تجزیه ایران؛ پروژهای استعماری با هدف فروپاشی یکپارچگی ملی و تقسیم جغرافیایی ایران به واحدهای کوچک قومی.[دیدگاه ۱]
تجزیۀ ایران بهعنوان پروژهای استعماری، همواره یکی از راهبردهای قدرتهای خارجی برای تضعیف اقتدار سیاسی و فروپاشی یکپارچگی سرزمینی این کشور بوده است. از دورۀ قاجار و تحمیل قراردادهای نابرابر تا دورۀ پهلوی و جدایی بخشهایی از خاک ایران و سپس طرحهای آشکار و پنهان پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مسئلۀ تجزیه همواره در پیوند با ضعف حکومت مرکزی، مداخلات بیگانگان و سوءاستفاده از تنوع قومی و جغرافیایی ایران دنبال شده است. روند تجزیه سرزمین ایران، بررسی موانع اجتماعی و فرهنگی در برابر آن و تحلیل عوامل و اقدامات تجزیهطلبانه بهویژه در دوران معاصر، نشان میدهد که چگونه این پروژه با وجود تداوم و بازتولید در قالبهای جدید، بهواسطۀ انسجام ملی و مقاومت ملت ایران ناکام مانده است.
تاریخچۀ تجزیۀ ایران
ایران در طول تاریخ سرزمین گسترده بوده که بخشهای وسیعی از آسیای غربی، قفقاز و آسیای مرکزی را دربر میگرفت و در منابع تاریخی از آن با عنوان «ایران بزرگ» یاد شده است. ایران کنونی تنها بخشی از این قلمرو تاریخی به شمار میرود که در دورههای مختلف، بهویژه در چند قرن اخیر، بر اثر جنگها، معاهدات و مداخلات قدرتهای خارجی دچار تغییرات مرزی شده است.[دیدگاه ۲]
• دورۀ قاجار: جدایی بخشهای گسترده از ایران
در این دوره حدود ۳٫۵ میلیون کیلومتر مربع از قلمرو ایران از دست رفت که شامل مناطقی در قفقاز، ورارود (ماوراءالنهر)، افغانستان و بخشهایی از بلوچستان بود.[۱]
در دورۀ قاجار، عوامل داخلی و خارجی مختلفی باعث جدا شدن بخشهایی از خاک ایران شد:
- ضعف دولت مرکزی: مهمترین دلیل داخلی برای تجزیه ایران، ناتوانی حکومت قاجار در متحد نگه داشتن مردم و یکپارچگی سرزمین بود.[۲]
- اهمیت بیشتر قوم و قبیله: در آن زمان، ساختار جامعه به گونهای بود که مردم بیشتر از آنکه به یک هویت ملی و کشوری پایبند باشند، به ایل، طایفه و قوم خود وفادار بودند. این موضوع باعث میشد تا پیوندهای ملی ضعیف شود و زمینه برای جدایی مناطق مختلف فراهم گردد.[۳]
- فشارهای خارجی: در کنار مشکلات داخلی، تغییر قدرت در سطح جهان و فشار کشورهای قدرتمند خارجی نیز به این ضعفها دامن زد و در نهایت منجر به جدا شدن بخشهایی از خاک ایران شد.[۴]
• نفوذ قدرتهای خارجی و تقسیم مناطق نفوذ
در اوایل قرن بیستم، رقابت قدرتهای استعماری در ایران افزایش یافت و در نهایت با قرارداد ۱۹۰۷م معروف به قرارداد سن پترزبورگ میان بریتانیا و روسیۀ تزاری، ایران عملاً به مناطق نفوذ این دو قدرت تقسیم شد؛ اقدامی که استقلال سیاسی کشور را بهشدت تحت تأثیر قرار داد.[۵]
• تحولات مرزی در دورۀ پهلوی
در دورۀ پهلوی نیز تغییراتی در مرزهای ایران رخ داد و برخی مناطق از کشور جدا شدند؛ از جمله جدایی بحرین، واگذاری کوه آرارات کوچک به ترکیه و جدا شدن دهکدۀ فیروزه از قلمرو ایران.[۶]
• طرحهای خارجی برای تجزیۀ ایران پس از جنگ جهانی دوم
پس از پایان جنگ جهانی دوم، برخی طرحهای خارجی برای تجزیۀ ایران مطرح شد. از جمله جیمز برنز، وزیر خارجۀ وقت ایالات متحده آمریکا، طرحی برای تقسیم ایران به هفت کشور بر اساس قومیتها ارائه داد که با آغاز جنگ سرد و تغییر شرایط سیاسی بینالمللی به اجرا درنیامد.[۷]
| نام معاهده | تاریخ انعقاد | طرفین درگیر | موضوع و پیامد سرزمینی |
|---|---|---|---|
