پرش به محتوا

طاهره قرة‌العین

از ایران پدیا
نسخهٔ تاریخ ۲۴ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۰۷ توسط سیدعلیرضا سیدموسوی (بحث | مشارکت‌ها) (ویکی سازی)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
طاهره قرة‌العین
قره العین
طرحی که به (چهره قره العین) معروف شده است


طاهره قرّةالعین؛ زنی از خاندان علم و اجتهاد و از سران فرقه بابیه.

طاهره ملقب به قُرَّةالعین، دختر محمدصالح برغانی از سران و مبلغان فرقه بابیه است. او با اعلام نسخ شریعت اسلام، در اجتماع مردان بدون حجاب ظاهر شد. این اقدام او واکنش‌های گسترده‌ای را در جامعه اسلامی آن زمان برانگیخت.

زندگی‌نامه

فاطمه‌بیگم بَرَغانی قزوینی، در سال ۱۲۳۳ق در قزوین چشم به جهان گشود. القاب او زرّین‌تاج، زَکیّه و اُمّ‌سَلَمه است. وی در طول زندگی خود به طاهره قُرَّةُالعَین مشهور شد.[۱][۲][۳][۴] او، لقب طاهره را از بابی‌ها و لقب قرةالعین را از شیخیه دریافت کرد.[۵] طاهره قرةالعین در خانواده‌ای مذهبی به‌دنیا آمد. پدرش محمدصالح برغانی و مادرش آمنه‌خانم قزوینی، هردو مجتهد بودند. خانوادهٔ مادرش، پیرو شیخیه و خانواده پدرش از اصولیان معتقد بودند و ثروت زیادی داشتند.[۶] او در نوجوانی با پسرعموی خود ملامحمد برغانی ازدواج کرد. حاصل ازدواج آن‌ها دو پسر و یک دختر بود.[۷] پس از تغییراتی که در باورهای دینی او پدید آمد، شوهر و پدرشوهر او (شهید ثالث) با وی بر سر مسائل مذهبی اختلاف شدیدی پیدا کردند که همین موضوع از عوامل جدایی وی از همسرش شد.[۸]

طاهره قرةالعین در کودکی به‌همراه چند دختر دیگر از خانوادهٔ برغانی، در مدرسه اعظم صالحیه که صاحب آن پدرش بود به یادگیری علوم اسلامی و دانش فقه مشغول شد. آن زمان به‌دلیل تفکرات اشتباه جامعه، درس و فراگیری علوم برای دختران هیچ ارزش و جایگاهی نداشت اما طاهره با هوش سرشار و طبع شعر و قدرت بیان، توجه همگان و به‌ویژه پدرش را به خود جلب کرد؛ به‌طوری که پدرش با وجود داشتن چند پسر، آرزو می‌کرد کاش او هم پسر بود تا چراغ خاندان را روشن نگه دارد.[۹]

القاب؛ او دارای القاب متعددی چون زکیه،[۱۰] صدیقه، عالمه، عامله، طاهره،[۱۱] بدرالدجی، شمس‌الضحی و قرةالعین بوده است. گفته شده[۱۲] که لقب قرةالعین را یا سید رشتی به‌خاطر اشراف و تسلط بر مباحث علوم دینی به او داده[۱۳] یا پدرش به‌خاطر بسیار عزیز بودن، او را به‌این لقب خوانده است.[۱۴] ویژگی‌های فردی و اجتماعی؛ طاهره در خانوادهٔ اهل علم و اجتهاد پرورش یافت. پدرش محمدصالح برغانی[۱۵]ز علمای بزرگ و همسرش ملامحمد امام‌جمعه قزوین بود.[۱۶] در کسب مقدمات اسلامی چون فقه، اصول، تفسیر، کلام و ادبیات فارسی و عربی به درجات عالی رسیده بود. از نظر اجتماعی به‌خاطر تحصیلات عالی، معلومات دینی، هوش، قدرت بیان، طبع شعر، جذابیت و زیبایی ظاهری در موقعیت ویژه‌ای قرار داشت.[۱۷] در مباحث دینی و علمی پاسخگوی مسائل فقهی زنان عصر خویش بود.[۱۸]

