پرش به محتوا

ایران در دوران قاجاریه

از ایران پدیا
نگاره‌ای از آقامحمدخان قاجار در ۱۸۲۰ میلادی
نگاره‌ای از آقامحمدخان قاجار در ۱۸۲۰ میلادی

ایران در دوران قاجاریه؛ دوره‌ای از تاریخ ایران با حاکمیت دودمان قاجار، همراه با تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که زمینه‌ساز گذار از نظام سنتی به ساختارهای نوین شد.

قاجاریه، زمام حکومت ایران را به مدت ۱۳۰ سال در یک دوران تاریخی مهم به‌دست گرفت. آثار و پیامدهای حکومت قاجار تا امروز در سبک زندگی مردم باقی مانده است؛ سرزمین‌های بسیاری از خاک ایران جدا شد و استعمار خارجی و استبداد داخلی، باعث غارت ثروت‌های مادی و معنوی کشور، تزریق حس حقارت عمومی، از بین‌رفتن غرور ملی و عقب‌ماندگی ایران شد. در این دوره که مواجهه با فرهنگ و تمدن غربی، موجب تحول در اندیشه و آداب‌ورسوم ایرانیان شده بود، عالمان دینی برای حفظ دین و فرهنگ، به فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گسترده روی آوردند و در حفظ، گسترش و تداوم پاک‌زیستی ایرانیان، نقش اساسی ایفا کردند.

پیشینه

ایران پس از سقوط صفویه، دوره‌ای از پراکندگی سیاسی و ناپایداری را تجربه کرد. با وجود تلاش‌های نادرشاه افشار برای تمرکز قدرت، ضعف ساختار دیوان‌سالاری، وابستگی بیش از حد به نیروی نظامی و نبود مشروعیت پایدار، موجب شد تا دولت افشاریه نتواند تداوم یابد و پس از درگذشت او، کشور دچار هرج‌ومرج و کشمکش‌های داخلی شود. در دوره زندیه، کریم‌خان زند با تکیه بر شخصیت کاریزماتیک خود، ثبات نسبی را به ارمغان آورد و قدرت را به شیوه‌ای کمتر استبدادی اعمال کرد، اما این ثبات نیز پس از مرگ او با رقابت‌های خاندانی و فروپاشی مواجه شد. با روی کار آمدن قاجاریه در اواخر سده دوازدهم هجری، اگرچه ظاهر حکومت متمرکز حفظ شد، اما نشانه‌های ضعف درون‌ساختاری، نفوذ روزافزون قدرت‌های خارجی و ناتوانی در اصلاحات اساسی، به‌تدریج نظام سیاسی ایران را در برابر خواست عمومی برای تغییر ناکارآمد جلوه داد. زمینه‌های مشترکی چون تمرکز قدرت، نقش دین در مشروعیت‌بخشی به حکومت و نبود نهادهای ناظر بر قدرت، از عناصر ثابت این ادوار تاریخی بود، اما در دورۀ قاجار، این ساختارها با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو شدند. همچنین افزایش آگاهی‌های سیاسی و اجتماعی ایرانیان، کاهش اقتدار دولت مرکزی و رشد اندیشه‌های مبتنی بر عدالت اجتماعی، زمینۀ دیگری برای شکل‌گیری جنبش‌های اعتراضی و در نهایت نهضت مشروطه فراهم کرد.[۱]

بازتعریف هویت ملی

در پیش از دوران قاجار، هویت ملی ایرانیان عمدتاً بر پایهٔ مفاهیم سنتی همچون دین (تشیع)، زبان فارسی، فرهنگ ایرانی و پیوستگی به سرزمین تاریخی ایران شکل گرفته بود، اما در این دوره، با ورود مفاهیم مدرن و آشنایی با اندیشه‌های غربی، عناصر جدیدی چون باستان‌گرایی، ناسیونالیسم و بازتعریف وطن و ملت به مؤلفه‌های هویت ملی افزوده شد و آن را دستخوش دگرگونی‌های بنیادین ساخت. به دنبال شکست‌های ایران از روسیه و آشنایی با تمدن غرب، آگاهی‌های نوینی درباره هویت ملی در میان ایرانیان شکل گرفت. روشنفکران و نواندیشان این دوره، با بازتعریف مفاهیمی چون «وطن» و «ملت» در معنای مدرن آن، و نیز با تأکید بر باستان‌گرایی و سره‌نویسی، کوشیدند تا هویتی تازه بر پایهٔ ایران‌زمین، زبان فارسی و تاریخ کهن بنیان نهند. اندیشمندانی چون آخوندزاده، جلال‌الدین میرزا قاجار، میرزا آقا خان کرمانی و طالبوف، هر یک به‌گونه‌ای به ترویج ناسیونالیسم ایرانی پرداختند و آن را در پیوند با مفاهیمی چون قانون، مشروطه و حقوق شهروندی مطرح ساختند. با وجود گرایش‌های دین‌ستیزانه در برخی از این جریان‌ها، باستان‌گرایی قاجاری را باید در چارچوب تلاش برای جبران عقب‌ماندگی و ایجاد همبستگی ملی در برابر بیگانگان تفسیر کرد. این تحولات فکری، زمینه‌ساز شکل‌گیری گفتمان هویت ملی مدرن در ایران شد و تأثیر خود را بر جنبش مشروطه و تحولات بعدی بر جای نهاد.[۲]

ساختار سیاسی

نظام سیاسی

در دورهٔ قاجاریه، شاه در رأس هرم قدرت قرار داشت و تمام جزئیات حکومتی مانند تصمیم‌های سیاسی مهم و عزل و نصب‌ها را بدون محدودیت انجام می‌داد. شاهزادگان، درباریان، رؤسای ایلات بزرگ و حکام محلی، در ردهٔ دوم قدرت سیاسی بودند.[۳] در این روزگار شرایط سیاسی و اجتماعی کشور به گونه‌ای بود که مردم ایران هیچ تضمینی برای جان، مال و ناموس خود در برابر دستگاه استبدادی شاه نداشتند. اکثر مردم در فقر و نادانی به سر می‌بردند که در ادبیات آن روزگار ازجمله اشعار «آیینهٔ عبرت» از ملک‌الشعرای بهار و خاطرات آن دوره بازتاب پیدا کرده است. تاریخ‌نگاران (داخلی و خارجی) همگی از استبداد و ستم شاهان در حق مردم سخن گفته‌اند.[۴] سلاطین قاجار همهٔ زمین‌های ایران را ملک خود می‌دانستند؛ شاه حق داشت هر نوع زمینی را به هر یک از هواداران خود بدهد و هیچ‌کس جرئت اظهار نظر در برابر او را نداشت. اگر کسی مخالفت می‌کرد خون او هدر بود.[۵] امیران و حاکمان محلی نیز که بیشتر آنها از فرزندان و بستگان شاه و در جای‌جای کشور پراکنده بودند، با لقب‌های مختلف که برای آنان شخصیت و منزلت اجتماعی به همراه می‌آورد، همه‌کاره بودند و هر گونه ستم را برای خود مجاز می‌دانستند.[۶]

نظام حقوقی

در ابتدای دوران قاجاریه، مرجع رسمی قانون و اطمینان قضایی برای رسیدگی دعواها و اختلافات مردم وجود نداشت. اختلافات خانوادگی به‌وسیلهٔ علمای دین و گاهی از طریق کدخدامنشی، بزرگان محله یا شهر حل و فصل می‌شد؛[۷] اما در زمان ناصرالدین شاه ساختاری حقوقی به نام عدلیه و دیوان‌خانه شکل گرفت. بعد از آن نیز دعاوی حقوقی از سوی روحانیون و مجتهدین رسیدگی می‌شد و دعاوی غیرحقوقی از طرف مقامات دولتی مورد رسیدگی قرار می‌گرفت. در شهرستان‌ها نیز امور حقوقی را علما و امور جزایی و انتظامی را حکومت‌ها حل و فصل می‌کردند. رئیس دیوانخانه از طرف شاه منصوب می‌شد.[۸]

روابط سیاسی

در دوران قاجاریه، بیگانگان به‌خصوص انگلیس و روسیه بر فرهنگ و سیاست کشور سلطه پیدا کردند و امتیازهای اقتصادی زیادی را به دست گرفتند؛ برای مثال امتیاز ایجاد راه‌آهن، خط‌های تلگراف، کشتیرانی در رودخانه‌های ایران، بهره‌برداری از معدن‌ها و جنگل‌های کشور، آبیاری و حق تقدم در امتیاز بانک، احداث جاده و ایجاد کارخانه، از جمله امتیازهایی بود که حاکمان تنها در یک قرارداد به «بارون جولیوس دورویتر» سرمایه‌دار یهودی تبعهٔ انگلیس و صاحب خبرگزاری رویترز دادند. واگذاری امتیاز تنباکو به یک شرکت انگلیسی در زمان ناصرالدین شاه از دیگر قراردادها بود که با فتوای مشهور «میرزای شیرازی» لغو شد و در تاریخ به‌عنوان یک حرکت انقلابی به ثبت رسید.[۹]

فرهنگ

زندگی روزمره

زندگی روزمره در دوره قاجار با ویژگی‌های خاصی در سبد مصرف خانوار، آداب مذهبی و شیوهٔ تغذیه همراه بود. خانه‌های ایرانی با وجود اتاق‌های متعدد، کاربردهای چندمنظوره داشتند و نشستن بر روی زمین (روی فرش و پشتی) و غذا خوردن بر روی سفره، از سنت‌های رایج آن دوران بود. اثاثیه خانه‌ها بسیار مختصر و شامل قالی، تشک، پشتی، گنجه و سماور بود و از میز و صندلی خبری نبود؛ روشنایی با چراغ نفتی و گرمایش با کرسی در اندرونی و منقل در بیرونی تأمین می‌شد. غذاهای اصلی شامل برنج (به‌صورت پلو، چلو و آش)، سبزیجات، میوه و لبنیات بود و قاشق و چنگال معمول نبود و غذا با دست صرف می‌شد.

