چندهمسری

نسخهٔ تاریخ ۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۴۳ توسط علی شاهرودی (بحث | مشارکت‌ها) (ابرابزار)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

چندهمسری؛ الگوی چندزنی و چندشوهری برای مردان و زنان.

چندهمسری هرچند شامل چندشوهری نیز می‌شود؛ اما چنین الگویی همیشه ناظر به چندزنی بوده و چندشوهری هرگز در حیات بشری جدی تلقی نشده است. چندزنی عمدتاً ناشی از تفاوت‌های روانی مردان و زنان بوده و با عوامل فرهنگی، اجتماعی و تا حدی محیط جغرافیایی، تقویت و تبدیل به سنت رایج در تاریخ و بسیاری از جوامع انسانی شده است. چندزنی پیامدهایی برای زنان، شوهران و دیگر اعضای خانواده دارد؛ اما با نگاهی وسیع و متناسب با نظام حقوقی اسلام، نه‌تنها الگویی مناسب برای حل مشکلات فردی و اجتماعی به‌شمار می‌آید بلکه پیامدهای آن برای زنان نیز کنترل می‌شود.

مفهوم‌شناسی

چندهمسری در مقابل تک‌همسری بوده و شامل چندشوهری و چندزنی می‌شود؛ اما معمولاً به الگوی چندزنی اطلاق می‌شود. این اصطلاح به‌معنای نوعی ازدواج است که داشتن بیش از یک زن را مجاز می‌شمارد. اصطلاح چندهمسری از حیث ریشه‌شناسی تعدد زوج یا زوجه را مشخص نمی‌کند، اما کاربرد تاریخی آن همیشه به‌مفهوم زناشویی مرد با بیش از یک زن بوده است.[۱] شکل دیگر چندهمسری، چند شوهری است، اما این‌که یک زن در آن واحد بیش از یک شوهر داشته باشد به‌طور محدود در تاریخ بشر وجود داشته است.[۲]

مقوله جواز چند همسری در مردان و حرمت چند شوهری زنان، دو مقوله مرتبط و در عرض یکدیگرند که باید به هر دو و با توجه به هم نگریست و آن‌ها را مورد بررسی قرار داد. از آن جا که ما معتقدیم قوانین اسلام براساس نیازهای واقعی بشر تنظیم شده است، نه احساسات و عواطف، ضرورت‌های اجتماعی در آن مهم‌ترین نقش را ایفا می‌کند، در نتیجه پاسخ کامل به این پرسش در گرو تحلیل دقیق مسئله چند همسری و ضرورت‌های فردی و اجتماعی آن است که پیش‌تر به آن پرداخته‌ایم. ارزش هویت زن و مرد در اسلام به عنوان یک انسان یکسان است. زن و مرد در اصل مبدأ و منشأ خلقت یکسان هستند.[۳] و همچنین در ماهیت انسانی و دمیدن روح الهی در ایشان نیز یکسان و برابر هستند.[۴]

رویکردها

رویکرد جمعیت‌شناسی

از منظر جمعیت‌شناسی گاهی در شرایط اجتماعی ویژه، تعداد زنان آماده ازدواج بیش از مردان شده و تعدد زوجات مانع بحران اجتماعی می‌شود. در نگرش جامعه‌شناختی نیز چندهمسری با ارجاع به فزونی جمعیت زنان و عقیم‌بودن برخی از آنها، توجیه می‌شود. گزارش‌های مردم‌شناسان حاکی از گرایش طبیعی اقوام ابتدایی به چندهمسری است؛ یک بررسی قوم‌نگارانه از ۸۴۹ جامعه ابتدایی در سرتاسر جهان نشان داده است که از این تعداد، ۷۰۸ جامعه چندزنی، ۴ جامعه چندشوهری و ۱۳۷ جامعه تک‌همسری بوده‌اند. گزارش‌های مردم‌شناسان حاکی از گرایش طبیعی اقوام ابتدایی به چندزنی است.[۵] دانشمندان آن را نشان‌دهندهٔ تمایل طبیعی مردان به چندزنی و گرایش فطری زنان به تک‌همسری می‌دانند.[۶] گرایش به چندزنی در رویکرد روان‌شناسی نیز، بر مبنای تفاوت‌های طبیعی و روانی زنان و مردان توجیه می‌شود؛ برخی دانشمندان معتقدند؛ زنان به‌طور طبیعی تک‌همسرگرا و متنفر از تنوع همسر بوده و می‌خواهند در پناه عاطفی و عملی یک مرد باشند.[۷]

رویکرد زیست‌شناسی

ادوارد ویلسون از زیست‌شناسان برجسته به این نکته اشاره می‌کند که میان اقوام ابتدایی، مردان عمدتاً در جنگ‌ها کشته می‌شدند؛ اما جنگجویان باقیمانده توجه جدی به تولید مثل داشته و برای این امر، هرکدام دارای چندین زن بودند و گاهی جنگ‌ها برای در اختیار داشتن زنان بیشتر بود.

