پرش به محتوا

خانواده هسته‌ای

از ایران‌پدیا
نسخهٔ تاریخ ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۴۴ توسط علی شاهرودی (بحث | مشارکت‌ها) (ابرابزار)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
خانواده شریفی نیا - محمد رضا شریفی نیا - آزیتا حاجیان - مهراوه شریفی نیا - ملیکا شریفی نیا
خانواده شریفی نیا - محمد رضا شریفی نیا - آزیتا حاجیان - مهراوه شریفی نیا - ملیکا شریفی نیا

خانواده هسته‌ای؛ خانواده‌ای متشکل از زن و شوهر و فرزندان آنها (یا زن و شوهر بدون فرزند).

خانواده هسته‌ای، شکلی از خانواده که در آن پدر و مادر با فرزندان خود زندگی می‌کنند و از نظر ساختار و محتوا، متفاوت از خانوادهٔ گسترده است. این نوع خانواده اول در اروپا به وجود آمد و سپس به سایر کشورهای جهان از جمله ایران نیز گسترش پیدا کرد. خانوادهٔ هسته‌ای ریشه در متحول‌شدن ارکان گوناگون جامعه مانند اقتصاد، فرهنگ، سیاست و آموزش و پرورش دارد و از سوی دیگر خود عامل دگرگونی‌های زیادی در سبک زندگی مردم جهان است. به نظر کارشناسان اسلامی این خانواده با توجه به ریشه‌های فرهنگی و اجتماعی و کارکردهای منفی آن، در بسیاری جهات با سبک زندگی اسلامی و ایرانی، سازگاری ندارد.

مفهوم‌شناسی

خانوادهٔ هسته‌ای، واحدی از خانواده است که از دو نسل والدین و فرزندان آنها تشکیل شده است.[۱] خانوادهٔ هسته‌ای در مکانی واحد و از زوجی متأهل و فرزند(ان) تشکیل شده است که فرزندان می‌توانند تنی یا فرزندخوانده باشند. اساس خانوادهٔ هسته‌ای بر ازدواج است و حول ازدواج شکل می‌گیرد؛ به همین دلیل به آن «خانوادهٔ زن‌وشوهری» نیز می‌گویند. خانواده هسته‌ای دارای رابطه‌ای قانونی در زمینهٔ همکاری اقتصادی، فعالیت جنسی، فرزندآوری و فرزندپروری است و پایداری آن مورد انتظار اعضای خانواده است.[۲] این گونهٔ خانواده، از ویژگی‌های جوامع صنعتی و شهری جدید بوده که همراه با تمدن غرب به سایر کشورهای جهان از جمله ایران نفوذ کرده است. محققان این خانواده را سلول اصلی اجتماع در عصر حاضر به‌ویژه در کشورهای اروپایی می‌دانند. به این خانواده، خانوادهٔ کوچک زیستی، خانوادهٔ مستقل یا خانوادهٔ زناشویی نیز می‌گویند.[۳]

خانواده هسته‌ای، نوعی خانواده گذرا، مرکز گریز و خودویرانگر است. در واقع دوام این خانواده فقط تا هنگامی است که فرزندان از حیث اجتماعی ناتوان باشند و پس از آن زن و مرد ابتدایی دوباره تنها می‌شوند و اولاد آنها خانواده جدید تشکیل می‌دهند. رواج خانواده‌های هسته‌ای در جوامع رو به رشد، با خانواده‌های «زن و شوهری منفرد» غرب بسیار متفاوت است؛ چراکه در شبکه خویشاوندی بسیار گسترده‌ای شامل نیاکان و خویشاوندان جانبی قرار گرفته‌اند.[۴] دوام خانوادهٔ هسته‌ای از نظر زمانی و استمرار، محدود به دو نسل است و نسل سوم رابطهٔ زنده‌ای با نسل اول ندارد. البته به نظر پژوهشگران خانوادهٔ هسته‌ای در ایران بر خلاف کشورهای غربی، هنوز هم دارای پیوندهای تام با شبکهٔ خویشاوندی است.[۵]

پژوهشگران انواع خانوادهٔ هسته‌ای را در ۳ مدل دسته‌بندی کرده‌اند:[۶]