دست‌دادن

به نظر پژوهشگران، دست‌دادن در فرهنگ ایرانی قبل از قاجار کنشی تشریفاتی و ویژهٔ مناسبت‌های خاص بود که عمدتاً میان نخبگان رواج داشت و معانی‌ای چون احترام، عهد و پیمان یا خداحافظی را دربرمی‌گرفت؛ اما از دوره ناصری به‌تدریج و تحت تأثیر تعاملات با اروپاییان، این کنش به رفتاری همگانی در دیدارها و احوال‌پرسی‌های روزمره تبدیل شد و به نمادی از فرنگی‌مآبی و گرایش به مدرنیته در فرهنگ ایرانی مبدل گردید.[۱۰]

زبان رسمی و گویش‌ها

بر اساس روایت سفرنامه‌نویسان خارجی، زبان فارسی در این در ایران دروان قاجار با تنوع گویشی و زبانی چشمگیری همراه بوده است. زبان دربار در ابتدای دوره قاجار ترکی بود و از دوره ناصرالدین‌شاه به بعد، فارسی جایگاه رسمی یافت. مناطق مختلف ایران از جمله خراسان، کرانه‌های دریای خزر، مناطق کردنشین، لرستان، بختیاری و کرمانشاه دارای گویش‌های ویژه‌ای بودند که برخی از آنها ریشه در زبان‌های باستانی چون پهلوی و اوستا داشتند. گویش‌های لکی، قهرودی، دری یزدی و نطنزی در زمرهٔ زبان‌های بازمانده از فارسی میانه محسوب می‌شدند، در حالی که گویش‌های کردی و لکی کمتر از سایر گویش‌ها از ترکی تأثیر پذیرفته بودند. بیشترین تنوع گویشی در منطقه مازندران مشاهده شد و گویش براهویی در سیستان با زبان هندی آمیخته بود. همچنین زبان‌های غیرایرانی مانند عربی، ارمنی، گرجی، عبری و نسطوری در بخش‌هایی از ایران رواج داشتند و فارسی بر زبان‌های اروپایی به‌ویژه انگلیسی تأثیر گذاشته بود.[۱۱]

نثر فارسی

پژوهشگران دوران قاجار را سرآغاز تحول نثر فارسی و نقطهٔ شروع ادبیات معاصر می‌دانند. به باور آنها پیش از دورهٔ قاجار، از نثر فارسی برای بیان موضوعات تاریخی، اخلاقی، فلسفی و برخی از رشته‌های علوم استفاده می‌شد؛ اما در این دوره این دامنه گسترش یافت و زمینه‌های دیگری از جمله سیاست، علوم جدید و انتقادهای اجتماعی را نیز شامل می‌شد. محققان سیر تحول ادبیات عصر قاجار را به سه دورهٔ مهم تقسیم کرده‌اند:

  • دورهٔ رکود: در این دوره که از شروع سلطنت قاجار تا اواخر حکومت محمدشاه را در بر می‌گیرد، شامل هیچ نوآوری نیست و با دوره‌های قبل تفاوتی ندارد.
  • دورهٔ تحول: از اواخر حکومت محمدشاه تا دوران سلطنت ناصرالدین شاه، نویسندگان ایرانی با روزنامه‌نویسی، نمایشنامه‌نویسی و صنعت ترجمه آشنا شدند؛ آثار رمان‌نویسان غربی ترجمه شد و ایرانیان نیز به رمان‌نویسی روی آوردند. همچنین سفرنامه‌نویسی و خاطره‌نویسی در این دوره رونق فراوان یافت.
  • دورهٔ هویت‌یابی: از سلطنت مظفرالدین شاه تا انقلاب مشروطه و پایان حکومت قاجار، انواع نثر فارسی رونق یافت و نویسندگان سعی کردند هویت ایرانی را وارد کارهای خود کنند و فقط به تقلید از نویسندگان غرب نپردازند. همچنین موضوعات و مفاهیمی از فرهنگ غرب مانند آزادی، دموکراسی، پارلمان و مردم به آثار نویسندگان راه پیدا کرد و آثار سیاسی و اجتماعی بی‌سابقه‌ای پدید آمد.[۱۲]
  • ادبیات عامیانه: ادبیات عامیانه (فولکلوریک) در دورهٔ قاجار بین مردم کوچه و بازار رایج بود و خوانندگان، نوازندگان و مقلدان دوره‌گرد در عروسی‌ها و ختنه‌سوران‌ها و مجالس شادی ایرانیان و بزم‌های خصوصی می‌خواندند. به نظر پژوهشگران در ادبیات عامیانه، بیشتر، تحولات و تغیرات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی الهام‌بخش سرایندگان بوده است؛ در این اشعار به‌صورت جدی یا کنایه و طنز، هزل و هجو، خشم عمومی ملی نهفته بود.[۱۳]
  • ادبیات بیداری: در اواخر عصر قاجار به‌خصوص دوران انقلاب مشروطه، نویسندگان و شاعران ایرانی از ادبیات تملق‌گویانهٔ دوران قاجار فاصله گرفتند و آثار خود را مجالی برای بروز خواست توده‌های محروم ایرانی برای رسیدن به آزادی از استبداد و مردم‌سالاری دینی قرار دادند که به «ادبیات بیداری» مشهور شده است. در این نوع ادبیات، اندیشه‌های نوین مانند ستیز با استبداد، تشویق به استقلال و خودکفایی، وطن دوستی، آزادی‌خواهی از یوغ استبداد شاهی، دفاع از حقوق کارگر ستمدیده و دیگر مسائل خاص اجتماعی شکل گرفت.[۱۴]

جشن‌ها

ایرانیان در دوران قاجاریه، جشن‌های ذیل را برگزار می‌کردند:

سوگواری‌های مذهبی

محققان دوران قاجار را نقطه عطفی در تحول و گسترش آیین‌های عزاداری برای امام حسین می‌دانند. از دیدگاه آنان، در این دوره، عزاداری از شکلی نیمه‌رسمی و وابسته به حمایت‌های حکومتی در دوره‌های پیشین، به پدیده‌ای کاملاً مردمی و نهادینه شده تبدیل شد که همهٔ طبقات اجتماعی، از شاه و درباریان تا مردم عادی و حتی زنان، در آن مشارکت داشتند. به اعتقاد پژوهشگران، از مهم‌ترین ویژگی‌های عزاداری در این دوره می‌توان به حضور گستردهٔ زنان در مجالس، توسعهٔ زمانی عزاداری فراتر از دههٔ محرم، شکل‌گیری هیئت‌های منظم و تکیه‌های شهری و نیز رواج گستردهٔ تعزیه به عنوان نمایشی مذهبی و مردمی اشاره کرد. همچنین، به نظر آنان، مجالس عزاداری در این دوره کارکردی دوگانه یافتند و افزون بر جنبهٔ مذهبی، به بستری برای طرح مسائل سیاسی، از جمله در جریان نهضت مشروطه، تبدیل شدند.[۱۹]

باور‌‌‌‌‌های‌مردم

باورهای‌‌دینی و اخلاقی: اساس تعلیم و تربیت عمومی بر تقوی و پرهیزکاری و اجتناب از افعال حرام و رذیله استوار بود که در پرورش وجدان اخلاقی و حس تعاون و همکاری مردم بسیار مؤثر بود. بخشی از این معتقدات به‌صورت شعائر مذهبی مانند روضه‌خوانی، تعزیه و تظاهرات حزن‌انگیز در ایام محرم جلوه می‌یافت.[۲۰]

باورهای خرافی: دسته‌ای از اعتقادات و باورهای خرافی و اوهام نیز رنگ مذهب گرفته و در میان مردم رسوخ یافته بود به‌گونه‌ای که مخالفت با آنها مورد لعن و تکفیر قرار می‌گرفت. دعا نوشتن روی تخم‌مرغ و آویختن طلسم به گردن اطفال از جمله این اعتقادات خرافی بود.[۲۱]

اقلیت‌های دینی

در دوره قاجار، اکثریت جمعیت ایران را مسلمانان (اعم از شیعه و سنی) تشکیل می‌دادند و تعصبات مذهبی سبب می‌شد که اقلیت‌های دینی از جمله یهودیان، ارامنه و آشوریان، در هر شهر به محلات خاص خود محدود شوند و امکان سکونت در محلات مسلمان‌نشین را نداشته باشند. همچنین برخی مشاغل مانند تهیه و فروش مسکرات که در چارچوب احکام شرعی برای مسلمانان مجاز نبود، عمدتاً به اقلیت‌های دینی واگذار می‌شد و آنان در بسیاری از شهرها، پایین‌ترین جایگاه اجتماعی را به خود اختصاص داده بودند.[۲۲]

پوشاک

پوشاک در دوره قاجار یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازنمایی تمایزات طبقاتی و موقعیت اجتماعی به شمار می‌رفت. اقشار مرفه و اشراف با استفاده از پارچه‌های گرانبهایی چون ترمه کشمیر، اطلس و ابریشم، و نیز تزیینات فلزی و جواهرات، شکوه و اعتبار خود را به نمایش می‌گذاشتند، در حالی که طبقات فرودست به دلیل محدودیت مالی، به پوشاکی ساده، ارزان و بادوام از جنس کرباس، کتان و نمد بسنده می‌کردند. این تفاوت در تمامی اجزای پوشش از کلاه و شال‌کمر و کمربند گرفته تا قبا، سرداری، جبه، کلیجه و شلوار به وضوح دیده می‌شد. افزون بر جنس و رنگ، نوع، اندازه، شکل و نحوه‌ی آرایش لباس نیز نمایانگر جایگاه و منزلت فرد در سلسله‌مراتب اجتماعی بود، به‌گونه‌ای که از روی پوشاک هر شخص، می‌توان به شغل، طبقه و حتی میزان نفوذ سیاسی او پی برد.[۲۳]

تفریحات‌

تفریحات و سرگرمی‌های مردم ایران در دوره قاجار، تا میانه‌های این عصر، شباهت بسیار به دوره صفوی داشت و بیشتر جنبه‌های جمعی و گروهی داشت. بازی‌هایی مانند کبوتربازی، خروس‌بازی، جنگ حیوانات، تخته‌نرد، شطرنج، نقالی و شاهنامه‌خوانی در قهوه‌خانه‌ها و چایخانه‌ها رواج داشت و جوانان اوقات فراغت خود را در کنار یکدیگر می‌گذراندند. از دوره ناصرالدین‌شاه به بعد، با تأثیرپذیری از سفرهای شاهان به اروپا، تفریحات جدیدی مانند باغ‌وحش، سینما، کافه و تئاتر به ایران وارد شد که ابتدا در میان طبقات فرادست و روشنفکران رواج یافت. با وجود این، ورزش‌های سنتی مانند کشتی در زورخانه‌ها، همچنان در میان جوانان طبقات پایین‌تر جایگاه خود را حفظ کرد. در اواخر دوره قاجار و هم‌زمان با گسترش شهرنشینی و ساخت راه‌های ارتباطی، سفر به عنوان یکی از مهم‌ترین تفریحات، به‌ویژه سفر به مناطق شمالی کشور، رواج یافت و مفهوم اوقات فراغت، بیش از پیش به سبک زندگی مدرن گره خورد.[۲۴]

