پیشنویس:خودتحقیری
خودتحقیری، کمانگاری یا بیارزشانگاری نظاممندِ تواناییها و دستاوردهای خود.
خودتحقیری، یک گرایش روانی-اجتماعی است که در آن، فرد یا گروه به شکل مداوم ارزشها، تواناییها و دستاوردهای خود را ناچیز میشمارد. این وضعیت با مفاهیم مثبتی مانند تواضع یا نقد سازنده تفاوت دارد و برخلاف آنها به احساس ناتوانی و رکود منجر میشود. خودتحقیری هم در عوامل روانشناختی و تجربیات فردی و هم در فرایندهای تاریخی و اجتماعی، ریشه دارد. این پدیده میتواند بر سلامت روان، هویت فرهنگی و انسجام اجتماعی تأثیرات منفی گستردهای داشته باشد و با اصول ارزشی مانند کرامت و عزت نفس در سبک زندگی اسلامیایرانی در تضاد است.
تعریف خودتحقیری
خودتحقیری نوعی گرایش روانشناختی و الگویی رفتاری است که در آن فرد یا گروه، خود را کمتر از آنچه هست ارزیابی میکند. این پدیده که فرد را به سمت بیخویشتنی، خودکمبینی و در نهایت بیهویتی سوق میدهد. این امر بهطور معمول ریشه در ساختارهای ناپایدار عزت نفس و تجارب اضطراب اجتماعی دارد.[۱] در بافت فرهنگی ایران، گاهی این گرایش با فضیلتهایی چون تواضع و فروتنی خلط میشود.
تفاوت خودتحقیری با مفاهیم مشابه
- تفاوت با تواضع: تواضع، نشانهای از عزت نفس سالم و قدرت روحی است؛ فرد فروتن ارزشهای خود را میشناسد اما به آنها فخر نمیفروشد و نقش عوامل بیرونی و الهی را نیز میپذیرد. در مقابل، خودتحقیری ناشی از احساس حقارت و نوعی فروتنی کاذب برای جلب تأیید دیگران است.[۲]
- تفاوت با تحقیر نفس: تحقیر نفس در عرفان، اقدامی آگاهانه برای مبارزه با تکبر است، نه بیارزشسازی خویشتن؛ اما خودتحقیری فرد را به چرخهٔ منفی احساس ناتوانی و ناامیدی میکشاند.[۳]
- تفاوت با خودانتقادی: خودانتقادی، با هدف اصلاح رفتار و بهبود عملکرد، ابزاری برای رشد فردی و اجتماعی محسوب میشود. این نوع نقد برای پویایی هر جامعهای ضروری است و به مسئولیتپذیری منجر میشود. در مقابل، خودتحقیری با سرزنش کلیتِ ذات و هویت فرد یا گروه، امید به تغییر را از بین میبرد و به جای ایجاد انگیزه، حس شکست دائمی و درماندگی را تقویت میکند.[۴]
پیشینهٔ تاریخی خودتحقیری
خودتحقیری پدیدهای با دو چهره است: چهرهای فردی که ریشه در روانشناسی و تجربیات شخصی دارد و چهرهای جمعی که محصول فرایندهای تاریخی، سیاسی و فرهنگی است. در حالی که خودتحقیری فردی در هر جامعهای یافت میشود، خودتحقیری جمعی بهطور خاص در ملتهایی که دورههای طولانی تحقیر و سلطه خارجی را تجربه کردهاند، به یک بیماری مزمن تبدیل شده است.
ریشههای فردی خودتحقیری
پایههای نظری برای درک خودتحقیری فردی، بهطور عمده در مکاتب روانشناسی قرن بیستم گذاشته شد. این سیر با مفهوم عقده حقارت آلفرد آدلر آغاز شد که ریشه آن را در نقصهای جسمانی واقعی یا خیالی و تجربیات منفی کودکی میدید.[۵] در ادامه، با ظهور رویکردهایی چون انسانگرایی کارل راجرز و شناختی-رفتاری، تمرکز از نقصهای ذاتی فرد به سمت نقش تعیینکنندهٔ محیط یا همان تحقیرآموخته شده حرکت کرد. راجرز بر این باور بود که خودپندارهٔ ما محصول تعاملات اجتماعی است و نبود پذیرش بیقید و شرط در کودکی، به احساس بیارزشی منجر میشود.[۶]
رویکرد شناختی نیز نشان داد که چگونه باورهای مرکزی منفی مانند «من بیکفایتم»، که در گذشته شکل گرفتهاند، افکار خودکار منفی و رفتارهای خودتخریبگرانه را در زمان حال تولید میکنند.[۷] نظریه مقایسهٔ اجتماعی لئون فستینگر نیز توضیح میدهد که چگونه مقایسههای مداوم، بهویژه در عصر رسانههای اجتماعی که افراد زندگی خود را با تصاویر ایدهآلسازیشده و غیرواقعی دیگران میسنجند، میتواند بهشدت به احساس حقارت و خودتحقیری دامن بزند.[۸]
ریشههای جمعی خودتحقیری
خودتحقیری جمعی بهطور خاص در کشورهایی که تحت استعمار و سلطه فرهنگی بودهاند، به یک ویژگی ساختاری تبدیل شده است. در این فرایند، تاریخنگاری استعماری به تحریف تاریخ بومی پرداخته و زبان استعمارگر به زبان رسمی تبدیل شد.[۹] این فرایند طولانی، به تدریج منجر به پدیدهای شد که فرانتس فانون، آن را درونیسازی نگاه استعمارگر نامید. در این حالت، ملت تحت سلطه، خود را با چشمان تحقیرآمیز سلطهگر میبیند و با طرد عناصر فرهنگی خودی، دچار خودبیزاری فرهنگی میشود.[۱۰] این پدیده که ریشه در استعمار ذهنی و بحران هویت دارد، مصداق بارز تحقیر آموختهشده در سطح ملی است
خودتحقیری جمعی در بسیاری از نقاط جهان قابل مشاهده است:
- در آمریکای لاتین، نظامهای طبقاتی مبتنی بر نژاد که سفیدپوستان اروپاییتبار را در رأس هرم قرار میداد، یک خودتحقیری طبقاتی میان جوامع بومی ایجاد کرد.[۱۱]
- در آفریقا، آثار و پیامدهای مرزکشیهای مصنوعی و سیاستهای تبعیضآمیز مانند آپارتاید، تا نسلها باقی مانده است.[۱۲]
- در آسیا، مواجهه شوکآور با برتری نظامی و تکنولوژیک غرب، احساس عقبماندگی و نیاز به تقلید از غرب را میان نخبگان این مناطق ایجاد کرد. شرقشناسانی مانند ادوارد سعید در مطالعات پسااستعماری، نشان دادند که چگونه غرب، تصویری کلیشهای و تحقیرآمیز از شرق ساخت و خود شرقیها نیز این تصویر را پذیرفتند.[۱۳]
این میراث حتی پس از پایان استعمار کلاسیک نیز از طریق سلطه نرم رسانهها، سینما و الگوهای مصرف جهانی ادامه یافته است. ترویج مداوم یک الگوی زندگی و استاندارد زیبایی غربی، باعث میشود افراد در جوامع دیگر، خود را در مقایسه با آن، ناکافی و نامطلوب بیابند.[۱۴] پدیدهٔ فرار مغزها نیز تنها یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه نشانهای از این خودتحقیری جمعی است؛ باوری عمیق که استعدادها تنها در غرب امکان شکوفایی دارند.[۱۵]
تاریخچهٔ خودتحقیری در ایران
پدیده خودتحقیری، بهویژه در مقیاس ملی، محصول فرایندهای پیچیدهٔ تاریخی و تلاقیهای فرهنگی است. این پدیده در ایران هنگام مواجهه طولانیمدت با قدرتهای استعماری و مدرنیته ریشه دوانیده است.[۱۶] نقطه عطف تاریخی این پدیده، شکستهای ایران در جنگهای قرن نوزدهم با روسیهٔ تزاری و تحمیل عهدنامههایی چون عهدنامه گلستان و عهدنامه ترکمانچای بود. این رویدادها، نهتنها یک شکست نظامی، بلکه یک ضربهٔ روانی به هویت جمعی ایرانیان بود و زمینه را برای شکلگیری دوگانهٔ «مای عقبمانده» و «غرب پیشرفته» فراهم آورد.[۱۷]
در دورهٔ مشروطه و سپس پهلوی، این بحران هویت با تلاش برای واردات الگوهای حکمرانی و فرهنگ غربی عمیقتر شد. روشنفکران این دوره، ضمن تلاش برای اصلاح، گاه در نقد سنت و عقبماندگی چنان افراط میکردند که به تضعیف اعتمادبهنفس ملی دامن میزدند و نشاندهندهٔ عمق بحرانی بود که در آن، جامعه خود را در برابر دیگری قدرتمند، ناتوان و بیریشه میدید.[۱۸] سیاست مدرنیزاسیون آمرانه در دورهٔ خاندان پهلوی، هرچند تلاش داشت ظاهری از پیشرفت نشان دهد، اما با تحقیر برخی جنبههای هویت ملی-مذهبی، این ازخودبیگانگی فرهنگی را تشدید کرد که در پدیدههایی چون فرنگیمآبی و غربزدگی[۱۹] تجلی مییافت و به نوعی خودباختگی منجر شد.[۲۰]
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، علاوه بر تداوم فشارهای خارجی، چالشهای داخلی نیز بستری جدید برای رشد بدبینی فراهم آوردند. تصویرسازی منفی رسانهها،[۲۱] در کنار مشکلات ساختاری،[۲۲] این باور را در بخشی از جامعه تقویت کرد که توانایی عبور از مشکلات وجود ندارد. این ذهنیت، خوراک اصلی خودتحقیری ملی در دوران معاصر است که در شبکههای اجتماعی و گفتگوهای روزمره از طریق جوک سیاه قومیتی و مقایسه منفی بازتولید میشود و به احساس درماندگی آموختهشده و تثبیت شکست در سطح ملی دامن میزند.[۲۳]
دیدگاههای نظری دربارهٔ خودتحقیری
درک ابعاد پیچیده خودتحقیری، نیازمند آن است که از زوایای مختلف علمی بررسی شود:
خودتحقیری از منظر روانشناسی
از منظر روانشناختی، خودتحقیری ارتباط تنگاتنگی با طرحوارههای ناکارآمد اولیه، به ویژه طرحوارهٔ نقص و شرم و طرحوارهٔ شکست دارد. افرادی که این طرحوارهها در ذهنشان شکل گرفته، یک سوگیری تأییدی قوی دارند؛ یعنی هرگونه اطلاعات مثبت دربارهٔ خود را فیلتر کرده و تنها شواهد تأییدکنندهٔ بیارزشی خود را میپذیرند. این چرخه معیوب، فرد را مستعد ابتلا به افسردگی بالینی، اضطراب اجتماعی و اختلالات وسواسی-فکری میکند و مانع از ریسکپذیری سالم و تلاش برای دستیابی به اهداف میشود.[۲۴]
خودتحقیری از منظر جامعهشناسی