  1. خانواده زن‌وشوهری مستقل؛ خانواده در این حالت، تعهدات اجتماعی کمی نسبت به شبکه خویشاوندی دارد و دارای استقلال مالی است.
  2. خانواده هسته‌ای نیمه‌مستقل که تحت انقیاد خانواده چند همسری یا خانوادهٔ گسترده قرار دارد، مانند حالاتی که یک مرد دارای چندین زن است یا زن و شوهر، چند سال ابتدایی زندگی خود را به‌دلیل مشکلات مالی نزد خانوادهٔ زن یا شوهر زندگی می‌کنند.
  3. خانواده هسته‌ای مهاجر، بیشتر به‌دلیل آن‌که شغل مناسبی در محیط‌های کوچک یا روستایی وجود ندارد، پس از ازدواج، زن و شوهر از روستا به شهر مهاجرت می‌کنند. چنین خانوادهٔ هسته‌ای فقط به لحاظ مکانی مجزا زندگی می‌کند، اما وابستگی‌های قبلی به خانواده پدر و مادری به شدت ادامه دارد.

زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی

با صنعتی‌شدن اروپا بسیاری از نهادهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به‌تدریج تغییر پیدا کرد و دامنهٔ این تغییرات سراسر جهان از جمله ایران را نیز فراگرفت.[۷] افزایش سطح تحصیلات زنان و اشتغال آنها به کارهای بیرون از خانه، افزایش فردگرایی، پایبندنبودن به سنت‌ها و هنجارها، افزایش فرصت‌ها و تنوع انتخاب‌ها، بهره‌گیری از تکنولوژی مدرن ارتباطی و گسترش سطح آگاهی‌ها، اصالت کام‌جویی‌های فردی، گرایش به آزادی و استقلال، افول روحیۀ فداکاری، گذشت، صداقت، مسئولیت‌پذیری و تن‌دادن به برخی محدودیت‌ها، افزایش ارزش‌های مادی و مدرن در درون خانواده و افزایش مصرف‌گرایی به‌مثابه عامل گسترش ابعاد فرهنگی و اقتصادی نظام سرمایه‌داری، برخی از این تغییرات بود. در بستر چنین زمنیه‌ای خانوادهٔ سنتی و گسترده که شکل غالب و اصلی خانواده در دوره‌های مختلف تاریخی و جهان بود، به‌تدریج تغییر کرد و خانوادهٔ هسته‌ای با ارزش‌ها و تبعات اجتماعی، فرهنگی و جمعیت‌شناختی خاص ظهور کرده و جای خانوادهٔ گسترده را گرفت و فراگیر شد.[۸] در ایران نیز با توجه به دگرگونی‌های ناشی از رویارویی نظام اجتماعی این کشور با جریان مدرنیته، تحولات اجتماعی زیادی رخ داد که خانواده از مهم‌ترین بخش‌های اثرپذیرفته از این تحولات بود.[۹]

در سبک زندگی غربی

خانواده مهران غفوریان در جشنواره فجر
خانواده مهران غفوریان در جشنواره فجر

بسیاری از اندیشمندان معتقدند که در جهان مدرن به‌دلایل مختلف نهاد خانواده افول کرده و خانواده هسته‌ای که در چند دههٔ قبل به‌عنوان جانشین خانوادهٔ گسترده، ساختار اصلی خانواده بود، فراگیری خود را از دست داده است. به باور برخی دیگر، باوجود عمومیت خانواده هسته‌ای، هنجارهای خانواده، مبنی بر تشکیل خانواده از طریق ازدواج قانونی، جای خود را به اشکال و ترتیبات دیگری از خانواده (خانوادهٔ تک نفره، خانوادهٔ تک‌والدی و هم‌خانگی) داده است. پژوهشگران مهم‌ترین دلیل این تحولات در ساختار خانوادهٔ هسته‌ای در غرب را موارد ذیل می‌دانند: کمرنگ‌شدن پایبندی به ارزش‌های خانوادگی، کاهش اعتقاد به همکاری خانواده و حس وفاداری به آن و افزایش فردگرایی، میزان طلاق و همزیستی بدون ازدواج، کاهش کارکردهای خانواده و تقلیل آن به هم‌خانگی، کاهش قدرت کنترل رفتارهای جنسی اعضای خانواده، کاهش نقش حمایت‌گری عاطفی خانواده و ناکارآمدی این نقش در برابر واقعیات زندگی مدرن و کاهش زمان حضور والدین در خانه و افزایش تنهایی‌های کودکان که ریشه در نگاه مادی جهان غرب به زندگی و افول دین و معنویت دارد.[۱۰]