گرایش به فرقه شیخیه و بابیه

سید علی محمد شیرازی
سید علی محمد شیرازی مشهور به باب

فرقه شیخیه[۱۹] به‌رهبری شیخ احمد احسایی در قرن ۱۲ق با طرح بدعت‌ها و نظرات اختلافی در مذهب تشیع توجه‌برانگیز شد.[۲۰] احسایی در قزوین به تدریس و ترویج عقایدش پرداخت که باعث نگرانی علما و اعتراض آنان شد. محمدتقی برغانی پس از مناظره‌هایی با او، ایرادات بسیاری به عقایدش وارد کرده و او را به کفر و ارتداد محکوم کرد.[۲۱] طاهره میان اختلافات شدید بین متشرعه و شیخیه، با فرقه شیخیه آشنا و به اصول و عقائدشان علاقه‌مند شد و به بهانه دیدار سیدکاظم رشتی[۲۲] کانون خانواده را رها کرد و با وجود سه فرزند به منزل پدر برگشت و عازم سفر کربلا شد. هنگامی که به آنجا رسید سید رشتی وفات یافته بود. در چنین وضعیتی در منزل سید به رفع و حل اشکالات اعتقادی شاگردانش پرداخت.[۲۳] از میان شاگردان مکتب شیخیه، علی‌محمد شیرازی که سابقه شاگردی سیدکاظم رشتی و فعالیت در تجارت‌خانه یهود را داشت با ادعای بابیت، فرقهٔ بابیه را به‌وجود آورد.[۲۴] طاهره از طریق ملاحسین بشرویه[۲۵]از شاگردان سید رشتی با علی‌محمد شیرازی آشنا شد و به فرقة بابیه پیوست و در شمار حروف حیّ[۲۶] قرار گرفت.[۲۷] قرةالعین هیچ‌وقت موفق به دیدار علی‌محمد نشد؛ ولی یکی از رهبران و مبلغان سرسخت او شد[۲۸] و توانست با استفاده از قدرت بیان، نفوذ خود را در عراق گسترش دهد و بسیاری از افراد را جذب کند تا آنجا که پیروانش حاضر شدند پشت سرش نماز بگذارند.[۲۹] او به‌دلیل آگاهی‌های دینی، زیبایی و بی‌پروایی در تبلیغ مسلک بابیه از جایگاه والایی برخوردار بود، تا جایی که این حس برتری‌جویی او باعث شد ادعای بابیت و سرانجام اعلام خدایی کند.[۳۰]

طاهره به‌واسطهٔ یکی از عموهایش، ملا محمدعلی برغانی، با افکار شیخ احمد احسایی، بنیان‌گذار مکتب شیخیه، آشنا شد و به آن مکتب گرایش پیدا کرد. او که بعد از ازدواج، به‌همراه همسر و فرزندانش راهیِ کربلا و نجف شده و چند سال در آن‌جا به تحصیل علوم دینی پرداخته بود، پس از بازگشت به ایران، خیلی زود با سیدکاظم رشتی که پس از احسایی، جانشین او شده بود به نامه‌نگاری و تبادل عقاید پرداخت. سیدکاظم رشتی که گرایش فکری او را به‌خوبی درک کرده بود به او لقب «قرةالعین» داد. طاهره در پی این دگرگونی فکری، همسر و فرزندانش را ترک کرد و برای دیدن استاد خود دوباره عازم کربلا شد، اما قبل از این‌که به کربلا برسد استادش از دنیا رفته بود.[۳۱] پس از آن، مدتی در خانه سیدکاظم رشتی مستقر شد و به شاگردان این مکتب از پشت پرده، درس می‌داد.[۳۲]

سید علی‌محمد باب، در سال ۱۲۶۰ق ادعای نیابت از امام غائب کرد و طاهره هم با پیش‌زمینه‌ای که داشت به جرگهٔ یاران او پیوست و تبلیغ بابیت را در کربلا آغاز کرد.[۳۳] طاهره از یاران خاص بابیه شد و باب آن‌ها را حروف حی نامید. حروف حی در آیین بهائیت به ۱۸ نفر اولی گفته می‌شود که به باب ایمان آورده‌اند و طاهره تنها زن در میان آنان بود.[۳۴] خبر پیوستن طاهره، به بابیت در همه جا پیچید و در پی آن، علمای شیعه خواستار اخراج او از کربلا شدند. او مدتی در کربلا و بغداد در حبس خانگی بود. سپس با اصرار خانواده‌اش که از کارهای او باخبر شده و ناراحت بودند پس از سه سال به قزوین برگردانده شد. بعد از مدت کمی ملا محمدتقی برغانی، عموی طاهره و پدرشوهر سابق او، در مسجد به‌دست یک فرد بابی کشته شد و به‌دلیل اختلافی که طاهره با عموی خود داشت، به دست داشتن در قتل عموی خود متهم شد. او به‌دستور حاکم قزوین زندانی شد ولی به کمک بابیان از زندان فرار کرد.[۳۵] طاهره در سال ۱۲۶۴ق به‌همراه میرزاعلی بارفروش ملقب به قدّوس و میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله در جریان بَدَشت کشف حجاب کرد و قوانین اسلام را منسوخ اعلام کرد.[۳۶]

محور عمده مخالفت‌ها در عراق

طاهره با انجام اقداماتی همچون تدریس و تبلیغ باب در عراق، مناظره با علما، حرمت‌شکنی ماه محرم، ادعای بازگشت فاطمی و نوشتن ردیه علیه مخالفان باب، علاوه بر ترک پرده‌نشینی و برقراری ارتباط با مردان، مورد اعتراض بابیان قرار گرفت. آنها با نوشتن نامه‌ای به باب از او شکایت کردند. باب کارهای قرةالعین را تأیید و او را طاهره خواند. این اقدامات منجر به اخراج و بازگشت وی به ایران شد. هنگام عبور از شهرهای کرند و کرمانشاه و همدان همچنان مبلغ باب بود که با مخالفت علما مواجه می‌شد و سرانجام رهسپار شهر قزوین شد.[۳۷]

