عدالت جنسیتی؛ برابری زنان و مردان در برخورداری از امکانات اجتماعی.

فرودستی زنان نسبت به مردان و نیز وضعیت بالاتر مردان در بهره‌بری از حقوق و موقعیت‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، زمینه‌ساز توجه بیشتر به مفهوم عدالت در جوامع گوناگون شد که با قرارگرفتن در کنار ساختار جسمی و روانی زن و مرد، مفهوم عدالت جنسیتی از آن خلق شد. دو رویکرد مساواتی و استحقاقی به عدالت جنسیتی، ریشه در پذیرش یا عدم پذیرش تفاوت جنسی و جنسیتی بین زنان و مردان دارد.

مفهوم‌شناسی

عدالت؛ به‌معنای انصاف، نهادن هر چیزی در جای خود و اعتدال در برابر ظلم است. امام علی در تعریفی، عدل را قرار گرفتن هر چیزی در جای خویش دانسته است. جنسیت نیز مفهومی برساختی است که برای بیان ویژگی‌های دو جنس زن و مرد، در ‌نتیجه تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی به کار می‌رود. جنسیت، موضوعی مرتبط با فرهنگ و جامعه است و طبقه‌بندی اجتماعی به زنانه و مردانه را توضیح می‌دهد. به مجموعه‌ای از ویژگی‌ها و رفتار‌های مورد انتظار از زنان و مردان در جامعه، جنسیت گویند. در مقابل جنسیت، واژۀ جنس قرار دارد که بیانگر تفاوت‌های زیست‌شناختی زن و مرد، همچون تفاوت در اندام جنسی و کارکرد تولید مثل است. عدالت جنسیتی به‌معنای رعایت تناسب زنان و مردان در دسترسی به همۀ امکانات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است؛ به نحوی که هر یک از دو جنس، متناسب با ویژگی‌های زنانه یا مردانه، از همۀ امکانات برخوردار باشد و نسبت به در حق هیچ‌کدام اجحافی صورت نگیرد.[۱]

عامل شکل‌گیری مفهوم عدالت جنسیتی، ساختارهای اجتماعی دنیای غرب دربارۀ جنس زن و مرد در سده‌های هفده و هجده میلادی است، در این دوران با تسلط بینش مردسالار، [۲] که عمدتاً ناشی از‌ اندیشه‌های تحریفی یهودیت و مسیحیت بود، زن موجودی تبعی نسبت به مرد قلمداد می‌شد و استقلال او مورد سؤال بود در همین راستا نیچه قائل به آفرینش خدمتکارگونۀ زنان است و شوپنهاور آنان را حیواناتی با گیسوان بلند و افکار کوتاه معرفی می‌کند؛ [۳] لذا عده‌ای که بعدها فمینیست‌ اثبات‌گرا نام گرفتند به دنبال اثبات شأنیت برای زنان بودند؛ پس از ایشان دستۀ دیگری از فمینیست‌ها با رویکرد مساوات‌طلبی ظهور کرد، ریشۀ ظهور چنین جنبش‌هایی این بود که اگرچه زن دارای شأنیت مستقل شده بود؛ اما هنوز در وضعیت فرودست قرار داشت و از موقعیت‌های اجتماعی همانند شغل و حقوق اجتماعی همانند حق رأی به دور بود، ازاین‌رو فمینیست‌های مساوات طلب پیگیر وضع حقوق و جایگاه سیاسی برابر با مردان برای زنان بودند.[۴]

رویکرد‌ها

درباره عدالت جنسیتی، دو رویکرد کلی در این زمینه وجود دارد:[۵]

  • عدالت جنسیتی مساواتی
  • عدالت جنسیتی استحقاقی

در رویکرد عدالت جنسیتی مساواتی که رویکردی فمینیستی است، نوعی پیش‌داوری وجود دارد و عدالت جنسیتی را به برابری کامل زن و مرد تعبیر می‌کنند؛ اما در رویکرد عدالت جنسیتی استحقاقی، نابرابری را ضروری نمی‌داند، بلکه هر یک از برابری و نابرابری را محتمل دانسته، و زنان و مردان متناسب با ویژگی های خاص زنانه و مردانه، استحقاق برخورداری از امکانات را دارند.