معماری

معماری ایران در دورۀ قاجار، به‌ویژه از اواسط سلطنت ناصرالدین‌شاه، با تأثیرپذیری از هنر اروپا دستخوش تحول شد و تلفیقی از سنت‌های ایرانی و عناصر غربی را به نمایش گذاشت. در این دوره، بناهای شاخصی همچون کاخ گلستان با تالارهای آینه‌کاری، گچ‌بری‌های ظریف و کاشیکاری‌های هفت‌رنگ، و نیز شمس‌العماره به‌عنوان نخستین بنای بلندمرتبهٔ تهران، نماد این تلفیق محسوب می‌شوند. معماری مذهبی دوره قاجار، از جمله مسجد شاه تهران و مسجد سپهسالار، همچنان به سنت‌های صفوی وفادار ماند و با طرح‌های چهارایوانی و گنبدهای عظیم، جلوه‌گر شکوه معماری ایرانی-اسلامی است. در عرصهٔ کاخ‌سازی و عمارت‌های مسکونی نیز استفاده از ارسی‌های رنگی، حوض‌خانه‌های زیرزمینی، بادگیرها و تزئینات لاکی، هویتی متمایز به معماری این دوره بخشید.[۲۵]

هنر

هنر در دوره قاجار که ریشه در سنت‌های زندیه داشت، در دوران فتح‌علی‌شاه با مکتب پیکرنگاری درباری به شکوفایی رسید و با تأکید بر شکوه سلطنتی، تصاویری آرمانی از شاه و درباریان ارائه داد. از اواسط دوره ناصری، با بازگشت نقاشان تحصیل‌کرده در اروپا مانند ابوالحسن غفاری (صنیع‌الملک) و محمد غفاری (کمال‌الملک)، سبک‌های جدیدی با نگاه واقع‌گرایانه و طبیعت‌نگاری وارد نقاشی ایران شد. هنرهای کاربردی مانند نقاشی لاکی بر روی قلمدان‌ها و جلدهای کتاب، و نیز نقاشی روی شیشه و میناکاری، در این دوره رونق یافت و تلفیقی از نقوش سنتی و تأثیرات غربی را به نمایش گذاشت. نقاشی قهوه‌خانه‌ای نیز به‌عنوان هنری مردمی، با مضامین حماسی شاهنامه و مذهبی، در فضای قهوه‌خانه‌ها رواج یافت و هویتی مستقل از هنر درباری یافت.[۲۶] در این دوره، فناوری‌های نوینی چون لیتوگرافی و عکاسی نیز با حمایت ناصرالدین‌شاه و تأسیس دارالفنون، به‌عنوان ابزارهای نوین تصویرگری و مستندسازی وارد عرصه هنر شدند و عکاسان به‌تدریج جایگزین نقاشان حکومتی شدند. سرانجام، کمال‌الملک با بنیان‌گذاری مدرسه صنایع مستظرفه در سال ۱۳۲۹ق، تحولی بنیادین در نقاشی ایران ایجاد کرد و آن را به سوی طبیعت‌نگاری و بازنمایی زندگی روزمره سوق داد.[۲۷]

ساختار اجتماعی

جامعه ایران در دوره قاجاریه، علیرغم تمدن و فرهنگ کهن، تا حد زیادی در چارچوب یک جامعه سنتی و قرون‌وسطایی با تعصبات ملی و مذهبی شدید تعریف می‌شد. مردم این دوره به‌شدت پای‌بند آداب، سنن ملی و شعائر مذهبی خود بودند و از نفوذ شیوه‌های جدید زندگی و تمدن غرب تا حد زیادی برکنار مانده بودند. بر اساس منابع تاریخی، جامعه این دوره را به طور کلی می‌توان به دو طبقهٔ اصلی «حاکمه» و «محکوم» تقسیم کرد که هر یک دارای زیرگروه‌ها و ویژگی‌های خاص خود بودند.[۲۸]

طبقه حاکمه

دولت: در رأس این گروه، شخص شاه قرار داشت که تمام سازمان‌ها و تشکیلات در او خلاصه می‌شد و قدرت مطلقه داشت.

روحانیون: این گروه از دیرباز بر قلب و روح مردم حکومت داشتند و برای حفظ اعتبار و نفوذ خود می‌کوشیدند. به گفته پژوهشگران، همواره میان این دو گروه حاکم (دولت و روحانیون) یک مبارزه پنهانی و مداوم وجود داشت که عموماً با پیروزی روحانیون همراه بود.

طبقه مرفه و نزدیکان دربار

این گروه که جزء طبقه حاکم محسوب می‌شدند، شامل صدراعظم، وزراء، رجال و روحانیون عالی‌رتبه بودند که اغلب از میان خانواده‌های اعیان و اشراف شهرهای مختلف به تهران آمده بودند. معمولاً یکی از افراد این خانواده‌ها دارای شغل دولتی بود و سایر افراد از طریق او تقاضاهای خود را به دولت می‌رساندند. این پست‌ها اغلب بدون در نظر گرفتن لیاقت و سن، به افراد داده می‌شد و به‌صورت موروثی درمی‌آمد. القاب خاصی مانند «صاحب دیوان»، «مستوفی الممالک» و «منشی الممالک» از سوی شاه به این طبقه اعطا می‌شد. ازدواج در این طبقه بیشتر درون‌گروهی بود و ثروتمندان علاوه‌بر زنان دائمی، زنان موقت نیز داشتند. فرزندان این طبقه تا سن ۶-۷ سالگی توسط دایه و لله نگهداری می‌شدند و سپس در مکتب‌خانه‌های منازل خود، علاوه‌بر قرآن، نهج‌البلاغه، صرف و نحو عربی، گلستان، ناسخ‌التواریخ و دیوان شعرای دیگر را فرا می‌گرفتند.[۲۹]

روحانیون

در رأس روحانیون، سرآمدانی قرار داشتند که در زهد و تقوی، الگو و مرجع مردم در امور دنیوی و اخروی بودند و گاهی برای دوری از دستگاه و دربار به عتبات مهاجرت می‌کردند. در هر شهر، مسجدی متعلق به روحانی خاصی بود که علاوه‌بر اقامه نماز، به رفع مشکلات مذهبی مردم، رسیدگی به طلاب، موقوفات و سایر عواید می‌پرداخت و درآمد آنها نیز از همین طریق تأمین می‌شد. مراجع تقلید صاحب نفوذ و قدرت معنوی بودند و در تمام شئون مذهبی، سیاسی و اجتماعی دخالت تام داشتند و در جریانات سیاسی و اداری نقش رهبر و پیشوا را ایفا می‌کردند. نقش آنها در بسیاری از وقایع، از جمله لغو قراردادها یا جریان مشروطه، بسیار پررنگ و مؤثر بود. در کنار این گروه، روحانیون و وعاظ سطح پایین‌تری نیز وجود داشتند که در مساجد به امامت جماعت و وعظ می‌پرداختند و گاهی به دلیل سطحی‌نگری و آلودگی به خرافات، در کنار حکومت به اجرای اوامر آنها نیز کمک می‌کردند.[۳۰]

شاهزادگان

چگونگی روابط شاهزادگان با شاه، بر اساس پیشینهٔ خانوادگی مادر، دست‌آوردهای شخص خود او، ترتیب تولد یا عامل ارشدیت تعریف می‌شد. آنها در کودکی آموزش‌های مختلف از جمله ریاضی، شعر، علم اخلاق و سیاست را فرا می‌گرفتند. برخی از آنها به زبان‌های متعددی نظیر عربی، فرانسه و انگلیسی نیز تسلط داشتند.[۳۱]

اشراف و اعیان

اشراف و اعیان هر شهر کسانی بودند که یا به‌دلیل داشتن ثروت یا به علت نزدیک‌بودن موروثی به دستگاه حاکمه یا بر اثر خدمات قابل‌توجه به دولت به کسب لقب نایل شده بودند و این القاب نیز مانند اصل اشرافیت در خانوادهٔ آنها موروثی بود. سبک زندگی و طرز لباس و نوع معتقدات این گروه با اصناف و صاحبان حرفه از جهات گوناگون متمایز بود.[۳۲]

مالکان بزرگ

طبقهٔ ملاکان بزرگ که بیشتر اوقات سال را در شهرها به سر می‌بردند هم قدرت مالی داشتند و هم سلطهٔ فرمان‌روایی بر رعیت‌های ساکن املاک خود. آنها با تقدیم هدیه به شاه، نخست‌وزیر و درباریان در امور سیاسی و اداری کشور نیز دخالت و از نیروهای انتظامی کشور برای حفظ ثروت و سلطهٔ اجتماعی خود استفاده می‌کردند و گاهی این نیروها را در راه سرکوب رعیت و غصب اموال خرده‌مالکان به‌کار می‌بردند. در این طبقه نیز آداب و مراسم عقد و ازدواج، رفت‌وآمد و معاشرت مانند گروه‌های دیگر محدود و مخصوص به افراد همین طبقه بود.[۳۳]

بازرگانان

در این دوره مشاغل میان خانواده‌های هر صنف و گروه، ارثی بوده و سبک زندگی اصناف و گروه‌ها نیز از یکدیگر متمایز بود. برای مثال، بازرگانان عمامهٔ شیرشکری یا مندیل یا کلاه پوست بخارایی به سر می‌گذاشتند. قبا، لبادهٔ بلند و عبای نایینی اعلا می‌پوشیدند و با طمأنینه راه می‌رفتند. خانه‌های وسیع و بزرگ داشتند و اتاق پذیرایی خود را با پشتی‌های ساخته‌شده از قالیچه‌های زیبا و نفیس می‌آراستند. در مقابل، افراد گروه‌هایی مانند بقال، عطار و سبزی‌فروش، کلاه نمدی به سر می‌گذاشتند. لباس آنها بیشتر از متقال مشکی یا سورمه‌ای بود و شال پهن به کمر می‌بستند. قبای کوتاه بدون چاک می‌پوشیدند و بیشتر به‌جای عبا، از کلیجهٔ پوستی در زمستان استفاده می‌کردند.[۳۴]