در ایران

پژهشگران معتقدند که امروز در جامعهٔ ایران خانوادهٔ هسته‌ای (چه در شهر و چه در روستا) از نظر کمی اکثریت دارد و در آداب‌ورسوم ازدواج مثل خواستگاری، نامزدی، عقد و عروسی، مهریه و سایر مراسم ازدواج نیز جای خانوادهٔ گسترده را گرفته است. برای مثال تا اواسط دورهٔ پهلوی اول، در مراحل مختلف ازدواج، زن و شوهر آینده، به‌صورت شخصی نمی‌توانستند دخالتی داشته باشند و حتی نمی‌توانستند یکدیگر را ملاقات کنند؛ اما امروزه با گسترش خانوادهٔ هسته‌ای نقش عشق و روابط عاطفی را در شکل‌گیری ازدواج نمی‌توان نادیده گرفت. این روند به‌معنی مشارکت والدین و جوانان در دو فرایند همسریابی و همسرگزینی است. امروزه احتمال ازدواج‌های از قبل تنظیم‌شده در جامعهٔ ایرانی به‌دلیل غلبهٔ نظام خانوادگی هسته‌ای کمتر است. در سال ۱۳۵۳ش در ایران، گرایش مسلط برای انتخاب همسر از بین قوم و خویش بوده در حالی‌که این روند از ۱۳۵۸ش به‌صورت عکس پیش می‌رود. با وجود این، خانوادهٔ هسته‌ای در ایران، در برخی ابعاد، مانند خانوادهٔ هسته‌ای غربی نیست، بلکه روابط خویشاوندی، بینش‌ها، ارزش‌ها و نگرش‌های خانوادگی بیشتر بر اساس آموزه‌های دینی شکل می‌گیرد و این خانواده را با مدل غربی آن متفاوت می‌کند. برای مثال در خانواده هسته‌ای ایرانی، فرزندان با پدربزرگ و مادربزرگ خود در یک خانه زندگی نمی‌کنند، اما به‌تمامی از پدربزرگ و مادربزرگ خود نگسسته‌اند و هنوز شکل‌هایی از همزیستی نسل‌های متوالی را می‌توان مشاهده کرد.

در دیدگاه اسلام

از آنجایی که خانوادهٔ هسته‌ای ریشه در تحولات صنعتی و سبک زندگی مادی غرب دارد و بر مبانی انسان‌گرایانه و برابری جنسیتی (فمینیسم) در فرهنگ مدرن استوار است، این نوع خانواده با تعریف خانوادهٔ دینی و اهداف و کارکردهای آن از منظر اسلام مغایرت دارد. خانواده در سبک زندگی اسلامی، نهاد مبتنی بر الگو و شاخص‌های الهی، زیربنای معنوی جامعه و مرکز مقدس رشد و پروش اندیشه، اخلاق و تعالی روح انسان و در خدمت ایجاد جامعهٔ سالم و توحیدی است. این دو دیدگاه در زمینه‌های تولید مثل، شبکهٔ خویشاوند، مادری‌کردن، جامعه‌پذیری کودکان به‌ویژه نقش‌های جنسیتی، الگوهای رفتار جنسی، طرق ارضای نیازهای عاطفی، کارکردهای اقتصادی و تربیت دینی در خانواده، با یکدیگر تعارض دارند.[۱۱]

