پرش به محتوا

بندبازی

از ایران‌پدیا
هایلاین-بندبازی-فرزانه شاهسوند
فرزانه شاهسوند، بندباز (هایلاین کار) ایرانی در حال راه رفتن روی طناب

بندبازی؛ نوعی هنرنمایی و نمایش ورزشی بر روی بند
بندبازی، نمایشی مهیج و تاریخی است که بازیگر روی بند یا طناب راه می‌رود و با استفاده از چوب یا میله‌ای برای حفظ تعادل، حرکات خطرناک و نمایشی انجام می‌دهد. این هنر، با نام‌های ریسمان‌بازی، داربازی و رسن‌بازی در ایران کهن شناخته می‌شده و پیشینه‌ای هزارساله دارد. بندبازان غالباً با پای برهنه و همراه با دلقکی بر زمین، به اجرای نمایش می‌پردازند و جایگاه اجتماعی پایینی داشته‌اند. این هنر نه‌تنها در ایران بلکه در کشورهای هند، روسیه، مصر و عثمانی رواج داشته است. امروزه سبک‌های متنوعی از بندبازی وجود دارد، از جمله هایلاین، لانگلاین، تریک‌لاین و بندبازی شهری که در ارتفاعات و فضاهای شهری اجرا می‌شوند و مهارت و شجاعت بازیگر را به نمایش می‌گذارند.

معرفی بندبازی

بندبازی، نوعی نمایش است که بازیگرِ آن، روی بند راه می‌رود و از چوبی دراز و بزرگ برای حفظ تعادل استفاده می‌کند. این گونه بازی بر روی طناب را «ریسمان‌بازی»، «داربازی»، «رسن‌بازی» و «آکروباسی» نیز می‌گویند. هنگام این نمایش ورزشی، شخص دومی بر روی زمین، به انجام اداهای خنده‌آور می‌پردازد.[۱]

پیشینه بندبازی

برخی، تاریخ پیدایش بندبازی را تا دوران نوح پیامبر، پیش برده‌اند.[۲] این بازی نمایشی، در ایران پیش از اسلام رایج بوده و در متون کهن نیز به آن اشاره شده است. در متن پهلوی «خسرو قبادان و ریدکی»، که متعلق به دوران ساسانیان است، از این بازی با نام‌های رسن‌بازی، داربازی و اندروای‌بازی، یاد شده است.[۳]

در متون برجای‌مانده از ایران پس از اسلام تا دوران صفوی نیز اشاراتی به بندبازی و بندباز با نام‌های داربازی و دارباز و نیز رسن‌بازی و رسن‌باز، وجود دارد.[۴] در دوران صفویان، اصطلاحات ریسمان‌بازی و ریسمان‌باز، مرسوم شد.[۵] در برخی از منابع نیز از واژه «مازوباز» به‌معنی بندباز استفاده شده که مازو، ریسمانی محکم، بافته‌شده از لیف خرما بوده است.[۶] پس از مدتی، اصطلاح بندبازی، در میان مردم، عمومیت بیش‌تری یافت[۷] و در مراسم‌ها و تشریفات درباری نیز رایج شد.[۸] در دوران قاجاریان نیز، بندبازی، یکی از سرگرمی‌های معمول عوام و خواص، به‌ویژه در عید نوروز بود.[۹]

روش بندبازی

برای اجرای این نمایش، میدان‌ها و بازارها، بهترین گزینه بوده است.[۱۰] در این بازی، از بند یا طنابی بلند استفاده می‌شود که معمولا، هر دو طرف آن را به دو سر تیر، میله‌ای چوبی یا فلزی یا برج و بارویی بلند متصل می‌کردند.[۱۱] برخی از بندبازها، به‌منظور جذاب‌تر شدن اجرای خود، یک سر بند را به برجی بلند بسته و سر دیگر آن را به سطحی با ارتفاع کم‌تر نصب می‌کردند تا شیبی تند در ریسمان به‌وجود آید.[۱۲] بندباز، معمولا برای ایجاد تعادل روی طناب، از چوب یا میله‌ای آهنی در دستان خود کمک می‌گرفت که به‌نام «لنگر»[۱۳] یا «میزان»[۱۴] معروف بود.