رویکرد روان‌شناسی

از منظر روان‌شناسی؛ مردان معمولاً به دنبال تنوع جنسی بوده و جذابیت‌های فیزیکی زن برای‌شان مهم است؛ اما زنان عمدتاً به سمت شاخص‌های ثروت یا قدرت مردان کشیده می‌شوند. برخی نگرش‌ها؛ شرایط جغرافیایی را نیز مؤثر دانسته و چندزنی را از الزامات حیات اجتماعی در محیط‌های گرم می‌دانند. عقیده رایج روان‌شناسان و فیلسوفان اجتماعی غرب بر این است که مرد، متمایل به چندهمسری آفریده شده و تک‌همسری بر خلاف طبیعت او است.[۸] به تعبیر مرتضی مطهری؛ زن متکی و مرد تکیه‌گاه است.[۹] این امر از منظر قرآن نیز مورد تأیید است؛[۱۰] لذا تنوع همسری در زنان، نوعی بیماری دانسته می‌شود. الزامات اجتماعی، چندهمسرگرایی طبیعی مردان را توسعه داده است.[۱۱] فراتر از گرایش‌های متفاوت زن و مرد در تعدد همسر؛ چندشوهری موجب اختلاط نسل می‌شود و این امر از یک سوی با غریزهٔ علاقه به فرزند و اصل اطمینان پدری مخالف است[۱۲] و از سوی دیگر با گرایش فطری انسان به داشتن سلسله نسبی مشخص، نمی‌سازد. چنین عواملی موجب شده است که چندشوهری در جوامع بشری تبدیل به رسم رایج نشود.[۱۳]

در ادیان و اقوام

چندهمسری ریشهٔ کهن در ادیان و جوامع بشری دارد؛[۱۴] در آیین یهود، تعدد همسر برای مرد هیچ محدودیتی نداشته و تنها شرطش این است که مرد بتواند نفقه همسران خود را تأمین کند.[۱۵]

در مسیحیت نص خاصی در مورد ممنوعیت چندزنی وجود ندارد، بلکه در رساله پولس مطالبی است که جواز تعدد زوجات را می‌رساند. همچنین در ادیان کنفسیوس و بودا چندزنی مجاز دانسته شده است و در دین لیکی که در چین پیروانی دارد، تعداد زنانی که یک مرد می‌تواند بگیرد تا ۲۳۰ نفر است.[۱۶]

بر اساس ماده ۱۶ احوال شخصیه زرتشتیان؛ تعدد زوجات برای زن و مرد زرتشتی جایز نیست.[۱۷] ویل دورانت، چندزنی را روش رایج در اجتماعات اولیه می‌داند.[۱۸] در ایران، چین، هند، مصر، یونان و روم باستان تعدد زوجات قانونی بود؛ منتها به‌دلیل شرایط اقلیمی، قانون چندزنی تنها در روم لغو شد.[۱۹]

میان بابلی‌ها، آشوری‌ها، سرخپوستان آمریکا[۲۰] و در عصر جاهلیت نیز تعدد زوجات امر رایج به‌شمار می‌رفت.[۲۱] اسلام تک همسری را بهتر دانسته و چندزنی را به‌دلیل ضرورت‌های اجتماعی محدود و مشروط ساخت.[۲۲] امروزه؛ چندزنی در بیش از ۷۵٪ از جوامع یافت می‌شود.[۲۳]

اسلام و چندهمسری

در نگرش اسلام؛ تک‌همسری، طبیعی‌ترین شکل زناشویی بوده و هرکدامی از زوجین با دلبستگی متقابل، منافع جنسی دیگری را مختص به خود می‌داند[۲۴] و این مثل عامیانه که: «خدا یکی، زن یکی»، اعتقادی مطابق با عهد زناشویی و ارزش‌های اسلامی است؛[۲۵] منتها اسلام به‌دلیل الزامات اجتماعی، چندزنی را بر خلاف چندشوهری به‌طور کلی لغو نکرد، بلکه آن را محدود به چهار زن و مشروط به شرایطی کرد.[۲۶]

مهم‌ترین شرط تعدد زوجات در اسلام، تأمین نفقه و رعایت عدالت میان همسران است؛ بر مبنای آیه ۳ سوره نساء، مردها در صورتی مجاز به داشتن چند همسر هستند که در تأمین نیازهای معیشتی و روابط زناشویی، بتوانند عدالت را میان آن‌ها رعایت کنند؛[۲۷] اگر افرادی چنین توانمندی را در خود ندیده و نتوانند با همسران‌شان بر مبنای عدالت رفتار کنند، مکلف هستد که به یک همسر اکتفا کنند.[۲۸]

در چارچوب الگوی چندزنی که اسلام پیشنهاد کرده است، مصالح فردی و نیازهای اجتماعی تأمین می‌شود.[۲۹] از منظر برخی محققین؛ آسیب‌های ناشی از چندزنی عمدتاً ناشی از عدم تربیت درست افراد است؛ اگر نظام تربیتی اسلام به درستی در جامعه تطبیق شود آرامش در خانواده‌های چندزنی نیز حاکم می‌شود؛[۳۰] زیرا تعدد زوجات یک راه حل مناسب و متناسب با دیدگاه کلان اجتماعی است که تطبیق آن نیاز به تدبیر جدی دارد.[۳۱]