ویژگی‌ها

خانوادهٔ هسته‌ای به‌صورت معمول جدا از والدین یا اقوام زوجین زندگی می‌کنند و ابعاد محدود دارد. این نوع خانواده از نظر تولد فرزند دارای محدودیت است و با تعداد اندکی از کودکان تشکیل می‌شود؛ چنانچه در برخی کشورهای غربی جایگزینی نسل، به جهت کمی زادولد، دچار مشکل شده است.[۱۲] در خانواده‌های سنتی، زندگی افراد خانواده در شبکهٔ روابط خانوادگی معنی پیدا می‌کرد و زندگی خصوصی افراد در سیطرهٔ روح جمعی مهم بود. برای مثال انتخاب همسر با هماهنگی والدین و شبکهٔ فامیلی انجام می‌شد، اما در خانوادهٔ هسته‌ای، مفاهیمی مانند امکان انتخاب، قلمرو زندگی خصوصی و عدم وابستگی به دیگران به‌خصوص نزدیکان اهمیت پیدا کرده است. در خانوادهٔ هسته‌ای، زوج جوان پس از ازدواج، وارد هیچ‌یک از خانواده‌های جهت‌یاب (خانوادهٔ که در آن متولد شده و رشد پیدا کرده است) نمی‌شوند بلکه واحدی مستقل برای زندگی خود تشکیل می‌دهند و «نومکان» می‌شوند. در خانوادهٔ هسته‌ای به‌دلیل کوچک‌شدن ابعاد خانواده، آزادی عمل را برای زنان افزایش داده و تقاضای آنان را برای اشتغال و تحصیل و به‌طور کلی مشارکت اجتماعی در بیرون از خانه بیشتر کرده و همین امر، زمینه‌ساز برابری‌جویی بیشتر زنان و مردان شده است. اشتغال زنان نیز تغییرات اجتماعی دیگر مانند تأثیر بر هرم قدرت و کیفیت مدیریت در خانواده، کمیت و کیفیت فرزندان، تقویت سازمان‌های اجتماعی جدیدی همچون مهدکودک‌ها و تأثیر بر الگوهای مصرف خانگی را به دنبال دارد.

به‌طور کلی کنار گذاشتن گروهی گسترده از خویشاوندان نسبی یا سببی مهم‌ترین ویژگی خانواده هسته‌ای است که شبکه خویشاوندی آن دامنه‌ای وسیع ندارد. خصوصیات خانوادهٔ هسته‌ای عبارت است از:[۱۳]

  • محدود بودن ابعاد خانواده در حوزهٔ اسلاف؛ معمولاً اعضای خانواده هسته‌ای جدا از والدین یا سایر اقوام زوجین زندگی می‌کنند.[۱۴]
  • داشتن شکل فرزندیاب (با هدف تولید نسل)؛ واژهٔ فرزندیاب، اصطلاحی جامعه‌شناسی است که ارتباطات خانواده در راستای روابط زناشویی و تولید نسل، شکل گرفته است. این مفهوم در مقابل مفهوم خانوادهٔ جهت‌یاب یا همان خانوادهٔ سلفی، قرار دارد، خانواده‌ای که فرد در آن رشد کرده و بزرگ می‌شود. این خانواده به‌شدت بر روابط زن و شوهری متکی است و می‌توان آن را خانواده‌ای نکاحی دانست.[۱۵] خانوادهٔ نکاحی، خانواده‌ای است که در آن، به‌جای تأکید بر ارتباطات خونی، بر روابط زناشویی تأکید می‌شود.[۱۶]
  • محدود بودن خانواده در تعداد فرزندان؛ معمولاً تشکیل این نوع خانواده با تعداد اندکی از کودکان است.[۱۷]
  • هرم قدرت افقی؛ به‌طور معمول، در خانواده هسته‌ای اتخاذ تصمیمات اساسی خانواده از طریق گفتگو و تبادل نظر است و هر یک از ساکنان خانه که دارای منطق قوی‌تری است، حق تصمیم‌گیری دارد.[۱۸]
  • نو مکانی: بر حسب معمول، تشکیل خانواده هسته‌ای در محلی جدا از والدین یا اقوام زوجین است و این امر در افقی شدن هرم قدرت تأثیر دارد.[۱۹] در بیشتر موارد، خانوادهٔ جدید به‌منظور امرار معاش و برای به‌دست آوردن یک موقعیت شغلی، مجبور به نقل مکان از موقعیت جغرافیایی خانواده‌های سلفی زن و شوهر است.[۲۰]
  • مؤسساتی خارج از محیط خانواده عهده‌دار کارکردهای خانواده؛ این امر به‌دلیل اشتغال والدین و تخصصی شدن نهادها است.[۲۱]
  • گسترش نیافتن خانواده هسته‌ای؛ چراکه به محض به سن قانونی رسیدن فرزندان و ورود به اجتماع، به‌عنوان عضوی فعال، به دنبال اشتغال و تشکیل زندگی جدید می‌روند و خانواده‌ای مستقل پدید می‌آید.[۲۲]
  • اصالت فرد؛ تأمین نیازهای فرد در خانوادهٔ هسته‌ای بسیار اهمیت پیدا می‌کند؛ حتی منافع فرد در صورت تزاحم، اولویت می‌یابد. این مسئله در خانواده‌ای به‌شکل جدید، بسیاری از ارزش‌های جمع‌گرایانه گذشته را غیرقابل پذیرش می‌کند و مسئله آزادی‌های فردی نیز اهمیت خاصی پیدا خواهد کرد.[۲۳]

