فمینیسم
فمینیسم؛ جنبش فکری، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مدعی دفاع از حقوق زنان.
فمینیسم جنبشی اجتماعی، سیاسی و فکری است که هدف آن تعریف، برقراری و دفاع از حقوق برابر سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و شخصی برای زنان است. این جنبش بهطور تاریخی به دنبال تغییر ساختارهای اجتماعیای بوده که زنان را در موقعیت فرودست نسبت به مردان قرار دادهاند. فمینیسم شامل طیف گستردهای از ایدئولوژیها و جنبشها است که دربارهٔ علل نابرابری جنسیتی و راهحلهای آن دیدگاههای متفاوتی دارند. برخی اندیشمندان فمینیست بر این باور هستند که فمینیسم پس از قرنها تلاش و مبارزه، کژکاردهای بسیاری را در پی داشته است، ازجمله: ابهامافزایی، دامنزدن به بحران تفاهم انسانها، ایجاد دشمنی بین دو جنس زن و مرد، تلاش در ایجاد همانندی مصنوعی با نادیده گرفتن نقشها و کارکردهای ویژه زنان و مردان و در نهایت پایین آوردن جایگاه انسانی زن.
ریشهشناسی و تعاریف
واژه فمینیسم (به فرانسوی: Féminisme) از ریشه لاتین Femina بهمعنای زن، گرفته شده است و نخستین بار در قرن نوزدهم میلادی در زبان فرانسوی ظاهر شد.[۱] این واژه در زبان فارسی معادلهایی مانند زنگرایی، زنانهنگری، جنبش زنان[۲] و نهضت برابریخواهی زنان دارد.[۳]
اولین کاربرد ثبتشده فمینیسم به سال ۱۸۷۱م در یک متن پزشکی فرانسوی بازمیگردد که برای توصیف «توقف رشد خصوصیات مردانه» در بیماران مرد به کار رفت. یک سال بعد، یک نویسنده ضد فمینیست آن را برای توصیف زنانی استفاده کرد که مردانه رفتار میکردند. این سیر تحول واژه نشان میدهد که ابتدا برابریخواهی زنان، بار معنایی منفی داشت. تبدیل این واژه به یک عنوان خودخواسته برای جنبش، فرآیندی تدریجی بود و تا میانههای قرن بیستم بهطور فراگیر برای اشاره به کنشگران زن استفاده نشد.[۴]
تعاریف متعددی از فمینیسم ارائه شده است، ازجمله:
- ایدئولوژی که بر برابری ارزش زن و مرد تأکید دارد و با تبعیضهای جنسیتی مبارزه میکند.[۵]
- جنبش اجتماعی سازمانیافته که برای دگرگونی نظامات اجتماعی نابرابر تلاش میکند.[۶]
- چشمانداز نظری که به تحلیل روابط قدرت بین جنسیتها در حوزههای مختلف دانش میپردازد.[۷]
زمینههای پیدایش فمینیسم
پیدایش فمینیسم، پاسخی بود به یک سیستم بههمپیوسته از محرومیتها در جامعه غربی، که زنان را از شخصیت حقوقی مستقل و مشارکت اجتماعی کامل، محروم کرده بود. روشنگری و تحولات اجتماعی قرن هجدهم و نوزدهم میلادی در اروپا و آمریکا، بستر فکری و عملی برای پیدایش فمینیسم را فراهم آورد. از این منظر، فمینیسم بهعنوان یک نیروی اجتماعی و فکری سازمانیافته، در واکنش به مجموعهای پیچیده از شرایط تاریخی، فلسفی، اقتصادی و اجتماعی در غرب شکل گرفت.[۸]
زمینههای فلسفی و دینی
- یونان باستان: در آتن، که بهعنوان زادگاه دموکراسی غرب ستایش میشود، زنان از مقام شهروندی محروم بودند. آنان نه حق رأی داشتند، نه میتوانستند در مجامع عمومی شرکت کنند و نه مالکیت مستقلی داشتند. فیلسوفانی مانند ارسطو زنان را موجوداتی ناقصالعقل و طبیعیترین حالت جامعه را سلطه مرد بر زن میدانستند. حتی افلاطون که از آموزش برابر برای زنان و مردان سخن میگفت، در جای دیگری خدا را به خاطر آفرینش مرد شکر میکند.[۹]
- مسیحیت و یهودیت: تفاسیر سنتی از متون مقدس یهودی-مسیحی نقش بسزایی در تثبیت جایگاه فرودست زن ایفا کرد. داستان آفرینش حوا از دنده آدم و فریبدادن او اغلب بهعنوان دلیلی بر تقدم مرد و گناهکاری ذاتی زن استفاده میشد.[۱۰] سنتهای کلیسایی قرون وسطی زن را دروازه شیطان و موجودی وسوسهگر میدانستند.