در ایران

بر اساس آمار رسمی سال ۱۴۰۱ش، حدود ۱٫۵ درصد از ازدواج‌های ثبت‌شده در ایران، شامل چندهمسری است که تقریباً معادل ۳۰۰ هزار مرد ایرانی می‌شود. چندهمسری عمدتاً در استان‌های کرمان، سیستان و بلوچستان، گلستان، کردستان و خراسان جنوبی، دیده می‌شود.[۳۲] چندهمسری در جامعه ایرانی، مقبولیت اجتماعی ندارد و تنها یک راه‌حل برای شرایط خاص است که نمی‌تواند به‌صورت یک الگوی عمومی ترویج شود؛ به‌طور مثال یک پژوهش نشان داده است که چندهمسری میان ایرانیان در دههٔ ۱۳۶۰ش، به‌دلیل شرایط جنگی، افزایش داشته است. البته رایج‌ترین شکل چندهمسری در ایران، ازدواج‌های غیررسمی است که ثبت نمی‌شوند.[۳۳]

رواج چندهمسری در برخی مناطق ایران، بیشتر به دلایل اقتصادی و سنتی است، نه به‌عنوان یک انتخاب آگاهانه و مورد پذیرش زنان. انگارهٔ شناختی رایج میان ایرانیان دربارهٔ چندهمسری آن است که مردان از برقراری عدالت میان چند همسر ناتوان هستند و چندهمسری در عمل، موجب افزایش تنش‌های خانوادگی، کاهش رضایت زناشویی و حتی تضعیف روابط میان فرزندان و والدین می‌شود.[۳۴]

عوامل چندهمسری

برخی محققین، ریشه چندهمسری را در طبیعت مردانه دانسته و معتقدند؛ مرد ذاتا چندهمسری است و صرفاً تقیدات اخلاقی، تنگناهای اقتصادی و نظارت دائمی زوجه می‌تواند تک‌همسری را بر او تحمیل کند.[۳۵]

مهم‌ترین عاملی که پدیدهٔ چندزنی را تقویت می‌کند افزایش جمعیت زنان نسبت به مردان است و بر همین مبنا؛ مرتضی مطهری بر خلاف تصور عمومی که چندزنی را ستم علیه زن می‌داند، تعدد زوجات را از حقوق زنان و تکلیفی به عهده مردان تلقی می‌کند.[۳۶]

همچنین داشتن فرزند امر غریزی است و عقیم بودن زن موجب می‌شود که مرد همسر جدیدی انتخاب کند. در برخی جوامع، داشتن زنان و فرزندان زیاد حاکی از منزلت بالای اجتماعی مرد بوده و همین امر نقش مؤثری در ترویج چندزنی در جوامع بشری داشته است.[۳۷]

منتسکیو با اشاره به شرایط محیطی، ‏ معتقد است؛ در آب و هوای شرق، زن زودتر بالغ و سریع‌تر پیر می‌شود، از سوی دیگر، نیروی جنسی مرد بیشتر تقویت می‌شود؛ لذا رسم چندزنی در کشورهای غربی کمتر بوده و در مشرق زمین تبدیل به سنت اجتماعی شده است.[۳۸]

از دیگر عوامل چندزنی، تنوع طلبی جنسی مردان است و برمبنای گزارش‌های تاریخی؛ چندزنی در اجتماعات اولیه از امتیازات اقلیت ثروتمند به‌شمار می‌رفت، مردم عادی دارای یک همسر و افراد فقیر فاقد همسر بودند، در مواردی، قدرتمندان عیاش، برخی افراد را می‌کشتند تا بر زنان‌شان دست‌یابند.[۳۹] محققینی به این نکته نیز اشاره دارند که اگر ازدواج اول تحمیلی باشد، فرد در شرایط مناسب اقدام به ازدواج بعدی می‌کند.[۴۰]

پیامدهای چندهمسری

از منظر شهید مطهری؛ خوشبختی زناشویی مبتنی بر دلبستگی متقابل زن و شوهر بوده و چندهمسری متعارض با آن است. بسیاری از مردان که از تعدد زوجات بهره‌مند هستند، در ظاهر دارای چند زن به‌شمار می‌روند؛ اما در واقع تعلق خاطر به یکی از همسران داشته و بقیه معمولاً از مدار زناشویی‌شان خارج هستند.[۴۱]

پیامدهای چندزنی برای زنان تابع نظام فرهنگی است؛ در برخی کشورها، همسران یک مرد اغلب با یکدیگر روابط دوستانه‌ای داشته و حتی زن اول بودن، امتیاز به‌شمار می‌آید به‌طوری که زن یا زنان ارشد نقش بیشتری در تصمیمات خانوادگی دارند؛ اما در جوامع دیگر قضیه بر عکس است و پیامدهای منفی آن عمدتاً متوجه همسر و همسران ارشد می‌شود.[۴۲]

