خودتحقیری فرهنگی؛ بیارزش شمردن فرهنگ خودی و ستایش فرهنگ بیگانه و تقلید از آن.
خودتحقیری فرهنگی بهعنوان نوعی از خودتحقیری ملی، حالت روانیاجتماعی است که بر اساس آن، بخشهای از یک جامعه، میراث و فرهنگ ملی را تحقیر کرده و از فرهنگ بیگانه بهصورت غیرانتقادی ستایش و پیروی میکند. خودتحقیری فرهنگی، از تجربیات تاریخی منفی و ناکامیهای یک جامعه در میدانهای مختلف چون اجتماع، اقتصاد، سیاست، فرهنگ، علم و آموزش ریشه میگیرد و خود را در تحقیر فرهنگ نشان میدهد. بحران هویت فردی، گروهی و ملی، وابستگی و تضعیف همبستگی اجتماعی و مهمتر از همه بیزاری فرهنگی، پیامدهای مخرب آن شمرده شده است. ارتقای سطح آگاهی عمومی، بازسازی عزت نفس ملی، افزایش هژمونی فرهنگی و اصلاح سبک زندگی، بهعنوان راهکارهای مقابله با خودتحقیری فرهنگی ذکر شده است.
خودتحقیری فرهنگی، یک گرایش روانی-اجتماعی است که با بیارزشانگاری نظاممند میراث، محصولات و ارزشهای فرهنگی خودی شناخته میشود. این پدیده همزمان با ستایش غیرانتقادی و تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانه همراه است که برتر پنداشته میشود. این گرایش خود را بهصورت باوری عمیق دربارهٔ نابسندگی و حقارت سنتها، هنرها، هنجارهای اجتماعی و حتی معیارهای زیباییشناختی خودی نشان میدهد و موجب میشود افراد و گروهها خودبیزاری فرهنگی کرده و دچار بیخویشتنی شوند و در مقابل، «دیگری» را آرمانسازی کنند.[۱]
خودتحقیری فرهنگی، متفاوت از نقد فرهنگی است؛ نقد فرهنگی، رویکردی پویا و سازنده است که با هدف آسیبشناسی، اصلاح و تعالی فرهنگ صورت میگیرد و منتقد فرهنگی ضمن باور به ارزشهای بنیادین فرهنگ خود، برای رفع کاستیها و انطباق آن با نیازهای زمانه تلاش میکند.[۲] در مقابل، خودتحقیری فرهنگی از یک موضع انفعالی و مبتنی بر احساس ناتوانی ذاتی نشئت میگیرد. این رویکرد، بهجای تلاش برای اصلاح، به نفی کامل هویت فرهنگی، انکار دستاوردها و ترویج یأس و خودباختگی در برابر فرهنگ بیگانه میانجامد و فاقد عنصر سازنده و اصلاحگر است.[۳]
دیدگاهها در مورد خودتحقیری فرهنگی
خودتحقیری فرهنگی از منظر جامعهشناسی، نوعی بیزاری فرهنگی دانسته میشود. در این وضعیت، افراد جامعه با محصولات، ارزشها و هنجارهای فرهنگ خود احساس بیگانگی میکنند و آن را متعلق به خود نمیدانند. این پدیده اغلب نتیجهٔ فرایندی است که پیر بوردیو، جامعهشناس فرانسوی، آن را خشونت نمادین مینامد.[۴] در این فرایند، فرهنگ مسلط مانند فرهنگ غربی در دوران استعمار و پسااستعمار، معیارها و ارزشهای خود را بهعنوان هنجارهای جهانشمول و برتر تحمیل میکند. جامعهٔ تحت سلطه بهتدریج این معیارها را درونی کرده و این مصداق بارز استعمار ذهنی است که او را به تحقیر داوطلبانهٔ هویت خویش وامیدارد.[۵]