| صلح زهاب | ۱۶۳۹م/ ۱۰۴۹ق | ایران و عثمانی | تعیین مرزهای غربی؛ واگذاری قطعی حاکمیت بغداد و بصره به امپراتوری عثمانی. |
| ارزروم اول | ۱۸۲۱م/ ۱۲۳۷ق | ایران و عثمانی | بازگشت به مرزهای سابق و تثبیت وضعیت سرزمینی پیشین بین دو کشور. |
| عهدنامه گلستان | ۱۸۱۳م/ ۱۲۲۸ق | ایران و روسیه | واگذاری بخشهای وسیعی از قفقاز (شامل داغستان، گرجستان و مناطقی از جمهوری آذربایجان کنونی) به امپراتوری روسیه. |
| عهدنامه ترکمانچای | ۱۸۲۸م/۱۲۴۳ق | ایران و روسیه | واگذاری خانات ایروان و نخجوان به روسیه و تعیین رود ارس بهعنوان مرز دائمی در شمال غرب. |
| ارزروم دوم | ۱۸۴۷م/۱۲۶۳ق | ایران و عثمانی | چشمپوشی ایران از سلیمانیه و بخش غربی زهاب؛ رسمیت حق کشتیرانی ایران در اروندرود. |
| معاهده پاریس | ۱۸۵۷م/۱۲۷۳ق | ایران و بریتانیا | جدایی هرات و بخشهایی از افغانستان کنونی از حاکمیت ایران در پی لشکرکشی بریتانیا به جنوب ایران. |
| پیمان آخال | ۱۸۸۱م/ ۱۲۹۹ق | ایران و روسیه | جدایی ترکمنستان و بخشهای پهناوری از ماوراءالنهر (ورارود) از فلات ایران. |
| پروتکل اسلامبول | ۱۹۱۳م/ ۱۳۳۱ق | ایران، عثمانی، روس و انگلیس | تعیین مرزهای غربی با میانجیگری روس و انگلیس؛ واگذاری حاکمیت بخشهایی از اروندرود به عثمانی. |
| عهدنامه مرزی ۱۹۳۷ | ۱۹۳۷م/۱۳۱۶ش | ایران و عراق | تعیین مرز آبی اروندرود بر اساس خط تالوگ در مناطق محدود و واگذاری حاکمیت بخش عمده رود به عراق. |
| قرارداد الجزایر | ۱۹۷۵م/۳۵۴ش | ایران و عراق | تثبیت مرز زمینی و تعیین خط تالوگ (عمیقترین نقطه رودخانه) بهعنوان مرز آبی اروندرود. |
| حوزه جغرافیایی | مناطق و نواحی جداشده | مساحت از دسترفته (کیلومتر مربع) | عامل جدایی / معاهده مربوطه |
|---|---|---|---|
| حوزه قفقاز | آران، شروان، ارمنستان، گرجستان، داغستان، چچن و اینگوش | ۲۶۳,۷۰۰ | معاهدات گلستان و ترکمانچای با امپراتوری روسیه |
| حوزه ورارود (ماوراءالنهر) | ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، بخشهایی از قزاقستان و قرقیزستان | ۱,۲۲۶,۵۰۰ | پیمان آخال با امپراتوری روسیه |
| حوزه ایران شرقی | هرات، افغانستان و بخشهایی از مکران و بلوچستان | ۹۷۵,۲۲۵ | معاهده پاریس و مداخلات امپراتوری بریتانیا |
| حوزه جنوب خلیج فارس | امارات، بحرین، قطر و عمان | ۴۰۵,۲۸۷ | مداخلات و سیاستهای منطقهای بریتانیا |
| مجموع تخمینی | کل سرزمینهای جداشده | حدود ۳,۵۰۰,۰۰۰ |
عوامل تجزیه ایران
ضعف حکومت مرکزی همواره عامل اصلی در عملیشدن نقشههای تجزیهطلبانۀ قدرتهای جهانی بوده است؛ هرگاه حکومت مرکزی دچار سستی شده، بخشی از خاک ایران از آن جدا شده است.[۱۰] ایجاد احساس تبعیض قومیتی از طریق عملیات روانی و رسانهای، از دیگر عوامل زمینهساز تجزیه به شمار میروند.[۱۱] افزون بر این، تحریمهای اقتصادی و فشارهای معیشتی نیز بهعنوان ابزاری برای ایجاد شکاف میان ملت و حاکمیت و فرسودهکردن انسجام داخلی مورد استفاده قرار میگیرند.[۱۲]
موانع تجزیه ایران [دیدگاه ۳]
انسجام ملی و بافت درهمتنیدۀ جامعهٔ ایرانی از جمله عواملی دانسته شده است که امکان بروز یا موفقیت جریانهای تجزیهطلبانه را محدود میکند. اقوام مختلف ایران طی قرنها در کنار یکدیگر زیسته و در اثر تعاملات فرهنگی، اقتصادی و ازدواجهای میانقومی، شبکهای گسترده از پیوندهای اجتماعی ایجاد کردهاند که به شکلگیری هویتی مشترک در کنار هویتهای محلی انجامیده است.[۱۳]
