پیشنویس:نهضت مشروطه
نهضت مشروطه؛ دوران گذار از استبداد مطلق به نظام قانونمحور با حاکمیت ملی، تفکیک قوا و حضور نهادهای نوینی چون مجلس و مطبوعات.
مفهومشناسی
واژه نهضت از ریشه «نهض» به معنای قیام، خیزش، بیداری است[۱]
دوران مشروطه
دورۀ مشروطه ایران با صدور فرمان نظامنامۀ مجلس شورای ملی در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ش توسط مظفرالدین شاه قاجار آغاز شد[۲] و تا پایان سلطنت احمدشاه و انقراض سلسلۀ قاجار در ۱۳۰۴ش ادامه یافت.[۳] در این بازه، سه پادشاه قاجار به ترتیب بر ایران حکومت کردند: مظفرالدین شاه (۱۲۷۵-۱۲۸۵ش) که گرچه با صدور فرمان مشروطه، نظام سیاسی جدید را قانونی کرد، اما چند روز پس از آن درگذشت. جانشین او، محمدعلی شاه (۱۲۸۵-۱۲۸۸ش)، با به توپبستن مجلس و برقراری استبداد صغیر، کوشید نظام مشروطه را برچیند، اما با فتح تهران توسط مشروطهخواهان وادار به کنارهگیری و تبعید شد. آخرین شاه قاجار، احمدشاه (۱۲۸۸-۱۳۰۴ش)، در شرایطی به سلطنت رسید که کشور با بحرانهایی چون اشغال خارجی در جنگ جهانی اول و کودتای ۱۲۹۹ش مواجه بود و سرانجام با خلع قاجاریه و استقرار پهلوی، دورۀ مشروطه پایان یافت.[۴] به گفته پژوهشگران، اصطلاح مشروطه نخستینبار در دوره انقلاب مشروطه و توسط روشنفکران آشنا با مفاهیم سیاسی غرب وارد گفتمان سیاسی ایران شد و در برابر سلطنت مطلقه، به نظامی اطلاق میشد که در آن قدرت شاه مشروط به قانون و نظارت مجلس است.[۵]
ایران پیش از مشروطه
پس از سقوط صفویه و افشاریه و زندیه، سلسله قاجاریه در اواخر سده دوازدهم هجری بر ایران مسلط شد.[۶] برخلاف صفویه که توانستند دولتی متمرکز و دارای هویت مذهبی واحد ایجاد کنند، قاجاریه با ضعفهای ساختاری متعددی مواجه بودند.[۷] قدرت شاه در این دوره نامحدود بود و هیچ قانون یا سنتی او را پایبند نمیساخت و ماهیت استبدادی سلطنت، روابط دولت و مردم را شکننده کرده بود.[۸] در حوزه روابط خارجی، ایران به عرصه رقابتی دو قدرت استعماری روسیه و انگلیس تبدیل شد و با عهدنامههای گلستان و ترکمنچای، بخشهایی از قفقاز را از دست داد. وامهای خارجی با گروگذاشتن گمرکهای شمالی و جنوبی همراه بود و بیشتر صرف هزینههای سفرهای شاهان و خوشگذرانی درباریان میشد.[۹] با نفوذ غرب در عرصه تصمیمگیریهای سیاسی و اقتصادی، قراردادها و امتیازات ناعادلانهای مانند امتیاز رویتر و تنباکو به شرکتهای خارجی واگذار شد که صنایع داخلی را ورشکسته و تجار و بازار سنتی را در تنگنا قرار داد.[۱۰] حکام ولایات با پرداخت پیشکش به مقامات مرکزی، حکومت شهرها را به دست میآوردند و درباریان وظیفهای در قبال مردم برای خود قائل نبودند. از دیدگاه تحلیلگران، این عوامل زمینههای شکلگیری جنبش مشروطه را فراهم آورد.[۱۱]
ویژگیهای جمعیتی و اجتماعی ایران در دوره مشروطه
