حجاب اجباری

نسخهٔ تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۱۲ توسط علی شاهرودی (بحث | مشارکت‌ها) (ابرابزار)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

حجاب اجباری؛ الزام زنان به رعایت حجاب در جامعه.

پوشیدگی زنان به‌عنوان امری فطری، در همهٔ تمدن‌های کهن و ادیان الهی از جایگاه خاصی برخوردار بوده است. در اسلام نیز حجاب، موضوعی اجتماعی و حقی الهی دانسته می‌شود و حکومت اسلامی در راستای حفظ و اجرای قوانین اسلامی، برقراری امنیت و دفع مفاسد اجتماعی، پوشیدگی زنان را در سطح اجتماعی پیگیری می‌کند. اصطلاح «حجاب اجباری»، اخیراً دستمایهٔ برخی اعتراض‌ها به قانون پوشیدگی زنان در جامعهٔ مسلمان شده است.

مفهوم‌شناسی

دو واژهٔ اجبار و الزام مترادف یکدیگر هستند؛ اما تحکّم معنایی در واژهٔ اجبار بیش از الزام است. برخی با تکیه بر آموزه‌های اسلامی بر این باور هستند که استفاده از واژهٔ اجبار در کنار واژهٔ حجاب بی‌معنا است؛ منظور از رعایت حجاب در قوانین اسلامی همان لازم‌بودن آن است و نمی‌توان از آن تعبیر به اجبار در رعایت پوشش اسلامی کرد.[۱] الزام حجاب و رعایت پوشیدگی، جزء قوانین اجتماعی مسلمانان است.[۲] از این منظر، اصطلاح «حجاب اجباری»، نوعی فضاسازی منفی دربارهٔ واجب‌بودن حجاب اسلامی را هدف گرفته است.[۳]

پیشینه

پوشش زن از احکام مشترک و مهم در ادیان ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) است.[۴] همچنین پوشیدگی زن در طول تاریخ و در میان تمدن‌های کهن بشری مانند یونان و ایران امری مهم قلمداد شده است. کارشناسان با استناد به منابع تاریخی، کمیت و کیفیت حجاب در ادیان الهی دیگر را نسبت به اسلام از شدّت بیشتری برخوردار دانسته‌اند.[۵]

حجاب در اسلام

پوشش زنان از منظر آموزه‌های اسلام، مسئله‌ای منطبق با فطرت بشر دانسته شده[۶] که در همهٔ ادیان الهی بر زن واجب بوده است. از این منظر، حجاب مانند سایر اوامر الهی است که اجرای آن بر شخص مکلف واجب و لازم است.[۷] امروزه با گسترش فرهنگ غربی، برخی، پوشش اسلامی زنان را یک پوشش ویژهٔ عربی معرفی می‌کنند که مورد توجه قرآن و اسلام نبوده است. به عقیدهٔ آنها زنان مسلمان حجاب را نه آزادانه؛ بلکه از روی اجبار پذیرفته‌اند.[۸]

حجاب در ایران

ایرانیان که پوشیدگی زنان را از دیرباز، در فرهنگ خود پذیرا بوده‌اند در برابر حرکت‌های گذرایی که در برخی دوره‌های تاریخی منجر به کشف حجاب بانوان شده، کاملاً مقاومت کرده و مانع تحقق گستردهٔ آن در سطح اجتماع شده‌اند.[۹] اهمیت این امر برای زنان ایرانی تا حدی بود که آنها در ماجرای کشف حجاب دورهٔ رضاخانی، تن به خانه‌نشینی داده و سال‌ها از حضور در جامعه پرهیز کردند.[۱۰]

از منظر کارشناسان مسائل اجتماعی، چالشی که امروزه در ایران با عنوان «حجاب اجباری» به‌وجود آمده، ناظر به قانون حجاب در ایران است[۱۱] که همراستا با آموزه‌های ادیان آسمانی و همچنین در سازگاری با فرهنگ کهن ایرانیان و به‌دلیل نقش آن در تأمین آرامش و امنیت فردی و اجتماعی، مورد توجه قرار گرفته است.[۱۲] پس از پیروزی انقلاب اسلامی، پوشیدگی زنان در عرصهٔ اجتماعی کاملاً مورد توجه بوده است. در شانزدهم اسفند ۱۳۵۷ش امام خمینی پای‌بندی زنان به حجاب را از اصول و قوانین مهم نظام اسلامی اعلام کرد و آن را شرط فعالیت اجتماعی زنان دانست.[۱۳] پوشش ویژهٔ زن ایرانی، هویت ملی و دینی او را بازنمایی می‌کند[۱۴] و با گسترش زیست عفیفانه در جامعهٔ مسلمان، موجب ماندگاری این قانون می‌شود.[۱۵]

دیدگاه‌ها

اندیشمندانی که واجب‌بودن حجاب برای زنان مسلمان و الزام آنها به رعایت حجاب را یک حکم روشن قرآنی می‌دانند به‌کارگیری تعبیر «حجاب اجباری» در جامعهٔ مسلمان را نارسا و نادرست دانسته‌اند؛ زیرا رعایت حجاب در جوامع مسلمان، یک قانون اجتماعی همانند سایر قوانینی است که در یک جامعه وضع می‌شود.[۱۶] مجموعهٔ قوانین هر جامعه‌ای متناسب با باورها و ارزش‌های پذیرفته شدهٔ آن جامعه وضع می‌شود و به‌همین دلیل، خاستگاه وضع قوانین هر جامعه، متفاوت است. در این چارچوب، آموزه‌های اسلامی خاستگاه قوانین جامعهٔ مسلمان است.[۱۷] برخی دیگر از عالمان مسلمان نیز بر وجه ایمانی بودن حجاب تأکید کرده و بی‌توجهی به حجاب را نوعی هنجارشکنی در جامعهٔ مسلمان دانسته‌اند.[۱۸]

