پیش‌نویس:مادها

نسخهٔ تاریخ ۶ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۳۳ توسط محمدمهدی سعیدی (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''<big>مادها:</big> پدیدآورندگان نخستین تشکّل سیاسی فراگیر در غرب فلات ایران.''' مادها، نخستین گروه از اقوام ایرانی‌زبان، در غرب فلات ایران موجودیتی سیاسی پدید آوردند که بازسازی هویت آن، به دلیل فقدان منابع بومی، عمدتاً بر متون آشوری، بابلی و روا...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مادها: پدیدآورندگان نخستین تشکّل سیاسی فراگیر در غرب فلات ایران.

مادها، نخستین گروه از اقوام ایرانی‌زبان، در غرب فلات ایران موجودیتی سیاسی پدید آوردند که بازسازی هویت آن، به دلیل فقدان منابع بومی، عمدتاً بر متون آشوری، بابلی و روایات یونانی متکی است. قلمرو آنان در زاگرس مرکزی شکل گرفت و اقتصادشان با تکیه بر دامداری، به‌ویژه پرورش اسب، و تجارت واسطه‌ای، زمینه‌ساز ظهور پادشاهی متحد شد. تاریخ سیاسی‌شان با اتحاد قبایل علیه آشور آغاز گردید و در عصر هووخشتره به اوج رسید، و با شورش کوروش دوم و سقوط هگمتانه در ۵۵۰ پ.م. پایان یافت. ساختار حکومت، ترکیبی از سلطنت موروثی و قدرت اشراف بود و نهادهای شورایی نیز در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت داشتند. جامعه طبقاتی و معیشت بر دامداری، کشاورزی و تجارت استوار بود. دین هم ترکیبی از باورهای کهن هندوایرانی و بین‌النهرینی بود که در آن ایزدانی چون میترا پرستش می‌شد. هنرشان نیز سبکی التقاطی متأثر از آشور و اورارتو بود. زبان مادی، با وجود فقدان سنت مکتوب بومی، وام‌واژه‌های بسیاری در فارسی باستان و دیگر زبان‌های منطقه باقی گذاشته است. علاوه بر آن میراث اداری و فرهنگی مادها، در نظام ساتراپی هخامنشی، پوشاک درباری، و حافظهٔ تاریخی منطقه تداوم یافته است.

واژه‌شناسی ماد

واژهٔ ماد در منابع گوناگون به صورت‌های متفاوتی ضبط شده است. در کتیبه‌های پارسی باستان به‌صورت مادَ در منابع ایلامی هخامنشی مَتَه‌په و در منابع آرامی مَد آمده است. یونانیان کهن آن را مدوی و ارمنیان مارک نوشته‌اند[۱][۲][۳] در دورهٔ اسلامی، این نام به‌شکل ماه (در ماه‌کوه یا ماکو) تداوم یافته است.[۴]

در نبشته‌های نوآشوری، نخست آمَد و سپس مَدَ و مَتْ به‌کار رفته استمتون بابلی نو نیز اصطلاح اومان‌مَندا را برای اشاره به مادها ثبت کرده‌اند.[۲] در منابع بابلی، اصطلاح گوتیوم نیز گاه به‌عنوان یک عنوان کلی برای اشاره به ساکنان غرب ایران، به‌ویژه مادها، به‌کار رفته است.[۵] دیاکونوف اصطلاح اومان‌ماندا را به معنای ماد آریایی تفسیر کرده است.[۶] این تنوع نشان می‌دهد آشوریان و بابلیان با گروه‌های پراکنده‌ای سروکار داشته‌اند که زیر یک عنوان کلی جای می‌گرفتند.

داده‌های موجود هم برای تعیین ترکیب قومی‑زبانی این گروه‌ها کافی نیستند. از سویی دیگر دیاکونوف با اشاره به اینکه واژۀ ماد ریشه‌شناسی روشنی در زبان‌های ایرانی ندارد، نتیجه می‌گیرد که نمی‌توان همۀ کسانی را که ماد خوانده می‌شده‌اند، لزوماً ایرانی‌زبان دانست.[۳] آنچه روشن است، آن است که عنوان ماد در متون آشوری شامل جمعیت‌های غیرهندواروپایی نیز می‌شده است[۷] بنابراین، ماد در اصل بر یک قلمرو سرزمینی دلالت داشته است، نه یک ملت متحد قومی‑زبانی.