از منظر روانشناسی، این پدیده با مفهوم عقدهٔ حقارت جمعی قابل تحلیل است. این مفهوم با الهام از نظریات آلفرد آدلر، به وضعیتی اشاره دارد که یک گروه یا ملت به دلیل تجربیات تاریخی منفی مانند شکستهای نظامی، تحقیر استعماری یا ناکامیهای اقتصادی مداوم، دچار احساس ناتوانی و بیکفایتی ذاتی میشود. این عقدهٔ حقارت، به کاهش شدید عزت نفس ملی میانجامد و زمینهساز اصلی برای تقلید کورکورانه و ستایش غیرانتقادی از دیگریِ قدرتمند میشود.[۶]
ابعاد خودتحقیری فرهنگی
خودتحقیری فرهنگی پدیدهای چندبعدی است که در لایههای مختلف هویت جمعی نفوذ میکند:
بعد تاریخی
در خودتحقیری فرهنگی، تاریخ بهجای آنکه منبع الهام، غرور و درسآموزی باشد، به روایتی شرمآور از شکستها، انحطاط و عقبماندگی تبدیل میشود. در این نگاه، تمام دستاوردهای علمی، فلسفی و هنری گذشته نادیده گرفته شده یا کماهمیت جلوه داده میشود و تاریخ ملی صرفاً بهعنوان زنجیرهای از اشتباهات بازنمایی میگردد.[۷]
خودتحقیری فرهنگی در بعد زیباییشناختی موجب پذیرش معیارهای زیباییشناسی فرهنگ مسلط بهعنوان تنها استاندارد زیبایی میشود و هنر، موسیقی، ادبیات و معماری بومی بیارزش انگاشته میشود.[۸] برای مثال، معماری اصیل ایرانی که سرشار از فلسفه، معنویت و هماهنگی با اقلیم است، قدیمی و عقبمانده تلقی شده و تقلید ناشیانه از سبکهای معماری غربی مانند نمای رومی، نشانهٔ مدرن بودن و پرستیژ اجتماعی میشود.[۹]
بعد علمی و فناورانه
باور عمیق به ناتوانی ذاتی در تولید علم، فناوری و نوآوری، انگارهٔ «ما نمیتوانیم» را تقویت میکند و هرگونه موفقیت داخلی را تصادفی، بیکیفیت یا کپیبرداریشده میداند. با گسترش این انگاره، نخبگان به دلیل عدم باور به امکان شکوفایی در داخل، ترک وطن را تنها راه تحقق توانمندیهای خود میبینند.[۱۰]
بعد اجتماعی
در بعد اجتماعی، آداب، رسوم و هنجارهای اجتماعی خودی پست و بیاهمیت شمرده میشوند. آیینهای ملی ریشهداری مانند نوروز و یلدا،[۱۱] به تمسخر گرفته شده یا صرفاً به پوستهای ظاهری و مصرفگرایانه تقلیل مییابند. در مقابل، هنجارهای اجتماعی و سبک زندگی غربی، حتی بدون درک ریشهها و زمینههای فرهنگی آن، بهمثابهٔ الگویی ایدهآل و برتر تقلید میشود.[۱۲]
بعد دینی
یکی از عمیقترین و حساسترین ابعاد خودتحقیری فرهنگی، تحقیر باورها، مناسک و ارزشهای دینی به بهانهٔ عقبماندگی یا مانع مدرنیته است.[۱۳] این پدیده خود را در چند سطح نشان میدهد:
تحقیر نظری: تلقی کردن نظام باورهای دینی بهعنوان مجموعهای از عقاید خرافی و غیرعقلانی که مانع پیشرفت علمی و اجتماعی است. این نگاه، تقابل ساختگی میان سنت و مدرنیته را برجسته کرده و دین را در جبههٔ سنتِ نیازمندِ حذف قرار میدهد.[۱۴]توییت جنجالی علی کریمی دربارهٔ موضوع نذری ایرانیانتوییت جنجالی علی کریمی دربارهٔ نذری در فرهنگ ایرانیانتحقیر مناسک و نمادها: تمسخر آیینهای عبادی و مناسک جمعی مانند عزاداری و عزاداری امام حسین، نذری دادن یا اعیاد دینی. این مناسک که کارکردهای مهمی در ایجاد همبستگی اجتماعی و هویتبخشی دارند، بهعنوان رفتارهایی عوامانه و نمایشی تحقیر میشوند. همچنین، افراد ممکن است از ابراز هویت و نمادهای دینی خود در مجامع بینالمللی یا فضاهای مدرن شهری احساس خودکمبینی کنند.
