ایران در دوران قاجاریه؛ دورهای از تاریخ ایران با حاکمیت دودمان قاجار، همراه با تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که زمینهساز گذار از نظام سنتی به ساختارهای نوین شد.
ایران در دوره قاجار با حفظ ظاهر حکومت متمرکز، شاهد تحولات متعددی در عرصههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بود. در این دوره، نفوذ قدرتهای خارجی و آشنایی با تمدن غرب، به شکلگیری آگاهیهای نوین در میان نخبگان انجامید و مفاهیمی چون وطن، ملت و قانون، بهتدریج در گفتمان سیاسی جای گرفت و هویت ملی را از چارچوب صرفاً سنتی به سوی بازتعریف مدرن سوق داد. جامعه قاجار ساختاری طبقاتی داشت و روحانیون با نفوذ گسترده، نقش مؤثری در عرصههای اجتماعی و سیاسی ایفا میکردند؛ تودههای مردم نیز با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی، سبک زندگی خاص خود را دنبال میکردند و زنان نیز با وجود محدودیتهای مرسوم در جامعۀ سنتی، در برخی طبقات به آموزش و آگاهی دست یافتند. نظام سیاسی مبتنی بر ساختار شاهانه و دیوانسالاری بود که در دورههایی با تلاشهای اصلاحی همراه شد، هرچند این اقدامات با موانعی روبهرو گردید. اقتصاد بر پایه کشاورزی، دامداری و صنایع دستی استوار بود و ورود بانکهای خارجی، تحولاتی در نظام پولی و تجاری ایجاد کرد. فرهنگ و هنر با تأثیرپذیری از غرب، در معماری، نقاشی، پوشاک، تفریحات و آموزش، دچار دگرگونی شد و نهایتاً تحولات فکری و اجتماعی، به شکلگیری جنبش مشروطه انجامید.
پیشینه
پس از سقوط حکومت صفویه، ایران دورهای از پراکندگی سیاسی و ناپایداری را تجربه کرد که تا برآمدن قاجاریه ادامه یافت. از دیدگاه پژوهشگران، حکومتهای کمدوام افشاریه و زندیه علیرغم تلاشهایی که برای بازگرداندن ثبات انجام دادند، بهدلیل فقدان مشروعیت پایدار و درگیریهای داخلی، نتوانستند امنیت و انسجام ملی را به ایران بازگردانند و کشور را درگیر جنگهای پیدرپی و ناامنی ساختند. به باور صاحبنظران، این دوره از تاریخ ایران که با واگرایی ملی، تخریب بنیانهای اقتصادی و تعطیلی مراکز علمی همراه بود، زمینهساز ضعف ساختاری و عقبماندگی کشور شد و ایران با شرایطی ضعیف پا به قرن نوزدهم و دوران حکومت قاجاریه گذارد.[۱]
جامعه
جمعیت
جمعیت و بافت سکونتی در اواخر دوره قاجار، جمعیت ایران بین ۵ تا ۱۰ میلیون نفر برآورد میشد. در این دوران، نسبت شهرنشینی از ۱۰٪ به ۲۵٪ افزایش یافت، در حالی که سهم جمعیت ایلیاتی با کاهشی ۵۰درصدی، به ۲۵٪رسید.[۲] بخش عمده جمعیت را روستاییان ساکن در نواحی حاصلخیز (نظیر آذربایجان، خراسان و شمال) تشکیل میدادند. پراکندگی این جمعیت تابع دسترسی به منابع آب، خاک حاصلخیز و نظام مالکیت بود و روستاها در ادوار بحرانهای سیاسی و زیستی، بهعنوان پناهگاه عمل میکردند .[۳]
قشربندی
قشربندی اجتماعی جامعه قاجار ساختاری کثرتگرا داشت که در آن پیوندهای خویشاوندی و نظام خانوادگی بر تفاوتهای طبقاتی غلبه میکرد. گروههای اجتماعی بر اساس شاخصهایی چون شغل، ثروت، نسب، جایگاه مذهبی و سبک زندگی از یکدیگر متمایز میشدند.[۴]
- روحانیون: روحانیون بهعنوان مراجع امور دینی و دنیوی، نفوذ گستردهای در شئون مذهبی، سیاسی و اداری داشتند. مراجع تقلید با اتکا به استقلال مالی حاصل از موقوفات و وجوهات شرعی، در وقایع سیاسی مهمی مانند لغو قراردادهای استعماری و جنبش مشروطه نقش محوری ایفا کردند. روحانیون ردهپایینتر شامل وعاظ و امامان جماعت، علاوهبر فعالیتهای مذهبی، گاه در اجرای اوامر حکومتی نیز مشارکت داشتند.[۵]
- طبقه حاکم و اشراف: طبقه حاکم شامل صدراعظمها، وزرا و چهرههای سیاسی از خاندانهای اعیان بود که مناصب آنها بیشتر بهصورت موروثی یا با حکم شاه (عمدتاً بدون ملاحظه لیاقت) اعطا میشد. این طبقه با القابی نظیر «صاحب دیوان» و «مستوفیالممالک» شناخته میشدند و ویژگیهایی چون ازدواج درونگروهی و چندهمسری در میان آنان رایج بود. آموزش فرزندان این طبقه از سنین ۶-۷ سالگی در منزل و با تمرکز بر قرآن، متون مذهبی، زبان عربی و ادبیات فارسی آغاز میشد.[۶]
- شاهزادگان: چگونگی روابط شاهزادگان با شاه، بر اساس پیشینهٔ خانوادگی مادر، دستآوردهای شخص خود او، ترتیب تولد یا عامل ارشدیت تعریف میشد. آنها در کودکی آموزشهای مختلف از جمله ریاضی، شعر، علم اخلاق و سیاست را فرا میگرفتند. برخی از آنها به زبانهای متعددی نظیر عربی، فرانسه و انگلیسی نیز تسلط داشتند.[۷]
- مالکان بزرگ: طبقهٔ مالکان بزرگ که بیشتر اوقات سال را در شهرها به سر میبردند هم قدرت مالی داشتند و هم سلطهٔ فرمانروایی بر رعیتهای ساکن املاک خود. آنها با تقدیم هدیه به مقامات بالا، در امور سیاسی نیز دخالت و از نیروهای انتظامی کشور برای حفظ ثروت و سلطهٔ اجتماعی خود استفاده میکردند و گاهی این نیروها را در راه سرکوب رعیت و غصب اموال خردهمالکان بهکار میبردند. در این طبقه نیز آداب و مراسم عقد و ازدواج، رفتوآمد و معاشرت مانند گروههای دیگر محدود و مخصوص به افراد همین طبقه بود.[۸]
- بازرگانان: بازرگانان عمامه شیرشکری یا کلاه پوست بخارایی به سر میگذاشتند، قبا و عبای نایینی میپوشیدند و خانههای وسیع داشتند. در مقابل، بقالان و عطاران کلاه نمدی به سر داشتند، لباس متقالی و شال پهن به کمر میبستند و قبای کوتاه بدون چاک و کلیجه پوستی میپوشیدند.[۹]
- روشنفکران: در اواخر دورهٔ قاجاریه، طبقهٔ جدیدی به وجود آمد که در آثار برخی از پژوهشگران به نام «روشنفکران نوپا» توصیف شده است. این گروه بهصورت غالب از دیوانسالاران، نویسندگان، مورخان، جغرافیدانان، نسبشناسان، منجمان، پزشکان، و شاعران تشکیل میشد که گذران زندگی آنها به حفظ ارتباط نزدیک با صاحبمنصبان دولتی بستگی داشت.[۱۰]
- فنسالاران: با ورود ارزشهای فرهنگ غربی در اواخر دورهٔ قاجار و اعزام دانشجویان به اروپا، ایجاد مدارس جدید، مسافرت به خارج و حضور اروپاییان در شهرهای بزرگ، طبقه فنسالار شروع به بالیدن کرد. فارغالتحصیلان مدارس خارجی و دارالفنون و مدرسهٔ علوم سیاسی، هستهٔ طبقهٔ جدید از افراد متخصص را تشکیل داد که نقش مهمی در بهروز کردن نظام اداری دولت و نیروهای ارتش ایفا کرد.[۱۱]
