پیشنویس:خاندان قاجار
خاندان قاجار؛ ایلی ترکتبار که از اواخر قرن نهم هجری با پیوستن به اتحادیه قزلباش، به تدریج به یکی از طوایف نظامی-سیاسی تأثیرگذار در ایران تبدیل شد.
خاندان قاجار از اواخر قرن نهم هجری با حضور در اتحادیه قزلباش و پیوستن به مریدان شیخ حیدر صفوی، به تدریج به یکی از طوایف نظامی-سیاسی تأثیرگذار در ایران تبدیل شدند. آنان ابتدا در منطقه آناتولی و سپس در آذربایجان، قرهباغ، گنجه و استرآباد پراکنده شدند و در دوره صفویه به عنوان یکی از طوایف وفادار قزلباش، در جنگهای مهمی چون چالدران و نبرد با آققویونلوها شرکت داشتند و برخی از سرانشان به مناصب عالی نظامی و دیپلماتیک دست یافتند. پس از سقوط صفویه، قاجارها در دوره افشاریه و زندیه ضمن حفظ ساختار ایلی خود، به تدریج پایگاه خود را در شمال ایران مستحکم کردند و با بهرهگیری از خلأ قدرت پس از مرگ کریمخان زند، آغامحمدخان قاجار توانست رقیبان را سرکوب کرده و در ۱۱۷۴ش سلسله قاجار را بنیان نهد که حدود ۱۳۰ سال بر ایران حکومت کرد و سرانجام در ۱۳۰۴ش با کودتای رضاخان پهلوی منقرض گردید. امروزه نوادگان این خاندان در ایران و کشورهای اروپایی و آمریکا پراکندهاند و بخشی از آنان با حفظ هویت تاریخی خود، به فعالیتهای فرهنگی و پژوهشی درباره تاریخ این سلسله مشغولند.
نامگذاری
واژۀ قاجار، مشتق از واژۀ ترکی قاچ یا کاج، از مصدر قاجمک بهمعنای فرارکردن است[۱] و علامت «ار» در آن نقش اسم فاعلی دارد؛ از این رو، معانی چون کسی که قرار میکند، مرد دونده یا کسی که در کوهستان میدود برای آن ذکر شده است. در کتب تاریخ قدیم بهویژه پس از مغول، از اشخاصی نام برده شده که دارای لقب «قچرچی» (غچرچی، قجرچی) بودهاند که بهمعنای «راهنما» و «بلد» است. بر این اساس، به نظر ایشان، احتمال دارد این افراد در زمان جنگ، در مناطق کوهستانی بهعنوان راهنمای لشکریان عمل میکردهاند و با رصد حرکتهای نظامی دشمن، اطلاعات را به نیروهای خودی منتقل مینمودند و از این رو، به این لقب شهرت یافتهاند.[۲] برخی منابع تاریخی نام این گروه را به منطقه گنجه در آذربایجان مرتبط دانسته و قاجار را مردمانی جنگاور و سلحشور توصیف کرده و به نظر آنها این نامگذاری بهدلیل مهارتهای نظامی خاص صورت گرفته است.[۳]
ریشههای قبیلهای
بر اساس روایتهای رسمی عصر قاجار، نسب این خاندان به شخصیتی به نام «قاجار نویان» از امیران عصر هلاکوخان و غازانخان مغول میرسید، اما پژوهشگران بعدی این انتساب را فاقد اعتبار تاریخی دانستهاند، چراکه در منابع همعصر مغول نشانی از چنین شخصیتی وجود ندارد. در برابر این دیدگاه، برخی محققان قاجارها را از ترکان شرقی یا بازماندگان طوایف جلالیر شمردهاند که پیش از مغول یا همزمان با آن به مناطقی از ایران، آناتولی و سوریه کوچیدهاند. گروهی دیگر آنان را از شاخههای ترکمانان آناتولی (اوغوزها) دانستهاند که در قرن نهم هجری در منطقه ذوالقدر و حلب میزیستهاند و نخستینبار در سال ۸۹۶ق/۱۴۹۱م در رویدادهای سیاسی آققویونلوها از آنان یاد شده است. افزون بر این، برخی پژوهشگران با استناد به نامهای جغرافیایی و واژه «قچرچی» در منابع کهن، شکلگیری هویت ایلی قاجار را بر پایه کارکردهای نظامی و راهنمایی (نه صرفاً خویشاوندی