تحقیر احکام و قوانین: تلقی کردن قوانین و احکام فقه اسلامی بهعنوان مجموعهای از قواعد ناکارآمد و دستوپاگیر که با زندگی مدرن ناسازگار است. این رویکرد بدون تحلیل عمیق فلسفه و حکمت نهفته در این احکام، صرفاً بر اساس مقایسه منفی با الگوهای غربی، به نفی و تحقیر آنها میپردازد.[۱۵]
عوامل خودتحقیری فرهنگی در ایران
پدیده خودتحقیری فرهنگی در ایران محصول فرایندهای پیچیدهٔ تاریخی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است.
عوامل تاریخی-سیاسی خودتحقیری فرهنگی
تجربهٔ شکستهای تاریخی: نقطهٔ عطف تاریخی در شکلگیری خودتحقیری جمعی در ایران، شکست در جنگهای ایران و روسیه در قرن نوزدهم و تحمیل عهدنامه گلستان و عهدنامه ترکمانچای بود[۱۶] که نخستینبار دوگانهٔ مای عقبمانده و غرب پیشرفته را در ذهن نخبگان ایرانی شکل داد[۱۷]
تبلیغات هدفمند شرقشناسی: روایت شرقشناسانهٔ مغرضانه که در دوران استعمار شکل گرفت، تصویری کلیشهای، تحقیرآمیز و اگزوتیک از شرق و ازجمله ایران ساخت. این تصویر که شرق را ایستا و نیازمند قیمومیت غرب نشان میداد، محصول یک تاریخنگاری استعماری بود که توسط برخی روشنفکران داخلی نیز بازتولید شد.[۱۸] امروزه نیز این روند در قالب سیاهنمایی و تهاجم فرهنگی از سوی برخی رسانه ادامه دارد.[۱۹]
گفتمان روشنفکری: احساس عقبماندگی، بیش از همه در گفتار برخی روشنفکران اواخر دورهٔ قاجار و دورهٔ پهلوی، نمود یافت. برخی، تز غربگرایی مطلق را مطرح کردند؛ مشهورترین نمونهٔ این تفکر، جملهٔ معروف سیدحسن تقیزاده، از چهرههای برجستهٔ دورهٔ مشروطه است که نوشت: «ایران باید ظاهراً و باطناً، جسماً و روحاً فرنگیمآب شود و بس.» این عبارت که به شعار «باید از فرق سر تا نوک پا غربی شویم» شهرت یافت، نماد کاملی از فرنگیمآبی و این باور بود که فرهنگ و سنتهای بومی، مانع اصلی پیشرفت هستند.[۲۰]
عوامل فرهنگی-آموزشی خودتحقیری فرهنگی
ضعف نظام آموزشی: کمتوجهی نظام آموزشی به تاریخ علمی و فرهنگی ایران و اسلام و عدم پرورش تفکر انتقادی، یکی از ریشههای خودتحقیری فرهنگی است. هنگامی که نسل جوان شناخت عمیقی از مفاخر علمی و فرهنگی خود مانند ابنسینا، فارابی، حافظ و سعدی و دستاوردهای تمدنی خود نداشته باشد، تحت تأثیر روایتهای تحقیرآمیز قرار میگیرد.[۲۱]
ضعف رسانههای داخلی: تولید محتوای ضعیف، غیرجذاب و گاهی سیاهنمایی افراطی در رسانههای داخلی، در مقابل نمایش تصویری ایدهآل، فریبنده و غیرواقعی از سبک زندگی غربی (بزک غرب) در رسانههای خارجی و شبکههای اجتماعی، نوعی بحران زیباییشناسی ایجاد میکند.[۲۲] این تقابل، مخاطب را به این نتیجه میرساند که خوشبختی تنها در الگوی غربی (بهشت غرب) یافت میشود و فرهنگ خودی فاقد این عناصر است.[۲۳]