عدالت جنسیتی مساواتی

عدالت در این رویکرد علی‌رغم پذیرش دوگانگی زن و مرد به معنای تساوی و برابری است و تمایزهای طبیعی زنان و مردان، عامل تمایز در حقوق و فرصت‌های آنها نمی‌شود. ذیل همین رویکرد گروهی هستند که قائل به عدم تأثیر تمایز طبیعی در تمایز حقوق هستند؛ اما انحصار جنسی زنانه و مردانه را نمی‌پذیرند و معتقد به مرزهای جنسی نامتعین هستند؛ درواقع معنای عدالت جنسیتی مساواتی در دسته دوم این است که اجناس مختلف در برابر حقوق یکسان هستند.[۶] اعلامیۀ جهانی حقوق بشر نیز با همین رویکرد صادر شده است که طبق آن تمام افراد، فارغ از تمایزهای جنسی، رنگی، مذهبی، نژادی و عقیدۀ سیاسی باید از تمامی حقوق و آزادی‌های ذکرشده در اعلامیه بهره‌مند باشند.[۷]

فمینیست‌ها از جمله مدافعان این رویکرد هستند و دسته‌ای از آنها دست‌یابی به عدالت جنسیتی را در اصلاحات قانونی دنبال می‌کنند؛ به این معنا که لحاظ نکردن اختلافات جنسی و جنسیتی در امر قانون‌گذاری، تحقق‌بخش عدالت جنسیتی است. دستۀ دیگری از فمینیست‌ها اصلاحات قانونی را لازم، اما ناکافی دانستند چراکه وجود انتظارات جنسیتی جامعه از زنان که محصول تفکر پدرسالارانه است، عملاً زنان را از مشارکت در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی کنار خواهد گذاشت؛ به همین دلیل علاوه بر پیگیری وضع قوانین مساوی، به عرصۀ برابری در نتایج و راهکارهای وصول به آن نیز‌ اندیشیدند و مشخصاً اصلاح افکار عمومی از طریق بررسی و بازخوانی ساختارهای اساسی ظلم و عوامل بنیادین وجودی آن؛ یعنی پدرسالاری را دنبال کردند.[۸]

عدالت جنسیتی استحقاقی

طرفداران رهیافت استحقاقی معتقدند خصوصیات جنسیتی زنان و مردان تعیین‌کنندۀ شرایط استحقاق حقوق است؛ به‌همین دلیل گاهی برابری و گاهی نابرابری حقوق را مطلوب می‌دانند.[۹]

عدالت جنسیتی در ادیان

در اسلام

عدالت در نگاه اسلام به معنای تقسیم حقوق با توجه به شایستگی‌های موجود در ذات و سرشت یک پدیده است به‌عبارت‌دیگر نحوۀ خلقت موجودات بهره‌برداری آن‌ها از حقوق را مشخص خواهد کرد؛ مثلاً اعضای بدن انسان هریک حقوقی دارند که حق یکی را به دیگری نمی‌توان داد؛ [۱۰] اما مقصود از جنسیت در واژۀ مرکب عدالت جنسیتی به‌دلیل عدم شکست طرح عدالت جنسیتی باید ناظر به جنس زنان و مردان باشد نه جنسیت؛ [۱۱] ازاین‌رو عدالت جنسیتی در اسلام به‌معنای ملاحظۀ تفاوت‌های طبیعی و سرشتی زنان و مردان در تکالیف، وظایف و مجازات است.[۱۲] به‌طور کلی، در اندیشه اسلامی، سه رویکرد برای عدالت بیان شده است: عدالت به مثابۀ تناسب؛ عدالت به مثابۀ تساوی؛ عدالت به مثابه انصاف. [۱۳] عدالت جنسیتی در آموزه‌های اسلام با دو مفهوم زیر پیوند دارد:

  1. تساوی زن و مرد در ارزشمندی؛ روح رکن اصلی وجود انسان است و بدن مادی صرفاً ابزاری در خدمت آن است؛ از طرفی روح انسان جنسیت‌بردار و قابل‌تقسیم هم نیست که نیمی زن و نیمی مرد باشد؛ از این‌جهت زن و مرد در نگاه اسلام و برخلاف نگاه غربی دارای ارزش یکسانی هستند و هیچ‌یک بر دیگری برتری ندارد؛ در نظریات غربی انسان مذکر و مؤنث متفاوت است و یکی بر دیگری برتری دارد که علت آن را در اصالت‌انگاری بدن انسان باید یافت.[۱۴] اثرات اجتماعی تبعیض بین زنان و مردان در پیروی زنان در ورود به دنیای کار، قدرت، ثروت و رها شدن از محدودیت‌های طبیعی همچون تولیدمثل و همسانی با مردان در امور دیگر قابل مشاهده است، این در حالی است که تساوی ارزشمندی زن و مرد در اسلام در کنار توجه به تفاوت‌های جنسی آنان موجب مساوی بودن ارزش فعالیت‌های زنان و مردان شده است، به‌عنوان ‌مثال در احادیث اسلامی شوهرداری زنان، ارزشی برابر با جهاد مردان در میدان نبرد دارد.[۱۵]
  2. تناسب جنسیت با نقش‌ها؛ اسلام معتقد است نقش‌های جنسیتی باید مبتنی بر تفاوت‌های جسمی و روانی زنان و مردان باشد[۱۶] درهمین راستا امام علی توصیۀ به عدم واگذاری مسئولیت‌های سنگین به زنان دارند چراکه موجب اخلال در راحتی، آرامش خاطر و ماندگاری زیبایی آنان است.[۱۷] از سوی دیگر توجه به اشتغال مردان در امر سیاست‌گذاری در کنار توجه به استثنائات آن همانند اشتغال زنان به‌دلیل نبود سرپرست در اولویت است.[۱۸]

در بیان جایگاه عدالت جنسیتی، دو گفتمان اسلام و مدرن مطرح است. گفتمان اسلام قائل به عدالت به‌مثابۀ تناسب است، و گفتمان مدرن، قائل به عدالت به‌مثابۀ تساوی و همچنین عدالت به‌مثابه انصاف است. عدالت جنسیتی در هر یک از این گفتمان‌ها تعریف متفاوتی می‌یابد. در گفتمان مدرن، عدالت جنسیتی به‌معنای تساوی و برابری کامل میان زن و مرد در تمام حقوق و جایگاه‌های اجتماعی است. در گفتمان اسلام، عدالت جنسیتی در چارچوب طبیعت و شرع معنا می‌یابد. اسلام، تشابه، به‌معنای داشتن حقوق کاملا یکسان میان زن و مرد را مردود می‌داند. این دیدگاه بر این باور است که چون استعداد‌های طبیعی در آفرینش، میان زن و مرد متفاوت است؛ لذا حقوق طبیعی آن دو نمی‌تواند کاملا مثل هم باشد. اندیشمندان اسلام‌پژوه بر این باورند که گفتمان مدرن با بیان ادعای برابری کامل میان زن و مرد، بدون در نظر گرفتن تفاوت‌های طبیعی و زیستی آنها، نه تنها به نفع زنان نبوده، بلکه حق زن نیز تباه می‌شود.