- گروهها و اصناف: طبقات پایین جامعه که اکثریت مردم را شامل میشد، به دو گروه ممتاز دهنشین و شهرنشین تقسیم میشد که گروه شهرنشین در داخل کادر خود از گروهها و اصناف معین تشکیل و هر گروه و صنف برحسب شغل و حرفهٔ خود مشخص شده بود. گروههای دهنشین با جمعیت عشایر در حدود ۷۰ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدادند که به گفتهٔ محققان در شرایط ناشی از رژیم ظالمانهٔ ارباب و رعیتی زندگی میکردند. در شهرها گروهبندی بر حسب حرفه و پیشه صورت میگرفت. جمعیت شهری مرکب بود از گروههای پیشهوران و اصناف گوناگون مانند نانوا، قصاب، بقال، عطار، سبزیفروش، بزاز و گروههای حرفهای مانند خیاط، قناد، نجار، حلبساز، دباغ، رنگرز، بنا و معمار.[۱۲]
- لوتیها: لوتیها که در همه شهرهای ایران دیده میشدند از دیگر گروههای بیطبقه جامعه آن دوره بودند. آنان کار و کاسبی معینی نداشتند و سربار دیگران بودند و با آنکه طفیلی محله خود محسوب میشدند، از هیچگونه گردنکلفتی هم دریغ نمیورزیدند. آنها از صبح تا شام در حالی که کلاه نمدی خود را به حالت کج روی سر داشتند، دکمههای پیراهن را باز میگذاشتند و دستی بر قمه داشتند و مست و هوشیار در کوچه و خیابان پرسه میزدند.[۱۳]
- غلامان و کنیزان: در عصر قاجار، کنیزان، غلامان و خواجگان بخشی از مستخدمان خانههای ثروتمندان را تشکیل میدادند. بردگان سیاه از آفریقا و از طریق خلیج فارس تأمین میشدند و سفیدپوستان از قومیتهای مختلف از راه تجارت یا اسارت در جنگها به دست میآمدند. کنیزان بهعنوان زن صیغهای یا دائمی وارد حرمسراها میشدند یا به کارهای خانگی میپرداختند و غلامان در امور نظامی، خدمات خانگی، نگهبانی، کشاورزی و سایر زمینهها به کار گرفته میشدند و در صورت توانایی به مناصب بالای اداری و نظامی دست مییافتند.[۱۴]
- گروههای بیطبقه: متکدیان، دراویش، مطربها و دلقکها از جمله این افراد بیطبقه بودند. دروایش و متکدیان از جامعه تغذیه میکردند. مطربها صاحب درآمد بودند، اما بهدلیل دید تحقیرآمیز جامعه به آنها، با گدایان در یک ردیف قرار میگرفتند. علت دید تحقیرآمیز به مطربها این بود که نواختن آلات موسیقی مقبولیت و مشروعیت اجتماعی نداشت، تا جایی که اشراف و اصیلزادگان آن را عیب میدانستند؛ همچنین مطربها چندان پایبند به قیود مذهبی و عرفی جامعه نبودند.[۱۵]
خانواده
- خانواده در دوره قاجار بهطور عمده ساختاری گسترده داشت و خانواده اصلی معمولاً با فرزندان مذکر و همسرانشان بهصورت جمعی زندگی میکردند.
- ساختار خانه بهگونهای طراحی میشد که هم امکان زندگی گروهی و هم استقلال نسبی هر خانواده را فراهم آورد.
- خانوادهها شامل خدمتکاران، نوکران، بستگان دور و مهمانان نیز میشدند و جمعیت آنها همواره در نوسان بود.[۱۶]
- تشکیل خانواده با خواستگاری آغاز میشد که اغلب از طریق زنان واسطه انجام میگرفت و انتخاب همسر بر اساس نظر والدین صورت میپذیرفت.
- پس از توافق اولیه، خانواده داماد به خانه عروس میرفت و درباره مسائل مالی از جمله شیربها و جهیزیه گفتوگو میکرد.
- مراسم نامزدی و عقد در روزی خوشیمن برگزار میشد و عقدنامه صرفاً توسط عاقد امضا میگردید.
- مهریه در این دوره اهمیت یافت و خانوادهها ترجیح میدادند بهجای شیربهای نقد، مهر دختر را افزایش دهند.
- ازدواجهای دائم رایجترین شکل ازدواج بود، اما چندهمسری، ازدواج موقت (صیغه) و طلاق نیز وجود داشت. در جامعه مردسالار آن دوره، زنان نفوذ چندانی نداشتند و اغلب مطیع شوهر یا پدر خود بودند.
- طلاق بهصورت رجعی و قطعی انجام میشد و فرزندان در همه موارد نزد پدر باقی میماندند.[۱۷]
جایگاه زنان
سبک زندگی زنان در دوره قاجار نسبت به مردان تفاوت داشت و محققان به محدودیتهایی چون فرصتهای شغلی، تردد در فضای عمومی و ازدواج اجباری اشاره کردهاند.[۱۸] زنان همچنین سواد و پایگاه اجتماعی پایینتر و مشارکت ناچیزی در مناسبات قدرت داشتند. با این حال، زنان طبقات فرادست از تفریحات، پوشش و آموزشهایی مانند موسیقی، زبان فرانسه و فلسفه بهرهمند بودند و به انگارههای نوین چون تساوی حقوق و گرایش به مشروطه روی آوردند که در زندگینامه تاجالسلطنه بازتاب یافته است.[۱۹]
سیاست
نظام حکومتی و تمرکز قدرت
در دوره قاجاریه، شاه در رأس هرم قدرت قرار داشت و اختیارات او در عزل و نصب وزرا، ضبط اموال و جان رعایا نامحدود بود. شاهزادگان، درباریان، رؤسای ایلات بزرگ و حکام محلی در رده دوم قدرت بودند. مردم تضمینی برای جان و مال خود نداشتند و سلاطین قاجار همه زمینها را ملک خود میدانستند. امیران و حاکمان محلی که اغلب از بستگان شاه بودند، با القاب مختلف، هر گونه ستم را برای خود مجاز میدانستند.[۲۰]
نظام اداری
نظام اداری قاجار با اقتباس از تشکیلات صفویه سامان یافت و در دوره فتحعلیشاه، مناصب کلیدی چون صدراعظم، مستوفیالممالک و منشیالممالک شکل گرفتند. از اوایل این دوره، نخستین وزارتخانهها به تقلید از غرب تأسیس شدند و در دوره ناصری گسترش یافتند.[۲۱]
نظام حقوقی و قضایی
در ابتدای قاجاریه، مرجع رسمی قانون وجود نداشت و اختلافات توسط علما و کدخدامنشی حل میشد. در زمان ناصرالدینشاه، عدلیه و دیوانخانه شکل گرفت و دعاوی حقوقی توسط روحانیون و دعاوی غیرحقوقی توسط مقامات دولتی رسیدگی میشد.[۲۲][۲۳]
روابط خارجی و نفوذ بیگانگان
در دوران قاجاریه، انگلیس و روسیه بر فرهنگ و سیاست کشور سلطه یافتند و امتیازات اقتصادی متعددی به دست آوردند. واگذاری امتیاز تنباکو به یک شرکت انگلیسی با فتوای میرزای شیرازی لغو شد.[۲۴]
دین
هویت دینی و نظارت روحانیان بر سیاست
در دوران قاجار، برخلاف صفویه که دین و سیاست در شخص شاه تلفیق یافته بود، روحانیان بهتدریج به مرجع اصلی هویت دینی و ناظر بر مشروعیت سیاسی تبدیل شدند. از نگاه ناظران خارجی، ایرانیان مسائل مذهبی را در همه مجامع مطرح میساختند و روحانیان در امور خانوادگی و اجتماعی از نفوذ فوقالعادهای برخوردار بودند؛ بهگونهای که مردم پیش از مراجعه به دستگاه قضایی، به قرآن و فتاوای ایشان مراجعه میکردند. پژوهشگران بر این باورند که روحانیان با وجود آنکه بهصراحت خواهان تصدی فرمانروایی نبودند، بهعنوان نهاد نظارتی بر عملکرد حکومت عمل میکردند و دولتمردان بهدلیل نفوذ اجتماعی و توانایی آنان در بسیج تودهها، ناگزیر به پذیرش نظرات ایشان بودند.[۲۵]
مناسبات دولت و روحانیون
