیابانها با پارچههای مشکی یا به اصطلاح سیاه‌پوشی نیز در دوره‌های بعدی توسط اغلب سیاحان گزارش شده است. دسته‌های معمول عزاداری با ابزارها و آلات خاصی همانند عَلَم، کُتَل، توغ و بیرق زینت داده می‌شود. علاوه بر ابزارآلات جدید، آیین‌های جدیدی در عزاداری مانند تیغ‌زنی، قفل‌زنی، سنگ‌زنی، قمه‌زنی، نخل‌گردانی، شمایل‌گردانی، نقاره‌زنی، ساخت حجله به یاد قاسم بن حسن تثبیت شده و رواج یافته بود. همچنین علاوه بر سقاخانه‌ها، هر دو مکان تکیه و حسینیه در دوره میانه صفویه ساخته شد. حضور روسپیان در مجالس عزا، علاوه بر گستره وسیع و نفوذ بالای آیین عزاداری در ایران، نشانگر آن است که عزاداری از یک آئین مذهبی صرف خارج و به آئینی اجتماعی بدل شده است. دو تحول مهم ایران در آئین عزاداری یکی رسمی و حکومتی شدن مجالس سوگواری و دیگری، ابزارمندشدن و نیز تعریف آئین‌ها و رسوم جدید عزاداری بود.[۳۷]

ساختار سیاسی

به‌لحاظ ساخت سیاسی، دولت در دوران صفویه از نوع پاتریمونیالیسم بوده است. در این دوره، شاه نقش‌آفرین اصلی و در رأس نظام حکومتی و ساختار سیاسی-اداری ایران قرار داشت.[۳۸]

نظام اداری

ایجاد و انحلال سازمان‌های اداری، تعیین حدود اختیارات و مسئولیت‌ها، تقسیمات کشوری و انتخاب کارکنان عالی‌رتبه، همه به اراده شاه بود. نظام اداری این دوره، برگرفته و تلفیقی از نظام‌های اداری دوران حکومت عباسی، مغولان و تیموریان بود و با توجه به تغییر مذهب کشور، مهم‌ترین تفاوت، جایگزینی قواعد فقه شیعه به جای فقه اهل‌سنت بود.[۳۹] با توجه به نقش قزلباشان نظام سیاسی-اداری ایران در آغاز به صورت غیرمتمرکز بود.[۴۰] مشاغل دربار یک‌ساله بودند و چنانچه صاحب‌منصبان بر اثر خطا و اشتباه عزل می‌شدند، اموال و املاک‌شان به نفع دیوان ضبط می‌شد. نهادهای اداری شامل درگاه مُعّلی شاهی، مجالس مشورتی (شاهی) و امرای غیردولت‌خانه بود.[۴۱]

مهم‌ترین اقدام شاه اسماعیل اول، ایجاد دولتی متمرکز در ایران بود که پس از سقوط ساسانیان سابقه نداشت. شاهان بعدی نیز بر تمرکز ساختار اداری کوشیدند؛ در دوره میانه و اواخر صفوی، تمرکزگرایی اداری افزایش یافت و قدرت والیان محلی محدود گردید.[۴۲]

روابط دیپلماسی

دیپلماسی ایران در دوره صفویه ابزاری کلیدی برای تحقق اهداف سیاست خارجی بود و حتی هنگام بهره‌گیری از ابزارهای نظامی یا اقتصادی نیز از آن سود می‌جستند. مبانی سیاست خارجی صفویان در سطح منطقه‌ای شامل جنگ و صلح با همسایگان، حفظ استقلال و تمامیت ارضی، پاسداری از مرزهای تاریخی و جلوگیری از تجاوز بود. در سطح فرامنطقه‌ای، به دنبال متحدانی بین‌المللی (به‌ویژه علیه عثمانی)، گسترش تجارت برای رفاه اقتصادی، و حفظ روابط دوستانه با دولت‌های اروپایی بودند.[۴۳] رویکردهای پایدار دیپلماسی در این دوره شامل تکیه بر تشریح مبانی تشیع، سیاست تساهل و تسامح مذهبی نسبت به اتباع اروپایی ساکن در ایران، توازن قدرت، اتحاد سیاسی-نظامی با دولت‌های اروپایی علیه دشمن مشترک (عثمانی)، تجارت، تأمین امنیت ملی، استراتژی بی‌طرفی و سیاست تاکتیک‌پذیر بوده است.[۴۴]

مهم‌ترین و مؤثرترین روش‌های ابزار دیپلماسی ایران در دوره صفویه عبارتند از:

  1. نوشتن نامه‌ها و ارسال مکاتبات به کشورهای خارجی: گونه اوّل که به مقاصد صلح‌جویانه می‌نوشتند که نامه شاه ­طهماسب اول به سلطان عثمانی و نامه سلطان محمدخدابنده در جهت جلوگیری از وقوع جنگ و بروز درگیری، نمونه خوبی از این مکاتبات است. گونه دوم مانند نامه‌­هایی که صفویان برای اروپاییان و نیز امپراتوران مغولی هند می‌­نوشتند، بیشتر ماهیتی دوستانه و مسالمت‌آمیز داشتند و لحن و سبک این مکاتبات مبتنی بر جلب‌نظر طرف مقابل برای حفظ مناسبات و مراودات تجاری و جلوگیری از هم‌پیمانی با دشمن و احتمالاً جلب‌نظر برای ایجاد نوعی پیوند سیاسی با نظامی هم بوده است. همچنین استفاده وسیع از شعایر شیعه در مکتوبات با رویکردها و چارچوب‌­های معینی در قالب آیات، روایات، شعر و نثر انجام می‌­شد. به‌­عنوان مثال آیات و و روایاتی در خصوص تکریم و بزرگ­داشت مقام پیامبر، حدیث «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ» و آیه 67 سوره مائده که در تفسیر شیعه به حقانیت ائمه اشاره دارد.
  2. انعقاد پیمان‌نامه و قراردادهای سیاسی و تجاری: اکثر این قراردادها و معاهدات صفویان با دولت عثمانی حول محور مسائل سیاسی مانند آماسیه، استانبول اوّل و دوم و زهاب و برخی دولت‌های اروپایی به ویژه با شرکت‌های تجاری اروپایی بوده است.
  3. ارسال و پدیرش سفیران و هیئت‌های نمایندگی: در پیوند و برقراری مناسبات با کشورهای خارجی مانند پادشاهان مشرق، هند، آلمان، اسپانیا-پرتغال، هلند، روسیه، انگلستان و فرانسه.[۴۵]

تعلیم و تربیت

نظام تعلیم و تربیت رسمی

در ایرانِ عصر صفوی، نظام تعلیم و تربیت رسمی گسترش چشمگیری یافت[۴۶] و مراکز آموزشی در شهرهای مختلف توسعه پیدا کردند؛ به‌گونه‌ای که اصفهان و تبریز به مهم‌ترین کانون‌های علمی و آموزشی تبدیل شدند.[۴۷] تعدد مدارس وقفی و غیروقفی و سلطنتی و غیرسلطنتی تأسیس شده و فراهم شدن امکان تحصیل برای عموم افراد جامعه، فارغ از پایگاه طبقاتی آنها، گویای عام شدن پدیده علم در ایران است.[۴۸]