قبیلهای) محتمل دانستهاند. بر اساس دیدگاه برخی محققان قاجارها ابتدا گروهی از ترکان آسیای مرکزی یا آناتولی بودهاند که در جریان تحولات عصر مغول و ایلخانی، بهتدریج در مناطق آذربایجان، قرهباغ، گنجه و استرآباد پراکنده شده و در اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری، بهعنوان یک اوباماق (طایفه) مستقل، سپس با پیوستن به اتحادیۀ قزلباش در دورۀ صفویه، به یکی از طوایف نظامی و سیاسی تأثیرگذار در ایران تبدیل شدند.[۴][۵]
تاریخچه
بر اساس منابع تاریخی، قاجارها از اواخر قرن نهم هجری در صحنه تاریخ ایران ظاهر شدند و برخی از نخستین قزلباشانی بودند که به مريدان شيخحيدر صفوی پیوستند. از جمله سرکردگان نخستین آنان، پیریبیگ یا قراپیری قاجار ملقب به «توزقوپاران» بود که در جنگهای سلطان حیدر در ۸۹۳ق و نیز در نبردهای شاه اسماعیل با آققویونلوها در ۹۰۷ق، از فرماندهان قزلباش به شمار میرفت.[۶]
جغرافیای زندگی
بر اساس منابع تاریخی، قاجارها تا قرن دوازدهم هجری در برخی نواحی ولایت استرآباد پراکنده بودند و گروههای بزرگی از آنان در همین قرن به شاهرود، دامغان، سمنان و ورامین کوچ کردند. پس از تشکیل سلطنت قاجاریه، آنان در مناطق مذکور، بهویژه در استرآباد، متمرکز شدند و بهعنوان یک گروه اجتماعی مشخص تا سالهای انقلاب مشروطیت در آن مناطق حضور داشتند و شماری از آنها از جمله مالکان محلی به شمار میآمدند.[۷]
سبک زندگی و تحولات اجتماعی
زندگی قاجارها پیش از تشکیل سلطنت، بهطور عمده بر پایه کوچنشینی و زیست ایلی استوار بود، اما پس از روی کار آمدن سلسله قاجار، سبک زندگی عشایری آنان بهتدریج به یکجانشینی تبدیل شد.[۸] با این حال، آنان در سازمان نظامی منطقه نیز حضور داشتند و دستهای از سواران را در اختیار حکومت قرار میدادند؛ در سالهای پایانی سلطنت مظفرالدینشاه و دورۀ مشروطه، ریاست این سواران بر عهده نظرعلیخان بود.[۹] همچنین، ایلخانی قاجار که عنوانی تشریفاتی و نه عملی بود، در رقابت با ایلات بختیاری و قشقایی، برای سرپرستی خانوادههای قاجاری ساکن تهران و باقیماندگان ایل، حفظ شد[۱۰] و بهطور معمول به بستگان شاه واگذار میشد؛ از مشهورترین ایلخانان این دوره، علیرضاخان عضدالملک بود که بعدها به نایبالسلطنگی احمدشاه رسید.[۱۱]
جمعیت
بر اساس منابع تاریخی، از جمعیت دقیق قاجارها در قرون گذشته اطلاعی در دست نیست، اما ارقام ارائهشده در دوره شاهسلطانحسین صفوی دوصد هزار خانوار[۱۲] هرچند با اغراق همراه است، نشان از کثرت جمعیت آنان پیش از تشکیل سلطنت قاجار دارد. در دوره محمدشاه و ناصرالدینشاه، جمعیت آنان بین سیصد تا دو هزار خانوار تخمین زده شده است.[۱۳]
طوایف
به نوشته برخی منابع، ایل قاجار در آستانۀ عصر صفوی از چهار شاخه یا اوبۀ اصلی تشکیل میش: آقچهقویونلو، آقچهلو، شامبیاتی (معروف به بیرمیدورت) و اوبۀ اصلی قاجار. دو شاخۀ نخست در حوزهی اولوس ذوالقدر جای داشتند و شاخۀ شامبیاتی که ریشهای اوغوزی داشت، در شمال سوریه سکونت گزیده بود. به گزارش پژوهشگران، اوبۀ اصلی قاجار پس از بازگشت از آناتولی و شام، در منطقۀ آذربایجان و اران (بهویژه قرهباغ و گنجه) استقرار یافت و به تدریج شاخههای دیگری مانند زیادلو، قوانلو و شاملو با پیوندهای ایلی و سیاسی به آن ملحق شدند.[۱۴] به استناد برخی متون تاریخی، از اواخر قرن نهم هجری، قاجارها بهعنوان یک اویماق (طایفه) مستقل و تأثیرگذار در صحنۀ سیاسی ایران شناخته شدند و از میان طوایف مختلف، شاخۀ زیادلو در قرهباغ و گنجه بهعنوان قدرتمندترین شاخۀ قاجار، نقشی محوری در تحولات نظامی و حکومتی آن دوره ایفا کرد.[۱۵]
