پرش به محتوا

پیش‌نویس:آبرو

از ایران‌پدیا
نگین انگشتری «یا ستار العیوب»
نگین انگشتری منقش به ذکر «یا ستار العیوب» که در فرهنگ مسلمانان، یکی از صفات خدا برای اشاره به حفظ آبروی انسان است.

آبرو؛ احترام و اعتبار اجتماعی.
آبرو و توجه به آن، نقش مهمی در جهت‌دهی افکار و رفتار انسان در زندگی روزمره دارد. در سبک زندگی اسلامی‌ایرانی، تأکید فراوانی به حفظ آبروی افراد شده و بسیاری از حدود و احکام فردی و اجتماعی در راستای حفظ آبروی انسان‌ها وضع شده است. در فرهنگ مسلمانی، همگان موظف هستند هم آبروی خود را حفظ کنند و هم از آبروی دیگران دفاع کرده و از هرگونه رفتار یا گفتاری که به حیثیت و کرامت دیگران لطمه بزند، پرهیز کنند. آبروداری علاوه‌بر حفظ کرامت فردی، نشان‌دهندهٔ تعهد اخلاقی و دینی هر فرد در قبال جامعه است. در فرهنگ اسلامی، بسیاری از ارزش‌های اخلاقی مانند مدارا و بردباری و نیز حرمت غیبت و عیب‌جویی، بر مبنای حفظ آبرو، تعریف شده است که برتر از حرمت خانهٔ کعبه دانسته می‌شود.

مفهوم‌شناسی

آبرو در لغت به معانی جاه، اعتبار، عِرض، ارج، شرف، ناموس، قدر و مایهٔ سرفرازی آمده است[۱] و در اصطلاح به وجه معنوی انسان اشاره دارد که از حالت نسبی و جایگاه فرد در جامعه به دست می‌آید.[۲]

وجه تسمیهٔ آبرو در اذهان عمومی، به مناسبت عرق‌ریختن بر اثر شرمگین شدن آدمی است. از این منظر، ریختن آبرو بر اثر ارتکاب کار نادرست، کنایه از کاهش قدر و منزلت است. گسترهٔ کنشگری با هدف کسب یا حفظ آبرو در سبک زندگی ایرانی‌اسلامی، بسیار وسیع است[۳] و نقیض آن با مفاهیمی مانند آبروریزی، بی‌آبرویی و بر باد دادن آبروی خود یا دیگری، بیان می‌شود.[۴]

آبروداری

معنای نهفته در اصطلاح آبروداری یا حفظ آبرو، رعایت هنجارهای اجتماعی یا هنموایی اجتماعی را مورد توجه قرار می‌دهد. هنجار به مقررات و معیارهایی گفته می‌شود که مرز رفتارهای پسندیده و ناپسند را مشخص می‌کند و افراد در روابط اجتماعی انتظار رعایت آنها را از یکدیگر دارند.[۵] مصادیق این کاربرد، تمام شرایطی را دربر می‌گیرد که افراد رفتارهای خود را با هنجارهای رایج یا عرف جامعه مطابقت می‌دهند تا مورد تمسخر یا طرد اجتماعی قرار نگیرند؛ مانند رعایت آداب در پوشش، غذا خوردن، کار کردن، احوال‌پرسی، برخورد با اطرافیان یا ناآشنایان و رفتار در میهمانی‌ها.[۶] در همین چارچوب، کسب آبرو به‌معنی دریافت تأیید اجتماعی و ارتقای منزلت اجتماعی است. کسب ارج و اعتبار از راه بخشش، داشتن ثروت و مقام و موقعیت اجتماعی به‌دست می‌آید و شامل همهٔ شرایطی می‌شود که در آنها فرد می‌کوشد به چیزهای مادی و معنوی که از نظر فرهنگی با ارزش محسوب می‌شود، دست یابد و این بهره‌مندی را از طریق مهمان‌نوازی، بخشندگی و نیکی‌کردن، به نمایش بگذارد.[۷]

