قانون متحدالشکل کردن لباس؛ مقررات دولتی برای یکسانسازی پوشش مردان در دوره پهلوی اول.
«قانون متحدالشکل کردن لباس» یکی از مهمترین اقدامات دولت پهلوی اول در مسیر نوسازی اداری و اجتماعی به شمار میآید که در دیماه ۱۳۰۷ش در مجلس شورای ملی تصویب شد. این قانون با هدف ایجاد نظم ظاهری، کاهش تفاوتهای پوششی میان گروههای اجتماعی، کاهش نفوذ نهاد دین و نزدیککردن ظاهر شهروندان به الگوهای غربی تدوین شد. اجرای آن با دخالت نیروهای امنیتی و نظامی پیامدهای گستردهای در حوزههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بر جای گذاشت و واکنشهای متفاوتی را در میان اقشار مختلف جامعه برانگیخت.
مفاد قانون متحدالشکل کردن لباس
این قانون در جلسه ششم دیماه ۱۳۰۷ شمسی به تصویب مجلس شورای ملی رسید و هدف آن، متحدالشکل کردن لباس مردان ایرانی بود. طبق مفاد قانون، تمام مردانی که لباس رسمی دولتی نداشتند موظف بودند از پوشش متحدالشکل استفاده کنند و کارمندان دولت نیز خارج از ساعات اداری باید همین نوع پوشش را رعایت میکردند. هشت گروه از روحانیون و طلاب با شرط تأیید صلاحیت علمی و مذهبی از سوی نهادهای دولتی، از شمول قانون مستثنی شده بودند. در این قانون، برای افرادی که از اجرای قانون سر باز میزدند، مجازاتهایی مانند جریمۀ نقدی یا حبس کوتاهمدت تعیین شده بود. بر اساس این قانون، دولت موظف شده بود تا فروردین ۱۳۰۹ش آن را در سراسر کشور اجرا کند.[۱]
نظامنامههای اجرایی قانون متحدالشکل کردن لباس
برای اجرای دقیق قانون، دولت «نظامنامۀ متحدالشکل نمودن البسه برای شهر و قصبات» را نیز تصویب کرد. بر اساس این نظامنامه، پوشش جدید شامل کلاه پهلوی (کلاه لبهدار)، کت کوتاه (نیمتنه با یقه عربی یا برگردان) و شلوار بود و استفاده از شال و دستار هم ممنوع اعلام شد.[۲] نظامنامۀ دیگری که ویژۀ روحانیت بود، «نظامنامۀ امتحان طلاب» نامیده میشد. بر اساس آن طلاب و روحانیون برای پوشیدن لباس سنتی باید در آزمونهای دولتی وزارت معارف شرکت میکردند و تنها در صورت قبولی اجازۀ استفاده از عمامه و عبا را داشتند.[۳]
نظارت و اجرای قانون متحدالشکل لباس
اجرای قانون بر عهدۀ ادارۀ نظمیه (شهربانی) گذاشته شده بود. مأموران آن ملزم بودند در خیابانها و اماکن عمومی حضور فعال و جدی داشته باشند. آنان موظف بودند پوشش افراد را بررسی کرده و در صورت مشاهدۀ تخلف، تذکر داده یا اقدام عملی انجام دهند. در اسناد تاریخی گزارش شده است که مأموران در مواردی کلاههای غیرپهلوی را از سر عابران و عمامۀ روحانیونی را که مجوز نداشتند برمیداشتند و در برخی موارد لباسهای بلند مردم عادی (مانند قبا و سرداری) را برای تطبیق با الگوی جدید کوتاه میکردند.[۴]
زمینهها و انگیزههای شکلگیری قانون
در سالهای آغازین حکومت پهلوی اول، جریان «نوسازی آمرانه» در میان نخبگان و سیاستگذاران طرفدارانی داشت. در ذهن روشنفکران ملیگرای آن دوره، لباس سنتی ایرانی نمادی از «عقبماندگی» و «رخوت» بود. نخبگانی چون سیدحسن تقیزاده، بر این باور بودند، تا زمانی که ایرانی کتوشلوار نپوشد و کلاه غربی بر سر نگذارد، نمیتواند به نظم عقلانی و صنعتی دست یابد.[۵] این روشنفکران، تغییر ظاهر و پوشش را مقدمۀ تغییرات فکری و اجتماعی میدانستند[۶] که باید با قدرتِ دولت و از بالا به پایین بر بدن شهروندان تحمیل شود.[۷]