زمینههای حقوقی و سیاسی
در نظامهای حقوقی گذشته اروپا و آمریکا، هویت قانونی زن متأهل در وجود شوهرش ادغام میشد. این اصل نتایج زیر را در پی داشت:
- نفی حق مالکیت: زنان ازدواجکرده حق مالکیت مستقل بر اموال، درآمد شخصی یا ارث را نداشتند و تمام دارایی آنان به کنترل کامل شوهر منتقل میشد.
- نفی حق قرارداد و دادخواهی: زنان نمیتوانستند بهطور مستقل قرارداد ببندند، در دادگاه اقامه دعوا کنند یا مورد دعوا قرار گیرند.
- محرومیت از حضانت فرزند: در صورت طلاق یا جدایی، حق سرپرستی فرزندان بهطور خودکار به پدر تعلق میگرفت.
- محرومیت از مشارکت سیاسی: مهمترین نماد محرومیت سیاسی، محرومیت مطلق از حق رأی و نامزدی در انتخابات بود. زنان شهروند درجه دوم محسوب میشدند که سرنوشت سیاسی آنان توسط مردان شامل پدر، برادر و شوهر، تعیین میشد.[۱۱]
زمینههای اقتصادی و اجتماعی
- محدودیتهای آموزشی: دسترسی زنان به تحصیلات رسمی، به ویژه تحصیلات عالی، به شدت محدود بود. دانشگاهها درهای خود را بر روی زنان بسته بودند. آموزش آنان عمدتاً به مهارتهای خانهداری، همسرداری و فرزندپروری محدود میشد تا نقش سنتی خود را ایفا کنند.
- محدودیتهای شغلی: حرفههای تخصصی، مشاغل مدیریتی و حتی بسیاری از مشاغل کارگری برای زنان ممنوع یا بسیار دشوار بود. فعالیت اقتصادی آنان غالباً به کار بدون مزد در خانه یا مشاغل کمدرآمد و بیثبات محدود میشد و وابستگی اقتصادی کامل به مردان را تداوم میبخشید.
- تقسیم کار جنسیتی: جامعه، حوزه عمومی را قلمرو مردان و حوزه خصوصی مانند خانه، خانواده و عواطف را عرصه طبیعی زنان تعریف کرده بود. این تقسیمبندی، قدرت اجتماعی و اقتصادی را در دست مردان متمرکز و زنان را از منابع قدرت دور نگاه میداشت.[۱۲]
زمینههای فکری و روشنگرانه
- اومانیسم و عقلگرایی: گرچه ابتدا مردمحور بود، اما تأکید بر ارزش ذاتی انسان و قدرت عقل، بهتدریج پرسشهایی را دربارهٔ طبیعت و جایگاه زنان برانگیخت.
- انقلاب فرانسه و ایدههای روشنگری: شعارهای آزادی، برابری و برادری و تأکید بر حقوق طبیعی و ذاتی بشر، تضاد آشکاری با وضعیت حقوقی زنان داشت. زنانی مستقیماً این تناقض را نشانه گرفتند و خواستار شمول زنان در این حقوق شدند.
- انقلابهای صنعتی: از یک سو، با بیرون کشیدن تولید از خانه، نقش اقتصادی سنتی زنان را کمرنگ کردند و از سوی دیگر، با ایجاد کارخانهها، نیاز به نیروی کار ارزان از جمله زنان و کودکان را ایجاد کردند که هرچند با استثمار همراه بود، اما اولین فرصتها برای استقلال اقتصادی نسبی و حضور زنان در عرصه عمومی را فراهم آورد.
- جنبش الغای بردگی: زنان در جنبش ضدبردهداری در آمریکا و بریتانیا، مهارتهای سازماندهی، سخنرانی عمومی و نگارش متقاعدکننده را آموختند. تجربه تبعیض مضاعف بهعنوان زن در جامعه، بسیاری از آنان را به این نتیجه رساند که برای رهایی خود مبارزه کنند.[۱۳]
امواج فمینیسم
سیر تحول تاریخی فمینیسم معمولاً به چند موج اصلی تقسیم میشود که هر کدام بر مسائل خاصی متمرکز بودهاند:[۱۴]
موج اول: دهههای ۱۸۴۰ تا ۱۹۲۰م
این موج که با نام فمنیسیم اثباتگرا و جنبش حق رأی زنان شناخته میشود، عمدتاً بر حقوق قانونی و سیاسی زنان متمرکز بود.[۱۵]
- اهداف اصلی: کسب حق رأی، حق مالکیت، حق قرارداد بستن و دسترسی به آموزش عالی.[۱۶]
- رویدادهای شاخص: تشکیل کنوانسیون حقوق زنان در سِنِکا فالس آمریکا (۱۸۴۸م)، فعالیتهای سافراجتها در بریتانیا و آمریکا.