در گذشته مَرد به‌دلیل این‌که ثروتش میان انبوهی از فرزندانش توزیع نشود یکی از همسرانش را به‌عنوان همسر اصلی قرار می‌داد و میراث فقط به فرزندان این زن می‌رسید و زنان دیگر و فرزندان آن‌ها نادیده گرفته می‌شدند.[۴۳] در بسیاری از فرهنگ‌ها زنان در برابر هووی تازه، احساس شکست و سرخوردگی می‌کنند. آنها علاوه بر این‌که خود را رها شده از سوی همسران‌شان می‌بینند، از سوی بستگان و دیگر اعضای جامعه نیز مورد شماتت قرار گرفته و تحقیر می‌شوند. این زنان، در صورت امکان طلاق می‌گیرند و در شرایطی هم صرفاً به‌خاطر فرزندان‌شان رضایت به زندگی مشترک می‌دهند. چندزنی فراتر از زنان برای خانواده و دیگر اعضای آن نیز دارای پیامدهایی است که از آن جمله می‌توان به ناتنی شدن خانواده اشاره کرد؛ در این خانواده‌ها به تبع ناسازگاری زنان، معمولاً رقابت‌های منفی میان برادران و خواهران ناتنی شکل‌گرفته، پیوندهای خواهری و برادری آنها نیز آسیب می‌بیند.

عوامل گرایش یا عدم گرایش به چندشوهری

عوامل سرشتی و طبیعتی

یکی از مهم‌ترین حکمت‌هایی که می‌توان برای ممنوعیت تعدد شوهر نام برد اقتضای طبیعی و طبع زن و غیرت و طبیعت مرد است که از چنین امری رویگردان است. پیشرفت علم و صنعت نه تنها منکر این حقیقت نیست بلکه پژوهش‌های تجربی در حوزه علم روان‌شناسی ان را ثابت کرده است.[۴۴] حس حسادت جنسی مربوط به زنان، و حس غیرت جنسی مربوط به مردان است. امام صادق (علیه السلام) دراین باره می‌فرمایند: «غیرت مربوط به مردان است و حسد مربوط به زنان. خداوند، به دلیل غیرت مردان، بر زنان حرام کرده، مگر یک شوهر را؛ ولی مردان را به چهار زن اجازه داده است».[۴۵]

غیرت مرد نسبت به همسر و مادر بر اساس خلقت و طبیعت او و مطابق با مصلحت انسان است. این مسئله امری اعتباری نیست تا بتوان با رشد علم و دانش با آن مخالفت و بر خلاف مقتضای آن رفتار نمود. این در حالی است که از نظر روانی تفاوتی اساسی بین ساختار روانی و گرایش‌ها و عواطف زن و مرد وجود دارد. روانشناسان معتقدند که زنان به‌طور طبیعی «تک شوهرگرا» (Monoandrous) می‌باشند و فطرتاً از تنوع همسر گریزانند، و خواستار پناه یافتن زیر چتر حمایت عاطفی و عملی یک مرد می‌باشند و تنوع‌گرایی در زنان نوعی بیماری است. ولی مردان ذاتاً تنوع‌گرا و «چندزنگرا» (Polygamous) می‌باشند.[۴۶] چنان‌که می‌دانید احکام اسلام همه متناسب با نیازهای واقعی و ویژگیها و خصلتهای ذاتی انسانها وضع گردیده است. به همین دلیل اجازه چند همسری به مردان با روحیه زنان منافاتی ندارد. بلکه حساسیت زنان نسبت به چند همسری شوهرشان بیشتر ناشی از حس تمامیت‌خواهی و حسادت و… است؛ یعنی این حساسیت، ذاتی زنان نیست. مردی که همسر دوم برمی‌گزیند در واقع همسر اولش حساسیت نشان داده و مخالفت می‌کند اما همسر دوم که او هم زن است چنین حساسیتی را ندارد یعنی زنان برای جلوگیری از ورود زنی دیگر به زندگیشان حساسند اما نسبت به ورود خود در زندگی دیگران حساس نیستند. پس باید ریشه این مخالفت را جستجو کرد و آن را که معمولاً بخل و خودبینی و تمامیت‌خواهی است درمان نمود.