از منظر جامعهشناختی، خودتحقیری جمعی به فرسایش سرمایهٔ اجتماعی میانجامد. اعتماد، بهعنوان یکی از مؤلفههای اصلی سرمایهٔ اجتماعی، در چنین فضایی تضعیف میشود؛ نهتنها اعتماد مردم به نهادها، بلکه اعتماد مردم به یکدیگر و به توانمندیهای جمعیشان. این پدیده را میتوان با مفهوم خشونت نمادین پیر بوردیو تحلیل کرد. در این نگاه، جامعهای که خود را در برابر یک الگوی مسلط مانند غرب، ضعیف میپندارد، معیارهای آن الگو را درونی کرده و شروع به قضاوت و خودتحقیری بر اساس آن استانداردها میکند. این نوعی سلطه است که نه با زور، بلکه با رضایت و مشارکت خود فرد تحت سلطه، اعمال میشود.[۲۵] این وضعیت میتواند به اشکال مختلفی بروز کند، از جمله خودتحقیری نسلی که در آن تفاوتهایی در نگرش نسلهای مختلف به هویت ملی مشاهده میشود، یا خودتحقیری طبقاتی که نگاه طبقات مختلف اجتماعی به هویت ملی را متفاوت میسازد. پیمایشهای سرمایهٔ اجتماعی در ایران نیز نشاندهندهٔ نوسان و در برخی شاخصها، روند کاهشی در اعتماد عمومی و نهادی است که میتواند از پیامدهای این ذهنیت باشد. این بیاعتمادی، در صورت حلنشدن، کنش جمعی برای حل مشکلات را تقریباً ناممکن میسازد.[۲۶]
خودتحقیری از منظر سیاسی
در عرصه سیاست، خودتحقیری ملی میتواند به یک نگرش بازدارنده در سطح تصمیمگیریهای کلان تبدیل شود. این نگرش با بزرگنمایی مخاطرات بیرونی و نادیده گرفتن ظرفیتهای درونی، ممکن است به تردید در تواناییهای ملی، محافظهکاری بیش از حد و اتخاذ سیاستهای انفعالی منجر شود. چنین رویکردی میتواند انسجام داخلی را تضعیف کرده، اعتمادبهنفس ملی را کاهش دهد و زمینه را برای نفوذ و مداخلهٔ قدرتهای خارجی فراهم سازد. در نتیجه، استقلال سیاسی و امنیت ملی کشور با چالشهای جدی مواجه خواهد شد.[۲۷]
خودتحقیری از منظر دینپژوهی اسلامی
از منظر دینپژوهی اسلامی، پدیدهٔ خودتحقیری نهتنها یک آسیب روانی، بلکه انحرافی بنیادین از جهانبینی توحیدی و در تضاد مستقیم با اصل کرامت انسان است. جهانبینی اسلامی، انسان را موجودی با شأن و جایگاهی معرفی میکند که سنگبنای عزت نفس او است. این کرامت از مفاهیمی چون جانشینی خدا بر روی زمین،[۲۸] کرامت ذاتی[۲۹] و نفخه روح الهی در کالبد انسان[۳۰] نشأت میگیرد. براساس این مبانی، در هستهٔ اصلی تفکر اسلامی، انسان موجودی عزیز و دارای ظرفیتهای بیشمار است و هر رویکردی که به تحقیر نظاممند خود منجر شود، با این اصول در تعارض قرار دارد.[۳۱] با این وجود، تحریف و بدفهمی برخی مفاهیم اخلاقی، زمینه را برای توجیه انفعال و پذیرش حقارت فراهم کرده است. برای مثال، تواضع که در اصل به معنای فروتنی در برابر خداوند و از موضع عزت نفس است، گاهی به اشتباه با تظاهر به ناتوانی در برابر دیگران یکی گرفته میشود.[۳۲]
خودتحقیری از منظر مطالعات خانواده
از منظر مطالعات خانواده، ریشههای خودتحقیری اغلب به الگوهای تربیتی در دوران کودکی بازمیگردد. والدینی که از سبک فرزندپروری مستبدانه استفاده میکنند، با مقایسههای مداوم فرزند خود با دیگران، انتقادهای تند و بیملاحظه و ابراز محبت مشروط یعنی تنها در صورت کسب موفقیت، بذر بیارزشی یا تحقیر آموختهشده را در روان کودک میکارند. این کودک میآموزد که ارزش او ذاتی نیست و برای پذیرفته شدن باید دائماً در حال اثبات خود باشد؛ وظیفهای که هیچگاه به پایان نمیرسد و او را مستعد خودتحقیری در بزرگسالی میکند.[۳۳]
پیامدهای اجتماعی خودتحقیری
خود تحقیری در عرصههای مختلف زندگی روزمره تجلی مییابد. در حوزه اقتصاد[۳۴] به کاهش نوآوری، ترویج مصرفگرایی،[۳۵] ترجیح کالای خارجی یا برندگرایی افراطی، حتی در صورت وجود محصولات داخلی باکیفیت مشابه، نمود مییابد.[۳۶] تجلی خودتحقیری در سطح اجتماعی و فرهنگی ابعاد گوناگونی دارد. این پدیده در قالب مدگرایی، تقلید از سبک زندگی غربی (بزک غرب) و آرمانسازی از آن با عنوان «بهشت غرب» نمود مییابد و در خودتحقیری زبانی، یعنی استفاده تفاخرآمیز از واژگان بیگانه، خود را نشان میدهد. در سطح کلان، خودتحقیری رسانهای با القای حس خودکمبینی،[۳۷] این ترجیح به الگوهای بیگانه را تقویت کرده و به زوال اعتمادبهنفس ملی میانجامد.[۳۸]
این ذهنیت در گفتار روزمره نیز با تکرار عباراتی مانند «ما ایرانیها فرهنگش را نداریم» یا ضربالمثل «مرغ همسایه غازه»[۳۹] بهعنوان نمودهای زبان خودتحقیری به یک پیشگویی خودواقعیتبخش تبدیل شده و ارادهٔ جمعی برای تغییر را تضعیف میکند. چنین فضایی، با ایجاد حس ناامیدی و بیاعتمادی به ظرفیتهای داخلی، یکی از بسترهای روانی پدیده مهاجرت نخبگان محسوب میشود.[۴۰][۴۱]
پیامدهای این پدیده بر سلامت روان جامعه نیز قابلتوجه است و میتواند به گسترش افسردگی، اضطراب و احساس پوچی منجر شود.[۴۲] طبق ارزیابیها، ابتلای یک نفر از هر چهار ایرانی به یکی از اختلالات روانی، با مؤلفههایی چون عزت نفس پایین و الگوهای فکری منفی ارتباطی معنادار دارد.[۴۳]