آموزش، صرف‌نظر از پایگاه طبقاتی، برای گروه‌های مختلف جامعه در دسترس بود و مدارس با کمک متولیان، مدرسان، طلاب و خدمه اداره می‌شدند.[۴۹] هزینه‌های این مراکز عمدتاً از طریق سنت «وقف» تأمین می‌شد و همین امر به تداوم فعالیت آموزشی کمک می‌کرد[۵۰]؛ هرچند بیشتر آموزش‌ها بر علوم دینی و آموزه‌های شیعه دوازده‌امامی متمرکز بود.[۵۱] آموزش معمولاً از مکتب‌خانه[۵۲] آغاز می‌شد و سپس در مدارس ادامه می‌یافت. شیوه‌های آموزشی بر پایه املا، مباحثه و پرسش‌وپاسخ بود و شاگردان در کنار استادان برجسته به تحصیل می‌پرداختند. دروس رایج شامل ادبیات عرب، منطق، بیان، فقه، حدیث، تفسیر و کلام بود؛ در حالی که فلسفه، ریاضیات، نجوم و طب نسبت به علوم دینی توجه کمتری دریافت می‌کردند.[۵۳]

فضای علمی این دوره در کنار علوم عقلی یا تعمیمی، علوم نقلی یا تفریدی و علوم ادبی[۵۴]، تحت تأثیر دو جریان فکری «اصولی» و «اخباری» قرار داشت که هرکدام برداشت متفاوتی از دانش دینی ارائه می‌کردند.[۵۵] رشد آموزش شیعی در ایرانِ صفوی تا حد زیادی به مهاجرت علمای جبل‌عامل و دیگر سرزمین‌های عربی وابسته بود.[۵۶] این دانشمندان در شهرهای مختلف ایران به تدریس، نگارش کتاب و تربیت شاگردان پرداختند و در گسترش علوم دینی نقش مهمی ایفا کردند. آثار علمی فقیهانی چون محقق کرکی، شیخ بهایی و مقدس اردبیلی در این دوره رواج فراوان داشت و نسخه‌برداری می‌شد.[۵۷]

در این عصر، برای طلاب امکاناتی مانند حجره‌های اقامت، کمک‌هزینه از محل موقوفات و برخی امکانات رفاهی فراهم بود.[۵۸] پایان فرایند آموزش نیز با دریافت «اجازه‌نامه» علمی همراه می‌شد که نشان‌دهنده صلاحیت علمی و توانایی تدریس یا اجتهاد فرد بود.[۵۹] با وجود علاقه جامعه ایرانی به دانش، ضعف ارتباطات و محدود بودن ارتباط علمی با اروپا باعث شد ایرانِ صفوی از تحولات علمی رنسانس اروپا فاصله بگیرد و ارتباط علمی بیشتر به حضور محدود پزشکان، مهندسان و متخصصان خارجی در ایران منحصر شود.[۶۰]

نظام تعلیم و تربیت غیررسمی

این شامل زروخانه، تکایا و قهوه‌خانه‌ها می‌شد که بر تمرکز مردم به آموزه‌های مذهب تشیع توجه می‌شد. زورخانه مکانی برای بازگویی و پیوند آموزه‌های تشیع و تصوف و پهلوانی بود. قهوه‌خانه‌ها نیز محل گردهم آمدن و عاملی مؤثر در جهت تعاملات اجتماعی و اهرمی برای دیدن و دیده شدن مردم خصوصاْ طبقه متوسط است. فضایی عمومی، اجتماعی و فرهنگی و ادبی که در آن عنوان تفریحات، سرگرمی‌ها و بازی‌ها از قبیل شطرنج، گنجفه، بازی پیچاز و آس تخم‌مرغ‌بازی، نقالی و قصه‌خوانی، شاهنامه‌خوانی، ابومسلم‌خوانی، مشاعره و نقد شعر، نقاشی و نظایر آن انجام می‌شده است.[۶۱]

ساختار اجتماعی

طبقات اجتماعی

ساختار و طبقات اجتماعی ایران در دوره صفویه اگرچه شکلی هرمی داشت، اما تحرک اجتماعی و گذار از گروه‌های پایین به طبقات بالاتر امکان‌پذیر بود. این جامعه را می‌توان در چهار طبقة عمده خلاصه کرد: درباریان و دیوان‌سالاران، روحانیون و علما و دانشمندان، بازرگانان و پیشه‌وران، و در نهایت کارگران و کشاورزان که توده زیرین جامعه را تشکیل می‌دادند. شاه در رأس این هرم قرار داشت و در قاعدة زیرین آن، مردم عادی شامل دهقانان روستایی، صنعتگران، دکانداران و بازرگانان کوچک شهرها جای می‌گرفتند. میان شاه و مردم، لایه‌های متعددی از قدرت از جمله اشرافیت لشکری (فرماندهان نظامی)، اشرافیت کشوری (مقامات دیوانی)، و طیف گسترده‌ای از روحانیون با درجات و مسئولیت‌های گوناگون وجود داشت. ارکان اصلی دولت صفوی یعنی دیوان اربعه در میانة هرم قرار داشتند و فشار سلسله‌مراتب اجتماعی در نهایت بر دوش کشاورزان و پیشه‌وران سنگینی می‌کرد.[۶۲]

زنان در همة طبقات اجتماعی عصر صفوی حضور داشتند، اما موقعیت آنان در بیشتر موارد بر پایة موقعیت اجتماعی مردان تعیین می‌شد و تقریباً همگی زیر سلطة مردان بودند. زنان افزون بر خانه‌داری، در کارهای تولیدی مانند قالی‌بافی، گلیم‌بافی و جاجیم‌بافی نیز اشتغال داشتند. با این حال، به دلیل محدودیت‌های فرهنگی آن دوران، شرایط و موقعیت مناسبی نداشتند و بیشتر آنان فاقد قدرت تصمیم‌گیری در زمینه‌های مختلف زندگی اجتماعی بودند. در ایران، زنان این دوره به شش دسته تقسیم می‌شدند:

  1. زنان متأهل طبقة مرفه
  2. زنان علم‌آموز، هنرمند و صنعتگری که در شهرها به تحصیل، کارهای ظریف دستی و فعالیت‌های صنعتی سازمان‌یافته می‌پرداختند
  3. زنان روستایی که در جامعة قومی و قبیله‌ای زندگی می‌کردند
  4. زنان دارای ازدواج موقت
  5. کنیزان
  6. روسپی‌ها.[۶۳]

اقلیت‌های دینی

اقلیت‌های دینیِ ایران شامل زرتشتیان، یهودیان و مسیحیان (ارامنه، نسطوریان و کاتولیک‌ها) بودند. رفتار شاهان صفوی با اقلیت‌ها در سه دوره، نخست؛ پایه‌گذاری و سخت‌گیری مذهبی، دوم؛ دوره تثبیت و مدارای نسبی و سوم؛ دوره اضمحلال و فشار بیشتر متفاوت بود. با این‌حال، در هیچ دوره‌ای آزار و اذیت گسترده و همگون نسبت به همه اقلیت‌ها گزارش نشده است.[۶۴]