برخی پژوهشگران همچنین به نقش پیوندهای دینی و فرهنگی مشترک، بهویژه جایگاه تشیع و محبت به اهلبیت در میان بخش بزرگی از جامعهٔ ایران، در تقویت نوعی همبستگی فرامحلی اشاره کردهاند.[۱۴] در کنار این عوامل، حضور نهادهای دینی و نقشآفرینی علمای مذهبی در مقاطع مختلف تاریخی، و نیز اقتدار حکومت مرکزی در حفظ یکپارچگی سرزمینی، از دیگر عوامل بازدارندهٔ تجزیهطلبی در ایران دانسته شده است.[۱۵]
از سوی دیگر، برخی مطالعات بر نقش سیاستهای دولت در تقویت همبستگی ملی تأکید کردهاند. در این دیدگاه، توجه به عدالت اجتماعی، توسعهٔ منطقهای و مشارکت سیاسی اقوام مختلف میتواند زمینههای نارضایتی قومی را کاهش دهد و به تقویت مفهوم «دولت–ملت» در ایران کمک کند.[۱۶] همچنین شماری از پژوهشگران معتقدند که در دورهٔ معاصر، بخشی از گفتمانهای قومی در چارچوب هویتهای فراگیرتر ملی و مذهبی، از جمله مفهوم «امت واحده»، بازتعریف شدهاند.[۱۸]
اقدامات تجزیهطلبانه پس از پیروزی انقلاب اسلامی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، موضوع تجزیهطلبی بهعنوان یکی از محورهای فشار و بیثباتسازی کشور از سوی بازیگران خارجی و گروههای داخلی مطرح شد. در این دوره، در برخی مناطق مرزی از جمله کردستان، خوزستان و آذربایجان گروهها و جریانهایی با گرایشهای قومی، ایدئولوژیک یا مسلحانه فعال شدند که بعضاً از حمایت یا بهرهبرداری قدرتهای خارجی برخوردار بودند.[۱۷]
خوزستان
سازمان خلق عرب
پس از انقلاب ۱۳۵۷ش، در خوزستان گروهی با عنوان «سازمان خلق عرب» به رهبری محمد طاهر شبیر خاقانی و شیخ عیسی شبیر خاقانی شکل گرفت که با طرح مطالباتی مانند خودمختاری، رسمیت زبان عربی و تشکیل نهادهای محلی فعالیت میکرد. این جریان در سال ۱۳۵۸ش با برگزاری تجمعات، تصرف برخی مراکز دولتی و درگیریهای مسلحانه در شهرهایی مانند خرمشهر به یکی از کانونهای ناآرامی در منطقه تبدیل شد. همزمان گزارشهایی از حمایت و دخالت خارجی، بهویژه از سوی رژیم بعث عراق، در تجهیز و تحریک این گروه منتشر شد. با گسترش درگیریها و ورود ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای برقراری نظم، مراکز وابسته به این سازمان تصرف و شماری از اعضای آن بازداشت شدند. پس از بازداشت افراد مسلح و انتقال شیخ شبیر خاقانی از خوزستان، ناآرامیهای مرتبط با این جریان بهتدریج فروکش کرد.[۱۸]
کردستان
حزب دموکرات کردستان ایران
حزب دموکرات کردستان ایران در ۲۵ مرداد ۱۳۲۴ش در شهر مهاباد تأسیس شد که بهعنوان یکی از اصلیترین گروههای فعال کردی شناخته شده است. در اساسنامۀ این حزب بر تشکیل جمهوری فدرال در ایران، حفظ خودمختاری ویژۀ کردستان، سکولاریسم و رسمیبودن زبان کردی تأکید شده و اهداف آن از طرح خودمختاری کردستان بهسمت فدرالیسم در ایران توصیف شده است. از رهبران شاخص این حزب به قاضی محمد، عبدالرحمن قاسملو، صادق شرفکندی، مصطفی هجری و عبدالله حسنزاده اشاره شده است. همچنین حمایتهای خارجی از سوی عراق، شوروی، ناتو، اسرائیل، فرانسه و ترکیه صورت گرفته و رخدادهایی مانند بمباران زندان دولهتو در ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ش و ترور صادق شرفکندی در سال ۱۳۷۱ش رخ داده است. از انشعابات این حزب نیز میتوان به جناح عبدالله حسنزاده که پس از کشتهشدن شرفکندی از بدنه اصلی جدا شد و جناح مصطفی هجری که مرکز آن در اربیل عراق قرار دارد اشاره کرد؛ همچنین گروهی با عنوان حزب پاک (PAK) نیز یکی از گروههای مرتبط و کوچک در این زمینه است.[۱۹]
حزب کومله