قتل برغانی

در زمان محمدتقی برغانی مکاتب فکری و جریانات انحرافی زیادی در حال گسترش بودند که مذهب تشیّع را تهدید می‌کرد.[۳۸] طاهره پس از بازگشت به قزوین به تبلیغ و گسترش نفوذ خود میان پیروان فرقه بابیه ادامه داد. خانواده‌اش سعی کردند او را از مسیر رفته بازگردانند و با همسرش آشتی دهند. او پیشنهاد آشتی را رد کرد و همسرش را به‌خاطر لعن شیعیان کامل (شیخ احسائی، سید رشتی و سید باب) کافر و خود را طاهره خواند[۳۹] و خود را بر خلاف شریعت اسلام مطلقه کرد.[۴۰] برغانی، عمو و پدرشوهرش، که نمی‌توانست این برخوردهای توهین‌آمیز عروسش را تحمل کند ضمن اعلام انحراف و ارتداد فرقه‌های شیخیه و بابیه، تکفیرشان کرد. این برخورد تاریخی برغانی[۴۱] باعث کینه طاهره شده و به قصد ترور وی[۴۲] برخی از یاران و مریدان را آماده کرد.[۴۳] بعد از ترور، چند نفر از عاملین دستگیر و برای مجازات به تهران فرستاده شدند؛ اما طاهره به‌عنوان آمر اصلی،[۴۴] با نقشه میرزا حسینعلی نوری به خراسان فرار کرد. مورخین بابی و بهائی تلاش کرده‌اند تا طاهره را در قتل تبرئه و آن را به فردی غیر بابی نسبت دهند و در مقابل بیشتر مورخین با اتفاق‌نظر عامل و محرک اصلی قتل را طاهره می‌دانند.[۴۵]

ماجرای دشت بَدَشت

دشت، دشت زیبایی در نزدیکی شاهرود است.[۴۶] پس از دستگیری و محاکمه باب در آذربایجان، سرکوب بابیان در ایران شدت گرفت و به‌همین دلیل پیروان باب به‌دستور طاهره و یاران نزدیکش در بدشت گرد هم آمدند و در این جلسه، طاهره هنجارشکنی آشکاری صورت داد و بدون روبنده و حجاب در مقابل دیدگان جمع قرار گرفت و سخنرانی کرد. او با این کارش باعث تعجب همه شد و رسماً اعلام کرد که بابیان اسلام را قبول ندارند و باب از اسلام به‌طور کامل جدا می‌شود.[۴۷] برخی پژوهشگران، ماجرای بدشت را آشکارکنندهٔ «ماهیت واقعی و اباحی‌گرانهٔ مسلک بابیت» دانسته‌اند که انحراف این فرقه از اسلام را اثبات کرد و راه دفاع و توجیه را بر پیروان بابیت، مسدود کرد.[۴۸] پس از این واقعه، بابیان با حکومت و مردم درگیر شدند. طاهره به مدت یک‌سال در روستاها زندگی مخفیانه‌ای داشت، او سرانجام به‌اتهام دست داشتن در قتل عموی خود شناسایی و دستگیر شد و به تهران منتقل شد و سه سال در خانه رئیس پلیس تهران، در حبس خانگی به‌سر برد.[۴۹]