از سویی دیگر، دولت نیز، تنوع پوشاک اقوام و گروههای مختلف اجتماعی را مانعی برای ایجاد هویت ملی واحد میدانستند و فکر می کردند، یکسانسازی پوشش به انسجام اجتماعی کمک کرده[۸] و نظارتِ نظمیه بر شهروندان را آسانتر ساخته و هرگونه تمایز که مقاومت را به دنبال داشته باشد از بین میبرد.[۹] الگوگیری از اصلاحات ترکیه و افغانستان نیز در شکلگیری این سیاست نقشی برجسته داشت.[۱۰]
پیامدهای قانون متحدالشکل کردن لباس
اجرای قانون متحدالشکل کردن لباس پیامدهای گستردهای در جامعۀ ایران باقی گذاشت. یکی از مهمترین پیامدها، کاهش تنوع پوشاک اقوام ایرانی بود. پیش از این قانون، هر قوم و جغرافیایی پوشش و شناسنامۀ فرهنگی خاص خود را داشتند. با تصویب قانون مذکور، عملاً تنوع پوششی و تکثر قومی-فرهنگی هدف قرار گرفت.[۱۱]به تعبیر سفیر وقت آلمان شکوه تاریخی خود را از دست داد.[۱۲] مخملبافی در شهرهایی چون یزد و کاشان تعطیل شدند و ایران از یک تولیدکنندۀ پارچههای باهویت بومی، به مصرفکنندۀ منسوجات کارخانهای و کلاههای وارداتی اروپایی تبدیل شد. اسناد تظلمخواهی مردم به مجلس نشان میدهد که بسیاری از بافندگان و تجار خردهپای پوشاک، امنیت شغلی خود را از دست داده و به دلیل تغییر دستوریِ ذائقه بازار، ورشکست شده بودند.[۱۳]
قانون وحدت لباس استقلالِ حوزههای علمیه را نیز تحت تأثیر قرار داد. با تصویب نظامنامۀ امتحانات، بررسی صلاحیت علمی روحانیون جهت پوشیدن لباس مذهبی عملاً در اختیار دولت قرار گرفت.[۱۴] نتیجه این سیاستها، محدودیت شدید فعالیتهای اجتماعی روحانیون و خانهنشینی اجباری افرادی بود که حاضر نبودند شأن لباس روحانیت را با آزمونهای دولتی گره بزنند.[۱۵]
واکنشها به اجرای قانون
اجرای قانون اتحاد لباس با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد. بسیاری از روحانیون این اقدام را گامی در جهت دینزدایی و استحاله فرهنگی ارزیابی میکردند و آن را در امتداد سیاستهای گستردهتر رضاشاه برای کاهش نفوذ نهاد دین[۱۶] و افزایش نظارت دولتی بر نهاد روحانیت میدیدند؛ [۱۷] اما واکنش مردم متفاوت بود، افراد عادی چارهای جز پیروی نداشتند. برخی از افراد سرشناس، برای دوری از پوشش جدید کمتر در انظار و اجتماع ظاهر میشدند.[۱۸] در مناطق عشایری که تغییر لباس را مغایر با سنتهای خود میدانستند در مواردی با مأموران نظمیه وارد درگیری نظامی شدند. [۱۹] در شهرها مردم با استفاده از طنز و هجو، کلاه جدید را کلاه «لگنی» نامیدند تا از بار رسمی و دستوری آن بکاهند.[۲۰] اعتراضات خیابانی محدودی نیز شکل گرفت که با برخورد حکومت با رهبرانش خاموش شدند.[۲۱] اما اوج اعتراضها در تیرماه ۱۳۱۴ در مسجد گوهرشاد مشهد، رخ داد که با دخالت نیروهای نظامی و کشتهشدن شمار زیادی از معترضان پایان یافت.[۲۲]
پانویس
- ↑ . «قانون متحدالشکل نمودن البسه اتباع ایران در داخله مملکت»، وبسایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.