خانواده

خانواده در این دوره عمدتاً به دو شکل گسترده و هسته‌ای وجود داشت و نظام خانواده در این دوره مردسالاری و پدرسالار بوده است. الگوهای خانوده گسترده، پدرسالار، کامل و ناقص، ازدواج دائم و موقّت، تک همسری و چند همسری رایج بودند. ازدواج‌های درون‌گروهی (خویشاوندی و هم‌کیشی) نسبت به ازدواج‌های بیرونی اولویت داشت[۶۵] و وظیفه اصلی خانواده، تولید مثل و فرزندآوری، تربیت اجتماعی کودکان و جامعه‌پذیری و تعیین پایگاه اجتماعی بود.[۶۶]

بازی، ورزش و تفریحات

گذراندن اوقات فراغت محدود به یک طبقه نبود و از کم‌بضاعت‌ترین مردم تا ثروتمندترین آنان، هرکدام به گونه‌ای در بازی، ورزش و تفریحات سهیم بودند. تنها استثنا، تفریحاتی مانند شکار بود که در انحصار شاه و درباریان قرار داشت و جنبة ورزشی و نظامی‌اش مانند تمرین رزم‌آوری و حفظ آمادگی بدنی بر جنبة تفننی آن غلبه داشت.

  1. بازی: جانوربازی، گنجفه و گل یا پوچ.
  2. ورزش‌های تفریحی و میدانی: شکار، چوگان، کُشتی، شمشیربازی، زوبین‌اندزی یا جریده، تیراندازی با کمان، سوارکاری، قپق‌اندازی، شطرنج، تخته نرد.
  3. تفریحات هنری و فرهنگی: نقاشی، نقالی و قصه‌گویی، شعر و شاعری، موسیقی.
  4. سایر تفریحات: نمایش حیوانات باغ‌وحش دربار، تخم‌مرغ‌بازی، چراغان و آتش‌بازی، میهمانی‌های سلطنتی یا مجالس بزم، نوشیدن چای، قهوه، مصرف مواد مخدر و افیونی، رمالی و پیشگویی به همراه داشتن تعویذ و طلسم، دست‌افشانی و پایکوبی، بندبازی یا رسن‌بازی.[۶۷]

ویژگی‌های اخلاقی ایرانیان

منابع تاریخی و سفرنامه‌های عصر صفوی، ایرانیان را مردمی مهمان‌نواز توصیف کرده‌اند که با گرمی از میهمانان استقبال می‌کردند. آنان اهل ذکاوت، کنجکاوی فکری و روشن‌اندیش بودند و در گفت‌وگوهای علمی و عقلی توانایی بالایی داشتند. برخورداری از همبستگی و امنیت نسبی و پایبندی به آداب دینی و اخلاقی، از جمله رعایت حجاب و عفت در روابط زن و مرد، از دیگر ویژگی‌های آنان بود. ایرانیان از ستم و طمع بیزار بودند و رعایت عدالت را به‌ویژه برای پادشاهان ضروری می‌دانستند. در رفتار با اقلیت‌های دینی و بیگانگان، مدارای نسبی نشان می‌دادند و در معاشرت، مؤدب، نرم‌خو و زودآشتی بودند. همچنین در نگرش به زندگی، واقع‌بین و معتدل بودند؛ نه به خوشی‌ها دل می‌بستند و نه از سختی‌ها افسوس می‌خوردند.[۶۸] در کنار این صفات، به برخی ناهنجاری‌های اجتماعی مانند خشونت در منازعات محلی نیز اشاره شده است.[۶۹]

اقتصاد

ساختار اقتصادی

رشد اقتصادِ ایران باتوجه به عواملی از جمله ثبات سیاسی، تمرکزگرایی، ایجاد امنیت داخلی به‌ویژه امنیت راه‌ها و کاروانسراها، توجه به تجارت خارجی، اهمیت کالای استراتژیک ابریشم، و استفاده از نیروی متخصص ارامنه در توسعة بازرگانی بود.[۷۰]

کشاورزی و زمینداری

پایه‌های اقتصادی ایران در عصر صفوی عمدتاً براساس کشاورزی، زمینداری و دامداری استوار بود که دیگر فعالیت‌های اقتصادی در مرتبة بعد قرار داشت. جهت تأمین آب از روش‌هایی مانند قنات و کاریز، پایاب، آب انبار و چاه استفاده می‌شد.[۷۱] در این میان، اراضی ایران به دسته‌هایی مانند تیول، اراضی ممالک یا ایالات، خاصه یا خالصه یا سلطنتی، موقوفات، عامه مردم، سیورغال، موات، اربابی و رعیتی تقسیم شدند. براساس گزارش‌های سفرنامه‌نویسان در مقایسه دهقانان ایرانی با دهقانان اروپایی، دهقانان ایرانی در همه‌جا زیورهای نقره و گاهی طلا بر خود می‌بستند، از لباس‌ها و کفش‌های خوب استفاده می‌کردند و وسایل و ظزوف منازلشان مناسب بود.[۷۲]

مالیات زمین

هرچند در ایران در این دوره دربارهٔ میزان مالیات اراضی اطلاعات دقیقی در دسترس نیست اما از ناظران شاه از مردم مالیات می‌گرفتند.[۷۳] سه نوع مالیات به نام‌های مالوجهات، تسعیر و طرح از روستائیان گرفته می‌شده که دولت دست به اضافه ستانی می‌زده است.[۷۴]

تجارت داخلی و خارجی

ایران به تجارت پررونقی دست پیدا کرد که علت آن تغییر عمده در موازنه تجارتی جهان بود. پس از اخراج پرتغالی‌ها در سال ۱۰۳۲ق/۱۶۲۳م. عمده تجارت ایران، در بندرعباس و هرمز بود.[۷۵] همچنین در این دوره، ایران با کمپانی هند شرقی هلند، انگلستان، فرانسه، روسیه و شهرهای ایتالیایی، عثمانی، هند و آسیای مرکزی قرارداد تجاری منعقد کرد.[۷۶] همچنین امنیت‌راه‌ها، ساخت کاروانسراها و اماکن رفاهی، تفریحی و بزرگراه‌ها، خیابان‌های عریض و طویل هم باعث جلب توجه تجار و بازرگانان خارجی شد و صادرات و واردات رونق گرفت. شهر تبریز[۷۷] و اصفهان به‌عنوان پایتخت صفویه و یک شهر تجاری-صنعتی نقش بسیار مهمی در صادرات ایران داشت و مهم‌ترین صادرات شامل پارچه‌های زری، مخمل و تافته،[۷۸] مروارید، ابریشم، سنگ‌های قیمتی بود.[۷۹]

تجارت ابریشم

ابریشم که مهم‌ترین کالای صادراتی ایران بود، در ایالاتی چون گیلان، مازندران، گنجه، شیروان، خراسان و قراباغ تولید می‌شد. شاه عباس با در اختیار گرفتن ایالات ابریشم‌خیز شمالی مانند گیلان و مازندران و مهاجرت دادن ارامنه به آن نواحی، تولید را برای پاسخ به تقاضای عثمانی و اروپا افزایش داد. ایران ابریشم را هم به صورت خام و هم مصنوعات ابریشمی همچون قالی‌های کارگاه‌های سلطنتی صادر می‌کرد.[۸۰]