سیاستهای فرهنگی: برخی سیاستهای فرهنگی دورهٔ رضاشاه نیز که در ظاهر با نیت مدرنسازی اجرا میشد، بر پیشفرض تحقیر نمادهای بومی و برتری نمادهای غربی استوار بود. قانون متحدالشکل کردن لباس (۱۳۰۷ش) که پوشاک سنتی و محلی را حذف کرد،[۲۴]کشف حجاب اجباری (۱۳۱۴ش) که پوشش سنتی زنان را نشانهٔ عقبماندگی میدانست[۲۵] و تقلید از معماری نئوکلاسیک اروپایی در بناهای مهم دولتی، جلوههای خودتحقیری فرهنگی بودند.[۲۶]
عوامل اجتماعی-اقتصادی خودتحقیری فرهنگی
ناکامیهای مدیریتی و اقتصادی: بروز مشکلات اقتصادی مزمن، ناکارآمدیهای اداری و فساد، این باور غلط را در سطح جامعه تقویت میکند که مشکل در فرهنگ است و ایرانیها ذاتاً نمیتوانند یک جامعهٔ پیشرفته بسازند.[۲۷] این نتیجهگیری که مشکلات ساختاری و مدیریتی را به یک ویژگی ذاتی و تغییرناپذیر فرهنگی تقلیل میدهد بهجای مطالبهٔ اصلاح، به یأس و انفعال منجر میشود.[۲۸]
مهاجرت نخبگان: خروج نیروهای انسانی و علمی، نهتنها یک آسیب اقتصادی، بلکه یک پدیدهٔ فرهنگی است که حس ناامیدی و ناتوانی را در جامعه تشدید میکند. هر موج مهاجرت نخبگان، این پیام را به جامعه منتقل میکند که اینجا آیندهای نیست و بهترینها در حال ترک کشور هستند؛ امری که چرخهٔ خودتحقیری را تقویت میکند.[۲۹]
خودتحقیری فرهنگی با تضعیف اعتماد به داشتهها و ارزشهای بومی، زمینه فاصلهگرفتن از سبک زندگی اسلامی ایرانی را فراهم میکند؛ هنگامی که جامعه بهجای افتخار به میراث دینی و ملی خود، آن را حقیر بشمارد و الگوهای بیرونی را برتر بداند، بهتدریج در شیوههای زیست، مصرف، روابط اجتماعی و حتی باورهای ارزشی از هویت اصیل خود فاصله گرفته و به الگوهای وارداتی گرایش پیدا میکند. این روند نهتنها موجب فرسایش هویت جمعی و سستی در پایبندی به سبک زندگی اصیل میشود، بلکه وابستگی فرهنگی و ضعف در خودباوری ملی را نیز تشدید میکند.[۳۰]
خودتحقیری فرهنگی از حوزهٔ ذهن فراتر رفته و در رفتارها و انتخابهای روزمرهٔ مردم تجلی مییابد؛ ازجمله:
نشانههای خود تحقیری فرهنگی در الگوی مصرف
برندگرایی افراطی: ترجیح بیچونوچرای کالای خارجی، حتی با کیفیت پایینتر از مشابه داخلی، یکی از بارزترین نشانههای خودتحقیری فرهنگی است و در بیشتر موارد، نشانهٔ پرستیژ اجتماعی تلقی میشود.[۳۱]
تحقیر تولید ملی: وجود یک بیاعتمادی پیشینی و ریشهدار به محصولات داخلی، که با برچسبهایی مانند بیکیفیت و غیرقابلاعتماد همراه است، مانع بزرگی بر سر راه رشد اقتصادی و تقویت اعتمادبهنفس ملی است.[۳۲]
نشانههای خود تحقیری فرهنگی در هنر و معماری
تقلید کورکورانه از نماهای رومی و سبکهای معماری غربی، بدون توجه به اقلیم، فرهنگ و هویت ایرانی، شهرها را به موزههایی از معماری بیریشه و وارداتی تبدیل کرده است. خواندن معماری اصیل ایرانی-اسلامی با تمام پیچیدگیها و زیباییهایش بهعنوان امری قدیمی و از مدافتاده، نشاندهندهٔ عمق بحران زیباییشناسی است.[۳۳]