در بیان مشروعیت حجاب از منظر اسلام، می‌توان گفت، اصل وجوب حجاب برای زن در اسلام و لزوم پوشاندن اعضای بدنش از نامحرم از جمله موها، یک امر مسلّم و ضروری به‌شمار می‌آید. آیات و روایاتی وجود دارند که به صراحت دلالت بر وجوب حجاب برای زن دارند. این که برخی از کشورها به ظاهر، اسم اسلامی بر روی خود گذاشته‌اند، دلیل بر اسلامی بودن حکومت آن‌ها نیست و ملاک و معیار برای ما شیعیان که خود را مسلمان واقعی می‌دانیم، نمی‌باشد و عملکرد مسلمانان گاهی چندان با اسلام واقعی مطابقت ندارد.[۱۹] فقهای شیعه، پوشیده بودن تمام بدن زن را در مقابل نامحرم واجب دانسته و فقط دستها تا مچ و گردی صورت را استثناء کرده‌اند. پس با عنایت به آیات و روایات در می‌یابیم که بی‌حجابی و عدم رعایت حدّ شرعی حجاب از طرف زنان گناه محسوب شده و دارای عذاب اخروی است.[۲۰]

خداوند متعال در آیه ۵۹ سوره احزاب می‌فرمایند: «ای پیامبر به همسرانت و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو بخشی از مقنعه‌های خویش را به خود نزدیک کنند تا گردن و سینه آنان آشکار نشود». در شأن نزول این آیه مفسران از جمله طبرسی، علامه طباطبایی، مکارم شیرازی وغیره می‌گویند: چون زنان عرب در صدر اسلام معمولاً پیراهن‌هایی می‌پوشیدند که گریبان‌هایشان باز بود و روسری‌های خود را طوری می‌گذاشتند که دور گردن و سینه را نمی‌پوشانید، این آیه نازل شد و دستور داد که روسری‌ها را طوری ببندند که قسمت‌های یاد شده پوشیده گردد.[۲۱] هم چنین در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور آمده است زیبائی‌هایشان را جزء آنچه خود آشکار است، نمایان نسازند و اطراف مقنعه خود را بر سینه خویش بیندازند تا سینه شان را بپوشاند.[۲۲] روایات و شواهد فراوان دیگری نیز وجود دارد که همگی بیانگر رعایت حجاب توسط زنان می‌باشد. به عنوان نمونه در تاریخ نقل شده است که حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ وقتی می‌خواستند به بیرون منزل و نزد پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بروند از پوشش خاصی مثل چادر و روپوش استفاده می‌کردند.

پویش «نه به حجاب اجباری»

در تابستان ۱۴۰۱ش برخی مخالفان حجاب، الزام زنان ایرانی به رعایت حجاب را نوعی اجبار، سرکوب و زن‌ستیزی دانسته و با شعار «نه به حجاب اجباری»، اعتراض خود را خواسته و دیدگاه بخش مهمی از زنان جامعهٔ ایرانی اعلام کردند. از منظر برخی کارشناسان مسائل اجتماعی، ظهور این موج از مخالفت با حجاب، معلول سیاست‌گذاری غلط فرهنگی، بی‌تفاوتی در تولید محتوا و کم‌کاری حوزهٔ فرهنگی در مقابل آسیب‌های فرهنگ غربی وغفلت از برنامه‌ریزی و تلاش دشمنان جمهوری اسلامی ایران بوده است. گسترش سبک زندگی غربی، نوعی شیوهٔ زندگی نامتعارف و ناسازگار با ارزش‌های زندگی اسلامی ـ ایرانی را در جامعه ترویج داده است.[۲۳]

پیامدها

از منظر اندیشمندان اجتماعی، دگرگونی انگاره‌های شناختی جامعه دربارهٔ حجاب از یک واجب دینی و سنت فرهنگی به یک مقولهٔ اجباری و تحمیل شده بر زنان، پیامدهای زیر را به‌دنبال دارد:

  1. رواج بدحجابی و برهنگی در مجامع عمومی؛
  2. رواج مدگرایی و پوشش غربی در جامعهٔ مسلمان؛
  3. دگرگونی مفهوم آزادی؛
  4. تزلزل باورها و اعتقادات مذهبی و ارزش‌های دینی؛[۲۴]
  5. کاهش کرامت زن و استفادهٔ ابزاری از زنان؛
  6. افزایش فحشا در جامعه و فروپاشی نظام خانواده.[۲۵]

چالش‌ها

حجاب اجباری و زنان غیرمسلمان

مسئله «پوشش زنان» یا «حجاب»، اختصاصی به دستورات اسلامی نداشته و در همه ادیان الهی، لزوم پوشش کاملی وجود دارد که حتی به مراتب سخت‌گیرانه‌تر است. تا جایی که می‌توان حکمحجاب در اسلام را به نوعی تعدیل کننده حکم حجاب در ادیان پیش از اسلام دانست.[۲۶] از سوی دیگر این حکم اختصاصی به زنان نداشته و مردان نیز مأمور به رعایت آن‌اند.[۲۷] اما حدود حجاب در میان مردان و زنان متفاوت است. در ابتدا باید توجه داشت که در خصوص مسئله حجاب در اسلام، دست کم این سه مبنا وجود دارد:

  1. حجاب، در حوزه تکالیف شرعی است نه اعتقادات.
  2. مربوط به حوزه اجتماعی دین است نه فردی.
  3. در این زمینه قانون اساسی وجود دارد و رعایت قانون در همه جا الزامی است.