نظام پولی

نظام پولی ایران بر پایه سکه‌های طلا، نقره و مس استوار بود. فلز مورد نیاز برای ضرب سکه عمدتاً از راه تجارت خارجی از طریق عثمانی و بازرگانان هندی و ارمنی و نه از معادن داخلی تأمین می‌شد. با افزایش واردات فلزات، نظام پولی قدرتمندتر می‌شد و این دگرگونی‌ها تا حد زیادی به قدرت شاهان و روابط اقتصادی با همسایگان بستگی داشت. در این دوران، ضرابخانه یکی از ارکان اصلی نظام پولی به‌شمار می‌رفت. مدیریت ضرابخانه، نظارت بر ضرب سکه و حفظ سلامت و ارزش آن بر عهده فرد مورد اعتماد پادشاه به نام معیرالممالک قرار داشت.[۸۱] تعداد ضرابخانه‌های ایران در دوره صفویه برای سکه‌های نقره، ۵۸ ضرابخانه و برای سکه‌های طلا، ۲۴ ضرابخانه بوده است.[۸۲] ارزش پول در دوره صفویه تحت تأثیر چهار عامل اصلی کاهش یافت:

  1. کاهش واردات فلزات برای ضرب سکه: باعث کمبود مواد اولیه و کاهش تولید سکه می‌شد.
  2. خروج سکه‌های گران‌بها (به ویژه سکه‌های طلا و نقره): ثروت پولی کشور را کاهش می‌داد.
  3. ضرب بیش از اندازه سکه: باعث ورود حجم زیادی پول به بازار و کاهش ارزش هر واحد آن می‌گردید.
  4. انباشت سکه توسط بزرگان کشور و مردم عادی: باعث خروج مقدار زیادی پول از چرخه مبادلات و اختلال در نظام اقتصادی می‌شد.[۸۳]

آسیب‌های اقتصادی

اقتصاد ایران با برخورداری از پیوستگی به نظام جهانی و ظرفیت حرکت به سمت مکانیزه‌شدن، فرصت بی‌نظیری برای تحول داشت، اما سلطه و دخالت حاکمیت مانع همسوسازی با شرایط جدید شد.[۸۴] در این دوره، فقدان قانون، قدرت مطلقه پادشاه و ضعف نهادهای مدنی وجود داشت. همچنین ناامنی جان و مال صنعتگران و پیشه‌وران و هزینه‌های بالای معاملاتی گزارش شده است.[۸۵] کسری تراز بازرگانی خارجی موجب کمبود نقدینگی شد. پولی که از صادرات ابریشم (کالای عمده صادراتی) به دست می‌آمد، برای خرید ادویه، تریاک و پارچه‌های نخی از کشور خارج می‌شد.[۸۶] با ظهور قدرت‌های جدید اروپایی و روابط نابرابر با نظام سرمایه‌داری، ایران از بازارهای طبیعی خود محروم شد و مازاد اقتصادی خُرد را به نفع دیگران از دست داد.[۸۷]

  1. عوامل داخلی: تمرکز قدرت اقتصادی در دست قدرتمندان سیاسی[۸۸] و انحصارگرایی دولتی، افزایش بهرهٔ مالکانه در راستای ورشکستگی روستاها[۸۹]، لغو انحصار ابریشم و کاهش نظارت دولت بر تجارت[۹۰]، بی‌توجهی به بهینه‌سازی کشاورزی و شبکهٔ آبیاری و عمران کشور، مشکلات حاصل از جنگ، حوادث طبیعی و شیوع طاعون و قحطی، استبداد در جامعه، افزایش مالیات‌ها بر مردم، ناامنی راه‌ها، ارزش معامله نداشتن ثروت و احتکار.[۹۱]
  2. عوامل خارجی: بروز جنگ‌های فراوان خارجی، کاهش عواید ترانزیت کالا، ناهمگونی توان تجارت خارجی، افزایش توان مالی و تجاری رقیبان خارجی و آسیب‌های ناشی از تحدید نظارت و تهدید مرزها، بی‌ارزش بودن پول در معاملات که پول بیشتر ارزش مصرفی داشت.[۹۲]

هنر

ایران در دوره صفوی در بسیاری از زمینه‌های هنری، وارثِ هنر تیموریان بودند.[۹۳] معمولاْ خاندان سلطنتی و اعضای طبقات بالای جامعه متقاضی آثار هنری بودند و زمینه‌های شکوفایی آن را فراهم می‌کردند و شوق و ذوق هنرمندان را برمی‌انگیختند و با حمایت خود، اغلب نوع هنر و گونهٔ اشیاء تولید شده را تعیین می‌کردند. هنر ایرانیان در این دوره شامل معماری، اقدامات شهرسازی مانند میدان نقش جهان، مسجد شیخ لطف‍الله، عالی‌قاپور، قیصریه یا بازار شاه اصفهان، چهل ستون، سی‌وسه پل، پل خواجو، قصر فرح‌آباد، بقعه شیخ صفی‌الدین، ساخت بارگاه‌های عظیم برای ائمه و رجال بزرگ آنان در عراق، کربلا، سامرا، نجف، مشهد و قم، نقاشی و شکل‌گیری مکاتب مختلف نقاشی، عکاسی، خطاطی و خوشنویسی، زرافشانی، موسیقی[۹۴]، تذهیب، صحافی و تجلید بوده است.[۹۵]

صنایع دستی

مهم‌ترین صنایع دوره صفویه صنایع دستی شامل نجاری مانند ساخت درهای منبت‌کاری شده، ستون‌های چوبی کاخ چهل‌ستون و صندوق‌های آرامگاه‌ها و قالی‌بافی و بافت جانماز و سجاده با نقوش گلدانی، درختی و شکاری که قالی‌های اردبیل از شاهکارهای جهانی آن است. منسوجات مانند پارچه‌های زربفت، مخمل و ترمه در کارگاه‌های یزد، کاشان و اصفهان، اسلحه‌سازی شامل فولاد دمشق با تیغه‌های موج‌دار و تزیین با طلا و نقره و سفال‌سازی شامل کاشی‌های هفت‌رنگ مساجد و سفالینه‌های زرین‌فام و آبی‌وسفید با تأثیرپذیری از نقوش چینی از دیگر صنایع این دوره بوده است.[۹۶]

بسترهایِ تمدنی

در دوره صفویه، عواملی چند زمینه‌ساز نوعی توسعه متوازن در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شد. این عوامل عبارت از دیپلماسی داخلی و خارجی، تحول در ساختار طبقاتی، الزامات نهادی علم، نظام آموزشی دو سطحی، و آینده‌گرایی و مسئولیت‌گرایی برگرفته از باورهای مهدویت و عاشورا بودند. این توسعه متوازن تا حدودی موجب شکل‌گیری بسترهای تمدنی گردید. با این حال، دستاوردهای تمدنی صفویه عمدتاً مقدماتی و ناپایدار بود. با افول کارآمدی حکومت در اواخر دوره، این زمینه‌های تمدنی نیز به تدریج رو به کمرنگ شدن نهاد. با وجود این، تجربهٔ نسبتاً موفق صفویه در توسعه متوازن حداقل در مقاطعی از این دوره می‌تواند الگویی برای عبور از توسعه نامتوازن باشد.[۹۷]

