محمدتقی بهار (ملکالشعرا)؛ شاعر، ادیب، تاریخنگار و سیاستمدار معاصر ایرانی.
محمدتقی بهار(ملک الشعرا) | |
پادکست مقاله | 🡇
|
محمدتقی بهار، مشهور به ملکالشعرا، شاعر و سیاستمدار دوران مشروطه، در سال ۱۲۶۳ش در مشهد متولد شد. او علاوه بر فعالیتهای ادبی، به سیاست نیز وارد شد و با مشروطهخواهان همکاری کرد. بهار معتقد بود که حجاب مانع علمآموزی زنان است و در اشعار خود گاهی زنان را موجوداتی ضعیف و محافظهکار میدید که به احساسات بیشتر از عقل و استدلال تکیه میکنند. منتقدان، این دیدگاهها را زنستیزانه دانستهاند.
زیستنامه
1. تولد و خانواده
محمدتقی بهار در سال ۱۲۶۳ش در مشهد متولد شد. پدرش، حاج میرزا محمدکاظم، شاعر و «ملکالشعرای» آستان قدس رضوی بود. فضای گرم خانواده و آشنایی با ادبیات از دوران کودکی، تاثیر زیادی در شکلگیری شخصیت ادبی او داشت.
2. تحصیلات و نخستین تجربههای شعری
بهار از پنجسالگی به مکتبخانه رفت و قرآن را آموخت. در هفتسالگی شاهنامۀ فردوسی را نزد پدرش خواند و نخستین بیت شعر خود را سرود. او در نوجوانی نزد استادان برجستهای مانند ادیب نیشابوری درس خواند و در مدرسۀ نواب تحصیلات عالی خود را ادامه داد.
3. آغاز فعالیتهای ادبی و سیاسی
بهار پس از فوت پدرش در سال ۱۲۸۲ش، مسیر زندگیاش تغییر کرد. بهار در هجدهسالگی با سرودن قصیدهای برای مظفرالدینشاه، به مقام «ملکالشعرای» آستان قدس رضوی رسید. او از بیستسالگی وارد عرصۀ سیاست شد و با مشروطهخواهان خراسان همکاری کرد.
4. فعالیتهای مطبوعاتی و سیاسی
چاپ اشعار سیاسی بهار در روزنامههای خراسان، طوس و حبلالمتین باعث شهرت او شد. در سال ۱۲۸۸ش روزنامۀ نوبهار را در مشهد منتشر کرد و به حزب دموکرات ایران پیوست. او عضو کمیتۀ ایالتی حزب دموکرات خراسان شد و به ترویج دموکراسی و آزادی پرداخت.
5. وزارت فرهنگ و فعالیتهای اجتماعی
در سال ۱۳۲۴ق، در کابینۀ احمد قوامالسلطنه به وزارت فرهنگ منصوب شد؛ اما پس از یک سال استعفا داد. ریاست نخستین کنگرۀ نویسندگان ایران و تاسیس جمعیت ایرانی هواداران صلح از دیگر اقدامات او بود.[۱]
6. همسر و فرزندان بهار:
بهار ابتدا در مشهد ازدواج کرد و صاحب فرزندی شد؛ ولی عمر آندو بسیار کوتاه بود. ازدواج دوم او با خانم «سودابه صفدری» از نوادگان فتحعلی شاه قاجار صورت گرفت و ماحصل زندگیشان شش فرزند به نامهای؛ «هوشنگ ملک، ماه ملک، ملک دخت، پروانه، مهرداد و چهرزاد» بود.[۲]
تألیفات
بهار، آثار منظوم و منثور زیادی دارد. بهطور کلی آثار مهم او را میتوان در قالب کتابها، تصحیحات، ترجمهها و مقالات نام برد:
مقالات: تعدادی مقاله در نشریات و روزنامههای «بهار»، «خراسان»، «تازه بهار»، «مجلۀ دانشکده» و «نشریۀ فرهنگ خراسان»
ترجمهها: قطفُ الزهورِ فی التاریخِ الدهورِ و چند متن پهلوی.
کتابها: احوال فردوسی، تاریخ تطور شعر فارسی، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، چهار خطابه، مثنوی در مدح واندرز به رضاشاه، دستور پنج استاد، دیوان اشعار به کوشش مهرداد بهار، سبکشناسی، شعر در ایران و فردوسینامه.