پیامدهای خانوادهٔ هسته‌ای

بنیامین
بنیامین همراه همسر و فرزندانش

به باور اندیشمندان، ساختار خانوادهٔ گسترده قدرتی دارد که در آن با احساس تعلق نزدیک به دیگران و اعضای خانواده، مانع از سرگشتگی‌ها و سرخوردگی‌های عمیق روحی و روانی در افراد می‌شود. همچنین در این خانواده، نوعی حس بشردوستانه از همبستگی و وابستگی اقتصادی شکل می‌گیرد تا جایی که اعضای خانواده، توانایی غلبه بر حس میرایی در زندگی را به دست می‌آورد.[۲۴] اما در خانوادهٔ هسته‌ای، تمام این سرمایه‌های معنوی از جمله حس عاطفی و محل آرامش‌بودن به‌عنوان بزرگ‌ترین سرمایهٔ معنوی، کم‌رنگ شده است. به‌همین دلیل برخی از محققان خانوادهٔ امروزی را «خانوادهٔ اضطراری» نامیده‌اند؛ زیرا اعضای این نوع خانواده در کشورهای غربی نه بر اساس محبت و عاطفه میان خود، بلکه از لحاظ فیزیکی مجبور خواهند بود که در کنار یکدیگر زندگی‌کنند.[۲۵]

برخلاف گذشته که در نظام خانوادهٔ گسترده اکثر خانواده‌ها پس از یک روزِ کاری، شب‌ها دورهم جمع می‌شدند و با ارتباط چهره‌به‌چهره و کلامی، مشکلات و تجربیات خود را تقسیم می‌کردند، در خانوادهٔ هسته‌ای، رسانه‌های مختلف به‌طور فزاینده‌ای جای ارتباط کیفی و معنوی میان نسل‌ها را گرفته است.[۲۶] برخی محققان فرایند «انفعالی‌شدن» را برای کودکان و «انزوای ثانویه» را برای زن و شوهر از مهم‌ترین تبعات منفی خانوادهٔ هسته‌ای و رواج رسانه‌هایی همچون تلویزیون و رایانه به جای ارتباطات انسانی دانسته‌اند.[۲۷] به باور پژوهشگران امروزه از میزان روابط خویشاوندی (صلهٔ ارحام) نسبت به گذشته کاسته شده که از پیامدهای ناخواستهٔ این روند، کاسته‌شدن از ارتباط میان دو نسل است.[۲۸]

در خانوادهٔ هسته‌ای بسیاری از کارکردهای سنتی خانواده به بیرون از خانه منتقل شده است؛ زیرا در نظام صنعتی که منجر به دگرگونی خانواده شده، فرد به واسطهٔ صلاحیت و شایستگی خود که از جامعه کسب می‌کند، استخدام می‌شود. در چنین شرایطی، از میزان اشتغال فرزندان در حرفهٔ پدران کاسته و وابستگی‌های شغلی و طبقاتی در سطح جامعه تضعیف شده است. مهد کودک‌ها، مدارس، آموزشگاه‌های مختلف، گروه‌های همسال و وسایل ارتباط جمعی به‌صورت رقیب برای جامعه‌پذیری کودکان و جوانان در محیط خانواده درآمده‌اند.[۲۹]

صاحب نظران معتقدند که در خانواده‌های هسته‌ای نفوذ پدرسالاری سنتی تضعیف شده است؛ زیرا محدودیت‌های زندگی شهرنشینی، امکان زندگی خانوادهٔ گسترده و پدرسالار سنتی را نمی‌دهد[۳۰] و خویشاوندان پدر و مادر به‌طور یکسان برای فرزندان اهمیت دارند.[۳۱]

کارشناسان یکی از عوامل مهم افزایش آمار طلاق در جامعه را گسترش خانوادهٔ هسته‌ای و کم‌رنگ‌شدن ارزش‌ها و الزامات خانوادهٔ گسترده می‌دانند. در گذشته تودهٔ مردم نسبت به طلاق بسیار سختگیرانه عمل می‌کردند و قبح اجتماعی طلاق بسیار زیاد بود و این پدیده در طبقهٔ متوسط شهرنشین بیشتر از طبقات پایین دیده می‌شد.[۳۲] از این رو، زن و مرد با مراجعه به بزرگترهای خانواده اختلافات و مشکلات خود را رفع می‌کردند. به گفتهٔ کارشناسان یکی از دلایل قبح طلاق در عرف جامعه، تبعات و هزینه‌های روانی و اجتماعی ناشی از آن در خانوادهٔ گسترده بود.[۳۳]