مدرنیته و تفکیک مفهوم ایران

در دوره صفوی، میان هویت باستانی ایران پیش از اسلام و هویت شیعی، تضاد و چالشی وجود نداشت. تشیع نه تنها دوره‌ای از انحطاط ایران به شمار نمی‌رفت، بلکه زمینه‌ساز احیای هویت ایرانی در قالبی جدید شد. تفکیک میان این دو مفهوم ایران باستان و ایران شیعی عمدتاً پس از ورود مدرنیته به ایران و طرح اندیشه‌ها و گفتمان‌های ناسیونالیستی شکل گرفت که میان اجزای مختلف مفهوم ایران تفکیک ایجاد می‌شود و برخی از متجددین با گرایش‌های ناسیونالیستی و باستانی به دنبال حذف اسلام و تشیع از مفهوم ایران بر می‌آیند.[۹۸]

پانویس

  1. فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی - حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۳۶.
  2. فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی - حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۳۹.
  3. جلالی شیجانی، «تشیع عرفانی و تاثیر آن بر ظهور صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۲۹.
  4. اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتخت‌ها)، ۱۳۹۵ش، ص۳۹.
  5. اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتخت‌ها)، ۱۳۹۵ش، ۱۳۶–۱۳۳.
  6. اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتخت‌ها)، ۱۳۹۵ش، ص۴۲–۴۱.
  7. تشکری و نقیبی، «تعامل و تقابل تصوف و تشیع در عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۴۹.
  8. کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۸۳–۸۲.
  9. ولی‌زاده، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، ۱۴۰۲ش، ص۱۰۶.
  10. رشیدی، «رسمی شدن مذهب شیعه در زمان صفویه»، وب‌سایت تبیان.
  11. کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۵۵.
  12. رشیدی، «رسمی شدن مذهب شیعه در زمان صفویه»، وب‌سایت تبیان.
  13. جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ج۱، ص۳۴.
  14. صفا و رضایی، آرایه‌های داستانی منابع عصر صفوی و رسمیت تشیع در ایران، ص۱۰۸ و ۱۱۵.
  15. مطهری، خدمات متقابل ایران و اسلام، ۱۳۷۴ش، ص۱۳۲.
  16. اکبری، «نقش کارکردی دولت صفوی در تکوین و تحول نظریه ولایت فقیه در تشیع امامی»، ۱۴۰۳ش، ص۱۱۴-۱۰۷.
  17. کشاورز و همکاران، «بررسی زمینه‌های شکل‌گیری تعادل نهادی سنّتی در عصر صفویه با تأکید بر روابط متقابل روحانیت و حکومت»، ۱۴۰۰ش، ص۱۸.سعیدیان جزی و کشاورز، «تکالیف کارکردی زنان شیعه عصر صفوی در ساختار کنش اجتماعی بر اساس متغیرهای الگویی سایبرنتیک»، ۱۴۰۱ش، ص۶۱۰-۶۰۹.
  18. نوروزی و رمضانی، «علل تعاملات سلاطین صفوی با علمای شیعه و نتایج آن»، ۱۳۹۴ش، ص۱۳۷-۱۲۷.نوروزی و رمضانی، «علل تعاملات سلاطین صفوی با علمای شیعه و نتایج آن»، ۱۳۹۴ش، ص۱۴۲-۱۳۷.کردی و کردی، «نقش سادات و علما در حقوق شهروندی عصر صفویه»، ۱۳۹۲ش، ص۶۵.
  19. کشاورز و سعیدیان جزی، «خوانشی نو در تحلیل زوایای کارکردی مهدویت در عصر صفویه»، ۱۴۰۲ش، ص۱۷۵.
  20. اکبری، «نقش کارکردی دولت صفوی در تکوین و تحول نظریه ولایت فقیه در تشیع امامی»، ۱۴۰۳ش، ص۹۶-۹۵.
  21. رجبی، «آراء فقیهان عصر صفوی درباره تعامل با حکومت‌ها»، ۱۳۸۸ش، ص۵۹-۶۸.
  22. نیکزاد طهرانی و حمزه،« تشیع و تاریخ اجتماعی ایرانیان در عصر صفوی»، ۱۳۹۵ش، ص۱۲۸.
  23. گودرزی، «بازآفرینی مفهوم «ایران» در دوره صفویه و رابطه آن با هویت ملی»، ۱۳۸۶ش، ص۲۷.
  24. ولی‌زاده، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، ۱۴۰۲ش، ص۱۹۵-۱۹۴.
  25. فریدی مجید، «مرزهای ایران صفوی و امپراتوری عثمانی بر اساس نقشه‌های تاریخی با تأکید بر آناتولی (آسیای صغیر)»، ۱۴۰۳ش، ص۳۳.
  26. ولی‌زاده، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، ۱۴۰۲ش، ص۱۰۶.
  27. این بحث سیاسی است نه فرهنگی
  28. هاشمی و ایمانی‌خوشخو، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامه‌های سفرنامه‌نویسان خارجی»، ۱۳۹۵ش، ص۳.
  29. پورعلی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، ۱۴۰۲ش، ۲۱۲۳-۱۱۷.
  30. احمدپور، «گونه‌شناسی تفریحات و سرگرمی‌های دورهٔ صفوی بر اساس داده‌های باستان‌شناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۳۶–۲۷.
  31. احمدپور، «گونه‌شناسی تفریحات و سرگرمی‌های دورهٔ صفوی بر اساس داده‌های باستان‌شناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۲۴–۲۲.
  32. عباسی، «نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی»، ۱۳۹۱ش، ص۱۴۸–۱۳۶.
  33. احمدپور، «گونه‌شناسی تفریحات و سرگرمی‌های دورهٔ صفوی بر اساس داده‌های باستان‌شناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۴۹–۳۹.
  34. احمدپور، «گونه‌شناسی تفریحات و سرگرمی‌های دورهٔ صفوی بر اساس داده‌های باستان‌شناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۵۴–۵۲.
  35. عباسی، «نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی»، ۱۳۹۱ش، ص۱۷۱.
  36. ثواقب، «مراسم ازدواج و عروسی مردمی ایرانیان در عصر صفویه (1135-907ق./1722-1501م.)»، ۱۴۰۴ش، بدون صفحه.
  37. کشاورز و چلونگر، «تفسیر و تحلیل نقش آیین عزاداری عاشورا در فرایند تمدنی دولت شیعی صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۱۷۸-۱۷۰.
  38. دارا و طلوعی، «تحلیل ساخت سیاسی دولت در ایران؛ مقایسۀ دوره‌های صفویه، قاجار»، ۱۴۰۱ش، ص۸۱.
  39. فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی - حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۵۶.
  40. فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی - حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۵۶.
  41. میرمحمدصادق، «صفویان (نظام اداری)، ۱۴۰۰ش، ص۷۳۲.
  42. فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی - حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۵۷-۳۵۶.
  43. کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، ص۴۳۱-۴۳۰.
  44. کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، ص۴۱۵.