- دستاوردها: کسب حق رأی برای زنان در بسیاری از کشورهای غربی مانند نیوزیلند در ۱۸۹۳م، آمریکا در ۱۹۲۰م و بریتانیا در ۱۹۲۸م.[۱۷]
موج دوم: دهههای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰م
این موج از حقوق صوری فراتر رفت و نابرابریهای اجتماعی، فرهنگی و جنسی را مورد نقد قرار داد.[۱۸]
- شعار محوری: «شخصی، سیاسی است» که نشان میداد مسائل خصوصی زندگی زنان ریشههای سیاسی دارد.
- مفاهیم کلیدی: برابری در محیط کار، استقلال جنسی و تولیدمثلی، نقد نقشهای سنتی جنسیتی، خشونت علیه زنان.
- نویسندگان تأثیرگذار: سیمون دوبووار با کتاب جنس دوم، بتی فریدان با کتاب رازورزی زنانه، کیت میلت با کتاب سیاست جنسی.[۱۹]
- دستاوردها: تصویب قوانین ضد تبعیض مانند قانون برابری دستمزد در سال ۱۹۶۳م در آمریکا، ایجاد پناهگاههای زنان آسیبدیده، رواج بحثهای گسترده دربارهٔ سقط جنین و کنترل باروری.[۲۰]
موج سوم: دهههای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۰م
این موج در پاسخ به شکافهای موج دوم و تحت تأثیر اندیشههای پستمدرن و پساساختارگرا شکل گرفت.[۲۱]
- ویژگی اصلی: تأکید بر تنوع تجربیات زنان و به چالشکشیدن ایده یک تجربه جهانی زنانه.
- مفاهیم کلیدی: درهمتنیدگی ستمهای جنسیتی، نژادی، طبقاتی و جنسی؛ نظریه کوئیر؛ بازاندیشی در مفاهیم زنانگی و مردانگی.[۲۲]
- نمادها: هنرمندانی مانند مدونا که بر استقلال و قدرت جنسی زن تأکید داشتند.
- نقد به موج دوم: تمرکز موج دوم بر تجربه زنان سفیدپوست، طبقه متوسط و دگرجنسگرا.[۲۳]
موج چهارم: حدود ۲۰۱۲م تا کنون
این موج با استفاده از فناوری دیجیتال و شبکههای اجتماعی شکل گرفته و بر مسائل جدیدتری متمرکز است.
- ابزار اصلی: اینترنت، شبکههای اجتماعی، هشتگها.
- محرکهای اصلی: مقابله با آزار جنسی، خشونت علیه زنان، عدالت جنسیتی در فضای مجازی، توجه به مسائل تراجنسیتیها.
- جنبشهای شاخص: MeToo# برای مقابله با آزار و سوءاستفاده جنسی، جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ایران.
- مفاهیم: فراجنسیتیگرایی، فمینیسم اینترسکشنال (تقاطعی)، نقد فرهنگ رِیپ (تجاوز).[۲۴]
گرایشها و مکاتب فکری فمینیستی
درون جنبش فمینیسم، مکاتب فکری متنوع و گاه متعارضی وجود دارد؛ اما جریان کلی فمینیسم دارای اصول مشترکی است که مهمترین آنها اومانیسم، سکولاریسم و لزوم تغییر نظام خانواده است. اومانیسم، انسان را تنها مرجع تفسیر عالم و نظمبخشی به آن میداند و تمام پیوندهای پیشساخته از حیات بشری را نفی میکند.[۲۵] سکولاریسم به بیتفاوتی در برابر دین یا نفی مذهب و آموزههای دینی یا خارجبودن عرصههای مختلف علوم از قلمرو دین تعریف شده است و بر این اساس، حقوق زنان با تکیه بر نیازهای ملموس و محسوس بشری تنظیم میشود.[۲۶] همچنین تغییر و اصلاح نظام سلسلهمراتبی خانواده یکی از اهداف گرایشهای فمینیستی است که در قالب تغییر قوانین حاکم بر خانواده، حذف خانواده، تغییر روابط قدرت در خانواده و ایجاد برابری و اشتراک در تمام شئون خانواده، بازتعریف میشود.[۲۷]
فمینیسم لیبرال
پیروان فمنیسم لیبرال، نبودن فرصتهای برابر آموزشی در جامعه را دلیل ستم بر زنان میدانند و تلاش میکنند با انجام اصلاحاتی در این زمینه، بدون آنکه بنیادهای اجتماعی و اساسی موجود در جامعه تغییر کند، موقعیت زنان را بهبود بخشند.
- تمرکز: اصلاحات تدریجی در چارچوب نظامهای سیاسی و حقوقی موجود.
- بنیان فکری: ارزشهای لیبرالی مانند فردگرایی، برابری فرصتها و عقلانیت.
- اهداف: تصویب و اجرای قوانین ضد تبعیض، برابری در آموزش و اشتغال، مشارکت برابر سیاسی.
