بَداء در زمان ظهور امام مهدی؛ تجلی فرمان الهی در تغییر سرنوشتِ مقدرِ آن دوران بر اساس مشیت، حکمت و علم ازلی خداوند.

با توجه به گستره مفهومی بداء در کلام امامیه و تأکید روایات بر حتمیت نشانه‌های پنج‌گانه، بداء در اصل ظهور، زمان ظهور و نشانه‌های حتمی راه ندارد. بداء فقط در امور غیرحتمی و در ویژگی‌های فرعی نشانه‌ها مانند زمان دقیق یا مکان وقوع قابل پذیرش است. شکل‌گیری بداء در امور غیرمحتوم، نه‌تنها آسیبی به معارف دینی وارد نمی‌سازد، بلکه با تکیه بر علم ازلی و مشیت الهی، تأیید و تأکیدی بر قدرت، اراده و حکمت خداوند در تدبیر عالم است و هیچ‌گونه تعارضی با آموزه‌های مهدویت ندارد. از این‌رو، حتمیت در خود بداء مطرح نیست و نمی‌توان گفت امکان بداء در نشانه‌ها به معنای نقض غرض در بیان نشانه‌ها و یا تغییر شمولی تمامی نشانه‌های مطرح‌شده در روایات است.

مفهوم‌شناسی

بداء بر وزن «سماء»، اسم مصدر ماده بدو و به معنای آشکار شدن است.[۱][۲]‌‌‌‌‌ در اصطلاح کلام بداء به معنی دگرگون شدن و تبدیل رأیی به رأی دیگر آمده است.[۳][۴] در اصل مسئلة نسخ و بداء نزاع و اختلافی لفظی میان شیعه و اهل‌سنت است.[۵] در دیدگاه‌های کلامی شیعه، تعیین زمان دقیق برای ظهور با مفهوم بَداء، منافات دارد.[۶] زمان قطعی و حقیقی ظهور منحصراً در علم خداوند است و آگاهی امامان مشمول بداء می‌شود و تغییرپذیر است.[۷]

بداء در مهدویت

بر اساس برخی روایات، بداء در مباحث مربوط به ظهور براساس وجود دو نوع لوح محفوظ و محو و اثبات مطرح شده،[۸] اما به دلیل اینکه نشانه‌های یادشده در روایات، قطعی و غیرقابل تغییر معرفی شده‌اند، این مفهوم با هيچ‌یک از بحث‌های سه‌گانه مربوط به ظهور مانند اصل، زمان و نشانه‌ها ارتباطي ندارد.[۹] مهمترین اشکال مخالفان بداء مانند عبدالله بن احمد کعبی بلخی[۱۰] و فخر رازی،[۱۱] تعارض این آموزه با علم الهی است که این اشکالات ناشی از قیاس خداوند با انسان و استناد به روایات ضعیف و یا تفسیر نادرست از احادیث دانسته شده است.[۱۲]

بداء در اصل ظهور

ظهور و قيام امام مهدی از وعده‌های خداوند است و هرگز در آن تخلف صورت نمی‌گيرد و روايات پرشماری[۱۳][۱۴][۱۵][۱۶] بر حتمی بودن آن تأكيد كرده است. در رواياتی چند قيام جهانی او از بزرگترین پدیده‌هایی است كه به طور قطع در پايان دوران و آستانة رستاخيز شكل می‌گیرد. امکان ندارد خداوند دنيا را به پايان برد و ظهور امام مهدی محقق نشود. هیچ‌یک از متکلمان امامیه نيز به چنين ديدگاهی و نه در بداء در اصل ظهور اشـاره نكـرده است.[۱۷]

بداء در زمان ظهور

بر اساس روایات، در مورد زمان ظهور دو دیدگاه عرضه شده است. دیدگاه نخست، ظهور، امری اختیاری است که مردم در آن نقش دارند و زمان آن را رفتار افراد تعیین می‌کند. دیدگاه دوم، زمان ظهور در اختیار خدا است و تقدیم و تأخیری در آن وجود ندارد.[۱۸] در راستای مسئله بداء، با توجه به دیدگاه دوم، فقط زمان ظهور در علم و اراده خداوند قرار دارد. ادعای بداء در زمان ظهور امام مهدی نه با معنای اصطلاحی بداء سازگاری دارد؛ زیرا زمانی برای ظهور تعيين نشده و كسی از آن آگاهی ندارد، تا خلاف آن صورت پذيرد و نه از طريق روايت ياد شده می‌توان آن را اثبات كرد.[۱۹]