با این حال، هویت جمعی ایرانیان، وجه دیگری نیز دارد که در تضاد کامل با خودتحقیری قرار میگیرد و در بزنگاههای تاریخی و بحرانهای ملی، خود را به نمایش میگذارد. تجربه هشت سال جنگ تحمیلی، مملو از جلوههای ایثار، خلاقیتهای فنی و نظامی و همبستگی ملی بود که جامعه را در برابر یک تهدید وجودی متحد ساخت.[۴۴] در دوران همهگیری کرونا نیز، شکلگیری پویشهای مردمی و خودجوش برای کمک به کادر درمان و خانوادههای نیازمند، مانند طرح کمک مؤمنانه، نمونهای دیگر از این سرمایه اجتماعی پویا بود.[۴۵] حتی در مواجهه با تنشهای شدید منطقهای و تقابلهای نظامی مانند جنگ تحمیلی اسرائیل بر ایران، شاهد اوجگیری حس وحدت ملی و حمایت از تمامیت ارضی کشور بودیم.[۴۶]
این دوگانگی نشاندهندهٔ آن است که خودتحقیری در جامعهٔ ایران، بیش از آنکه یک ویژگی ذاتی و ثابت باشد، پدیدهای است که اغلب در شرایط عادی و در واکنش به مشکلات داخلی و فشارهای روانی مزمن بروز میکند؛ اما در برابر تهدیدهای بیرونی و بحرانهای بزرگ، یک لایهٔ عمیقتر از هویت ملی مبتنی بر غرور، مقاومت و همبستگی فعال میشود که قادر است این ذهنیت منفی را بهطور موقت به حاشیه براند و ظرفیتهای بالای اجتماعی را آشکار سازد.[۴۷]
نسبت سبک زندگی اسلامی-ایرانی با خودتحقیری
الگوی سبک زندگی اسلامی-ایرانی، بر مجموعهای از اصول عزتآفرین و هویتبخش استوار است که در نقطه مقابل خودتحقیری قرار میگیرد و به منزله یک پادگفتمان عمل میکند.[۴۸]
اصل کرامت و عزت نفس
در قرآن، عزت منحصراً از آن خدا، پیامبر و مؤمنان دانسته شده است.[۴۹] مؤمن به واسطه اتصال به خدا که منبع لایزال عزت است، از هرگونه حقارت و ذلتپذیری مبری است. خودتحقیری با القای حس حقارت، بیارزشی و نیاز مداوم به تأیید دیگران، این اصل بنیادین را بهطور کامل نقض میکند.[۵۰] فرهنگ اسلامی، انسان را به شناخت نفس[۵۱] و کرامت ذاتی[۵۲] خود فرا میخواند تا از این طریق به بندگی خدا و دوری از بندگی غیر او برسد. خودتحقیری این مسیر را معکوس کرده و فرد را به پذیرش حقارت درونی و بندگی الگوهای بیرونی سوق میدهد.[۵۳]
اصل شکرگزاری و استفاده از نعمتها
در سبک زندگی اسلامی، استعدادها، تواناییها، هویت فرهنگی و فرصتها همگی نعمتهای الهی هستند که شکر آنها در گرو شناخت، قدردانی و استفاده صحیح از آنهاست. خودتحقیری نوعی کفران نعمت عملی است؛ انسان خودتحقیر، توانمندیهای خود را انکار کرده، دستاوردهایش را بیارزش میشمارد و ظرفیتهای وجودی خود را معطل میگذارد. این امر با روحیه شکرگزاری که در قرآن بهعنوان عامل فزونی نعمت معرفی شده،[۵۴] در تضاد کامل قرار دارد. جامعهای مبتلا به خودتحقیری، نعمتها و ظرفیتهای ملی خود را نادیده گرفته و همواره چشم به دست دیگران دارد.[۵۵]
اصل امید و نگاه مثبت به آینده
یأس و ناامیدی از رحمت خداوند در فرهنگ اسلامی از گناهان کبیره شمرده میشود.[۵۶] این نشان میدهد که امید، جزئی جداییناپذیر از ایمان است. خودتحقیری با ترویج بدبینی، یأس و این باور که «هیچچیز درست نخواهد شد»، روح امید را در فرد و جامعه میکُشد و آنها را به انفعال و تسلیم وامیدارد. سبک زندگی اسلامی مبتنی بر امید به آینده و تلاش برای ساختن آن است، در حالی که خودتحقیری، آینده را تیره و تلاش را بیفایده میپندارد.[۵۷]
اصل مسئولیتپذیری و تلاش
آیهٔ «وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَی»[۵۸] در قرآن بر این اصل تأکید دارد که سرنوشت انسان در گرو تلاش و کوشش خود او است. این آیه، انسان را بهعنوان یک کنشگر فعال و مسئول در برابر سرنوشت خود معرفی میکند.[۵۹] خودتحقیری با سلب مسئولیت از خود و نسبتدادن تمام ناکامیها به عوامل بیرونی غیرقابل کنترل مانند تاریخ، جغرافیا، توطئه دیگران یا به ضعف ذاتی و تغییرناپذیر خود، فرد را از جایگاه یک کنشگر فعال به یک قربانی منفعل تنزل میدهد. این ذهنیت، فرهنگ کار و تلاش را تضعیف و فرهنگ انتظار و طلبکاری را جایگزین آن میکند.[۶۰]
اصل هویت فرهنگی و تمدنی
الگوی سبک زندگی اسلامی-ایرانی، بر اصولی چون کرامت، عزت نفس، امید و مسئولیتپذیری استوار است. خودتحقیری با ترویج یأس، روح امید را در فرد و جامعه میکُشد و با روحیه «ما میتوانیم» که برآمده از این نگاه است، در تضاد قرار دارد. این الگو بر هویت غنی ایرانی-اسلامی تأکید دارد، در حالی که خودتحقیری با نادیده گرفتن این پشتوانه، زمینه را برای خودباختگی فرهنگی و یک بحران هویت عمیق فراهم میکند.[۶۱]
گذار از خودتحقیری