- نمایندگان: مری ولستونکرافت، بتی فریدان.[۲۸]
فمینیسم رادیکال
طرفداران فمنیسم رادیکال بر این باورند که هیچ حوزهای از جامعه، از تبیین مردانه بر کنار نیست، در نتیجه باید در هر جنبهای از زندگی زن که طبیعی تلقی میشود، تردید کرد و برای انجام کارها شیوههای جدیدی یافت.
- تمرکز: نظام پدرسالاری بهعنوان ریشه اصلی ستم بر زنان. نیاز به تغییرات بنیادین در تمام ساختارهای اجتماعی.
- بنیان فکری: تجزیه و تحلیل روابط قدرت در سطح خُرد مانند خانواده و روابط جنسی.
- اهداف: بازتعریف خانواده، سیاستهای جنسی و نهادهای اجتماعی.
- شعار: «شخصی، سیاسی است».
- نمایندگان: شولامیت فایرستون، کیت میلت.[۲۹]
فمینیسم مارکسیستی و سوسیالیستی
طرفداران فمینیسم مارکسیستی با تأکید بر مادرسالار بودن جوامع اولیه، معتقدند که پیدایش مالکیت خصوصی در جوامع، سبب در بند کشیدن زنان شده و تا زمانی که نظام مالکیت خصوصی وجود دارد، این اسارت وجود خواهد داشت. فمینیسم سوسیالیستی نیز جنس، طبقه، نژاد، سن و ملیت را عوامل ستم بر زنان میداند و معتقد است که سلطه تاریخی مردان بر زنان، در جوامع سرمایهداری شکل تازهتری مییابد.[۳۰]
- تمرکز: پیوند ستم جنسیتی با سرمایهداری و نظام طبقاتی.
- بنیان فکری: مارکسیسم. کار بیمزد زنان در خانه، پایهای برای انباشت سرمایه است.
- اهداف: مبارزه همزمان با سرمایهداری و پدرسالاری. اجتماعیکردن کار خانگی و مراقبت.
- نمایندگان: کلارا زتکین، الکساندرا کولونتای، سیلویا فدریچی.[۳۱]
فمینیسم سیاه/ زنگرایی اینترسکشنال
- تمرکز: تجربه خاص زنان سیاهپوست که تحت ستمهای درهمتنیده نژادی، جنسیتی و طبقاتی قرار دارند.
- بنیان فکری: نقد تمرکز فمینیسم بر تجربه زنان سفیدپوست. نظریه تقاطعگرایی.
- اهداف: پرداختن به مسائلی مانند نژادپرستی درون جنبش زنان، تجربه خاص خشونت علیه زنان رنگینپوست.
- نمایندگان: آدری لورد، بل هوکس، کیمبرله کرنشاو.
فمینیسم پستمدرن
واژه فمینیسم پستمدرن تداعیکننده مجموعهای از مفاهیم و طرز فکرها در مورد زنان و مسائل زنانه است که گاه متضاد و متعارض به نظر میرسد. این گرایش معتقد است روابطی که بر زنان تحمیل میشود و رفتارهایی که میان دختر و پسر تفاوت ایجاد میکند، موجب بردگی زن در تاریخ شده است؛ نه اموری مانند ازدواج و نقش مادری.
- تمرکز: نقد فمینیسم غربی بهعنوان ابزار امپریالیسم فرهنگی و نادیده گرفتن تجربه زنان در جهان جنوب.
- بنیان فکری: مطالعات پسااستعماری.
- اهداف: بومیسازی مبارزه برای برابری جنسیتی در بافتار فرهنگهای غیرغربی. نقد «نجاتگرایی» فمینیستی غرب.
- نمایندگان: چاندرا تالپاده موهانتی، گایاتری چاکراورتی اسپیواک.[۳۲]
فمینیسم اسلامی
در دوران اوج اسلامگرایی در خاورمیانه و گسترش دیدگاههای متفاوت در اندیشه فمینیستی، جریانی خاص مربوط به مباحث زنان در جهان اسلام شکل گرفت که بهدنبال گسترش برابری در همه عرصههای زندگی بود. این جریان از نیمه دوم قرن بیستم میلادی با رواج مفهوم حقوق بشر و بهویژه حقوق و آزادیهای زنان در عرصه بینالمللی، درصدد نظریهپردازی پیرامون فمینیسم اسلامی برآمد.
- تمرکز: ارائه خوانشی برابریخواهانه از متون دینی اسلام در راستای احقاق حقوق زنان.
- بنیان فکری: بازتفسیر قرآن و سنت با روشهای هرمنوتیکی جدید.
- اهداف: آشتیدادن هویت مذهبی با مطالبات برابری جنسیتی در جوامع مسلمان.
