انتقادپذیری؛ توانایی پذیرش دیدگاهها و بازخوردهای دیگران بدون مقاومت غیرمنطقی.
انتقادپذیری در جهان امروز از یکسو مهارت فردی و از سوی دیگر شاخصی از بلوغ اجتماعی و سیاسی است. در جوامع امروزی نوعاً نقد به منظور اصلاح و شتاب دادن به پیشرفت و جلوگیری از ناهنجاریهای اجتماعی استفاده میشود. تجربههای تاریخی و فرهنگی ایرانیان نشان میدهد که آنها همواره در سنتهای علمی، دینی و اجتماعی خود ظرفیت شنیدن و پذیرش نقد را داشتهاند و چالش دوران معاصر آن است که گاهی نقد با شالودهشکنی و نقض حریمها همسانانگاری میشود.
از منظر جامعهشناسی، انتقادپذیری سرمایهای اجتماعی و شاخص سلامت مدنی است که در سنت اسلامی-ایرانی در قالب نصیحت و تلاش برای اصلاح اجتماعی، بازنمایی میشود.[۱] در روانشناسی، انتقادپذیری جلوهای از انعطاف شناختی و عزتنفس سالم است. پرورش خودآگاهی، بازسازی شناختی، کنترل هیجان و تفکر نقاد، در کنار آموزههای دینی مانند محاسبهٔ نفس، زمینهٔ روانشناختی لازم برای انتقادپذیری را فراهم آورد.[۲] مقاومت در برابر نقد نیز از دیدگاه روانشناسی شناختی، بیشتر ناشی از خطاهای ادراکی است، مانند همسانسازی نقد با بیآبرویی یا ناکافی بودن تمایز میان رفتار و هویت.[۳]
انتقادپذیری در عرصه فرهنگ، نقد بهمعنای بازاندیشی در نمادها، کلیشهها و ارزشهای اجتماعی است و جامعه را قادر میسازد هنجارهای فرهنگی خود را دوباره تفسیر کرده و با شرایط جدید منطبق سازد.[۴] نقد در حوزهٔ سیاست و حقوق ابزاری برای فعالسازی «خوداصلاحی نهادی» است. زمانیکه نهادها نقد منصفانه را بپذیرند، اعتماد عمومی تقویت شده و مردم احساس میکنند صدای آنها بازتاب یافته است. از این منظر، انتقادپذیری سیاسی نشانهای از بلوغ شناختی جمعی و شرط تداوم عدالت و پاسخگویی است.[۵]
نصیحت، تذکر و نقد، در فرهنگ اسلامی، فرآیندهای شناختی برای بازنگری در خود بهشمار میآیند که با دستورالعملهایی مانند اجتناب از غیبت، رعایت شأن مخاطب و آغاز اصلاح از خود، چارچوبی برای مدیریت نقد فراهم میسازند.[۶]
قرآن در چارچوب آموزه امربهمعروف و نهیازمنکر، نقد را حقی اجتماعی و ضرورتی برای اصلاح جامعه معرفی میکند.[۷]امام علی نیز نصیحتپذیری را نشانهٔ عدالت حاکم معرفی کرده است[۸] و از منظر او، انتقادپذیری یک مهارت شناختی و اجتماعی ارزشمند بهشمار میآید.[۹]
انواع نقد در فرهنگ اسلامیایرانی
ارزیابی فرایند انتقادپذیری در سطوح فردی و اجتماعی، تنها در گرو وجود نقد نیست بلکه در چگونگی دریافت آن، نوع واکنش نشاندادهشده و میزان تأثیر آن بر اصلاح و بهبود عملکردها معنا پیدا میکند.
نقد سازنده: این نقد زمانی شکل میگیرد که فرد یا گروه، ضعفها را با شواهد روشن و در چارچوب زبانی محترمانه بیان کنند.[۱۰]
نقد تخریبی: این نقد، بیشتر بدون شواهد دقیق و با لحن اتهامآمیز مطرح میشود و از منظر شناختی باعث فعالشدن «حالت تدافعی» میشود. این واکنش، مانع انعطافپذیری ذهنی شده و بهجای اصلاح، احساس تهدید و بیاعتمادی ایجاد میکند.[۱۱]
خودانتقادی: این نقد که نقد درونی هم گفته میشود جلوهٔ آشکار بلوغ شناختی است؛ زیرا فرد یا گروه با شناسایی خطاهای خود، به بازسازی مستمر الگوهای رفتاری میپردازد. این نوع نقد نشانهای از خودآگاهی و توانایی «یادگیری از درون» بوده و بیش از هر نوع دیگر به پایداری و پویایی یک جریان کمک میکند.[۱۲]
امروزه برخی گفتمانهای دانشگاهی و رسانهای، ایرانیان را بهصورت ذاتی انتقادناپذیر معرفی میکنند؛ اما شواهد تاریخی، دینی، فرهنگی و یافتههای شناختی این ادعا را تأیید نمیکند. نقدپذیری در حافظهٔ جمعی ایرانیان ریشهدار است و در ادب فارسی، عاملی برای رشد فردی و اجتماعی دانسته میشود.
