پرش به محتوا

زندگی

از ایران‌پدیا
نسخهٔ تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۱۵ توسط علی شاهرودی (بحث | مشارکت‌ها) (ابرابزار)

زندگی؛ زیست و حیات جانداران.

زندگی، (به عربی: حیات) مفهومی پیچیده است که در حوزه‌های دانشی گوناگون، به شکل‌های متفاوتی معنا می‌شود. روانشناسان بر این باورند که معنای زندگی، با نحوهٔ نگرش و افکار هر کسی در ارتباط است.

مفهوم‌شناسی

زندگی، حیات، زنده بودن، زیست، مدت عمر و هستی، واژگانی در برابر مردگی و ممات هستند.[۱] واژه عربی آن حیات، به معنای زندگانی و زنده شدن است. حیات اسم مصدر از ریشه «حیّ» و در مقابل موت و ممات است.[۲] در اصطلاح به نیرویی گفته می‌شود که موجب بروز حس و تحرک در موجودات زنده شده و با آن خود را از نقص به کمال می‌رسانند.[۳] زندگی، جنبه‌ای از هستی است که فرایندها، اَعمال و واکنش‌ها شامل تولیدمثل و متابولیسم[۴] را در بر می‌گیرد. متخصصان بر این باورند که تفاوت زندگی و مرگ در این است که فرد باید در زندگی برای رشد فیزیکی و آگاهانهٔ خود تلاش کرده و با مرگ، این تولیدمثل و آگاهی متوقف می‌شود. گروهی دیگر نیز زندگی را نوعی سازمان شیمیایی معرفی کرده‌اند که خود تکثیر شده و از ویژگی‌های تکامل‌یافته عبور کرده و در نهایت به‌صورتی رمزگذاری شده در DNA موجود است. برخی، زندگی را دنباله‌ای از تجربه‌های فیزیکی و ادراکی معرفی کرده‌اند که تجربه‌های شخصی را شکل می‌دهد. آنها بر این باورند که زندگی یک رشته از موفقیت‌ها، شکست‌ها، اکتشافات، معضل‌ها، چالش‌ها، خستگی‌ها، غم‌ها، ناامیدی‌ها، قدردانی‌ها، دادن و دریافت فضیلت‌ها، همدلی‌ها، صلح و واکنش‌های ما به انواع انگیزه‌ها (مانند لمس، عشق و دوستی) است.[۵]

معنای زندگی

بسیاری از متفکران و صاحب‌نظران در طول تاریخ، در پی پاسخ دادن به این سؤال بوده‌اند که «آیا زندگی معنا دارد؟». در نهایت، عده‌ای آن را راز دانسته یا سؤالی بدون پاسخ معرفی کرده‌اند.[۶] گروهی دیگر نیز در پی پاسخ به این سؤال به روش‌های متفاوتی برآمده‌اند. امروزه، گرایش به بی‌معنایی در زندگی، نسبت به دوران سنتی، بیشتر است. انسان مدرن، از یک طرف درگیر پیشرفت روزافزون علم و تکنولوژی شده و از سوی دیگر با گسترش دیدگاه‌های سکولاریستی و حذف مهم‌ترین نماد دنیای کهن، یعنی دین از زندگی، بی‌معنایی را با تمام وجود خود حس می‌کند. برخی از متفکران، همچون ویکتور فرانکل، با برپایی مکتب معنادرمانی در راستای درمان نابسامانی‌های روانی، پیدا کردن هدف (معنا) در زندگی انسان امروزی را درمان‌بخش بسیاری از بیماری‌های روانی رایج می‌دانند.[۷] فرانکل بر این باور است که معنای زندگی شامل ۳ معنا است: هدف زندگی؛ ارزش زندگی؛ و کارکرد مثبت زندگی. او، با تمییز نهادن میان معنای لحظه‌ای و نهایی زندگی، بر باور به خداوند تأکید داشته و آن را اساسی‌ترین رمز معناداری زندگی می‌داند.[۸]