  45. کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، ص۴۲۸-۴۲۲.
  46. کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۰.
  47. کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۰–۱۸۹؛ جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۸۹ش، ج۲، ص۸۲۳–۸۰۷.
  48. کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۲۴۷.
  49. جاوری، «تعلیم و تربیت اسلامی و مدارس دوره صفوی در اصفهان»، ۱۳۸۲ش، ص۱۴۳.
  50. کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۴.
  51. کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۱–۱۹۰.
  52. گلشنی، «تشکیلات آموزشی ایران در دوره صفویه مکتب‌خانه کتاب‌های درسی و مقررات انضباطی آن»، ۱۳۵۰ش، ص۹۸-۸۵.
  53. کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۱–۱۹۰.
  54. کشاورز و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش اجتماع علمی در فرایند تمدّنی دولت شیعی صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۲۷۹.
  55. کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۳–۱۹۲.
  56. کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۲۰۳.
  57. عظیمی، «استنساخ کتاب‌های فقهی در دوره صفویه اول درایران با استناد به نسخ خطی کتابخانه‌های ایران»، ۱۴۰۲ش، ص۲۱۰.
  58. اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتخت‌ها)، ۱۳۹۵ش، ص۲۹۱.
  59. اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتخت‌ها)، ۱۳۹۵ش، ص۳۰۴–۳۰۰.
  60. ثواقب، «موقعیت علمی ایران در عصر صفویه از نگاه سیاحان اروپایی»، ۱۴۰۱ش، ص۱۱۳-۱۱۲.؛ ثواقب، «تعاملات علمی و فنی ایران و اروپا در عصر صفویه»، ۱۴۰۰ش، ص۳.
  61. کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۲۱۵.
  62. کشاورز و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، ۱۳۹۶ش، ص۱۴۴-۱۴۳ و ۱۶۲.
  63. کشاورز و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، ۱۳۹۶ش، ۱۴۵-۱۴۴.
  64. مسیحی و حق‌پرست، «مقایسه‌ی شیوه‌ی تعامل با اقلیت‌های دینی در حکومت امام علی(ع) و حاکمان صفوی»، ۱۳۹۴ش، ص۱۲۶-۱۱۹.
  65. پالیز بان، «نظام خانواده در ایران دوره صفوی»، ۱۴۰۱ش، بدون صفحه.
  66. نورالهی، «بررسی نهاد خانواده در اصفهان عصر صفوی»، ۱۳۹۲ش، بدون صفحه.
  67. احمدپور، «گونه‌شناسی تفریحات و سرگرمی‌های دورهٔ صفوی بر اساس داده‌های باستان‌شناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۱۳۶–۵۵.
  68. عابدی‌شهری و همکاران، «اخلاق اجتماعی ایرانیان در دورة صفو هی از نگاه شاردن»، ۱۴۰۰ش، ص۱۶۶-۱۵۷.
  69. عباسی، «نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی»، ۱۳۹۱ش، ص۹۵–۶۵.
  70. یوسف‌نیا، «بررسی عوامل بالندگی اقتصادی ایران در عصر شاه عباس اول صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۴۱.
  71. بیاتی، «بررسی مسئله تأمین آب و مالیات آن در عصر صفویه»، ۱۴۰۰ش، ص۳۴.
  72. نوایی و غفاری‌فرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ۲۹۱–۲۸۷.
  73. نوایی و غفاری‌فرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ۲۹۱–۲۹۰.
  74. جعفری و همکاران، «بررسی مالیات و تأثیر آن بر زندگی روستاییان در دوره صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۲۵۵.
  75. نوایی و غفاری‌فرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ۲۹۲–۲۹۱.
  76. شریعتی، «بررسی وضعیت تجارت خارجی ایران در دوره شاه عباس اول صفوی»، ۱۳۹۰ش، ص۵.
  77. عون‌الهی، تاریخ پانصدساله تبریز از آغاز دوره مغولان تا پایان دوره صفویان، ۱۳۸۷ش، ۱۶۳ش.
  78. قاسمی، «تجارت خارجی ایران از آغاز سلطنت شاه عباس صفوی تا پایان دورهٔ صفویه»، ۱۳۸۷ش، ص۱۷.
  79. نوایی و غفاری‌فرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ۲۹۲–۲۹۱.
  80. شریعتی، «بررسی وضعیت تجارت خارجی ایران در دوره شاه عباس اول صفوی»، ۱۳۹۰ش، ص۶.
  81. فولادی، «بررسی نظام پولی ایران در عصر صفویه»، ۱۴۰۱ش، ص۱.
  82. سیدموسوی، «بررسی ضرابخانه‌های ایران در دورهٔ صفوی»، ۱۳۹۸ش، بدون صفحه.
  83. فولادی، «بررسی نظام پولی ایران در عصر صفویه»، ۱۴۰۱ش، ص۱.
  84. سلیم، «سیاست اقتصادی صفویه و تأثیر آن بر سقوط دولت»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۴.
  85. خرمی و کریمی‌موغاری، «بررسی عملکرد اقتصادی ایران در عصر صفوی و مقایسه آن با اروپای قرن 17 با رویکرد نهادی»، ۱۳۹۴ش، ص۱۴۳.
  86. بنکدار، «بحران‌های اقتصادی عصر صفوی»، وب‌سایت دنیای اقتصاد.
  87. سلیم، «سیاست اقتصادی صفویه و تأثیر آن بر سقوط دولت»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۴.
  88. خرمی و کریمی‌موغاری، «بررسی عملکرد اقتصادی ایران در عصر صفوی و مقایسه آن با اروپای قرن 17 با رویکرد نهادی»، ۱۳۹۴ش، ص۱۷۵.
  89. بنکدار، «بحران‌های اقتصادی عصر صفوی»، وب‌سایت دنیای اقتصاد.
  90. «اوضاع اقتصادی ایران در عهد شاه عباس صفوی»، وب‌سایت تین نیوز.
  91. اخضری و کجباف، «نگرشی بر آسیب‌های اقتصادی ایران عصر صفوی»، ۱۳۹۲ش، ص۳۵؛ سلیم، «سیاست اقتصادی صفویه و تأثیر آن بر سقوط دولت»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۴.
  92. اخضری و کجباف، «نگرشی بر آسیب‌های اقتصادی ایران عصر صفوی»، ۱۳۹۲ش، ص۳۵؛ سلیم، «سیاست اقتصادی صفویه و تأثیر آن بر سقوط دولت»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۴.
  93. زکی، تاریخ صنایع ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۳ش، ص۱۱–۹.
  94. نوایی و غفاری‌فرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ۲۵۶–۳۳۶.
  95. «علت شکوفایی هنر و فرهنگ در دوران صفویه»، وب‌سایت تمدن.
  96. نوایی و غفاری‌فرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ص۳۶۵–۳۵۶.
  97. کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، پشت‌جلد
  98. ولی‌زاده، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، ۱۴۰۲ش، ص۲۰۰.