تصحیحات: تاریخ بلعمی، تاریخ سیستان، رسالهی نفس، بابا افضل مرقی، شاهنامهی فردوسی، مجمل التواریخ و القصص، منتخب جوامع الحکایات و لوامع الروایات عوفی.[۳]
اندیشۀ سیاسی بهار
اندیشۀ سیاسی بهار بر مفاهیمی مانند آزادیخواهی، وطنپرستی، عدالتطلبی و مشروطهخواهی تمرکز دارد. او سیاست را تدبیر امور مبتنی بر صداقت و خردمندی میداند و ویژگیهایی مانند اعتدال، شجاعت و صداقت را برای یک سیاستمدار ضروری میشمارد. در آثارش به موضوعاتی چون آزادی پرداخته و تصنیف «مرغ سحر» از جمله سرودههای برجسته او در این زمینه است.[۴]
اندیشۀ دینی بهار
بهار در آثار خود به مفاهیم ایمان و دیانت پرداخته و بر اهمیت پیوند میان دین و سیاست تاکید کرده است. او بر این باور بود که سیاست نباید از ارزشهای دینی جدا باشد و به ارتباط عمیق میان این دو در قصیدۀ «دین و دولت» اشاره کرده است. همچنین، بهار در اشعار و دیدگاههای خود به عظمت خداوند و محدودیت درک بشر از ذات الهی توجه داشته است. او بر اهمیت برگزاری عزای ائمه، بهویژه امام حسین (علیهالسّلام)، بهشیوۀ سنتی و متعارف تاکید داشت.
زن و حجاب از دیدگاه بهار
بهار مخالف پوشش سنتی زنان بود و آن را یک باور قدیمی و ریشهدار میدانست. او معتقد بود تا زمانی که قوانین سنتی، زن را با حجاب محدود کنند، زن نمیتواند به دانایی دست یابد و همچنان درگیر هویت گذشتهاش خواهد بود که به دلبری محدود میشود. به نظر بهار، برای کسب هویت جدید، زنان باید از محدودیتهای سنتی رها شوند. بهار در برخی از اشعار خود حجاب را مانعی برای حضور زنان در اجتماع و کسب علم و دانش میدانست.[۵] بهار در اشعار خود ارتباطی میان چادر و حفظ ناموس نمیبیند.[۶]
بهار در حالی که خواستار رفع محدودیتها برای زنان است، در برخی از دیدگاههای خود مواضعی ضد زن دارد. او دیدگاه کلی خود درباره زنان را در شعر «در طبیعت زن» بیان کرده و در این اثر زنان را پایینتر از مردان میبیند. در در شعر «کیکنامه»، بهمنظور نمایاندن دلیری و شجاعت مردان، زنان را موجوداتی ضعیف و نیازمند حمایت و حفاظت تصویر میکند.
بهار به ویژگیهای روحی و روانی زنان توجه کرده است و از دیدگاه خود به تحلیل روانشناختی آنها پرداخته است. او معتقد است ویژگیهایی مانند محافظهکاری، گرایش کمتر به منطق و تمایل به پرهیز از نوگرایی در زنان برجستهتر از مردان است. به نظر او، زنان بهجای استفاده از عقل و استدلال برای اثبات نظرات خود، بیشتر به احساساتی مانند اشک و آه تکیه میکنند و مشاهده و احساس را به تفکر و تحلیل ترجیح میدهند. [۷] همچنین، بهار حسادت را از ویژگیهای زنان برشمرده و معتقد است که نباید در حضور آنها از کسی تعریف و تمجید کرد.[۸]
نقدهای منتقدان بر رویکرد بهار به زن و حجاب
منتقدان محمدتقی بهار، وی را شاعری زنستیز میدانند. در برخی از اشعار ملکالشعرا، او به زن بهعنوان موجودی فرودست و جنس دوم نگاه کرده است.[۹] بهار، همچون افرادی مانند ایرج میرزا[۱۰] و آخوندزاده حجاب را مانع آگاهی و علمآموزی زنان میداند، در مقابل، نسیم شمال از شعرای همعصر بهار، حجاب را برای زنان واجب و عامل حفظ عفت و ناموس آنها میداند. وی بر این عقیده است که زنان میتوانند با رعایت حجاب به کسب علمودانش پرداخته و در کنار مردان به پیشرفت علمی دست یابند. نسیم شمال برخلاف محمدتقی بهار، حجاب را مقدم بر تحصیل علم میدانست و معتقد بود که حجاب جزو اصول جداییناپذیر ایرانیاسلامی است و نباید نادیده گرفته شود.[۱۱] نیسم شمال در اشعار خود بر ضرورت رعایت حجاب در دوران تحصیل تأکید کرده و نسبت به عواقب بیحجابی هشدار میدهد. بر خلاف نظر بهار که حجاب را مخالف عفت میداند، منتقدان وی، حجاب را با عفت همراستا میبینند و حجاب را عامل کاهش ناهنجاریهای اجتماعی و تقویتکننده عفت میدانند.[۱۲]
سالهای پایانی زندگی
بهار در سالهای پایانی عمر خود با بیماری سل دستوپنجه نرم کرد. او در سال ۱۳۳۰ش درگذشت و در آرامستان ظهیرالدولۀ شمیران به خاک سپرده شد.[۱۳]
پانویس
- ↑ بهار، «زندگینامۀ بهار»، وبسایت ملک الشعرا بهار.