بر طبق مبنای اول، این نکته آشکار می‌شود که حجاب، در دین اسلام به جهت برکات و آثار بسیاری که دارد (که بیان آن در این مجال ممکن نیست) بر هرمرد و زن واجب بوده و آنچه اجباری بودن در خصوص آن نامطلوب است، اصل انتخاب دین و مسائل مربوط به اصول اعتقادی است، وگرنه پس از اثبات اصول دین، رعایت فروع آن که از آن با عنوان احکام دین یاد می‌شود، امری محرز و قطعی است. امّا در توضیح مبنای دوم باید عرض شود که «حجاب» و چگونگی رعایت آن در محدوده حریم خصوصی و شخصی نیست تا فرد بتواند آزادانه نوع پوشش خود را انتخاب کند؛ چرا که در خلوت و در میان محارم، نیازی به رعایت حجاب کامل نیست! در نتیجه حجاب در ارتباط با دیگران تعریف شده و یک مسئله اجتماعی به حساب می‌آید. با توجه به این نکته، مبنای سوم هم روشن می‌شود به این که در حقیقت، قانون‌گذار جامعه اسلامی دقیقاً به جهت شأن اجتماعی حجاب و پیامدهای ناگوار ترک این فریضه، حق دارد که اقدام به وضع قانون برای رعایت آن در جامعه نموده و از مردم بخواهد که نسبت به آن پایبند باشد. دقیقاً نظیر قوانین راهنمایی و رانندگی که به جهت شأن اجتماعی آن، نیازمند صدور قانون از سوی حاکمیت است تا هرکسی به تصوّر شخصی بودن رانندگی، با رفتارهای پرخطر، کیان جامعه را به خطر نیندازد.

روشن است که اگر فردی کشوری را برای اقامت انتخاب کرد و به هر دلیلی مدّتی طولانی یا کوتاه در آن به سر برد، لازم است قوانین آن کشور را رعایت کند؛ همچنان که به عنوان مثال در برخی از کشورهای اروپایی، علی‌رغم شعارهایشان مبنی بر آزادی‌های اجتماعی در زمینه دین و مذهب، پوشیدن لباس روحانی (اعم از اسلام و غیر آن- البته به‌جز لباس کشیشان) در غیر مراکز خاص دینی کاملاً ممنوع بوده و از حضور روحانیان به لباس خاص در معابر به شدّت جلوگیری می‌شود یا در برخی از دانشگاه‌های اروپایی (به‌طور خاص در کشور فرانسه) قانون منع حجاب وجود داشته و از ورود دانشجویان محجّبه به دانشگاه ممانعت می‌شود. در نتیجه روشن است که صرف استقبال یا عدم استقبال شخصی، از تفکّری خاص، مجوزی برای قانون‌شکنی در هیچ جامعه‌ای نیست و این مطلب شامل یک جامعه اسلامی، نظیر جمهوری اسلامی ایران نیز می‌شود، چرا که هرچند ممکن است در پذیرفتن یا نپذیرفتن مسئله حجاب یا حتّی اصل اسلام، اختیار و آزادی وجود داشته باشد، ولی مسلماً مادامی‌که شخص در این کشور اقامت دارد، ناگزیر است که به همه قوانین آن- از جمله حجاب- احترام گذاشته و همه را رعایت کند.

نگرش عمیق و بی‌غرضانه به آیه‌های حجاب و سوره‌هایی که این آیه‌ها در آنجا آمده است نیز، به روشنی می‌نمایاند که حجاب، افزون بر اینکه تکلیف بانوان مسلمان است، حق جامعه دینی نیز هست. روشن است که نوع پوشش بیرونی زنان و حتی مردان در محیط اجتماعی در حیطه امنیت اجتماعی تأثیرات محسوسی بر جای گذاشته و ممکن است بسیاری از مخاطرات و ناهنجاری‌ها را پدیدآورده و می‌تواند مفاهیم «عفت»، «حیا»، «خانواده» و… را که در چارچوب «اخلاق اجتماعی» می‌گنجد، دچار تغییرات جدی کند. این نکات (که ذکر شد) نشان می‌دهد که مسئله پوشش حقی شخصی نیست که بتوان آن را در حوزه حریم خصوصی جای داد. بلکه «حق‌الناس» است و درست رعایت نکردن آن تجاوز به حقوق دیگران محسوب می‌گردد؛ و حتی با نگاه صرفاً مادی که حدود آزادی انسان را تجاوز به حقوق دیگران تعریف می‌کند، عدم رعایت حجاب قابل توجیه نیست. نظیر آن که کسی حق ندارد بگوید: «من می‌خواهم با سرعت غیرمجاز حرکت کنم و تصادف کنم، به کسی مربوط نیست!» چرا که در اینجا سرعت غیرمجاز او تنها به خود او صدمه نمی‌زند، بلکه جامعه‌ای را به آشوب و تشویش می‌کشاند.