نشانههای خود تحقیری فرهنگی در رفتارهای اجتماعی
تمسخر لهجهها و گویشهای محلی: گویشها بخشی از میراث فرهنگی و هویت جمعی هستند و تمسخر آنها میتواند منجر به خودتحقیری و فاصله گرفتن نسلهای جوان از ریشههای زبانی و فرهنگی خود گردد.[۳۴]
مقایسهٔ دائمی و ناعادلانه: مقایسهٔ دائمی و غیرمنصفانهٔ قوانین، هنجارها و رفتارهای اجتماعی داخلی با تصویری ایدهآل و گزینششده از جوامع غربی، یکی دیگر از مصادیق این پدیده است. این مقایسه منفی اغلب بدون در نظر گرفتن زمینههای تاریخی، فرهنگی و چالشهای خاص هر جامعه صورت میگیرد.[۳۵]فروش لوازم ولنتاین در تهرانتصویری از یک فروشگاه عرضه نمادهای جشن ولنتاین در تهران
تحقیر آیینهای فرهنگی اصیل: میان برخی اقشار، برگزاری آیینهای سنتی مانند نوروز یا شب یلدا به شیوهٔ اصیل آن، امری قدیمی یا عوامانه تلقی میشود. در مقابل، تقلید از جشنهای غربی مانند ولنتاین،[۳۶]کریسمس و هالووین یا پدیدههایی چون موج کرهای که با زمینهٔ فرهنگی ایران بیارتباط است، نشانهٔ بهروز بودن پنداشته میشود.[۳۷]
کاربرد کلیشههای خودتخریبگرانه: استفاده از عباراتی مانند «اینجا ایران است!» با بار معنایی منفی برای توجیه هرگونه بینظمی یا ناکارآمدی، یک کلیشهٔ رایج و نوعی خودسرزنشی جمعی است که در قالب جوکهای سیاه نیز بازتولید میشود. این تعابیر بهطور ضمنی القا میکند که مشکلات، نه ناشی از سوءمدیریت، بلکه ویژگی ذاتی و تغییرناپذیر در هویت و فرهنگ ایرانی است.[۳۸]
پیامدهای خودتحقیری فرهنگی در ایران
خودتحقیری فرهنگی، اگر به یک بیماری مزمن اجتماعی تبدیل شود، پیامدهای ویرانگری در سطوح مختلف فردی، اجتماعی و ملی دارد:
کاهش عزت نفس، بحران هویت و در موارد حاد بیهویتی، اضطراب، افسردگی و افزایش تمایل به مهاجرت از پیامدهای روانی این پدیده برای افراد است. فردی که دائماً دچار خودتحقیری فرهنگی است، دچار تعارض درونی و احساس بیارزشی میشود.[۳۹]
خودتحقیری فرهنگی به تضعیف همبستگی اجتماعی، ایجاد گسست نسلی در انتقال ارزشها، بیاعتمادی به تواناییهای جمعی، گسترش یأس و بدبینی و ناتوانی در اقدام جمعی برای حل مشکلات، منجر میشود. جامعهای که خود را باور ندارد، نمیتواند برای ساختن آیندهٔ بهتر متحد شود.[۴۰]
وابستگی فرهنگی و اقتصادی، توقف نوآوری و خلاقیت، تضعیف اقتدار ملی و آسیب به امنیت ملی، از جدیترین پیامدهای کلان خودتحقیری فرهنگی است. ملتی که هویت فرهنگی خود را از دست بدهد، در برابر نفوذ فرهنگی و سیاسی بیگانگان آسیبپذیر خواهد شد و توانایی کنشگری مستقل در عرصهٔ جهانی را از دست میدهد.[۴۱]
ایزدی، محمدسعید، «متأسفانه با تخریب ساختمانهایی که معرف فرهنگ ایرانی اسلامی هستند مواجهیم»، وبسایت روزنامهٔ کیهان، تاریخ درج مطلب: ۶ شهریور ۱۳۹۷ش.
