بابالمندب؛
معرفی
تنگه بابالمندب در جنوب دریای سرخ واقع شده و خلیج عدن را به دریای سرخ متصل میکند. در شمالشرقی، بابالمندب با یمن و در جنوبغربی با جیبوتی و اریتره هممرز است. عرض تنگه بابالمندب در باریکترین نقطه حدود ۲۶ کیلومتر و طول آن تقریباً ۷۰ کیلومتر تخمین زده میشود. این تنگه به دو کانال تقسیم میشود؛ کانال غربی دکةالمیعون با عرض ۲۶ کیلومتر و عمق ۳۱۰ متر، و کانال شرقی تنگهٔ اسکندر که ۳٫۲ کیلومتر عرض و ۳۰ متر عمق دارد.
از لحاظ جغرافیایی، بابالمندب بهعنوان دروازه ورودی به دریای سرخ و در ادامه به کانال سوئز عمل میکند. هر کشتیای که از اقیانوس هند قصد عبور به سمت مدیترانه را داشته باشد، ناگزیر از عبور از این تنگه است. مختصات آن ۱۲ درجه و ۳۵ دقیقه شمالی و ۴۳ درجه و ۲۰ دقیقه شرقی است و آبهای این تنگه، جریان طبیعی بین دریای سرخ و خلیج عدن را تأمین میکنند، زیرا کانال سوئز جریان مستقیمی ندارد.[۱]
نامگذاری
نام بابالمندب از افسانهای عربی بهمعنای «دروازهٔ اشک» یا «دروازهٔ حیاط شیون» بهدلیل خطرات ناوبری در گذشته گرفته شده است.[۲]
پیشینه
بابالمندب از گذشته بهعنوان گذرگاهی کلیدی در مسیر تجاری بین دریای مدیترانه و اقیانوس هند شناخته میشده است. در دوران باستان، بازرگانان مصر باستان و کاشفان از این مسیر برای ارتباط با سرزمینهای دوردست استفاده میکردند و حتی اسکندر مقدونی دستور داد تا ناوگان یونانی از دریای سرخ عبور کرده و از طریق بابالمندب به اقیانوس هند راه یابد. همچنین تمدنهایی مانند ایرانیان، رومیان و اعراب بهطور مستقیم در این منطقه حضور فعال داشتند. پس از افتتاح کانال سوئز در سال ۱۸۶۹م، مسیر مستقیمی بین دریای سرخ و مدیترانه ایجاد شد و از آن زمان، قدرتهایی چون بریتانیا، فرانسه، ایتالیا، آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی برای کنترل این تنگه با یکدیگر رقابت کردند.[۳]
اهمیت
بابالمندب کوتاهترین و مستقیمترین مسیر تجاری بین منطقهٔ مدیترانه، اقیانوس هند و شرق آسیا را تشکیل میدهد. عبور از این آبراه امکان دسترسی مستقیم از دریای سرخ به دریای مدیترانه را فراهم میکند و فاصلهٔ بنادر آسیایی تا بنادر اروپایی را تا حدود دوسوم کاهش میدهد. همچنین بخش عمدهای از صادرات نفت خلیجفارس که از طریق کانال سوئز و خطلولهٔ سومد (سوئز-مدیترانه) جریان مییابد، از این تنگه میگذرد. عرض و عمق مناسب این تنگه به کشتیها و نفتکشهایی با اندازهها و ظرفیتهای مختلف امکان میدهد از آن عبور کنند. بسته شدن این تنگه منجر به تأخیر شدید در مسیریابی مجدد ذخایر در فواصل بسیار بزرگتر از طریق دماغه جنوبی آفریقا می شود. افتتاح کانال سوئز حجم تجارت دریایی بینالمللی را افزایش و فاصلهٔ اروپا و جنوب شرق آسیا را بهطور چشمگیری کاهش داد. کشف نفت در شبهجزیره عربستان و رشد تجارت شرق آسیا نیز بر اهمیت استراتژیک این آبراه افزود. امروزه بابالمندب به عنوان یک شریان حیاتی جهانیشدن شناخته میشود که اروپا را به اقیانوس هند، شرق آسیا و آفریقا متصل میکند. در نتیجه، این