رعایت حجاب برای زنان مسلمان نسبت به افراد غیر محرم یک واجب شرعی است؛ بنابراین، آزادی عقیده و دین اقتضا می‌کند زنان مسلمان بتوانند در هر محیطی به وظیفهٔ دینی خود عمل کنند. اما بی‌حجابی برای غیرمسلمانان یک وظیفه دینی نیست که الزام آنان به حجاب در جمهوری اسلامی با آن منافات داشته باشد. بلکه از منظر آن‌ها حجاب امر جایزی است که قانون می‌تواند آن را مانند هر امر جایز دیگری، الزامی و واجب کند.[۲۸] به عبارت دیگر هنگامی مسئله تفاوت ادیان می‌توانست مشکلی را بیافریند که بر طبق اعتقادات ادیان دیگر، بی‌حجابی برای زنان واجب می‌بود. در آن صورت قانون اساسی ایران با قانون شرعی ادیان دیگر دچار تضاد می‌شد. در حالی که در هیچ آیینی، حجاب، حرام شرعی به حساب نمی‌آید؛ که حتی اگر هم بود، به دلایل پیش گفته رعایت قانون بر هرکسی که مهمان این آب و خاک است، لازم است. اتفاقاً بالعکس این مشکل در خصوص قوانین برخی کشورهای اروپایی در منع حجاب است که دقیقاً در موضع مخالف دستورات دینی برخی ادیان در وجوب حجاب، قرار گرفته است. نتیجه: از آنچه بیان شد روشن می‌شود که اولاً، حجاب در دایره تکالیف شرعی است که تبعیت از آن ضرورت دارد. به خلاف اصول اعتقادی که غیرقابل اجبار است. دوم اینکه، حجاب، مربوط به حوزه اجتماعی دین است نه حوزه فردی؛ و قانون‌گذار حق دارد، بلکه وظیفه دارد در خصوص آن قوانینی را وضع کند، در نتیجه اگر قانونی در این زمینه وجود داشته باشد، رعایت آن بر همگان واجب است و این ارتباطی به دین و مذهب ایشان ندارد. نظیر قانون راهنمایی و رانندگی. سوم اینکه، قوانین مربوط به پوشش، در تمام کشورهای دنیا، جاری است و تنها نوع و حدود آن متفاوت است؛ اما الزام به حجاب، مخالف با هیچ باوری نیست. در حالی که الزام به عدم حجاب (مثلاً در دانشگاه‌های فرانسه) مخالفت صریح با آموزه‌های اسلامی را در پی دارد. در نتیجه از رعایت حجاب، هیچ غیرمسلمانی ضرر نمی‌کند. چهارم اینکه، وجوب حجاب به عنوان تکلیف شرعی متوجه مسلمانان است، ولی رعایت حجاب، به عنوان قانون، ارتباطی به دین و مذهب نداشته و برای تمام کسانی که در این آب و خاک زندگی می‌کنند، رعایت آن لازم است.

تفاوت تعریف حجاب در کشورهای اسلامی

مسئله حجاب را از دو بُعد باید بررسی نمود:

  1. بّعد فردی حجاب؛ حجاب بخشی از احکام دین اسلام است. هر فردی که مسلمان شده و دین اسلام را پذیرفته است، باید خود را ملزم به رعایت قوانین و احکام آن نماید. حجاب بر هر زن و مرد مسلمانی واجب است. اگر چه حجاب مرد با زن تفاوت دارد اما مردان نیز باید در پوشش خود ضوابطی را رعایت کنند.
  2. بُعد اجتماعی حجاب؛ برای اداره هر کشور ضوابط و مقرراتی وجود دارد که ممکن است مطابق میل همه افراد آن جامعه نباشد. به عنوان مثال، در کشورهای غربی که استفاده از مشروبات الکلی مجاز است، مردم فقط باید در محل‌های ویژه ای که این نوشیدنی‌ها به فروش می‌رسد از آن استفاده کنند و حق ندارند که بطری مشروب را در دست گرفته و در انظار عمومی حاضر شوند. در صورت تخطی مجازات‌های سنگینی برای خاطیان وجود دارد.

در ایران نیز برای پوشش در اجتماع ضوابطی وضع شده و جنبه قانونی دارد. افراد در حریم خصوصی خود، آزاد هستند که هر نوع پوششی داشته باشند. اما در محیط اجتماع باید به قانون عمل نمود و این قانون بنا به خواست اکثریت مردم تصویب شده است. به بیان بهتر، حجاب تا آنجا که در حریم زندگی خصوصی افراد است، یک امر فردی و خصوصی است و کسی نمی‌تواند دخالت کرده و تجسس نماید، ولی زمانی که به یک امر اجتماعی تبدیل شد و با حقوق دیگران ارتباط پیدا کرد، حکومت و حاکم می‌تواند از باب نهی از منکر و صیانت از اخلاق و معنویت جامعه، حجاب را الزامی کند و برای آن مجازات تعیین نماید. در مقابل، اجبار به بی‌حجابی نیز با باورها و اعتقادات برخی افراد مخالف است. در کشورهای غربی تحت عنوان دموکراسی با حجاب افراد مخالفت کرده و الزام به بی‌حجابی وجود دارد. آنان مدعی هستند که باورهای شخصی تا زمانی که به حریم دیگران آسیب وارد نکند، نباید با آن مخالفت کرد. این در حالی است که با حجاب زنان مخالفت صورت می‌گیرد و در کشوری مانند فرانسه که مهد آزادی است، قوانینی تصویب می‌شود که با حجاب زنان مخالفت می‌کند. در ایران برای اقلیت‌های مذهبی و گردشگرانی که به ایران می‌آیند، حداقل قانون اعمال می‌شود و در مورد آنان سختگیری چندانی وجود ندارد. در صورتی که بسیاری از دختران و زنان مسلمان ایرانی در کشورهای غربی از اشتغال یا ادامه تحصیل به دلیل داشتن حجاب، بازمانده اند. باید توجه داشت که حجاب و پوشش زنان و حتی مردان یکی از دستورات اسلام است و در سایر ادیان الهی مانند یهودیت و مسیحیت نیز چنین دستوری وجود داشته است.