حضور و شرکت در مناسک و آیین‌های دینی و ملی میان اعضای خانوادهٔ گسترده یک امر مهم و لازم بود و اعضای خانواده در آیین‌های جمعی، مشارکتی جدی داشتند، اما در میان خانواده هسته‌ای شرکت در این مراسم کم‌رنگ شده است. نمونهٔ بارز آن را می‌توان در برگزاری هیئت‌های فامیلی مشاهده کرد. تحقیقات نشان می‌دهد که این هیئت‌ها در سه چهار دههٔ گذشته در منازلی برگزار می‌شد که دارای حیاط و مساحت لازم برای این‌گونه مجالس بود و دختران و پسران خانواده مشارکت مستقیمی در برگزاری این مجالس داشتند و این‌گونه مجالس دارای کارکرد انتقال مفاهیم دینی به فرزندان از جمله قرائت قرآن، خواندن دعا، گوش‌دادن به مطالب سخنران مذهبی بود؛ اما امروزه به‌دلیل محدودیت مساحت آپارتمان‌ها و کم‌رنگ‌شدن برگزاری این‌گونه محافل، انتقال این مفاهیم دینی به جوانان و اعضای خانواده و مشارکت در اینگونه آیین‌ها بسیار محدود شده است.[۳۴]

در خانوادهٔ هسته‌ای بسیاری از مناسبات و مناسک خانوادگی که پشتوانهٔ معنوی و روحی اعضای خانواده محسوب می‌شود، تغییرکرده و باعث نوع جدیدی از مناسبات شده است که ماهیت اصلی آن را ارزش‌های فردگرایی شکل می‌دهد. برای مثال، سفره‌آرایی و آیین سفره‌داری در خانوادهٔ گسترده که اعضای چندین نسل خانواده را گرد هم می‌آورد و افراد چهره‌به‌چهره رخدادهای زندگی را گزارش و بررسی می‌کردند و جویای یافتن راه‌حل برای مشکلات بودند؛ اما امروزه این موضوعات از خانه‌ها بیرون آمده است. همچنین رستوران‌ها، کافی‌شاپ‌ها و چای‌خانه‌ها کارکرد غذایی خانواده را از آن گرفته است.[۳۵]