تنگه از اهمیت اقتصادی و راهبردی بالایی برخوردار است و یکی از حیاتیترین گذرگاههای حملونقل دریایی جهان به شمار میرود. امروزه تقریباً تمامی تجارت دریایی بین اروپا و آسیا، از جمله محمولههای انرژی، با ارزشی حدود ۷۰۰ میلیارد دلار آمریکا از این تنگه میگذرد. بر اساس آمار سال ۲۰۲۰م، روزانه نزدیک به ۶٫۲ میلیون بشکه نفت خام، میعانات گازی و فرآوردههای پالایششده از طریق بابالمندب بهسمت اروپا، ایالات متحده و آسیا جریان داشته است. در مجموع، حجم نفت عبوری از این تنگه حدود ۹درصد از کل تجارت دریایی نفت جهان را تشکیل میدهد.[۴]
کشورهای حاشیه دریای سرخ، از جمله اردن، یمن، اتیوپی، سودان، سومالی، جیبوتی و اریتره، وابستگی حیاتی به بابالمندب دارند؛ زیرا تنها از طریق کانال سوئز و دریای سرخ به آبهای آزاد و اقیانوسها دسترسی پیدا میکنند. بسیاری از کشتیهایی که از تنگه هرمز بهسمت اروپا حرکت میکنند نیز ناگزیر از عبور از تنگه بابالمندب هستند. همین امر سبب شده تا سه گذرگاه تنگه هرمز، بابالمندب و کانال سوئز تأثیر متقابل و پیوستهای بر یکدیگر داشته باشند.
در چنین بستری، قدرتهای بزرگ و ابرقدرتها برای گسترش نفوذ خود در شاخ آفریقا و شبهجزیره عربستان با یکدیگر در رقابت هستند. رقابتهای دیرینه محلی در هر دو منطقه نیز فرصتهایی را برای پیشبرد طرحهای ژئواستراتژیک آنها فراهم کرده است. آنچه جایگاه بابالمندب را در راهبرد قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای برجسته میسازد، رقابت ژئوپلیتیک–ژئواکونومیک کشورهای دارنده منابع انرژی برای تسلط بر کریدورهای ترانزیتی این آبراه است. برای نمونه، کشورهایی مانند عراق، کویت و ایران از مسیر بابالمندب برای ترانزیت نفت خام خود به بازارهای غربی استفاده میکنند.[۵]
ابزار فشار امنیتی؛ در سالهای اخیر و با تشدید تنشها در غرب آسیا، بهویژه جنگ یمن، این منطقه بار دیگر به کانون توجه بازیگران بینالمللی و منطقهای تبدیل شده است. گروه انصارالله (حوثیها) که از سال ۲۰۱۴م به یکی از بازیگران اصلی در یمن تبدیل شدهاند، با درک اهمیت استراتژیک تنگه بابالمندب، از آن بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار علیه ائتلاف غربی-عربی به رهبری عربستان سعودی و امارات متحده عربی استفاده کردهاند.
این گروه با انجام عملیاتهای متعدد علیه کشتیهای تجاری و نظامی در دریای سرخ و بابالمندب، نهتنها امنیت دریایی منطقه را به شدت تحت تأثیر قرار داده، بلکه معادلات سیاسی و نظامی غرب آسیا را نیز دگرگون ساخته است. حوثیها با بهرهگیری از توان موشکی و پهپادی خود، حملات هدفمندی علیه کشتیهای مرتبط با رژیم صهیونیستی، آمریکا و متحدانشان ترتیب دادهاند. این اقدامات، گذرگاه استراتژیک بابالمندب را به کانونی بحرانی تبدیل کرده و واکنشهای بینالمللی گستردهای را برانگیخته است. از سوی دیگر، این تنگه در دست حوثیها به ابزاری راهبردی بدل شده تا از طریق افزایش هزینههای نظامی و اقتصادی رقبا، دستاوردهای سیاسی و نظامی خود در جنگ یمن را تثبیت کنند.