کومله بهعنوان یکی از مهمترین گروههای سیاسی کردی معرفی شده که در سال ۱۳۵۷ش از ادغام سه مجموعه شامل گروه انقلابی زحمتکشان، شیرین بهاره و اتحادیه کشاورزان شکل گرفت. این حزب دارای گرایش مارکسیستی، کمونیستی و چپگرا معرفی شده و اهداف آن جدایی کردستان، تشکیل کردستان بزرگ، انقلاب اجتماعی و استقرار سوسیالیسم عنوان شده است. از سلیمان معینی، عزالدین حسینی، عبدالله مهتدی، ابراهیم علیزاده و عمر ایلخانیزاده بهعنوان چهرههای شاخص این جریان نام برده شده است. همچنین درگیریها و فعالیتهای این گروه از جمله حوادث مرتبط با زندان دولهتو، کشتار اسرا و جنگ داخلی با حزب دموکرات است که در فاصله سالهای ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۷ش رخ داده است. کومله زحمتکشان کردستان به رهبری عمر ایلخانیزاده و کومله سازمان انقلابی زحمتکشان به رهبری عبدالله مهتدی بهعنوان شاخههای منشعب از کومله یاد میشود.[۲۰]
این تحرکات در فضایی شکل گرفت که حکومت مرکزی در حال تثبیت ساختارهای جدید سیاسی و امنیتی بود. درگیریهای مسلحانه، تصرف پادگانها، طرح مطالبات خودمختاری یا جدایی و شکلگیری گروههای سازمانیافته، از جلوههای این دوره بهشمار میآید. با این حال، این جریانها در نهایت با استقرار حاکمیت مرکزی، مداخله نهادهای امنیتی و نظامی و نیز عدم همراهی گسترده بدنۀ اجتماعی اقوام ایرانی، به اهداف تجزیهطلبانۀ خود دست نیافتند و تمامیت ارضی ایران حفظ شد.[۲۱] تهاجم صدام به ایران نیز ادامۀ همین پروژۀ بزرگ بود که با هدف جداسازی خوزستان و فروپاشی نظام صورت گرفت؛ اما با مقاومت همهجانبۀ ملت ناکام ماند.[۲۲]
آذربایجان
مجموعهای از تشکلهای سیاسی، نهادهای رسانهای و جریانهای فکری عمدتاً با گرایشهای پانترکیستی با هدف جدایی آذربایجان از ایران و طرح ایده «آذربایجان جنوبی» شکل گرفتهاند. این گروهها با بهرهگیری از شبکهسازیهای فراملی و ابزارهای تبلیغاتی، در تلاش برای سازماندهی و پیشبرد گفتمان قومگرایانه و تجزیهطلبانه خود هستند. در جدول زیر اطلاعات این جریان ها آمده است.
| نام جریان / تشکل | نوع / ماهیت | بنیانگذار / رهبر | اهداف و توضیحات کلیدی |
|---|---|---|---|
| شبکه تلویزیونی گوناز | رسانه ماهوارهای | احمد اوبالی | تأسیس در سال ۲۰۰۵ در شیکاگو؛ تحریک برای جدایی آذربایجان از ایران و ایفای نقش بهعنوان ابزار مهم تبلیغاتی گفتمان تجزیهطلبانه.[۲۳] |
| داک (کنگره آذربایجانیهای جهان) | ساختار فراملی / شبکهساز | پیشنهاد اولیه: حسن اغنامی | تأسیس در سال ۱۹۹۷ در واشنگتن؛ در ابتدا با اهداف غیرتجزیهطلبانه، اما بعدها تحت تسلط پانترکیستها به بستر تشکیلاتی برای شبکهسازی سیاسی تبدیل شد.[۲۴] |
| گاموح | تشکل سیاسی | محمودعلی چهرگانی | تلاش برای جدایی آذربایجان ایران از کشور ایران و اتحاد آن با جمهوری آذربایجان.[۲۵] |
| جاماح | تشکل ملیگرای تجزیهطلب | بنیانگذار: پرویز دلنچی (رهبری مقطعی: محمودعلی چهرگانی) | اولین تشکل ملیگرای تجزیهطلب با پایگاه اصلی در باکو؛ هدف آن جدایی آذربایجان ایران و تشکیل آذربایجان واحد است.[۲۶] |
| حرکت ملی آذربایجان جنوبی | جریان سیاسی / اعتراضی | محمودعلی چهرگانی | ظهور در سالهای ۱۹۹۵-۱۹۹۶؛ بیشتر یک بستر وسیع اعتراضی-هویتی با خواستههای قومگرایانه و جداییخواهانه است تا یک حزب کلاسیک.[۲۷] |
سیستان و بلوچستان
گروههای تجزیهطلبی در استان سیستان و بلوچستان:
جبهه متحد بلوچستان ایران
جبهه متحد بلوچستان ایران یک تشکل سیاسیِ مستقر در خارج از کشور است که در سال ۲۰۰۳ توسط عبدالستار دوشوکی، پژوهشگر و فعال سیاسی بلوچ، تأسیس شد. دوشوکی همچنین ریاست «مرکز مطالعات بلوچستان» در لندن را بر عهده دارد.