نقش در تاریخ ایران
قبل از صفویه
بر اساس پژوهشها، منطقه پهناوری شامل ایران، آناتولی و قفقاز از قرن اول تا نهم هجری، پذیرای موجهای مهاجرتی متعددی از ترکان شمالی، غز (سلجوقیان)، آسیای مرکزی (همراه با مغولان) و جغتایی بود که در این مدت طولانی، حاکمیت سیاسی و اقتصادی ترکان، به التقاطهای فرهنگی و دینی انجامید. قاجارها که در چنین بستر تاریخی پرورش یافته بودند، پیش از شکلگیری هویت ایلی خود، در فرایندی تدریجی، هم هویت خود را در تاریخ اجتماعی منطقه تثبیت کردند و هم بهعنوان یک واحد اجتماعی (ایل) با تحولات سیاسی پیوند خوردند.[۱۶]
دوران صفویه
بر اساس گزارشهای تاریخی، قاجارها در دورۀ صفویه، بهویژه از آغاز سلطنت شاه اسماعیل اول، بهعنوان یکی از طوایف مؤثر و وفادار در اتحادیۀ قزلباش ظاهر شدند[۱۷] و در جنگهای مهمی چون نبرد با الوند آققویونلو (۹۰۷ق) و نبرد چالدران (۹۲۰ق) حضور داشتند. به گزارش منابع، سران قاجار ضمن حفظ وفاداری به شاهان صفوی، به مناصب عالی نظامی و کشوری نیز دست یافتند؛ چهرههایی چون قرهپیریبیگ قاجار و احمدسلطان قاجار از جمله سرداران این دوره بودند که در جنگهای ایران و عثمانی نقش برجستهای ایفا کردند. به نوشته برخی مورخان، در دورۀ شاه تهماسب، قاجارها در قرهباغ و گنجه به عنوان حاکمان منطقهای قدرت یافتند و برخی از سران آنان، از جمله شاهقلیخان قاجار، در عرصۀ روابط خارجی صفویان (مانند انعقاد صلح با عثمانی در سال ۹۶۲ق) نقش دیپلماتیک ایفا کردند. به نظر پژوهشگران، قاجارها در نیمۀ اول عصر صفوی، همپای دیگر طوایف قزلباش، در تحکیم سلطنت صفوی، دفاع از مرزهای غربی و انجام مأموریتهای سیاسی سهمی تعیینکننده داشتند و تا پیش از تحولات نیمۀ دوم این دوره، پایگاه خود را در دستگاه حکومت صفوی حفظ کردند.[۱۸]
افشاریه و زندیه
در دوران افشاریه و زندیه، خاندان قاجار به تدریج پایگاه نظامی و سیاسی خود را در مناطق شمالی ایران مستحکم ساخت.[۱۹] در اواخر حکومت صفوی، فتحعلیخان قاجار با مهار پیشروی افغانها، به سپهسالاری ارتش صفوی منصوب شد و جایگاه نظامی این خاندان را ارتقا بخشید. پس از سقوط صفویه و در دوره نادرشاه، قاجارها ضمن حفظ ساختار ایلی خود، در منازعات قدرت شرکت داشتند و برخی از سران آنان به عنوان حاکمان محلی در مناطق استرآباد و مازندران به فعالیت پرداختند. با مرگ نادرشاه و بروز هرج و مرج در اواخر دوره افشاریه، قاجارها به تدریج دامنه نفوذ خود را گسترش دادند و در رقابت با زندیان برای کسب قدرت، مواضع خود را در شمال ایران تثبیت کردند.[۲۰] در دوره زندیه، اگرچه کریمخان زند با سیاست مدارا، آغامحمدخان قاجار را به عنوان گروگان در شیراز نگه داشت، اما پس از مرگ کریمخان و بروز اختلافات داخلی در خاندان زند، آغامحمدخان با گریز از شیراز و بهرهگیری از خلأ قدرت، به تدریج توانست رقیبان ایلی خود را سرکوب کرده و زمینه را برای تأسیس سلسله قاجار فراهم سازد.[۲۱][۲۲]