عملیات حوثیها در بابالمندب، واکنش قدرتهای جهانی و منطقهای را در پی داشته است. آمریکا که همواره حامی امنیت دریایی در این منطقه بوده، با تشکیل ائتلافهای دریایی و افزایش حضور نظامی در دریای سرخ، درصدد مقابله با این تهدیدات برآمده است. همزمان، رژیم صهیونیستی نیز که بخشی از تجارت دریایی خود را از این مسیر انجام میدهد، در همکاری با متحدان غربی، به تقویت امنیت این آبراه حیاتی پرداخته است. [۶]
جایگاه ژئواکونومیک تنگه بابالمندب
بابالمندب بهعنوان یکی از شاهراههای حیاتی جهانی، نقش تعیینکنندهای در جریان کالا و انرژی دارد. محمولههای متنوعی که از این گذرگاه ترانزیت میشوند، اهمیت اقتصادی آن را نشان میدهد. از جمله این محمولهها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
انرژی: حجم عظیمی از نفت خام و گاز طبیعی مایع (LNG) که از خلیجفارس سرچشمه میگیرند و بهسوی بازارهای اروپا و ایالات متحده حرکت میکنند. برخی ابرنفتکشها در هر عبور، میلیونها بشکه نفت حمل میکنند.
کالاهای تولیدی: محصولاتی مانند لوازم الکترونیکی، وسایل نقلیه و منسوجات که عمدتاً از بنادر آسیایی (مانند چین، هند یا مالزی) بارگیری شده و مقصد نهاییشان اروپاست.
محصولات غذایی و کشاورزی: کالاهایی چون گندم، برنج، شکر و چای که میان آسیای جنوبشرقی، خاورمیانه و آفریقا مبادله میشوند.
کالاهای استراتژیک: اقلام حیاتی برای زنجیرهتأمین جهانی، مانند قطعات یدکی صنعتی یا اجزای فناوری پیشرفته.[۷]
کنترل بابالمندب
نقش انصارالله یمن
یمن، از طریق تسلط مستقیم و غیرمستقیم بر تنگههای استراتژیک هرمز، مالاکا و بابالمندب، نقشی کلیدی در تجارت جهانی ایفا میکند. افزون بر این، کنترل جزیره میون در بابالمندب، این توان را به یمن میدهد تا در صورت لزوم، این شاهراه حیاتی دریایی را مسدود کند.[۸] انصارالله با ارتقای توانمندیهای موشکی پیشرفته خود شامل موشکهای بالستیک و پهپادهای تهاجمی و اجرای عملیات پیچیده دریایی، تهدیدی راهبردی علیه منافع غرب و متحدان منطقهای آن ایجاد کرده است. این توانمندیها به محور مقاومت این امکان را داده تا کنترل تنگه بابالمندب یکی از حیاتیترین گذرگاههای دریایی جهان را به چالش بکشد.[۹]
تهدیدهای موجود در بابالمندب
امنیت این آبراه تحت تأثیر سه منبع اصلی تهدید قرار دارد:
۱. درگیری مسلحانه یمن: جنگ داخلی یمن (از ۲۰۱۴) با درگیری بین حوثیها و ائتلاف به رهبری عربستان، به دریا کشیده شده است. گروههای مسلح با استفاده از پهپاد، موشک و مین، کشتیهای تجاری مرتبط با طرفهای درگیر را هدف قرار میدهند.
۲. جرائم و دزدی دریایی: همجواری این تنگه با سواحل سومالی (که سابقه دزدی دریایی دارد) خطر آدمربایی، سرقت مسلحانه و درگیری با گروههای مجرم را برای کشتیها ایجاد میکند. اگرچه از دهه ۲۰۱۰ م کاهش یافته، اما این تهدید همچنان فعال است، مانند توقیف یک کشتی ماهیگیری ایرانی در مارس ۲۰۲۴.