هرچند منابع تاریخی دربارهٔ حوادث دشت بدشت[۵۰] به‌خاطر اتفاقاتی که نمی‌توانستند آنها را بازگو کنند سکوت کرده‌اند و راویان نیز مطالب را به‌صورت پراکنده نوشته‌اند؛[۵۱] اما این اجتماع از نقاط عطف تاریخ بابیت است. تا قبل از آن، بابیت یکی از شاخه‌های شیخیه و بابیان نیز از نظر مسلمانان، کافر نبودند. پس از این تاریخ، کم‌کم نزاع‌ها و درگیری‌های داخلی میان بابیان و مسلمانان درگرفت.[۵۲] یکی از اهداف اصلی اجتماع عظیم در بدشت، اعلام نسخ شریعت اسلام بود.[۵۳] پس از بحث و گفت‌وگوهای فراوان، قرار شد این خبر توسط یک زن یعنی طاهره اعلام شود. در این‌صورت اگر مردم می‌پذیرفتند هدف حاصل می‌شد. اگر نمی‌پذیرفتند طبق احکام اسلام، زنی که مرتد شده و شریعت را منسوخ می‌داند را نمی‌کشند؛[۵۴] بلکه او را نصیحت می‌کنند تا به اسلام برگردد و توبه کند.[۵۵] برای آزمایش عکس‌العمل مردم و برای عملیاتی کردن نقشه، قرةالعین بدون حجاب، با آرایش و زینت به اجتماع بابیان وارد شد و اعلام کرد که امروز روز عید و جشن همگانی است و تمام احکام و دستورات سابق برداشته شده، همگی با هم مصافحه کنید. او با همراهی برخی از افراد برجسته هر روز حکمی از احکام اسلام را لغو و آن را اعلام عمومی می‌کرد.[۵۶] با دیدن صحنه‌های بدشت، برخی راه خود را از بابیه جدا کرده و از آنجا فرار کردند؛[۵۷] زیرا معتقد بودند این تغییرات کفر است و احکام اسلام هیچ‌وقت نسخ نمی‌شود. بعضی هم آن را امتحان الهی برای تشخیص کافر از مؤمن دانستند و عده‌ای نیز اطاعت طاهره را واجب و گفتارش را لازم‌الاجرا دانستند،[۵۸] تا جایی که جانمازها را جمع کرده و مهرها را شکستند. این اقدام میان اکثریت افرادی که آنجا حضور داشتند، مؤثر واقع شد و هدف اولیّه این اجتماع به دست آمد.[۵۹] این اعلام لغو حدود و قیود اسلام نه‌تنها باعث اعتراض بدشتیان شد؛ بلکه به مذاق برخی از بابیان که در صحنه بدشت غائب بودند نیز خوش نیامد، تا جائی که بشرویه اعلام کرد اگر آنجا بودم اجتماع‌کنندگان را با شمشیر می‌زدم.[۶۰]

در فرقه بابیه به تساوی حقوق زن و مرد، آزادی زنان در اجتماع، ارتباط با مردان نامحرم، تجویز زنان شوهردارِ عقیم به باروری از غیر شوهر، بی‌حجابی، پوشیدن لباس‌های حریر و آرایش کردن تصریح شده است.[۶۱] کشف حجاب قرةالعین ریشه در سفرش به عراق داشت. هرچند اول از پشت پرده و حجاب تدریس می‌کرد، کم‌کم در مجالس درس دوستان و شاگردان، آن را کنار گذاشت.[۶۲] در واقعه دشت بدشت، در حضور همگان کشف حجاب کرد که برخی آن را قطعی و مسلّم دانسته‌اند.[۶۳] استدلال برخی از هواداران در توجیه و دفاع از طاهره این بود که صورت و کف دو دست زن، عورت حساب نمی‌شود؛ پس پوشاندن آن واجب نیست و به‌عنوان شاهد به نپوشاندن دست و صورت زنان در مراسم حج اشاره می‌کردند[۶۴] یا دشت بدشت را به محشر و قیامت و طاهره را به حضرت زهرا قیاس می‌کردند که در اینجا بدون حجاب و آراسته جلوه‌گری کرده است.[۶۵]

زندان و اعدام

خانه ای که طاره در ان زندانی بود
طاهره سال‌های پایانی عمرش را در این خانه در تهران زندانی بود

بر اساس گفته‌های برخی مورخان، از زمانی که طاهره قره‌العین به باب ایمان آورد تا زمان کشته شدنش، برخی رفتارهای غیر دینی و خلاف عرف به او نسبت داده شده است؛ که عبارتند از:

  • بدحجابی و بی‌بندوباری و ارتباط‌های مشکوک در عراق؛[۶۶]
  • بدگویی و فحاشی؛[۶۷]
  • کشف حجاب در بدشت؛[۶۸]
  • ارتباط با مردان بیگانه؛[۶۹]
  • توصیه مردان به فحشا و اشتراک‌گذاری همسران و همخوابگی با محمدعلی بارفروش؛[۷۰]
  • واجب‌القتل دانستن همه علما.[۷۱]

قرةالعین بعد از اخراج از دشت بدشت به همراه برخی از سران و طرفداران باب راهی مازندران شد. مدت اقامت در مازندران و تاریخ دقیق دستگیری او در مازندران خیلی روشن نیست. زمانی که قصد داشت تا به بابیان قلعه طبرسی بپیوندد، او را دستگیر و به تهران فرستادند.[۷۲] او به‌مدت سه سال در حبس خانگی بود تا آنکه بابیان برای انتقام از اعدام باب، ناصرالدین شاه را ترور کردند. این ترور نافرجام منجر به دستگیری و قتل سران باب از جمله قرةالعین شد. شاه که قصد کشتن طاهره را نداشت برای اصلاح عقیده دو مجتهد به اسم حاج ملاعلی کنی و حاج ملامحمد اندرمانی را پیش او فرستاد؛ اما او همچنان بر عقیده‌اش پافشاری می‌کرد.[۷۳] پس از هفت جلسه گفت‌وگو به حکم قرآن به کفر، ارتداد و قتل او فتوا دادند. سرانجام به دستور شاه در باغ ایلخانی خفه و به چاه انداخته شد.[۷۴] طاهره قرةالعین در سال ۱۲۶۸ق به اتهام فساد فی‌الارض، اعدام شد.[۷۵]