مستندات قرآنی و روایی محدوده حجاب

اهمیت مسئله حجاب زن و تأثیر بسیار آن بر جامعه به حدی است که در قرآن و بسیاری از روایات، صراحتاً به آن اشاره شده و محدودهٔ آن بیان گردیده است. خداوند متعال در سورهٔ نور می‌فرماید: «به زنان مؤمن بگو که چشمان خود فرو گیرند و شرمگاه خود نگه‌دارند و زینت‌های خود را جز آن مقدار که پیدا است، آشکار نکنند و روسری‌های خود را تا گریبان فروگذارند و زینت‌های خود را آشکار نکنند، جز برای شوهر خود یا پدر خود یا غیره. همچنین، چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده‌اند، دانسته شود.[۲۹] دراین آیه به وجوب پوشاندن تمام زینت‌ها و سر و گردن در برابر نامحرمان تصریح شده است. صورت و دست‌ها از مچ از حکم کلی حجاب استثنا شده و در آیه هم قراینی بر آن وجود دارد؛ از جمله:

  1. در آیه فوق، زینت‌های ظاهری استثنا شده، خواه محل زینت باشد یا خود زینت.
  2. مفهوم آیهٔ فوق در مورد انداختن گوشهٔ مقنعه بر گریبان، که منظور همان پوشانیدن تمام سر و گردن و سینه است و سخنی از پوشانیدن صورت در آن نیست، قرینهٔ دیگری بر این مدعا است.
  3. شواهد تاریخی نیز نشان می‌دهد که نقاب زدن بر صورت در صدر اسلام جنبهٔ عمومی نداشت و این خود قرینه ای بر عدم پوشش صورت در زنان است.[۳۰]

در تفسیر این آیه، در کلام معصومین (ع)، مقدار لازم حجاب و پوشش بیان شده است. در روایتی، فضیل بن یسار از یاران امام صادق (ع) می‌گوید، از آن‌حضرت سؤال کردم: آیا ذراعین (از مچ تا آرنج دست) زن، از زینتی است که خداوند فرموده و نباید آن را برای غیر شوهران خود آشکار کنند؟ حضرت فرمود: «بله و آنچه از بدن که از خمار (روسری یا مقنعه) پایین‌تر است از زینت حساب می‌شود[۳۱] هم‌چنین مسعدة بن زیاد نقل می‌کند از امام صادق (ع) در بارهٔ زینتی که زن می‌تواند آشکار کند سؤال شد، فرمود: «صورت و کف دست‌ها» است[۳۲] از دیدگاه اسلامی باید توجه داشت که:

  1. براساس آیات و روایات محدوده حجاب اسلامی که زنان موظف به رعایت آن هستند: پوشاندن تمام بدن بجز گردی صورت و دو دست تا مچ می‌باشد.
  2. آشکار بودن صورت زن در صورتی که بدون آرایش بوده و مفسده‌ای هم به همراه نداشته باشد، اشکال ندارد.
  3. از سوی دیگر، عدم پوشش صورت و دست زنان، به معنای جواز نگاه کردن به آنها از سوی مردان نیست.
  4. تشریع حجاب و تعیین حدود آن بر عهدهٔ شارع بوده و شارع مقدس یعنی خداوند متعال این حدود را برای آن تعیین نموده است نه حکومت اسلامی.
  5. حکومت اسلامی موظف به اجرا و نظارت بر اجرای حدود اسلامی حجاب است.

حجاب و پوشش زنان بر سلامت اخلاقی جامعه و استحکام بنیان خانواده مؤثر است و در صورت عدم رعایت آثار سوئی را به همراه دارد. از جمله؛

  • گسترش فساد اخلاقی و جنسی؛
  • تزلزل بنیان خانواده و افزایش بی‌رویه طلاق؛
  • افزایش آسیب‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی؛ بنابراین، دخالت حاکمیت اسلامی سالم به عنوان آمر به معروف و نگهبان سلامت اخلاق و معنویت دینی جامعه ضروری است.