بداء در نشانه‌های ظهور

نشانه‌های ظهور در منابع اسلامی به نشانه‌های حتمی و غیرحتمی تقسیم شده است.[۲۰] وقوع بداء در نشانه‌های غیرحتمی مورد اتفاق همۀ دانشمندان جهان اسلام است. اما دربارۀ وقوع بدا در نشانه‌های حتمی ظهور،[۲۱] بررسی روایت منقول در کتاب الغیبۀ نعمانی از امام جواد،[۲۲] مبنی بر امکان بداء در نشانه‌های حتمی ظهور، سه دیدگاه مطرح شده است.[۲۳][۲۴]

نفی بداء در نشانه‌های حتمی ظهور

آیات به طور اعم و روایات به اخص بر اینکه زمان ظهور قابل تغییر است، دلالت دارند و از این‌رو، زمان نشانه‌های ظهور هم به تبع اصل ظهور قابل بداء و تغییر خواهند بود. با توجه به این مسئله که نشانه‌های حتمی متصل به زمان قیام و برخی در ظهور تا قیام اتفاق می‌افتند، پس از جهت بداءپذیری در اوصاف متفاوت و مانند خود ظهور نیستند.[۲۵][۲۶] پنج نشانه‌ی حتمی ظهور مانند خروج و قیام سفیانی، یمانی، صیحه آسمانی، قتل نفس زکیه و فرو رفتن در سرزمین بیداء به دلیل تأکید روایات بر واژه‌ی محتوم[۲۷] به معنای اجتناب‌ناپذیر، غیرقابل‌تغییر هستند؛[۲۸] تغییر آنها هدف اصلیِ شناسایی امام مهدی را از بین می‌برد و با حکمت الهی ناسازگار است.

براساس این دیدگاه، سند روایت یاد شده، ضعیف است[۲۹] و قدرت تعارض با تعداد فراوان احادیث مبنی بر وقوع قطعی نشانه‌های حتمی را ندارد. این روایت، خبر واحد است، و در مقابل روایاتی که قیام سفیانی را از نشانه‎‌های حتمی مطرح کردند، مستفیض و نزدیک به تواتر هستند،[۳۰] نمی‌تواند معارضه کند. برحسب پذیرش سند روایت، ممکن است این روایت در شرایط خاصی مثل تقیه صادر شده باشد. همچنین پذیرش بداء در نشانه‌های حتمی، تقسیم‌بندی روایی علائم به حتمی و غیرحتمی را لغو و بی‌معنا می‌سازد و با حدیث امام باقر که سفیانی را از امور حتمی و تغییرناپذیر دانسته، ناسازگار است.[۳۱]

پذیرش بداء در نشانه‌های حتمی ظهور

روایت امکان بداء در نشانه‌های حتمی ظهور، چون موافق قرآن است، قابل پذیرش است. برخی فقهای شیعه بر اساس آیه ۳۹ سوره رعد معتقدند[۳۲][۳۳][۳۴] حدیث منقول از امام جواد مبنی بر امکان بداء و تغییر در نشانه‌های حتمی ظهور از جمله سفیانی، چون موافق قرآن است، باید آن را پذیرفت.[۳۵] این دیدگاه با عقل، فلسفهٔ اعلام نشانه‌ها به‌عنوان امور مقدماتی، روایات دعا در تعجیل ظهور و روایات ناگهانی بودن ظهور، هماهنگ است.[۳۶]