- ↑ «محمد تقی بهار از مرغ سحر تا دماوندیه + بیوگرافی و آثار»، خبرگزاری ایمنا.
- ↑ جمشیدی،اندیشۀ سیاسی ملکالشعرای بهار (1)، وبسایت راسخون.
- ↑ جمشیدی، «اندیشۀ سیاسی ملکالشعرای بهار (1)»، وبسایت راسخون.
- ↑ میرمیران و رادنیا، «جایگاه و نقش زن در شعر ملک الشّعرا بهار و نسیم شمال»، 1394ش، ص2047-2048.
- ↑ جوادییگانه و عزیزی، «زمینههای فرهنگی و ادبی کشف حجاب در ایران.
- ↑ میرمیران و رادنیا، «جایگاه و نقش زن در شعر ملک الشّعرا بهار و نسیم شمال»، 1394ش، ص2047-2048.
- ↑ میرمیران و رادنیا، «جایگاه و نقش زن در شعر ملک الشّعرا بهار و نسیم شمال»، 1394ش، ص2050.
- ↑ میرمیران و رادنیا، «جایگاه و نقش زن در شعر ملک الشّعرا بهار و نسیم شمال»، 1394ش، ص2048.
- ↑ . حاتمی و دیگران، «مقام زن در شعر ابوالقاسم لاهوتی، ایرج میرزا و عارف قزوینی»، 1391ش، ص69
- ↑ میرمیران و رادنیا، «جایگاه و نقش زن در شعر ملک الشّعرا بهار و نسیم شمال»، 1394ش، ص2047 و 2048.
- ↑ جوادییگانه و عزیزی، «زمینههای فرهنگی و ادبی کشف حجاب در ایران.
- ↑ «زندگینامۀ محمد تقی بهاراز تولد تا فوت+ قرن، مقبره و کتابها»، وبسایت نمناک
منابع
- بهار، محمدتقی، «زندگینامۀ بهار»، وبسایت ملک الشعرا بهار، تاریخ بازدید: 25 آبان 1403ش.
- جمشیدی، محمدحسین، «اندیشۀ سیاسی ملکالشعرای بهار (1)»، وبسایت راسخون، تاریخ درج مطلب: 10 مهرماه 1396ش.
- جمشیدی، محمدحسین، «اندیشه سیاسی ملکالشعرای بهار (2)»، وبسایت راسخون، تاریخ درج مطلب: 10 مهرماه 1396ش.
- جوادییگانه، محمدرضا و فاطمه عزیزی، «زمینههای فرهنگی و ادبی کشف حجاب در ایران؛ شعر مخالفان و موافقان»، تهران، مجلۀ جامعهشناسی ایران، بهار 1388ش.
- حاتمی، سعید و عبادی، معصومه، «بررسی تطبیقی درون مایههای آثار نمایشی عشقی، ایرج و عارف»، پژوهشنامه نقد ادبی و بلاغت، شمارة 4، زمستان 1399ش.
- رستمی، فتانه و دیگران، «سیمای زن در دورۀ انقلاب اسلامی و دورۀ مشروطه با تکیه بر اشعار ملک الشعرای بهار»، تهران، فصلنامۀ علمی جامعۀ شاسی سیاسی انقلاب اسلامی، زمستان 1402ش.
- رفیعی، یدالله و رمضان رضائی، «اندیشۀ دینی در اشعار ملکالشعرای بهار و احمد صافی النجفی»، جیرفت، دانشگاه آزاد اسلامی، بهار 1392ش.
- «زندگینامۀ محمدتقی بهاراز تولد تا فوت+ قرن، مقبره و کتابها»، وبسایت نمناک، تاریخ بازدید: 29 آذر 1403ش.
- شایگان، یگانه، «برگزیدهها بهار از نظر منتقدان»، وبسایت ایران نامگ، تابستان 1366ش.