دیدگاه‌ها

در دیدگاه فمينيسم

کارشناسان بر این باورند که مبنای اندیشه فمینیسم، برابری جنسیتی است. بر همین اساس، در اسناد متعدد بین‌الملل بارها به این آموزه اشاره و تصریح شده است که «برابری جنسیتی هدف اصلی و نیازمند برنامه و ایجاد مهارت، تغییر، ابزار و تمرین است». عدالت جنسیتی، در تفکرات فمینیستی یا به‌معنای برابری زنان و مردان و فاصله گرفتن زنان از نقش‌های زنانگی خود بوده و آنها را به از خود بیگانگی هویتی و آسیب‌های روانی، خانوادگی و اخلاقی دچار می‌کند، یا در ستیز علیه جنس مردانه، بخشی از وجود خود را نفی کرده و موجب تزلزل خانواده و شکل‌گیری انحرافاتی همچون همجنس‌گرایی است.

تحقق عدالت جنسیتی

در ایران

در برنامۀ ششم توسعه، عدالت جنسیتی مورد بحث قرار گرفته است. مدلول‌های «فرصت‌های شغلی»، «سلامت و بهداشت»، «باسوادی زنان»، «اصلاح نظام حقوقی» و «مشارکت در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری»، در عدالت جنسیتی مورد بررسی قرار گرفته است. این مفاهیم، به ترتیب دربرگیرندۀ عدالت اقتصادی، عدالت بهداشتی، عدالت آموزشی، عدالت حقوقی و عدالت سیاسی است. شناسایی جایگاه زنان در برنامه‌های توسعۀ پس از انقلاب، با تأکید بر عدالت جنسیتی و مقایسۀ آن با شاخص‌های جهانی، جایگاه ایران را در تحقق عدالت جنسیتی نشان می‌دهد. اجرای برنامۀ ششم توسعه، سبب‌ تحقق عدالت جنسیتی و حضور فعال زنان در جهت توسعه کشور می‌شود.

شاخص‌ها و آمار

هویت جنسیتی زن و مرد و نقش‌های جنسیتی آنها در اسلام، شاخص‌ها و ویژگی‌هایی دارد که نشان‌دهندۀ عدالت جنسیتی است. این شاخص‌ها وجود ارتباطی عمیق میان هویت انسانی زن و مرد و جنسیت طبیعی آنها با جنسیت اجتماعی ایشان را نشان می‌دهد. برخی از این شاخص‌های عدالت جنسیتی عبارت‌اند از:[۱۹]

  1. تساوی در ارزش‌ها؛ از دیدگاه اسلام، زن و مرد دارای هویت انسانی مشترک بوده و تنها ملاک برتری افراد، تقوا است. مردان بر زنان و یا زنان بر مردان برتری ارزشی ندارند. برتری هر یک بر دیگری در انجام کاری، بیانگر توانمندی فرد در انجام آن کار است.
  2. تناسب جنسیت‌ها با نقش‌ها؛ یکی از شاخص‌های عدالت جنسیتی، تناسب نقش‌ها با جنسیت است. جنسیت مانند بلوغ، عقل و قدرت، از جانب طبیعت در وجود فرد قرار می‌گیرد. از دیدگاه اسلام باور‌ها و هنجار‌هایی که سازندۀ نقش‌های جنسیتی است، با جنسیت متفاوت زن و مرد تناسب دارد.
  3. تقارن اخلاق و حقوق؛ از منظر اسلام، احکام حقوقی و نقش‌های زن و مرد باید با اخلاق تقارن داشته باشد. حقوق و تکالیف نباید زمینۀ ظلم اخلاقی در خانواده و جامعه را ایجاد کند.
  4. عدم تبعیض در مزایا؛ در مواردی که زنان، نقش‌های اجتماعی را در جامعه می‌پذیرند، در شرایط همسان با مردان، باید دستمزد و مزایای برابری نیز دریافت کنند.