عوامل تفاوت‌های جنسیتی

چند تفاوت میان زن و مرد در مباحث جنسیتی وجود دارد؛ اول اینکه علائق جنسی در زنان زودتر شروع و زودتر هم کاهش یافته و پایان می‌پذیرد به همین دلیل عمدتاً بلوغ جنسی دختران زودتر از پسران و از ۹ سالگی به بعد است. همچنین سن یائسگی در زنان هم از ۴۹ تا ۵۲ _۵۳ سالگی است، ولی در مردان ممکن است، حتی تا ۷۰ سالگی پدیده جنسی آنان وجود داشته باشد. در برخی روایات از جمله در وسائل‌الشیعه بیان شده که میل جنسی زنان گاهی ده برابر است؛ یا روایتی وجود دارد که اگر میل جنسی ده قسمت است، خداوند ۹ قسمت آن را به زنان داده است….[۴۷] شاهد مطلب این روایت است که فرمود «اِنّ الله جعل للمراة صبر عشرة رجال و اذا حاجت کاد لها قوة شهوة عشرة رجال»؛[۴۸] محل بحث کلمه حاجت است؛ معنای روایت این است که خدا برای زن، صبر ده مرد قرار داده است و زن می‌تواند به اندازه ده برابر مرد، نیاز جنسی خود را کنترل کند، ولی وقتی این میل و شهوت به حرکت بیفتد قدرت شهوت زن ده برابر مرد است. نسبت میل جنسی زنان و مردان اصولاً نیاز جنسی در مردان کاملاً متفاوت از نیاز جنسی در زنان است، به گونه‌ای که در اغلب مردان انگیزه اصلی در ازدواج و ارتباط با جنس مخالف خواسته یا ناخواسته، ارضای نیاز جنسی است، در حالی که در اغلب زنان این انگیزه عاطفی و روحی است. حتی بخش نیاز جنسی در آن‌ها هم ماهیتی دوگانه یعنی عاطفی جنسی دارد؛ یعنی در ماهیت و حقیقت این نیاز هم تفاوت آشکاری بین زنان و مردان وجود دارد. باید پذیرفت که در شدت و قدرت این نیاز بین زنان و مردان تفاوت آشکاری وجود دارد، به گونه‌ای که حتی در جوامع غربی که بیش‌ترین تحریکات و بیداری‌های جنسی وجود دارد و عدم تمایلات جنسی عامل اجتماعی ندارد، تفاوت بین زنان و مردان در نیاز جنسی امری کاملاً آشکار است تا حدی که در اکثر این کشورها میزان سرد مزاجی جنسی زنان تا حدود ۳۵ درصد جمعیت زنان را تشکیل می‌دهد، در حالی که این امر در مردان شاید به ۱۰ درصد هم نرسد.[۴۹]

بنابراین روایتی که می‌گوید شهوت زنان بیش از مردان است، روایت مطلق نیست؛ در زن میزان صبر بر شهوت برابر ده مرد است و می‌تواند این میل بسیار دیر به تحریک بیفتد، بنابراین وقتی شهوت زن اوج بردارد ده برابر مرد است نه اینکه به صورت مطلق این‌طور باشد. وجوه میل شهوانی و نه دوام و بقای آن در زنان بیشتر است به عبارت دیگر میزان التذاذ جنسی در زنان بیشتر از مردان است؛ بنابراین چون نیاز جنسی دائم مرد ده برابر زن است به همین دلیل در حکم شرعی ازدواج دائم و موقت هم تفاوت‌هایی برای او قائل شده‌اند.

مسئله دیگر اینکه میل جنسی زنان نسبت به مردان زمانی برانگیخته می‌شود که رابطه عاطفی برقرار شود؛ یعنی زن باید مرد را دوست داشته باشد؛ لذا جذابیت‌های اندام به اندازه‌ای که برای مردان مهم است، برای زنان اهمیت ندارد. همان‌طور که میل جسنی زنان بیشتر با شنیدن جملات عاشقانه و ابراز محبت تقویت می‌شود، در حالی که برای مردان دیدن اندام زن تحریک‌کننده است. زنان بیشتر در صدد تصرف قلب مردان و مردان بیشتر در صدد تصرف جسم زنان هستند. زن عموماً در انگیزش و هیجان جنسی کندتر است و غالباً یک مرد برای برآورده کردن نیاز جنسی یک زن کافی است مگر در شرایط خاص، غالب مشکلات خانوادگی هم به سبب ارضا نشدن مرد در نتیجه کندی و کم‌تحرکی زن است. به علاوه بیشتر بودن نیاز جنسی زن به هیچ وجه به معنای نیاز به تعدد شوهر برای رفع این نیاز نیست و اصولاً ماهیت زنان با این تمایل همخوانی ندارد و تحقیقات روان‌شناسی نیز ثابت کرده است که زنان بیش از مردان خواهان تک همسری و توجه کامل به یک همسر هستند.[۵۰]

نتیجه اینکه مفاد روایات و تحقیقات روانشناسان آن است که مردان در برابر شهوت جنسی ضعیف آفریده شده‌اند. آنان نمی‌توانند مدت زمانی بسیار در برابر فشار نیروی جنسی مقاومت کنند و آن را بی‌پاسخ بگذارند. شهید مطهری به این نتیجه تصریح می‌کند و می‌گوید: «مرد در مقابل غریزه از زن ناتوان‌تر است».[۵۱] روان‌شناسان نیز معتقدند که مردان در برابر غریزه جنسی مقاوم نیستند و در برابر مناظر تحریک‌آمیز به سرعت دچار طغیان شهوت می‌شوند. همچنین، مردان، خواستار ارتباط جنسی بیشتر هستند و زنان خواستار ارتباط جنسی عمیق‌تر هستند.[۵۲]