- نمایندگان: فاطمه مرنیسی، آمنه ودود.[۳۳]
برخی پژوهشگران، رویکرد فمینیستی به اسلام را با دیده تردید مینگرند؛ زیرا معتقدند اسلام بهعنوان یک ایدئولوژی جامع، نمیتواند ایدئولوژی دیگری را در کنار خود بپذیرد؛ همچنین اسلام یک مکتب پیشرو در زمینه توجه و کرامتبخشی به زنان است و میتواند الهامبخش مدافعان و فعالان حقوق زنان بهشمار رود.[۳۴]
اندیشههای فمینیستی
اندیشه فمینیستی با سیاسی انگاشتن امور شخصی، به بازخوانی ریشهای نهادهایی پرداخته که طبیعی و تغییرناپذیر تصور میشدند. اگرچه مواضع درون این جنبش متنوع است، تأثیر کلی آن دگرگونی بنیادین در نگرش به قدرت، خانواده، بدن و بازنمایی فرهنگی بوده است. این تحولات پیامدهای گسترده اجتماعی داشته و همچنان محور مباحث نظری و اجتماعی است.
نقد نهاد ازدواج و خانواده
اندیشه فمینیستی، نهادهای سنتی ازدواج و خانواده را نه ساختارهایی طبیعی، بلکه برساختههای اجتماعی میداند که در خدمت تثبیت و بازتولید مناسبات نابرابر قدرت جنسیتی عمل کردهاند. این نقد بر سه محور اساسی استوار است:
- نقد تاریخی-حقوقی: فمینیستها با استناد به اسناد حقوقی در جوامع غربی نشان میدهند که ازدواج برای قرنها شخصیت حقوقی و استقلال اقتصادی زن را سلب میکرد و او را در وجود شوهر محو مینمود.
- نقد کارکردی-اقتصادی: ازدواج سنتی مبتنی بر تقسیم کار جنسیتی است که در آن کار خانگی زنان بهعنوان کاری طبیعی و غیردستمزدی تعریف میشود. این امر وابستگی اقتصادی زنان و تمرکز منابع در دست مردان را دامن میزند.
- نقد ایدئولوژیک: فمینیستها معتقدند ایدئولوژی عشق رمانتیک و تقدس خانواده، نابرابریهای ساختاری درون این نهادها را پنهان و طبیعی جلوه میدهد.[۳۵]
گرایشهای گوناگون فمینیستی، دیدگاههای متفاوتی دربارهٔ ازدواج دارند، ازجمله:
- موضع لیبرال: اصلاح قوانین در حوزههایی مانند حقوق مالکیت، طلاق و حضانت، برای تبدیل ازدواج به پیمانی برابر.
- موضع رادیکال: برچیدن ازدواج و خانواده که ابزار کنترل تولیدمثل، کار و عاطفه زنان هستند و یافتن شکلهای جایگزین خانواده برای زندگی مشترک.
- موضع مارکسیستی/سوسیالیستی: ازدواج در خدمت نظام سرمایهداری است با هدف بازتولید نیروی کار و ارائه کار خانگی رایگان.
این نقدها به بازتعریف خانواده (مشروعیتبخشی به همباشی، خانوادههای تکوالدی،[۳۶] همجنسگرایی[۳۷])، تغییر الگوهای جمعیتی (کاهش ازدواج، افزایش طلاق)[۳۸] و برجسته شدن «بحران مراقبت» بهعنوان یک مسئله عمومی انجامیده است.[۳۹]
رابطه با سیاست و دولت
فمینیسم در قبال نهاد دولت و سیاست رسمی دو رویکرد اصلی دارد که برآمده از تفاوت در مکاتب فکری آن است:
- رویکرد مشارکتجویانه: دولت را عرصهای برای اصلاحات قانونی میداند. استراتژی آن لابیگری، افزایش سهمیه زنان در نهادهای قدرت و تصویب قوانین ضدتبعیض است.
- رویکرد مبارزهجویانه: دولت را ذاتاً پدرسالار یا در خدمت سیستم سرمایهداری میداند؛ بنابراین تمرکز را بر مبارزه بیرونی، آگاهیبخشی، ایجاد نهادهای مستقل زنان و تغییر فرهنگی بهعنوان پیششرط تغییر سیاسی قرار میدهد.
در این راستا، بنیان نظری دولت-ملتهای مدرن، مبتنی بر یک قرارداد جنسی نانوشته است که زنان را از حوزه عمومی طرد و در حوزه خصوصی محصور میکند.[۴۰]
تحول در عرصه هنر
از دهه ۱۹۷۰م، فمینیسم با نقد رادیکال تاریخ و تولید هنری، تحول عمیقی در عرصه هنر ایجاد کرد. لیندا ناکلین با نقد تاریخنگاری هنر به بررسی چرایی فقدان هنرمندان مشهور زن پرداخت و پاسخ آن را در موانع سیستماتیک یافت، ازجمله محرومیت از آموزش آکادمیک، عدم دسترسی به شبکههای حرفهای و تعریف مردانه از نبوغ هنری.[۴۱] از طریق به چالشکشیدن بازنمایی کلیشهای زنان در هنر کلاسیک و رسانهها، تلاش شد تا هنر با رویکرد فمینیستی، بازتعریف شود. فمینیستها موضوعات حوزه خصوصی زندگی زنان مانند بدن، کار خانگی، خشونت و مادری را وارد قلمرو هنر کردند. این جریان نیز با چالشهایی مواجه شد، از جمله: خطر بازتولید نگاه ابژهساز در حین نقد آن، غلبه روایت زنان سفیدپوست طبقه متوسط، و ادغام تدریجی برخی از آثار در بازار سرمایهداری هنر.[۴۲]
نقدهای وارد بر فمینیسم
فمینیسم از بدو شکلگیری تاکنون با نقدهای مختلفی مواجه بوده است:
نقدهای داخلی (از درون جنبش)
- تمرکز بر زنان سفیدپوست و طبقه متوسط: از سوی فمینیستهای سیاه، لاتین و جهان سومی مطرح شده است.