سلسه پادشاهی
خاندان قاجار در ۱۱۷۴ش (۱۲۱۰ق) سلسلهای پادشاهی را بنیان نهاد که به مدت حدود ۱۳۰ سال بر ایران حکومت کرد.[۲۳] بنیانگذار این سلسله، آقامحمدخان قاجار، پس از شکست حکومت زندیه و دیگر مدعیان قدرت، در تهران تاجگذاری کرد و شش پادشاه دیگر از این خاندان (فتحعلیشاه، محمدشاه، ناصرالدینشاه، مظفرالدینشاه، محمدعلیشاه و احمدشاه) تا انقراض آن در ۱۳۰۴ش بر ایران سلطنت نمودند.[۲۴] در دوران حاکمیت این خاندان، رویدادهای مهمی همچون جنگهای ایران و روس، عهدنامههای گلستان و ترکمنچای، واگذاری امتیازات به بیگانگان، نهضت تنباکو، انقلاب مشروطه و کودتای ۱۲۹۹ش رخ داد که نهایتاً به خلع احمدشاه و روی کار آمدن رضاخان پهلوی انجامید.[۲۵]
دوران معاصر
دوره پهلوی
پس از انقراض سلسله قاجار در ۱۳۰۴ش و روی کار آمدن رضاشاه، اعضای خاندان قاجار به تدریج جایگاه سیاسی و اجتماعی خود را از دست دادند. در این دوره، با افزایش فشارها بر خاندان قاجار، موج دوم مهاجرت آنان به خارج از کشور شکل گرفت و شماری از شاهزادگان و اعضای متمول ایل، ایران را به مقصد کشورهای اروپایی (انگلستان، آلمان و فرانسه) و آمریکا ترک کردند. بخشی از نوادگان قاجار نیز که در ایران باقی ماندند، با تغییر نام خانوادگی و کنارهگیری از فعالیتهای سیاسی، در جامعه ایرانی حل شدند. در این دوره، بسیاری از کاخها و املاک قاجاری به تصرف دولت درآمد و برخی از آنان بهعنوان موزه یا ساختمانهای اداری مورد استفاده قرار گرفت.[۲۶]
جمهوری اسلامی
پس از انقلاب ۱۳۵۷ش موج سوم مهاجرت خاندان قاجار رخ داد. بسیاری از نوادگان قاجار که به دلیل اصالت خود یا ارتباط با رژیم پیشین احساس ناامنی میکردند، ایران را ترک کردند و بهطور عمده به آمریکا (لسآنجلس، نیویورک، واشنگتن) و اروپا (لندن، پاریس، وین و ژنو) مهاجرت نمودند. امروزه جوامع قابل توجهی از نوادگان قاجار در این شهرها زندگی میکنند و برخلاف قاجارهای مقیم ایران، هویت قاجاری خود را آشکارتر حفظ کردهاند. آنان انجمنها و بنیادهایی مانند «بنیاد قاجار» و «انجمن خاندان قاجار» را برای حفظ تاریخ، فرهنگ و شجرهنامه این خاندان تأسیس کردهاند. از چهرههای فعال در این زمینه، سلطان علی میرزا قاجار (از نوادگان محمدعلیشاه) است که خود را «رئیس خاندان قاجار» میداند و به پژوهش و نگارش درباره تاریخ قاجار اشتغال دارد، هرچند اختلافات داخلی بر سر این عنوان وجود دارد. نوادگان قاجار در خارج از ایران، اگرچه «دولت در تبعید» محسوب نمیشوند، اما با فعالیتهای فرهنگی و تاریخی، میراث نیاکان خود را گرامی میدارند. در داخل ایران نیز بسیاری از نوادگان قاجار با زندگی عادی و اشتغال به حرفههای گوناگون، در جامعه ایرانی حل شدهاند و نامهای خانوادگی رایجی چون قاجار، قاجاریان، قوانلو و دولتلو، نشانههایی از اصالت قاجاری آنان به شمار میرود.[۲۷]
پانویس
- ↑ کاشغری، دیوان لغات الترک، ۲۰۲-۲۰۴.
- ↑ تکمیل همایون، خاستگاه تاریخی ایل قاجار، ۶۵.
- ↑ لمبتون، تاریخ ایلات ایران، ۱: ۲۰۳.
- ↑ تکمیل همایون، خاستگاه تاریخی ایل قاجار، ۵۹-۶۹.
- ↑ «قاجارها از چه نژادی بودند»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.