- قاسمی فرد، هدیه و فاطمه میرقادری، «بررسی تطبیقی سیمای زن در شعر جمیل صدقی زهاوی و ملک الشعرای بهار»، یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، فصلنامه مطالعات ادبی تطبیقی، بهار 1390ش.
- میرمیران و رادنیا، «جایگاه و نقش زن در شعر ملک الشّعرا بهار و نسیم شمال»، گیلان، دانشگاه گیلان، بهمن 1394ش.
- «محمدتقی بهار از مرغ سحر تا دماوندیه + بیوگرافی و آثار»، وبسایت خبرگزاری ایمنا، 19تاریخ درج مطلب: آذر 1399ش.
محمدتقی بهار؛ شاعر، نویسنده، روزنامهنگار و پژوهشگر معاصر
میرزا محمدتقی، روز پنجشنبه 18 آذر 1265ش در مشهد متولد شد. وی ملقب به ملکالشعرا و متخلص به «بهار»، شاعر، ادیب، نویسنده، روزنامهنگار، تاریخنگار و سیاستمدار معاصر ایرانی است. وی فرزند محمدكاظم صبوري است که ملکالشعرای آستان قدس رضوی بود. این مقام پس از درگذشت پدر به فرمان مظفرالدين شاه در سال 1324ق به محمدتقی رسيد. پدرش شاعر، روزنامهنگار، استاد دانشگاه و از پيشروان تجدد ادبي بود. خاندان پدري بهار، خود را از نسل ميرزا احمد صبور كاشاني، قصيدهسراي مشهور عهد فتحعليشاه ميدانند و به همين سبب، پدر بهار تخلص صبوري را برگزيد. بهار در چهارسالگي به مكتب رفت و در ششسالگي فارسي و قرآن را به خوبي ميخواند. از هفتسالگي نزد پدر شاهنامه را آموخت و نخستين شعر خود را نيز در همين دوره سرود.[۱]
فعالیتهای سیاسی بهار
بهار از چهارده سالگی بهاتفاق پدرش در مجامع آزادیخواهان حاضر شد و به واسطۀ انس و الفتی که با افکار جدید پیدا کرده بود، به مشروطه و آزادی دل بست. دو سال پس از مرگ پدر در سال ۱۳۲۴ق که مشروطیت در کشور ایران مستقر شد، بهار بیستساله به جمع مشروطهخواهان خراسان پیوست.[۲] وی اولين آثار ادبي ـ سياسي خود را در روزنامۀ خراسان بهصورت پنهاني و بدون امضا به چاپ ميرساند كه مشهورترين آنها خطاب به محمدعلیشاه است.[۳] در 1328ق، روزنامه «نوبهار» را منتشر کرد؛ اما این روزنامه پس از مدتی به دستور کنسول روس تعطیل شد. بهار بلافاصله روزنامه «تازه بهار» را تأسیس کرد. این روزنامه هم در محرم 1330ق به امر وثوقالدوله، وزير خارجه، تعطيل و بهار نيز دستگير و به تهران تبعيد شد.[۴]
در 1332ق به مجلس شورای ملی سوم راه یافت. یک سال پس از آن، دورۀ سوم «نوبهار» را در تهران منتشر کرد. در 1334ق انجمن ادبي دانشكده و نيز مجله «دانشكده» را بنيان گذاشت كه به اعتقاد او مكتب تازهاي در نظم و نثر پديد آورد.[۵] بهار، قصیدۀ به یادماندنی «هیجان روح» را در طول سه ماه خانهنشینیاش پس از کودتای 1299ش سرود.[۶] بهار در طول مجلس چهارم به همکاری با سیدحسن مدرس پرداخت.[۷] وی در مجلس پنجم نیز در صف مخالفان جمهوري رضاخاني جاي گزيد. پس از قتل عشقي در تير 1303ش، بهار خطر مخالفت با سردار سپه را دريافت و اشعاري ظاهراً در مدح نخستین جمهوری، ولي در معناي مخالف آن سرود.[۸] بهار، به دلیل نطقهای تند خود و به اتهام مخالفتهای پنهان با رضاشاه برای مدتی به زندان افتاد و تا 1312ش چندبار به حبس و تبعید محکوم شد.[۹] محمدتقی بهار در 1313ش پس از شش سال وقفه بار ديگر به تدريس تاريخ ادبيات پيش از اسلام، در دارالمعلمين تهران پرداخت.[۱۰] در 1316ش تدريس دوره دكتراي ادبيات فارسي را به عهده گرفت و با سقوط رضاشاه در شهريور 1320ش مجدداً به فعاليتهاي سياسي و اجتماعي روي آورد. انتشار مجدد روزنامه «نوبهار»،[۱۱] ریاست کمیسیون ادبی انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی (1322-1326ش)، تشکیل اولین کنگرۀ نویسندگان ایران (1324ش)،[۱۲] نمایندگی مجلس پانزدهم شورای ملی (1326ش) و ریاست فراکسیون حزب دموکرات از جمله فعالیتهای او است.