بندبازها با پای برهنه بر روی طناب راه می‌روند و برای جذب اقبال عموم، دست به کارهای خطرناک نیز می‌زنند. برای مثال، راه رفتن بر روی یک پا؛[۱۵] نصب میخ و اشیائی تیز به کف پا؛ کول کردن کودکی بر روی دوش خود؛ حمل چند سینی، چهارپایه و امثال آن؛ استفاده از میخ و چکش، تیر و کمان،[۱۶] شمشیر و تفنگ بر سر طناب.[۱۷] این اقدامات خطرناک، گاهی منجر به مرگ بندباز شده است.[۱۸] از سده‌های ۱۳ و ۱۴ق، بندبازی با محبوبیت بیش‌تری روبه‌رو شد و بازیگری دیگر، به‌نام «دلقک» نیز بر روی زمین به اجرای نمایشی همزمان با بندباز، مشغول می‌شد.[۱۹]

جایگاه اجتماعی بندباز

بندبازان، همانند سایر بازیگران در جامعه، از پایگاه اجتماعی پایینی برخودار بوده و از جمله‌ی طبقات فرودست محسوب می‌شدند.[۲۰] برخی از بندبازها، از ثروت مادی برخودار بودند اما با این‌حال، جایگاه اجتماعی والایی نداشتند.[۲۱] پس از پایان نمایش بندبازی، افراد حاضر در میدان، هر یک به‌نسبت توان مالی خود، انعامی را به هنرمندان می‌دادند.[۲۲]

بندبازی در نقاط مختلف ایران و دنیا

در شمال ایران، بندباز با نام‌هایی همچون «لافندباز» (ریسمان باز)، «پهلوان» و «ریسمان‌باز» شناخته می‌شود.[۲۳] دلقک نیز در این مناطق به «یالانچی پهلوان»، «شیطان» یا «شیطانک» معروف بوده است.[۲۴] در این نوع از معرکه‌بازی‌ها در شمال ایران، علاوه‌بر یالانچی و لافندباز، افرادی دیگر در قالب سرناچی و دهل‌زن (نقاره‌زن) نیز حضور داشتند.[۲۵]
این بازی نمایشی، از دیرباز در نقاط مختلف دنیا، رایج بوده است. بندبازی در هند، روسیه و مصر نیز از قدمتی بسیار، برخوردار است.[۲۶] بندبازی، در کشور عثمانی نیز از بخش‌های اصلی جشن‌های سلاطین محسوب می‌شد. در منطقه آناتولی، بندبازان ماهر، هر ۴۰ سال یک‌بار برای نمایش هنرهای خود جمع می‌شدند.[۲۷] واژه بندباز، به «چامباشچی» در میان مردم ترک‌زبان شرقی، «گنباز» در قفقاز، ترکیه و مصر و به «اِسلَکلاینینگ» در زبان انگلیسی معروف است.

سبک‌های مختلف بندبازی امروزی

بندبازی (بندلغزی) دارای سبک‌های مختلف و شناخته‌شده‌ای در جهان است، مانند:

  1. هایلاین: فنی‌ترین نوع بندبازی است که به‌منظور حفظ تعادل در ارتفاع بیش از ۱۰ متر صورت می‌گیرد. این نوع از بندبازی معمولا بین صخره‌ها و دره‌ها اجرا می‌شود. بندباز، علاوه بر حفظ تعادل هنگام راه رفتن روی تسمه، باید از نظر روانی با ارتفاع بالای بند نیز کنار بیاید.
  2. لانگلاین: لانگ در زبان انگلیسی به‌معنی طولانی است و در این سبک از بندبازی، فرد باید بین دو نقطه با بیش از ۴۰-۵۰ متر طول که در ارتفاع ۳-۴ متری از زمین است، راه برود. در این سبک، به‌دلیل طولانی بودن ریسمان، تنش و نوسان بندباز بیش‌تر می‌شود.
  3. تریک لاین: بخشی از نمایش بندبازی است که فرد باید روی طنابی به پهنای ۵ سانتی‌متر (که به‌شدت کشیده شده و حالتی کشسانی یافته) راه رفته و به اجرای حرکات نمایشی بپردازد. این سبک، دارای مسابقات جهانی است.
  4. بندبازی شهری: این نوع از بندبازی، در داخل شهر و معمولا بین دو ساختمان بلند، دو برج یا پل اجرا می‌شود.