آبرومندی

در فرهنگ ایرانیان برای ابراز پای‌بندی به اصول اخلاقی، از مفهوم آبرومندی استفاده می‌شود. پای‌بندی به راستی و درستی حتی اگر به ضرر فرد باشد، حفظ آرمان و تن‌ندادن به ذلت و بهره‌مندی از شخصیت فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی، از مصادیق آبرومندی است. در مقابل آن، تقلب، سوءاستفاده از اعتماد دیگران، هتک حرمت ناموس مردم، تجاوز به حقوق افراد و کوتاهی در دفاع از خود، خانه، خانواده و میهن، از مصادیق بی‌آبرویی است.[۸] اهتمام به آبرومندی، معرف اصول اخلاقی جامعه بوده و از اهمیت بسیار برخوردار است. در جامعهٔ دین‌مدار ایرانی، پایبندی به اصول کلی و ارزش‌های عام دینی و اصول اخلاقی و مذهبی، بسیار مهم تلقی می‌شود. آبرو در این معنی، مترادف «باوجدان بودن» است. فرد بی‌آبرو همان بی‌وجدانی است که هیچ اصلی برای او مهم نیست و برای نفع مادی و از روی بی‌غیرتی به هر کار پلیدی دست می‌زند.[۹]

اهمیت آبرو

آبرو از منظر علوم اجتماعی، بخشی از سرمایهٔ اجتماعی است که بسیاری از امور زندگی روزانهٔ مردم از قبیل کسب‌وکار، معاشرت، همفکری و همدردی، دادوستد اجتماعی، آداب و رسوم، ارزش‌های دینی، اجتماعی و اخلاقی، جنسیت، گروه، نژاد و هویت فردی و جمعی را دربر می‌گیرد. آبرو شالودهٔ اعتماد اجتماعی در روابط میان‌فردی است[۱۰] که حتی در سطح کلان و با عنوان عزت ملی، در روابط یک کشور با دیگران، اقتدار ملی، توسعهٔ اقتصادی و قدرت نظامی، معنا پیدا می‌کند.[۱۱] آبرو از منظر فرهنگی شامل نمادهای زبانی و غیرزبانی، باورها و ارزش‌ها و نیز هنجارهای اجتماعی و عناصر هویتی می‌شود که می‌تواند در بازتولید یا تغییر فرهنگی نقش مؤثری داشته باشد.[۱۲]

آموزه‌های اسلام، آبروی انسان را در ردیف حرمت جان و مال و ناموس قرار داده[۱۳] و حفظ آبرو، شخصیت و کرامت انسانی را مهم‌ترین مسئله در امنیت فرد و جامعه می‌داند. شریعت اسلام بسیاری از احکام مانند حرمت غیبت، تهمت، افترا، دشنام، ناسزا، قذف، تحقیر، توهین و افشای اسرار خصوصی را در راستای حفظ آبرو و حمایت از شخصیت و شرافت و کرامت انسانی وضع کرده و آبروریزی و هتک حرمت دیگران را موجب کیفر در دنیا و آخرت دانسته است.[۱۴]

منابع و معیارهای آبرو

اعتبار اجتماعی

جامعه‌شناسان، اعتبار اجتماعی را یکی از منابع و معیارهای آبرو می‌دانند؛ به باور آنها، کودکان از همان ابتدا در فرایند جامعه‌پذیری در خانه و مدرسه یادمی‌گیرند که چه چیزهایی مایهٔ آبروداری و بی‌آبرویی است. افراد در اجرای آداب و رسوم اجتماعی و تماس با نمادهای فرهنگی، ارزش‌ها و رفتارهای خاصی را به‌عنوان آبرو یا ضد آبرو می‌آموزند و درونی می‌کنند. بسیاری از معیارهای اجتماعی و فرهنگی آبرو مانند ثروت، مقام و عناوین مختلف اجتماعی، سبک پذیرایی از مهمان، نحوهٔ آرایش و نشست‌وبرخاست، نِسبی است و از جامعه‌ای به جامعهٔ دیگر، زمانی به زمان یا مکانی به مکان دیگر، تفاوت دارد.[۱۵]