جایگاه

در آیین بابیت

بعد از انتشار رساله فروغ باب که در آن نظر آل‌الله را یکی از مُطهِّرات اعلام کرده بود، طاهره نیز خود را مُظهِر حضرت فاطمه خواند و اعلام کرد؛ هر چیزی را که بخرید و بیاورید من در آن نگاه کنم آن چیز طاهر می‌شود. بسیاری از بابیان، طاهره را ظهور مجدد یا رجعت حضرت فاطمه می‌دانند.[۷۶]

رفتارشناسی

ریشه برخی از رفتارهای هنجارشکنانه قرةالعین؛ به موفق نشدن در وصلت با خاندان شاهی و ازدواج تحمیلی و اجباری در نوجوانی بر می‌گردد که در دستیابی به آمال و آرزوهایش او را به‌شدت ناکام و سرخورده کرده و در مسیر تباهی و هلاکت انداخت.[۷۷]

دیدگاه موافقان و مخالفان

بین مورخان دربارهٔ چگونگی و نحوهٔ ایمان آوردن او به باب اختلاف‌نظر است؛ اما توجه و دقت در رساله قرةالعین (۱۲۶۱ق) و آثاری که به تجلیل و تکریم او پرداخته یا توقیعاتی برایش صادر شده دلالت بر ایمان او به باب دارند.[۷۸] برخی سعی دارند که وی را از تهمت قتل برغانی مبری بدانند[۷۹] و عده‌ای هم به‌دور از انتظار می‌دانند زنی از میان این خاندان بخواهد چنین کاری انجام بدهد؛[۸۰] ولی مدارک متقنی در تاریخ وجود دارد که ثابت می‌کند که این قتل به دستور و اطلاع او بوده است.[۸۱] برخی منابع رسمی با ارائه روایت‌هایی تحریف‌شده، مطالبی خلاف واقع دربارهٔ طاهره منتشر کرده‌اند.[۸۲] با این حال، اسناد مرتبط با تاریخ فرقه بهاییت، به جنبه‌هایی از زندگی او، از جمله اتهامات مربوط به بی‌قیدی اخلاقی و بی‌حجابی، اشاره کرده‌اند. همچنین، او به عنوان نخستین زنی در ایران شناخته می‌شود که کشف حجاب را علنی کرد.[۸۳]

تأثیر عملکرد قره‌العین بر فرهنگ و جامعه زنان

پرونده:طاهره3.jpg
تصویر منسوب به طاهره قرةالعین (زرین‌تاج)
  • ممنوعیت تحصیل دختران در خاندان برغانی؛[۸۴]
  • نخستین مروج بی‌حجابی در جامعه اسلامی؛
  • ترویج حضور آزادانه در اجتماع مردان؛
  • ترویج جدال و بحث با علما بر خلاف عرف زمانه؛
  • زمینه‌ساز بی‌دینی و اباحی‌گری؛
  • فرهنگ‌زدایی؛
  • از بین بردن رسوم گذشته.[۸۵]

آثارشناسی

پرونده:طاهره4.jpg
نگاره قتل ملامحمدتقی برغانی در مسجد؛ زنی که بی‌حجاب و شراب به‌دست بر بالای سر قاتل، ترسیم شده، نمادی از طاهره قرةالعین دانسته شده که به قتل عموی خود، متهم بود.

از طاهره، اشعار و نامه‌هایی به‌جا مانده است؛ قسمتی از مقاله‌ها و نامه‌های طاهره در کتاب ظهور الحق[۸۶] و قسمت‌هایی دیگر از آن‌ها در کتاب الکواکب الدریة فی مآثر البهائیة[۸۷] آمده است. اشعار به‌جا مانده از طاهره، برخی عقاید مذهبی او را بازنمایی می‌کند.[۸۸]