روابط دولت قاجار با روحانیون در دورههای مختلف فراز و فرودهایی داشت. برای مثال آغامحمدخان با وجود آنکه برای کسب مشروعیت، حمایت از مذهب شیعه را اعلام کرد، مشروعیت خود را بیش از آنکه بر پایه دین استوار کند، بر نظام ایلی و ارتش متکی ساخت، اما فتحعلیشاه برای کسب مشروعیت به همکاری گسترده با علما روی آورد. در دوره محمدشاه، نفوذ وزیر صوفیمشرب شاه موجب دشمنی و کشمکش دولت با علما شد و آنان را به تکیه بر قدرت مردمی واداشت. در دوره ناصرالدینشاه، گرایشهای غربگرایانه شاه و واگذاری امتیازات به بیگانگان، روحانیون را به مخالفت با دولت کشاند و رقابت بر سر قدرت، در نهایت به طرح نظریات جدیدی چون مشروطه انجامید.[۲۶]
دین و معنویت در رفتار شاهان
شاهان قاجار در ابتدا به دین و مذهب شیعه توجه داشتند و با علما رابطهٔ خوبی برقرار کردند؛ مبارزه با بابیت، احترام به آیینهای مذهبی و شرکت در مراسم محرم، از جمله عواملی بود که مخالفت جدی مردم و روحانیت را برنمیانگیخت. اما با فاصلهگرفتن تدریجی شاهان از دینداری، نارضایتی عمومی افزایش یافت و ناکارآمدی دربار بیشتر شد.[۲۷]
دین در فرهنگ عمومی
آموزههای اسلام و تشیع، زیربنای اعتقادی و رفتاری اکثر مردم را تشکیل میداد و شعائری چون روضهخوانی، تعزیه و سوگواری محرم، همبستگی اجتماعی را استحکام میبخشید. با این حال، خرافاتی مانند دعا نویسی، طلسم و اعتقاد به جادو نیز در میان مردم رواج داشت.[۲۸]
اخلاق و تربیت اسلامی
حاکمیت شریعت در دوره قاجار، به شکلگیری فضایل اخلاقی در جامعه انجامید و تربیت خانوادگی بر پایهٔ آموزش احکام شرعی، عبادات، پاکدامنی و پرهیز از محرماتی چون شراب و قمار استوار بود. خانوادهها با تشویق فرزندان به ازدواج بههنگام بلوغ، میکوشیدند آنان را از انحراف اخلاقی مصون دارند.[۲۹]
اقلیتهای دینی
در دوره قاجار، اکثریت جمعیت ایران را مسلمانان (اعم از شیعه و سنی) تشکیل میدادند و تعصبات مذهبی سبب میشد که اقلیتهای دینی از جمله یهودیان، ارامنه و آشوریان، در هر شهر به محلات خاص خود محدود شوند و امکان سکونت در محلات مسلماننشین را نداشته باشند. همچنین برخی مشاغل مانند تهیه و فروش مسکرات که در چارچوب احکام شرعی برای مسلمانان مجاز نبود، عمدتاً به اقلیتهای دینی واگذار میشد و آنان در بسیاری از شهرها، پایینترین جایگاه اجتماعی را به خود اختصاص داده بودند.[۳۰]
فرهنگ
زندگی روزمره
زندگی روزمره در دوره قاجار با ویژگیهای خاصی در سبد مصرف خانوار، آداب مذهبی و شیوهٔ تغذیه همراه بود. خانهها با وجود اتاقهای متعدد، کاربردهای چندمنظوره داشتند و نشستن بر روی زمین و غذا خوردن بر روی سفره، از سنتهای رایج بود. اثاثیهٔ خانهها شامل قالی، تشک، پشتی، گنجه و سماور بود و از میز و صندلی استفاده نمیشد؛ روشنایی با چراغ نفتی و گرمایش با کرسی و منقل تأمین میگردید. غذاهای اصلی شامل برنج، سبزیجات، میوه و لبنیات بود و قاشق و چنگال معمول نبود.[۳۱]
تغذیه و مصرف خانوار
نان که بهصورت تازه و روزانه تهیه میشد، قلم اصلی تغذیه بود. وعدهٔ صبحانه شامل چای، نان و پنیر؛ ناهار معمولاً آش یا آبگوشت؛ و شام مفصلترین وعده با انواع پلو، خورش و کوکو بود. گوشت گوسفند در طبقات مرفه و گوشت بز در طبقات پایینتر مصرف میشد. میوه، سبزی و لبنیات بهصورت روزانه یا فصلی تهیه میشد و در تابستان، خانوادهها با تهیهٔ مربا، ترشی و رب، مایحتاج زمستان را ذخیره میکردند. خرید مایحتاج در طبقات بالا توسط ناظر یا مرد خانه و در طبقات کارگر بر عهدهٔ مردان بود.[۳۲]
جشنها
ایرانیان در دوران قاجاریه، جشنهای ذیل را برگزار میکردند:
- جشنهای مذهبی در عید قربان، عید فطر، عید غدیرخم،[۳۳] نیمه شعبان[۳۴] و ولادت امام رضا؛[۳۵]
- .جشنهای ملی و باستانی مانند چهارشنبهسوری و جشن نوروز[۳۶]
سوگواریهای مذهبی
محققان دوران قاجار را نقطه عطفی در تحول و گسترش آیینهای عزاداری برای امام حسین میدانند. از دیدگاه آنان، در این دوره، عزاداری از شکلی نیمهرسمی و وابسته به حمایتهای حکومتی در دورههای پیشین، به پدیدهای کاملاً مردمی تبدیل شد که همهٔ طبقات اجتماعی در آن مشارکت داشتند. به اعتقاد پژوهشگران، از مهمترین ویژگیهای عزاداری در این دوره میتوان به حضور گستردهٔ زنان در مجالس، توسعهٔ زمانی عزاداری فراتر از دههٔ محرم، شکلگیری هیئتهای منظم و تکیههای شهری و نیز رواج گستردهٔ تعزیه به عنوان نمایشی مذهبی و مردمی اشاره کرد. همچنین، به نظر آنان، مجالس عزاداری در این دوره کارکردی دوگانه یافتند و افزون بر جنبهٔ مذهبی، به بستری برای طرح مسائل سیاسی، از جمله در جریان نهضت مشروطه، تبدیل شد.[۳۷]
پوشاک
پوشاک در دوره قاجار یکی از ابزارهای اصلی بازنمایی تمایزات طبقاتی بود. اقشار مرفه با استفاده از پارچههای گرانبهایی چون ترمه، اطلس و ابریشم و تزیینات فلزی، شکوه خود را به نمایش میگذاشتند، در حالی که طبقات فرودست به پوشاکی ساده از جنس کرباس و نمد بسنده میکردند. این تفاوت در تمامی اجزای پوشش، از کلاه و شالکمر تا قبا و شلوار، بهوضوح دیده میشد و نوع، اندازه و نحوهٔ آرایش لباس نیز نمایانگر جایگاه و منزلت فرد در سلسلهمراتب اجتماعی بود.[۳۸]
تفریحات
تفریحات مردم ایران در دوره قاجار تا میانهٔ این عصر، بیشتر جنبهٔ جمعی داشت و بازیهایی چون کبوتربازی، تختهنرد، شطرنج، نقالی و شاهنامهخوانی در قهوهخانهها رواج داشت. از دوره ناصرالدینشاه به بعد، با تأثیرپذیری از سفرهای شاهان به اروپا، تفریحات جدیدی مانند باغوحش، سینما و تئاتر به ایران وارد شد که ابتدا در میان طبقات فرادست رواج یافت، هرچند ورزشهای سنتی مانند کشتی در زورخانهها، همچنان در میان طبقات پایینتر جایگاه خود را حفظ کرد. در اواخر دوره قاجار، سفر بهعنوان یکی از تفریحات مهم، بهویژه به مناطق شمالی کشور، رواج یافت.[۳۹]
معماری
- محققان معماری دوره قاجار را ادامهدهندهٔ سنتهای معماری دورههای پیشین، بهویژه صفویه، میدانند. در این دوره، بهدلیل ورود عناصر جدیدی چون خیابان و میدان به عرصهٔ شهرسازی و نیز تأثیرپذیری از سفرهای شاهان به اروپا، تحولاتی در معماری ایران رخ داد و گونهای از معماری موسوم به «معماری خیابانی» شکل گرفت.
- مساجد: مساجد دوره قاجار از نظر طرح کلی، یعنی داشتن چهار ایوان، شبستان، گنبد و مناره، برگرفته از معماری صفوی است؛ اما ویژگیهای خاصی چون وجود سه ورودی حجیم در سه جبههٔ غربی، شرقی و شمالی و نیز جبههٔ اصلی جهت قبله با یک گنبدخانه و سه جبههٔ کمعمقتر، آن را از مساجد ادوار پیشین متمایز میکند که متأثر از معماری مساجد هند در دوره گورکانیان بوده است. منارههای این دوره نیز عموماً کوتاهتر و باریکتر از منارههای صفوی است.