- ↑ . «نظامنامه متحدالشکل نمودن البسه برای شهر و قصبات»، وبسایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.
- ↑ . «سواد نظامنامه امتحان طلاب و تشخیص مدرسین علوم منقول و معقول»، وبسایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.
- ↑ . مجد، از قاجار به پهلوی: بر اساس اسناد وزارت خارجهٔ آمریکا (۱۳۰۹–۱۲۹۸)، ۱۳۸۹ش، ص۵۵ ؛ مکی، تاریخ بیست سالهٔ ایران: استحکام دیکتاتوری پهلوی، ۱۳۶۲ش، ج۵، ص73-71.
- ↑ . اتابکی، تجدد آمرانه:جامعه و دولت در عصر رضاشاه، ۱۳۸۵ش، ص197-196.
- ↑ . محمدی، و سید احمدی زاویه، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، ۱۳۹۶ش، ص۷۶، ۹۹.
- ↑ . میلانی، تجدد و تجددستیزی در ایران، ۱۳۸۲ش، ص۱۸–۲۰.
- ↑ . اکبری و البوعلی، «سیاست متحدالشکل کردن لباس و هویت رسمی جدید ایرانی در جامعهٔ عرب خوزستان»، پژوهشهای تاریخی ایران و اسلام، ۱۴۰۳ش، ص۵۰.
- ↑ . محمدی، منظر و سید احمدی زاویه، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، ۱۳۹۶ش، ص۸۹.
- ↑ . حامی، «سوغات رضاشاه از سفر ترکیه»، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی.
- ↑ . مجد، از قاجار به پهلوی: بر اساس اسناد وزارت خارجهٔ آمریکا (۱۳۰۹–۱۲۹۸)، ۱۳۸۹ش، ص۵۵۶.
- ↑ . «مقابلهٔ مردم کردستان با سیاستهای رضاخانی»، وبسایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
- ↑ . صفری، «نارضایتی از متحدالشکل نمودن لباس بر اساس اسناد عرایض مجلس شورای ملی»، ۱۳۹۶ش، ص۷3-۷0.
- ↑ . «نظامنامه امتحان طلاب و تشخیص مدرسین علوم منقول و معقول»، وبسایت نظامات.
- ↑ . معینی رودبالی، «بررسی وضعیت و واکنش علمای فارس به قانون متحدالشکل کردن البسه»، ۱۳۹۹ش، ص ۱۴۸؛ نیری شیرازی، روزگار پهلوی اول (تحفهٔ نیر، ج۲)، ۱۳۸۷ش، ص۱۴۵.
- ↑ . مجد، «کلاه پهلوی و لباسهای متحدالشکل رضاشاهی در اسناد وزارت خارجهٔ آمریکا»، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی؛ صفری، «نارضایتی از متحدالشکل نمودن لباس بر اساس اسناد عرایض مجلس شورای ملی»، ۱۳۹۶ش، ص71-73.
- ↑ . معینی رودبالی، «بررسی وضعیت و واکنش علمای فارس به قانون متحدالشکل کردن البسه»، ۱۳۹۹ش، ص139.
- ↑ . معینی رودبالی، «بررسی وضعیت و واکنش علمای فارس به قانون متحدالشکل کردن البسه»، ۱۳۹۹ش، ص۱۴۸.
- ↑ . حاجیانپور و سیاهپور، «بازتاب سیاست عشایری رضاشاه در اشعار و سرودههای بومی بویراحمد»، ۱۳۹۳ش، ص ۱۲۱؛ واعظ شهرستانی، «انگیزههای سیاسی و اقتصادی شورشهای عشایری در دورهٔ رضاشاه»، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی؛ اکبری و البوعلی، «سیاست متحدالشکل کردن لباس و هویت رسمی جدید ایرانی در جامعه عرب خوزستان»، ۱۴۰۳ش، ص۵۹-۶۱.
- ↑ . پسندیده، خاطرات آیتالله پسندیده (گفتهها و نوشتهها)، ۱۳۹۲ش، ص۱۷۸.
- ↑ . مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۲۴۴.