کرامت انسانی

حقیقت آبرو از منظر دین، همان شخصیتی است که با عنوان کرامت به انسان بخشیده شده و بر بسیاری از موجودات هستی برتری یافته است.[۱۶] همچنین بخش دیگری از این اعتبار را هر کس با تکیه بر جوهره و شخصیت وجودی خود، در طول زندگی می‌سازد و آن را در پرتو ایمان و عمل صالح کسب می‌کند.[۱۷] سه اصل ایمان، تقوا و احسان، اصلی‌ترین و مهم‌ترین منبع و معیار دینی آبرو و صیانت آن است.[۱۸]

کارکردهای آبرو

تقویت ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی

آبرو، بیانی از هنجارها و ارزش‌های اجتماعی است. هنجارها در طیف وسیعی از شدت و ضعف قرار دارند و پاداش‌ها و تنبیه‌های مربوط به هر یک، به همان نسبت شدید یا ضعیف است که از آداب ساده مثل دست دادن، غذا خوردن با قاشق و چنگال، پوشیدن لباس مناسب برای مراسم خاص تا باورهای قوی دربارهٔ رفتارها و اینکه کدام‌ها پسندیده و کدام‌ها ناپسند هستند را شامل می‌شود. ارزش‌ها جامع‌تر از هنجارها بوده و نشانگر چیزهایی هستند که در نهایت، مطلوب یا نامطلوب به‌شمار می‌روند. حفظ آبرو، تمام هنجارها و ارزش‌های اجتماعی از رعایت آداب صحیح و رفتارهای ساده گرفته تا دفاع از ناموس و ارزش‌های اساسی را دربر می‌گیرد و مردم با رعایت آنها به تقویت و تداوم آنها کمک می‌کنند.[۱۹]

تقویت نظارت و کنترل اجتماعی

نظارت یا کنترل اجتماعی به سازوکار اجتماعی یا فرهنگی اطلاق می‌شود که با ایجاد محدودیت در رفتار، افراد را به پیروی از الگوهای رفتاری ناشی از عرف و سنت وامی‌دارد.[۲۰] تضمین‌های اجرایی آبرو در صورتی که واکنش‌ها مثبت باشد، به‌شکل تأیید و تصویب و تحسین و اگر واکنش‌ها منفی باشد، به‌صورت سرزنش، تمسخر، یا طرد متجلی می‌شود. حساسیت افراد به حیثیت اجتماعی خود و اهمیت اعتبار در میان جمع که بر محور آبروداری، یا بی‌آبرویی می‌چرخد، حاکی از تمایل شدید آنها به کسب تحسین و تمجید و مقبولیت اجتماعی و احتراز از طرد و تمسخر است.[۲۱]

تقویت همنوایی اجتماعی

رعایت آداب و رسوم و تبعیت از عرف و ارزش‌های اساسی جامعه به‌منظور حفظ آبرو، به‌مثابه ابزاری برای دوری از تنش و ایجاد تعدیل در روابط اجتماعی عمل می‌کند و همنوایی اجتماعی را افزایش می‌دهد؛ بسیاری از آداب و تشریفات مفصل برای حفظ آبرو به کار گرفته می‌شود و مردم رفتارهای خود را با خواست اطرافیان هماهنگ می‌کنند.[۲۲]

تقویت هویت ملی و توسعه

آبرو به‌عنوان یک مفهوم فرهنگی، نقش اساسی در تقویت هویت ملی و توسعه اجتماعی دارد. گرایش شدید مردم یک کشور به حفظ اصول کلی و ارزش‌های اجتماعی و عام که آنها را به‌عنوان یک ملت معرفی کند و پایبندی به عرق ملی به‌دلیل آبرومندی در سطح جهان، به همبستگی اجتماعی و تقویت وحدت و هویت ملی، نوآوری و توسعه کمک می‌کند. به نظر محققان، جامعهٔ ایران از این نظر نسبت به کشورهای غربی، دارای اصول محکم‌تر و ارزش‌های والایی است که به جامعه انسجام و به هویت ملی، یکپارچگی می‌بخشد.[۲۳]