گذار از خودتحقیری نیازمند رویکردی چندبعدی و هماهنگ در سطوح مختلف فردی، اجتماعی و نهادی است، ازجمله:
آموزش و فرهنگ
- بازنگری در محتوای آموزشی: اصلاح کتب درسی تاریخ و علوم اجتماعی با هدف ارائه روایتی متوازن از تاریخ ایران، که در کنار چالشها و شکستها، بر دستاوردها، نوآوریها و نقاط قوت تمدنی نیز تأکید کند.[۶۲]
- تقویت تفکر انتقادی: آموزش مهارتهای تفکر انتقادی به دانشآموزان برای تحلیل هوشمندانه پیامهای رسانهای و مقاومت در برابر کلیشههای منفی و اطلاعات نادرست.[۶۳]
رسانه و ارتباطات
- تولید محتوای هویتساز: حمایت از ساخت فیلمها، مستندها و برنامههایی که با نگاهی منصفانه و هنرمندانه به دستاوردهای علمی، فرهنگی و اجتماعی معاصر ایران میپردازند و تصویری واقعبینانه از توانمندیهای داخلی ارائه میدهند، راهکاری مؤثر برای مقابله با خودتحقیری رسانهای معرفی شده است.[۶۴]
- افزایش سواد رسانهای: اجرای برنامههای گسترده برای ارتقای سواد رسانهای جامعه، بهویژه نسل جوان، تا بتوانند منابع معتبر را از غیرمعتبر تشخیص داده و در برابر موجهای تبلیغاتی و سیاهنمایی مقاومت کنند.[۶۵]
سلامت روان و توسعه فردی
- ترویج الگوهای فرزندپروری سالم: آموزش به والدین در زمینه سبکهای فرزندپروری مبتنی بر پذیرش بیقید و شرط، محبت و تقویت عزت نفس کودکان، به جای استفاده از روشهای تحقیرآمیز، مقایسه و انتقاد مخرب.[۶۶]
- افزایش دسترسی به خدمات سلامت روان: توسعه خدمات مشاورهای و رواندرمانی برای کمک به افرادی که از الگوهای فکری خودتحقیرانه، افسردگی و اضطراب رنج میبرند.[۶۷]
پانویس
- ↑ صفارینیا، «ریشههای روانی خودتحقیری چیست؟»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.
- ↑ محمدی اشتهاردی، «تواضع و فروتنی»، وبسایت پرتال جامع علوم انسانی؛ «تواضع و آثار آن چیست؟ و فرق میان تواضع و ذلّت چیست؟»، وبسایت اسلام کوئستنت.
- ↑ اکبری، 1384ش، ص22.
- ↑ موسوی و قربانی، «خودشناسی، خودانتقادی و سلامت روان»، 1385ش، ص87-89.
- ↑ شولتز، دوان، نظریههای شخصیت، 1384ش، ص144.
- ↑ شاملو. مکتبها و نظریهها در روانشناسی شخصیت، 1382ش، ص92.
- ↑ رضاییفر و همکاران، «اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر احساس حقارت، ترس از تصویر بدنی و خود ارزشمندی در متقاضیان عمل زیبایی»، 1403ش، ص217.
- ↑ سولز، «لئون فستینگر»، دائرة المعارف بریتانیکا.
- ↑ نجفی، «تخریب هویت، از غارت منابع بدتر است»، وبسایت دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله العظمی خامنهای.
- ↑ پترسون، «فرانتس فانون»، دائرة المعارف بریتانیکا.
- ↑ «دورگه»، وبسایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.
- ↑ رسولی، «گونهشناسی اختلافات مرزی در قاره آفریقا»، 1403ش، ص60-61.
- ↑ موسوینیا، «ادوارد سعید و روایت استعمار»، 1390ش، ص16.
- ↑ درویشی، «حملۀ بیامان به هویت ایرانی باالقای خودتحقیری»، وبسایت روزنامۀ کیهان.
- ↑ توکل و عرفانمنش، «فراتحلیل کیفی مقالات علمی ناظر بر مسئلۀ فرار مغزها در ایران»، 1393ش، ص52.
- ↑ «کورتکس، ایدۀ استعماری و قرن نوزدهمی است؛ ۲۰۰ سال است خودتحقیری داریم»، خبرگزاری مهر.
- ↑ قیومیپور، «پدیدۀ تاریخی خود تحقیری مانع ساخت ایران است»، وبسایت فرهنگ سدید.
- ↑ آل احمد، جلال، غربزدگی، 1396ش، ص13-26.
- ↑ درویشی، «حمله بیامان به هویت ایرانی باالقای خود تحقیری»، زونامه کیهان.
- ↑ فیض، «سقوط 2: دومین همایش بررسی علل فروپاشی سلطنت پهلوی وابستگی و سلطه سیاسی: مجموعه سخنرانیها، مقالات و میزگرد، مدرنیزاسیون و سیر مدرنیزاسیون در دوران پهلوی»، 1385ش، ص489-490.
- ↑ بوجاریان، «خودتحقیری با نقاب روشنفکری»، وبسایت موسسۀ همشهری.
- ↑ بیکی، کریم و فرهادینژاد، محسن، «بررسی طولی علل فساد اداری و روشهای کنترل آن در سالهای 1378، 1388 و 1400»، 2023م، ص59.
- ↑ شریفی یزدی، «چرا ایرانیان خودتحقیری میکنند؟»، وبسایت موسسۀ همشهری.
- ↑ یانگ و همکاران، «طرحوارهدرمانی، راهنمای کاربردی برای متخصصین بالینی»، 1402ش، ج1، ص38-39.
- ↑ بوردیو، دربارهٔ تلویزیون و سلطه ژورنالیسم، 1387ش، ص25.
- ↑ کاظمیپور و گودرزی، محسن، «فراز و فرود اعتماد در ایران طی نیمقرن اخیر»، 1401ش، ص181.
- ↑ هراتی، محمدجواد و سلیمانی، رضا، «دشواریهای تعریف «منفعت ملی» در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران»، 1396ش، ص189-190.