نقدپذیری در فرهنگ ایرانیاسلامی، فضیلتی با سابقه تاریخی است که امروزه در برخی موارد، با موانع ساختاری و ادراکی مواجه شده است.[۱۴] آنچه امروز بهعنوان انتقادناپذیری دیده میشود، بیشتر حاصل محدودیتهای نهادی، فشارهای اجتماعی برای حفظ آبرو و سوءبرداشت از مفهوم نقد از یکسو و عبور از فرهنگ نقد از سوی دیگر است. این محدودیتها گاه نه برای سرکوب نقد بلکه در واکنش به توهین، تهمتزنی و شالودهشکنیهایی شکل گرفتهاند که بهنام نقد مطرح شدهاند. چنین وضعیتی مرز نقد سازنده و کنشهای براندازانه را مخدوش کرده و ذهنیت انتقادناپذیری را تقویت میکند. از منظر شناختی نیز این شرایط بهجای یادگیری و بازاندیشی، واکنشهای تدافعی را در افراد و نهادها فعال میسازد. از سوی دیگر، با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نقد بهمثابه حقی مشروع در گفتمان دینی و انقلابی به رسمیت شناخته شد؛[۱۵] اما سوءاستفادهٔ برخی گروهها و جریانهای فکری، به محدودیت نسبی فضای نقد انجامید تا انسجام جامعه و حاکمیت حفظ شود.[۱۶]
بسیاری از مدعیان انتقادناپذیری جامعهٔ ایران به شیوههای نقد در فرهنگهای بیگانه پایبند بوده و به سنت نقد در سبک زندگی اسلامییرانی بیتوجه هستند. چنین رویکردهایی، اغلب نه در پی اصلاح بهعنوان ثمرهٔ طبیعی نقد، بلکه بهدنبال تخریب، براندازی یا هتک حرمت حریمهای دینی و اجتماعی هستند.[۱۷]
برخی از مهمترین عوامل تقویت انتقادپذیری در سنت اسلامیایرانی عبارتاند از:
خودانتقادی: در سبک زندگی اسلامیایرانی، فرایند محاسبهٔ نفس و خودبازبینی، توانایی پذیرش بازخورد بیرونی را افزایش داده و انتقادپذیری را به یک مهارت تربیتی و شناختی تبدیل میکند.[۱۸]
داشتن شناخت و آگاهی: توانایی دریافت و پردازش نقد مستلزم شناخت و آگاهی است. فردی که با دقت و آگاهی به سخن منتقد گوش میدهد، میتواند از آن برای اصلاح و رشد خود بهره گیرد.[۱۹]
داشتن نگاه واقعبینانه: وقتی فرد ظرفیتها و محدودیتهای خود و شرایط محیطی را درست درک کند، نقد منطقی و متناسب را پذیرفته و از آن برای بهبود تصمیمها و رفتارها استفاده میکند.[۲۰]
موقعیتشناسی: پذیرش نقد نیازمند شناخت درست از زمان، مکان و شرایط ارائهٔ آن است. در این چارچوب، بلوغ فکری و اجتماعی فرد یا نهاد مورد نقد، ظرفیت شنیدن و تحلیل بازخورد را تعیین میکند.[۲۱]
حُسن نیت منتقد: تفسیر شناختی نیت منتقد و درک خیرخواهی و هدف اصلاحی او، نقش تعیینکنندهای در پذیرش انتقاد دارد.[۲۲]
استفاده از زبان نرم: ادبیات و لحن بیان نقد نقش مهمی در فرایند شناختی پذیرش بازخورد دارد. گفتار محترمانه، زمینهٔ پردازش منطقی و بدون واکنش تدافعی را فراهم کرده و باعث افزایش اثربخشی بازخورد میشود.[۲۳]
زمینههای نهادینهسازی انتقادپذیری
بستر هنری نهادینهسازی انقتادپذیری
هنر در ایران بهعنوان فضای شناختی برای بازتاب مشکلات و امیدهای جامعه عمل کرده و نقد سازنده را با زبان زیباییشناختی منتقل میکند. این ظرفیت در شعر عرفانی، تعزیه و نقاشیهای آیینی قابل مشاهده بوده و نشان میدهد که هنر میتواند پذیرش بازخورد اجتماعی و فرهنگی را تسهیل کند.[۲۴] بهرهگیری از فضاهای امن مانند مساجد و هیئتها و مهارتهای گفتوگو نیز امکان پردازش شناختی پیامهای انتقادی را برای جامعه فراهم میآورد.[۲۵]
بسترهای اجتماعی و فرهنگی نهادینهسازی انقتادپذیری
خانواده: شیوهٔ واکنش والدین به خطاهای کودک بر الگوریتمهای پردازش بازخورد در ذهن او اثر دارد. برخورد آرام و هدایتگرانهٔ والدین به کودک میآموزد که نقد، فرصتی برای یادگیری و اصلاح رفتار است.[۲۶]