روشنفکران

در اواخر دورهٔ قاجاریه، طبقهٔ جدیدی به وجود آمد که در آثار برخی از پژوهشگران به نام «روشنفکران نوپا» توصیف شده است. این گروه به‌صورت غالب از دیوان‌سالاران، نویسندگان، مورخان، جغرافیدانان، نسب‌شناسان، منجمان، پزشکان، و شاعران تشکیل می‌شد که گذران زندگی آنها به حفظ ارتباط نزدیک با صاحب‌منصبان دولتی بستگی داشت.[۳۵]

فن‌سالاران

با ورود ارزش‌های فرهنگ غربی در اواخر دورهٔ قاجار و اعزام دانشجویان به اروپا، ایجاد مدارس جدید، مسافرت به خارج و حضور اروپاییان در شهرهای بزرگ، طبقه فن‌سالار شروع به بالیدن کرد. فارغ‌التحصیلان مدارس خارجی و دارالفنون و مدرسهٔ علوم سیاسی، هستهٔ طبقهٔ جدید از افراد متخصص را تشکیل داد که نقش مهمی در به‌روز کردن نظام اداری دولت و نیروهای ارتش ایفا کرد.[۳۶]

گروه‌ها و اصناف

طبقات پایین جامعه که اکثریت مردم را شامل می‌شد، به دو گروه ممتاز ده‌نشین و شهرنشین تقسیم می‌شد که گروه شهرنشین در داخل کادر خود از گروه‌ها و اصناف معین تشکیل و هر گروه و صنف برحسب شغل و حرفهٔ خود مشخص شده بود. گروه‌های ده‌نشین با جمعیت عشایر در حدود ۷۰ درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دادند که به گفتهٔ محققان در شرایط ناشی از رژیم ظالمانهٔ ارباب و رعیتی زندگی می‌کردند. در شهرها گروه‌بندی بر حسب حرفه و پیشه صورت می‌گرفت. جمعیت شهری مرکب بود از گروه‌های پیشه‌وران و اصناف گوناگون مانند نانوا، قصاب، بقال، عطار، سبزی‌فروش، بزاز و گروه‌های حرفه‌ای مانند خیاط، قناد، نجار، حلب‌ساز، دباغ، رنگ‌رز، بنا و معمار.[۳۷]

لوتی‌ها

لوتی‌ها که در همه شهرهای ایران دیده می‌شدند از دیگر گروه‌های بی‌طبقه جامعه آن دوره بودند. آنان کار و کاسبی معینی نداشتند و سربار دیگران بودند و با آنکه طفیلی محله خود محسوب می‌شدند، از هیچ‌گونه گردن‌کلفتی هم دریغ نمی‌ورزیدند. آن‌ها از صبح تا شام در حالی که کلاه نمدی خود را به حالت کج روی سر داشتند، دکمه‌های پیراهن را باز می‌گذاشتند و دستی بر قمه داشتند و مست و هوشیار در کوچه و خیابان پرسه می‌زدند.[۳۸]

غلامان و کنیزان

در عصر قاجار، بخشی از گروه مستخدمان را که در خانة ثروتمندان کار می‌کردند کنیزان، غلامان و خواجگان تشکیل می‌دادند. بردگان سیاه، آفریقایی بودند و خریدوفروش آنها از طریق خلیج فارس صورت می‌گرفت. سفیدپوستان که از قومیتهای مختلف بودند، از راه تجارت یا اسارت در جنگ‌ها تأمین می‌شدند. به‌صورت غالب، رفتاری که با این طبقه می‌شد، مورد قبول همگان و در جامعه پذیرفته‌شده بود. کنیزان یا به‌عنوان زن صیغه‌ای یا دائمی وارد حرمسراها می‌شدند یا در خدمت زنان بزرگان، به کارهای خانگی می‌پرداختند. غلامان نیز در زمینه‌های مختلف نظامی، خدمات خانگی، نگهبانی، کشاورزی، آبیاری و ماهیگیری به کار گرفته می‌شدند و درصورت داشتن توانایی و کاردانی به مناصب بالای اداری و نظامی نیز دست می‌یافتند.[۳۹]

گروه‌های بی‌طبقه

در این دوره گروه‌هایی در جامعهٔ شهری وجود داشت که طبقهٔ اجتماعی و اقتصادی مشخصی نداشتند؛ متکدیان، دراویش، مطرب‌ها و دلقک‌ها از جمله این افراد «بی‌طبقه» بودند. دروایش و متکدیان از جامعه تغذیه می‌کردند. مطرب‌ها صاحب درآمد بودند، اما به‌دلیل دید تحقیرآمیز جامعه به آنها، با گدایان در یک ردیف قرار می‌گرفتند. علت دید تحقیرآمیز به مطرب‌ها این بود که نواختن آلات موسیقی مقبولیت و مشروعیت اجتماعی نداشت، تا جایی که اشراف و اصیل‌زادگان آن را عیب می‌دانستند؛ همچنین مطرب‌ها چندان پایبند به قیود مذهبی و عرفی جامعه نبودند.[۴۰]

جایگاه زنان

سبک زندگی زنان به‌صورت کلی نسبت به مردان در دورهٔ قاجار تفاوت داشت. برخی از محققان از تنزل موقعیت زنان در عرصه‌های مختلف زندگی سخن گفته و مصادیقی مانند محدویت فرصت‌های شغلی برای زنان، دشواری و محدویت تردد آنها در فضای عمومی، محدودیت اماکن تفریحی، ازدواج‌های اجباری در سنین پایین را ذکر کرده‌اند. در کنار آن شرایط نگرش زن‌ستیزانه و ادراک زنان از خود در تثبیت ساختارهای مردسالارانه را مؤثر دانسته‌اند.[۴۱]

همچنین زنان نسبت به مردان دارای سواد کمتر، پایگاه اجتماعی پایین‌تر و در مناسبات قدرت، شرکت ناچیز داشتند که در قوام‌بخشی سبک زندگی آنها در این دوره اثرگذار بود. اما در جامعه سنتی ایران نوع تفریحات، پوشش و حتی وجوه ذهنی الگوهای زندگی زنان طبقات فرادست با سایر اقشار زنان تفاوت‌های چشم‌گیری داشت. آموختن موسیقی، زبان فرانسه، تاریخ، فلسفه و ادبیات و گرایش به انگاره‌های نوین اجتماعی و سیاسی مانند تساوی حقوق زنان و مردان، برداشتن نقاب و روبند، گرایش به مشروطه که در زندگی‌نامه «تاج السلطنه» دختر ناصرالدین شاه نقل شده، این تفاوت را نشان می‌دهد.[۴۲]

سرمایه اجتماعی

در دورهٔ قاجاریه، سرمایهٔ اجتماعی که میراث فرهنگ ایرانی ـ اسلامی بود، شیرازهٔ روابط اجتماعی را شکل می‌داد. حس اعتماد مردم به یکدیگر در کل جامعهٔ ایران به حدی بود که برای مثال، معاملات کوچک و بزرگ فقط با قول و قرار زبانی انجام می‌گرفت و کسی که قصد سفر زیارت عتبات عالیات را داشت، خانه، ثروت و ناموس خود را با آرامش خاطر به همسایه می‌سپرد.[۴۳]

سرمایه انسانی

در دورهٔ قاجار نهاد روحانیت نقش مهمی در حمایت مردم در برابر ستم دستگاه حکومتی شاه و حفاظت از فرهنگ و آموزه‌های مذهبی داشت. در طول حکومت قاجار، علما با ترویج نظام اعتقادی، ارزشی و نمادی تشیع در ایران توانستند مراتبی از فرهنگ مذهبی را در ایران پی‌ریزی کنند که به موازات رواج فرهنگ تشیع، تجدد و پویایی شیعی نیز بیشتر شد. بر اثر فعالیت علمای دین، آگاهی سیاسی و اجتماعی مردم به‌گونه‌ای افزایش یافت که از آن پس در بحران‌ها و جریان‌های سیاسی و اجتماعی مهم بی‌تفاوت نبودند. علمای دین با همکاری مردم، نهاد «عدالت‌خانه» را در زمان مظفرالدین شاه به وجود آوردند و در گام بعدی، نهضت مشروطه را رهبری کردند و به پیروزی رساندند. به نظر محققان آنها با ایجاد این تحولات بزرگ نه تنها جلو ستم و اجحاف دولت علیه مردم را گرفتند که در بیداری دینی و زمینه‌سازی انقلاب اسلامی نیز نقشی مهم ایفا کردند.[۴۴]

خانواده

  • خانواده در دوره قاجار عمدتاً ساختاری گسترده داشت و خانواده اصلی معمولاً با فرزندان مذکر و همسرانشان به‌صورت جمعی زندگی می‌کردند.
  • ساختار خانه به‌گونه‌ای طراحی می‌شد که هم امکان زندگی گروهی و هم استقلال نسبی هر خانواده را فراهم آورد.
  • خانواده‌ها شامل خدمتکاران، نوکران، بستگان دور و مهمانان نیز می‌شدند و جمعیت آنها همواره در نوسان بود.[۴۵]
  • تشکیل خانواده با خواستگاری آغاز می‌شد که اغلب از طریق زنان واسطه انجام می‌گرفت و انتخاب همسر بر اساس نظر والدین صورت می‌پذیرفت.
  • پس از توافق اولیه، خانواده داماد به خانه عروس می‌رفت و درباره مسائل مالی از جمله شیربها و جهیزیه گفت‌وگو می‌کرد.
  • مراسم نامزدی و عقد در روزی خوش‌یمن برگزار می‌شد و عقدنامه صرفاً توسط عاقد امضا می‌گردید.‌‌‌‌‌
  • مهریه در این دوره اهمیت یافت و خانواده‌ها ترجیح می‌دادند به‌جای شیربهای نقد، مهر دختر را افزایش دهند.
  • ازدواج‌های دائم رایج‌ترین شکل ازدواج بود، اما چندهمسری، ازدواج موقت (صیغه) و طلاق نیز وجود داشت. در جامعه مردسالار آن دوره، زنان نفوذ چندانی نداشتند و اغلب مطیع شوهر یا پدر خود بودند.
  • طلاق به‌صورت رجعی و قطعی انجام می‌شد و فرزندان در همه موارد نزد پدر باقی می‌ماندند.[۴۶]