پیامدها و آثار

حقوق انسان‌ها دارای سه حوزۀ مدنی، سیاسی و اجتماعی با مصادیق فراوان است، داشتن آزادی در همۀ زمینه‌ها، برخورداری از حق مشارکت در امر سیاسی و رفاه و امنیت داشتن از جمله این مصادیق است.[۲۰]

به گفتۀ پژوهشگران، در هر حوزه‌ای که هویت جنسی مطرح شود، وجود عدالت جنسیتی ضرورت می‌یابد. نهاد‌های مختلف اجتماعی از قبیل مناسبات عاطفی، اخلاقی و اقتصادی خانواده، اشتغال، حکومت، تعلیم و تربیت، حقوق شهروندی، سیاست، توازن زندگی و کار، فعالیت‌های تفریحی و هنری از مهمترین عرصه‌های حضور فرد با هویت جنسی است؛ لذا ظهور عدالت جنسیتی در همۀ این عرصه‌ها اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. [۲۱]

پانویس

  1. آذربایجانی، «عدالت جنسیتی و اشتغال زنان»، 1388ش، ص4.
  2. افتخاری، «شکل گیری فمینیسم»، 1379ش.
  3. آقاجانی، «چالش فمینیسم با عدالت جنسیتی»، 1388ش، ص10.
  4. افتخاری، «شکل گیری فمینیسم»، 1379ش.
  5. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ متنی برای ارجاع‌های با نام :0 وارد نشده است
  6. شجریان، «بررسی رویکردهای رایج در مفهوم عدالت جنسیتی»، 1399ش، ص36 و 39.
  7. قاسمی و جمالو، «بررسی عدالت جنسیتی و تاثیر آن بر اشتغال زنان»، 1398ش، ص81.
  8. شجریان، «بررسی رویکردهای رایج در مفهوم عدالت جنسیتی»، 1399ش، ص37 و 38.
  9. شجریان، «بررسی رویکردهای رایج در مفهوم عدالت جنسیتی»، 1399ش، ص40.
  10. . مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ج1، بی‌تا، ص188.
  11. شجریان، «بررسی رویکردهای رایج در مفهوم عدالت جنسیتی»، 1399ش، ص48 و49.
  12. رودگر، «عدالت جنسیتی از دیدگاه علامه طباطبایی و شهید مطهری»، 1388ش، ص67.
  13. خراسانی و احمدوند، «تأملی نظری در مفهوم عدالت جنسیتی»، 1397ش، ص2.
  14. ‌نفیسه مشهدی ‌نژاد، «گزاررش کتاب: زن در آئینه جلال و جمال ـ حضرت آیت جوادلی آملی»، 1379ش.
  15. محمدیان دارانی، «نقش انقلاب اسلامی در تحقق عدالت جنسیتی با تاکید بر دیدگاه رهبر انقلاب»، بی‌تا، ص62.
  16. محمدیان دارانی، «نقش انقلاب اسلامی در تحقق عدالت جنسیتی با تاکید بر دیدگاه رهبر انقلاب»، بی‌تا، ص62.
  17. کلینی، الکافی، 1363ش، ج5، ص510.
  18. محمدیان دارانی، «نقش انقلاب اسلامی در تحقق عدالت جنسیتی با تاکید بر دیدگاه رهبر انقلاب»، بی‌تا، ص62.
  19. آقاجانی، «چالش فمینیسم با عدالت جنسیتی»، 1388ش، ص28-25.
  20. عطار زاده، «عدالت جنسیتی، مرز تعامل جنسیت و سیاست»، 1388ش، ص229
  21. آقاجانی، «چالش فمینیسم با عدالت جنسیتی»، 1388ش، ص29.