- حذف تجربه سایر گروهها: نادیده گرفتن تجربه زنان تراجنسیتی، معلول، یا زنان مناطق محروم.
- گرایش به افراط و ایجاد شکاف: برخی از گرایشهای رادیکال به ایجاد دشمنی نظاممند بین زنان و مردان متهم شدهاند.
نقدهای خارجی (از بیرون جنبش)
- تضعیف نهاد خانواده: منتقدان محافظهکار و مذهبی معتقدند فمینیسم با ترویج فردگرایی افراطی و کماهمیتشماری نقش مادری، بنیان خانواده را سست کرده است.
- تناقض با ارزشهای سنتی و دینی: در بسیاری از جوامع، خواستههای فمینیستی مانند برابری کامل در ارث، قضاوت یا رهبری، با تفسیرهای سنتی از متون دینی در تعارض دیده میشود.
- ایجاد بحران هویت برای مردان: برخی منتقدان معتقدند فمینیسم بدون ارائه الگوی جایگزین روشن برای مردانگی، موجب سردرگمی مردان در نقش اجتماعی شده است.
- غربمحوری: منتقدان پسااستعماری، فمینیسم را بازتاب ارزشها و اولویتهای غربی میدانند که برای همه جوامع در جهان قابل تعمیم نیست.
- نادیده گرفتن تفاوتهای زیستشناختی: برخی منتقدان استدلال میکنند که فمینیسم با تأکید صرف بر ساخت اجتماعی جنسیت، تفاوتهای طبیعی بین زن و مرد را نادیده میگیرد.
فمینیسم در ایران
در دوران مشروطه با توجه به فضای باز سیاسی، انجمنها و نشریاتی ایجاد شد که بر آموزش مادران برای تربیت فرزند تأکید میکردند. مطالبات اولیه زنان در این دوره، فمینیستی نبود و بسیاری از این مطالبات، رنگوبوی ضداستعماری و ضداستبدادی داشت، مانند نهضت تنباکو و کمکهای مالی برای تأسیس بانک ملی که زنان در آن نقش فعالی داشتند؛[۴۳] اما تأسیس مدارس دخترانه به سبک جدید و اعزام دانشجو به اروپا زمینه آشنایی بیش از پیش ایرانیان با فرهنگ غرب و ورود افکار و اندیشههای فمینیستی را فراهم کرد.[۴۴] از این منطر، فمینیسم، نظریهای بیگانه از لایههای معرفتی فرهنگ ایرانی بود که در تعاملات فرهنگی با غرب و با انگیزههای سیاسی–اجتماعی بهوجود آمد[۴۵] و تحولات تاریخی زیر را سپری کرده است:
- دوران مشروطه: نخستین تشکلهای زنان، انتشار نشریات زنانه مانند «دانش» و «شکوفه» و تأسیس مدارس دخترانه نوین.
- دوران پهلوی: سیاستهای دولتی «انقلاب سفید» و «کشف حجاب». رشد طبقه متوسط زن تحصیلکرده و حضور محدود در عرصه عمومی.
- پس از انقلاب اسلامی: تلاش برای تفسیر برابرخواهانه از شریعت و تغییر قوانین مربوط به خانواده، حق طلاق و حضانت.
- جنبش «زن، زندگی، آزادی»: خیزش نسل جدیدی از زنان با ادبیات و مطالبات فمینیستی در حوزه پوشش و بدن زن.
پانویس
- ↑ میشل، جنبش اجتماعی زنان، 1383ش، ص11.
- ↑ فرهنگ عمید، ذیل واژه «فمینیسم»، وبسایت واژه یاب
- ↑ معین، فرهنگ معین، ذیل واژه فمینیسم.
- ↑ جمعی از نویسندگان، فمینیسم و دانشهای فمنیستی، 1382ش، ص14.
- ↑ جمعی از نویسندگان، فمینیسم و دانشهای فمنیستی، 1385ش، ص 13و 14.
- ↑ Dictionary of Ethics, theology and society, Rosemary Radford Ruether, 1997, p.377.