بهگفتۀ برخی پژوهشگران، ایران در دورۀ مشروطه کشوری غیر صنعتی، با اقتصاد کشاورزی و جمعیتی میان نه تا ده و نیم میلیون نفر بود. از این جمعیت، بیش از نیم را دهقانان، یک چهارم را ایلات و عشایر و یک پنجم را شهرنشینان تشکیل میدادند. غالب جمعیت فاقد سواد بودند، اما از هوش و درایت بالایی برخوردار میدانستند. مردم بهطور عمده مذهبی و شیعه بودند و گرایشهای دینی در تحرکات اجتماعی نقش مؤثری ایفا میکرد. در آغاز جنبشهای اجتماعی این دوره، مطالبات تودهها بهطور عمده مشخص نبود و روحانیت بهعنوان گروه مرجع در بسیج گروههای اجتماعی عمل میکرد.[۱۲]
از نظر جامعهشناختی، ایران در این دوره در حال گذار از جامعهای با ساختار سنتی-ایلی به سمت جامعهای با نهادهای نوین بود. کمسوادی اکثریت، فقدان احزاب سیاسی منظم و غلبه فرهنگ شفاهی بر مکتوب، از ویژگیهای بارز این دوره است. با این حال، به نظر محققان،شهرنشینی رو به رشد، گسترش تلگراف، چاپ و نشر مطبوعات و سفرهای نخبگان به خارج، به تدریج افقهای فکری جدیدی را در ایران میگشود.[۱۳]
نظام آموزشی ایران در دوره مشروطه
ایران در دوره مشروطه شاهد تحولاتی در نظام آموزشی خود بود. احزاب و گروههای سیاسی و جنبشهای تجددخواه در ایران، پیوسته بر بهبود وضعیت آموزش و پرورش در کشور تأکید داشتند. این پیگیریها در ایران به برپایی نهادهای رسمی آموزشی مانند وزارت علوم (وزارت معارف)، سازمانها و جمعیتهای فرهنگی و نیز تأسیس مدارس نوین دخترانه و پسرانه انجامید. برای نخستین بار در بسیاری از شهرهای ایران، اداره فرهنگ تأسیس شد و آموزش و پرورش دولتی بهطور رسمی در کشور فعالیت خود را آغاز کرد. در هر منطقه از ایران که اوضاع مساعد بود، مدارس جدید گسترش مییافت. در حوزه آموزش زنان در ایران نیز تحول رخ داد و برای نخستینبار دختران و زنان ایرانی توانستند بهطور رسمی در مدارس کشور به تحصیل بپردازند. صدیقه دولتآبادی (۱۳۴۰-۱۲۶۱)، روزنامهنگار و از فعالان این دوره در ایران، از جمله پیشگامان این تحولات در کشور بود. اعزام دانشجو به خارج از ایران نیز در این دوره دنبال میشد.[۱۴]
نهضت مشروطه
در این دوره، نهضت مشروطه بهدلیل ترکیبی از عوامل درونزاد و برونزا شکل گرفت: سفرهای خارجی نخبگان، آگاهی از پیشرفتهای غرب[۱۵] و اقدامات اصلاحی رجال قاجار از جمله عباس میرزا و امیرکبیر، گرچه از درون حکومت ناقص ماند،[۱۶] اما زمینه را برای انتقال حرکت به بیرون از ساختار قدرت فراهم کرد.[۱۷] بازتاب رویدادهایی چون شکست روسیه از ژاپن و انقلاب ضد تزاری در روسیه نیز نارضایتی از بیکفایتی شاهان قاجار را تشدید کرد.[۱۸] در اوایل دهه ۱۲۸۰ش، وقایعی همچون انتشار عکس رئیس بلژیکی گمرک در لباس روحانیت، به چوببستن تجار توسط حاکم تهران و کشته شدن طلبهای جوان، جامعه را به آشوب کشاند و بستنشینیهای گسترده در مسجد شاه، حرم عبدالعظیم، قم و سفارت انگلیس را در پی داشت. سرانجام مظفرالدین شاه در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ش فرمان مشروطه را صادر کرد و مجلس شورای ملی، قانون اساسی و تفکیک قوا تأسیس شد.[۱۹]
نیروهای اجتماعی فعال مشروطه