این جبهه در رسانههای فارسیزبان و عربی خارج از ایران از جمله بیبیسی فارسی، صدای آمریکا، رادیو فردا و العربیه حضور رسانهای داشته است. بر اساس گزارش رسانههای رسمی ایران، این تشکل از سوی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی بهعنوان گروهی با گرایشهای تجزیهطلبانه معرفی شده و متهم به تلاش برای ایجاد شکاف قومی و سیاسی در بلوچستان ایران است.[۲۸]
حزب مردم بلوچستان
حزب مردم بلوچستان یک حزب سیاسی بلوچ با گرایش ملیگرایانه است که در ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۳ تأسیس شد. این حزب هدف خود را پیگیری حقوق سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بلوچهای ایران اعلام کرده و از ایجاد نظامی دموکراتیک، سکولار و فدرال در ایران حمایت میکند.
اعضای اولیه این حزب ترکیبی از فعالان پیشین جنبش ملی بلوچستان، برخی سازمانهای چپگرا و فعالان سیاسی مستقل بلوچ بودهاند. این حزب در مجامع بینالمللی از جمله پارلمانهای دانمارک، سوئد، فرانسه، آلمان، کانادا و همچنین برخی نشستهای ایالات متحده حضور داشته و موضوع وضعیت بلوچها در ایران را مطرح کرده است.[۲۹]
حزب همبستگی ملی بلوچستان
حزب همبستگی ملی بلوچستان در سال ۱۳۹۹ش اعلام موجودیت کرد. این حزب خود را یک تشکل سیاسی بلوچ معرفی میکند که برای «احیای دولت ملی در بلوچستان» فعالیت میکند.
حبیبالله بلوچ دبیرکل این حزب است و از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی به بیان مواضع سیاسی میپردازد. این حزب بر همکاری با دیگر جریانهای مخالف جمهوری اسلامی و مشارکت در فعالیتهای رسانهای و سیاسی اپوزیسیون تأکید دارد.[۳۰]
شورای همکاری بلوچستان (BCC)
شورای همکاری بلوچستان در سال ۱۴۰۰ش با انتشار بیانیهای اعلام موجودیت کرد. این شورا متشکل از فعالان سیاسی بلوچ، چهرههای مستقل و برخی اعضای مرتبط با احزاب بلوچ مخالف جمهوری اسلامی است.
این شورا تمرکز خود را بر فعالیت در فضای مجازی، ارتباط با نهادهای بینالمللی و اطلاعرسانی درباره وضعیت بلوچستان اعلام کرده است. شورای همکاری بلوچستان ساختار حزبی کلاسیک ندارد و بیشتر بهصورت شبکهای فعالیت میکند.[۳۱]
جندالله
جندالله گروهی مسلح بود که در دهه ۱۳۸۰ خورشیدی با رهبری عبدالمالک ریگی در استان سیستان و بلوچستان شکل گرفت. این گروه با انجام عملیات مسلحانه علیه اهداف نظامی و امنیتی ایران شناخته شد و در منابع رسمی کشور بهعنوان یک گروه تروریستی معرفی گردید.
بر اساس محتوای فایل داستان دشمنان سیستان، جندالله بهعنوان خاستگاه اصلی و هسته اولیه چندین جریان مسلح بعدی در منطقه شناخته میشود. در این متن، برخی گروههای تندرو منطقهای مانند سپاه صحابه و لشگر جهنگوی (ارتش آخرت) بهعنوان الگوهای فکری یا عملیاتی مؤثر بر شکلگیری جندالله معرفی شدهاند و همچنین به تأثیرپذیری ایدئولوژیک آن از جریانهایی چون طالبان و القاعده اشاره شده است.[۳۲]
جندالله در بیانیهها و مواضع رسانهای خود، هدف اعلامی فعالیتش را «حمایت از حقوق مردم بلوچ»، «دفاع از اهلسنت ایران» و «اعتراض به آنچه تبعیض ساختاری و محرومیت مناطق بلوچنشین مینامد» عنوان میکرد. با این حال، فعالیتهای این گروه در ارزیابی رسمی دولت ایران، موجب ناامنی گسترده در منطقه تلقی شده است.
جیشالعدل
جیشالعدل گروهی مسلح است که پس از تضعیف و فروپاشی ساختار اصلی جندالله، در دهه ۱۳۹۰ خورشیدی در جنوب شرق ایران و مناطق مرزی با پاکستان ظهور کرد. طبق محتوای فایل داستان دشمنان سیستان، این گروه بهعنوان ادامه تشکیلاتی و بازتولید سازمانیافته جریان جندالله معرفی میشود و محور اصلی تحلیل این اثر را تشکیل میدهد.