- مدارس: مدارس دوران قاجار، بهویژه مدرسه سپهسالار، نمونههای کامل از معماری مدارس این دوره به شمار میروند. در این مدارس، حجرههای آموزش طلاب با نظم و سلسلهمراتب خاصی طراحی شده و حیاطهای کوچک هشتضلعی در کنج صحن، شکل قدیمی گوشههای آن را به زیبایی حل کردهاند. استفاده از ترکیب مصالحی چون کاشی، گچ، سنگ مرمر و چوب با نقوش و رنگهای گوناگون در نماها، جلوهای صمیمی و با نشاط به فضا بخشیده است.
- باغها: سنت باغسازی ایرانی تا اواخر دوره قاجار ادامه یافت، اما در اواسط این دوره، بهویژه در زمان ناصرالدینشاه، تحت تأثیر معماری غربی قرار گرفت و طراحان ایتالیایی در طراحی باغها نقش داشتند. حوضهای بیضیشکل برای نخستینبار در باغهای دوره قاجار مشاهده میشود که نشانهای از تأثیرپذیری از معماری غرب است.
- پلها، گرمابهها، بازارها، قهوهخانهها و یخچالها: معماری این بناها در دوره قاجار، ادامهٔ سبک و شیوهٔ معماری صفوی است و نوآوریهای محدودی مانند ساخت تیمچه و جامخانه در بازارها، و تغییر در مصالح بهکاررفته در یخچالها، از ویژگیهای این دوره به شمار میرود.
- عناصر معماری رایج در دوره قاجار: از جمله عناصر شاخص معماری این دوره میتوان به بادگیرها، پنجرههای ارسی و سنتوری اشاره کرد. بادگیرها در دوره قاجار، بهویژه بر روی آبانبارها، کاخها و خانههای مسکونی، برای تهویه و خنکسازی فضاها ساخته میشدند و با کاشیکاری تزیین میگشتند. پنجرههای ارسی نیز که در فضاهای داخلی و جبههٔ رو به گذرگاه عمومی به کار میرفت، با استفاده از گرهسازی و شیشههای رنگی آراسته میشدند و در این دوره، روزنهای بالای آنها به شکل قوس و هلال بود.[۴۰]
- خانه: معماری خانههای دوره قاجار، بهویژه در طبقات مرفه، بر اساس تفکیک فضای زنان و مردان شکل گرفته و از دو بخش اصلی اندرونی (ویژهٔ زنان و محارم) و بیرونی (ویژهٔ مردان و مهمانان) تشکیل میشد. ورودی خانه به راهروی باریکی باز میشد که به فضایی هشتگوش به نام دهلیز میرسید و از آنجا دو در، یکی به بیرونی و دیگری به اندرونی راه داشت. نقشهٔ هر دو بخش مشابه بود: حیاطی چهارگوش با حوضی در وسط و ساختمانهایی در سه طرف حیاط. اتاقها کاربردهای چندگانه داشتند و اثاثیهٔ خانهها شامل قالی، تشک، پشتی، گنجه و سماور بود و از میز و صندلی استفاده نمیشد. روشنایی با چراغ نفتی و گرمایش با کرسی و منقل تأمین میگردید. آشپزخانهٔ اصلی در اندرونی قرار داشت و آب مصرفی از طریق جویها یا قناتها تأمین و در آبانبارها ذخیره میشد.[۴۱]
هنر
هنر در دوره قاجار که ریشه در سنتهای زندیه داشت، در دوران فتحعلیشاه با مکتب پیکرنگاری درباری به شکوفایی رسید و تصاویری آرمانی از شاه و درباریان ارائه داد. از اواسط دوره ناصری، با بازگشت نقاشانی چون صنیعالملک و کمالالملک، سبکهای واقعگرایانه و طبیعتنگارانه وارد نقاشی ایران شد. هنرهای کاربردی مانند نقاشی لاکی و میناکاری رونق یافت و نقاشی قهوهخانهای با مضامین حماسی و مذهبی، بهعنوان هنری مردمی رواج پیدا کرد.[۴۲] در این دوره، لیتوگرافی و عکاسی با حمایت ناصرالدینشاه و تأسیس دارالفنون وارد عرصه هنر شدند و کمالالملک با بنیانگذاری مدرسه صنایع مستظرفه، نقاشی را به سوی طبیعتنگاری و بازنمایی زندگی روزمره سوق داد.[۴۳]
زبان رسمی و گویشها
زبان دربار در ابتدای دوره قاجار ترکی بود و از دوره ناصرالدینشاه به بعد، فارسی جایگاه رسمی یافت. مناطق مختلف ایران از جمله خراسان، کرانههای دریای خزر، مناطق کردنشین، لرستان، بختیاری و کرمانشاه دارای گویشهای ویژهای بودند که برخی از آنها ریشه در زبانهای باستانی چون پهلوی و اوستا داشتند. گویشهای لکی، قهرودی، دری یزدی و نطنزی در زمرهٔ زبانهای بازمانده از فارسی میانه محسوب میشدند، در حالی که گویشهای کردی و لکی کمتر از سایر گویشها از ترکی تأثیر پذیرفته بودند. بیشترین تنوع گویشی در منطقه مازندران مشاهده شد و گویش براهویی در سیستان با زبان هندی آمیخته بود. همچنین زبانهای غیرایرانی مانند عربی، ارمنی، گرجی، عبری و نسطوری در بخشهایی از ایران رواج داشتند و فارسی بر زبانهای اروپایی بهویژه انگلیسی تأثیر گذاشته بود.[۴۴]
نثر فارسی
پژوهشگران دوران قاجار را سرآغاز تحول نثر فارسی و نقطهٔ شروع ادبیات معاصر میدانند. به باور آنها پیش از دورهٔ قاجار، از نثر فارسی برای بیان موضوعات تاریخی، اخلاقی، فلسفی و برخی از رشتههای علوم استفاده میشد؛ اما در این دوره این دامنه گسترش یافت و زمینههای دیگری از جمله سیاست، علوم جدید و انتقادهای اجتماعی را نیز شامل میشد. محققان سیر تحول ادبیات عصر قاجار را به سه دورهٔ مهم تقسیم کردهاند:
- دورهٔ رکود: در این دوره که از شروع سلطنت قاجار تا اواخر حکومت محمدشاه را در بر میگیرد، شامل هیچ نوآوری نیست و با دورههای قبل تفاوتی ندارد.
- دورهٔ تحول: از اواخر حکومت محمدشاه تا دوران سلطنت ناصرالدین شاه، نویسندگان ایرانی با روزنامهنویسی، نمایشنامهنویسی و صنعت ترجمه آشنا شدند؛ آثار رماننویسان غربی ترجمه شد و ایرانیان نیز به رماننویسی روی آوردند. همچنین سفرنامهنویسی و خاطرهنویسی در این دوره رونق فراوان یافت.