دیدگاه‌های ارزیابان

  1. از این گزاره اینگونه فهم می شود که ولایت نتیجه تفکر تصوف است. آیا این درست است؟
  2. معنای این گزاره این است که صفویان نگاهش به شریعت نگاه ابزاری بوده و برای تحکیم بنیادهای مشروعیت قدرت خود بوده است. آیا طرح این روایت درست است؟ ضد شناختی نیست؟ منبع که این راوایت را مطرح کرده به کدام جریان تعلق دارد؟
  3. فرهنگ عامه در ایران مرسوم نست. نوع از فرهنگ عمومی استفاده میشود
  4. شخصیت های مثل علامه حلی و خواجه نصیرالدین طوسی نقش بسیار بنیادی در شکل دهی گسترش تشیع داشته است. این جریان فکری سبب شیعه شدن بسیاری ها شد و شیعه نتیجه گسترش این جریان است تا آشتی تصوف و تشیع
  5. مگر خود شان گرایش صوفیانه نداشتند؟
  6. رویکرد کارکردگرایانه به دلیل داشتن نگاه ابزاری نوعا سکولار تلقی شده و مورد انتقاد است. معنای سخن شما این است که صفویه رویکرد ابزاری به دین در پیش گرفته بودند. این سخن ضدشناختی نیست؟
  7. فقاهت نهاد است یا روحانیت؟ ترجیح خاصی ندارم ولی در تعابیر حتما دقت شود
  8. مگر ولایت فقیه مطرح بود؟
  9. من می فهمم که هدف شما چیست، ولی عبارت ها آن را نمی رساند. مگر ولایت فیقه آن زمان بود؟ ولایت شاهان صفوی از نوع ولایت فقیه بود؟
  10. آیا تمام قلمرو صفوی تحت عنوان ایران جا نمایی می شد یا بخشی از ان تحت عنوان ایران بود و بخش های دیگر آن دارای عناوین دیگر بود؟ مثلا به فارس هم در آن زمان ایران گفته میشد؟
  11. زبان جزو فرهنگ است
  12. مگر می شود جامعه منهای فرهنگ باشد؟
  13. این عنصر جداگانه نیست. یا ریشه در مذهب داشته یا باروهای عرفی که جزو فرهنگ شده بوده