- ↑ میشل، جنبش اجتماعی زنان، 1383ش، ص11.
- ↑ افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388ش، ص88.
- ↑ زروندی، «نقدی بر دیدگاههای رایج فمینیستی»، 1386ش، ص80.
- ↑ سفر پیدایش، باب 2، ص21-23.
- ↑ دولتی و دیگران، «بررسی مبانی فلسفی، اخلاقی، کلامی و آثار عملی فمینیسم»، 1389ش.
- ↑ افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص59.
- ↑ افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص59.
- ↑ کدخدایی، «مبانی مقایسهی ارزشی نظام حقوق زن در اسلام و فمینیسم»، 1391ش، ص 58و 59
- ↑ افتخاری، «اثبات، مساوات یا قدرت»، 1379ش، ص91.
- ↑ توحیدفام و عیسیوند، «فمینیسم و دموکراسی در گذر تاریخ»، 1389ش، ص37.
- ↑ مشیرزاده، از جنبش تا نظریه، 1381ش، ص124.
- ↑ افتخاری، «اثبات، مساوات یا قدرت»، 1379ش، ص87.
- ↑ سینافر، «فمینیسم، تاریخچه، امواج، گرایشها و آثار مثبت و منفی جنبشها»، 1401ش، ص7.
- ↑ افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص61.
- ↑ حاجیده آبادی و زارع، «تبیین و بررسی معرفتشناسی فمینیستی»، 1397ش، ص86.
- ↑ حاجیده آبادی و زارع، «تبیین و بررسی معرفتشناسی فمینیستی »، 1397ش، ص72.
- ↑ آقاجانی، «چالش فمینیسم با عدالت جنسیتی»، 1386ش، ص9.
- ↑ مهدیپور، «زنان و مبارزه آنلاین»، سایت سایبرپژوه، 24 شهریور 1399ش.
- ↑ رودگر، تاریخچه، نظریات، گرایشها و نقد فمنیسم، 1394ش، ص191-193.
- ↑ کدخدایی، «مبانی مقایسه ارزشی نظام حقوق زن در اسلام و فمینیسم»، 1391، ص60.
- ↑ توفیقیان و افشون، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص70.
- ↑ افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص63.
- ↑ افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص62.
- ↑ سینافر، «فمینیسم، تاریخچه، امواج، گرایشها و آثار مثبت و منفی جنبشها»، 1401ش، ص7.
- ↑ سینافر، «فمینیسم، تاریخچه، امواج، گرایشها و آثار مثبت و منفی جنبشها»، 1401ش، ص7.
- ↑ افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص66.
- ↑ شفیعیرودپشتی، «نگاهی انتقادی بر فمینیسم اسلامی و ارزیابی میزان گرایش دانشجویان دختر به آن»، 1390ش، ص73.
- ↑ کرمی و محبوبی، «فمینیسم اسلامی، مفاهیم و امکانها»، 1392ش، ص231.
- ↑ آلبویه و جمشیدی، «فمینیسم و غیراخلاقی بودن ازدواج»، 1403ش، ص24.
- ↑ رودگر، تاریخچه، گرایش، نظریات و نقد فمینیسم، 1394ش، ص 244 و 245.
- ↑ کاستلز، عصر اطلاعات، ترجمه حسن چاوشیان، 1380ش، ص253.
- ↑ رودگر، تاریخچه، گرایش، نظریات و نقد فمینیسم، 1394ش، ص238 و 239.
- ↑ توفیقیان و افشون، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص80.
- ↑ پاکنیا، «فمینیسم و سیاست»، 1383ش، ص56.
- ↑ سمیعآذر، «هنر فمینیستی زایش اندیشههای زنانه»، 1386ش.
- ↑ چراغی کوتیانی، «هنر و زیباییشناسی فمینیسم»، 1390ش، ص35.
- ↑ زیبایینژاد، «خاستگاه فمینیسم در ایران»، 1388ش، ص54.
- ↑ ربیعی رودسری، «سرانجام فمینیسم در ایران»، 1385ش، ص7.
- ↑ اقبالی، ابوالفضل، «ماهیت سیاسی فمینیسم در ایران»، خبرگزاری دانشجو، کد خبر:۱۰۸۰۲۵۲، 10 خرداد 1402ش.
منابع
- افتخاری، اصغر، «اثبات، مساوات یا قدرت»، مطالعات راهبردی زنان، ش۹، ۱۳۷۹ش.
- آقاجانی، نصرالله، «چالش فمینیسم با عدالت جنسیتی»، نشریه مطالعات راهبردی زنان، س۱۲، ش۴۶، ۱۳۸۶ش.
- آلبویه، علیرضا و فاطمه جمشیدی، «فمینیسم و غیراخلاقی بودن ازدواج»، نقد و نظر، س۲۹، ش۲، ۱۴۰۳ش.