متفکران بر این باورند که معنا را از سه طریق می‌توان در زندگی یافت: با انجام کاری شایسته؛ با درک ارزش روحی؛ و با پذیرش رنج.[۹] این سه شیوه در برخی از تعابیر مفسران با عناوین دیگری نیز مطرح شده است:[۱۰]

  1. ارزش‌های خلاق؛ خلاقیت و پدیدآوردن مانند خلاقیت در هنر، موسیقی و ابداع و اختراع.
  2. ارزش‌های تجربه‌ای؛ تجربه کردن مهم‌ترین ویژگی این نوع از ارزش‌ها است که مهم‌ترین نمونهٔ آن را «عشق» می‌دانند. عشق از جمله مواردی است که می‌تواند به زندگی انسان معنا ببخشد.
  3. ارزش‌های نگرشی؛ این گروه از ارزش‌ها، به طرز تلقی و نگرش انسان اشاره دارد که مواردی از جمله فضیلت، شجاعت، حس انسانی، نیکی و خیرخواهی را شامل می‌شود.

کیفیت زندگی

بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت، کیفیت زندگی به‌معنای درک افراد از موقعیت خود در زندگی در متن فرهنگ و سیستم‌های ارزشی است که در آن زندگی کرده و در رابطه با اهداف، انتظارات، استانداردها و نگرانی‌های خود او تعریف می‌شود. کیفیت زندگی به‌معنای احساس و درک فرد از خوب زیستن است.[۱۱] کارشناسان علم روان‌شناسی، بر این باورند که برای افزایش کیفیت زندگی باید اقدامات زیر را انجام داد:[۱۲][۱۳]

  1. سخت نگرفتن زندگی؛
  2. شاد بودن؛
  3. خندیدن همچون یک کودک؛
  4. پیدا کردن دوستان خوب؛
  5. لذت بردن از زمان حال؛
  6. غصه نخوردن برای گذشته؛
  7. عشق ورزیدن؛
  8. کمک به دیگران بدون چشم‌داشت؛
  9. بخشیدن دیگران؛
  10. خوش‌بین بودن؛
  11. رو راست بودن با خود؛
  12. حضور در اجتماع.

در فرهنگ و ادبیات

ادبیات فارسی

واژهٔ زندگی، از دیرباز در ادبیات فارسی‌زبانان حضور داشته است؛ برای مثال، ناصرخسرو در شعر خود گفته است:[۱۴]

زندگی و شادی اندر علم و دین است ای پسر خویشتن را گرنه مستی، مست و مجنون چون کنی


سعدی نیز در اشعار خود از این واژه بهره گرفته است:[۱۵]

غم خویش در زندگی خور که خویشبه مرده نپردازد از حرص خویش


در اسلام

در قرآن

واژه «حیات» در قرآن ۷۶ بار آمده است.[۱۶] مفهوم حیات در قرآن شامل همه موجودات زنده می‌شود. در چندین آیه از قرآن، لفظ «حیّ» به خداوند نسبت داده شده است.[۱۷] واژه حیات در قرآن به چند معنا و مفهوم آمده است:

  1. معنا و مفهومی که با معنای لغوی منطبق است. مثل واژه‌های «محیای؛ زندگی من»،[۱۸] «احیاء؛ زندگان»،[۱۹] «یستحیون؛ زنده نگه می‌داشتند».[۲۰]
  2. استعمال مجازی واژه حیات؛ مثل نسبت دادن آن به زمینِ مرده، که از آن، روییدن گیاهان اراده شده است.[۲۱]
  3. حیات معنوی و روحی؛ در برخی آیات پیروی از حق و ایمان عاملی حیات‌بخش برای هدایت انسان، در برابر کفر قلمداد شده است.[۲۲] مثل آیه ۱۲۲ سوره انعام و آیه ۲۴ سوره انفال. نسبت دادن حیات به مؤمنان و نسبت دادن موت به کافران در آیه ۲۲ سوره فاطر، از همین موارد است.[۲۳]