- دورهٔ هویتیابی: از سلطنت مظفرالدین شاه تا انقلاب مشروطه و پایان حکومت قاجار، انواع نثر فارسی رونق یافت و نویسندگان سعی کردند هویت ایرانی را وارد کارهای خود کنند و فقط به تقلید از نویسندگان غرب نپردازند. همچنین موضوعات و مفاهیمی از فرهنگ غرب مانند آزادی، دموکراسی، پارلمان و مردم به آثار نویسندگان راه پیدا کرد و آثار سیاسی و اجتماعی بیسابقهای پدید آمد.[۴۵]
- ادبیات عامیانه: ادبیات عامیانه (فولکلوریک) در دورهٔ قاجار بین مردم کوچه و بازار رایج بود و خوانندگان، نوازندگان و مقلدان دورهگرد در عروسیها و ختنهسورانها و مجالس شادی ایرانیان و بزمهای خصوصی میخواندند. به نظر پژوهشگران در ادبیات عامیانه، بیشتر، تحولات و تغیرات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی الهامبخش سرایندگان بوده است؛ در این اشعار بهصورت جدی یا کنایه و طنز، هزل و هجو، خشم عمومی ملی نهفته بود.[۴۶]
- ادبیات بیداری: در اواخر عصر قاجار بهخصوص دوران انقلاب مشروطه، نویسندگان و شاعران ایرانی از ادبیات تملقگویانهٔ دوران قاجار فاصله گرفتند و آثار خود را مجالی برای بروز خواست تودههای محروم ایرانی برای رسیدن به آزادی از استبداد و مردمسالاری دینی قرار دادند که به «ادبیات بیداری» مشهور شده است.[۴۷]
تحولات فرهنگی
تحولات فرهنگی در دوره قاجار تحت تأثیر عوامل متعددی قرار گرفت و اگرچه این دوره با چالشهای سیاسی و اقتصادی مواجه بود، اما تغییراتی نیز در عرصه فرهنگ رخ داد.نخستین دستگاه چاپ به زبان فارسی در سال ۱۲۲۷ق در تبریز راهاندازی شد و پس از آن در شهرهای دیگر نیز چاپخانههایی تأسیس گردید، هرچند صنعت چاپ در این دوره تداوم نیافت و به تلاش فردی وابسته بود. انتشار نخستین روزنامه ایرانی به نام «کاغذ اخبار» توسط میرزا صالح شیرازی و نگارش سفرنامههایی از جمله سفرنامههای ابوطالب اصفهانی و میرزا ابوالحسن ایلچی، از دیگر تحولات فرهنگی این دوره بود. همچنین نهضت ادبی «بازگشت ادبی» که از عصر زندیه آغاز شده بود، در این دوره ادامه یافت و با تشکیل انجمن خاقان، شعر درباری رواج پیدا کرد.[۴۸]
آموزش
مکتبخانه
در دوره قاجار، نظام آموزش و پرورش ایران بهطور عمده بر پایهٔ مکتبخانهها استوار بود که زیر نظر حوزههای علمیه اداره میشد و در مساجد، دکانها یا منازل مکتبداران دایر بودند. کودکان از پنج تا هفت سالگی آموزش را با یادگیری حروف الفبا و قرآن آغاز میکردند و برنامهٔ درسی شامل قرآن، گلستان سعدی، صرف و نحو عربی و گاهی حساب بود. تنبیه بدنی از روشهای رایج در این مکتبخانهها بود.[۴۹] تا پیش از انقلاب مشروطه، مراکز آموزشی ویژهٔ دختران وجود نداشت و آموزش آنان در مکتبخانهها و تدریس خصوصی در منازل محدود میشد. در آستانهٔ مشروطه، با نفوذ افکار تجددخواهی، اندیشهٔ تأسیس مدارس دخترانه به سبک جدید قوت گرفت و مدارس دخترانه تأسیس شد.[۵۰]
مکتبخانههای خصوصی
در کنار مکتبخانههای عمومی، مکتبخانههای خصوصی ویژهٔ اعیان و اشراف وجود داشت که معلمان آنها غالباً از طلاب و روحانیون بودند و در منزل اعیان به تدریس میپرداختند. برنامهٔ درسی این مکتبخانهها تفاوت چندانی با مکتبخانههای عمومی نداشت، اما کیفیت آموزش بهویژه در خطاطی بالاتر بود و تنبیه بدنی با شدت کمتری اعمال میشد.[۵۱]
مدارس جدی
از اواسط دورهٔ قاجار، نظام مکتبخانهای مورد انتقاد روشنفکران قرار گرفت و با اعزام نخستین محصلان به اروپا و تأسیس دارالفنون، زمینهٔ شکلگیری مدارس جدید به سبک غربی فراهم شد. این مدارس برنامههای درسی گستردهتری شامل علوم جدید، جغرافیا و آموزش دختران را در دستور کار قرار دادند و با تصویب قانون اساسی معارف در ۱۲۹۰ش، گامهای نخستین برای ساماندهی نظام آموزشی نوین برداشته شد.[۵۲]
آموزش عالی
در دوره قاجار، آموزش عالی ایران با تأسیس دارالفنون در ۱۲۶۸ق[۵۳] و سپس ایجاد مدارس عالی دولتی مانند مدرسه همایون اصفهان و مدرسه فیوضات تبریز، گامهای نخستین خود را برداشت. سرانجام در ۱۲۷۲ق نخستین وزارت علوم تشکیل شد و در ۱۳۲۸ق قانون اداری وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه به تصویب رسید که نظارت بر تمامی مدارس و تعلیمات عالی کشور را به این وزارتخانه سپرد و بدینترتیب، نظام آموزش عالی در ایران ساختاری متمرکز و رسمی یافت.[۵۴]
وضعیت علمی
تبادل علمی با غرب: حاکمان قاجاری برای جبران شکستهای پیدرپی، نابسامانی و عقبماندگی در این دوره، علاوهبر تماسهای سیاسی، مراودههای علمی را میان ایران و اروپا تشدید کردند و از این طریق راههایی را بهمنظور آشنایی ایرانیان با عناصر تمدنی و علوم غرب ایجاد کردند که اعزام هیئتهای مستشاری نظامی به ایران و اعزام محصلین ایرانی به اروپا را میتوان از جمله راههای انتقال علوم جدید دانست؛ اما بر خلاف تصور، این کار سبب پیشرفت علمی نشد.[۵۵]
علوم عقلی و فلسفه: در این دوره مباحث فلسفی گرچه به اندازه دورهٔ صفویه رواج نداشت، اما چراغ مباحث فلسفی نیز روشن ماند که بهعنوان نمونه میتوان از فیلسوف بزرگ جهان اسلام ملاهادی سبزواری (۱۲۱۲–۱۲۸۹ق) و میرزا ابوالحسن جلوه (۱۲۳۸–۱۳۱۴ق) نام برد که هر دو آثار زیادی تألیف کرده و بر اسفار اربعهٔ ملاصدرا شرح نوشتهاند.[۵۶]
علوم اجتماعی: از میان علوم گوناگون اجتماعی، فن تاریخنویسی بهدلیل دلبستگی قاجاریه به ثبت حوادث، سلطنت و فرمانروایی خود رونق پیدا کرد و کتب زیادی در این فن نوشته شد. لسانالملک، رضاقلیخان و محمدحسن خان صنیعالدوله از جمله تاریخنگاران این دوره هستند که وقایع را بر وفق مراد شاهان نوشتهاند و از خطاها و ظلم آنها چشمپوشی کردهاند؛ اما تاریخنگاران دیگر مانند میرزاجعفر، حقایقی را که گروه اول پردهپوشی کردهاند، فاش ساختهاند.[۵۷]
علم جغرافیا: علم جغرافیا پیش از تأسیس دارالفنون چندان مورد توجه نبود، اما پس از آن که رشتهٔ جغرافیا، نقشهکشی و مهندسی در این مرکز علمی زیر نظر معلمین اروپایی تأسیس و حس کنجکاوی دانشجویان نسبت به اوضاع کشورهای دیگر بیدار شد.[۵۸]
اقتصاد
کشاورزی و منابع آبی
نظام اقتصادی ایران در دوره قاجار ساختار سنتی داشت و کشاورزی و دامداری زیربنای آن را تشکیل میداد. حدود هفتاد درصد جمعیت ایران را کشاورزان تشکیل میدادند که مهمترین طبقهٔ مولد ثروت بودند، اما نظام اربابرعیتی مانع از بهرهبرداری کامل از توان تولیدی آنان میشد. غلات، پنبه، توتون، حبوبات و محصولات صیفی از مهمترین تولیدات کشاورزی بودند.[۵۹] استفاده از قنات بهعنوان روش اصلی استحصال آب رایج بود و در دورهٔ صدارت حاجی میرزا آقاسی توجه بیشتری به حفر قنوات و آبادانی روستاها شد.[۶۰]
دامپروری
دامداری از دیگر پایههای نظام اقتصاد سنتی در این دوره بود. نگهداری و پرورش گاو، گاومیش، گوسفند، بز، اسب، استر، الاغ، شتر و پرورش مرغان خانگی رواج داشت. ایلات و عشایر فارس، آذربایجان و خراسان مهمترین تولیدکنندهٔ محصولات حیوانی مانند پشم، پوست، گوشت و لبنیات بودند و به مقتضای فصل و به علت کثرت گلههای خود در محدودهٔ معینی تغییر مکان میدادند تا همیشه از چراگاه طبیعی برای تغذیهٔ دامها استفاده کنند. کشاورزان و دامداران از منابع مهم درآمد دولت محسوب میشدند و طبق فهرستهای معین مالیات بسیار سنگین پرداخت میکردند.[۶۱]
صادرات
محصولات کشاورزی و دامی ستون اصلی صادرات را تشکیل میدادند و پنبه، تنباکو، برنج، ابریشم، خشکبار، پشم و تریاک از مهمترین اقلام صادراتی بودند. با این حال، ضعف صنعت داخلی، وابستگی به واردات کالاهای اروپایی را افزایش داد و بازرگانان خارجی با بررسی ظرفیتهای اقتصادی، بر تجارت خارجی مسلط شدند.[۶۲]
صنایع
بر اساس نوشتهٔ پژوهشگران، تولیدات صنعتی مانند محصولات کشاورزی بهصورت تقریبی تمام نیازمندیهای زندگی سادهٔ اکثریت جامعهٔ ایران را تأمین میکرد و جز موارد معدود، نیازی به کالاهای بیگانه نبود. صنایع این دوره عبارت بود از:
- بافندگی شامل بافت قالی، قالیچه، کرباس، متقال و شال، ترمهبافی، مخملبافی، عبابافی و موتابی. مواد اولیهٔ بافندگی مانند پنبه، پشم و ابریشم در داخل کشور تهیه و تمام محصولات صنایع نیز در ایران مصرف میشد. نمدمالی، قلمکارسازی، گیوهکشی و بافت تافته، جزء صنایع دستی بود.