افول میل با فرزندداری

تفاوت دیگر آن است که معمولاً پیش می‌آید این است که زنان با فرزندداری بخش زیادی از عواطف و علائق خود را به فرزند خود معطوف می‌کنند و گاهاَ همین مسئله سبب می‌شود تا میل و علاقه جنسی آنان به همسرانشان کمتر شود. شاهد مسئله هم این است که وقتی زن کارش به طلاق برسد، به راحتی از مرد دست برمی‌دارد، ولی از فرزندش به راحتی دست نمی‌کشد. جالب اینکه در حیوانات هم این وضع وجود دارد؛ یعنی جنس ماده به اندازه‌ای که همبستری کوتاه با جنس نر رخ دهد، برایش کفایت کرده و وقتی بچه‌دار شد به کلی از جنس نر خود دست می‌کشد؛ در شیرها و حتی ببرها این وضع وجود دارد. البته باید یادآور شد که این عامل صد در صدی نیست و تا به حال هم با آمار دقیقی سنجیده نشده است بلکه این مورد به‌طور ضمنی و بر اساس تجربیات روزمره بیان شده است.

عوامل بهداشتی

بهداشت روحی

بررسی و مطالعه تاریخ نشانگر عدم تعددخواهی زن است مگر زنی که گناه‌پیشه است. دربارهٔ چنین زنی هم، بیش از نیاز جنسی، شرایط و نیاز اقتصادی است که او را وادار به این کار می‌کند تاریخ زن، یک تاریخ تک‌رابطه‌ای است، طبیعت زن خواهان رابطه منفرد است و نه رابطه متعدد. زن نمی‌تواند وجودش را بین دو مرد تقسیم کند. او می‌خواهد همه وجودش را به یک مرد بسپارد، وانگهی مشکلاتی که باعث می‌شود مرد چندهمسری شود اصلاً در زن وجود ندارد، بنابراین این مسئله با روحیه زن ناسازگار است و زن از نظر روحی آسیب خواهد دید.

بهداشت جسمی

بی‌شک ارتباط جنسی می‌تواند زمینه مناسب برای شکل‌گیری بیماری‌ها و عفونت‌های مختلف و انتقال آن را فراهم آورد این احتمال در ارتباطات متعدد جنسی بیشتر و خطرناکتر است. در این میان زن به لحاظ ساختار جسمی و فیزیکی (داشتن رحم که محل تجمیع ترشحات مرد است) و هم به خاطر فعل و انفعالات طبیعی رحمی (حیض و نفاس و…) قابلیت بیشتری برای دریافت، پرورش و انتقال بیماری‌ها و عفونت‌ها به همسر و فرزندان را دارد. اسپرم می‌تواند باکتری‌ها را منتقل سازد باکتری‌هایی از اندام تناسلی مرد یا زن که به‌طور منظم خود را به دنباله اسپرم می‌چسبانند. باکتری‌ها با این چرخش آزاد در طی رابطه جنسی زن و مرد نه تنها به واژن منتقل می‌شوند بلکه وارد رحم و لوله‌های رحم می‌شوند و به وجود آورنده سلول‌های غیر ایمن می‌گردند.[۵۳] تک همسری در زنان ضمن اینکه از نظر بهداشتی زمینه شکل‌گیری عفونت‌های خطرناک (که به وسیله ارتباط مکرر جنسی ممکن است در زن حاصل شود) را منتفی می‌کند زمینه انتقال آن به مرد دیگر یا فرزندان و… نیز منتفی می‌نماید.

عوامل اجتماعی

برخی علل تعدد زوجات (فزونی تعداد زنان)

عمده‌ترین علت چند زنی - که فزونی تعداد زنان آماده به ازدواج بر مردان آماده ازدواج است - به‌طور معمول در مورد چند شوهری وجود ندارد؛ بنابراین یکی از علت‌ها و حکمت‌های مهم تعدد زوجات در موضوع تعدد شوهر منسوخ و باطل می‌شود.[۵۴]

مصلحت حفظ نسل

تک همسری در مورد زن نوعی جلوگیری از مخلوط شدن نطفه‌ها در رحم زن و جلوگیری از آسیب‌های حقوقی، روانی، عاطفی و تربیتی در مورد نسل است. با تک همسری اگر فرزندی متولد شد، به‌طور یقین مشخص می‌شود که مربوط به چه کسی است و در نتیجه محارم، و حقوق و تکالیف پدر و بستگان (ارث، نفقه، ازدواج…) این فرزند معلوم می‌شود. این مطلب که با پیشرفت علوم ژنتیک و پزشکی و… امکان تشخیص فرزند در رحم یا نسب فرزند وجود دارد نیز نمی‌تواند مجوز چندهمسری زنان باشد چرا که اولاً، این یکی از حکمت‌های ممنوعیت چند همسری زنان است نه همه آن و نه علت آن. ثانیاً تشخیص پزشکی و علمی اموری خطاپذیر بوده که همواره امکان خطا در مورد آن می‌رود. ثالثاً، علوم تجربی با تمام پیشرفت خود امکان اثبات بی‌ضرر بودن رابطه متعدد جنسی زن را برای جنین شوهر اول یا دوم ندارد.