در ایران دوره مشروطه، نیروهای اجتماعی متعددی با انگیزهها و نقشهای متفاوت وارد عرصه شدند. روحانیون با وجود تهدید جایگاه خود توسط نهادهای آموزشی و حقوقی جدید و رقابت روشنفکران، همچنان از نفوذ معنوی و پایگاه مردمی برخوردار بودند و نقش محوری در بسیج تودهها ایفا کردند. روشنفکران متأثر از پیشرفتهای غرب، به ویژه در آذربایجان، به نشر مفاهیم مشروطهخواهی و قانونطلبی پرداختند. بازرگانان که از سیاستهای اقتصادی دولت و رقابت خارجی زیان دیده بودند، با حمایت مالی از بستنشینیها و مجلس نقش مهمی داشتند، اما بعداً به دلیل نگرانی از بیثباتی، حمایت خود را پس گرفتند. پیشهوران و اصناف به عنوان پشتوانه تودهای نهضت، از بستنشینی تهران تا مقاومت تبریز پیشگام مبارزات بودند. زنان با سخنرانی، تأسیس انجمنهای مخفی و حتی حضور در نبردها با پوشش مردانه، حضوری فعال داشتند و نهضت حقوق زنان ریشه در همین دوره دارد. در مقابل، دربار، شاهزادگان، زمینداران و اعیان که منافعشان در خطر بود، به صف مخالفان مشروطه پیوستند و برخی بعدها رهبری آن را نیز به دست گرفتند. کارگران و دهقانان به دلیل محدودیت تعداد، پراکندگی و فقدان سازماندهی، نتوانستند نقش تعیینکنندهای ایفا کنند.[۲۰]
ایران بعد از نهضت مشروطه
ایران در سالهای پس از صدور فرمان مشروطه، با فرازونشیبهای متعددی روبهرو بود. اختلاف میان دو دیدگاه درباره قانون اساسی (تدوین بر اساس موازین اسلامی یا الگوهای غربی) به تفرقه انجامید و شیخ فضلالله نوری که خواستار «مشروطه مشروعه» (حکومت مبتنی بر شرع) بود، با مشروطهخواهان به مخالفت پرداخت و سرانجام اعدام شد. با مرگ مظفرالدین شاه و روی کار آمدن محمدعلی شاه (مخالف مشروطه)، ایران وارد دوره استبداد صغیر (۱۲۸۷-۱۲۸۸ش) شد؛ مجلس به توپ بسته شد و آزادیخواهان دستگیر، تبعید یا اعدام شدند. یک سال بعد، مشروطهخواهان تبریز، گیلان و اصفهان با فتح تهران، محمدعلی شاه را خلع کردند، اما ایران همچنان از مداخله روسیه و انگلیس رنج میبرد. در نهایت، ایران در ۱۳۰۴ش با کودتای رضاخان و استقرار سلطنت پهلوی، از مسیر اولیه مشروطه خارج شد.[۲۱]
تحولات نهادی، اجتماعی و هویتی ایران در دوره مشروطه
به نظر محققان ایران در دورۀ مشروطه شاهد تأسیس نهادهای تازهای بود: تبدیل نظریه شاهمحوری به قانونمحوری، تأسیس مجلس شورای ملی به عنوان نخستین نهاد قانونگذاری منتخب مردم، تدوین نخستین قانون اساسی کشور و متمم آن، رسمیتیافتن تفکیک قوا، و ورود مفاهیمی چون آزادی، عدالت، برابری و انتخابات به گفتمان عمومی. همچنین در ایران این دوره، مطبوعات و روزنامهها از جمله حبلالمتین، قانون و صور اسرافیل نقش مهمی در آگاهیبخشی عمومی ایفا کردند، احزاب و انجمنهای سیاسی نخستین گامهای خود را برداشتند و زنان با تشکیل انجمنهای مخفی و حضور در عرصه عمومی مانند بیبیمریم بختیاری در فتح تهران، پایههای نهضت حقوق زنان را بنا نهادند.[۲۲] متمم قانون اساسی (مصوب ۱۲۸۶ش) مؤلفههای هویتی تازهای را در این دوره تعریف کرد: اعلام دین اسلام بهعنوان دین رسمی و تشیع بهعنوان مذهب رسمی کشور، نظارت مجتهدان بر قوانین مجلس، تعیین تهران بهعنوان پایتخت، معرفی پرچم سهرنگ شیر و خورشید، حاکمیت ملت، برابری در برابر قانون، آزادی اجتماعات، آزادی تحصیل، مصونیت مالکیت و استقلال قضات.[۲۳] پژوهشگران معتقدند دستآوردهای ایران در دوره مشورطه، اگرچه در استبداد پهلوی تضعیف شد، اما به نقطۀ عطفی در تاریخ سیاسی کشور تبدیل شد که مفاهیم و نهادهای آن بعدها در انقلاب اسلامی ایران نیز بازتاب یافت.[۲۴]