- چرمسازی و پوست دوزی که در تهران و گرگان و همدان رواج داشت.
- صنایع فلزی ساده در حدود ذوب مس، سرب، نقره، طلا و آهن برای تهیه لوازم فلزی زندگی، آهنگری و حلبیسازی، قفلسازی، چاقوسازی و شمشیرگری.
- صنایع مربوط به چوب مانند ساختن قایق، بلم، کشتی کوچک که در بندر گز و خرمشهر رواج داشت. خراطی مخصوص تراش و صیقلدادن چوب ساختن ابزار مانند میانهٔ قلیان و دستهٔ چپق، چکش، مهرهٔ سماور، نجاری برای انواع در و پنجره و هرگونه ابزار چوبی.
- صنایع ظریفه مثل جواهرسازی، زرگری، نقرهکاری، منبتکاری، خاتمسازی و میناکاری.
- صنایع معدنی مانند آجرپزی و تهیهٔ آهک و گچ، سفالپزی و شیشهگری.
- صنایع روستایی که علاوهبر تهیه لبنیات و پشم خام شامل بافندگی دستی مانند جوراببافی و قالیبافی میشد.
- صنایع غذایی و دارویی شامل رشتههای گوناگون مانند نانوایی، قنادی، عصاری (کشیدن عصارهٔ گیاهان) تدارک گیاهان دارویی مانند گل گاوزبان، خاکشیر و زرشک سیاه.
- صنایع جدید بهصورت ابتدایی آن در انحصار دولت بود که شامل کارخانههای ضرب سکه، قورخانه، تسلیحات، بلورسازی، چینیسازی که بانی آن میرزا تقیخان امیرکبیر بود. صنعت چاپ نیز ابتدا در آذربایجان و سپس در تهران رواج یافت و چاپ سنگی به تدیج به چاپ سربی تبدیل شد و این در توسعهٔ سواد و بالابردن اطلاعات عمومی و سطح فکر مردم نقش مهم داشت.[۶۳]
معادن
با وجود معادن غنی در دورۀ قاجار، بهدلیل فقدان دانش فنی و نبود زیرساختهای مناسب، استخراج معادن بهطور عمده در دست خارجیان بود و سهم ناچیزی در اقتصاد داخلی داشت. تولید شمشیرهای مرغوب (دمشقی) در شیراز و مشهد و نیز ساخت اسلحههای آتشین در کارگاههای اصفهان، شیراز و تهران، از جمله صنایع محدودی بودند که تا حدودی رونق داشتند. با این حال، تنها سرب و لاجورد به مقدار زیاد و با کیفیت مطلوب تولید میشدند و بقیه فلزات مورد نیاز از خارج وارد میگردید.[۶۴]
نظام پولی و بانکی
در دوره قاجار، نظام پولی ایران مبتنی بر سکههای طلا و نقره (با واحدهایی چون قران، تومان و شاهی) بود که ضرب غیرمتمرکز آن در شهرهای مختلف، بینظمی و نوسانات شدیدی را به اقتصاد کشور تحمیل میکرد. با تأسیس بانک شاهنشاهی (۱۳۰۶ق) و بانک استقراضی روس (۱۳۰۸ق)، بانکداری نوین وارد ایران شد و این دو بانک با رقابت بر سر اعطای وام و تسهیل مبادلات تجاری، اگرچه گامهایی در جهت تسریع دادوستد برداشتند، اما به نظر پژوهشگران در عمل به ابزاری برای نفوذ اقتصادی انگلستان و روسیه و وابستگی بیشتر ایران به قدرتهای خارجی تبدیل شدند.[۶۵]
زیرساختها
راهداری و حمل و نقل
راههای ارتباطی ایران در زمان قاجار از نوع جادههای ارابهرو، سوارهرو و پیادهرو بود که بهطور عمده برای حمل مرسولات پستی ساخته شده بودند. وسایل نقلیه شامل گاریهای چهارچرخ و چارپایانی چون قاطر، شتر و الاغ بود و حملونقل کالا توسط ماکریها با نرخ معین انجام میشد.[۶۶] راههای ارتباطی ایران در زمان قاجار، از نوع جادههای ارابهرو، سوارهرو و پیادهرو بود. این راهها را در درجۀ اول برای حمل و نقل مرسولات پستی ساخته بودند. مرسولات به وسیلهٔ گاریهای روباز چهار اسبه در جادههای ارابهرو و بهوسیلهٔ پیکهای سوار در راههای سوارهرو حملونقل میشد[۶۷] اندیشهٔ احداث راهآهن از اوایل سلطنت ناصرالدینشاه مورد توجه بود، اما رقابت روسیه و انگلستان و کمبود منابع مالی مانع از تحقق آن شد. تا پیش از پهلوی، خطوط کوتاهی مانند راهآهن تهران ـ حضرت عبدالعظیم (۱۲۶۶ش) و جلفا ـ تبریز (۱۲۹۵ش) ساخته شد.[۶۸]
بهداشت و درمان
بهداشت فردی و عمومی در نیمهٔ نخست دوره قاجار در سطح مطلوبی نبود و حمامهای عمومی کیفیت مناسبی نداشتند. از اواسط دورهٔ ناصری، دولت سیاستهایی برای بهبود بهداشت عمومی در پیش گرفت و اقداماتی چون تأسیس بیمارستانها، مریضخانهها، انستیتو پاستور و ادارهٔ صحیهٔ عمومی انجام داد. همچنین واکسیناسیون عمومی، قرنطینه و صدور مجوزهای رسمی برای مشاغل پزشکی از دیگر اقدامات این دوره بود.[۶۹]
تأمین آب
آب شهر از طریق قناتها و جویها تأمین و در آبانبارهای عمومی یا خصوصی ذخیره میشد. در محلات، میراب مسئول تقسیم عادلانهٔ آب میان خانهها بود و در اواخر دورهٔ قاجار، سقاها آب آشامیدنی را به در خانهها میآوردند. خانوادههای مرفه از چاه یا قنات اختصاصی بهرهمند بودند و آبانبارها برای نگهداری مواد غذایی فاسدشدنی استفاده میشدند.[۷۰]
پانویس
- ↑ جعفری، «بررسی و تحلیل بحران های تأثیرگذار اجتماعی و اقتصادی در ایران از سقوط صفویه تا برآمدن قاجار (1210-1135ه.ق/ 1797-1723م)»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.
- ↑ «برآوردهای جمعیتی در اواخر عهد قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.
- ↑ «ستون فقرات ایران عصر قاجار»، خبرگزاری ایبنا.
- ↑ مهدوی، «فرهنگ و زندگی در عصر قاجار: زندگی روزمره در عهد قاجار مقاله»، ۱۳۸۹ش، ص۸.
- ↑ آدمیت، امیرکبیر و ایران، ۱۳۶۲ش، ص۴۳۰-۴۳۵.
- ↑ تاجبجش، تاریخ تمدن و فرهنگ در دوره قاجار، ۱۳۷۷ش، ص۴۲۳.
- ↑ فرهادمیرزا، سفرنامه فرهاد میرزا، 1366ش، ص115.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص361.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص358-361.
- ↑ اشرف و بنوعزیزی، طبقات اجتماعی؛ دولت و انقلاب در ایران، 1393ش، ص43-63.
- ↑ اشرف و بنوعزیزی، طبقات اجتماعی؛ دولت و انقلاب در ایران، 1393ش، ص43-63.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص358-361.
- ↑ «نظام طبقاتی دورۀ قاجار از اشراف تا لوتیها»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ زرگرینژاد و علیپور، «نگاهی به وضعیت کنیزان، غلامان و خواجگان در عصر قاجار»، 1388ش، ص1.
- ↑ «نظام طبقاتی دورۀ قاجار از اشراف تا لوتیها»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ «روایتهایی از خانه و خانواده ایرانی در روزگار قاجار»، وبسایت مرکز مطالعات ایران و اسلامی.
- ↑ داوودی و ابطحی «بررسی خانواده و ازدواج در دوره قاجار با تکیه بر سفرنامه های خارجی»، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی.