منابع

  • احمدپور، پریان، «گونه‌شناسی تفریحات و سرگرمی‌های دورهٔ صفوی بر اساس داده‌های باستان‌شناختی»، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه شهرکرد، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ۱۳۹۷ش.
  • اخضری، علی؛ کجباف، علی‌اکبر، «نگرشی بر آسیب‌های اقتصادی ایران عصر صفوی»، پژوهش‌های تاریخی، سال۴، شماره۱، ۱۳۹۲ش.
  • اسماعیلی، محبوبه، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتخت‌ها)، رساله دکتری، دانشگاه الزهرا، دانشکده ادبیات، زبان‌ها و تاریخ، ۱۳۹۵ش.
  • اکبری، محمد، «نقش کارکردی دولت صفوی در تکوین و تحول نظریه ولایت فقیه در تشیع امامی»، شیعه‌شناسی، دوره۲۲، شماره۸۷، ۱۴۰۳ش.
  • «اوضاع اقتصادی ایران در عهد شاه عباس صفوی»، وب‌سایت تین نیوز، تاریخ درج مطلب در سایت: ۸ مهر ۱۳۹۳ش.
  • بنکدار، تیرداد، «بحران‌های اقتصادی عصر صفوی»، وب‌سایت دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب در سایت: ۱ دی ۱۳۹۵ش.
  • بیاتی، سمیه، «بررسی مسئله تأمین آب و مالیات آن در عصر صفویه»، پارسه، سال۱۲، شماره۳۴، ۱۴۰۰ش.
  • پالیز بان، امیر، ، «نظام خانواده در ایران دوره صفوی»، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه پیام‌نور استان اصفهان، مرکز پیام‌نور اصفهان، ۱۴۰۱ش.
  • پورعلی، سیدمرتضی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، پژوهش‌های مطالعات اسلامی معاصر، سال۱، شماره۳، ۱۴۰۲ش.
  • تشکری، علی‌اکبر؛ نقیبی، الهام، «تعامل و تقابل تصوف و تشیع در عصر صفوی»، پژوهش‌های تاریخی، سال۵۰، دوره۶، شماره۲، ۱۳۹۳ش.
  • ثواقب، جهانبخش، «تعاملات علمی و فنی ایران و اروپا در عصر صفویه»، تاریخ روابط خارجی، سال۲۳، شماره۸۸، ۱۴۰۰ش.
  • ثواقب، جهانبخش، «موقعیت علمی ایران در عصر صفویه از نگاه سیاحان اروپایی»، علم و تمدن در اسلام، سال۴، شماره۱۴، ۱۴۰۱ش.
  • ثواقب، جهانبخش، «مراسم ازدواج و عروسی مردمی ایرانیان در عصر صفویه (1135-907ق./1722-1501م.)»، فرهنگ مردم ایران، مقالات آماده انتشار، ۱۴۰۴ش.
  • جاوری، محسن، «تعلیم و تربیت اسلامی و مدارس دوره صفوی در اصفهان»، همایش فاضل سراب و اصفهان عصر وی، اصفهان، دانشگاه اصفهان، ۱۳۸۲ش.
  • جعفری، علی‌اکبر و همکاران، «بررسی مالیات و تأثیر آن بر زندگی روستاییان در دوره صفویه»، پژوهش‌های تاریخی اسلام و ایران، سال۱۲، شماره۲۲، ۱۳۹۷ش.
  • جعفریان، رسول، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۹ش.
  • جلالی شیجانی، جمشید، «تشیع عرفانی و تاثیر آن بر ظهور صفویه»، شیعه‌شناسی، سال۱۶، شماره۶۲، ۱۳۹۷ش.
  • خرمی، آزاده؛ کریمی‌موغاری، زهرا، «بررسی عملکرد اقتصادی ایران در عصر صفوی و مقایسه آن با اروپای قرن 17 با رویکرد نهادی»، اقتصاد و برنامه‌ریزی، سال۲۰، شماره۲، ۱۳۹۴ش.
  • دارا، جلیل؛ طلوعی، هادی، «تحلیل ساخت سیاسی دولت در ایران؛ مقایسهٔ دوره‌های صفویه، قاجار»، جامعه‌شناسی تاریخی، سال۱۳، شماره۲، ۱۴۰۱ش.
  • رجبی، محمدحسین، «فقیهان عصر صفوی دربارة تعامل با حکومت‌ها»، تاریخ و تمدن اسلامی، سال۵، شماره۹، ۱۳۸۸ش.
  • رشیدی، طاهره، «رسمی شدن مذهب شیعه در زمان صفویه»، وب‌سایت تبیان، تاریخ درج مطلب در سایت: ۲۱ تیر ۱۳۹۴ش.
  • زکی، محمدحسن، تاریخ صنایع ایران بعد از اسلام، ترجمه محمدعلی خلیلی، تهران، اقبال، ۱۳۶۳ش.
  • سعیدیان جزی، مریم؛ کشاورز، زهرا سادات، «تکالیف کارکردی زنان شیعه عصر صفوی در ساختار کنش اجتماعی بر اساس متغیرهای الگویی سایبرنتیک»، زن در فرهنگ و هنر، دوره14، شماره4، ۱۴۰۱ش.
  • سلیم، محمدنبی، «سیاست اقتصادی صفویه و تأثیر آن بر سقوط دولت»، پژوهش‌های علوم تاریخی، سال۱۰، شماره۲، شماره پیاپی ۱۸، ۱۳۹۷ش.
  • سیدموسوی، سیدعلی، «بررسی ضرابخانه‌های ایران در دورهٔ صفوی»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه نیشابور، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ۱۳۹۸ش.
  • شریعتی، علی‌اشرف، «بررسی وضعیت تجارت خارجی ایران در دوره شاه عباس اول صفوی»، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پژوهشکده تاریخ، ۱۳۹۰ش.
  • صفا، میکائیل؛ رضایی، محمد، «آرایه‌های داستانی منابع عصر صفوی و رسمیت تشیع در ایران»، شیعه‌شناسی، سال۶، شماره ۲۴،‌ ۱۳۸۷ش.
  • عابدی‌شهری، سیدجواد و همکاران، «اخلاق اجتماعی ایرانیان در دورة صفو هی از نگاه شاردن»، پژوهش‌های اخلافی، سال۱۱، شماره۳، ۱۴۰۰ش.
  • عباسی، زهرا، «نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت معلم، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ۱۳۹۱ش.
  • عظیمی، حبیب‌الله، «استنساخ کتاب‌های فقهی در دوره صفویه اول درایران با استناد به نسخ خطی کتابخانه‌های ایران»، کتابداری و اطلاع‌رسانی، سال۲۶، شماره۱۰۳، ۱۴۰۲ش.
  • «علت شکوفایی هنر و فرهنگ در دوران صفویه»، وب‌سایت تمدن، تاریخ بازدید از سایت: ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.
  • عون‌الهی، سیدآقا، تاریخ پانصدساله تبریز از آغاز دوره مغولان تا پایان دوره صفویان، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۷ش.
  • فراهانی، محمدمتین و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی- حکومتی در ایران»، پژوهش‌های روابط بین‌الملل، سال۱۲، شماره۳، شماره پیاپی۴۶، ۱۴۰۱ش.
  • فریدی مجید، فاطمه، «مرزهای ایران صفوی و امپراتوری عثمانی بر اساس نقشه‌های تاریخی با تأکید بر آناتولی (آسیای صغیر)»، نامه فرهنگستان، سال۲۷، شماره۹۱، ۱۴۰۳ش.
  • فولادی، حامد، «بررسی نظام پولی ایران در عصر صفویه»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه پیام نور استان اصفهان، مرکز پیام نور اصفهان، ۱۴۰۱ش.
  • قاسمی، زهرا، «تجارت خارجی ایران از آغاز سلطنت شاه عباس صفوی تا پایان دورهٔ صفویه»، حافظ، سال۵، شماره۵۲، ۱۳۸۷ش.
  • کردی، زینت خاتون؛ کردی، طاهره، «نقش سادات و علما در حقوق شهروندی عصر صفویه»، حقوق ملل، سال۳، شماره۱۰، ۱۳۹۲ش.
  • کشاورز، زهرا سادات و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، تاریخ اسلام و ایران، سال۲۷، شماره۳۴، ۱۳۹۶ش.
  • کشاورز، زهرا سادات، همکاران، «تبیین و تحلیل نقش اجتماع علمی در فرایند تمدّنی دولت شیعی صفویه»، پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی، سال۹، شماره۵۱، ۱۳۹۷ش.
  • کشاورز، زهرا سادات؛ چلونگر، محمدعلی، «تفسیر و تحلیل نقش آیین عزاداری عاشورا در فرایند تمدنی دولت شیعی صفویه»، شیعه‌شناسی، سال۱۶، شماره۶۳، ۱۳۹۷ش.
  • کشاورز، زهرا سادات؛ چلونگر، محمدعلی، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، سیاست، دوره۵۱، شماره۲، ۱۴۰۰ش.
  • کشاورز، زهرا سادات و همکاران، «بررسی زمینه‌های شکل‌گیری تعادل نهادی سنّتی در عصر صفویه با تأکید بر روابط متقابل روحانیت و حکومت»، مطالعات تاریخی جهان اسلام، سال۹، شماره۱۸، ۱۴۰۰ش.
  • کشاورز، زهرا سادات؛ سعیدیان جزی، مریم، «خوانشی نو در تحلیل زوایای کارکردی مهدویت در عصر صفویه»، دوره۳۳، شماره۶۰، شماره پیاپی۱۵۰، ۱۴۰۲ش.
  • کشاورز، زهرا سادات؛ چلونگر، محمدعلی، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۴۰۳ش.
  • گلشنی، عبدالکریم، «تشکیلات آموزشی ایران در دوره صفویه مکتب‌خانه کتاب‌های درسی و مقررات انضباطی آن»، خرد و کوشش، سال۳، شماره۹، ۱۳۵۰ش.
  • گودرزی، حسین، «بازآفرینی مفهوم «ایران» در دوره صفویه و رابطه آن با هویت ملی»، مطالعات ملی، سال۸، شماره۱، ۱۳۸۶ش.
  • مسیحی، عباس؛ حق‌پرست، زهرا، «مقایسهٔ شیوهٔ تعامل با اقلیت‌های دینی در حکومت امام علی (ع) و حاکمان صفوی»، شیعه پژوهی، سال۲، شماره۲، ۱۳۹۴ش.
  • مطهری، مرتضی، خدمات متقابل ایران و اسلام، قم، صدرا، ۱۳۷۴ش.
  • میرمحمدصادق، سیدسعید، «صفویان (نظام اداری)، دانشنامه جهان اسلام، جلد ۲۹ (شیفته - صفین)، ۱۴۰۰ش.
  • نوایی، عبدالحسین؛ غفاری‌فرد، عباسقلی، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، تهران، سمت، ۱۳۸۱ش.
  • نورالهی، ایوب، «بررسی نهاد خانواده در اصفهان عصر صفوی»، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه باقرالعلوم علیه‌السلام، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، ۱۳۹۲ش.
  • نوروزی، جمشید؛ رمضانی، شهرام، «علل تعاملات سلاطین صفوی با علمای شیعه و نتایج آن»، پژوهشنامه تاریخ اسلام، سال۵، شماره۱۹، ۱۳۹۴ش.
  • نیکزاد طهرانی، علی‌اکبر؛ حمزه، حسین، « تشیع و تاریخ اجتماعی ایرانیان در عصر صفوی»، شیعه‌پژوهی، سال۲، شماره۶، ۱۳۹۵ش.
  • ولی‌زاده، حیدر، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، رساله دکتری، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پژوهشکده اندیشه سیاسی، انقلاب و تمدن اسلامی، ۱۴۰۲ش.
  • هاشمی، سیدضیاء؛ ایمانی‌خوشخو، محمدجواد، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامه‌های سفرنامه‌نویسان خارجی»، مطالعات ملی، سال۱۷، شماره۳، ۱۳۹۵ش.
  • یوسف‌نیا، زهرا، «بررسی عوامل بالندگی اقتصادی ایران در عصر شاه عباس اول صفوی»، تاریخنامه خوارزمی، سال۲، شماره۲، ۱۳۹۳ش.