در گزارشهای رسمی جمهوری اسلامی ایران، جیشالعدل بهعنوان یک گروه تروریستی شناخته میشود و مسئولیت چندین عملیات مسلحانه را بر عهده گرفته است. همزمان، این گروه در بیانیههای خود، همانند جندالله، هدف اعلامی فعالیتش را «دفاع از حقوق مردم بلوچ»، «حمایت از اهلسنت» و «مقابله با سیاستهای امنیتی و تبعیضآمیز دولت» بیان میکند.[۳۳]
| نام گروه | نوع | سال تأسیس / ظهور | بنیانگذار / رهبر | توضیح | موضع و هدف اعلامی |
|---|---|---|---|---|---|
| جبهه متحد بلوچستان ایران | تشکل سیاسی خارج از کشور | ۲۰۰۳ | عبدالستار دوشوکی | تشکلی سیاسی مستقر در خارج از کشور که توسط عبدالستار دوشوکی تأسیس شد. این جبهه در رسانههای فارسیزبان و عربی خارج از ایران حضور داشته و در نشستهای سیاسی اپوزیسیون شرکت کرده است. | بر اساس گزارش رسانههای رسمی ایران دارای گرایشهای تجزیهطلبانه معرفی شده است. این جبهه بر حقوق قومی بلوچها و تمرکززدایی سیاسی تأکید میکند. |
| حزب مردم بلوچستان | حزب سیاسی | ۲۰۰۳ | جمعی از فعالان بلوچ | حزبی با گرایش ملیگرایانه بلوچ که در خارج از ایران فعالیت میکند و اعضای اولیه آن ترکیبی از فعالان سیاسی بلوچ و برخی جریانهای چپگرا بودهاند. | هدف اعلامی حزب پیگیری حقوق سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بلوچها و حمایت از نظامی دموکراتیک، سکولار و فدرال در ایران است. در منابع رسمی ایران بهعنوان گروهی تجزیهطلب معرفی شده است. |
| حزب همبستگی ملی بلوچستان | حزب سیاسی | ۱۳۹۹ | حبیبالله بلوچ | تشکل سیاسی بلوچ که اعلام کرده برای «احیای دولت ملی در بلوچستان» فعالیت میکند و در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی حضور دارد. | منابع رسمی ایران آن را دارای اهداف تجزیهطلبانه معرفی کردهاند؛ در مقابل حزب خود را مدافع آزادیهای سیاسی و حقوق قومی بلوچها میداند. |
| شورای همکاری بلوچستان (BCC) | ائتلاف / شبکه سیاسی | ۱۴۰۰ | جمعی از فعالان بلوچ | شورایی متشکل از فعالان سیاسی بلوچ و برخی اعضای احزاب مخالف جمهوری اسلامی که بیشتر بهصورت شبکهای فعالیت میکند. | تمرکز آن بر اطلاعرسانی درباره وضعیت بلوچستان و ارتباط با نهادهای بینالمللی است. در رسانههای رسمی ایران در چارچوب فعالیتهای اپوزیسیون ارزیابی میشود. |
| جندالله | گروه مسلح | دهه ۱۳۸۰ | عبدالمالک ریگی | گروهی مسلح فعال در استان سیستان و بلوچستان که با عملیات مسلحانه علیه اهداف امنیتی ایران شناخته شد. | در منابع رسمی ایران بهعنوان گروه تروریستی معرفی میشود. این گروه هدف اعلامی خود را دفاع از حقوق مردم بلوچ و اهلسنت عنوان میکرد. |
| جیشالعدل | گروه مسلح | دهه ۱۳۹۰ | — | گروهی مسلح که پس از تضعیف جندالله در مناطق مرزی ایران و پاکستان ظهور کرد و در برخی منابع ادامه تشکیلاتی آن دانسته میشود. | در منابع رسمی ایران بهعنوان گروه تروریستی شناخته میشود. این گروه نیز هدف اعلامی خود را دفاع از حقوق بلوچها و اهلسنت عنوان کرده است. |
نقشههای دشمنان در سالهای اخیر
در سالهای اخیر، اندیشکدههای آمریکایی و صهیونیستی راهبرد تجزیۀ ایران را با شدت بیشتری پیگیری میکنند. دشمنان تلاش کردند در جریان اغتشاشات، با تمرکز بر تنوع قومیتی ایران جبههای علیه یکپارچگی ایران بگشایند.[۳۴]
همزمان با آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران در 9 اسفند ماه ۱۴۰۴ش، گروههای تجزیهطلب در مناطق مرزی ایران دوباره فعالیت خود را از سر گرفتهاند. این گروهها که گفته میشود از حمایت سرویسهای اطلاعاتی خارجی، بهویژه موساد، برخوردارند، با اعلام تشکیل ائتلافهایی جدید، اهداف خود را سرنگونی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران اعلام کردهاند. این تحرکات در چارچوب استراتژی گستردهتر آمریکا و اسرائیل برای تضعیف قدرتهای منطقهای و تحقق پروژه خاورمیانه بزرگ تفسیر میشود.[۳۵]
گروهکهای تجزیهطلب کرد و بلوچ با بهرهگیری از حمایتهای خارجی، در پی اجرای سناریویی هستند که هدف آن نهتنها براندازی حکومت، بلکه تقسیم ایران به مناطق قومی تحت نفوذ قدرتهای خارجی است. با وجود تلاش برای نمایش اتحاد، سابقۀ خشونت و جنایت این گروهها، از جمله کشتار مردم بیگناه در سالهای گذشته و حمایت علنی آنها از حملات اسرائیل، نشان میدهد که اقدامات آنها در راستای منافع ملی ایران نیست؛ بلکه تکرار الگوی شکستخوردهای است که با هوشیاری نیروهای امنیتی و اطلاعاتی کشور و ضربات موشکی به مقرهایشان در خارج مرزها، ناکام خواهد ماند.[۳۶]
پانویس
- ↑ میرسنجری، «سرزمینهای جداشده و تهدید تمامیت ارضی ایران»، وبسایت تابناک.