اجبار در دین و حجاب اجباری

در دیدگاه اسلام هدف از حکومت، علاوه بر تأمین نیازهای مادی مردم، توجه به مصالح معنوی و حفظ ارزش‌های اخلاقی و دینی نیز هست؛ لذا حکومت اسلامی موظف است بستری مناسب جهت رشد و تعالی معنوی افراد جامعه فراهم نماید. به تعبیر دیگر، در جامعه اسلامی قوانین باید آهنگ قرب الی الله داشته باشد و تأمین مسائل و ابعاد حیات انسانی در صورتی دارای ارزش است که به مثابة مقدمه‌ای در جهت رشد و تکامل معنوی انسان تلقّی گردد».[۳۳] قرآن کریم ویژگی‌های حکومت اسلامی را چنین بیان فرموده است: «الذین ان مکّناهم فی الارضِ اَقاموا الصَلوةَ و أتَوُا الزکواة و امَروا بِالمعروفِ و نَهَوا عنِ المنکرِ و للهِ عاقِبَةُ الأمورِ»؛[۳۴] کسانی که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‌دارند و زکات را ادا می‌کنند و امر به معروف و نهی از منکر می‌نمایند و پایان همه کارها از آن خداست. در این آیه مسئولیت‌هائی که بر عهده حکومت قرار داده شده به ترتیب زیر است:

  1. برپا داشتن نماز: نیرومند ساختن پیوند جامعه اسلامی با خداوند بزرگ؛
  2. پرداخت زکات: تنظیم برنامه‌های اقتصادی و رفاهی مردم؛
  3. امر به کارهای خوب و شایسته و اشاعه خیر و صلاح در جامعه؛
  4. نهی از کار زشت و ناپسند و مبارزه با هر نوع فساد، ظلم و زور.

ناگفته پیداست، چنین حکومتی به افراد لایق و شایسته برای شکوفائی استعدادها میدان می‌دهد و زمینه رشد و ترقی آنان را مهیا می‌سازد و آنان را به سوی کمال سوق می‌دهد».[۳۵] از این رو در قانون اساسی، دولت جمهوری اسلامی ایران موظف شده همة امکانات خود را برای ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی، براساس ایمان و تقوا و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی به کار برد.[۳۶] لذا حکومت اسلامی موظف است با هر عاملی که فضای جامعه را آلوده می‌سازد و مانع رشد و کمال معنوی افراد جامعه می‌شود مبارزه نماید. انسان از آنجا که یک موجود اجتماعی است و جامعه بزرگی که در آن زندگی می‌کند از یک نظر همچون خانه او است و حریم آن همچون حریم خانه او محسوب می‌شود، پاکی جامعه به پاکی او کمک می‌کند و آلودگی آن به آلودگیش. ازهمین رو، در اسلام با هر کاری که جو جامعه را مسموم یا آلوده کند، شدیداً مبارزه شده است. اگر در اسلام با غیبت شدیداً مبارزه شده، یکی از دلیل‌های آن، این است که غیبت عیوب پنهانی را آشکار می‌سازد و حرمت جامعه را جریحه‌دار می‌کند. اگر دستور عیب‌پوشی داده شده یک دلیل آن همین است که گناه جنبة عمومی و همگانی پیدا نکند، چراکه که گناه آشکار اهمیتش بیش از گناه مستور و پنهان است. تا آنجا که در روایتی از امام رضا ـ علیه السلام ـ می‌خوانیم: «اَلمَذیعُ بِالسّیئةِ مخذولٌ و المستَترِ بالسیئةِ مَغفور له؛[۳۷] آنکس که گناه را نشر دهد، مخذول و مطرود است و آنکس که گناه را پنهان می‌دارد، مشمول آمرزش الهی است[۳۸] بنابراین، یکی از اموری که فضای جامعه اسلامی را آلوده می‌سازد، عدم رعایت پوشش اسلامی است. گسترش دامنه فحشاء و افزایش فرزندان نامشروع از دردناکترین پیامدهای بی‌حجابی است. عامل اصلی فحشاء و فرزندان نامشروع منحصراً بی‌حجابی نیست، بلکه یکی از عوامل مؤثر آن، مسئله برهنگی و بی‌حجابی است.[۳۹]

در واقع بی‌حجابی از آن‌جا که دامنة فساد را در جامعه گسترش می‌دهد تهدید بزرگی برای امنیت روحی و روانی جامعه است و پی‌آمدهای آن به زیان جامعه است؛ لذا، حکومت اسلامی موظف است با این تهدید مبارزه نماید، زیرا اسلام به عنوان پیشگیری از این تبعات علیه زنان، حجاب را واجب نموده است تا از این طریق فضای جامعه سالم باقی بماند. نگاهی گذرا به فلسفة حجاب، بیانگر این واقعیت است که اسلام می‌خواهد انواع لذت‌های جنسی، چه بصری و لمسی و چه از نوع دیگر را به محیط خانوادگی و در چارچوب ازدواج قانونی اختصاص دهد و اجتماع منحصراً برای کار و فعالیت باشد. برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذت‌جوئی‌های جنسی بهم می‌آمیزد، اسلام می‌خواهد این دو محیط را کاملاً از یکدیگر تفکیک کند.[۴۰] و در سایه این کار، فضای جامعه را برای رشد و تعالی افراد آن سالم و آماده نگاه دارد.

با این بیان، تفاوت حجاب و امثال آن با نماز و روزه روشن می‌شود، زیرا نماز و روزه و بعضی از عبادات جنبه فردی دارند و مربوط به رابطه شخص با خدا هستند که اگر در آنها کوتاهی شود ضرر و زیان آن تنها متوجه فرد می‌شود و جامعه مستقیماً از آن آلوده نمی‌شود. برخلاف حجاب و سایر امور اجتماعی که لزوماً تنها مربوط به فرد نمی‌شود و تبعات اجتماعی را نیز به دنبال دارند؛ لذا در مورد حجاب و برخی از امور اجتماعی، اجبار صورت می‌گیرد تا اگر فرد هم اعتقادی به آنها ندارد در سایة این اجبار از تبعات و آثار اجتماعی آن جلوگیری شود. هر چند اعتقاد به این امور در رعایت آنها نقش اساسی دارد و ممکن است تا فرد اعتقاد مناسبی به این امور نداشته باشد، آن را به نحو صحیح رعایت نکند. اما الزام و اجبار اجتماعی از آثار وتبعات اجتماعی عدم رعایت آن به نحو زیادی جلوگیری می‌کند.