- ↑ عبدیبیگ شیرازی، تکملةالاخبار، ۳۹.
- ↑ مستوفی، شرح زندگانی من، ۳: ۱۰۴.
- ↑ مستوفی، شرح زندگانی من، ۳: ۵۰۹-۵۱۰.
- ↑ صولت نظامقورخانچی، نخبه سیفیه، ۱: ۳۳.
- ↑ مستوفی، شرح زندگانی من، ۳: ۵۱۰.
- ↑ «علیرضاخان عضدالملک»، وبسایت پژوهشکده تاریخ معاصر.
- ↑ مسطوفی، «آمار مالی و نظامی ایران در 1128 یا عساکر فیروزی مآثر شاه سلطان حسین صفوی»، فرهنگ ایران زمین، ۴۱۳.
- ↑ لمبتون، تاریخ ایلات ایران، ۱: ۲۱۵.
- ↑ روملو، احسن التواریخ، ۶۱۷.
- ↑ تکمیل همایون، خاستگاه تاریخی ایل قاجار، ۸۶-۸۸.
- ↑ تکمیل همایون، خاستگاه تاریخی ایل قاجار، ۱۴.
- ↑ لسان الملک، سپهر ناسخ التواریخ، ج۱: ۸-۹.
- ↑ تکمیل همایون، خاستگاه تاریخی ایل قاجار، ۸۷-۹۱.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران، ۷۶.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)،، ۲۳-۲۴.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)،، ۳۰-۲۷.
- ↑ «دستاوردها و کاستیهای دوره قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.
- ↑ باسورث، سلسلههای اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی، ۲۶۴.
- ↑ باسورث، سلسلههای اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی، ۲۶۴.
- ↑ کوشکی، «قاجاریه»، دانشنامه امام خمینی، ۹۸-۱۰۰.
- ↑ رمضانی، «خاندان قاجار کجا هستند»، وبسایت دانشیا.
- ↑ رمضانی، «خاندان قاجار کجا هستند»، وبسایت دانشیا.
منابع
- باسورث، کلیفورد ادموند (۱۳۸۱). سلسلههای اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی. ترجمهٔ فریدون بدرهای. تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران.
- پیرنیا، حسن (۱۳۷۵). تاریخ ایران. تهران: انتشارات خیام.
- تکمیل همایون، ناصر (۱۳۹۲). خاستگاه تاریخی ایل قاجار. تهران: پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
- «دستاوردها و کاستیهای دوره قاجار». وبسایت روزنامه دنیای اقتصاد. ۷ آبان ۱۴۰۱. دریافتشده در ۲۹ تیر ۱۴۰۵.
- رمضانی، مرتضی (۲۲ تیر ۱۴۰۵). «خاندان قاجار کجا هستند». وبسایت دانشیا. دریافتشده در ۲۸ تیر ۱۴۰۵.
- روملو، حسن بیک (۱۳۵۷). احسن التواریخ. به کوشش عبدالحسین نوایی. تهران: بابک.
- شمیم، علیاصغر (۱۳۸۷). ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم). تهران: بهزاد.
- «علیرضاخان عضدالملک». وبسایت پژوهشکده تاریخ معاصر. ۲۶ بهمن ۱۳۹۳. دریافتشده در ۲۳ تیر ۱۴۰۵.
- «قاجارها از چه نژادی بودند». وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی. ۱۱ مهر ۱۳۹۷. دریافتشده در ۲۰ تیر ۱۴۰۵.
- عبدیبیگ شیرازی، علی (۱۳۶۹). تکملةالاخبار. تهران: چاپ عبدالحسین نوایی.
- کاشغری، محمود (۱۳۳۳). دیوان لغات الترک. ترکیه/استانبول: عامره.
- کوشکی، فرشته (۱۴۰۰). «قاجاریه». امام خمینی. به کوشش سید ضیا مرتوضوی. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
- لمبتون، ان (۱۳۷۵). تاریخ ایلات ایران. ترجمهٔ علی تبریزی. تهران: آگاه.
- مستوفی، عبدالله (۱۳۷۱). شرح زندگانی من، تاریخ اجتماعی و اداری دورۀ قاجاریه. تهران: هرمس.
- مستوفی، محمدحسین (۱۳۵۳). «آمار مالی و نظامی ایران در 1128 یا عساکر فیروزی مآثر شاه سلطان حسین صفوی». فرهنگ ایران زمین (۲۰): ۳۹۶-۴۲۱.