چالش‌های آبرو

تقویت آداب و رسوم ناپسند

علاقمندی به حفظ آبرو گاهی به افراط در کسب اعتبار اجتماعی مانند چشم‌وهم‌چشمی و اسراف در مهمانی‌ها، منجر شده و خصلت مهمان‌نوازی ایرانیان را به چالش می‌کشد. این نوع آبروداری ساختگی با ارزش‌های اصیل جامعه ایرانی سنخیتی ندارد و با میانه‌روی توصیه‌شده در اسلام نیز ناسازگار است.[۲۴]

ترویج تظاهر و ریاکاری

گاهی فشار آداب و رسوم از یک طرف و نیازهای جامعهٔ مدرن شهری از طرف دیگر، سبب بروز تعارضاتی در افکار و رفتار برخی افراد شده و آنها سعی می‌کنند دست‌کم ظاهر رفتار خود با انتظارات عرفی، سازگار کنند. تلاش برای حفظ ظاهر در سطح وسیع به‌صورت «تظاهر جمعی» نمایان می‌شود و به تصنعی بودن روابط اجتماعی دامن می‌زند.[۲۵] این در حالی است که رفتار صادقانه، از اصول پایدار دینی و اخلاقی بوده و مبنای روابط سالم و پایهٔ اعتماد اجتماعی در جامعهٔ انسانی دانسته می‌شود.[۲۶]

جلوگیری از خلاقیت و نوآوری

گاهی توجه افراطی به آداب و رسوم و قواعد عرفی، موجب فراموشی اصول مهم‌تر در سبک زندگی می‌شود و حتی به خودآزاری افراد می‌انجامد. در این حالت، تلاش برای حفظ و کسب آبرو، احساس آزادی را در افراد به چالش می‌کشد و آنها در اثر پیروی ناخودآگاه از الگوهای رایج، استعداد نوآوری و خلاقیت را از دست می‌دهند؛ فراگیری این وضعیت، موجب کُندی پیشرفت جامعه می‌شود.[۲۷]

آبرو در نظام کیفری

در نظام کیفری ایران رفتارهایی که به آبرو و احترام شخص لطمه وارد می‌کند جرم‌انگاری شده و دارای مجازات است. جرایم علیه آبرو و حیثیت معنوی اشخاص، مانند توهین، افترا، نشر اکاذیب و قذف، دسته‌ای از جرایم هستند که آسیب آنها به شرافت و اعتبار بزه‌دیده وارد می‌شود و ممکن است قابل جبران نباشد.[۲۸]

آبرو در فرهنگ و ادب فارسی

آبرو در آثار شاعران بزرگ پارسی‌گو، به‌صورت اندرز و کارمایهٔ زندگی بازنمایی شده است؛ ازجمله:[۲۹]

فردوسی
مریز آبروی ای برادر به کوی
که دهرت نریزد به شهر آبروی


صائب تبریزی
در حفظ آبرو ز گهر باش سخت‌تر
کین آب رفته باز نیاید به جوی خویش


بیدل دهلوی
سهل نبود در محیط دهر پاس اعتبار
آبرویی چون گهر همراه سر داریم ما


حافظ
آبرو می‌رود ای ابر خطاشوی ببار
که به دیوان عمل نامه‌سیاه آمده‌ایم


آبرو در ضرب‌المثل‌های فارسی نیز کاربرد گسترده‌ای دارد، ازجمله:

  1. آبرودار از آبرویش می‌ترسد، بی‌آبرو فکر می‌کند از او می‌ترسد؛
  2. آبروی گل، ز رنگ و بوی اوست؛
  3. آبرو سبزهٔ بهاری نیست که دوباره سبز کند؛
  4. آبرو را خورده و حیا را بسته به کمر؛
  5. آبرویم را از سر جوی نیاورده‌ام؛
  6. بی‌آبرو که بیل برداشت، آبرودار باید فرار کند؛
  7. وقتی آبرو رفت، رو هم می‌رود؛
  8. آبرو شبدر نیست که دوباره سبز شود؛
  9. آبی که آبرو ببرد، در گلو مریز، از تشنگی بمیر و به کس آبرو نریز؛
  10. آبرو آب جو نیست؛
  11. آبرویم را از سر کوچه نیاوردم؛
  12. تا آبرو نریزی این آسیا نگردد؛
  13. تهیدستی آبرومندانه از دارایی بدون آبرو خوش‌تر است؛
  14. آبرو بهر نان نباید ریخت؛
  15. دست طمع چو پیش کسان می‌کنی دراز، پل بسته‌ای که بگذری از آبروی خویش؛
  16. آبرویت دست خودت است؛ پس مواظب باش؛
  17. هرکس آبروی کسی را ببرد، آبروی خود را پیش خدا برده است.[۳۰]