چالشهای ایران در دوره مشروطه
برخی پژوهشگران در مقابل پیشرفتهای نسبی دراین دوره، به چالشهای اشاره کردهاند که ایران در دوره مشروطه و پس از آن با آنها مواجه شد:
- نفوذ اندیشههای غربی: از دیدگاه این تحلیلگران، تسلط روشنفکران غربزده بر مجلس و تهی شدن تدریجی نظام سیاسی از مبانی مورد نظر نیروهای مذهبی، زمینهساز کنارهگیری بخشی از مردم از ادامه همراهی با نهضت مشروطه شد.[۲۵]
- نفوذ افکار استبدادی: مستبدان پیشین با تظاهر به مشروطهخواهی، به تدریج قدرت را در دست گرفتند و استبداد را به نام حکومت مشروطه ادامه دادند.[۲۶]
- تضعیف روند اسلامی: ترور و حذف روحانیانی که بر اسلامیبودن نهضت مشروطه تأکید داشتند[۲۷] و همچنین عدم حمایت کافی علمای دین از مشروعهخواهانی از عوامل انحراف مشروطه از اهداف اولیه آن ارزیابی شده است.[۲۸]
- بروز تفرقه میان رهبران: اختلاف میان روحانیان و روشنفکران و نیز در میان خود علما، آسیبپذیری حرکت را افزایش داد[۲۹] و فرقهگرایی و ایجاد احزاب گوناگون، زمینه را برای نفوذ قدرتهای خارجی فراهم آورد.[۳۰]
- دخالت بیگانگان: روسیه و انگلستان با تأثیرگذاری بر تدوین قانون اساسی (از جمله اقتباس از مجموعه حقوق بلژیک) و کاستن از جایگاه احکام اسلامی در نظام سیاسی نوپا، در شکلگیری گرفتاریهای بعدی ایران نقش داشتند.[۳۱]
- قانون اساسی در خدمت سلطنت: قانون اساسی مشروطه اگرچه گامی در جهت محدودیت استبداد بود، اما در متن اولیۀ آن خاستگاه قدرت همچنان شاه معرفی شده و مشروطه بهعنوان هدیۀ پادشاه به مردم تلقی میشد. در دوره پهلوی، اصلاحات قانون اساسی (۱۳۰۴ش، ۱۳۲۸ش و ۱۳۴۶ش) بهطور عمده در جهت افزایش اختیارات شاه و تحکیم سلطنت انجام گرفت.[۳۲]
- انتخابات تشریفاتی: در دورۀ رضاشاه، مجالس ششم تا دوازدهم بهطور کامل تشریفاتی و در جهت تأیید اوامر پادشاه عمل میکردند.[۳۳] در دورۀ محمدرضا پهلوی نیز از ۱۳۳۲ش، نمایندگان مجلس توسط کمیسیونی منتخب دربار انتخاب میشدند و مشارکت عمومی به ابزاری برای تأمین خواستهای ملوکانه تبدیل شد.[۳۴]
پانویس
- ↑ آذر نوش، فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی، ۷۱۸–۷۱۹٫.
- ↑ شمیم، ایران در دوره سلطنت قاجار، 1387ش، ۴۴۵؛ «فرمان مشروطیت، آغازی بر تحول سیاسی ایران»، وبسایت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.
- ↑ «سندی درباره انقراض سلطنت قاجار در کتابخانه مجلس»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.
- ↑ پیرنیا و اقبال، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض قاجاریه، ۸۴۸–۸۶۲؛ کلیفوردادموند، سلسلههای اسلامی جدید، 1381ش، ج1، ص539.