پانویس

  1. ساروخانی، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، 1370ش، ص142.
  2. «خانواده هسته‌ای»، وب‌سایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.
  3. ویسی، آسیب‌شناسی خانواده و راه‌های درمان آن، بی‌تا، ص19
  4. سمیعی، «خانواده در بحران: کشاکش الگوهای سنت و نوگرایی»، 1393ش، ص21.
  5. صادقی فسایی و عرفان‌منش، «تحلیل جامعه‌شناختی تأثیرات مدرن‌شدن بر خانوادهٔ ایرانی و ضرورت تدوین الگوی ایرانی اسلامی»، 1392ش، ص71.
  6. هاشمی، «تغییر الگو و عناصر فرهنگی از خانوادهٔ گسترده به خانواده هسته‌ای»، 1391ش، ص18.
  7. [آزدارمکی و دیگران، «خانوادۀ ایرانی، فروپاشی یا تغییرات بنیادی با بررسی نقش آموزش عمومی/همگانی در بهبود وضع موجود»، 1389ش، ص65-67.
  8. جمشیدی‌ها و دیگران، «نگرش جامعه‌شناختی بر تأثیر فرهنگ مدرن از منظر جنسیتی بر تحولات خانواده در تهران»، 1392ش، ص196؛ بهنام، مجموعه مقالات: خانواده، آموزش و فرهنگ، 1381ش، ص12.
  9. بهنام، مجموعه مقالات: خانواده، آموزش و فرهنگ، 1381ش، ص12.
  10. جمشیدی‌ها و دیگران، «نگرش جامعه‌شناختی بر تأثیر فرهنگ مدرن از منظر جنسیتی بر تحولات خانواده در تهران»، :1392ش، ص187-188.
  11. بستان، «کارکردهای خانواده از منظر اسلام و فمینیسم»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه؛ جمشیدی‌ها و دیگران، «نگرش جامعه‌شناختی بر تأثیر فرهنگ مدرن از منظر جنسیتی بر تحولات خانواده در تهران»، :1392ش، ص190-196.
  12. هاشمی، «تغییر الگو و عناصر فرهنگی از خانوادهٔ گسترده به خانواده هسته‌ای»، 1391ش، ص17.
  13. سمیعی، «خانواده در بحران: کشاکش الگوهای سنت و نوگرایی»، 1393ش، ص21.
  14. «خانواده»، ویکی فقه.
  15. امین‌مجد و کرمی، «خانواده هسته‌ای از دیدگاه پارسونز»، وب‌سایت راسخون.
  16. عضدانلو، آشنایی با مفاهیم اساسی جامعه‌شناسی، 1388ش، ص277.
  17. «خانواده هسته‌ای»، وب‌سایت پژوهه.
  18. «خانواده هسته‌ای»، وب‌سایت پژوهه.
  19. «خانواده هسته‌ای»، وب‌سایت پژوهه.
  20. امین‌مجد و کرمی، «خانواده هسته‌ای از دیدگاه پارسونز»، وب‌سایت راسخون.
  21. «خانواده هسته‌ای»، وب‌سایت پژوهه.
  22. «خانواده هسته‌ای»، وب‌سایت پژوهه.
  23. امین‌مجد و کرمی، «خانواده هسته‌ای از دیدگاه پارسونز»، وب‌سایت راسخون.
  24. گاردنر، جنگ علیه خانواده، 1386ش، ص83-93.
  25. ورکیانی، «خانوادهٔ ایرانی؛ امروز، دیروز، فردا: گفت‌وگو با دکتر باقر ساروخانی»، 1384ش، ص7.
  26. ذکایی، جامعه‌شناسی جوانان ایران، 1386ش، ص295.
  27. ورکیانی، «خانوادهٔ ایرانی؛ امروز، دیروز، فردا: گفت و گو با دکتر باقر ساروخانی»، 1384ش، ص5.
  28. آزادارمکی و غفاری، جامعه‌شناسی نسلی در ایران، 1386ش، ص7.
  29. شفرز، مبانی جامعه‌شناسی جوانان، 1386ش، ص140-141.
  30. فرجاد، آسیب‌شناسی اجتماعی ستیزه‌های خانواده و طلاق، 1372ش، ص17.
  31. مهدی، جامعه‌شناسی خانوادهٔ ایرانی، 1354ش، ص61-62.
  32. مهرآبادی، زن ایرانی به روایت سفرنامه‌نویسان فرنگی، 1379ش، ص365-361.
  33. فرجاد، آسیب‌شناسی اجتماعی ستیزه‌های خانواده و طلاق، 1372ش، ص17.
  34. محمودی و میر مقتدایی، «نقش خانواده در تثبیت یا تزلزل تربیت دینی»، 1389ش، ص164.
  35. فاضلی، فرهنگ و شهر، 1391ش، ص391.