پانویس

  1. آیتی، کواکب‌الدریه فی مآثرالبهائیه (در تاریخ بهائیت)، ۱۳۴۲ق، ص108.
  2. فاضل مازندرانی، ظهورالحق، 1320ش، ج3، ص310-311 و 330-331.
  3. «زندگی طاهره قرة العین | طاهره قرة العین و فرقه بابیه»، وب‌سایت حقوق نیوز، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.
  4. آیتی، کواکب‌الدریه فی مآثرالبهائیه (در تاریخ بهائیت)، ۱۳۴۲ق، ص108-109.
  5. عالی‌خان، «بیوگرافی طاهره زرین تاج»، وب‌سایت آریایی‌ها، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.
  6. کاظمی، «زندگی‌نامه طاهره قُرَّهُ العَین»، وب‌سایت تاریخ ما، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.
  7. «زندگی طاهره قرة العین | طاهره قرة العین و فرقه بابیه»، وب‌سایت حقوق نیوز، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.
  8. «طاهره قره‌العین؛ چهره به چهره با تحجر روبرو»، وب‌سایت توانا، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.
  9. «زندگی طاهره قرةالعین | طاهره قرةالعین و فرقه بابیه»، وب‌سایت حقوق نیوز، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.
  10. فاضل مازندرانی، ظهورالحق، 1320ش، ج۳، ص310-311 و 330-331.
  11. اعتضادالسلطنه، فتنة باب، 1362ش، ص172.
  12. مدرس تبریزی، ریحانةالادب، 1374ش، ج4-3، ص440.
  13. اعتضادالسلطنه، فتنة باب، 1362ش، ص168.
  14. فاضل مازندرانی، ظهورالحق، 1320ش، ج۳، ص311.
  15. برغانی‌ها؛ از علمای مشهور و مذهبی قزوین بودند که اول به آل طالقانی و بعد از شهادت ملا محمدتقی به آل شهیدی مشهور شدند. میرسلیم، دانشنامة جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص979.
  16. آیتی، کواکب‌الدریه فی مآثرالبهائیه (در تاریخ بهائیت)، ۱۳۴۲ق، ص109-108.
  17. نورمحمدی، قرةالعین: زندگی، عقیده و مرگ، 1395ش، ص8 و 24-25.
  18. اعتضادالسلطنه، فتنة باب، 1362ش، ص167.
  19. فرقه‌ای ساختگی که در برخی اصول با شیعه اختلاف‌نظر دارند. مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳68ش، ص266-270.
  20. «بابی‌گری گام دوم در شکل‌گیری بهائیت»، وب‌سایت گرداب.
  21. «ملا محمدتقی برغانی»، وب‌سایت دانشنامة اسلامی.
  22. دومین رهبر شیخیه پس از احمد احسائی است. ابراهیمی، «شیخ احمد احسائی»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
  23. اعتضادالسلطنه، فتنه باب، 1362ش، ص168-169.
  24. «بابی‌گری گام دوم در شکل‌گیری بهائیت»، وب‌سایت گرداب.
  25. ملاحسین بشرویه را بابُ‌الباب و اَول مَن آمَن بِه باب می‌دانند. «بابی‌گری گام دوم در شکل‌گیری بهائیت»، وب‌سایت گرداب.
  26. هیجده نفری که براساس حساب حروف ابجد، اولین مؤمنان به سید علی‌محمد شیرازی بودند. اعتضادالسلطنه، فتنه باب، 1362ش، ص112.
  27. الوردی، هکذا قتلوا قرةالعین، 1997م، ص10.
  28. اعتضادالسلطنه، فتنه باب، 1362ش، ص169.
  29. الوردی، هکذا قتلوا قرةالعین، 1997م، ص13.
  30. عبدیائی، «نقش و جایگاه قرةالعین در فرقة بابیه»، 1388ش، ص161-162.
  31. «طاهره و باور بابی و بهائی»، وب‌سایت بهائی‌پژوهی، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.
  32. «رابطه"قرةالعین" با جریان بابیه_چرا بر ساخت مستندهای تاریخی در تلویزیون نظارت نمی‌شود؟»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.
  33. «رابطه"قرةالعین" با جریان بابیه_چرا بر ساخت مستندهای تاریخی در تلویزیون نظارت نمی‌شود؟»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.
  34. «زندگی طاهره قرةالعین | طاهره قرةالعین و فرقه بابیه»، وب‌سایت حقوق نیوز، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.
  35. کاظمی، «زندگی‌نامه طاهره قُرَّهُ‌العَین»، وب‌سایت تاریخ ما، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.
  36. «رابطه"قرةالعین" با جریان بابیه_چرا بر ساخت مستندهای تاریخی در تلویزیون نظارت نمی‌شود؟»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.
  37. نورمحمدی، قرةالعین: زندگی، عقیده و مرگ، 1395ش، ص35-45.