- ↑ صفری، «ویژگیهای دولت مشروطه در ادبیات نشریههای مشروطهخواه تهران»، 1388ش، ص93-97.
- ↑ کلیفوردادموند، سلسلههای اسلامی جدید، 1381ش، ج1، ص539.
- ↑ طلوع فکور، «توسعه نیافتگی ایران با تکیه بر نقش عهدنامههای گلستان و ترکمانچای»، 1398ش، ص75.
- ↑ همراهی و دیگران، «تاثیر مولفههای سرمایه اجتماعی بر روند شکلگیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص268-269.
- ↑ رضایی، «نگاهی به وضعیت ایران در عصر مشروطه»، وبسایت مؤسسۀ مطالعات و پژوهشهای سیاسی.
- ↑ همراهی و دیگران، «تاثیر مولفههای سرمایه اجتماعی بر روند شکلگیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص273؛رضایی، «نگاهی به وضعیت ایران در عصر مشروطه»، وبسایت مؤسسۀ مطالعات و پژوهشهای سیاسی.
- ↑ فیروز و فیروز، شیخی، «تحلیل جامعهشناختی ماهیت، علل وقوع و پیامدهاي جنبش مشروطیت در ایران»، 1390ش، ص83؛
- ↑ «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.
- ↑ «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.
- ↑ رهبرنیا، «تأثیر تحولات اجتماعی و فرهنگی دوران مشروطه بر ایران (با تأکید بر پوشش مردمان عصر قاجار)»، 1392ش، ص144.
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، 1392ش، ص67.
- ↑ دهقانی، تاریخ مردم ایران در دورۀ قاجاریه، 1392ش، ص191.
- ↑ آبراهامیان، ایران مدرن، 1397ش، ص82.
- ↑ همراهی و دیگران، «تاثیر مولفههای سرمایه اجتماعی بر روند شکلگیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص272.
- ↑ همراهی و دیگران، «تاثیر مولفههای سرمایه اجتماعی بر روند شکلگیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص269-270.
- ↑ «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.
- ↑ همراهی و دیگران، «تاثیر مولفههای سرمایه اجتماعی بر روند شکلگیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص-271270.
- ↑ همراهی و دیگران، «تاثیر مولفههای سرمایه اجتماعی بر روند شکلگیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص279.
- ↑ «متمم قانون اساسی مشروطه»، وبسایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.
- ↑ همراهی و دیگران، «تاثیر مولفههای سرمایه اجتماعی بر روند شکلگیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص279.
- ↑ شیرمحمدی، درآمدی بر ماهیت مشروطیت و نقش آن در تکوین تمدن اسلامی، 1385ش، ص۱۸۸.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج18، ص171 و 242
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج7، ص459.
- ↑ امامخمینی، صحیفه، ۱۸/۲۴۸. امامخمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج18، ص248.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج18، ص170-171.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج4، ص337.
- ↑ امامخمینی، ولایت فقیه، حکومت اسلامی، ۱۳۸۸ش، ص13-15.
- ↑ «عناصر اجتماعی و سیاسی دوران مشروطه و پهلوی»، وبسایت مرکز ملی پاسخگویی به سولات دینی.
- ↑ کاتوزیان، تضاد دولت و ملت ایران، 1393ش، ص230.
- ↑ فردوست و شهبازی، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، 1387ش، ج1، ص257.
دیدگاههای ارزیابان
منابع
- آبراهامیان، یرواند، ایران بین دو انقلاب، ترجمۀ احم گل محمد و محمد ابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی، 1392ش.
- آبراهامیان، یرواند، ایران مدرن، ترجمۀ احم گل محمد و محمد ابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی، 1397ش.
- آذرتاش، آذرنوش (۱۳۸۱). فرهنگ معاصر عربی-فارسی. تهران: نی.
- امامجمعهزاده، سید جواد، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، فصلنامۀ شیعهشناسی، شمارۀ 39، 1391ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۹ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، ولایت فقیه، حکومت اسلامی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش.
- خارابی، فاروق، انجمنهای عصر مشروطه، تهران، موسسهی تحقیقات و توسعهی علوم انسانی، 1386ش.