منابع

  • «خانواده هسته‌ای»، وب‌سایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، تاریخ درج مطلب: ۱۵ دی ۱۳۹۸ش.
  • «خانواده هسته‌ای»، وب‌سایت پژوهه، تاریخ درج مطلب: ۲۴ آبان ۱۳۹۳ش.
  • «خانواده»، ویکی فقه، تاریخ بازدید: ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۲ش.
  • آزاد ارمکی، تقی و غفاری، غلام‌رضا، جامعه‌شناسی نسلی در ایران، چاپ دوم، تهران، پژوهشگاه علوم، ۱۳۸۶ش.
  • آزد ارمکی، تقی و دیگران، «خانوادهٔ ایرانی، فروپاشی یا تغییرات بنیادی با بررسی نقش آموزش عمومی/همگانی در بهبود وضع موجود»، مجلهٔ خانواده و پژوهش، شمارهٔ ۹، ۱۳۸۹ش.
  • اعزازی، شهلا، جامعه‌شناسی خانواده (با تأکید بر نقش، ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر)، تهران، روشنگران و مطالعات زنان، ۱۳۷۶ش.
  • امین مجد، زهرا و کرمی، محمدتقی، «خانواده هسته‌ای از دیدگاه پارسونز»، وب‌سایت راسخون، تاریخ درج مطلب: ۳ مهر ۱۳۹۱ش.
  • بستان، حسین، «کارکردهای خانواده از منظر اسلام و فمینیسم»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۲ اسفند ۱۳۸۸ش.
  • بهنام، جمشید، مجموعه مقالات خانواده، آموزش و فرهنگ، ترجمهٔ م. آدینه و علی اسدی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۱ش.
  • جمشیدی‌ها، غلام‌رضا و دیگران، «نگرش جامعه‌شناختی بر تأثیر فرهنگ مدرن از منظر جنسیتی بر تحولات خانواده در تهران»، مجلهٔ نشریة زن، در فرهنگ و هنر، دورة ۵، شمارة ۲ تابستان ۱۳۹۲ش.
  • جیگود، ویلیام، خانواده و جامعه، ترجمهٔ ویدا ناصحی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۲ش.
  • چپل، دیوید، خانواده‌ها در دنیای امروز، ترجمهٔ محمدمهدی لبیبی، تهران، افکار، ۱۳۸۸ش.
  • ذکایی، محمدسعید، جامعه‌شناسی جوانان ایران، چاپ اول، تهران، آگاه، ۱۳۸۶ش.
  • ساروخانی، باقر، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران، سروش، ۱۳۷۰ش.
  • سمیعی، محمد، خانواده در بحران: کشاکش الگوهای سنت و نوگرایی، تهران، اطلاعات، ۱۳۹۳ش.
  • شفرز، برنارد، مبانی جامعه‌شناسی جوانان، ترجمهٔ کرامت‌الله راسخ، تهران، نی، ۱۳۸۶ش.
  • صادقی فسایی، سهیلا و عرفان‌منش، ایمان، «تحلیل جامعه‌شناختی تأثیرات مدرن‌شدن بر خانوادهٔ ایرانی و ضرورت تدوین الگوی ایرانی اسلامی»، مجلهٔ زن، در فرهنگ و هنر، دوره پنجم، شمارهٔ ۱، بهار۱۳۹۲ش.
  • عبدی، عباس و گودرزی، محسن، تحولات فرهنگی در ایران، تهران، روش، ۱۳۸۷ش.
  • عضدانلو، حمید، آشنایی با مفاهیم اساسی جامعه‌شناسی، تهران، نی، ۱۳۸۸ش.
  • فاضلی، نعمت‌الله، فرهنگ و شهر، تهران، تیسا، ۱۳۹۱۴ش.
  • فرجاد، حسین، آسیب‌شناسی اجتماعی ستیزه‌های خانواده و طلاق، چاپ اول، تهران، منصوری، ۱۳۷۲ش.
  • گاردنر، ویلیام، جنگ علیه خانواده، ترجمهٔ معصومه محمدی، چاپ اول، تهران، دفتر مطالعات و تحقیقات، ۱۳۸۶ش.
  • لوکاس، دیوید و میر، پاول، درآمدی بر مطالعات جمعیتی، ترجمهٔ حسین محمودیان، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۴ش.
  • محسنی، منوچهر و پورضا انور، ابوالقاسم، ازدواج و خانواده در ایران، چاپ اول، تهران، آرون، ۱۳۸۲ش.
  • محمودی، محمود و میر مقتدایی، زهره السادات، «نقش خانواده در تثبیت یا تزلزل تربیت دینی»، مجلهٔ آینده‌پژوهی مسائل خانواده، تهران، مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری، ۱۳۸۹ش.
  • مهدی، علی‌اکبر، جامعه‌شناسی خانوادهٔ ایرانی، تهران، پیام، ۱۳۵۴ش.
  • مهرآبادی، میترا، زن ایرانی به روایت سفرنامه‌نویسان فرنگی، چاپ اول، تهران، نشر آفرینش و روزگار، ۱۳۷۹ش.
  • ورکیانی، فرحناز، «خانوادهٔ ایرانی؛ امروز، دیروز، فردا: گفت‌وگو با دکتر باقر ساروخانی»، مجله آموزش علوم اجتماعی، دورهٔ هشتم، شمارهٔ ۳، ۱۳۸۴ش.
  • ویسی، غلام‌رضا، آسیب‌شناسی خانواده و راه‌های درمان آن، تهران، مرکز تحقیقات اسلامی، بی‌تا.
  • هاشمی، علی‌رضا، «تغییر الگو و عناصر فرهنگی از خانواده گسترده به خانوادهٔ هسته‌ای»، فرهنگ مردم ایران، شمارهٔ ۳۱، زمستان ۱۳۹۱ش.