برگزاری کلاس درس در قالب گروهی و گفتگومحورکلاس درس گروهی و گفتگومحور در مدرسهنظام آموزشی و علمی: ایجاد فضای امن مبتنی بر اعتماد، الگوسازی معلمان و فعالیتهای گروهی، به دانشآموزان و دانشجویان امکان میدهد بازخورد را بهعنوان دادهای برای تحلیل و رشد بپذیرند.[۲۷] علاوه بر آن، برنامههای آموزش اجتماعی- هیجانی (SEL) و شوراهای گفتوگو، بستر شناختی لازم برای توسعه تفکر نقاد و پذیرش انتقاد را تقویت میکنند.[۲۸]
رسانهها و فضای مجازی: رسانهها و شبکههای اجتماعی، با ارائهٔ دیدگاههای متنوع، فرصت تمرین مهارتهای پردازش شناختی بازخورد را فراهم میکنند، اما نقد توهینآمیز و ناشناس میتواند واکنش تدافعی را تشدید کند.[۲۹]
نهادهای مدنی و تشکلهای مردم پایه: فعالیت شهروندان در نهادهای مدنی و انجمنها، فرصت عملی برای تجربه، تحلیل و بازخورد اجتماعی فراهم میآورد. مشارکت در این فضاها مهارتهای شناختی شنیدن، ارزیابی و پاسخ به نقد را تقویت کرده و امکان تمرین تفکر نقاد و تصمیمگیری آگاهانه را در محیطی واقعی و امن فراهم میکند، بهگونهای که انتقاد به ابزاری برای اصلاح و مسئولیتپذیری جمعی تبدیل شود.[۳۰]
در سبک زندگی اسلامیایرانی، شفافیت و پاسخگویی نشانهای از عدالت و مشروعیت حکمرانی بوده و نقد بهعنوان ابزار اصلاح تلقی میشود. با بهرهگیری از اصول شناختی مانند تفکیک رفتار از هویت و شفافسازی مبتنی بر اصل امانت، جامعه میتواند بازخورد را به فرصت اصلاح و رشد حکمرانی تبدیل کند.[۳۱]امام علی نیز در دوران حاکمیت خود، دیگران را به مشورت میگرفت و به سخنان مردم گوش میداد. این رویکرد، ظرفیتهای شناختی را برای ایفای نقش اجتماعی شهروندان تقویت کرده و اعتماد به نهادها را افزایش میدهد.[۳۲]
امام خمینی، نقدپذیری را زمینهساز رشد فردی و اصلاح جامعه معرفی کرده و بر پذیرش پند و انتقاد با روی باز و رعایت انصاف و عدالت در نقد تأکید داشته و مسئولان و مردم را به تمرین و نهادینهکردن این فضیلت دعوت میکرد. از نگاه او، نقد سازنده نهتنها حق مردم بلکه هدیهای الهی برای ارتقای خرد، تهذیب نفس و تقویت جامعه است.[۳۳]آیتالله خامنهای نیز همواره بر انتقادپذیری جامعه و مسئولان تأکید داشته و معتقد است که انتقاد منصفانه، امری ضروری در مسیر حرکت جامعه بهسوی آرمانها بوده و مسئولان نیز باید ظرفیتِ شنیدن انتقادات و پذیرش نقد عالمانه را در خود ایجاد کنند.[۳۴]
ایرانیان سابقهٔ دیرینهای در مناظره و تبادل نظر دارند، اما فقدان محیطهای امن و آموزشی برای تمرین شنیدن و تحلیل بازخورد موجب شده است که بسیاری نقد را بیشتر بهصورت احساسی یا تدافعی دریافت کنند. از منظر شناختی، ضعف مهارتهای فراشناختی و کمبود تجربه در مواجهه با دیدگاههای متفاوت، زمینهساز سوءتفسیر پیام نقد و کاهش انعطاف رفتاری میشود. هر جامعهای دارای اصول و مصالح کلی است که چارچوب گفتوگو را شکل میدهد و عدم پایبندی به این اصول، به انسداد فضای اجتماعی و دشوار شدن نقد متقابل منجر میشود.[۳۵] دینپژوهانی مانند مرتضی مطهری نیز نشان دادهاند که آزاداندیشی و نقد حتی در دین نیز امری پذیرفتهشده و بلکه ضروری است. او با تکیه بر استدلال و برهان، دین را نهتنها در برابر نقد بیدفاع نمیداند بلکه آن را مشوق تفکر و پرسشگری معرفی میکرد. از این منظر، مقاومت در برابر نقد در تفکر دینی، بیشتر از جهل و تعصب سرچشمه میگیرد تا از ماهیت دین.[۳۶]
«آموزش انتقادپذیری به کودکان چرا و چگونه؟»، وبسایت مجموعهٔ مدارس سلام، تاریخ بارگذاری: ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ش.