پانویس

  1. دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه بندبازی، سایت واژه‌یاب.
  2. کاشفی، فتوت‌نامـۀ سلطانی، ۱۳۵۰ش، ص325-330.
  3. متن‌های پهلوی،]بی‌تا[، ص۳۲، بند ۶۲.
  4. کلیله و دمنه، ۱۳۴۳ش، ص۲۴۷؛
    کاشفی، فتوت‌نامـۀ سلطانی، ۱۳۵۰ش، ص325-326؛
    نظامی گنجوی، اقبال‌نامه، ۱۳۳۵ش، ص۲۱۳؛
    نظامی گنجوی، هفت پیکر، ۱۳۳۴ش، ص۱۵۵ و ۱۷۴؛
    خاقانی شروانی، دیوان، ۱۳۳۶ش، 2۵۳؛
    عبید زاکانی، کلیات، ۱۳۷۶ش، ص۲۱۹؛
    آنندراج، ۱۳۳۵ش، ذیل رسن‌باز.
  5. منجم، تاریخ عباسی، ۱۳۶۶ش، ص۹۷؛
    محمدکاظم، عالم‌آرای نادری، ج1، ۱۳۶۴ش، ص78 و 163.
  6. فرهنگ جهانگیری، حسین بن حسن انجوشیرازی، ۱۳۵۱ش، ذیل ساز و باز.
  7. رستم‌الحکما، رستم التواریخ، ۱۳۴۸ش، ص۲۴ و ۳۴۴؛
    معیرالممالک، یادداشت‌هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، ۱۳۶۲ش، ص۵۹؛
    پیرزاده، سفرنامه، ج1، ۱۳۶۰ش، ص244.
  8. منجم، تاریخ عباسی، ۱۳۶۶ش، ص۹۷؛
    محمدکاظم، عالم‌آرای نادری، ج1، ۱۳۶۴ش، ص78 و 163؛
    فریزر، سفرنامه، ج2، ۱۳۶۴ش، ص191 و 193.
  9. معیرالممالک، یادداشت‌هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، ۱۳۶۲ش، ص۵۹؛
    ذکاء، تاریخچۀ ساختمان‌های ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان، ۱۳۴۹ش، ص۳۴ و ۳۶؛
    نجمی، دارالخلافـۀ تهران، ۱۳۵۶ش، ص۳۵ و ۳۵۹-۳۶۰؛
    نجمی، تهران در یکصد سال پیش، ۱۳۶۸ش، ص۱۷۳-۱۷۴.
  10. بحرالفوائد، ۱۳۴۵ش، ص۲۰۷؛
    محمدکاظم، عالم‌آرای نادری، ج2، ۱۳۶۴ش، ص772؛
    فریزر، سفرنامه، ج2، ۱۳۶۴ش، ص184؛
    میرابوالقاسمی، «بازارهای هفتگی ایران»، ج3، ۱۳۷۴ش، ص۳۳۲.
  11. فریزر، سفرنامه، ج2، ۱۳۶۴ش، ص191؛
    محمدکاظم، عالم‌آرای نادری، ج1، ۱۳۶۴ش، ص78 و 163.
  12. Chardin, Voyages, ed. L. Langles, 1811, V.III, P.443-444;
    سیلواای فیگروا، سفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۲۱۶.
  13. محمدکاظم، عالم‌آرای نادری، ج1، ۱۳۶۴ش، ص78 و 163.
  14. کاشفی، فتوت‌نامـۀ سلطانی، ۱۳۵۰ش، ص326-327.
  15. شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج6، ۱۳۶۸ش، ص36.
  16. سیلواای فیگروا، سفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۲۱7-218.
  17. فریزر، سفرنامه، ج2، ۱۳۶۴ش، ص193.
  18. بحرالفوائد، ۱۳۴۵ش، ص199؛
    کاشفی، فتوت‌نامـۀ سلطانی، ۱۳۵۰ش، ص326.
  19. میرشکرایی، «بندبازی در گیلان و مازندران»، ۱۳۶۲ش، ص۱۲۲.
  20. Christensen, L'Iran sous les Sassanides, 1944, P402-403.
    میرشکرایی، «بندبازی در گیلان و مازندران»، ۱۳۶۲ش، ص۱۲4؛
    نجمی، تهران در یکصد سال پیش، ۱۳۶۸ش، ص۱۷۴.
  21. عبید زاکانی، کلیات، ۱۳۷۶ش، ص219.
  22. نجمی، تهران در یکصد سال پیش، ۱۳۶۸ش، ص۱۷۴؛
    میرشکرایی، «بندبازی در گیلان و مازندران»، ۱۳۶۲ش، ص۱۲4 و ۱۳۰-۱۳۱،
    میرشکرایی، «پایگاه اجتماعی نمایش‌های عـامیانه در مـازندران و گیلان»، ۱۳۵۸ش، ص۵۶.
  23. میرشکرایی، «بندبازی در گیلان و مازندران»، ۱۳۶۲ش، ص۱20.
  24. میرشکرایی، «بندبازی در گیلان و مازندران»، ۱۳۶۲ش، ص۱20؛
    میرشکرایی، «پایگاه اجتماعی نمایش‌های عـامیانه در مـازندران و گیلان»، ۱۳۵۸ش، ص۵7، حاشیه.
  25. میرشکرایی، «بندبازی در گیلان و مازندران»، ۱۳۶۲ش، ص۱20-122.
  26. نظامی گنجوی، اقبال‌نامه، ۱۳۳۵ش، ص213؛
    نظامی گنجوی، هفت پیکر، ۱۳۳۴ش، ص۱۴۶-۱۷۴.
  27. اولیاچلبی، سیاحت‌نامه، ج2، ۱۳۱۴ق، ص439-440.