منبع‌شناسی

بنیادی‌ترین مشکل در شناخت مادها، نبود اسناد مکتوب از خود آنان است. از زبان مادها، جز چند نام از پادشاهان، سرداران و شهرها داده‌ای باقی نمانده است[۸] و از شاهان آنان نیز کتیبه‌ای به دست نیامده است[۹]. این وضعیت، پژوهشگران را ناگزیر به اتکای کامل به منابع بیرونی مانند اسناد آشوری نو و بابل نو، شهادت هرودوت و دیگر نویسندگان یونانی، کتیبه‌های هخامنشی و کتاب مقدس ساخته است.[۱۰]تنها آثار مکتوب یافت‌شده از قلمرو ماد، قطعه کوچکی از نقره با چند نشانهٔ ناقص میخی از تپه نوشیجان و لوح برنزی موسوم به سیل‌سیروخ در نزدیکی همدان است که هیچ‌یک را نمی‌توان با قطعیت به عنوان سند بومی مادی پذیرفت.[۱۱][۱۲]

نخستین اشارهٔ قطعی به نام مادها در سالنامهٔ شلمانسر سوم (حدود ۸۳۵ پ.م.) ثبت شده است؛[۱۳][۱۴] در این میان مجموعه کتیبه‌های سلطنتی آشور، بزرگترین داده‌های تاریخی دربارهٔ مادها را در بر دارد[۱۵] البته این متون از وجود یک دولت واحد مادی سخن نمی‌گویند، بلکه چشم‌انداز سیاسی متشکل از قلمروهای کوچک با شاهان محلی متعدد را به تصویر می‌کشند.[۱۶] منابع بابلی نیز اطلاعات ارزشمندی ارائه می‌دهند، از جمله اشاره به سقوط نینوا در ۶۱۲ پ.م. و تصرف هگمتانه توسط کوروش در حدود ۵۵۰ پ.م.[۱۷] اما در فاصلهٔ میان این دو رویداد، تقریباً دربارهٔ مادی‌ها ساکت هستند[۱۸]

در این میان روایت‌های مورخان یونانی، به‌ویژه هرودوت در مدیکوس لوگوس، مهم‌ترین منابع برای بازسازی تاریخ مادها محسوب می‌شوند[۱۹] هرودوت حدود یک سده پس از سقوط مادها می‌نوشت و اطلاعات خود را از منابع شفاهی اخذ کرده بود[۲۰] تفاوت بنیادین تصویر منابع آشوری از مادها مبنی بر حکومت‌های محلی متعدد، با روایت هرودوت مبنی بر یک پادشاهی واحد، اعتبار تاریخی روایت هرودوت را زیر سؤال برده است[۲۱] در این زیمنه پژوهشگرانی چون رولینگر تصریح می‌کنند که منابع خط میخی از دیدگاه وجود یک امپراتوری ماد پشتیبانی نمی‌کنند و روایت هرودوت احتمالاً بازسازی یک حافظه ملی برساخته در دورهٔ هخامنشی است[۲۲][۲۳] در مجموع، رویکرد محتاطانه، روایت هرودوت را تلفیقی از حافظهٔ تاریخی، سنت‌های شفاهی تحریف‌شده، و الگوهای تاریخ‌نگاری یونانی می‌داند[۲۴]

در کنار منابع نوشتاری، باستان‌شناسی نیز شواهد محدودی به دست داده است. مهم‌ترین محوطه‌های منتسب به دورهٔ ماد، از جمله تپه نوشیجان، گودین‌تپه و باباجان، آثاری از دژها و نیایشگاه‌ها را آشکار ساخته‌اند[۲۵][۲۶] با این حال، تاکنون هیچ مدرک مستندی مبنی بر مادی بودن محوطهٔ هگمتانه به دست نیامده و قدیمی‌ترین لایهٔ آن مربوط به دورهٔ اشکانی است.[۲۷] کتیبه‌های هخامنشی، به‌ویژه کتیبهٔ بیستون، نیز اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ جایگاه مادها در دورهٔ هخامنشی ارائه می‌دهند اما این منابع، تصویر مادها از نگاه فاتحان پارسی را منعکس می‌کنند و نمی‌توانند جایگزین اسناد بومی مفقودشدهٔ مادی شوند.[۲۸]