میرزا محمدتقی بهار، سرانجام در 1330ش در خانۀ مسکونی خود، به علت بیماری سل درگذشت و در آرامگاه ظهيرالدوله در شميران به خاك سپرده شد.
قلم و کلام بهار
برخي از ادیبان ایرانی معتقدند كه پس از جامي، در انسجام كلام و رواني طبع و جامعيت، شاعري همپايه بهار نداشتهايم.[۱۳] شعر بهار در انسجام کلام و روانی طبع و جامعیت کلام بینظیر بود. وی، اصالت کلام را نه تنها در لفظ و قالب شعر، بلکه در مضمون و محتوای آن میدانست. به ضوابط و موازين اشعار كهن فارسي علاقهمند و پايبند بود. از انواع شعر، بيشتر به قصيدهسرايي توجه داشت و قصایدش را عموما به سبک خراسانی میسرود. گاه نيز قصايد بزرگانی چون رودكي، فرّخي، سنايي و دیگران را جواب ميگفت.[۱۴] قصيده معروف «بهشت» به لهجه خراساني و مستزادهاي بهار از شاهكارهاي او به شمار ميروند.[۱۵] از مهمترين آثارش ميتوان به «چهار خطابه»، «احوال فردوسي»، «سبكشناسي»، «تاريخ مختصر احزاب سياسي»، «ديوان اشعار»، «تصحيح تاريخ سيستان»، «تصحيح جوامع الحكايات سديدالدين عوفي» و ترجمه «يادگار زريران» از پهلوي به فارسي، اشاره كرد. تصنيف «مرغ سحر» او نيز از جمله تصانيف مشهور است.
پانویس
- ↑ بهار، ديوان، 1368ش، ج1، ص1 و 22.
- ↑ آرینپور، از صبا تا نیما،1350ش، ص123.
- ↑ بهار، ديوان، 1368، ج1، ص11.
- ↑ بهار، بهار و ادب فارسي، 1351ش، ج1، ص12ـ13.
- ↑ بهار، بهار و ادب فارسي، 1351ش، ج1، ص13.
- ↑ بهار، بهار و ادب فارسي، 1351ش، ج1، ص347ـ352.
- ↑ بهار، بهار و ادب فارسي، 1351ش، ج1، ص10.
- ↑ بهار، تاريخ مختصر احزاب سياسي ايران، 1363ش، ج2، ص38 و 41 ؛ مدرس، مدرس در پنج دوره تقنينيه، 1374ش، ج2، ص55.
- ↑ بهار، بهار و ادب فارسي، 1351ش، ج1، ص10ـ11.
- ↑ بهار، ديوان، 1368ش، ج1، ص15.
- ↑ بهار، ديوان، 1368ش، ج1، ص74-570 ؛ بهار، بهار و ادب فارسي، 1351ش، ج1، ص12.
- ↑ ميرانصاري، اسنادي از مشاهير ادب ايران، 1377ش، دفتر2، ص275.
- ↑ بهار، ديوان، 1368ش، ج1، ص22ـ23.
- ↑ بهار، ديوان، 1368ش، ج1، ص209، 380، 824
- ↑ بهار، ديوان، 1368ش، ج1، ص374؛ همان، ج2، ص1328.
منابع
- آرینپور، یحیی، از صبا تا نیما، تهران، انتشارات فرانکلین، 1350ش.
- بهار، محمدتقي، دیوان، به تحقیق مهرداد بهار، تهران، توس، چ2، 1368ش، ج1.
- بهار، محمدتقي، بهار و ادب فارسی، به تحقیق محمد گلبن، با مقدمه غلامحسين يوسفي، تهران، جيبي، 1351ش.
- بهار، محمدتقي، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، تهران، ]بینا[، 1363ش.
- مدرس، حسن، مدرس در پنج دورهی تقنینیه، به تحقیق محمد تركمان، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374ش.
- ميرانصاري، علي، اسنادی از مشاهیر ادب ایران، تهران، پژوهشكده اسناد سازمان اسناد ملي ايران، 1377ش.
ویکی زندگی