جمع بین حدیث امام جواد با روایات متواتر

این دیدگاه درصدد آن است با ارائه دو تفسیر، میان روایت امام جواد و روایات متواتر بر حتمیت نشانه‌ها، وحدت ایجاد کند.[۳۷] علی‌ کورانی واژهٔ محتوم را به معنای حتمی از سوی خدا و نه حتمی بر خدا تفسیر می‌کند[۳۸] علامه مجلسی نیز آن را به ویژگی‌های حادثه و نه اصل وقوع تفسیر کرده است.[۳۹] از سوی دیگر، تغییر این نشانه‌ها به غفلت مردم و تکذیب الهی می‌انجامد که محال است. بنابراین بداء در نشانه‌های حتمی راه ندارد و تنها در امور غیرحتمی[۴۰] و اوصاف زمانی یا مکانیِ نشانه‌های حتمی تا جایی که اصل نشانه بودن آن نشانه‌های حتمی دچار مشکل نشود، تغییر زمانی و مکانی اشکالی ندارد. در غیر این صورت در آنان نیز بداء جایز نیست.[۴۱] بنابراین ظهور امام مهدی یک زمان قطعی و غیرقابل بداء ندارد و تشویق اهل‌بیت به دعا برای فرج بیانگر آن است که ظهور یک زمان مشخص غیرقابل تغییر ندارد، بلکه قابل تغییر و تقدم و تأخر است.[۴۲]

ابعاد اجتماعی بداء در زمان ظهور

بر اساس مبانی اعتقادی و روایات، مسئله بداء در زمان ظهور با ابعاد اجتماعی و نقش‌آفرینی مردم پیوندی عمیق دارد. این پیوند از چند جهت قابل بررسی است.[۴۳][۴۴]

نقش مردم در تعجیل یا تأخیر ظهور

یکی از مهمترین ابعاد اجتماعی بداء، تأثیرپذیری زمان ظهور از رفتار و اراده جمعی مردم است. بر اساس دیدگاهی که تعجیل در ظهور را تنها پس از اثبات تغییرپذیری زمان ظهور امکان‌پذیر می‌داند، مردم با اعمال و رفتار خود می‌توانند در تعجیل یا تأخیر ظهور نقش داشته باشند.[۴۵] این دیدگاه بر اساس روایاتی مانند روایت امام صادق شکل گرفته که به تأثیر عوامل انسانی بر زمان وقوع ظهور اشاره دارند.[۴۶] بر این اساس، اگر مردم به وظایف خود در دوران غیبت عمل کنند و زمینه‌های فردی و اجتماعی ظهور را فراهم آورند، امکان تعجیل در فرج وجود دارد که خود مصداقی از تحقق بداء در زمان ظهور محسوب می‌شود. روایات فراوانی بر سفارش به دعا برای تعجیل فرج تأکید کرده‌اند که این خود گواه بر تأثیرپذیری زمان ظهور از خواست و اراده جمعی مؤمنان است. اعتقاد به بداء، با ایجاد حس پویایی، نشاط و امید به آینده‌ای بهتر در انسان‌ها، آنان را به سوی انجام اعمال نیکو و دعا برای تغییر سرنوشت خویش تشویق می‌کند و این خود عاملی برای تعجیل در فرج و تحقق بداء در زمان ظهور است.[۴۷]

خودسازی و آمادگی فردی و اجتماعی

انتظار در اندیشه شیعی به‌عنوان یک کنش فعال و مسئولانه تلقی می‌شود. این نگاه، برخلاف برداشت‌های منفعلانه، با اصلاح فردی، تربیت اخلاقی و مشارکت اجتماعی پیوند دارد. تحقق ظهور در پیوند با سنن الهی و آمادگی اخلاقی و اجتماعی جامعه معنا می‌یابد و هر اندازه زمینه‌های فردی و اجتماعی برای پذیرش حکومت عدل جهانی فراهم آید،[۴۸] امکان تغییر زمان ظهور و تسریع در فرج بیشتر خواهد بود.[۴۹] خودسازی فردی با کسب معرفت مانند خودشناسی، خداشناسی، امام‌شناسی و دشمن‌شناسی، آغاز می‌شود و در بُعد اجتماعی به همدلی و وفاداری به آرمان‌های امام مهدی می‌انجامد؛ چنانکه این دو عنصر کلیدی مهمترین مانع ظهور دانسته شده است.[۵۰]