مصلحت نظام خانواده در پدر محوری

مصلحت اعضاء خانواده: خانواده اجتماعی کوچک است که زیربنای اصلی تعالی فرد و اجتماع بشر را تشکیل می‌دهد از این رو اهمیت بسزایی در اندیشه اسلامی دارد و از سازوکار ظریف و پیچیده‌ای تبعیت می‌کند که تمام جوانب مصالح فردی و خانوادگی و اجتماعی اعم از مصالح دنیوی و اخروی در ان لحاظ شده است. تربیت و پرورش فرزندان و زمینه سعادت و شقاوت دنیوی و اخروی آنها در خانواده شکل می‌گیرد. از طرف دیگر تقسیم کار ویژه‌ای برای اعضاء خانواده در نظر گرفته شده است که در ضمن آن وظایف و اختیاراتی برای پدر و مادر پیش‌بینی شده است. تعدد شوهر ضمن آنکه نقض کننده حقوق و اختبارات اوست در تربیت و تعالی روحی و روانی و تربیتی فرزندان تأثیر منفی بسزایی خواهد داشت.

نکته دیگری که وجود دارد این است که اسلام مصلحت نظام خانواده را در پدرمحوری[۵۵] می‌داند، با توجه به این که خانواده نیازمند سرپرست و مسؤول است و مرد قدرت بیشتری برای تحمل مسؤولیت دارد علاوه بر جنبه طبیعی از نظر اجتماعی نیز پذیرفته شده است و در این مسئله قدرت و توانائی جسمی فقط ملاک نیست بلکه محدودیت زن به لحاظ جنسی بارداری، شیر دهی و… موجب عدم آزادی در انجام بعض امور و قبول چنین مسؤولیتی می‌شود.

نظام خانوادگی پدرمحور با چندهمسری زنان سازگار نیست زیرا در این صورت نسب فرزندان تباه می‌شود و حتی در غرب هم این پذیرفته شده از این روست که زن بعد از ازدواج نام خانوادگی شوهر را می‌گیرد و فرزندان هم همین‌طور. پس نظام خانوادگی جهان، نظام پدرمحوری است و اساساً مدیریت خانوادگی مرد با مدیریت خانوادگی زن متفاوت و این امر تأثیر خود در تربیت فرزندان بسیار متجلی خواهد کرد.

پانویس

  1. رمضان‌نرگسی، «بازتاب چندهمسری در جامعه»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  2. مطهری، مجموعه آثار، 1377ش، ج‏19، ص300.
  3. غافر: 67؛ المؤمنون: 12؛ الصافات: 11؛ الرحمن: 14؛ الحجر: 26 ـ 33؛ الرحمن: 14؛ السجدة: 7؛ الصافات: 11؛ ص: 71؛ ص: 76؛ الذاریات: 33؛ آل‌عمران: 59؛ الکهف: 37؛ الحج: 5؛ الروم: 20؛ فاطر: 11؛ المؤمنون: 14.
  4. حجر: 28 ـ 30 و ص: 71 ـ 73 مومنون: 14.
  5. رمضان‌نرگسی، «بازتاب چندهمسری در جامعه»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  6. رمضان‌نرگسی، «بازتاب چندهمسری در جامعه»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  7. «تعدد زوجات در ادیان»، وب‌سایت پرسمان دانشگاهیان.
  8. مطهری، مجموعه آثار، 1377ش، ج‏19، ص338.
  9. مطهری، یادداشت‌ها، 1378ش، ج‏11، ص492.
  10. سوره نساء، آیه 34.
  11. «تعدد زوجات در ادیان»، وب‌سایت پرسمان دانشگاهیان.
  12. مطهری، مجموعه آثار، 1377ش، ج‏19، ص311.
  13. مطهری، مجموعه آثار، 1377ش، ج‏19، ص302.
  14. «تعدد زوجات در ادیان»، وب‌سایت پرسمان دانشگاهیان.
  15. «زن در دین یهود»، در وب‌سایت پرسمان دانشگاهیان.
  16. «تعدد زوجات در ادیان»، وب‌سایت پرسمان دانشگاهیان.
  17. قائم‌مقام فراهانی، «موقعیت زنان در دین زرتشتی بر اساس کتب فقهی و حقوقی»، 1392ش، ص116.
  18. رمضان‌نرگسی، «بازتاب چندهمسری در جامعه»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  19. «تعدد زوجات در ادیان»، وب‌سایت پرسمان دانشگاهیان.
  20. رمضان‌نرگسی، «بازتاب چندهمسری در جامعه»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  21. «نقش اجتماعی زن در دوره جاهلیت»، خبرگزاری میزان.
  22. مطهری، مجموعه آثار، 1377ش، ج‏19، ص346.
  23. رمضان‌نرگسی، «بازتاب چندهمسری در جامعه»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  24. مطهری، مجموعه آثار، 1377ش، ج‏19، ص299.
  25. مطهری، مجموعه آثار، 1377ش، ج‏19، ص347.
  26. مطهری، مجموعه آثار، 1377ش، ج‏19، ص303.
  27. قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص241.
  28. مطهری، مجموعه آثار، 1377ش، ج‏19، ص358.
  29. «تعدد زوجات در ادیان»، وب‌سایت پرسمان دانشگاهیان.
  30. رمضان‌نرگسی، «بازتاب چندهمسری در جامعه»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  31. خانی و دیگران، «بازپژوهی تحلیلی دلالت آیه 3 سوره نساء بر اصل تک‌همسری یا چندهمسری»، 1399ش، ص65.
  32. «چندهمسری ۳۰۰ هزار مرد ایرانی»، خبرگزاری کار ایران: ایلنا.
  33. «جهش چند همسری در ایران»، وب‌سایت روزنامه هفت صبح.
  34. «چندهمسری ۳۰۰ هزار مرد ایرانی»، خبرگزاری کار ایران: ایلنا.
  35. مطهری، مجموعه آثار، 1377ش، ج‏19، ص338.
  36. مطهری، مجموعه آثار، 1377ش، ج‏19، ص325.
  37. «تعدد زوجات در ادیان»، وب‌سایت پرسمان دانشگاهیان.
  38. مطهری، مجموعه آثار، 1377ش، ج‏19، ص317.
  39. «تعدد زوجات در ادیان»، وب‌سایت پرسمان دانشگاهیان.
  40. رمضان‌نرگسی، «بازتاب چندهمسری در جامعه»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  41. مطهری، مجموعه آثار، 1377ش، ج‏19، ص347.
  42. رمضان‌نرگسی، «بازتاب چندهمسری در جامعه»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  43. «تعدد زوجات در ادیان»، وب‌سایت پرسمان دانشگاهیان.
  44. زمینه روان‌شناسی هیلگارد. ج1. فصل 10 ص 692
  45. محمدبن الحسن الحرالعاملی، وسایل الشیعه، ج 20، ص 152
  46. مراجعه کنید به. زمینه روان‌شناسی هیلگارد. ج1. فصل 10
  47. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ترجمه و شرح سیدجواد مصطفوی، ج5، روایت ۲، ص ۳۳۸
  48. محمدبن علی بن بابویه قمی، الخصال، ج 2، ص 439
  49. رک: http://www.seemorgh.com/health/default.aspx
  50. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، تهران، 1374، ج19، ص 302.
  51. مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص 223
  52. ابراهام اسپرلینک، روان‌شناسی، ترجم، محی‌الدین بناب، ص 89
  53. برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به: جانت شیبلی هاید، روان‌شناسی زنان. ترجمه دکتر اکرم خمسه. ص347
  54. رجوع شود به صفحه ضرورت تعدد زوجات
  55. الرجال قوامون علی النساء