- ↑ علیزاد بیرجندی، «عوامل مؤثر بر گزینش الگوهای سبک زنگی در دورهٔ قاجار»، 1399ش، ص125.
- ↑ تاجالسلطنه، خاطرات تاجالسلطنه، 1361ش، ص13.
- ↑ مستوفی، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجاریه، ۱۳۸۴ش، ج1، ص394.
- ↑ «تشکیلات اداری ایران در عصر قاجار»، وبسایت تبیان.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص356.
- ↑ «نظام قضایی دورۀ قاجار»، وبسایت دنیای اقتصاد.
- ↑ مزینانی، سرگذشت، افکار و آثار آیتالله شهید سیدحسن مدرس، 1393ش، ص۴۸.
- ↑ هاشمی و ایمانی خوشخو، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامههای سفرنامهنویسان خارجی»، ۱۳۹۵ش، ص۹-۱۲.
- ↑ اسکندری، «ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬار در ﻃﺮح ﻧﻈﺮﯾﻪﻫﺎی ﺟﺪﯾﺪ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺗﻮﺳﻂ ﻓﻘﻬﺎی دوره ﻗﺎﺟﺎر»، 1400ش، ص۲۸-۲۹.
- ↑ دهقانی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریهٔ ابن خلدون»، 1401ش، ص204-205.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص357-358.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص354.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص۳۷۷-۳۷۸.
- ↑ مهدوی، «فرهنگ و زندگی در عصر قاجار: زندگی روزمره در عهد قاجار مقاله»، ۱۳۸۹ش، ص۱۰-۱۱
- ↑ مهدوی، «فرهنگ و زندگی در عصر قاجار: زندگی روزمره در عهد قاجار مقاله»، ۱۳۸۹ش، ص۲۱-۲۲.
- ↑ پورعلی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، ۱۴۰۲ش، ص۱۱۷-۲۱۲۳.
- ↑ «تصویری قدیمی از جشن نیمه شعبان در دوره قاجار | قاجارها نیمه شعبان را چگونه جشن میگرفتند؟»، همشهری آنلاین
- ↑ «اسنادی از جشن میلاد امام رضا(ع) در دوره قاجار در مرکز اسناد آستان قدس رضوی»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی،
- ↑ «خارجیها کدام آیینهای نوروزی را تغییر دادند»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.
- ↑ نرگسی، «عزادارى در عصر قاجار» 1385ش، پرتال جامع علوم انسانی.
- ↑ پوربختیار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار براساس نظریۀ تمایز بوردیو»، 1402ش، ص۱۲۲-۱۳۷.
- ↑ رحیمی، «تفریحات و سرگرمیهای ایرانیان از روزگار صفوی تا دوره پهلوی دوم »، وبسایت مرکز مطالعات ایرانی و اسلامی.
- ↑ کمالی، «بررسی معماری دوره ی قاجارم»، ۱۳۸۸-۱۳۹۹ش، ص۴۹-۵۳.
- ↑ مهدوی، «فرهنگ و زندگی در عصر قاجار: زندگی روزمره در عهد قاجار مقاله»، ۱۳۸۹ش، ص۱۸-۲۱.
- ↑ «هنر در دورۀ قاجاریه»، وبلاگ تاریخ ما.
- ↑ «آغاز تصویرگری مدرن در عصر قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.
- ↑ شکاریان و دیگران، «تحلیل وضعیت زبان، گویش و لهجههای ایران باتوجه به اطلاعات ارائهشده در سفرنامههای خارجی عصر قاجار»، ۱۴۰۲ش، ص۵۳-۵۴.
- ↑ حاجی آقابابایی، گونهشناسی نثر فارسی در عصر قاجار، 1400ش، ص25-28.
- ↑ والنتین، اشعار عامیانهٔ ایران (در عصر قاجاری)، 1382ش، ص2.
- ↑ «ادبیات در عصر فریادهای در گلو مانده»، وبسایت روزنامۀ خراسان.
- ↑ رجبی و دیگران، «تأثیر تحوالت فرهنگی بر نوسازی در ایران قاجار (مطالعه موردی از دوره فتحعلی شاه تا پایان سلطنت مظفرالدین شاه)»، 1403ش، ص۱۰۲.
- ↑ نصیری، «بررسى سیر تحولات نظام آموزشى مکتبخانهاى در دوره قاجار و پهلوى اول»، ۱۳۸۷ش، ص۲۰۵-۲۰۸.
- ↑ فرهمند، «آموزش و نهادهاي آموزشی دختران در دورهي قاجار»، ۱۳۹۵ش، ص۹۵.
- ↑ نصیری، «بررسى سیر تحولات نظام آموزشى مکتبخانهاى در دوره قاجار و پهلوى اول»، ۱۳۸۷ش، ص۲۲۲-۲۲۵.
- ↑ نصیری، «بررسى سیر تحولات نظام آموزشى مکتبخانهاى در دوره قاجار و پهلوى اول»، ۱۳۸۷ش، ص۲۳۸-۲۴۲.
- ↑ محمودآبادی، «اصلاحات آموزشی از دارالفنون تا مدارس رشدیه»، 1391ش، ص۳۷–۳۸.
- ↑ «نهاد تعليم و تربيت و آموزش در عصر قاجار چگونه و تحت نظر چه نهادي بود.»، وبسایت اندیشه قم.
- ↑ اکبری وشناسی آذری، «نخستین آشناییهای ایرانیان با علوم جدید (عصر فتحعلی شاه قاجار)»، 1388ش، ص28.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص381.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص384.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص384.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص363-365.
- ↑ «اقتصاد در عصر قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص363-365.
- ↑ «اقتصاد در عصر قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص265-367.
- ↑ «صنایعدستی دوره قاجار»، تاریخ درج مطلب: وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.
- ↑ حسنی، «درآمدی تحلیلی بر: پول، پیدایش بانکها و تأثیر آن بر اقتصاد و تجارت در عصر قاجار (با تکیه بر فعالیتهای بانکداری روس و انگلیس در ایران»، ۱۳۹۰ش، ص۷۵.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص378.
- ↑ «نگاهی به تاریخ احداث راهآهن سراسری ایران از دوره قاجار تا پهلوی اول»، وبسایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص378-380.
- ↑ «عالمی و علیمحمد، وضعیت بهداشت عمومی در عصر قاجار از نگاه سیاحان خارجی (1227-1304ش)»، ۱۴۰۱۴ش، ص۹۳-۱۰۲.
- ↑ مهدوی، «فرهنگ و زندگی در عصر قاجار: زندگی روزمره در عهد قاجار مقاله»، ۱۳۸۹ش، ص۱۸-۲۱.
منابع
- آبراهامیان، یرواند، ایران بین دو انقلاب؛ درآمدی بر جامعهشناسی سیاسی ایران معاصر، ترجمهٔ احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران، نی، ۱۳۷۸ش.
- آدمیت، فریدون، امیرکبیر و ایران، تهران، خوارزمی، ۱۳۶۲ش.
- «آغاز تصویرگری مدرن در عصر قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۲۶ تیر ۱۳۹۲ش.
- «ادبیات در عصر فریادهای در گلو مانده»، وبسایت روزنامهٔ خراسان، تاریخ بازدید: ۲۷ مهر ۱۴۰۲ش.
- اسکندری، محمدامین، «ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬار در ﻃﺮح ﻧﻈﺮﯾﻪﻫﺎی ﺟﺪﯾﺪ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺗﻮﺳﻂ ﻓﻘﻬﺎی دوره ﻗﺎﺟﺎر»، مجلۀ تاریخنامه خوارزمی، شماره ۳۴، 1400ش.
- «اسنادی از جشن میلاد امام رضا(ع) در دوره قاجار در مرکز اسناد آستان قدس رضوی»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۱۶ مرداد ۱۳۹۶ش.
- اشرف، احمد و بنوعزیزی، علی، طبقات اجتماعی، دولت و انقلاب در ایران، ترجمهٔ سهیلا ترابی فارسانی، تهران، نیلوفر، ۱۳۸۷ش.
- افشاری، کیانوش و دیگران، «تحول مفهوم هویت ملی در عصر قاجار»، مجلۀ تاریخ (دانشگاه آزاد اسلامی واحد محلات)، شمارۀ ۶۶، ۱۴۰۱ش.
- «اقتصاد در عصر قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۲۰ آبان ۱۴۰۲ش.