- ↑ سورهٔ بقره، آیهٔ 30.
- ↑ سورهٔ اسراء، آیهٔ 70.
- ↑ سورهٔ صاد، آیهٔ 72.
- ↑ «خودتحقیری، علل و درمان»، وبسایت ماهنامۀ پاسدار اسلام.
- ↑ محمدی اشتهاردی، «تواضع و فروتنی»، وبسایت پرتال جامع علوم انسانی؛ «تواضع و آثار آن چیست؟ و فرق میان تواضع و ذلّت چیست؟»، وبسایت اسلام کوئستنت.
- ↑ وکیلی و آقاحسینی، «تأثیر آموزش سبکهای فرزندپروری والدین برانگیزۀ پیشرفت و حرمت خود کودکان»، ص5-6.
- ↑ «ترکان: قدرت رقابت در هیچ صنعتی جز قرمهسبزی و آبگوشت بزباش را نداریم»، مشرقنیوز.
- ↑ موثقی، «علل و عوامل عقبماندگی و توسعۀ ملی در ایران از نگاه عزتالله سحابی»، 1399ش، ص993.
- ↑ سعیدا اردکانی و همکاران، «سنجش عوامل مؤثر بر تمایل مصرفکنندۀ ایرانی به خرید و مصرف کالاهای ایرانی»، 1398ش، ص254.
- ↑ دهقانی، «پیامدهای خودتحقیری مزمن همراه با خودباختگی فرهنگی در جامعۀ نسل جوان امروز»، خبرگزاری فارس.
- ↑ دهقانی، «پیامدهای خودتحقیری مزمن همراه با خودباختگی فرهنگی در جامعۀ نسل جوان امروز»، خبرگزاری فارس.
- ↑ درویشی، «حمله بیامان به هویت ایرانی باالقای خود تحقیری»، زونامه کیهان.
- ↑ «ایران جزو ۱۰ کشور با بیشترین میزان ارسال مهاجر به خارج از خود قرار ندارد»، وبسایت فکتیار.
- ↑ ملکپور افشار و همکاران، «ریشهها و راهکارهای مسئلۀ مهاجرت نخبگان در ایران»، 1401ش، ص82-83.
- ↑ «پیشگویی خودواقعیتبخش»، وبسایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.
- ↑ شالبافان، «چند درصد ایرانیان به "اختلالات روان" مبتلا هستند؟»، خبرگزاری تسنیم.
- ↑ جلالی فراهانی، «انسجام اجتماعی و رابطۀ آن با پیروزی در دفاع مقدس»، خبرگزاری ایسنا؛ حاتمی، «انسجام اجتماعی مردم پس از حمله اسرائیل بیسابقه بود/ همدلی مردم با وجود تفاوت دیدگاهها»، خبرگزاری ایسنا.
- ↑ عارف و همکاران، «تاثیرهمبستگی و انسجام اجتماعی خانواده در دوران کرونا بر نشاط اجتماعی معلمان شهر تهران سال تحصیلی 99-1398»، 1402ش، ص203.
- ↑ «انسجام ملی، اقتدار نظامی»، خبرگزاری تسنیم.
- ↑ شریفی یزدی، «چرا ایرانیان خودتحقیری میکنند؟»، وبسایت موسسۀ همشهری.
- ↑ «خودتحقیری، علل و درمان»، وبسایت ماهنامۀ پاسدار اسلام.
- ↑ سورهٔ منافقون، آیهٔ ۸.
- ↑ «خودتحقیری، علل و درمان»، وبسایت ماهنامۀ پاسدار اسلام.
- ↑ نهجالبلاغه، 1379ش، خطبه 103.
- ↑ سورهٔ اسراء، آیهٔ 70.
- ↑ «خودتحقیری، علل و درمان»، وبسایت ماهنامۀ پاسدار اسلام.
- ↑ سورهٔ ابراهیم، آیهٔ ۷.
- ↑ سبحانی، «کفران اجتماعی و عواقب آن»، وبسایت روزنامۀ کیهان.
- ↑ سورهٔ یوسف، آیهٔ ۸۷.
- ↑ «خودتحقیری، علل و درمان»، وبسایت ماهنامۀ پاسدار اسلام.
- ↑ سورهٔ نجم، آیهٔ ۳۹.
- ↑ طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، 1374ش، ج19، ص75.
- ↑ «خودتحقیری، علل و درمان»، وبسایت ماهنامۀ پاسدار اسلام.
- ↑ درویشی، «حملۀ بیامان به هویت ایرانی باالقای خودتحقیری»، وبسایت روزنامۀ کیهان.
- ↑ آرمند و همکاران، «بررسی کتابهای درسی بهمنظور ارائه راهبرد برای نهادینه کردن ارزشهای انقلاب اسلامی در دانشآموزان»، 1394ش، ص67.
- ↑ کرمانشاهی و همکاران، «بررسی اثربخشی آموزش سواد رسانه ای بر مهارتهای تفکر انتقادی دانش آموزان»، 1394ش، ص44.
- ↑ «مروری بر دستاوردهای فرهنگی انقلاب اسلامی ایران»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.
- ↑ دارابی، «ارتقای سواد رسانهای و تأثیر آن بر تقویت توسعه سیاسی در جامعه ایرانی»، 1395ش، ص63.
- ↑ فقیهی، محمدصالح و کجباف، محمدباقر، «اثربخشی آموزش فرزندپروری مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد به مادران بر عزت نفس کودکان دچار شکاف لب و کام: پژوهش مورد منفرد»، 1395ش، ص453.
- ↑ دماری، بهزاد و همکاران، «رویکردهای ارتقای سلامت روان در محیطهای کاری کشور ایران، مروری بر وضعیت موجود و ارائه راهکارهایی برای آینده»، وبسایت مجلۀ روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران.
منابع
- «اعتماد به نفس ملی»، وبسایت دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله العظمی خامنهای، تاریخ بازدید: ۳ مرداد ۱۴۰۴ش.