«حیات طیبه» تعبیری است که در آیه ۹۷ سوره نحل آمده است: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً»؛[۲۴] که خداوند به مؤمنین می‌گوید اگر عمل صالح انجام دهند، به آنان زندگی پاک عطا می‌کند. برخی از مفسرین حیات طیبه را در مقابل «معیشه ضنکا» که در آیه ۱۲۴ سوره طه آمده، می‌دانند.[۲۵] محل محقق شدن حیات طیبه، دنیا، برزخ و آخرت گفته شده است.[۲۶] در تفاسیر شیعه، منظور از حیات طیبه این امور بیان شده است: رزق حلال، قناعت، بهشت، سعادت، ایمان به خدا و طاعت و بندگی، چشیدن شیرینی بندگی خدا، توفیق بر طاعت الهی، بی‌نیازی از دیگران، روی‌آوردن به خدا، شناخت خدا و صداقت در برابر خدا.[۲۷] علامه طباطبایی تفسیر متفاوتی از حیات طبیه را ارائه می‌دهد. ایشان برخی از مصادیق حیات طیبه در کلام مفسرین را نتیجهٔ آن می‌داند؛ مثل بهشت، سعادت و بی‌نیازی از خلق، و برخی را مقدمه رسیدن به حیات طیبه می‌داند. وی می‌گوید حیات طیبه به زندگی واقعی و جدیدی اشاره می‌کند که به مؤمنین افاضه شده و با زندگی عادی متفاوت است و از هرگونه خباثت و فسادی دور بوده و در عین حالی که از حیات عادی انسان جدا نیست، از مراتب بالای زندگی بشری است که برخی واجد آن حیات هستند.[۲۸]

زندگی دنیوی و اخروی

از نظر قرآن در دنیا حیات جاودانه معنا ندارد و این خواسته در دنیا موجب رسیدن به پوچی است.[۲۹] اما قرآن، حیات جاودانه را در زندگی پس از مرگ می‌داند که با عباراتی همچون «و إن الدارَ الاخره لَهِیَ الحَیَوان»[۳۰] و «دارُالقرار»[۳۱] به آن اشاره کرده و بقای حیات اخروی را با عباراتی همچون «خیرٌ و ابقی» نشان می‌دهد.[۳۲] قرآن، زندگی انسان در دنیا را با وصف «الحیاه الدنیا»[۳۳] یاد می‌کند و مراحل آن را با شروع از خاک تا تشکیل نطفه، علقه، ولادت و در نهایت مرگ توصیف می‌کند.[۳۴] در برخی آیات همچون آیه ۹۶ سوره بقره و ۹۷ سوره طه نیز صرفاً با عبارت «حیوه» معنای زندگی دنیایی را اراده کرده است.[۳۵]

قرآن، زندگی انسان در آخرت را با وصف «الدار الاخره»[۳۶] یعنی سرای زندگیِ آخرت، یاد می‌کند که بیش از ۶۰ بار در قرآن تکرار شده است.[۳۷] قرآن در سوره حدید، زندگی دنیا را با تعبیرات تحقیرآمیزی یاد می‌کند. قرآن زندگی دنیا را نوعی بازیچه (لعب)، سرگرمی (لهو)، تجمل‌پرستی (زینه)، فخرفروشی (تفاخر)، محلی برای افزودن دارایی و فرزندان (تکاثر فی‌الاموال و الاولاد)، می‌داند.[۳۸] قرآن در این آیه، با لحن تهدید و سرزنش به انسان هشدار می‌دهد که دنیا متاعش چیزی جز فریب نیست. در سوره توبه، کسانی که زندگی در سرای باقی را به زندگی دنیا فروخته‌اند سرزنش می‌کند و متاع دنیا در سرای باقی را اندک وصف می‌کند.[۳۹] در سوره رعد نیز همین مفهوم بیان شده است.[۴۰]