  38. توکلی، «مختصری از آثار و زندگانی ملا محمدتقی برغانی شهید ثالث»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  39. اعتضادالسلطنه، فتنة باب، 1362ش، ص174.
  40. مدرس تبریزی، ریحانةالأدب، 1374ش، ج4-3، ص440.
  41. میرسلیم، دانشنامة جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص979.
  42. اعتضادالسلطنه، فتنة باب، 1362ش، ص174.
  43. گلپایگانی، کشف‌الغطاء، بی‌تا، ص107.
  44. مدرس تبریزی، ریحانةالادب، 1374ش، ج4-3، ص440.
  45. نورمحمدی، قرةالعین: زندگی، عقیده و مرگ، 1395ش، ص61-57.
  46. همایون، «فاجعه بدشت در عصر بابیه»، وب‌سایت پژوهشکده باقرالعلوم، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.
  47. «طاهره و باور بابی و بهائی»، وب‌سایت بهائی‌پژوهی، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.
  48. ابوالحسنی منذر، «اظهارات و خاطرات آیت‌الله حاج شیخ حسین لنکرانی درباره بابی‌گری و بهایی‌گری»، 1386ش، ص89-90.
  49. کاظمی، «زندگی‌نامه طاهره قُرَّةالعَین»، وب‌سایت تاریخ ما، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.
  50. روستایی در نزدیکی شاهرود و محل تلاقی مازندران، خراسان و تهران. اعتضادالسلطنه، فتنة باب، 1362ش، ص178.
  51. آیتی، کشف‌الحیل، 1389ش، ج2، ص72.
  52. «حادثه بدشت و نسخ اسلام توسط بابیان»، وب‌سایت بهائی‌پژوهی.
  53. شوقی ربانی، قرن بدیع، 1992م، ص93.
  54. حرعاملی، وسائل‌الشیعه، 1372ش، ج28، ص330.
  55. آیتی، کشف‌الحیل، 1389ش، ج2، ص74.
  56. نبیل زرندی، مطالع‌الأنوار، 134ب، ص264-262.
  57. شوقی ربّانی، قرن بدیع، 1992م، ص۹۵.
  58. نبیل زرندی، مطالع‌الأنوار، 134ب، ص۲۶4.
  59. فاضل مازندرانی، ظهورالحق، 1320ش، ج۳، ص111.
  60. فاضل مازندرانی، ظهورالحق، 1320ش، ج۳، ص109-110.
  61. افراسیابی، تاریخ جامع بهائیت، 1382ش، ص105-106.
  62. آیتی، الکواکب‌الدریة فی مآثر البهائیة، ۱۳۴۲ق، ص61 و 110-111.
  63. نورمحمدی، قرةالعین: زندگی، عقیده و مرگ، 1395ش، ص112.
  64. آیتی، الکواکب الدریة فی مآثر البهائیة، ۱۳۴۲ق، ص110-111.
  65. مصطفوی، محاکمه و بررسی در عقاید و احکام و آداب و تاریخ باب و بهاء، 1386ش، ج3، ص141-142.
  66. فاضل مازندرانی، ظهورالحق، 1320ش، ج۳، ص325.
  67. نبیل زرندی، مطالع‌الأنوار، 134ب، ص238.
  68. شوقی ربانی، قرن بدیع، 1992م، ص۹۴.
  69. نبیل زرندی، مطالع‌الأنوار، 134ب، ص237.
  70. اعتضادالسلطنه، فتنة باب، 1362ش، ص182-186.
  71. چهاردهی، باب کیست و سخن او چیست؟، 1363ش، ص85.
  72. فاضل مازندرانی، ظهورالحق، 1320ش، ج۳، ص327.
  73. اعتضادالسلطنه، فتنة باب، 1362ش، ص186-189.
  74. الوردی، هکذا قتلوا قرةالعین، 1997م، ص65-66.
  75. کاظمی، «زندگی‌نامه طاهره قُرَّةالعَین»، وب‌سایت تاریخ ما، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.
  76. اعتضادالسلطنه، فتنه باب، 1362ش، ص1170-171.
  77. نورمحمدی، قرةالعین: زندگی، عقیده و مرگ، 1395ش، ص8.
  78. نورمحمدی، قرةالعین: زندگی، عقیده و مرگ، 1395ش، ص30.
  79. اعتضادالسلطنه، فتنة باب، 1362ش، ص174.
  80. بابائی، «تطهیر قرةالعین در روزنامة ایران»، 2022م، وب‌سایت بهائیت‌شناسی.
  81. اعتضادالسلطنه، فتنة باب، 1362ش، ص174.
  82. بابائی، «تطهیر قرةالعین در روزنامة ایران»، 2022م، وب‌سایت بهائیت‌شناسی.
  83. شوقی ربّانی، قرن بدیع، 1992م، ص94.
  84. نورمحمدی، قرةالعین: زندگی، عقیده و مرگ، 1395ش، ص8.
  85. «اولین زنی که در ایران بی‌حجاب شد، چه کسی بود؟»، خبرگزاری مشرق.
  86. «معرفی کتاب ظهور الحقّ»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیةالله مکارم شیرازی، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.
  87. «معرفی کتاب الکواکب الدرّیة»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیةالله مکارم شیرازی، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.
  88. «زندگی طاهره قرةالعین | طاهره قرةالعین و فرقه بابیه»، وب‌سایت حقوق نیوز، تاریخ بازدید: 30 مهر 1401ش.