- اکبری، محمود، خود و ناخودآگاه، قم، سماء قلم، ۱۳۸۴ش.
- «انسجام ملی، اقتدار نظامی»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۴ تیر ۱۴۰۴ش.
- «ایران جزو ۱۰ کشور با بیشترین میزان ارسال مهاجر به خارج از خود قرار ندارد»، وبسایت فکتیار، تاریخ درج مطلب: ۱۳ اسفند ۱۴۰۱ش.
- آل احمد، جلال، غربزدگی، تهران، فردوس، فرهنگ روز، ۱۳۹۶ش.
- آرمند، محمد و همکاران، «بررسی کتابهای درسی بهمنظور ارائه راهبرد برای نهادینه کردن ارزشهای انقلاب اسلامی در دانشآموزان»، در فصلنامهٔ رهیافت انقلاب اسلامی، دورهٔ ۹، شمارهٔ ۳۳، شمارهٔ پیاپی ۳۳، اسفند ۱۳۹۴ش.
- بیکی، کریم و فرهادینژاد، محسن، «بررسی طولی علل فساد اداری و روشهای کنترل آن در سالهای ۱۳۷۸، ۱۳۸۸ و ۱۴۰۰»، در مجلهٔ چشمانداز مدیریت دولتی، دورهٔ ۱۴، شمارهٔ ۱، شمارهٔ پیاپی ۵۳، ۲۰۲۳م.
- بوجاریان، حمیدرضا، «خودتحقیری با نقاب روشنفکری»، وبسایت مؤسسهٔ همشهری، تاریخ درج مطلب: ۲۶ بهمن ۱۴۰۱ش.
- بوردیو، پیر، دربارهٔ تلویزیون و سلطه ژورنالیسم، ترجمه ناصر فکوهی، تهران: آشیان، ۱۳۸۷ش.
- پترسون، چارلز، «فرانتس فانون»، دائرة المعارف بریتانیکا، تاریخ درج مطلب: ۲۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۵م.
- «پیشگویی خودواقعیتبخش»، وبسایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، تاریخ درج مطلب: ۱۱ دی ۱۳۹۸ش.
- «ترکان: قدرت رقابت در هیچ صنعتی جز قرمهسبزی و آبگوشت بزباش را نداریم»، مشرقنیوز، تاریخ درج مطلب: ۱۹ آبان ۱۳۹۳ش.
- تواضع و آثار آن چیست؟ و فرق میان تواضع و ذلّت چیست؟»، وبسایت اسلام کوئستنت، تاریخ درج مطلب: ۱۷ آذر ۱۳۹۲ش.
- توکل، محمد و عرفانمنش، ایمان، «فراتحلیل کیفی مقالات علمی ناظر بر مسئلهٔ فرار مغزها در ایران»، در بررسی مسائل اجتماعی ایران، دورهٔ ۵، شمارهٔ ۱، بهار و تابستان ۱۳۹۳ش.
- جلالی فراهانی، محسن، «انسجام اجتماعی و رابطهٔ آن با پیروزی در دفاع مقدس»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: ۱۵ آبان ۱۳۹۷ش.
- حساس صدیقی، هیرمند و همکاران، «جنبش روشنگری، استعمار و مسئله ایران در قرن نوزدهم میلادی»، در فصلنامهٔ انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، دورهٔ ۱۹، شمارهٔ ۷۰، خرداد ۱۴۰۲ش.
- «خودتحقیری، علل و درمان»، وبسایت ماهنامهٔ پاسدار اسلام، تاریخ درج مطلب: ۴ تیر ۱۴۰۱ش.
- دارابی، علی، «ارتقای سواد رسانهای و تأثیر آن بر تقویت توسعه سیاسی در جامعه ایرانی»، در مجلهٔ پژوهشهای ارتباطی، دورهٔ ۲۳، شمارهٔ ۸۶، شمارهٔ پیاپی۸۶، مرداد ۱۳۹۵ش.
- درویشی، سعید، «حملهٔ بیامان به هویت ایرانی باالقای خودتحقیری»، وبسایت روزنامهٔ کیهان، تاریخ درج مطلب: ۱۷ تیر ۱۳۹۸ش.
- «دورگه»، وبسایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، تاریخ درج مطلب: ۱۵ دی ۱۳۹۸ش.
- دماری، بهزاد و همکاران، «رویکردهای ارتقای سلامت روان در محیطهای کاری کشور ایران، مروری بر وضعیت موجود و ارائه راهکارهایی برای آینده»، وبسایت مجلهٔ روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، تاریخ بازدید: ۸ مهر ۱۴۰۴ش.
- دهقانی، گودرز، «پیامدهای خودتحقیری مزمن همراه با خودباختگی فرهنگی در جامعهٔ نسل جوان امروز»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۲۱ فروردین ۱۴۰۴ش.
- رسولی، مجید، «گونهشناسی اختلافات مرزی در قاره آفریقا»، در دو فصلنامهٔ روابط آسیا آفریقا، دورهٔ اول، شمارهٔ ۱، بهار و تابستان ۱۴۰۳ش.
- رضاییفر، هانیه و همکاران، «اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر احساس حقارت، ترس از تصویر بدنی و خود ارزشمندی در متقاضیان عمل زیبایی»، در رویش روانشناسی، سال ۱۳، شمارهٔ ۱۱، پیاپی ۱۰۴، ۱۴۰۳ش.
- سبحانی، جابر، «کفران اجتماعی و عواقب آن»، وبسایت روزنامهٔ کیهان، تاریخ درج مطلب: ۱۳ آبان ۱۴۰۱ش.
- سعیدا اردکانی، سعید و همکاران، «سنجش عوامل مؤثر بر تمایل مصرفکنندهٔ ایرانی به خرید و مصرف کالاهای ایرانی»، در مدیریت بازرگانی، دورهٔ ۱۱، شمارهٔ ۲، ۱۳۹۸ش.
- سولز، جری، «لئون فستینگر»، دائرة المعارف بریتانیکا، تاریخ بازدید: ۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۵م.
