پیشنویس:مردم کار را تمام میکنند
مردم کار را تمام میکنند؛ اصطلاحی برگرفته از سخنان سید علی خامنهای، بهمعنای حضور آگاهانه و تعیینکنندۀ مردم در بزنگاهها، برای خنثیسازی توطئهها و عبور از بحرانها.
بر اساس دکترین رهبر شهید انقلاب، اصل جملۀ «مردم کار را تمام میکنند» بیانگر آن است که در بحرانهای سرنوشتساز، این ملت هستند که با بصیرت و ایمان جمعی، بهعنوان نیروی نهایی و تعیینکننده وارد عرصه شده و توطئههای دشمن را خنثی میکنند. این نقشآفرینی مؤثر در حوادث پس از شهادت ایشان عینیت یافت و ارادۀ جمعی و حضور آگاهانۀ مردم، نهتنها بزرگترین سد در برابر استکبار، بلکه عامل تضمینکنندۀ سرنوشت کشور و پیشبرندۀ معادلات معرفی شد.
خاستگاه جملۀ راهبردی
منشأ جمله بیانات رهبر انقلاب، شهید سیدعلی خامنهای است که پس از شکست کودتای آمریکایی-صهیونیستی دیماه[1] با تعبیری زیبا و بدیع آن را برای توصیف ملت بزرگ ایران به کار بردند و بر آن تأکید کردند.[2]
مفهوم نقش تمامکنندگی مردم در فرآیند انقلاب
ورود آگاهانه و بهموقع ملت به میدان، نقطه پایانی بر فتنهها و توطئههای دشمن است. این نقش، فراتر از اقدامات دولتی و نظامی عمل کرده و با تبدیل مردم به امت رسالتمدار، قدرت نهایی و شکستناپذیری پدید میآورد که موجب یأس کامل دشمن و تضمین بقای انقلاب در حساسترین برههها میشود.[3]
تمایز مفهومی حادثه و کار در اندیشه راهبردی انقلاب
رهبر شهید انقلاب، وعده دادند که در صورت بروز حادثهای تهدیدکننده برای کشور، خداوند مردم را برمیانگیزد تا کار را به پایان برسانند.[4] در این نگاه، حادثه به رویدادی ناگهانی، کوتاهمدت و دفعی گفته میشود که موجودیت کشور را به مخاطره میاندازد؛ اما کار فرآیندی سخت، زمانبر، تخصصی و مستمر است که نیاز به حضور پایدار و فداکاری مردم دارد، مانند دفاع شبانهروزی از آرمانها و خون شهدا، که تکمیل آن تنها با همت و اعتقاد خود ملت ممکن است. [5]
مبانی نظری نقش تمامکنندگی مردم
1. سنت الهی: قاعدۀ کلی و سنت الهی این است که در هر حادثهای، خداوند مردم را برای مقابله با آن مبعوث میکند و مردم کار را تمام خواهند کرد.[6] در این جمله افعال ماضی نقلی آن، از یک وعدۀ قطعی الهی خبر میدهند که نشان از استمرار جریان بعثت مردمی تا پایان کار است؛ کار ناتمامی که پایان آن، تنها با قیام مردمی رقم خواهد خورد.[7]
2. ارتقای هویت: ملت در تراز انقلاب اسلامی، با ارتقای هویت از شهروندی منفعل به امتی رسالتمدار و اتکا به نیروی الهی، به قدرتی عملیاتی، تعیینکننده و شکستناپذیر تبدیل میشود که فراتر از اقدامات دولتی و نظامی عمل کرده، با بصیرت و استقامت خود محاسبات دشمن را بر هم زده و او را به یأس کامل میرساند. این یأس، نقطۀ پایانی است که معادلات را یکسره به نفع جبهۀ حق تغییر داده و بقا و سلامت مسیر انقلاب را در حساسترین برههها تضمین میکند.[8]
3. امنیت معنوی: پشتوانۀ اصلی نظام، دلهای مؤمن است، نه صرفاً تجهیزات نظامی. این ایمان جمعی، معجزاتی مثل فتحالمبین را میآفریند.[9]
ویژگیهای مردم تمامکنندۀ کار و راهکارهای حفظ آن
این مردم دارای ویژگیهای برجستهای هستند از جمله:
· بصیرت و تکلیفمداری؛ تشخیص دقیق فتنه از اعتراض بهحق و حضور آگاهانه بر اساس وظیفهشناسی دینی.[10]
· خودجوشی و مسئولیتپذیری؛ ورود بیواسطه به میدان بحران بدون انتظار برای فرمان، با احساس مالکیت بر کشور.[11]
· شکستناپذیری و استقلال معنوی؛ ارادۀ آهنین در برابر هر تهدیدی که با اتکا به نیروی الهی، دشمن را به یأس کامل رسانده و معادلات را به نفع جبهۀ حق تغییر میدهد.[12]
· ایمانمحوری و امنیت معنوی؛ پشتوانۀ دلهای مؤمن و طمأنینه قرآنی که عزت و مصونیت کشور را تضمین میکند.[13]
· وحدت و انسجام؛ اتحادی مقدس که شکافافکنی و دوقطبیسازی را بینتیجه میگذارد.[14]
· نقش پیامبرگونه در اصلاح اجتماعی؛ کنش آگاهانه برای تحقق عدالت و تمدن نوین اسلامی.[15]
راهکارهای محافظت از این ویژگیها از مسیر فرهنگسازی دینی با؛ بازتولید امید الهی، زندهنگهداشتن افق تمدنی و شفافیت مسئولان میگذرد. تا زمانی که هژمونی فرهنگی بر امنیتی غلبه دارد و جهاد تبیین، روایت صحیح را ارائه میدهد، مردم غبارگرفته در فتنه خودبهخود به صحنه آمده و کار را تمام میکنند.[16]
مرجعیت تشخیص پایان کار
در نظام فکری انقلاب اسلامی، تشخیص پایان کارهای کلان تاریخی، مبتنی بر علم غیب و ولایت الهی است و تنها ولیفقیه جامعالشرایط، با اشراف بر معارف دینی، مصالح نظام و هوشمندی سیاسی، مرجع صالح برای اعلام آن است.[17]
بنیان اعتقادی و تاریخی نقش تمامکنندگی مردم
اساس این نقش بر دو رکن استوار است: مردمسالاری دینی امام خمینی و تربیتیافتگی تاریخی توسط رهبر شهید[18] که نسلی بالغ، پایکار و تعیینکننده پرورش دادند. این الگو در بحرانها با گفتمانهایی چون اقتصاد مقاومتی و جهاد تبیین عینیت یافت[19] و رهبر جدید ایران، این حماسه را آیت برتر خواند که اقتدار کشور را با حضور مردم تضمین کرد.[20]
مصادیق تاریخی نقش قاطع مردم در پایانبخشی به فتنهها
تاریخ انقلاب نشان داده که در بزنگاههای حساس، از فتنۀ منافقین در ۱۳۶۰ش و فتنۀ 13۸۸ش گرفته تا شبهکودتای دیماه ۱۴۰۴ش و جنگ ترکیبی آمریکایی- صهیونیستی رمضان، مردم با ورود قاطع خود، نقطۀ پایانی بر فتنهها شده و معادلات را به نفع جبهۀ حق تغییر دادهاند.[21] در همین فتنۀ اخیر که حمله به مراکز حساس، با هدایت خارجی سیا و موساد، کشتهسازی و خشونت تکفیری همراه بود؛[22] اما آنچه آتش فتنه را خاموش و شعلهها را خاکستر کرد، وارد شدن مردم به میدان بود[23] که با بصیرت، غیرت دینی و حضور میلیونی خود، فراتر از موشک و پهپاد، عامل اصلی بازدارندگی شدند.[24]
رستاخیز شگفتانگیز
به فرمودۀ امام شهید، صحنۀ عاشورا بازآفرینی میشود؛ اما اینبار با تفاوتی بنیادین؛ مردمی که با غیرت و استقامت، از این پیچ تاریخی عبور کرده[25] و پیروز قاطع دفاع مقدس سوم هستند. این نقشآفرینی مستمر، چشماندازی درخشان و پرشکوه از عزت، سربلندی و غنای ملی را پیش روی ملت قرار میدهد که نویدبخش دورانی طلایی است.[26] قدرت ملی در جنگ، به انسجام نیرویی پیشرانی وابسته است که راه عقبنشینی را بسته و کار را به پایان میرساند.[27] این اجتماعات خودجوش پیام روشنی دارد که امنیت و حاکمیت، زادۀ حضور فعال مردمی است که پیروزی نهایی را رقم میزند.[28]
{{پانویس}}