منابع

  • «اولین زنی که در ایران بی‌حجاب شد، چه کسی بود؟»، خبرگزاری مشرق، تاریخ درج مطلب: ۱۰ خرداد ۱۳۹۳ش.
  • «بابی‌گری گام دوم در شکل‌گیری بهائیت»، وب‌سایت گرداب، تاریخ درج مطلب: ۱۴ آبان ۱۳۹۰ش.
  • «حادثة بدشت و نسخ اسلام توسط بابیان»، وب‌سایت بهائی‌پژوهی، تاریخ درج مطلب: ۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ش.
  • «رابطه «قرةالعین» با جریان بابیه_چرا بر ساخت مستندهای تاریخی در تلویزیون نظارت نمی‌شود؟»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۲۰ بهمن ۱۳۹۸ش.
  • «زندگی طاهره قرةالعین | طاهره قرةالعین و فرقه بابیه»، وب‌سایت حقوق نیوز، تاریخ بازدید: ۳۰ مهر ۱۴۰۱ش.
  • «طاهره قره‌العین؛ چهره به چهره با تحجر روبرو»، وب‌سایت توانا، تاریخ بازدید: ۳۰ مهر ۱۴۰۱ش.
  • «طاهره و باور بابی و بهائی»، وب‌سایت بهائی‌پژوهی، تاریخ درج مطلب: ۲۳ تیر ۱۳۹۹ش.
  • «معرفی کتاب الکواکب الدرّیة»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیةالله مکارم شیرازی، تاریخ بازدید: ۳۰ مهر ۱۴۰۱ش.
  • «ملا محمدتقی برغانی»، وب‌سایت دانشنامة اسلامی، تاریخ بازدید: ۱ آبان۱۴۰۳ش.
  • آیتی، عبدالحسین، کشف‌الحیل، تهران، راه نیکان، چاپ سوم، ۱۳۸۹ش.
  • آیتی، عبدالحسین، کواکب‌الدریه فی مآثرالبهائیه (در تاریخ بهائیت)، قاهره، سعادت، ۱۳۴۲ق.
  • ابراهیمی، زین‌العابدین، «شیخ احمد احسائی»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۶ خرداد ۱۳۹۹ش.
  • ابوالحسنی منذر، علی، «اظهارات و خاطرات آیت‌الله حاج شیخ حسین لنکرانی دربارهٔ بابی‌گری و بهایی‌گری»، فصلنامه مطالعات تاریخی، شماره ۱۷، تابستان ۱۳۸۶ش.
  • اعتضادالسلطنه، علیقلی میرزا، فتنة باب، تألیف عبدالحسین نوائی، تهران، مسعود سعد، ۱۳۶۲ش.
  • افراسیابی، بهرام، تاریخ جامع بهائیت، تهران، مهرفام، ۱۳۸۲ش.
  • الوردی، علی، هکذا قتلوا قرةالعین، لبنان، الجمل، چاپ دوم، ۱۹۹۷م.
  • بابائی، «تطهیر قرةالعین در روزنامة ایران»، وب‌سایت بهائیت‌شناسی، تاریخ درج مطلب: ۱۲ مارس ۲۰۲۲م.
  • توکلی، محمدجلال، «مختصری از آثار و زندگانی ملا محمدتقی برغانی شهید ثالث»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۸ آبان ۱۳۹۰ش.
  • چهاردهی، نورالدین، باب کیست و سخن او چیست؟، تهران، فتحی، ۱۳۶۳ش.
  • حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل‌الشیعه، قم، مؤسسة آل‌البیت علیهم‌السلام لإحیاءالتراث، ۱۳۷۲ش.
  • شوقی ربّانی، امرالله، قرن بدیع، مترجم: نصرت‌الله موّدت، تهران، معارف بهائی بلسان فارسی، ۱۹۹۲م.
  • عالی‌خان، میلاد، «بیوگرافی طاهره زرین‌تاج»، وب‌سایت آریایی‌ها، تاریخ درج مطلب: ۸ دی ۱۳۹۱ش.
  • عبدیائی، نرجس، «نقش و جایگاه قرةالعین در فرقة بابیه»، فصلنامة علمی- تخصصی انتظار موعود، سال ۹، شمارة ۳۱، زمستان ۱۳۸۸ش.
  • فاضل مازندرانی، اسدالله، ظهورالحق، طهران، ۱۳۲۰ش.
  • کاظمی، انی، «زندگی‌نامه طاهره قُرَّهُ‌العَین»، وب‌سایت تاریخ ما، تاریخ درج مطلب: ۲۱ تیر ۱۳۹۶ش.
  • گلپایگانی، میرزا ابوالفضل، کشف‌الغطاء، بی‌جا، بی‌تا.
  • مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانةالأدب، تهران، خیّام، چاپ چهارم، ۱۳۷۴ش.
  • مصطفوی، حسن، محاکمه و بررسی در عقاید و احکام و آداب و تاریخ باب و بهاء، تهران، ۱۳۸۶ش.
  • میرسلیم، سیدمصطفی، دانشنامة جهان اسلام، بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، ۱۳۷۵ش.
  • نبیل زرندی، محمد، مطالع‌الأنوار: تلخیص تاریخ نبیل زرندی، ترجمه و تلخیص عبدالحمید اشراق خاوری، ایران، مرآت، ۱۳۴بدیع.
  • نورمحمدی، مهدی، قرةالعین: زندگی، عقیده و مرگ، تهران، علمی، چاپ سوم، ۱۳۹۵ش.
  • همایون، عبدالقادر، «فاجعه بدشت در عصر بابیه»، وب‌سایت پژوهشکده باقرالعلوم، تاریخ درج مطلب: ۲۴ آبان ۱۳۹۳ش.