در حدیث

در کلام امامان شیعه نیز زندگی دنیا نکوهش شده است. اما این نکوهش مربوط به دل‌بستن به زندگی دنیا است. ایشان تصریح می‌کنند که دوست داشتن حیات دنیا و دل‌بستن به آن انسان را از توجه به آخرت و دست‌یابی به نعمت‌های آخرت بازمی‌دارد،[۴۱] بدین سبب انسان را به یاد مرگ توجه داده‌اند.[۴۲] روایات نیز دنیا را جایی برای عبور وصف می‌کنند که خداوند انسان را برای ماندن در آن خلق نکرده است و هدف عبور کردن از این دنیا و دست‌یافتن به زندگی جاویدان در آخرت است.[۴۳] پیامبر اسلام محبت دنیا و دل‌بستن به آن و ترس و کراهت از مرگ (که موجب عبور از دنیا و رسیدن به آخرت است) را موجب سستی مسلمانان تلقی کرده و نتیجه آن را شکست در برابر دشمنان وصف می‌کند.[۴۴] امام صادق نیز دستیابی به حقیقت ایمان را در گرو دل‌نسبتن به زندگی دنیا و توجه به مرگ می‌داند.[۴۵] این در حالی است که آرزوی مرگ در روایات ممنوع و مذموم وصف شده است.[۴۶] روایات شیعه نیز رسیدن به حیات واقعی را در دینداری دانسته[۴۷] و خالصانه یاد کردن خدا را نیز راهی برای رسیدن به برترین زندگی قلمداد کرده‌اند.[۴۸]

پانویس

  1. دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژۀ زندگی، وب‌سایت واژه‌یاب.
  2. قزوینی، معجم مقاییس اللغه، 1399ق، ج2، ص 122.
  3. زمخشری، پیشرو ادب یا مقدمة الادب، 1342ش، قسم ۲، ص۶۳۸.
  4. عبارتی است که برای توضیح تمام واکنش‌های شیمایی دخیل در حفظ وضعیت زندگی سلول‌ها و ارگانیزم استفاده می‌شود.
  5. و%20آگاهیش%20متوقف%20می%20شود. «زندگی چیست؟»، وب‌سایت هنر فردی.
  6. علی‌زمانی، «معنای معنای زندگی»، 1386ش، ص64.
  7. ملکیان، «تاریخ فلسفهٔ غرب»، ج4، 1379ش، ص185.
  8. قربانی، «معنای زندگی از دیدگاه ویکتور فرانکل»، 1388ش، ص35-57.
  9. فرانکل، «انسان در جستوجوی معنا»، 1354ش، ص69.
  10. قربانی، «معنای زندگی از دیدگاه ویکتور فرانکل»، 1388ش، ص35-57.
  11. «کیفیت زندگی چیست و چگونه آن را افزایش دهیم؟»، وب‌سایت مجموعۀ توانبخشی و پزشکی.
  12. و%20آگاهیش%20متوقف%20می%20شود. «زندگی چیست؟»، وب‌سایت هنر فردی.
  13. «کیفیت زندگی چیست و چگونه آن را افزایش دهیم؟»، وب‌سایت مجموعۀ توانبخشی و پزشکی.
  14. ناصرخسرو، دیوان اشعار، قصاید، قصیدۀ شمارۀ 223، وب‌سایت گنجور.
  15. سعدی، بوستان، باب دوم در احسان، بخش1، وب‌سایت گنجور.
  16. عبدالباقی، المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الکریم، ۱۳۹۷ق، ذیل «ح ی ی».
  17. سوره بقره، آیه 255؛ سوره آل عمران، آیه 2.
  18. سوره انعام، آیه 162.
  19. سوره مرسلات، آیه 26.
  20. سوره بقره، آیه 49.
  21. سوره بقره، آیه 164؛ سوره نحل، آیه 65.
  22. سوره انعام، آیه 22؛ سوره انفال، آیه 24.
  23. سوره فاطر، آیه 22.
  24. سوره نحل، آیه 16.
  25. قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، [بی‌تا]، ذیل آیه 124، سوره طه.
  26. قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، [بی‌تا]، ذیل آیه 97، سوره نحل.
  27. قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، [بی‌تا]، ذیل آیه 97، سوره نحل.
  28. طباطبائی، المیزان، [بی‌تا]، ذیل سوره نحل، آیه ۹۷.
  29. ایزوتسو، مفاهیم اخلاقی ـ دینی در قرآن مجید، 1378ش، ج۱، ص۹۱ـ104.
  30. سوره عنکبوت، آیه 64.
  31. سوره غافر، آیه 39.
  32. سوره اعلی، آیه 17.
  33. سوره بقره، آیه 85 و 86.
  34. سوره حج، آیه 5.
  35. طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، [بی‌تا]، ج 2، ص 276.
  36. سوره انعام، آیه 32.
  37. عبدالباقی، المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الکریم، ۱۳۹۷ق، ذیل «حیاة».
  38. سوره حدید، آیه 20.
  39. سوره توبه، آیه 38.
  40. سوره رعد، آیه 26.
  41. آمدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص۱۵۰.
  42. ابن‌بابویه، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۲۹۳.
  43. الحرانی، تحف العقول عن آل الرسول (ص)، 1404ق، ج۱، ص۷۶.
  44. ابن‌حنبل، مسند الامام احمد بن حنبل، [بی‌تا]، ج۵، ص۲۷۸.
  45. کلینی، الکافی، 1407ق، ج۸، ص۲۵۳.
  46. مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج۶، ص۱۳۸.
  47. شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج‌اللّه علی العباد، 1413ق، ج۱، ص۲۹۶.
  48. کلینی، الکافی، 1407ق، ج۸، ص۱۷.