هویت دینی

به گواه پژوهشگران هویت دینی که در دورۀ صفویه به‌عنوان مهم‌ترین مؤلفه هویت‌ساز ایرانیان شکل گرفته و شاه نیز به‌عنوان شخصیتی مقدس و دارای مشروعیت دینی تلقی می‌شد، در دوران قاجاریه همچنان نقشی محوری در تعریف هویت فردی و جمعی ایفا کرد، اما با تفاوتی اساسی: برخلاف صفویه که دین و سیاست در شخص شاه تلفیق یافته بود، در دورۀ قاجار این شاه نبود که شخصیت دینی محسوب می‌شد، بلکه روحانیان بودند که به‌تدریج به‌عنوان مرجع اصلی هویت دینی و ناظر بر مشروعیت سیاسی شناخته شدند و جدایی تدریجی نهاد دین از سیاست آغاز گردید. از نگاه ناظران خارجی، ایرانیان دورۀ قاجار مسائل مذهبی را در همه مجامع مطرح می‌ساختند و روحانیان در امور خانوادگی و اجتماعی از احترام و نفوذ فوق‌العاده‌ای برخوردار بودند؛ به‌گونه‌ای که پیش از هر مراجعه به دستگاه قضایی، مردم به قرآن و فتاوای روحانیان مراجعه می‌کردند. پژوهشگران بر این باورند که روحانیان در این دوره، با وجود آنکه به‌صراحت خواهان تصدی فرمانروایی نبودند، اما به‌عنوان نهاد نظارتی بر عملکرد حکومت عمل می‌کردند و دولت‌مردان نیز به دلیل نفوذ اجتماعی و توانایی آنان در بسیج توده‌ها، از ایشان هراس داشتند و در بسیاری از امور، به ویژه در مواقع بحران، ناگزیر به پذیرش نظرات روحانیان بودند. بدین‌ترتیب، در دوره قاجار، هویت دینی اگرچه همچنان به‌عنوان یکی از منابع اصلی همبستگی اجتماعی باقی ماند، اما ساختار آن دچار دگرگونی شد و زمینه‌های تحولات بعدی از جمله جنبش‌های عدالت‌خواهانه و نهضت مشروطه را نیز تحت تأثیر خود قرار داد.[۴۷]

احیای فقه سیاسی شیعه

میرزا حبیب‌الله رشتی از فقهای شیعه و از مجتهدین صاحب نام عصر ناصری
میرزا حبیب‌الله رشتی از فقهای شیعه و از مجتهدین صاحب نام عصر ناصری

شاهان قاجار در مراحلی به‌دلیل کسب مشروعیت و مقبولیت سیاسی و ملی به همکاری با علمای دین روی آوردند و تا حدی به علما مجالی برای حضور در عرصهٔ سیاست و فرهنگ دادند؛ به همین‌دلیل فقه سیاسی شیعه در جامعه بار دیگر از سوی علما مطرح شد. علمای دین نیز با هدف صیانت از دین و حمایت عملی از مردم، در حوزهٔ فرهنگ دینی و حاکمیت سبک زندگی مؤمنانه فعال شدند و به امور و شعائر مذهبی در جامعه، توجه کاملی داشتند.[۴۸]

دین و معنویت

در رفتار شاهان

شاهان قاجار ابتدا به دین اسلام، مذهب شیعه و تعظیم نسبی شعایر دینی توجه داشتند و به نظر محققان یکی از دلایل استحکام و عمر به‌نسبت طولانی این سلسله در این تنسک دینی است. بیشتر شاهان قاجار با علما رابطهٔ خوبی داشتند. مبارزه با مذهب ساختگی بابیت و توجه به احکام اسلامی و احترام به آیین‌های مذهبی از جمله روضه‌خوانی در ایام محرم یا زیارت عتبات عالیات و بارگاه امام‌زداگان از موضوعاتی بود که باعث شد مردم متدین و اکثریت روحانیت شیعه به‌جز در مواقع خاص مانند نهضت تنباکو و مشروطیت، مخالفت آشکاری با آنها نداشته باشند؛ اما براساس شواهد تاریخی به مرور زمان هر اندازه شاهان از دینداری و معنویت فاصله گرفتند، مردم نیز در مقابل، از دستگاه حاکمه تنفر پیدا کردند و ناکارآمدی دربار بیشتر شد.[۴۹]

در فرهنگ عمومی

آموزه‌های اسلام و مذهب تشیع، زیربنای اعتقادی و رفتاری اکثر مردم ایران را شکل می‌داد. اساس معتقدات دینی بر پرهیزکاری استوار بود و به‌طور کلی زمینهٔ مساعد و مفیدی برای پرورش فضایل اخلاقی جامعه وجود داشت. البته برخی از خرافات نیز به‌عنوان آموزه‌های دینی توسط افراد سودجو مانند دعا نوشتن روی تخم‌مرغ و آویختن طلسم حاوی آیات قرآن از گردن کودک ترویج می‌شد. همچنین اعتقاد به جادو با جلوه‌های گوناگون آن رایح بود.

مانند اعتقاد به جن‌بودن گربهٔ سیاه، ممنوع‌بودن عیادت بیمار در روزهای شنبه و چهارشنبه و نگرفتن ناخن دست و پا هنگام شب میان اکثریت. معتقدات مذهبی که بنیاد آموزش و تربیت همگانی بود، در پرورش وجدان اخلاقی و حسن همکاری اجتماعی و مردم به‌صورت کامل مؤثر و برای حفظ افراد از خطا، مفید و ضروری بود.

قسمتی از این معتقدات به‌صورت شعائر مذهبی در جامعه رایج بود که از مهم‌ترین آنها روضه‌خوانی، شبیه‌خوانی، تعزیه‌گردانی و آیین‌های سوگواری در ایام محرم، شب‌های قدر و رحلت پیامبر در ۲۸ صفر بود. مراسم عاشورا در ذهن جامعهٔ ایرانی آن روز چنان رسوخ یافته بود که روستایی و شهری، پیر و جوان، زن و مرد، فقیر و غنی و حتی پادشاه وقت در اقامهٔ مراسم عزاداری محرم شرکت می‌کردند و طنین این‌گونه مراسم‌های مذهبی، همبستگی معنوی و روحی اکثریت جامعهٔ ایرانی را آشکارا استحکام می‌بخشید.[۵۰]

اخلاق و تربیت اسلامی

محققان، دورهٔ قاجاریه را از نظر اخلاق و تربیت، به‌دلیل حاکمیت شریعت و احکام دینی، خوب توصیف کرده و معتقدند که وجود بسیاری از صفات پسندیده در میان اکثریت مردم نتیجهٔ مستقیم رسوخ عقاید مذهبی و وجود مکتب خاص تعلیم و تربیت دینی بود. تربیت خانوادگی، براساس آشناساختن کودکان به تکالیف شرعی و اجرای دستورهای مذهبی و انجام عبادات و حفظ طهارت و عفت عمومی و گریز از مناهی مانند شراب‌خواری، قمار و زنا استوار بود. خانواده‌ها می‌کوشیدند که کودکان و جوانان را از سقوط اخلاقی محفوظ بدارند و به همین منظور، والدین به محض رسیدن پسران و دختران به سن بلوغ و رشد جسمانی آنها را به ازدواج تشویق می‌کردند.[۵۱]

ساختار اقتصادی

کشاورزی

نظام اقتصادی ایران در دوره قاجار، ساختار سنتی داشت و زیربنای آن را کشاورزی و دامداری تشکیل می‌داد. به تخمین پژوهشگران حدود هفتاد درصد جمعیت ایران از کشاورزان (ده‌نشین و چادرنشین) تشکیل می‌شد که مهم‌ترین و مشخص‌ترین طبقهٔ مولد ثروت کشور بود، اما در شرایط خاص ناشی از نظام ارباب‌رعیتی، استعداد تولید به کار نمی‌افتاد. غلات مانند گندم، جو، ارزن، برنج، پنبه، توتون، تنباکو، حبوبات و محصولات صیفی و میوه و خشخاش با کاشت آبی و دیمی به دست می‌آمد. از منابع طبیعی روییدنی، محصولات جنگلی، کتیرا و انواع دیگر صمغ نباتی فراهم می‌شد.[۵۲]

دامپروری

دامداری از دیگر پایه‌های نظام اقتصاد سنتی در این دوره بود. نگهداری و پرورش گاو، گاومیش، گوسفند، بز، اسب، استر، الاغ، شتر و پرورش مرغان خانگی رواج داشت. ایلات و عشایر فارس، آذربایجان و خراسان مهم‌ترین تولیدکنندهٔ محصولات حیوانی مانند پشم، پوست، گوشت و لبنیات بودند و به مقتضای فصل و به علت کثرت گله‌های خود در محدودهٔ معینی تغییر مکان می‌دادند تا همیشه از چراگاه طبیعی برای تغذیهٔ دام‌ها استفاده کنند. کشاورزان و دامداران از منابع مهم درآمد دولت محسوب می‌شدند و طبق فهرست‌های معین مالیات بسیار سنگین پرداخت می‌کردند.[۵۳]

صنایع

بر اساس نوشتهٔ پژوهشگران، تولیدات صنعتی مانند محصولات کشاورزی به‌صورت تقریبی تمام نیازمندی‌های زندگی سادهٔ اکثریت جامعهٔ ایران را تأمین می‌کرد و جز موارد معدود، نیازی به کالاهای بیگانه نبود. صنایع این دوره عبارت بود از:

  1. بافندگی شامل بافت قالی، قالیچه، کرباس، متقال و شال، ترمه‌بافی، مخمل‌بافی، عبابافی و موتابی. مواد اولیهٔ بافندگی مانند پنبه، پشم و ابریشم در داخل کشور تهیه و تمام محصولات صنایع نیز در ایران مصرف می‌شد. نمدمالی، قلمکارسازی، گیوه‌کشی و بافت تافته، جزء صنایع دستی بود.
  2. چرم‌سازی و پوست دوزی که در تهران و گرگان و همدان رواج داشت.
  3. صنایع فلزی ساده در حدود ذوب مس، سرب، نقره، طلا و آهن برای تهیه لوازم فلزی زندگی، آهنگری و حلبی‌سازی، قفل‌سازی، چاقوسازی و شمشیرگری.
  4. صنایع مربوط به چوب مانند ساختن قایق، بلم، کشتی کوچک که در بندر گز و خرمشهر رواج داشت. خراطی مخصوص تراش و صیقل‌دادن چوب ساختن ابزار مانند میانهٔ قلیان و دستهٔ چپق، چکش، مهرهٔ سماور، نجاری برای انواع در و پنجره و هرگونه ابزار چوبی.
  5. صنایع ظریفه مثل جواهرسازی، زرگری، نقره‌کاری، منبت‌کاری، خاتم‌سازی و میناکاری.
  6. صنایع معدنی مانند آجرپزی و تهیهٔ آهک و گچ، سفال‌پزی و شیشه‌گری.
  7. صنایع روستایی که علاوه‌بر تهیه لبنیات و پشم خام شامل بافندگی دستی مانند جوراب‌بافی و قالی‌بافی می‌شد.
  8. صنایع غذایی و دارویی شامل رشته‌های گوناگون مانند نانوایی، قنادی، عصاری (کشیدن عصارهٔ گیاهان) تدارک گیاهان دارویی مانند گل گاوزبان، خاک‌شیر و زرشک سیاه.
  9. صنایع جدید به‌صورت ابتدایی آن در انحصار دولت بود که شامل کارخانه‌های ضرب سکه، قورخانه، تسلیحات، بلورسازی، چینی‌سازی که بانی آن میرزا تقی‌خان امیرکبیر بود. صنعت چاپ نیز ابتدا در آذربایجان و سپس در تهران رواج یافت و چاپ سنگی به تدیج به چاپ سربی تبدیل شد و این در توسعهٔ سواد و بالابردن اطلاعات عمومی و سطح فکر مردم نقش مهم داشت.[۵۴]

معادن

با وجود معادن غنی در دوره قاجار، به‌دلیل فقدان دانش فنی و نبود زیرساخت‌های مناسب، استخراج معادن عمدتاً در دست خارجیان بود و سهم ناچیزی در اقتصاد داخلی داشت. تولید شمشیرهای مرغوب (دمشقی) در شیراز و مشهد و نیز ساخت اسلحه‌های آتشین در کارگاه‌های اصفهان، شیراز و تهران، از جمله صنایع محدودی بودند که تا حدودی رونق داشتند. با این حال، تنها سرب و لاجورد به مقدار زیاد و با کیفیت مطلوب تولید می‌شدند و بقیه فلزات مورد نیاز از خارج وارد می‌گردید.[۵۵]

نظام پولی

واحد پول ایران «قِران» بود که از نقره ضرب می‌شد. هر قرآن معادل بیست شاهی و هر شاهی برابر با پنجاه دینار بود. دو شاهی را صد دیناری و چهارشاهی را عباسی می‌نامیدند. ده قران مساوی یک «تومان» بود. اصطلاح «ریال» در بعضی شهرستان‌ها رواج داشت.[۵۶]

راه‌داری و حمل و نقل

راه‌های ارتباطی ایران در زمان قاجار، از نوع جاده‌های ارابه‌رو، سواره‌رو و پیاده‌رو بود. این راه‌ها را در درجه اول برای حمل و نقل مرسولات پستی ساخته بودند. مرسولات به وسیلهٔ گاری‌های روباز چهار اسبه در جاده‌های ارابه‌رو و به‌وسیلهٔ پیک‌های سوار در راه‌های سواره‌رو حمل‌ونقل می‌شد. در کوره‌راه‌های فرعی پیک‌های پیاده این وظیفه را انجام می‌دادند.[۵۷]

وسایل نقلیه عبارت بود از گاری‌های چهارچرخ که برای حمل مال‌التجاره و محصولات پستی به کار برده می‌شد. مسافرین نیز در فواصل کوتاه از گاری برای مسافرت استفاده می‌کردند. چارپایان مانند قاطر، شتر و الاغ در هر شهر به اقتضای وضع بازار به تعداد کافی در دسترس بازرگانان بود. «ماکری‌ها» یعنی دارندگان چارپایان مخصوص حمل و نقل، با نرخ معین کالای تجاری را از شهری به شهر دیگر می‌بردند. به دلیل دوری آبادی‌ها و شهرها از یکدیگر، راه‌ها به‌صورت معمول ناامن بود و به‌همین دلیل مکاری‌ها برای حفظ اموال و امانات مردم عده‌ای مسلح با کاروان خود همراه می‌کردند.[۵۸]

نظام آموزش و پرورش‌‌و‌آموزش عالی

مکتب‌خانه‌

در دوره قاجار، نظام آموزش و پرورش ایران عمدتاً بر پایهٔ مکتب‌خانه‌ها استوار بود که زیر نظر حوزه‌های علمیه اداره می‌شد. این مراکز آموزشی که ریشه در سنت‌های دیرین اسلامی داشتند، در مساجد، دکان‌ها یا منازل مکتب‌داران دایر بودند و کودکان از پنج تا هفت سالگی، آموزش خود را با یادگیری حروف الفبا و سوره‌های کوچک قرآن آغاز می‌کردند. برنامهٔ درسی شامل خواندن قرآن، کتاب‌هایی چون گلستان سعدی، نصاب الصبیان، صرف و نحو عربی و گاهی سیاق (حساب) بود و آموزش به شیوهٔ حفظ و تکرار و با روشی کاملاً انفرادی صورت می‌گرفت. تنبیه بدنی (چوب و فلک) از روش‌های رایج در این مکتب‌خانه‌ها بود که در کنار محاسن آن (مانند آموزش اخلاق و اعتقادات دینی)، به نفرت کودکان از تحصیل و گریز از مدرسه می‌انجامید. همچنین دختران، به‌ویژه در طبقات پایین، از آموزش رسمی محروم بودند و تنها شمار اندکی از آنان در مکتب‌خانه‌های مختلط یا خصوصی حضور می‌یافتند.[۵۹]

مکتب‌خانه‌های خصوصی

در کنار مکتب‌خانه‌های عمومی، مکتب‌خانه‌های خصوصی ویژهٔ اعیان، اشراف و روحانیون طراز اول وجود داشت که کودکان آنان از حضور در مکتب‌خانه‌های عمومی معاف بودند. معلمان این مکتب‌خانه‌ها که غالباً از طلاب و روحانیون بودند، در منزل اعیان به تدریس می‌پرداختند یا در بخش بیرونی خانهٔ صاحب‌خانه سکونت داشتند و علاوه بر آموزش، از حقوق و مزایای بیشتری نیز برخوردار بودند. برنامهٔ درسی این مکتب‌خانه‌ها تفاوت چندانی با مکتب‌خانه‌های عمومی نداشت، اما کیفیت آموزش (به‌ویژه در خطاطی) بالاتر بود و تنبیه بدنی در آنها با شدت کمتری اعمال می‌شد.[۶۰]

مدارس جدید

از اواسط دورهٔ قاجار، به‌دنبال آشنایی ایرانیان با فرهنگ و تمدن غرب، نظام مکتب‌خانه‌ای مورد انتقاد شدید روشنفکران، نویسندگان و برخی روزنامه‌ها قرار گرفت. انتقادات عمدتاً بر روش‌های خشن آموزشی، عدم توجه به ویژگی‌های جسمی و روانی کودکان، کیفیت نامناسب محیط آموزشی، و نبود تناسب محتوای درسی با نیازهای روز جامعه متمرکز بود. این نارضایتی‌ها، همراه با اعزام نخستین محصلان ایرانی به اروپا (از ۱۸۱۰م) و سپس تأسیس دارالفنون در ۱۲۶۸ق، زمینه‌های شکل‌گیری مدارس جدید به سبک غربی را در اواخر دوره قاجار فراهم کرد. مدارس جدید که با حمایت برخی از روحانیون همچون شیخ هادی نجم‌آبادی و سید محمد طباطبایی و با الگوبرداری از نظام آموزشی اروپا تأسیس شدند، برنامه‌های درسی گسترده‌تری شامل علوم جدید، جغرافیا، حساب، و آموزش دختران را در دستور کار قرار دادند. با تصویب قانون اساسی معارف در ۱۲۹۰ش، گام‌های نخستین برای ساماندهی نظام آموزشی نوین در ایران برداشته شد، هرچند این تحولات تا پایان دوره قاجار همچنان در مراحل ابتدایی خود باقی ماند.[۶۱]

روابط علمی با غرب

حاکمان قاجاری برای جبران شکست‌های پی‌درپی، نابسامانی و عقب‌ماندگی در این دوره، علاوهبر تماس‌های سیاسی، مراوده‌های علمی را میان ایران و اروپا تشدید کردند و از این طریق راه‌هایی را به‌منظور آشنایی ایرانیان با عناصر تمدنی و علوم غرب ایجاد کردند که اعزام هیئت‌های مستشاری نظامی به ایران و اعزام محصلین ایرانی به اروپا را می‌توان از جمله راه‌های انتقال علوم جدید دانست؛ اما بر خلاف تصور، این کار سبب پیشرفت علمی نشد.[۶۲]

تأسیس دارالفنون

دارُالفُنون نام مدرسه‌ای است که به ابتکار امیرکبیر در زمان ناصرالدین‌شاه برای آموزش علوم و فنون جدید در تهران تأسیس شد که محققان از آن به‌عنوان نخستین دانشگاه در تاریخ مدرن ایران یاد می‌کنند. این مرکز آموزشی در ترویج عقلانیت‌گرایی در جامعه محصل ایران، توزیع آثاری با موضوع آشنایی با تمدن غرب در سراسر ایران، تأثیرگذاری بر درخواست‌های مردم و مقدمه‌ای برای ایجاد مشروطیت در ایران، نقش مهم داشت.[۶۳]

علوم عقلی و فلسفه

در این دوره مباحث فلسفی گرچه به اندازه دورهٔ صفویه رواج نداشت، اما چراغ مباحث فلسفی نیز روشن ماند که به‌عنوان نمونه می‌توان از فیلسوف بزرگ جهان اسلام ملاهادی سبزواری (۱۲۱۲–۱۲۸۹ق) و میرزا ابوالحسن جلوه (۱۲۳۸–۱۳۱۴ق) نام برد که هر دو آثار زیادی تألیف کرده و بر اسفار اربعهٔ ملاصدرا شرح نوشته‌اند.[۶۴]