منابع

  • آذرب‍ایج‍ان‍ی، مسعود، «عدالت جنسیتی و اشتغال زنان»، فصلنامه مطالعات راهبردی زنان، شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده، شماره ۴۶، ۱۳۸۸ش.
  • آقاجانی، نصرالله، «چالش فمینیسم با عدالت جنسیتی»، فصلنامه مطالعات راهبردی زنان، شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده، شماره ۴۶، ۱۳۸۸ش.
  • آقاجانی، نصرالله، «چالش فمینیسم با عدالت جنسیتی»، مطالعات راهبردی زنان، شمارهٔ چهل وششم، ۱۳۸۸ش.
  • افتخاری، اصغر، «شکل‌گیری فمینیسم»، مطالعات راهبردی زنان، شمارهٔ نهم، ۱۳۷۹ش.
  • خراسانی، رضا و احمدوند، ولی محمد، «تأملی نظری در مفهوم عدالت جنسیتی»، فصلنامه قبسات، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، شماره ۹۰، ۱۳۹۷ش.
  • خراسانی، رضا و احمدوند، ولی محمد، «تأملی نظری در مفهوم عدالت جنسیتی»، قبسات، شمارهٔ نود، ۱۳۹۷ش.
  • رودگر، محمدجواد، «عدالت جنسیتی از دیدگاه علامه طباطبایی و شهید مطهری»، مطالعات راهبردی زنان، شمارهٔ چهل وششم، ۱۳۸۸ش.
  • سلیمی، ناهید و همکاران، «تحلیل گفتمان، چارچوبی برای شناسایی ویژگی‌های خط مشی گذاری عدالت جنسیتی در ایران»، دوفصلنامه مطالعات جنسیت و خانواده، پژوهشکده زن و خانواده، شماره ۲، ۱۳۹۸ش.
  • شجریان، مهدی، «بررسی رویکردهای رایج در مفهوم عدالت جنسیتی»، مطالعات اسلامی زنان و خانواده، جامعه الزهرا (س)، شماره ۱۲، ۱۳۹۹ش.
  • شجریان، مهدی، «بررسی رویکردهای رایج در مفهوم عدالت جنسیتی»، مطالعات اسلامی زنان و خانواده، شمارهٔ دوازدهم، ۱۳۹۹ش.
  • عباس‌زاده، سعیده، «بررسی تطبیقی پنج برنامه توسعه کشور، پیرامون دستیابی به عدالت جنسیتی با تأکید بر وضعیت آموزش عالی زنان در ایران و مقایسه آن با وضعیت جهانی»، شماره ۱، ۱۳۹۴ش.
  • عطار زاده، مجتبی، «عدالت جنسیتی، مرز تعامل جنسیت و سیاست»، مطالعات راهبردی زنان، شمارهٔ چهل وششم، ۱۳۸۸ش.
  • علاسوند لهبری، فریبا، «عدالت جنسیتی به مثابه یک مفهوم تفسیرپذیر و نامتعین»، دوفصلنامه مطالعات فقهی حقوقی زن و خانواده، دانشگاه ادیان و مذاهب، شماره۱، ۱۳۹۷ش.
  • علیپور، پروین و همکاران، «تحلیل گفتمان عدالت جنسیتی در برنامه پنج ساله ششم توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جمهوری اسلامی»، شماره ۲، ۱۳۹۶ش.
  • قاسمی، ابراهیم و رقیه، جمالو، «بررسی عدالت جنسیتی و تأثیر آن بر اشتغال زنان»، مطالعات فقهی حقوقی زن و خانواده، شمارهٔ سوم، ۱۳۹۸ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.
  • محمدیان دارانی، مرضیه، «نقش انقلاب اسلامی در تحقق عدالت جنسیتی با تأکید بر دیدگاه رهبر انقلاب»، مجموعه مقالات همایش ملی نقش حکمت اسلامی در انقلاب اسلامی، بی‌تا.
  • مشهدی نژاد، نفیسه، «گزارش کتاب: زن در آیینه جلال و جمال ـ حضرت آیت جوادی آملی»، کتاب نقد، شمارهٔ هفدهم، ۱۳۷۹ش.
  • مطهری، مرتضی، اسلام و نیازهای زمان، قم، صدرا، بی‌تا.
  • میرخانی، عزت‌السادات، «تحلیل عدالت جنسیتی در مناسبات عاطفی، اخلاقی و اقتصادی خانواده»، فصلنامه زن در فرهنگ و هنر، مرکز مطالعات و تحقیقات زنان، شماره ۱، ۱۳۹۲ش.
  • نهج‌البلاغة، ترجمهٔ حسین انصاریان.