آبروپژوهی

کتاب «هنر حفظ آبرو» از آرتور شوپنهاور
تصویر جلد کتاب «هنر حفظ آبرو» از آرتور شوپنهاور
  1. دربارهٔ آبرو مقالات فراوان و چند کتاب با نگاه دینی نوشته شده که از میان آنها می‌توان به کتاب‌های «نکته‌های قرآنی دربارهٔ آبروداری و آبروریزی»، «آبروی مؤمن» و «نگاه اسلام به مسألهٔ حفظ آبرو» اشاره کرد.
  2. کتاب «هنر حفظ آبرو» که توسط «آرتور شوپنهاور»، فیلسوف آلمانی نوشته شده، موضوع آبرو را با نگاه فلسفی و اخلاق مورد بررسی و تحلیل قرار می‌دهد.[۳۱]
  3. کتاب «آبروی آب» حاوی گزیدهٔ شعر شاعران معاصر در مدح حضرت ابوالفضل است که او را به‌دلیل فداکاری در راه عزت اسلام و زنده‌نگهداشتن آبروی دین، به‌عنوان آبرو و اعتبار آب معرفی می‌کند.[۳۲]

آبروی ملی

برخی کنش‌های جمعی و مفاهیم و اصول کلی دینی، اخلاقی، میهنی و فرهنگی که مربوط به سرنوشت جمعی و پیشرفت مادی و معنوی و اعتبار و اقتدار کشور هستند، با عنوان آبرو و عزت ملی یاد می‌شوند، برای مثال، آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، از دفاع مقدس، قدرت نیروهای مسلح، امر به معروف و نهی از منکر، حفظ نظام اسلامی، مقاومت ملت ایران، کار و تلاش بازاریان، سرمایه‌گذاری، انتخابات، وحدت، هویت ملی، اتحاد و انسجام ملی، کارگزاران نظام، استقلال کشور و خدمت به مردم با عنوان عزت و آبروی ملی یاد کرده است.[۳۳]

آبرو در فرهنگ غرب

به باور پژوهشگران، امروزه در فرهنگ غرب و جهان‌بینی مدرنیته پول، سرمایه و موفقیت‌های شغلی و اقتصادی محور اعتبار و شأن اجتماعی بوده و مفهوم آبرو و شخصیت معنوی انسان فراموش شده است. در کشورهای غربی اگر فردی مورد اهانت قرار گیرد و مدعی بر باد رفتن آبرو و اعتبار معنوی خود شود، موضوع سرگرمی دیگران قرار می‌گیرد و از جانب دادگاه و حتی از جانب دوستان و وکیلان وی با بی‌اعتنایی روبه‌رو می‌شود. برای مثال در حقوق کیفری آمریکا، انگیزه‌ها و دعاوی مربوط به آبرو هیچ اهمیت و جایگاهی ندارد و اهانت به خودی خود قابل پیگرد قانونی نیست، زیرا لطمه واقعی به فرد شناخته نمی‌شود و طرف مورد اهانت باید بتواند صدمهٔ مادی ناشی از آن را اثبات کند. در برخی از کشورهای اروپایی نیز از نظر اصول حقوقی امروزی، مباحث مربوط به آبرو، کهنه و قدیمی تلقی می‌شود.[۳۴]