۳. رقابت ژئوپلیتیک قدرتهای بزرگ: تمرکز پایگاههای نظامی کشورهایی مانند آمریکا، چین، فرانسه و امارات در منطقه به ویژه اطراف جیبوتی، این آبراه را به عرصه رقابت ژئوپلیتیک تبدیل کرده و احتمال تبدیل شدن کشتیهای تجاری به اهداف جانبی یا تحت تأثیر تنشها را افزایش داده است.
تأثیرات ناامنی در تنگه بابالمندب
ناامنی در این کریدور حیاتی، پیامدهای ملموس و پرهزینهای دارد که در سه حوزه اصلی قابل مشاهده است:
۱. پیامدهای اقتصادی و لجستیکی: بسیاری از کشتیها مجبور به تغییر مسیر به دور آفریقا (دماغه امید نیک) شدهاند که ۱۰ تا ۱۵ روز به زمان سفر اضافه میکند. این انحراف منجر به مصرف سوخت بیشتر، حق بیمه بالاتر برای «مناطق جنگی» و هزینههای امنیتی اضافی میشود. کالاهای فاسدشدنی (مانند مواد غذایی و دارو) ممکن است به دلیل تأخیرهای طولانی از بین بروند.
کاهش شدید ترافیک انرژی: بر اساس گزارش EIA، حجم ترانزیت روزانه نفت و فرآوردههای نفتی در هشت ماهه نخست ۲۰۲۴ نسبت به سال قبل بیش از ۵۰درصد کاهش یافته (از ۶.۸ به ۰.۴ میلیون بشکه) که دلیل اصلی آن حملات حوثیها ذکر شده است.
۲. خطرات جانی و روانی برای خدمه: خدمه در معرض خطر مستقیم حملات پهپادی، موشکی و آدمربایی قرار دارند. استرس ناشی از عبور از یک منطقه جنگی منجر به خستگی روانی شده و برخی شرکتهای کشتیرانی از پذیرش مأموریتهای عبوری از این منطقه خودداری میکنند.
۳. ریسک قابل اندازهگیری و رسمی: شرکتهای بزرگ بیمه دریایی، این منطقه را بهطور رسمی «منطقه پرخطر» اعلام کردهاند. برآورد میشود احتمال وقوع حادثه در هر عبور (بدون اسکورت نظامی) بیش از ۱درصد باشد که این رقم در اوج درگیریها به طور چشمگیری افزایش مییابد.[۱۰]
راهبرد تهاجمی و تدافعی
اقدامات حوثیها در بابالمندب تلفیقی از دو راهبرد تهاجمی و تدافعی دانست. در بُعد تهاجمی، هدف آنها افزایش هزینههای اقتصادی و نظامی برای رقبای خود شامل آمریکا، اسرائیل و ائتلاف عربی از طریق مختلسازی کشتیرانی و تهدید امنیت انرژی است. در بُعد تدافعی، این گروه میکوشد با بهرهگیری از بابالمندب بهعنوان اهرم فشاری راهبردی، دستاوردهای خود در یمن را حفظ کرده و از شکست در برابر فشارهای بینالمللی جلوگیری کند.[۱۱]
بسته شدن بابالمندب
در صورت بسته شدن تنگه بابالمندب و نیاز به تغییر مسیر، مدت زمان سفر معمولی از رأس التنوره در عربستان سعودی به پایانه دریایی لوئیزیانا در خلیج ایالات متحده آمریکا به ۴۳ روز افزایش خواهد یافت. این تأخیر به افزایش نرخ حمل بار و رشد هزینههای تجاری خواهد انجامید.[۱۲]
تهدید به بستن بابالمندب در جنگ رمضان
جنبش انصارالله یمن، به نمایندگی از دولت صنعا، در جنگ رمضان به آمریکا هشدار داده و تهدید کرده که بابالمندب را خواهد بست و هیچکس قادر به بازگشایی تنگه نخواهد بود. پیشتر نیز سخنگوی نیروهای مسلح یمن در مورد مداخله نظامی علیه متجاوزان در بابالمندب هشدار داده بود. تنگه بابالمندب همزمان با تنشها در تنگه هرمز اهمیت بیشتری پیدا کرده و برخی رسانهها آن را «هرمز ۲» نامیدهاند. هر گونه اختلال در تنگه بابالمندب میتواند هزینههای کشتیرانی و قیمت نفت را افزایش دهد و فشار بیشتری بر اقتصاد جهانی وارد کند. ایران با کنترل همزمان تنگههای هرمز و بابالمندب، میتواند جریان انرژی و مسیرهای تجاری جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.نیروهای یمنی با زرادخانهای از سلاحهای نامتقارن، قادر به مختل کردن ناوبری دریایی و کنترل تنگه هستند.[۱۳]
منابع
- «برگ برنده بابالمندب»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ش.