- دهقانی، رضا، تاریخ مردم ایران در دورۀ قاجاریه، تهران، بنگاه ترجمعه و نشر کتاب پارسه، 1392ش.
- «دیدگاه امام خمینی دربارهی قانون اساسی مشروطه چه بود؟»، پرتال امام خمینی، تاریخ بازدید: 30 اردیبهشت 1405ش.
- ذوالفقاری، مهدی و دیگران، «بررسی مقایسه ای سرمایههای روحانیت در دوره صفویه و قاجاریه(با استفاده از نظریه بوردیو) مقاله»، مجلۀ جامعهشناسی سیاسی ایران، شمارۀ 12، 1399ش.
- رضایی، علی، «نگاهی به وضعیت ایران در عصر مشروطه»، وبسایت مؤسسۀ مطالعات و پژوهشهای سیاسی، تاریخ درج مطلب: 14 مرداد 1400ش.
- روحانی، سید حمید، نهضت امامخمینی، تهران، عروج، ۱۳۸۱ش.
- رهبرنیا، زهرا، «تأثیر تحولات اجتماعی و فرهنگی دوران مشروطه بر ایران (با تأکید بر پوشش مردمان عصر قاجار)»، مجلۀ چیدمان، شمارۀ 2، 1392ش.
- رهدار، احمد و دیگران، «بهارستان، مستقیم؛/ روایتی از مشروطه، جامعه شناسی و جایگاه تاریخ آن»، ماهنامۀ سوره، شمارۀ 57-58، 1390ش.
- «سندی درباره انقراض سلطنت قاجار در کتابخانه مجلس»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی، تاریخ درج مطلب: 15 آبان 1402ش.
- شمیم، علیاصغر، ایران در دوره سلطنت قاجار، تهران، بهزاد، چاپ اول، ۱۳۸۷ش.
- شیرمحمدی، محمدمهدی، «درآمدی بر ماهیت مشروطیت و نقش آن در تکوین تمدن اسلامی»، مجله حوزه، شماره ۱۳۷، ۱۳۸۵ش.
- طلوع فکور، هانیه، «توسعه نیافتگی ایران با تکیه بر نقش عهدنامههای گلستان و ترکمانچای»، مجلۀ تاریخ پژوهی، شمارۀ 77، 1398ش
- صفری، سهیلا، «ویژگیهای دولت مشروطه در ادبیات نشریههای مشروطهخواه تهران»، مجلۀ تاریخ پژوهان، شمارۀ 19، 1388ش.
- «عناصر اجتماعی و سیاسی دوران مشروطه و پهلوی»، وبسایت مرکز ملی پاسخگویی به سولات دینی، تاریخ درج مطلب: 14 بهمن 1403ش.
- فردوست، حسین و شهبازی، عبدالله، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران، اطلاعات، 1387ش.
- «فرمان مشروطیت، آغازی بر تحول سیاسی ایران»، وبسایت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، تاریخ درج مطلب: 13 مرداد 1404ش.
- فوران، جان، مقاومت شکنندۀ تاریخ تحولات اجتماعی ایران، ترجمه احمد تدین، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا، 1396ش.
- قائم مقامی، جهانگیر، «سندی درباره سفارت یرملوف به ایران» مجلۀ بررسیهای تاریخی، شمارۀ 6، 1349ش.
- کاتوزیان، محمدعلی، تضاد دولت و ملت ایران، علیرضا طیب، تهران، نشر نی، 1393ش.
- کلیفوردادموند، باسورث، سلسلههای اسلامی جدید، ترجمۀ فریدون بدرهای، تهران، باز، 1381ش.
- «گزارش/ نگاهی به دستاوردهای انقلاب مشروطه در ايران»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: 14 مرداد 1394ش.
- «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی، تاریخ بازدید: 29 اردیبهشت 1405ش.
- همراهی، نعمتالله و دیگران، «تاثیر مولفههای سرمایه اجتماعی بر روند شکلگیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، مجلۀ جامعهشناسی سیاسی ایران، شمارۀ 14، 1400ش.
- ولیزاده، حیدر، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، رساله دکتری، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پژوهشکده اندیشه سیاسی، انقلاب و تمدن اسلامی، ۱۴۰۲ش.