پانویس

  1. دهخدا، لغتنامه، ذیل واژۀ آبرو.
  2. «آبرو از حالت نسبی و جایگاه فرد در جامعه به دست می‌آید»، خبرگزاری ایسنا.
  3. محمدی، «مردم‌نگاری معناشناختی از الگوی فرهنگی آبرو معانی، مصادیق و کارکردها»، 1391ش، ص133.
  4. شوپنهاور، هنر حفظ آبرو، 1401ش، ص7.
  5. چلبی، جامعه‌شناسی نظم، 1375، ص24.
  6. محمدی، «مردم‌نگاری معناشناختی از الگوی فرهنگی آبرو معانی، مصادیق و کارکردها»، 1391ش، ص134.
  7. محمدی، «مردم‌نگاری معناشناختی از الگوی فرهنگی آبرو معانی، مصادیق و کارکردها»، 1391ش، ص136-137.
  8. محمدی، «مردمنگاری معناشناختی از الگوی فرهنگی آبرو معانی، مصادیق و کارکردها»، 1391ش، ص137.
  9. محمدی، «مردمنگاری معناشناختی از الگوی فرهنگی آبرو معانی، مصادیق و کارکردها»، 1391ش، ص137.
  10. کهنه‌پوشی، «سرمایهٔ اجتماعی و نقش آن در توسعه»، 1387ش، ص82.
  11. «آبروی شهروندان را حفظ کنیم»، خبرگزاری ایرنا.
  12. محمدی، «مردم‌نگاری معناشناختی از الگوی فرهنگی آبرو معانی، مصادیق و کارکردها»، 1391ش، ص134.
  13. حرانی، تحف العقول، 1404ق، ج۱، ص۵۷.
  14. هاشمی خویی، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، بی‌تا، ج 8، ص 38.
  15. محمدی، «مردمنگاری معناشناختی از الگوی فرهنگی آبرو معانی، مصادیق و کارکردها»، 1391ش، ص133-136.
  16. «آبرو»، وب‌سایت ادارۀ کل پژوهش‌های اسلامی رسانه.
  17. سورهٔ اسراء، آیهٔ 70.
  18. «حفظ آبرو در آموزه‌های دینی»، وب‌سایت روزنامۀ کیهان.
  19. رفیع‌پور، وسایل ارتباط جمعی و تغییر ارزش‌های اجتماعی، ۱۳۷۸ش، ص۱۱۱.
  20. غفاری‌فر، «نظارت و کنترل اجتماعی»، 1381ش، ص92.
  21. محمدی، «مردمنگاری معناشناختی از الگوی فرهنگی آبرو معانی، مصادیق و کارکردها»، 1391ش، ص142.
  22. حمدی، «مردم‌نگاری معناشناختی از الگوی فرهنگی آبرو معانی، مصادیق و کارکردها»، 1391ش، ص145.
  23. محمدی، «مردم‌نگاری معناشناختی از الگوی فرهنگی آبرو معانی، مصادیق و کارکردها»، 1391ش، ص148.
  24. اشتهاردی، «اعتدال و نکوهش اسراف در سیرۀ پیشوایان»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.
  25. محمدی، «مردم‌نگاری معناشناختی از الگوی فرهنگی آبرو معانی، مصادیق و کارکردها»، 1391ش، ص151.
  26. ابن‌مسکویه، کیمیای سعادت، 1375ش، ص169
  27. محمدی، «مردم‌نگاری معناشناختی از الگوی فرهنگی آبرو معانی، مصادیق و کارکردها»، 1391ش، ص145.
  28. سنجری و احمدیان، «جرایم علیه حیثیت در نظام حقوق کیفری ایران»، 1400ش، ص63.
  29. «آبرو در شعر فارسی»، وب‌سایت گنج تاریخ ما.
  30. ایزدی، «ضرب‌المثل در مورد آبروداری»، وب‌سایت جم‌نما.
  31. «لیست کتاب با موضوع آبرو و حیثیت»، وب‌سایت کتاب سیتی.
  32. «معرفی و دانلود کتاب آبروی آب»، وب‌سایت کتابراه.
  33. «آبروی ملی»، وب‌سایت دفتر حفظ ونشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای.
  34. رگر، پیتر و دیگران، ذهن بی‌خانمان نوسازی و آگاهی، 1394ش، ص73-77.