- «تنگه باب المندب کجاست و چه اهمیتی دارد؟»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ش.
- رنجبر حیدری، وحید و همکاران، «کریدور باب المندب و دیپلماسی قدرت جدید در غرب آسیا»، فصلنامۀ تعاملات دیپلماتیک، سال سوم، شمارۀ ۹، بهار ۱۴۰۴ش.
- فتحی، محمدجواد و همکاران، «مطالعه و تبیین نگاه راهبردی چین به تنگه بابالمندب»، پژوهشنامه ایرانی سیاست بینالملل، سال 13، شمارۀ 25، پاییز و زمستان 1403ش.
- وریج کاظمی، مریم، «اهمیت تنگه بابالمندب در تفکر ژئواکونومی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای»، جغرافیا و روابط انسانی، شمارۀ 15، زمستان 1400ش.
پانویس
- ↑ فتحی و همکاران، «مطالعه و تبیین نگاه راهبردی چین به تنگه بابالمندب»، 1403ش، ص309؛«تنگه باب المندب کجاست و چه اهمیتی دارد؟»، خبرگزاری ایسنا.
- ↑ فتحی و همکاران، «مطالعه و تبیین نگاه راهبردی چین به تنگه بابالمندب»، 1403ش، ص309.
- ↑ فتحی و همکاران، «مطالعه و تبیین نگاه راهبردی چین به تنگه بابالمندب»، 1403ش، ص310.
- ↑ فتحی و همکاران، «مطالعه و تبیین نگاه راهبردی چین به تنگه بابالمندب»، 1403ش، ص309-310.
- ↑ وریج کاظمی، «اهمیت تنگه بابالمندب در تفکر ژئواکونومی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای»، 1400ش، ص35.
- ↑ رنجبر حیدری و همکاران، «کریدور باب المندب و دیپلماسی قدرت جدید در غرب آسیا»، ۱۴۰۴ش، ص۱۴۶-۱۴۵.
- ↑ رنجبر حیدری و همکاران، «کریدور باب المندب و دیپلماسی قدرت جدید در غرب آسیا»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۶-۱۵۵.
- ↑ رنجبر حیدری و همکاران، «کریدور باب المندب و دیپلماسی قدرت جدید در غرب آسیا»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۰.
- ↑ رنجبر حیدری و همکاران، «کریدور باب المندب و دیپلماسی قدرت جدید در غرب آسیا»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۴.
- ↑ رنجبر حیدری و همکاران، «کریدور باب المندب و دیپلماسی قدرت جدید در غرب آسیا»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۷-۱۵۸.
- ↑ رنجبر حیدری و همکاران، «کریدور باب المندب و دیپلماسی قدرت جدید در غرب آسیا»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۵.
- ↑ وریج کاظمی، «اهمیت تنگه بابالمندب در تفکر ژئواکونومی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای»، 1400ش، ص36.
- ↑ «برگ برنده بابالمندب»، خبرگزاری تسنیم.