- ↑ نوری، «تبیین تاریخی اجتماعی تجزیه سرزمینی ایران در عصر قاجار»، 1395ش، ص266.
- ↑ نوری، «تبیین تاریخی اجتماعی تجزیه سرزمینی ایران در عصر قاجار»، 1395ش، ص279-281.
- ↑ نوری، «تبیین تاریخی اجتماعی تجزیه سرزمینی ایران در عصر قاجار»، 1395ش، ص282
- ↑ میرسنجری، «سرزمینهای جداشده و تهدید تمامیت ارضی ایران»، وبسایت تابناک.
- ↑ نقدیپور، «ایران وادامه پروژه تاریخی تجزیه»، وبسایت نورنیوز.
- ↑ «نقشه ۷ تکه «تجزیه ایران» کار کی بود؟!»، وبسایت جهان نیوز.
- ↑ میرسنجری، «سرزمینهای جداشده و تهدید تمامیت ارضی ایران»، وبسایت تابناک.
- ↑ میرسنجری، «سرزمینهای جداشده و تهدید تمامیت ارضی ایران»، وبسایت تابناک.
- ↑ نقدیپور، «ایران وادامه پروژه تاریخی تجزیه»، وبسایت نورنیوز.
- ↑ رنجبر درخشیلر، «بازی با آتش تجزیه؛ تفنن نیست! »، پایگاه خبری تحلیلی انصاف نیوز.
- ↑ نقدیپور، «ایران وادامه پروژه تاریخی تجزیه»، وبسایت نورنیوز.
- ↑ هوشنگی، «چرا مخالفان جمهوری اسلامی هم با تجزیه ایران مخالفند؟»، خبرگزاری ایسنا.
- ↑ ولایتی، «روایت تاریخی ۲ قرن توطئه تجزیه ایران»، وبسایت روزنامه فرهیختگان.
- ↑ ولایتی، «روایت تاریخی ۲ قرن توطئه تجزیه ایران»، وبسایت روزنامه فرهیختگان.
- ↑ «اقوام ایرانی و ماجرای هویت واحد ملی در گفت و گو با دکتر حمید احمدی»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.
- ↑ صلاح، «سابقه تجزیه طلبی در ایران»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
- ↑ «تجزیه طلبی زیر عبای استعمار»، وبسایت موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی.
- ↑ حیدری، «انقلاب اسلامی و گروههای تجزیه طلب در ایران؛ «حزب دمکرات کردستان»»، وبسایت موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی.
- ↑ حیدری، «انقلاب اسلامی و گروههای تجزیه طلب در ایران؛ «حزب دمکرات کردستان»»، وبسایت موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی.
- ↑ صلاح، «سابقه تجزیه طلبی در ایران»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
- ↑ نقدیپور، «ایران وادامه پروژه تاریخی تجزیه»، وبسایت نورنیوز.
- ↑ حیدری، «منادیان شوم تجزیه آذربایجان ایران در دهه اخير (1)»، 1395ش، ص194.
- ↑ حیدری، «منادیان شوم تجزیه آذربایجان ایران در دهه اخير (1)»، 1395ش، ص235.
- ↑ حیدری، «منادیان شوم تجزیه آذربایجان ایران در دهه اخير (2)»، 1395ش، ص98.
- ↑ حیدری، «منادیان شوم تجزیه آذربایجان ایران در دهه اخير (2)»، 1395ش، ص100.
- ↑ حیدری، «منادیان شوم تجزیه آذربایجان ایران در دهه اخير (2)»، 1395ش، ص111.
- ↑ یوسفی، «چه کسانی ایران را ویران میخواهند؟»، وبسایت ایرانآنلاین.
- ↑ یوسفی، «چه کسانی ایران را ویران میخواهند؟»، وبسایت ایرانآنلاین.
- ↑ یوسفی، «چه کسانی ایران را ویران میخواهند؟»، وبسایت ایرانآنلاین.
- ↑ یوسفی، «چه کسانی ایران را ویران میخواهند؟»، وبسایت ایرانآنلاین.
- ↑ اکرمیان و دیگران، «تحلیل گفتمان ضد امنیتی گروهک تروریستی جیش العدل (جیش الظلم) در سیستان و بلوچستان»، 1399ش، ص88-91.