امور اجتماعی و حجاب اسلامی حکم آن کشتی را دارد که یکی از مسافران بخواهد بدلخواه خود، به آن آسیب برساند که ضرر و خسارت آن متوجه تمامی مسافران خواهد شد. این برخلاف نماز و روزه و عبادات فردی است که عدم رعایت آنها تبعات مستقیم اجتماعی به دنبال ندارد؛ لذا، در مورد آنها اجبار از سوی حکومت اسلامی صورت نمی‌گیرد، اما در مورد همین موارد هم اگر جنبه اجتماعی پیدا نماید، حکومت اسلامی می‌تواند با آن مقابله نماید. به عنوان نمونه اگر کسی روزه نگیرد و در ظاهر هم کاری انجام ندهد که نشانگر روزه نگرفتن اوست، حکومت اسلامی اجبار و الزامی نسبت به او ندارد، اما اگر کسی روزه نگیرد و در ماه مبارک رمضان علناً روزه خواری کند، حاکم اسلامی می‌تواند او را تعزیر نماید «مَن اَفطَرَ فیه لامستحِّلا عالماً عامداً یعزِّرُ بِخَمْسَةِ و عشرینَ سَوْطا فانْ عادَ عُزّرَ ثانیاً فاِنْ عادَ قُتِلَ علَی الاَقوی»[۴۱] کسی که در ماه رمضان افطار نماید، از روی علم و عمد، حاکم اسلامی او را با ۲۵ ضربه شلاق تعزیر می‌کند و اگر مرتبه دوم مرتکب شد باز تعزیر می‌شود و در مرتبه سوم بنابر اقوی کشته می‌شود و این شدت برخورد به خاطر آلوده نمودن فضای جامعه اسلامی است؛ بنابراین تفاوت آشکاری میان حجاب و دیگر تکالیف اجتماعی و بین نماز و روزه و مسائل عبادی که جنبه فردی دارد، هست و این به جهت اهمیتی است که اسلام به جامعه اسلامی می‌دهد. از این‌رو، در اسلام اهمیت فوق‌العاده‌ای به مسئله امر به معروف و نهی از منکر داده شده است تا در راستای این وظیفه همگانی و مسئولیت عمومی افراد نسبت به جامعه، محیط جامعه پاک و خالی از هر گونه آلودگی باشد.[۴۲]

پانویس

  1. . «اجبار در حجاب یا الزام در حجاب؛ پاسخ کدام است؟»، خبرگزاری رسمی حوزه، تاریخ بازدید: 5 آذر 1401ش.
  2. . «اجبار در حجاب یا الزام در حجاب؛ پاسخ کدام است؟»، خبرگزاری رسمی حوزه، تاریخ بازدید: 5 آذر 1401ش.
  3. . «الزام حکومتی حجاب»، وب‌سایت دانشنامه حوزوی «ویکی فقه»، تاریخ بازدید: 5 آذر 1401ش.
  4. . زارعی، «حجاب اجباری»، 1397ش، ص1.
  5. . «الزام حکومتی حجاب»، وب‌سایت دانشنامه حوزوی «ویکی فقه»، تاریخ بازدید: 5 آذر 1401ش.
  6. . زارعی، «حجاب اجباری»، 1397ش، ص1.
  7. . «الزام حکومتی حجاب»، وب‌سایت دانشنامه حوزوی ویکی فقه، تاریخ بازدید: 5 آذر 1401ش.
  8. . زارعی، «حجاب اجباری»، 1397ش، ص1.
  9. . «الزام حکومتی حجاب»، وب‌سایت دانشنامه حوزوی ویکی فقه، تاریخ بازدید: 5 آذر 1401ش.
  10. . «نه به حجاب اجباری، نتیجه ولنگاری فرهنگی است»، وب‌سایت جوان آنلاین، تاریخ بازدید: 5 آذر 1401ش.
  11. . «حجاب اجباری در ایران»، دانشنامه عمومی، وب‌سایت آبادیس، تاریخ بازدید: 5 آذر 1401ش.
  12. . زارعی، «حجاب اجباری»، 1397ش، ص1.
  13. . «حجاب اجباری در ایران»، دانشنامه عمومی، وب‌سایت آبادیس، تاریخ بازدید: 5 آذر 1401ش.
  14. . زارعی، «حجاب اجباری»، 1397ش، ص1.
  15. . جاوید و شاهمرادی، «جمهوری اسلامی ایران و مسئله بدحجاب»، 1396ش، ص139.
  16. . «حجاب اجباری»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی، تاریخ بازدید: 5 آذر 1401ش.
  17. . «حجاب اجباری»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی، تاریخ بازدید: 5 آذر 1401ش.
  18. . غلامی، «حجاب؛ امر ایمانی یا اجباری؟»، 1394، ص 2 و ص3.
  19. شهید مطهری، کتاب مسئله حجاب، انتشارات صدرا.
  20. موسوی همدانی، پاسخ به پرسش‌های مذهبی، نشر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم.
  21. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، دارالکتب الاسلامیه، ج15، ص126.
  22. طبرسی، مجمع البیان، کتاب فروشی اسلامی، ج5، ص138، ذیل آیه 31 نور.
  23. . «نه به حجاب اجباری، نتیجه ولنگاری فرهنگی است»، وب‌سایت جوان آنلاین، تاریخ بازدید: 5 آذر 1401ش.
  24. . «الزام حکومتی حجاب»، وب‌سایت دانشنامه حوزوی ویکی فقه، تاریخ بازدید: 5 آذر 1401ش.
  25. . بستاکچی و همکاران، «نقد انتقادی نظریۀ فمینیسم قرآنی مارگوت بدران در دائرۀ المعارف قرآن»، 1398ش، ص132.
  26. مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، ص 19- 28
  27. امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب نکاح، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ره، 1392، ص 575 – حد پوشش مردان
  28. حجاب زن غیرمسلمان در ایران و مسلمان در خارج، سایت اسلام کوئست، 06/07/1389، کد بایگانی: 8592
  29. نور/31
  30. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 14، ص 450، 451، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.
  31. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 5، ص 520- 521 تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
  32. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج 20، ص 202، ح 25429، قم، مؤسسه آل البیت (ع)، چاپ اول، 1409ق
  33. مصباح یزدی، محمد تقی، نظریه سیاسی اسلام، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1379، ج 2، ص 16.
  34. حج/41
  35. سبحانی، جعفر، مبانی حکومت اسلامی، قم، انتشارات توحید، 1370، ص 44.
  36. قانون اساسی، اصل سوم، بند اول
  37. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، انتشارات اسوه، 1375، ج 5، ص 502، ح 61
  38. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374، ج14، ص405.
  39. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374، ج14، ص445.
  40. مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، شرکت سهامی انتشار، 1347، ص 56.
  41. طباطبائی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، بیروت، مکتب وکلاء الامام الخمینی، ج2، ص5.
  42. https://pasokh.org/