منابع

  • قرآن کریم.
  • «آبرو از حالت نسبی و جایگاه فرد در جامعه به دست می‌آید»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: ۱۳ بهمن ۱۳۹۷ش.
  • «آبرو در شعر فارسی»، وب‌سایت گنج تاریخ ما، تاریخ بازدید: ۱ شهریور ۱۴۰۲ش.
  • «آبرو»، وب‌سایت ادارهٔ کل پژوهش‌های اسلامی رسانه، تاریخ بازدید: ۱ شهریور ۱۴۰۲ش.
  • «آبروی شهروندان را حفظ کنیم»، خبرگزاری ایرنا، تاریخ درج مطلب: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ش.
  • «آبروی ملی»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، تاریخ بازدید: ۱ شهریور ۱۴۰۲ش.
  • ابن‌مسکویه، احمد بن محمد، کیمیای سعادت، تهران، نشر نقطه، ۱۳۷۵ش.
  • اشتهاردی، محمدمهدی، «اعتدال و نکوهش اسراف در سیرهٔ پیشوایان»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ بازدید: ۱ شهریور ۱۴۰۲ش.
  • ایزدی، حسین، «ضرب‌المثل در مورد آبروداری»، وب‌سایت جم‌نما، تاریخ بازدید: ۱ شهریور ۱۴۰۲ش.
  • برگر، پیتر و دیگران، ذهن بی‌خانمان؛ نوسازی و آگاهی، ترجمهٔ محمد ساوجی، تهران، نی، ۱۳۹۴ش.
  • تقوی، سیدعباس، «آبرو؛ ناموس اخلاقی جامعه»، وب‌سایت روزنامهٔ کیهان، تاریخ درج مطلب: خرداد ۱۳۹۶ش.
  • چلبی، مسعود، جامعه‌شناسی نظم، تهران، نی، ۱۳۷۵ش.
  • حرانی، ابن‌شعبه، تحف العقول، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۰۴ق.
  • «حفظ آبرو در آموزه‌های دینی»، وب‌سایت روزنامهٔ کیهان، تاریخ درج مطلب: ۱۰ دی ۱۳۹۹ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، وب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۱ شهریور ۱۴۰۲ش.
  • رفیع‌پور، فرامرز؛ وسایل ارتباط جمعی و تغییر ارزش‌های اجتماعی، تهران، گروس، ۱۳۷۸ش.
  • سنجری، غلام‌علی و احمدیان، زهره، «جرایم علیه حیثیت در نظام حقوق کیفری ایران»، مجلهٔ فقه و حقوق نوین، شمارهٔ ۶، ۱۴۰۰ش.
  • شوپنهاور، آرتور، هنر حفظ آبرو، مترجم، علی عبداللهی، تهران، مرکز، ۱۴۰۱ش.
  • غفاری‌فر، حسن، «نظارت و کنترل اجتماعی»، مجلهٔ مطالعات راهبردی زنان، شمارهٔ ۱۷، ۱۳۸۱ش.
  • کهنه‌پوشی، مصلح و فردوسی، آرام، «سرمایهٔ اجتماعی و نقش آن در توسعه»، مجلهٔ زریبار، سال دوازدهم، شمارهٔ ۶۵ و ۶۶، بهار و تابستان ۱۳۸۷ش.
  • «لیست کتاب با موضوع آبرو و حیثیت»، وب‌سایت کتاب‌سیتی، تاریخ بازدید: ۱ شهریور ۱۴۰۲ش.
  • محمدی، بیوک، «مردم‌نگاری معناشناختی از الگوی فرهنگی آبرو، معانی، مصادیق و کارکردها»، مجلهٔ انسان‌شناسی، شماره ۱۷، پایز و زمستان ۱۳۹۱ش.
  • «معرفی و دانلود کتاب آبروی آب»، وب‌سایت کتاب‌راه، تاریخ بازدید: ۱ شهریور ۱۴۰۲ش.
  • نراقی، حسن، جامعه‌شناسی خودمانی، تهران، اختران، ۱۳۸۵ش.
  • هاشمی خویی، میرزا حبیب‌الله، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، تصحیح، ابراهیم میانجی، تهران، اسلامیه، بی‌تا.