منابع

فیرزوی، سورنا؛ رسولی، آرزو؛ سعادت‌مهر، محمد‌امین (۱۴۰۲). ««کَشتَریتو»؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او» (PDF). مطالعات ایرانی. بیست و دوم (۴۴): ۴۱۵–۴۶۰.

  1. ملک‌زاده، «مدن و فرهنگ ایران در زمان مادها»، دانشکده، ۱۳۴.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ فیروزی، رسولی و سعادت‌مهر، «کَشتَریتو؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او»، مطالعات ایرانی، ۴۱۶‑۴۱۷.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ جلیلیان، «بنیاد شهریاری در تاریخ ماد»، پژوهش‌نامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی، ۷۸.
  4. حسن جاف، «بازماندگان ماد»، بررسی‌های تاریخی، ۴۶،۵۲.
  5. ملازاده، «حضور مادی‌ها در مناطق مرکزی میان‌رودان...»، مطالعات باستان‌شناسی، ۱۹۴.
  6. ملازاده و طاهری دهکردی، «مطالعۀ جغرافیای تاریخی ماد، پیش از تشکیل پادشاهی و گسترش آن»، تاریخ اسلام و ایران، ۱۵۰.
  7. Rossi, Persian Religion in the Achaemenid Period, 462.
  8. ریپکا، تاریخ ادبیات ایران، ۳۹.
  9. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۲۱۹.
  10. Zournatzi, The Herodotus Encyclopedia, 2:‎ 870.
  11. زرین‌کوب، «بنیان گذاری اتحاد مادها و اهمیت منبع شناسی آن»، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ۱۰۰.
  12. واترز، «یادداشت‌هایی در باره مادها و پادشاهی شان»، مطالعات ایران کهن، ۳۱.
  13. حمدالله‌زاده، «روند شکل‌گیری حکومت مادها بر اساس کتیبه‌های آشورنو...»، پیام باستان‌شناس، ۴۲.
  14. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۱۶۹.
  15. لیورانی، «ظهور و سقوط مادها»، مطالعات ایران کهن، ۱۸.
  16. بادامچی، «تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی»، پژوهش‌های علوم تاریخی، ۳۳-۳۴.
  17. Zournatzi, The Herodotus Encyclopedia, 2:‎ 871.
  18. ملازاده، «حضور مادی‌ها در مناطق مرکزی میان‌رودان...»، مطالعات باستان‌شناسی، ۱۹۲-۱۹۳.
  19. Zournatzi, The Herodotus Encyclopedia, 2:‎ 870.
  20. نیکجو، «اهمیت اجتماعی مبارزات قوم ماد بر علیه توسعۀ نفوذ سیاسی دولت مقتدر آشور...»، جستارهای نوین ادبی، ۷۳۲.
  21. طاهری دهکردی، تاریخچۀ مطالعات دورۀ ماد...، ۲:‎ ۶۰۷-۶۰۸.
  22. رولینگر، «امپراتوری ماد، لشکرکشی کوروش کبیر و پایان اورارتو...»، مطالعات ایران کهن، ۲.
  23. دریایی، تاریخ و هویت مادها، ۴۹۲.
  24. زرین‌کوب، «بنیان‌گذاری اتحاد مادها و اهمیت منبع‌شناسی آن»، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ۱۰۳-۱۰۴.
  25. ملازاده و دیگران، «بررسی تناسبات و نظام پیمون در معماری دوره ماد...»، جستارهای باستان‌شناسی ایران پیش از اسلام، ۷۹.
  26. Radner, The Oxford Handbook of Ancient Iran, 451-450.
  27. احمدی، «در جستجوی هگمتانه...»، پژوهشنامۀ ایران باستان، ۱۳.
  28. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۲۱۶.