- شالبافان، محمدرضا، «چند درصد ایرانیان به &x22;اختلالات روان&x22; مبتلا هستند؟»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۲۲ مهر ۱۴۰۳ش.
- شاملو، سعید. مکتبها و نظریهها در روانشناسی شخصیت، تهران، رشد، چاپ هفتم، ۱۳۸۲ش.
- شریفی یزدی، علیرضا، «چرا ایرانیان خودتحقیری میکنند؟»، وبسایت مؤسسهٔ همشهری، تاریخ درج مطلب: ۲۶ بهمن ۱۴۰۱ش.
- شولتز، دوان، نظریههای شخصیت، ترجمهٔ کریمی و همکاران، تهران، نشر ارسباران، ۱۳۸۴ش.
- صفارینیا، مجید، «ریشههای روانی خودتحقیری چیست؟»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۶ مهر ۱۴۰۰ش.
- طباطبایی، سیدمحمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۴ش.
- عارف، ابریشم و همکاران، «تاثیرهمبستگی و انسجام اجتماعی خانواده در دوران کرونا بر نشاط اجتماعی معلمان شهر تهران سال تحصیلی ۹۹–۱۳۹۸»، در مجلهٔ جامعهٔ فرهنگ رسانه، دورهٔ ۱۲، شمارهٔ ۴۶، خرداد ۱۴۰۲ش.
- فقیهی، محمدصالح و کجباف، محمدباقر، «اثربخشی آموزش فرزندپروری مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد به مادران بر عزت نفس کودکان دچار شکاف لب و کام: پژوهش مورد منفرد»، در فصلنامهٔ روانشناسی کاربردی، دورهٔ ۱۰، شمارهٔ ۱، شمارهٔ پیاپی ۱، ۱۳۹۵ش.
- فیض، سید محمدصادق، «سقوط ۲: دومین همایش بررسی علل فروپاشی سلطنت پهلوی وابستگی و سلطه سیاسی: مجموعه سخنرانیها، مقالات و میزگرد، مدرنیزاسیون و سیر مدرنیزاسیون در دوران پهلوی»، مؤسسهٔ مطالعات و پژوهشهای سیاسی، بهمن ۱۳۸۵ش.
- قیومیپور، رضا، «پدیدهٔ تاریخی خود تحقیری مانع ساخت ایران است»، وبسایت فرهنگ سدید، تاریخ درج مطلب: ۲۹ خرداد ۱۴۰۲ش.
- کرمانشاهی، فاطمه و همکاران، «بررسی اثربخشی آموزش سواد رسانه ای بر مهارتهای تفکر انتقادی دانش آموزان»، در پژوهشنامهٔ تربیتی، سال یازدهم شمارهٔ ۴۵، زمستان ۱۳۹۴ش.
- کاظمیپور، عبدالمحمد و گودرزی، محسن، «فراز و فرود اعتماد در ایران طی نیمقرن اخیر»، در دو فصلنامهٔ مسائل اجتماعی ایران، سال سیزدهم، شمارهٔ ۱، ۱۴۰۱ش.
- «کورتکس، ایدهٔ استعماری و قرن نوزدهمی است؛ ۲۰۰ سال است خودتحقیری داریم»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۱۹ خرداد ۱۴۰۴ش.
- «مروری بر دستاوردهای فرهنگی انقلاب اسلامی ایران»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۲۲ بهمن ۱۳۹۷ش.
- محمدی اشتهاردی، محمد، «تواضع و فروتنی»، وبسایت پرتال جامع علوم انسانی، تاریخ بازدید: ۲ مرداد ۱۴۰۴ش.
- ملکپور افشار، رضا و همکاران، «ریشهها و راهکارهای مسئلهٔ مهاجرت نخبگان در ایران»، در نشریهٔ فرهنگ و ارتقاء سلامت، دورهٔ ۶، شمارهٔ ۱، بهار ۱۴۰۱ش.
- موثقی، سیداحمد، «علل و عوامل عقبماندگی و توسعهٔ ملی در ایران از نگاه عزتالله سحابی»، در مجلهٔ سیاست، دورهٔ ۵۰، شمارهٔ ۳، پاییز ۱۳۹۹ش.
- موسوی، اشرف السادات و قربانی، نیما، «خودشناسی، خودانتقادی و سلامت روان»، در مطالعات روانشناختی، شمارهٔ ۳ و ۴، ۱۳۸۵ش.
- موسوینیا، سیدرحیم، «ادوارد سعید و روایت استعمار»، در مطالعات فرهنگی و ارتباطات، سال هفتم، شمارهٔ ۲۳، تابستان ۱۳۹۰ش.
- نجفی، موسی، «تخریب هویت، از غارت منابع بدتر است»، وبسایت دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله العظمی خامنهای، تاریخ درج مطلب: ۱۷ بهمن ۱۴۰۳ش.
- نهجالبلاغه، ترجمه دشتی، محمد، قم: انتشارات مشهور، ۱۳۷۹ش.
- وکیلی، پریوش و آقاحسینی، نسترن، «تأثیر آموزش سبکهای فرزندپروری والدین بر انگیزهٔ پیشرفت و حرمت خود کودکان»، در دو فصلنامهٔ آسیبشناسی مشاوره و غنیسازی خانواده، دورهٔ ۵ شمارهٔ ۲، پیاپی ۱۰، پاییز و زمستان ۱۳۹۸ش.
- هراتی، محمدجواد و سلیمانی، رضا، «دشواریهای تعریف «منفعت ملی» در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران»، در نشریهٔ دانش سیاسی، دورهٔ ۱۳، شمارهٔ ۱، شمارهٔ پیاپی ۲۵، مرداد ۱۳۹۶ش.
- یانگ، جفری و همکاران، «طرحوارهدرمانی، راهنمای کاربردی برای متخصصین بالینی»، ترجمه حسن حمیدپور و زهرا اندوز، تهران: کتاب ارجمند، چاپ چهاردهم، ۱۴۰۲ش.