منابع

  • آنندراج، محمد پادشاه، به‌تحقیق محمد دبیرسیاقی، تهران، خیام، ۱۳۳۵ش.
  • اولیاچلبی، سیاحت‌نامه، به‌تحقیق احمد جودت، استانبول، بی‌نا، ۱۳۱۴ق.
  • بحرالفوائد، به‌تحقیق محمدتقی دانش‌پژوه، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۵ش.
  • پیرزاده، محمدعلی، سفرنامه، به‌تحقیق حافظ فرمانفرماییان، تهران، بابک، ۱۳۶۰ش.
  • خاقانی شروانی، دیوان، به‌تحقیق حسین نخعی، تهران، مرکز، ۱۳۳۶ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۱۱ اسفند ۱۴۰۰ش.
  • ذکاء، یحیی، تاریخچۀ ساختمان‌های ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۴۹ش.
  • رستم‌الحکما، محمدهاشم، رستم التواریخ، به‌تحقیق محمد مشیری، تهران، محمد مشیری، ۱۳۴۸ش.
  • سیلواای فیگروا، گارثیا، سفرنامه، ترجمۀ محمد سمیعی، تهران، نشر نو، ۱۳۶۳ش.
  • شهری، جعفر، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، تهران، رسا، ۱۳۶۸ش.
  • عبید زاکانی، کلیات، به‌تحقیق عباس اقبال آشتیانی، تهران، پیک فرهنگ، ۱۳۷۶ش.
  • کاشفی، حسین، فتوت‌نامـۀ سلطانی، به‌تحقیق محمدجعفر محجوب، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۰ش.
  • کلیله و دمنه، ترجمۀ نصرالله منشی، به‌تحقیق مجتبی مینوی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۴۳ش.
  • فرهنگ جهانگیری، حسین بن حسن انجوشیرازی، به‌تحقیق رحیم عفیفی، مشهد، دانشگاه مشهد، ۱۳۵۱ش.
  • فریزر، ج. ب، سفرنامه، ترجمۀ منوچهر امیری، تهران، توس، ۱۳۶۴ش.
  • متن‌های پهلوی، به‌تحقیق جاماسب‌آسانا، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، بی‌تا.
  • محمدکاظم، عالم‌آرای نادری، به‌تحقیق محمدامین ریاحی، تهران، زوار، ۱۳۶۴ش.
  • معیرالممالک، دوستعلی، یادداشت‌هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، تهران، تاریخ ایران، ۱۳۶۲ش.
  • منجم، جلال‌الدین، تاریخ عباسی، به‌تحقیق سیف‌الله وحیدنیا، تهران، وحید، ۱۳۶۶ش.
  • میرابوالقاسمی، محمدتقی، «بازارهای هفتگی ایران»، کتاب گیلان، به‌تحقیق ابراهیم اصلاح عربانی، تهران، ۱۳۷۴ش.
  • میرشکرایی، محمد، «بندبازی در گیلان و مازندران»، مجموعـۀ مقالات مردم‌شناسی، تهران، دفتر اول، ۱۳۶۲ش.
  • میرشکرایی، محمد، «پایگاه اجتماعی نمایش‌های عـامیانه در مـازندران و گیلان»، هنـر و مردم، تهران، س۱۷، شماره ۱۹۳، ۱۳۵۸ش.
  • نجمی، ناصر، تهران در یکصد سال پیش، تهران، ارغوان، ۱۳۶۸ش.
  • نجمی، ناصر، دارالخلافـۀ تهران، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۶ش.
  • نظامی گنجوی، اقبال‌نامه، به‌تحقیق وحید دستگردی، تهران، ابن‌سینا، ۱۳۳۵ش.
  • نظامی گنجوی، هفت پیکر، به‌تحقیق وحید دستگردی، تهران، بی‌نا، ۱۳۳۴ش.
  • Chardin, J., Voyages, ed. L. Langles, Paris, ۱۸۱۱.
  • Tavernier, J. B., Les Six voyages, Paris, ۱۶۷۷.
  • Christensen, A., L'Iran sous les Sassanides, Copenhagen, ۱۹۴۴.