دعا و استغاثه جمعی

تأکید بر «اَکْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ، فاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ»[۵۱][۵۲] نشان می‌دهد که دعا نه تنها یک عمل فردی، بلکه یک وظیفه اجتماعی است که با مشارکت جمعی می‌تواند در تقدیر زمانی ظهور تأثیر بگذارد.[۵۳] همچنین صدها آثار و فواید خواندن دعا برای فرج،[۵۴] مانند استجابت دعا، دفع بلاها، آمرزش گناهان، اظهار محبت قلبی و نجات یافتن از فتنه‌های آخرالزمان نشان از جایگاه اجتماعی این دعاها در میان جامعه منتظر دارد.[۵۵]

زمینه‌سازی و ایجاد بستر اجتماعی

بر اساس این دیدگاه، تحقق ظهور بدون وقوع برخی نشانه‌ها ممکن است که این خود مصداقی از بداء در نشانه‌های حتمی است.[۵۶] از منظر روایی، غیبت دو جنبة حفاظتی و تربیتی دارد؛ از سویی جان امام از خطر دشمنان حفظ می‌شود و از سویی جامعه به بلوغ فکری و اخلاقی می‌رسد. غیبت پلی میان ظلم و عدالت است و منتظران با انتظار آگاهانه و اصلاح فردی و اجتماعی برای بهبود جهان، زمینه را برای ظهور فراهم می‌آورند.[۵۷]