«آیین یلدا؛ آئینهٔ فرهنگ و تمدن کهن ایران»، وبسایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۴۰۴ش.
باشکوه، محمد و موحد، سیدمحمدرضا، «بازنماییِ تصاویر ذهنی مصرفکنندگان در انتخاب برندهای ایرانی»، در فصلنامهٔ مدیریت کسب و کار بینالمللی، دورهٔ ۵، شمارهٔ ۴، پیاپی ۲۰، دی ۱۴۰۱ش.
«بررسی رویکرد فضای مجازی نسبت به خودتحقیری/ تأثیرات مقایسهٔ زندگی در فرنگ، بر جامعهٔ ایرانی/ از «عقدهٔ دورگه» چه میدانید؟»، مشرقنیوز، تاریخ درج مطلب: ۵ بهمن ۱۴۰۳ش.
بیک دنبلی، عبدالرزاق، مآثر سلطانیه (تاریخ جنگهای اول ایران و روس)، تصحیح و تحشیه: غلامحسین زرگرینژاد، تهران: شهاب، چاپ دوم، ۱۳۸۹ش.
بیگدلی، علی و پندار، حسین، «تقیزاده، از تجددگرایی تا فرنگیمآبی»، وبسایت مجلهٔ پژوهشهای تاریخ، تاریخ درج مطلب: تیر ۱۳۹۲ش.
«تمسخر لهجهها، مرگ فرهنگ ملی/ با هم خندیدن بهتر از به هم خندیدن»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۳۱ تیر ۱۳۸۹ش.
«تأملی بر پدیده ولنتاین»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: ۲۷ بهمن ۱۳۹۹.
حسنی، قاسم، «بررسی رابطهٔ بیگانگی سیاسی - اجتماعی با مشارکت سیاسی - اجتماعی و امنیت ملی»، در فصلنامهٔ علوم اجتماعی، دورهٔ ۱۱، شمارهٔ ۲۶ شهریور ۱۳۸۳ش.
حسینی جبلّی، سیدمیرصالح، «تعامل غرب زدگی(۱) و انحرافات اجتماعی(۲)»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۱۹ خرداد ۱۳۸۹ش.
حسینی، سیدرضا، «خودباوری فرهنگی، آسیبشناسی و راهیارهای ارتقاء»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۱ آبان ۱۳۹۲ش.
حضرتی، محمدعلی، «هنر معماری در کشور به تقلیدی کورکورانه از غرب بدل شده است»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۱۸ مهر ۱۳۹۵ش.
خامنهای، سیدعلی، «بیانات در جلسهٔ درس خارج فقه دربارهٔ تقلید لهجهٔ قومیتها»، وبسایت دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله العظمی خامنهای، تاریخ درج مطلب: ۳۱ فروردین۱۳۸۹ش.
خامنهای، سیدعلی، «تحقیر فرهنگی»، وبسایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۴۰۴ش.
خامنهای، سیدعلی، «حمایت از تولید ملی»، وبسایت دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله العظمی خامنهای، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۴۰۴ش.
«خودتحقیری، علل و درمان»، وبسایت ماهنامهٔ پاسدار اسلام، تاریخ درج مطلب: ۴ تیر ۱۴۰۱ش.
«خودتحقیری، علل و عوامل داخلی و درمان»، وبسایت ماهنامهٔ پاسدار اسلام، تاریخ درج مطلب: ۴ آبان ۱۴۰۱ش.
