مذاکرات ایران و آمریکا؛ روابط دیپلماتیک و گفتوگوهای سیاسی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا.
علت اختلاف ایران و آمریکا
تحلیلگران و صاحبنظران سیاسی در بررسی دهههای اخیر روابط تهران و واشینگتن، ریشههای این رویارویی را در دو سطح تاکتیکی و راهبردی تبیین میکنند. گروهی از تحلیلگران بر این باورند که اختلافات موجود، ماهیتی تاکتیکی و واکنشی دارند؛ به این معنا که تضادها نه بر سر موجودیت، بلکه بر سر الگوهای رفتاری و موضوعات مقطعی نظیر نفوذ منطقهای، پرونده هستهای یا نوع بازی در ساختار نظام بینالملل است. از این منظر، سیاستهایی نظیر چماق و هویج یا دیپلماسیهای غیررسمی نشاندهنده آن است که طرفین در پی یافتن راهکاری برای مدیریت بحران هستند تا حذف رقیب. در این دیدگاه، تقابلها تابعی از اوضاع و احوال زمانی و بازیهای دیپلماتیک برای کسب امتیاز بیشتر در میز مذاکره تلقی شده و فرض بر این است که با تغییر در برخی رویکردهای اجرایی و تعدیل مطالبات طرفین، امکان گذار از این وضعیت و رسیدن به توافق فراهم خواهد بود.[۱]
در مقابل، طیف وسیعی از نویسندگان بر راهبردیبودن این اختلافات تأکید میورزند. از این دیدگاه، تقابل ایران و آمریکا فراتر از اختلافات سیاسی معمول و دارای ماهیتی ذاتی است که از تضاد در نظامهای ارزشی نشأت میگیرد. استقرار یک نظام سیاسی مبتنی بر وحی در ایران که الگوی جدید و مستقلی از توسعۀ مبتنی بر ارزشهای دینی را ارائه میدهد، بهطور ریشهای با مبانی اومانیسم غربی و استراتژیهای کلان آمریکا در منطقه نظیر تأمین امنیت انرژی و حمایت مطلق از اسرائیل در تعارض است. از نگاه این تحلیلگران، تاکتیکهای مختلف آمریکا در دهههای گذشته از مهار دوجانبه و تحریمهای اقتصادی گرفته تا استراتژی براندازی نرم، همگی ابزارهایی در خدمت یک هدف راهبردی ثابت یعنی تغییر ماهیت نظام جمهوری اسلامی بودهاند. در واقع، تغییر در روشها و لحنهای دیپلماتیک تنها واکنشی به شرایط محیطی است، بدون آنکه اهداف بنیادین و راهبردی واشینگتن در قبال جایگاه ژئوپلیتیک و هویت مستقل ایران تغییری کرده باشد.[۲]
بسیاری از تحلیلگران با استناد به شواهد تاریخی و متون تحلیلی، دیدگاه راهبردی بودن اختلافات را از اعتبار و قدرت تبیین بیشتری برخوردار میدانند. دلیل اصلی این مدعای آنهنا آن است که در طول چهار دهه گذشته، علیرغم تغییر دولتها با گرایشهای سیاسی مختلف در هر دو کشور، هستۀ سخت اختلافات نهتنها کاهش نیافته، بلکه عمیقتر شده است. از دیدگاه آنها تقابل ایران و آمریکا صرفاً بر سر منافع نیست، بلکه بر سر هویتها و دکترینهای متعارض است؛ جایی که موفقیت الگووارۀ جمهوری اسلامی در ارائه مدلی از استقلال و مقاومت، بهطور مستقیم هژمونی جهانی و نظم تکقطبی مورد نظر آمریکا را به چالش میکشد.[۳]
تاریخچه
پیشینه روابط پیش از انقلاب
روابط ایران و آمریکا پیش از انقلاب اسلامی از سه دوره متمایز عبور کرد: دوره روابط تشریفاتی، دوره گسترش نفوذ از ۱۳۲۱ تا ۱۳۳۲ و دوره تسلط همهجانبه از ۱۳۳۳ تا ۱۳۵۷ش. نخستین سفیر آمریکا در دوم اسفند ۱۲۶۱ وارد ایران شد و تا اوایل قرن بیستم روابطی تشریفاتی میان دو کشور برقرار بود[۴] نقطه عطف این روابط را میتوان اولتیماتوم اتمی ترومن به استالین در اول فروردین ۱۳۲۵ برای تخلیه آذربایجان دانست که نخستین گام جدی آمریکا در جابهجایی تسلط سیاسی، نظامی و اقتصادی به جای انگلستان در ایران بود. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که با دخالت سازمان سیا انجام شد، دوره تسلط همهجانبه آمریکا بر ایران آغاز گردید. در این دوره، ایران به پیمان بغداد (بعداً سنتو) پیوست، مستشاران نظامی آمریکایی در ارتش و ساواک مستقر شدند و ایستگاههای شنود برای رصد تحولات شوروی در شمال ایران تأسیس گردید.[۵]
روابط پس از انقلاب
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روابط دو کشور با تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ و متعاقب آن قطع روابط دیپلماتیک در ۲۰ فروردین ۱۳۵۹ وارد مرحله جدیدی از تنش شد. با این حال، مذاکراتی هرچند محدود و اغلب غیرمستقیم، در دورههای مختلف میان دو کشور برگزار شده است.[۶]
پانویس
- ↑ حبیبی، «ایران و آمریکا؛ تقابل راهبردى یا تاکتیکى»، 1386ش، ص61-79.
- ↑ حبیبی، «ایران و آمریکا؛ تقابل راهبردى یا تاکتیکى»، 1386ش، ص61-79.
- ↑ حبیبی، «ایران و آمریکا؛ تقابل راهبردى یا تاکتیکى»، 1386ش، ص61-79.
- ↑ بهرامی، مراد، «روابط ايران و امريكا از آرتور تا ترامپ»، وبروزنامۀ اعتماد.
- ↑ بهرامی، مراد، «روابط ايران و امريكا از آرتور تا ترامپ»، وبروزنامۀ اعتماد.
- ↑ بهرامی، مراد، «روابط ايران و امريكا از آرتور تا ترامپ»، وبروزنامۀ اعتماد.
منابع
بهرامی، مراد، «روابط ايران و امريكا از آرتور تا ترامپ»، وبروزنامۀ اعتماد، تاریخ درج مطلب: 17 آبان 1399ش.
حبیبی، حمید، «ایران و آمریکا؛ تقابل راهبردى یا تاکتیکى»، مجلۀ حصون، شمارۀ 13، 1386ش.