- پاکنیا، محبوبه، «فمینیسم و سیاست»، فصلنامه مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان، س۲، ش۴، ۱۳۸۳ش.
- توحیدفام، محمد و لیلا عیسیوند، «فمینیسم و دموکراسی در گذر تاریخ»، فصلنامه علمی پژوهشی مطالعات روابط بینالملل، س۳، ش۱۳، ۱۳۸۹ش.
- توفیقیان، خدیجه و مهدی افشون، فمینیسم در ترازوی نقد، پژوهش نامه اسلامی زنان و خانواده، ش۳، ۱۳۸۸ش.
- جمعی از نویسندگان، فمینیسم و دانشهای فمینیستی، ترجمه و نقد تعدادی از مقالات دایرةالمعارف فلسفی روتلیج، تهران، نشر دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ۱۳۸۵ش.
- چراغی کوتیانی، اسماعیل، «هنر و زیباییشناسی فمینیسم»، معرفت فرهنگی اجتماعی، س۳، ش۱، ۱۳۹۰ش.
- حاجیده آبادی، محمدعلی و فهیمه زارع چاهوکی، «تبیین و بررسی معرفتشناسی فمینیستی»، فصلنامه اسلام و مطالعات اجتماعی، س۵، ش۴، ۱۳۹۷ش.
- دولتی، غزاله، حسینی اکبرنژاد، هاله و حسینی اکبرنژاد، حوریه، «بررسی مبانی فلسفی، اخلاقی، کلامی و آثار عملی فمینیسم»، قم، نشر معارف، ۱۳۸۹ش.
- ربیعی رودسری، منیژه، سرانجام فمینیسم در ایران، زمانه، س۵، ش۴۸، ۱۳۸۵ش.
- رودگر، نرجس، تاریخچه، گرایش، نظریات و نقد فمینیسم، تهران، سازمان ملی جوانان، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ۱۳۸۸ش.
- زروندی، نفیسه، «نقدی بر دیدگاههای رایج فمینیستی و تبیین پیامدهای آن»، فصلنامه فرهنگی- تربیتی زنان و خانواده، س۳، ش۴، ۱۳۸۶ش.
- زیبایینژاد، محمدرضا، خاستگاه فمینیسم در ایران، حوراء، شماره ۳۳، ۱۳۸۸ش.
- سمیعآذر، علیرضا، «هنر فمینیستی زایش اندیشههای زنانه»، مجله زنان، ش۱۴۳، ۱۳۸۶ش.
- سینافر، حبیب، فمینیسم، تاریخچه، امواج، گرایشها و آثار مثبت و منفی جنبشها، دهمین کنفرانس بینالمللی مدیریت و علوم انسانی در ایران، دانشگاه تهران، ۱۴۰۱ش.
- شفیعی رودپشتی، میثم و خسروانیان، حمیدرضا، «نگاهی انتقادی بر فمینیسم اسلامی و ارزیابی میزان گرایش دانشجویان دختر به آن»، پژوهش نامه زنان، س۲، ش۲، ۱۳۹۰ش.
- عمید، حسن، فرهنگ عمید، ذیل واژه «فمینیسم»، وبسایت واژه یاب.
- کاستلز، مانوئل، عصر اطلاعات، اقتصاد، جامعه و فرهنگ، قدرت هویت، ترجمه افشین خاکباز، احد علیقلیان، حسن چاوشیان، جلد دوم، تهران، نشر نی، ۱۳۸۰ش.
- کتاب مقدس، ترجمه هنری مرتن، ویلیام گلن و فاضلخانهمدانی، تهران، اساطیر، ۱۳۸۳ش.
- کدخدایی، محمدرضا، «مبانی مقایسه ارزشی نظام حقوق زن در اسلام و فمینیسم»، مطالعات راهبردی زنان، س۱۵، ش۵۷، ۱۳۹۱ش.
- کرمی، محمدتقی، محبوبی شریعت پناهی، نسیمالسادات، «فمینیسم اسلامی، مفاهیم و امکانها»، مطالعات راهبردی زنان، س۱۵، ش۵۷، ۱۳۹۲ش.
- گاردنر، ویلیام، جنگ علیه خانواده، ترجمه معصومه محمدی، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ۱۳۸۱ش.
- مشیرزاده، حمیرا، از جنبش تا نظریه اجتماعی: تاریخ دو قرن فمینیسم، تهران، شیرازه، ۱۳۸۱ش.
- معین، محمد، فرهنگ معین، ذیل واژه «فمینیسم»، وبسایت واژه یاب.
- مهدیپور، سارا، زنان و مبارزه آنلاین، سایت سایبرپژوه، ۲۴ شهریور ۱۳۹۹ش.
- میشل، آندره، جنبش اجتماعی زنان، ترجمه هما زنجانیزاده، تهران، نیکا، ۱۳۸۳ش.
- Dictionary of Ethics, theology and society, Rosemary Radford Ruether، ۱۹۹۷