منابع

  • قرآن کریم
  • ابن‌بابویه، محمد بن علی، الخصال، قم، چاپ علی‌اکبر غفاری، ۱۳۶۲ش.
  • ابن‌حنبل، مسند الامام احمد بن حنبل، بیروت، دار صادر، [بی‌نا].
  • التمیمی الآمدی، عبدالواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۳۶۶ش.
  • توشیهیکو ایزوتسو، مفاهیم اخلاقی ـ دینی در قرآن مجید، ترجمه فریدون بدره‌ای، تهران، [بی‌نا]، ۱۳۷۸ش.
  • الحرانی، حسن، تحف العقول، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۰۴ق.
  • زمخشری، محمود بن عمر، پیشرو ادب یا مقدمة الادب، تهران، چاپ محمدکاظم امام، ۱۳۴۲–۱۳۴۳ش.
  • طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفه، [بی‌تا]،
  • عبدالباقی، محمد فؤاد، المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الکریم، تهران، [بی‌نا]، ۱۳۹۷ش.
  • علامه طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، [بی‌جا]، اسماعیلیان، [بی‌تا].
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، بیروت، دارالفکر، [بی‌نا].
  • قزوینی رازی، احمد، معجم مقاییس اللغة، بیروت، دارالفکر، ۱۳۹۹ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • محمد بن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، وب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۲۸ آذر ۱۴۰۱ش.
  • «زندگی چیست؟»، وب‌سایت هنر فردی، تاریخ بازدید: ۲۸ آذر ۱۴۰۱ش.
  • سعدی، بوستان، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۳ آذر ۱۴۰۱ش.
  • علی‌زمانی، امیرعباس، «معنای معنای زندگی»، نامهٔ حکمت، شماره ۹، ۱۳۸۶ش.
  • «کیفیت زندگی چیست و چگونه آن را افزایش دهیم؟»، وب‌سایت مجموعهٔ توانبخشی و پزشکی، تاریخ بازدید: ۲۸ آذر ۱۴۰۱ش.
  • فرانکل، ویکتور، «انسان در جستوجوی معنا»، ترجمهٔ اکبر معارفی، چ۱، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۵۴ش.
  • قربانی، هاشم، «معنای زندگی از دیدگاه ویکتور فرانکل»، فصلنامه تأملات فلسفی، سال ۱، شماره ۳، ۱۳۸۸ش.
  • ملکیان، مصطفی، «تاریخ فلسفهٔ غرب»، انتشارات حوزه و دانشگاه، ۱۳۷۹ش.
  • ناصرخسرو، دیوان اشعار، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۳ آذر ۱۴۰۱ش.