علوم اجتماعی

از میان علوم گوناگون اجتماعی، فن تاریخ‌نویسی به‌دلیل دلبستگی قاجاریه به ثبت حوادث، سلطنت و فرمانروایی خود رونق پیدا کرد و کتب زیادی در این فن نوشته شد. لسان‌الملک، رضاقلی‌خان و محمدحسن خان صنیع‌الدوله از جمله تاریخ‌نگاران این دوره هستند که وقایع را بر وفق مراد شاهان نوشته‌اند و از خطاها و ظلم آنها چشم‌پوشی کرده‌اند؛ اما تاریخ‌نگاران دیگر مانند میرزاجعفر، حقایقی را که گروه اول پرده‌پوشی کرده‌اند، فاش ساخته‌اند.[۶۵]

علم جغرافیا

علم جغرافیا پیش از تأسیس دارالفنون چندان مورد توجه نبود، اما پس از آن که رشتهٔ جغرافیا، نقشه‌کشی و مهندسی در این مرکز علمی زیر نظر معلمین اروپایی تأسیس و حس کنجکاوی دانشجویان نسبت به اوضاع کشورهای دیگر بیدار شد.[۶۶]

بهداشت و درمان

بهداشت فردی و عمومی در دوره قاجار، به‌ویژه در نیمهٔ نخست این دوران، در سطح مطلوبی قرار نداشت. حمام‌های عمومی با وجود کارکرد بهداشتی، از کیفیت مناسبی برخوردار نبودند و فقر، نبود آگاهی کافی و باورهای سنتی، موجب بی‌توجهی به شست‌وشو و نظافت فردی شده بود. وضعیت شهرها از نظر کوچه‌ها، محلات، آب آشامیدنی و دفع فاضلاب نیز نامطلوب بود و آلودگی محیط، شیوع بیماری‌ها را افزایش می‌داد. از اواسط دورهٔ ناصری، دولت با الگوگیری از غرب، سیاست‌هایی را برای بهبود بهداشت عمومی در پیش گرفت که شامل ارتقای آگاهی عمومی، تأسیس نهادهایی مانند نظمیه و بلدیه، قانون‌گذاری در حوزهٔ نظافت شهری و نظارت بر اصناف مرتبط با سلامت می‌شد. در حوزهٔ درمان نیز اقداماتی نظیر تأسیس بیمارستان‌های دولتی و خارجی، مریضخانه‌ها، جایگاه‌های امدادی، مؤسسهٔ انستیتو پاستور و ادارهٔ صحیهٔ عمومی انجام گرفت. همچنین واکسیناسیون عمومی، قرنطینه و صدور مجوزهای رسمی برای مشاغل پزشکی و قابلگی، از دیگر اقدامات دولت قاجار در جهت ساماندهی نظام سلامت بود. با وجود کاستی‌ها، این اقدامات زمینه‌ساز شکل‌گیری نهادهای مدرن بهداشتی و درمانی در ایران شد.[۶۷]

پانویس

  1. «تحول نظام سیاسی ایران از صفویه تا قاجار»، وب‌سایت سیلیویکا.
  2. افشاری و دیگران، «تحول مفهوم هویت ملی در عصر قاجار»، مجلۀ تاریخ، ۱۴۰۱ش، ص۵۹-۷۰
  3. مستوفی، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجاریه، ۱۳۸۴ش، ج1، ص394.
  4. آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب؛ درآمدی بر جامعه‌شناسی سیاسی ایران معاصر، ۱۳۷۸ش، ص13-14.
  5. لمبتون، ایران عصر قاجار، ۱۳۷۵ش، ص71-72.
  6. مدرسی، مرد روزگاران مدرس شهید نابغهٔ ملی ایران، ۱۳۷۴ش، ج1، ص3-4.
  7. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص356.
  8. «نظام قضایی دورۀ قاجار»، وب‌سایت دنیای اقتصاد.
  9. مزینانی، سرگذشت، افکار و آثار آیت‌الله شهید سیدحسن مدرس، 1393ش، ص۴۸.
  10. بیگدلو و احمدوند، «دگرگونی در آداب و رسوم معاشرتی ایرانیان در دوره قاجار (مطالعه موردی؛ دست دادن به سبک جدید)»، ۱۴۰۲ش، ص۳۰۶-۳۰۷.
  11. شکاریان و دیگران، «تحلیل وضعیت زبان، گویش و لهجه‌های ایران باتوجه به اطلاعات ارائه‌شده در سفرنامه‌های خارجی عصر قاجار»، ۱۴۰۲ش، ص۵۳-۵۴.
  12. حاجی آقابابایی، گونه‌شناسی نثر فارسی در عصر قاجار، 1400ش، ص25-28.
  13. والنتین، اشعار عامیانهٔ ایران (در عصر قاجاری)، 1382ش، ص2.
  14. «ادبیات در عصر فریادهای در گلو مانده»، وب‌سایت روزنامۀ خراسان.
  15. پورعلی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، ۱۴۰۲ش، ص۱۱۷-۲۱۲۳.
  16. «تصویری قدیمی از جشن نیمه شعبان در دوره قاجار | قاجارها نیمه شعبان را چگونه جشن می‌گرفتند؟»، همشهری آنلاین
  17. «اسنادی از جشن میلاد امام رضا(ع) در دوره قاجار در مرکز اسناد آستان قدس رضوی»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی،
  18. «خارجی‌ها کدام آیین‌های نوروزی را تغییر دادند»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی.
  19. نرگسی، «عزادارى در عصر قاجار» 1385ش، پرتال جامع علوم انسانی.
  20. سلطانی‌مقدم، «اوضاع اجتماعی دوره قاجار»، وب‌سایت پژوهه.
  21. سلطانی‌مقدم، «اوضاع اجتماعی دوره قاجار»، وب‌سایت پژوهه.
  22. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص۳۷۷-۳۷۸.
  23. پوربختیار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار براساس نظریۀ تمایز بوردیو»، 1402ش، ص۱۲۲-۱۳۷.
  24. رحیمی، «تفریحات و سرگرمی‌های ایرانیان از روزگار صفوی تا دوره پهلوی دوم »، وب‌سایت مرکز مطالعات ایرانی و اسلامی.
  25. «هنر در دورۀ قاجاریه»، وب‌لاگ تاریخ ما.
  26. «هنر در دورۀ قاجاریه»، وب‌لاگ تاریخ ما.
  27. «آغاز تصویرگری مدرن در عصر قاجار»، وب‌سایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.
  28. سلطانی‌مقدم، «اوضاع اجتماعی دوره قاجار»، وب‌سایت پژوهه.
  29. تاجبجش، تاریخ تمدن و فرهنگ در دوره قاجار، ۱۳۷۷ش، ص۴۲۳.
  30. آدمیت، امیرکبیر و ایران، ۱۳۶۲ش، ص۴۳۰-۴۳۵.
  31. فرهادمیرزا، سفرنامه فرهاد میرزا، 1366ش، ص115.
  32. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص358-361.
  33. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص361.
  34. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص358-361.
  35. اشرف و بنوعزیزی، طبقات اجتماعی؛ دولت و انقلاب در ایران، 1393ش، ص43-63.
  36. اشرف و بنوعزیزی، طبقات اجتماعی؛ دولت و انقلاب در ایران، 1393ش، ص43-63.
  37. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص358-361.
  38. «نظام طبقاتی دورۀ قاجار از اشراف تا لوتی‌ها»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
  39. زرگری‌نژاد و علی‌پور، «نگاهی به وضعیت کنیزان، غلامان و خواجگان در عصر قاجار»، 1388ش، ص1.
  40. «نظام طبقاتی دورۀ قاجار از اشراف تا لوتی‌ها»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
  41. علی‌زاد بیرجندی، «عوامل مؤثر بر گزینش الگوهای سبک زنگی در دورهٔ قاجار»، 1399ش، ص125.
  42. تاج‌السلطنه، خاطرات تاج‌السلطنه، 1361ش، ص13.
  43. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص356.
  44. رمضان‌نرگسی، «تأثیر فرهنگ سیاسی تشیع در بیداری مردم ایران در دورهٔ قاجاریه»، 1387ش، ص139.
  45. «روایت‌هایی از خانه و خانواده ایرانی در روزگار قاجار»، وب‌سایت مرکز مطالعات ایران و اسلامی.
  46. داوودی و ابطحی «بررسی خانواده و ازدواج در دوره قاجار با تکیه بر سفرنامه های خارجی»، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی.
  47. هاشمی و ایمانی خوشخو، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامه‌های سفرنامه‌نویسان خارجی»، ۱۳۹۵ش، ص۹-۱۲.
  48. شریفی شکوه، «وضعیت فکری و فرهنگی ایران در عصر قاجار»، 1397ش، ص128-129.
  49. دهقانی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریهٔ ابن خلدون»، 1401ش، ص204-205.
  50. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص357-358.
  51. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص354.
  52. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص363-365.
  53. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص363-365.
  54. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص265-367.
  55. «صنایع‌دستی دوره قاجار»، تاریخ درج مطلب: وب‌سایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.
  56. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص378.
  57. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص378.
  58. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص378-380.
  59. نصیری، «بررسى سیر تحولات نظام آموزشى مکتب‏خانه‏اى در دوره قاجار و پهلوى اول»، ۱۳۸۷ش، ص۲۰۵-۲۰۸.
  60. نصیری، «بررسى سیر تحولات نظام آموزشى مکتب‏خانه‏اى در دوره قاجار و پهلوى اول»، ۱۳۸۷ش، ص۲۲۲-۲۲۵.
  61. نصیری، «بررسى سیر تحولات نظام آموزشى مکتب‏خانه‏اى در دوره قاجار و پهلوى اول»، ۱۳۸۷ش، ص۲۳۸-۲۴۲.
  62. اکبری وشناسی آذری، «نخستین آشنایی‌های ایرانیان با علوم جدید (عصر فتحعلی شاه قاجار)»، 1388ش، ص28.
  63. محمودآبادی، «اصلاحات آموزشی از دارالفنون تا مدارس رشدیه»، 1391ش، ص۳۷–۳۸.
  64. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص381.
  65. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص384.
  66. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص384.
  67. «عالمی و علی‌محمد، وضعیت بهداشت عمومی در عصر قاجار از نگاه سیاحان خارجی (1227-1304ش)»، ۱۴۰۱۴ش، ص۹۳-۱۰۲.