پانویس

  1. ابن منظور، لسان العرب، ۱۴:‎ ۶۶.
  2. راغب اصفهانی، المفردات، ۱۱۳.
  3. دایره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۱:‎ ۵۰۳.
  4. مولایی‌نیا، ««بررسی مسئله «بداء» از دیدگاه فریقین در قرآن و سنّت»»، پژوهش‌نامه مذاهب اسلامی، ۵۴.
  5. مفید، أوائل المقالات في المذاهب و المختارات، ۸۰.
  6. ولی‌زاده، «کنکاشی در زمینه تعیین احتمالی زمان ظهور»، انتظار موعود، ۸۵-۸۶.
  7. گودرزی، «تعیین وقت برای ظهور (توقیت)»، مشرق موعود، ۶۱-۶۲.
  8. مجلسی، مرآة العقول، ۲:‎ ۱۳۲.
  9. سلیمیان، «ارتباط بداء با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»، انتظار موعود، ۸۹.
  10. کعبی بلخی، تفسیر ابی‌القاسم الکعبی البلخی، ۲:‎ ۴۰.
  11. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۹:‎ ۵۲.
  12. برنجکار، ترجمان، «آموزۀ بداء و علم الهی»، علوم حدیث، ۲۲.
  13. صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ۲:‎ ۵۹.
  14. طوسی، الغیبة، ۱۸۲.
  15. ترمذی، سنن ترمذی، ۴:‎ ۵۰۵.
  16. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۲:‎ ۲۲۷.
  17. سلیمیان، «ارتباط بداء با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»، انتظار موعود، ۹۶-۹۷.
  18. سلیمیان، «ارتباط بداء با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»، انتظار موعود، ۹۷-۹۸.
  19. سلیمیان، «ارتباط بداء با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»، انتظار موعود، ۱۰۸.
  20. مفید، الارشاد، ۲:‎ ۳۷۰.
  21. زهادت، معارف و عقاید ۵، ۲:‎ ۲۶۲.
  22. نعمانی، الغیبه، ۳۰۳.
  23. خالد، «تحلیل مهدویت (ظهور، بداء، حکومت مهدوی) در احادیث امام جواد علیه‌السلام»، مطالعات حدیث‌پژوهی، ۶۴.
  24. «آیا در نشانه‌های حتمی ظهور و یمانی، امکان «تغییر»، «بداء» و «عدم وقوع» مطرح است»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  25. هادی‌زاده، توحید، «بداء و نشانه‌های حتمی ظهور»، مشرق موعود، ۱۱۱.
  26. طاهری دهنوی، جلالی، «تحلیل و بررسی روایات علائم حتمی ظهور و بداءپذیری در آنها»، سیویلیکا.
  27. خوشنویس‌زاده اصفهانی، «بررسی تحلیلی نشانه‌های حتمی‌الوقوع ظهور امام مهدی علیه‌السلام در روایات»، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه اصفهان، ۵۰-۵۴.
  28. طاهری دهنوی، جلالی، «تحلیل و بررسی روایات علائم حتمی ظهور و بداءپذیری در آنها»، سیویلیکا.
  29. نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ۶:‎ ۴۲۲.
  30. صافی گلپایگانی، پاسخ به ده پرسش، ۳:‎ ۸۸.
  31. پورسعیدی، «نسخ و بداء در ظهور و علایم ظهور منجی عالم و بررسی اتهام فخررازی و توابعش به شیعیان»، سخن جامعه، ۱۴.
  32. محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام مهدی، ۷:‎ ۴۳۲.
  33. برنجکار، ترجمان، «آموزۀ بداء و علم الهی»، علوم حدیث، ۳۶.
  34. طباطبایی، المیزان، ۱۱:‎ ۳۸۱.
  35. پورسعیدی، «نسخ و بداء در ظهور و علایم ظهور منجی عالم و بررسی اتهام فخررازی و توابعش به شیعیان»، سخن جامعه، ۱۳-۱۴.
  36. صبایی، شاکر و رضوی، «امکان پیدایشی دیگر در نشانه‌های حتمی ظهور»، تحقیقات کلامی، ۷۹-۸۱.
  37. پورسعیدی، «نسخ و بداء در ظهور و علایم ظهور منجی عالم و بررسی اتهام فخررازی و توابعش به شیعیان»، سخن جامعه، ۱۴.
  38. پورسعیدی، «نسخ و بداء در ظهور و علایم ظهور منجی عالم و بررسی اتهام فخررازی و توابعش به شیعیان»، سخن جامعه، ۱۴-۱۵.
  39. مجلسی، بحارالانوار، ۵۲:‎ ۲۵۱.
  40. سلیمیان، «ارتباط بداء با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»، انتظار موعود، ۱۰۹-۱۱۳.
  41. هادی‌زاده، توحید، «بداء و نشانه‌های حتمی ظهور»، مشرق موعود، ۱۱۳.
  42. آیتی، تأملی در نشانه‌های حتمی ظهور، ۳۴-۴۳.
  43. ترجمان، «بداء؛ پاسخ به شبهات دکتر ناصر القفاری و آثار فردی و اجتماعی اعتقاد به آن»، مطالعات فرهنگی قرآن، ۳۳۳.
  44. صمدی، «نقش مردم در تعجیل ظهور»، مشرق موعود، ۶۱-۶۲.
  45. صمدی، «نقش مردم در تعجیل ظهور»، مشرق موعود، ۵۸-۵۹.
  46. مجلسی، بحارالانوار، ۵۲:‎ ۱۳۲.
  47. ترجمان، «بداء؛ پاسخ به شبهات دکتر ناصر القفاری و آثار فردی و اجتماعی اعتقاد به آن»، مطالعات فرهنگی قرآن، ۳۳۳-۳۳۷.
  48. آزادمنش، «نقش انتظار در آمادگی برای ظهور امام زمان(عج)»، سیویلیکا.
  49. صمدی، «نقش مردم در تعجیل ظهور»، مشرق موعود، ۶۰.
  50. «مهم‌ترین عوامل در زمینه‌سازی ظهور و برطرف کردن موانع آن کدامند؟»، امام مهدی(علیه السلام) کیست؟.
  51. صدوق، کمال‌الدین و تمام‌النعمة، ۱:‎ ۴۸۵.
  52. طوسی، الغیبة، ۲۹۲-۲۹۳، ح۲۴۷.
  53. «تاکید بر دعای جمعی برای تعجیل فرج امام زمان(عج) در روز اربعین»، قم نیوز.
  54. موسوی‌اصفهانی، مکیال‌المکارم فی فوائد الدعاء للقائم،، ۲:‎ ۴۹۴.
  55. «آثار و فایده‌های خواندن دعای سلامتی امام زمان(عج)»، بیتوته.
  56. هادی‌زاده، توحید، «بداء و نشانه‌های حتمی ظهور»، مشرق موعود، ۱۱۲-۱۱۳.
  57. فراهانی، «چرا امام زمان(عج) غایب شد؟»، توکا مگ.

منابع