اسلامی، سیحین، اخلاق نقد، قم، معارف، ۱۳۸۳ش، چ۱.
«انتقادپذیری: از دیدگاه روانشناسی چرا پذیرش انتقاد از جانب دیگران توسط افراد سخت است؟»، وبسایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاورهٔ احیا، تاریح بازدید: ۲۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
«انتقاد، منتقد و ما ایرانیان»، پایگاه خبری برترینها، تاریخ بارگذاری: ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ش.
«انتقاد و انتقادپذیری از نگاه اسلام»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ بازدید: ۲۳ شهریور ۱۴۰۴ش.
اندی، مهران، «فرهنگ نقد و نقدپذیری در ایران»، وبسایت سیویلیکا، تاریخ بازدید: ۲۳ شهریور ۱۴۰۴ش.
«انواع بازخورد مشتریان و نحوهٔ پرداختن به آنها»، وبسایت راه پرداخت، تاریخ بارگذاری: ۱۷ فروردین ۱۴۰۴ش.
«اهمیت شورا و مشارکت از دیدگاه اسلام و قرآن»، وبسایت مایآرتیکل، گردآوری مقالات علمی و اجتماعی، تاریخ بازدید: ۲۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
«بازسازی شناختی: راهی برای تغییر الگوهای فکری»، وبسایت روانو، تاریخ بازدید: ۲۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، بهتصحیح جمالالدین محمد خوانساری، تهران، دانشگاه تهران، ج۶، ۱۳۶۶ش.
«جامعهشناسی تاریخی موسیقی در ایران در گفتوگو با آیدین آریافر»، وبسایت مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ بارگذاری: ۱۰ آذر ۱۴۰۳ش.
«حدیث و آیات: هدیه کردن عیب»، وبسایت کتابخانهٔ احادیث شیعه، تاریخ بازدید: ۲۳ شهریور ۱۴۰۴ش.
حقپناه، رضا، «انتقاد و انتقادپذیری»، اندیشهٔ حوزه، شمارهٔ ۴۹ و ۵۰، ۱۳۸۳ش.
«خودارزیابی و محاسبهٔ نفس»، وبسایت پرسمان دانشگاهیان، تاریخ بازدید: ۲۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
رحمانی، تقی، «نقد و بررسی جریانهای روشنفکری ایران»، فصلنامهٔ بازتاب اندیشه، شمارهٔ ۱۹، تاریخ بارگذاری: ۱۹ مرداد ۱۳۸۹ش.
سرخوش، جواد و طباطبایی زاهد، فاطمه، «معیار احراز عنصر معنوی جرم تشویش اذهان عمومی»، اولین کنفرانس بینالمللی حقوق، علوم سیاسی، سیاست اسلامی و فقه اسلامی، ۱۴۰۳ش.
سعدی، گلستان، باب چهارم در فواید خاموشی، حکایت شمارهٔ ۱۲، وبسایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۳ شهریور ۱۴۰۴ش.
«شناخت درمانی بک»، وبسایت پژوهه، تاریخ بارگذاری: ۲۴ آبان ۱۳۹۳ش.
«شهید مطهری درصدد بازسازی تفکر دینی و احیاگری بود/ نقد و معیار آزادی از نگاه معلم شهید»، خبرگزاری ایبنا، تاریخ بارگذاری: ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ش.
«ضرورت شفافیت مسئولان در نظام اسلامی»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، تاریخ بارگذاری: ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.