- ↑ . «جنایات رضاشاه در مسجد گوهرشاد»، وبسایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.
منابع
- اتابکی، تورج، تجدد آمرانه:جامعه و دولت در عصر رضاشاه، ترجمه مهدی حقیقتخواه، تهران، ققنوس، ۱۳۸۵ش.
- اکبری، محمدعلی و البوعلی، محمد،«سیاست متحدالشکل کردن لباس و هویت رسمی جدید ایرانی در جامعه عرب خوزستان (عصر پهلوی اول)، پژوهشهای تاریخی ایران و اسلام، شماره ۳5، ۱۴۰۳ش.
- پسندیده، مرتضی، خاطرات آیتالله پسندیده (گفتهها و نوشتهها)، تهران، مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۸۹ش.
- حاجیانپور، حمید و سیاهپور، کشواد، «بازتاب سیاست عشایری رضاشاه در اشعار و سرودههای بومی بویراحمد»، پژوهشهای تاریخی ایران و اسلام، شماره ۱۵، ۱۳۹۳ش.
- حامی، ولیالله، «سوغات رضاشاه از سفر ترکیه»، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1400ش.
- «جنایات رضاشاه در مسجد گوهرشاد، 20 و 21 تیرماه 1314»، وبسایت مرکز بررسی اسناد تاریخی تاریخ درج مطلب:21 تیر 1404ش.
- «سواد نظامنامه امتحان طلاب و تشخیص مدرسین علوم منقول و معقول»، وبسایت مرکز بررسی اسناد تاریخی، تاریخ بازدید: 14 دی 1404ش.
- صفری، سهیلا، «نارضایتی از متحدالشکل نمودن لباس بر اساس اسناد عرایض مجلس شورای ملی»، گنجینۀ اسناد، شماره ۱۰۵، ۱۳۹۶ش.
- «قانون متحدالشکل نمودن البسه اتباع ایران در داخله مملکت»، وبسایت مرکز بررسی اسناد تاریخی، تاریخ بازدید: 14 دی 1404ش.
- مجد، محمدقلی،«کلاه پهلوی و لباسهای متحدالشکل رضاشاهی در اسناد وزارت خارجه آمریکا»، وبسایت مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، تاریخ درج مطلب: 1 تیر 1398ش.
- مجد، محمدقلی، از قاجار به پهلوی: بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا (۱۳۰۹–۱۲۹۸)، ترجمه رضا مرزانی و مصطفی امیری، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۸۹ش.
- محمدی، منظر و سید احمدی زاویه، سید سعید،«لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)». تاریخ ایران، شماره 23، ۱۳۹۶ش.
- مدنی، جلالالدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۸۷ش.
- معینی رودبالی، رضا، «بررسی وضعیت و واکنش علمای فارس به قانون متحدالشکل کردن البسه»، مطالعات تاریخی. شمارۀ ۶۸، ۱۳۹۹ش.
- مکی، حسین، تاریخ بیست ساله ایران: استحکام دیکتاتوری پهلوی، تهران، ناشر، ۱۳۶۲ش.
- میلانی، عباس، تجدد و تجددستیزی در ایران، تهران، اختران،۱۳۸۲ش.
- «مقابله مردم کردستان با سیاستهای رضاخانی»، وبسایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تاریخ درج مطلب: 4 مرداد 1400ش.
- «نظامنامه متحدالشکل نمودن البسه برای شهر و قصبات»، وبسایت مرکز بررسی اسناد تاریخی، تاریخ بازدید: 14 دی 1404ش.
- نیری شیرازی، عبدالرسول، روزگار پهلوی اول (تحفه نیر جلد دوم)، تصحیح محمدیوسف نیری، شیراز، دریای نور، ۱۳۸۷ش.
- «نظامنامه امتحان طلاب و تشخیص مدرسین علوم منقول و معقول»، وبسایت مرکز بررسی اسناد تاریخی، تاریخ بازدید: 14 دی 1404ش.
- واعظ شهرستانی، نفیسه، «انگیزههای سیاسی و اقتصادی شورشهای عشایری در دوره رضاشاه»، وبسایت مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی،تاریخ درج مطلب:3 اردیبهشت 1400ش.