منابع

  • قرآن کریم
  • «تعدد زوجات در ادیان»، وب‌سایت پرسمان دانشگاهیان، تاریخ درج مطلب: ۲ آبان ۱۳۹۱ش.
  • «جهش چند همسری در ایران»، وب‌سایت روزنامه هفت صبح، تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۴۰۳ش.
  • «چندهمسری ۳۰۰ هزار مرد ایرانی»، خبرگزاری کار ایران: ایلنا، تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۴۰۳ش.
  • «زن در دین یهود»، در وب‌سایت پرسمان دانشگاهیان، تاریخ درج مطلب: ۲ اسفند ۱۳۹۴ش.
  • «نقش اجتماعی زن در دوره جاهلیت»، خبرگزاری میزان، تاریخ درج مطلب: ۲۸ اسفند ۱۳۹۵ش.
  • ابراهام اسپرلینک، روان‌شناسی، ترجم، محی الدین بناب
  • جانت شیبلی هاید، روان‌شناسی زنان. ترجمه دکتر اکرم خمسه
  • خانی، محمدرضا و دیگران، «بازپژوهی تحلیلی دلالت آیه ۳ سوره نساء بر اصل تک‌همسری یا چندهمسری»، پژوهش‌های قرآنی، سال ۲۵، شماره۲، تابستان ۱۳۹۹ش.
  • رمضان‌نرگسی، رضا، «بازتاب چندهمسری در جامعه»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۲۷ اسفند ۱۳۸۸ش.
  • روان‌شناسی هیلگارد. ج۱
  • قائم‌مقام فراهانی، ناهید السادات، «موقعیت زنان در دین زرتشتی بر اساس کتب فقهی و حقوقی»، دو فصلنامه هفت آسمان، دوره پانزدهم، شماره ۶۰، اسفند ۱۳۹۲ش.
  • قرائتی، محسن، ‏ تفسیر نور، تهران، ‏ مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، ‏۱۳۸۳ش. ‏
  • محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ترجمه و شرح سیدجواد مصطفوی، ج۵
  • محمدبن الحسن الحرالعاملی، وسایل الشیعه، ج ۲۰
  • محمدبن علی بن بابویه قمی، الخصال، ج ۲
  • مرتضی مطهری، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، تهران، ۱۳۷۴، ج۱۹
  • مطهری، مرتضی، ‏مجموعه آثار، تهران- قم‏، صدرا، ۱۳۷۷ش‏.
  • مطهری، مرتضی، ‏یادداشت‌های شهید مطهری، ‏ تهران- قم‏، صدرا، ۱۳۷۸ش‏.