«طرح یک گفتمان موسیقایی؛ تار ایرانی علی قمصری؛ بحران یا دغدغهٔ تعالی؟»، وبسایت موسیقی ما، تاریخ بازدید: ۲۳ شهریور ۱۴۰۴ش.
گودرزیفر، مظاهر و دینپرست، فائز، «تأثیر عملکرد قوه قضائیه در بازتولید اعتماد سیاسی در ایران»، دولت پژوهی، سال ۱۰، شمارهٔ ۳۹، ۱۴۰۳ش.
فرهادینژاد، محسن و بیکی، کریم، «مطالعه طولی علل فساد اداری و روشهای کنترل آن در مقاطع سالهای ۷۸، ۸۸ و ۹۹»، سامانهٔ مدیریت نشریات علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران، دورهٔ ۱۴، شمارهٔ ۱، پیاپی ۵۳، ۱۴۰۲ش.
«فرهنگ گفتگو و مناظره را باید از کودکی به افراد آموخت/ ...» خبرگزاری مهر، تاریخ بارگذاری: ۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ش.
محمدی، عبدالعلی، «نقدپذیری حکومت و انتقادورزی جامعه در نگرش دینی»، مجلهٔ علوم سیاسی، دانشگاه باقرالعلوم، دورهٔ ۱۱، شمارهٔ ۴۲، ۱۳۸۷ش.
مشایخ، فرحناز و حاجیزاده، هانیه، «فرصتها و آسیبهای فضای مجازی»، فصلنامهٔ علمی تخصصی انگارههای نو در تحقیقات آموزشی، سال ۲، شمارهٔ ۲، ۱۴۰۲ش.
«مشورت در خانواده (مشاوره، جوانان، فرزندان و زنان)»، وبسایت راسخون، تاریخ بارگذاری: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ش.
مقدسی، زهرا و حسینی، محمد، «بررسی پیکرهٔ بنیاد مفهوم احترام در فرهنگ ایرانی»، پژوهشهای زبانشناسی: نظریه و کاربرد، دورهٔ ۲، شمارهٔ ۱، پیاپی ۳، ۱۴۰۲ش.
«مِنهای تخریب»، وبسایت آیتالله خامنهای، تاریخ بارگذاری: ۸ آبان ۱۳۹۹ش.
موسوی فرد، محمدرضا و دیگران، «نقش شبکههای اجتماعی مجازی در تغییر آستانهٔ تحمل مردم با تأکید بر واگرایی در محیط اعتراضات ضدامنیتی»، مطالعات حقوقی فضای مجازی، سال ۲، شمارهٔ ۴، پیاپی ۸، ۱۴۰۲ش.
مهرابی کوشکی، راضیه و دیگران، «تصویر از خود: برساختی انتقادی- ایدهآلیستی از هویت ملی»، فصلنامهٔ علمی پژوهشی راهبرد فرهنگ، دورهٔ ۱۰، شمارهٔ ۳۷، ۱۳۹۶ش.
مهرآوران، محمود و قاسمی، مهدی، «حافظ و نقد اجتماعی»، علوم ادبی، سال ۷، شمارهٔ ۱۱، ۱۳۹۶ش.
«نامهٔ ۵۳ نهجالبلاغه (نامه امام علی علیهالسلام به مالک اشتر)»، وبسایت مؤسسهٔ تحقیقات و نشر معارف اهلالبیت علیهمالسلام، تاریخ بازدید: ۲۳ شهریور ۱۴۰۴ش.
نبیزاده، محمد، «شاخصههای هویت دینی و انقلابی در تربیت و جامعهپذیری سیاسی ایران»، دولتپژوهی ایران معاصر، دورهٔ ۹، شمارهٔ ۴، ۱۴۰۲ش.
نبیزاده، محمد و سیاوشی، مهدی، «نقدپذیری در دولتهای بعد از انقلاب اسلامی: رهیافتی به تربیت انتقادی»، دولتپژوهی ایران معاصر، دورهٔ ۱۱، شمارهٔ ۱، ۱۴۰۴ش.
نثاری، مرتضی، «نقش مساجد و هیئتها در کاهش آسیبهای اجتماعی: یک دیدیگاه جامعهشناختی و فرهنگی»، وبسایت سیویلیکا، تاریخ بارگذاری: ۲ مرداد ۱۴۰۴ش.
«نقد و نقدپذیری، امر به معروفی فراموش شده»، پرتال امام خمینی، تاریخ بارگذاری: ۲۶ اسفند ۱۳۹۷ش.