- اکبری، محمدعلی وشناسیآذری، لاله، «نخستین آشناییهای ایرانیان با علوم جدید (عصر فتحعلی شاه قاجار)»، مجلهٔ مسکویه، شمارهٔ ۱۰، ۱۳۸۸ش.
- «برآوردهای جمعیتی در اواخر عهد قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۱۹ آبان ۱۳۹۵ش.
- پوربختیار، غفار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار براساس نظریۀ تمایز بوردیو»، مجلۀ جامعهشناسی تاریخی، شماره 1، شهریور ۱۴۰۲ش.
- پورعلی، سیدمرتضی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، پژوهشهای مطالعات اسلامی معاصر، سال ۱، شماره ۳، ۱۴۰۲ش.
- تاجالسلطنه، خاطرات تاجالسلطنه، به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان، تهران، تاریخ ایران، ۱۳۶۱ش.
- تاجبجش، احمد،تاریخ تمدن و فرهنگ در دوره قاجار، شیراز، انتشارات نوید شیراز، ۱۳۷۷ش.
- «تشکیلات اداری ایران در عصر قاجار»، وبسایت تبیان، تاریخ درج مطلب: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ش.
- «تصویری قدیمی از جشن نیمه شعبان در دوره قاجار | قاجارها نیمه شعبان را چگونه جشن میگرفتند؟»، همشهری آنلاین، تاریخ درج مطلب: ۱۷ اسفند ۱۴۰۱ش.
- حاجی آقابابایی، محمدرضا، گونهشناسی نثر فارسی در عصر قاجار، تهران، مهراندیش، ۱۴۰۰ش.
- جعفری، علیاکبر، «بررسی و تحلیل بحران های تأثیرگذار اجتماعی و اقتصادی در ایران از سقوط صفویه تا برآمدن قاجار (1210-1135ه.ق/ 1797-1723م)»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ش.
- حسنی، سید رحمان، «درآمدی تحلیلی بر: پول، پیدایش بانکها و تأثیر آن بر اقتصاد و تجارت در عصر قاجار (با تکیه بر فعالیتهای بانکداری روس و انگلیس در ایران»، مجلۀ تاریخ روابط خارجی، شماره ۴۸، ۱۳۹۰ش.
- «خارجیها کدام آیینهای نوروزی را تغییر دادند»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی، تاریخ بازدید: ۱۰ تیر ۱۴۰۵ش.
- داوودی، سمانه و ابطحی علیرضا، «بررسی خانواده و ازدواج در دوره قاجار با تکیه بر سفرنامه های خارجی»، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، تاریخ بازدید: ۱۱ تیر ۱۴۰۵ش.
- دهقانی، محمدمهدی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریهٔ ابن خلدون»، مجلهٔ جامعهشناسی سیاسی جهان اسلام، دورهٔ ۱۰، شمارهٔ ۱، ۱۴۰۱ش.
- رجبی، علیاصغر و دیگران، «تأثیر تحوالت فرهنگی بر نوسازی در ایران قاجار (مطالعه موردی از دوره فتحعلی شاه تا پایان سلطنت مظفرالدین شاه)»، مجلۀ یافتههای تاریخی، شماره ۴، 1403ش.
- رحیمی، پرستو، «تفریحات و سرگرمیهای ایرانیان از روزگار صفوی تا دوره پهلوی دوم »، وبسایت مرکز مطالعات ایرانی و اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۲۲ تیر ۱۳۹۴ش.
- «روایتهایی از خانه و خانواده ایرانی در روزگار قاجار»، وبسایت مرکز مطالعات ایران و اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۱۰ بهمن ۱۳۹۵ش.
- زرگرینژاد، غلامحسین و علیپور، نرگس، «نگاهی به وضعیت کنیزان، غلامان و خواجگان در عصر قاجار»، مجلهٔ پژوهشهای تاریخی، دورهٔ ۱، شمارهٔ ۲، مرداد ۱۳۸۸ش.
- «ستون فقرات ایران عصر قاجار»، خبرگزاری ایبنا، تاریخ درج مطلب: ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ش.
- شریفی شکوه، زینب، «وضعیت فکری و فرهنگی ایران در عصر قاجار»، مجلهٔ فرهنگ پژوهش، شمارهٔ ۳۳، بهار ۱۳۹۷ش.
- شکاریان، محمدعلی و دیگران، «تحلیل وضعیت زبان، گویش و لهجههای ایران باتوجه به اطلاعات ارائهشده در سفرنامههای خارجی عصر قاجار»، مجلۀ زبان فارس و گویشهای ایرانی، شماره ۱۵، ۱۴۰۲ش.
- شمیم، علیاصغر، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)، تهران، بهزاد، ۱۳۸۷ش.
- «صنایعدستی دوره قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۲ مرداد ۱۴۰۱ش.
- عالمی، خدیجه و فاطمه، علیمحمد، «وضعیت بهداشت عمومی در عصر قاجار از نگاه سیاحان خارجی (1227-1304ش)»، مجلۀ پژوهشهای ایرانشناسی، شمارۀ ۱، ۱۴۰۱۴ش، ص۹۳-۱۰۲.
- علیزاد بیرجندی، زهرا، «عوامل مؤثر بر گزینش الگوهای سبک زنگی در دورهٔ قاجار»، مجلهٔ جستارهای تاریخیهٔ سال یازدهم، شمارهٔ ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۹ش.
- فرهاد میرزا، معتمدالدوله، سفرنامهٔ فرهاد میرزا، تهران، توس، ۱۳۶۶ش.
- فرهمند، نسیم، «آموزش و نهادهاي آموزشی دختران در دورهي قاجار»، فصلنامه پارسه، شمارۀ ۲۶، ۱۳۹۵ش.
- کمالی، محمدرضا، «بررسی معماری دوره ی قاجارم» مجله دانش مرمت و میراث فرهنگی، شمارۀ ۵، ۱۳۸۸-۱۳۹۹ش.
- لمبتون، آ.ک. س، ایران عصر قاجار، ترجمه سیمین فصیحی، مشهد، جاودانخرد، ۱۳۷۵ش.
- محمودآبادی، مهدیه، «اصلاحات آموزشی از دارالفنون تا مدارس رشدیه، ۱۲۶۸ تا ۱۳۱۵ق»، مجلهٔ تاریخپژوهی، شمارهٔ ۵۱، ۱۳۹۱ش.
- مدرسی، علی، مرد روزگاران مدرس شهید نابغهٔ ملی ایران، تهران، هزاران، ۱۳۷۴ش.
- مزینانی، محمدصادق، سرگذشت، افکار و آثار آیتالله شهید سیدحسن مدرس، قم، مؤسسهٔ کتابشناسی شیعه، ۱۳۹۳ش.
- مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجاریه، تهران، زوار، چاپ پنجم، ۱۳۸۴ش.
- مهدوی، شیرین، «فرهنگ و زندگی در عصر قاجار: زندگی روزمره در عهد قاجار مقاله»، مجلۀ فرهنگ و مردم، شماره ۳۵ و ۳۶، ۱۳۸۹ش.
- نرگسی، رمضان، «عزادارى در عصر قاجار»، مجلۀ تاریخ در آیینه پژوهش، شمارۀ ۹، 1385ش.
- نصیری، مهدی، «بررسى سیر تحولات نظام آموزشى مکتبخانهاى در دوره قاجار و پهلوى اول»، مجلۀ حوزه، شماره ۲۵، ۱۳۸۷ش.
- «نظام قضایی دورهٔ قاجار»، وبسایت دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۱۵ آذر ۱۳۹۵ش.
- «نظام طبقاتی دورهٔ قاجار از اشراف تا لوتیها»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۶ آذر ۱۴۰۱ش.
- «نگاهی به تاریخ احداث راهآهن سراسری ایران از دوره قاجار تا پهلوی اول»، وبسایت مرکز بررسی اسناد تاریخی، تاریخ درج مطلب: ۱۴ اسفند ۱۴۰۱ش.
- «نهاد تعليم و تربيت و آموزش در عصر قاجار چگونه و تحت نظر چه نهادي بود.»، وبسایت اندیشه قم، تاریخ بازدید: ۱۱ تیر ۱۴۰۵ش.
- والنتین، ژوکوفسکی، اشعار عامیانهٔ ایران (در عصر قاجاری)، تصحیح و توضیح عبدالحسین نوایی، تهران، اساطیر، ۱۳۸۲ش.
- هاشمی، سید ضیاء و ایمانی خوشخو، محمدجواد، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامههای سفرنامهنویسان خارجی»، مجلۀ مطالعات ملی، شمارۀ ۶۷، ۱۳۹۵ش، ص۹-۱۲.