منابع

  • قرآن کریم.
  • «اجبار در حجاب یا الزام در حجاب؛ پاسخ کدام است؟»، خبرگزاری رسمی حوزه، تاریخ بازدید: ۵ آذر ۱۴۰۱ش.
  • «الزام حکومتی حجاب»، وب‌سایت دانشنامه حوزوی ویکی فقه، تاریخ بازدید: ۵ آذر ۱۴۰۱ش.
  • بستاکچی، افشان و همکاران، «نقد انتقادی نظریهٔ فمینیسم قرآنی مارگوت بدران در دائرهٔ المعارف قرآن»، سفینه، شماره ۶۴، ۱۳۹۸ش.
  • جاوید، محمدجواد و شاهمرادی، عصمت، «جمهوری اسلامی ایران و مسئله بد حجاب»، زن در فرهنگ و هنر، شماره ۱، ۱۳۹۶ش.
  • «حجاب اجباری در ایران»، دانشنامه عمومی، وب‌سایت آبادیس، تاریخ بازدید: ۵ آذر ۱۴۰۱ش.
  • «حجاب اجباری»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیتالله العظمی مکارم شیرازی، تاریخ بازدید: ۵ آذر ۱۴۰۱ش.
  • زارعی، محبوبه، «حجاب اجباری»، کنفرانس ملی علوم اسلامی و پژوهش‌های دینی، ۱۳۹۷ش.
  • غلامی، یوسف، «حجاب؛ امر ایمانی یا اجباری؟»، معارف، شماره ۱۰۸، ۱۳۹۴ش.
  • «نه به حجاب اجباری، نتیجه ولنگاری فرهنگی است»، وب‌سایت جوان آنلاین، تاریخ بازدید: ۵ آذر ۱۴۰۱ش.
  • شهید مطهری، کتاب مسئله حجاب، انتشارات صدرا.
  • موسوی همدانی، پاسخ به پرسش‌های مذهبی، نشر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم.
  • مجله پیام زن، شماره ۱۸۴–۱۸۵، صاحب امتیاز دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
  • جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، ج۱۴.
  • طبرسی، مجمع البیان، کتاب فروشی اسلامی، ج۵، ذیل آیه ۳۱ نور.
  • علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، دارالکتب الاسلامیه، ج۱۵.
  • رساله توضیح المسائل، مراجع تقلید.
  • بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر، ج۱۸.
  • سایت پاسخگویی
  • مصباح یزدی، محمد تقی، نظریه سیاسی اسلام، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ۱۳۷۹، ج ۲.
  • سبحانی، جعفر، مبانی حکومت اسلامی، قم، انتشارات توحید، ۱۳۷۰، ص ۴۴.
  • قانون اساسی، اصل سوم، بند اول.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، انتشارات اسوه، ۱۳۷۵، ج ۵.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴، ج۱۴.
  • مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۴۷.
  • طباطبائی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، بیروت، مکتب وکلاء الامام الخمینی، ج۲.
  • https://pasokh.org/
  • مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، تهران، صدرا، چ ۱۱۴، ۱۳۹۶ ش،
  • امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب نکاح، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ره، ۱۳۹۲، حد پوشش مردان.
  • حجاب زن غیرمسلمان در ایران و مسلمان در خارج، سایت اسلام کوئست، ۰۶/۰۷/۱۳۸۹، کد بایگانی: ۸۵۹۲.
  • مرکز ملی پاسخگویی به سوالات
  • سایت اسلام کوئست
  • سایت پاسخگویی به سوالات دینی