- ↑ اکرمیان و دیگران، «تحلیل گفتمان ضد امنیتی گروهک تروریستی جیش العدل (جیش الظلم) در سیستان و بلوچستان»، 1399ش، ص88-91.
- ↑ «پیشنهاد اندیشکده آمریکایی برای تجزیه ایران»، خبرگزاری فارس.
- ↑ یوسفی، ««تجزیه ایران» پیشنیاز خاورمیانه بزرگ صهیونی»، وبسایت جوان آنلاین.
- ↑ یوسفی، ««تجزیه ایران» پیشنیاز خاورمیانه بزرگ صهیونی»، وبسایت جوان آنلاین.
دیدگاههای ارزیابان
- ↑ گروهای تجزیه طلب شرق کشور به خصوص سیستان و بلوچستان مغفول مانده است. گروهای مثل: جیش العدل، جندالله، حرکت انصار ایران، انصار الفرقان، ارتش آزادیبخش بلوچستان و شورش سیستان و بلوچستان. همچنین یکی از عوامل داخلی تجزیه عدم رعایت عدالت نیز ذکر شده است. شکل نگرفتن دولت ملت عامل دیگر است.
- ↑ این قسمت نیازمند منبع است
- ↑ به اهتمام نظام به عدالت اجتماعی، شکل گیری دولت ملت و تبدیل شدن گفتمان قومی به گفتمان هویت ملی و مذهبی به امت واحده هم توجه شود.
منابع
- اکرمیان، سید محمدحسین و دیگران، «تحلیل گفتمان ضد امنیتی گروهک تروریستی جیش العدل (جیش الظلم) در سیستان و بلوچستان»،نشریه علمی آفاق امنیت، شماره ۴۷، تابستان ۱۳۹۹ش.
- «پیشنهاد اندیشکده آمریکایی برای تجزیه ایران»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۷ مهر ۱۴۰۴ش.
- «تجزیه طلبی زیر عبای استعمار»، وبسایت موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، تاریخ درج مطلب: ۸ خرداد ۱۴۰۴ش.
- رنجبر درخشیلر، جواد، «بازی با آتش تجزیه؛ تفنن نیست! »، پایگاه خبری تحلیلی انصاف نیوز، تاریخ درج مطلب: ۲۲ اسفند ۱۴۰۳ش.
- حیدری، اصغر، «انقلاب اسلامی و گروههای تجزیه طلب در ایران؛ «حزب دمکرات کردستان»»، وبسایت موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، تاریخ درج مطلب: ۱۰ فروردین ۱۴۰۰ش.
- حیدری، اصغر، «منادیان شوم تجزیه آذربایجان ایران در دهه اخير (۱)»، فصلنامه پانزده خرداد، شماره ۴۸، تابستان ۱۳۹۵ش.
- حیدری، اصغر، «منادیان شوم تجزیه آذربایجان ایران در دهه اخير (۲)»، فصلنامه پانزده خرداد، شماره ۴۹ و ۵۰، پاییز و زمستان ۱۳۹۵ش.
- صلاح، مهدی، «سابقه تجزیه طلبی در ایران»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۲۲ آذر ۱۴۰۳ش.
- میرسنجری، میرمهرداد، «سرزمینهای جداشده و تهدید تمامیت ارضی ایران»، وبسایت تابناک، تاریخ درج مطلب: ۱۶ آبان ۱۳۸۸ش.
- «نقشه ۷ تکه «تجزیه ایران» کار کی بود؟!»، وبسایت جهان نیوز، تاریخ درج مطلب: ۱۲ مهر ۱۴۰۱ش.
- نقدیپور، محمود، «ایران وادامه پروژه تاریخی تجزیه»، وبسایت نورنیوز، تاریخ درج مطلب: ۱۴ آبان ۱۴۰۱ش.
- نوری، هادی، «تبیین تاریخی اجتماعی تجزیه سرزمینی ایران در عصر قاجار»،فصلنامه جامعهشناسی تاریخی، شماره ۱، بهار و تابستان ۱۳۹۵ش.
- هوشنگی، حمید، «چرا مخالفان جمهوری اسلامی هم با تجزیه ایران مخالفند؟»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: ۲۳ شهریور ۱۴۰۴ش.
- ولایتی، علیاکبر، «روایت تاریخی ۲ قرن توطئه تجزیه ایران»، وبسایت روزنامه فرهیختگان، تاریخ درج مطلب: ۲۱ مهر ۱۴۰۱ش.
- یوسفی، فائزهسادات، ««تجزیه ایران» پیشنیاز خاورمیانه بزرگ صهیونی»، وبسایت جوان آنلاین، تاریخ درج مطلب: ۵ اسفند ۱۴۰۴ش.
- یوسفی، فائزهسادات، «چه کسانی ایران را ویران میخواهند؟»، وبسایت ایرانآنلاین، تاریخ درج مطلب: ۱۵ دی ۱۴۰۱ش.