منابع

  • آبراهامیان، یرواند، ایران بین دو انقلاب؛ درآمدی بر جامعه‌شناسی سیاسی ایران معاصر، ترجمهٔ احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران، نی، ۱۳۷۸ش.
  • آدمیت، فریدون، امیرکبیر و ایران، تهران، خوارزمی، ۱۳۶۲ش.
  • «آغاز تصویرگری مدرن در عصر قاجار»، وب‌سایت روزنامۀ دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۲۶ تیر ۱۳۹۲ش.
  • «ادبیات در عصر فریادهای در گلو مانده»، وب‌سایت روزنامهٔ خراسان، تاریخ بازدید: ۲۷ مهر ۱۴۰۲ش.
  • «اسنادی از جشن میلاد امام رضا(ع) در دوره قاجار در مرکز اسناد آستان قدس رضوی»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۱۶ مرداد ۱۳۹۶ش.
  • اشرف، احمد و بنوعزیزی، علی، طبقات اجتماعی، دولت و انقلاب در ایران، ترجمهٔ سهیلا ترابی فارسانی، تهران، نیلوفر، ۱۳۸۷ش.
  • اصفهانی، عمادالدین حسین، تاریخ مفصل اسلام از طلوع اسلام تا عصر حاضر، تهران، کتاب‌فروشی اسلام، ۱۳۶۲ش.
  • افشاری، کیانوش و دیگران، «تحول مفهوم هویت ملی در عصر قاجار»، مجلۀ تاریخ (دانشگاه آزاد اسلامی واحد محلات)، شمارۀ ۶۶، 1401ش.
  • اکبری، محمدعلی وشناسی‌آذری، لاله، «نخستین آشنایی‌های ایرانیان با علوم جدید (عصر فتح‌علی شاه قاجار)»، مجلهٔ مسکویه، شمارهٔ ۱۰، ۱۳۸۸ش.
  • «بیانات در ارتباط تصویری با نمایندگان تشکل‌های دانشجویی»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹ش.
  • بیگدلو، احمد و زینب احمدوند، «دگرگونی در آداب و رسوم معاشرتی ایرانیان در دوره قاجار (مطالعه موردی؛ دست دادن به سبک جدید)»، مجلۀ تاریخ ایران، شمارۀ ۲، ۱۴۰۲ش.
  • پوربختیار، غفار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار براساس نظریۀ تمایز بوردیو»، مجلۀ جامعه‌شناسی تاریخی، شماره 1، شهریور 1402ش.
  • پورعلی، سیدمرتضی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، پژوهش‌های مطالعات اسلامی معاصر، سال ۱، شماره ۳، ۱۴۰۲ش.
  • پیرنیا، حسن و اقبال، عباس، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض قاجاریه، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، خیام، ۱۳۸۰ش.
  • تاج‌السلطنه، خاطرات تاج‌السلطنه، به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان، تهران، تاریخ ایران، ۱۳۶۱ش.
  • تاجبجش، احمد،تاریخ تمدن و فرهنگ در دوره قاجار، شیراز، انتشارات نوید شیراز، ۱۳۷۷ش.
  • «تحول نظام سیاسی ایران از صفویه تا قاجار»، وب‌سایت سیلیویکا، تاریخ بازدید: ۸ تیر ۱۴۰۵ش.
  • «تصویری قدیمی از جشن نیمه شعبان در دوره قاجار | قاجارها نیمه شعبان را چگونه جشن می‌گرفتند؟»، همشهری آنلاین، تاریخ درج مطلب: ۱۷ اسفند ۱۴۰۱ش
  • حاجی آقابابایی، محمدرضا، گونه‌شناسی نثر فارسی در عصر قاجار، تهران، مهراندیش، ۱۴۰۰ش.
  • «خارجی‌ها کدام آیین‌های نوروزی را تغییر دادند»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی، تاریخ بازدید: ۱۰ تیر ۱۴۰۵ش.
  • داوودی، سمانه و ابطحی علی‌رضا، «بررسی خانواده و ازدواج در دوره قاجار با تکیه بر سفرنامه های خارجی»، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، تاریخ بازدید: ۱۱ تیر ۱۴۰۵ش.
  • دهقانی، محمدمهدی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریهٔ ابن خلدون»، مجلهٔ جامعه‌شناسی سیاسی جهان اسلام، دورهٔ ۱۰، شمارهٔ ۱، ۱۴۰۱ش.
  • رمضان‌نرگسی، رضا، «تأثیر فرهنگ سیاسی تشیع در بیداری مردم ایران در دورهٔ قاجاریه»، مجلهٔ مطالعات انقلاب اسلامی، شمارهٔ ۱۴، پاییز ۱۳۸۷ش.
  • رحیمی، پرستو، «تفریحات و سرگرمی‌های ایرانیان از روزگار صفوی تا دوره پهلوی دوم »، وب‌سایت مرکز مطالعات ایرانی و اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۲۲ تیر ۱۳۹۴ش.
  • «روایت‌هایی از خانه و خانواده ایرانی در روزگار قاجار»، وب‌سایت مرکز مطالعات ایران و اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۱۰ بهمن ۱۳۹۵ش.
  • زرگری‌نژاد، غلام‌حسین و علی‌پور، نرگس، «نگاهی به وضعیت کنیزان، غلامان و خواجگان در عصر قاجار»، مجلهٔ پژوهش‌های تاریخی، دورهٔ ۱، شمارهٔ ۲، مرداد ۱۳۸۸ش.
  • سلطانی‌مقدم، سعیده، «اوضاع اجتماعی دوره قاجار»، وب‌سایت پژوهه، تاریخ درج مطلب: ۲۴ آبان ۱۳۹۳ش.
  • شریفی شکوه، زینب، «وضعیت فکری و فرهنگی ایران در عصر قاجار»، مجلهٔ فرهنگ پژوهش، شمارهٔ ۳۳، بهار ۱۳۹۷ش.
  • شکاریان‌، محمدعلی و دیگران، «تحلیل وضعیت زبان، گویش و لهجه‌های ایران باتوجه به اطلاعات ارائه‌شده در سفرنامه‌های خارجی عصر قاجار»، مجلۀ زبان فارس و گویش‌های ایرانی، شماره ۱۵، ۱۴۰۲ش.
  • شمیم، علی‌اصغر، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)، تهران، بهزاد، ۱۳۸۷ش.
  • «صنایع‌دستی دوره قاجار»، تاریخ درج مطلب: وب‌سایت روزنامۀ دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۲ مرداد ۱۴۰۱ش.
  • طباطبایی، سیدجواد، ایران در دورهٔ فتحعلی‌شاه، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۹۳ش.
  • عالمی، خدیجه و فاطمه، علی‌محمد، «وضعیت بهداشت عمومی در عصر قاجار از نگاه سیاحان خارجی (1227-1304ش)»، مجلۀ پژوهش‌های ایران‌شناسی، شمارۀ ۱، ۱۴۰۱۴ش، ص۹۳-۱۰۲.
  • علی‌زاد بیرجندی، زهرا، «عوامل مؤثر بر گزینش الگوهای سبک زنگی در دورهٔ قاجار»، مجلهٔ جستارهای تاریخیهٔ سال یازدهم، شمارهٔ ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۹ش.
  • فرهاد میرزا، معتمدالدوله، سفرنامهٔ فرهاد میرزا، تهران، توس، ۱۳۶۶ش.
  • لمبتون، آ.ک. س، ایران عصر قاجار، ترجمه سیمین فصیحی، مشهد، جاودان‌خرد، ۱۳۷۵ش.
  • محمودآبادی، مهدیه، «اصلاحات آموزشی از دارالفنون تا مدارس رشدیه، ۱۲۶۸ تا ۱۳۱۵ق»، مجلهٔ تاریخ‌پژوهی، شمارهٔ ۵۱، ۱۳۹۱ش.
  • مدرسی، علی، مرد روزگاران مدرس شهید نابغهٔ ملی ایران، تهران، هزاران، ۱۳۷۴ش.
  • مزینانی، محمدصادق، سرگذشت، افکار و آثار آیت‌الله شهید سیدحسن مدرس، قم، مؤسسهٔ کتاب‌شناسی شیعه، ۱۳۹۳ش.
  • مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجاریه، تهران، زوار، چاپ پنجم، ۱۳۸۴ش.
  • مهرآبادی، میترا، زن ایرانی به روایت سفرنامه‌نویسان فرنگی، تهران، آفرینش، ۱۳۷۹ش.
  • نرگسی، رمضان، «عزادارى در عصر قاجار»، مجلۀ تاریخ در آیینه پژوهش، شمارۀ ۹، 1385ش، در وب‌سایت پرتال جامع علوم انسانی.
  • نصیری، مهدیف «بررسى سیر تحولات نظام آموزشى مکتب‏خانه‏اى در دوره قاجار و پهلوى اول»، مجلۀ حوزه، شماره ۲۵، ۱۳۸۷ش،
  • «نظام قضایی دورهٔ قاجار»، وب‌سایت دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۱۵ آذر ۱۳۹۵ش.
  • «نظام طبقاتی دورهٔ قاجار از اشراف تا لوتی‌ها»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۶ آذر ۱۴۰۱ش.
  • والنتین، ژوکوفسکی، اشعار عامیانهٔ ایران (در عصر قاجاری)، تصحیح و توضیح عبدالحسین نوایی، تهران، اساطیر، ۱۳۸۲ش.
  • هاشمیان، احمد، تحولات فرهنگی ایران در دورهٔ قاجاریه و مدرسهٔ دارالفنون، تهران، مؤسسهٔ جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب، ۱۳۷۹ش.
  • هاشمی، سید ضیاء و ایمانی خوشخو، محمدجواد، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامه‌های سفرنامه‌نویسان خارجی»، مجلۀ مطالعات ملی، شمارۀ ۶۷، ۱۳۹۵ش، ص۹-۱۲.