«خود تحقیری، ایران جای ماندن نیست!/ تنها با یک شماره عرق و عزت ملیتان را میگیرند»، باشگاه خبرنگاران جوان، تاریخ درج مطلب: ۱۳ مهر ۱۳۹۸ش.
درویشی، سعید، «حمله بیامان به هویت ایرانی باالقای خود تحقیری»، وبسایت روزنامهٔ کیهان، تاریخ درج مطلب: ۱۷ تیر ۱۳۹۸ش.
رمضاننژاد، علی، «تمسخر هویت، شخصیتها و اسطورههای بومی-اسلامی»، وبسایت اندیشه برتر، معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزههای علمیه، تاریخ درج مطلب: ۱۰ فروردین ۱۴۰۴ش.
رستملو، علی، «تحلیل جهانیشدن جشنهای غربی؛ از کریسمس تا هالووین»، خبرگزاری حوزه، تاریخ درج مطلب: ۱۲ دی ۱۴۰۳ش.
رهدار، احمد، «تأثیر شرقشناسی(۱) بر تاریخنگاری ایران معاصر»، وبسایت پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ش.
«رشد قارچگونه معماری نئوکلاسیک، میراث رضاشاه»، مشرقنیوز، تاریخ درج مطلب: ۱۷ دی ۱۳۹۲ش.
سعیدیکیا، میترا، «مقررات و قوانین، حامی یا مانع دانش بنیانها»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۷ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.
شاملی، عباسعلی، «بازشناسی فرهنگ خودی و راههای تقویت خودباوری فرهنگی»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۲۰فروردین ۱۳۸۹ش.
شیبانی تذرجی، صدیقه، «نقد و ارزیابی وضعیت موجود نظام آموزش و پرورش در کشور»، در همایش: کنگره پیشگامان پیشرفت، دورهٔ برگزاری ۱، ۱۳۹۱ش.
صلایی، مژگان، «دو روی سکهٔ سیاهنمایی/ جای زندگی مردم عادی در تولیدات سینمایی کجاست؟»، خبرگزاری دانشجو، تاریخ درج مطلب: ۲۳ آذر ۱۳۹۹ش.
غلامی، زهرا، «مفاهیم اساسی در نظریه آدلر»، وبسایت پژوهشکدهٔ باقرالعلوم، تاریخ درج مطلب: ۲۴ آبان ۱۳۹۳ش.
فاضلی، حسین، «تحقیر و مسخره کردن دیگران از نگاه اسلام و روانشناسی»، وبسایت الشیعه، تاریخ درج مطلب: ۲ آذر ۱۴۰۱ش.
«قانون متحدالشکل نمودن»، وبسایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، تاریخ بازدید: ۱۷ شهریور ۱۴۰۴ش.
گلجان، مهدی، «نقد فرهنگی موجب تعالی انسان میشود/ مدیریت فرهنگی یعنی کمک، هدایت و تقویت عقلانیت در جامعه»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۱۷ مهر ۱۳۹۲ش.
مبینی دهکردی، علی و چگنی، علی، «راهبردهای توسعهٔ اعتماد به نفس ملی از دیدگاه امام خمینی»، پرتال امام خمینی، تاریخ درج مطلب: ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.
«مرز واقعیت یا سیاه نمایی»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۹ اسفند ۱۳۹۵ش.
مصدق، علیاصغر، «عهدنامهٔ ترکمانچای»، وبسایت دانشنامهٔ جهان اسلام، تاریخ بازدید: ۱۸ مرداد ۱۴۰۴ش.
«معماری غربی تهران و تحقیر تفکر ایرانی و اسلامی»، جهاننیوز، تاریخ درج مطلب: ۳ بهمن ۱۳۹۱ش.
ملکپور افشار، رضا و همکاران، «ریشهها و راهکارهای مسئلهٔ مهاجرت نخبگان در ایران»، در نشریهٔ فرهنگ و ارتقاء سلامت، دورهٔ ۶، شمارهٔ ۱، بهار ۱۴۰۱ش.
میرباقری، سیدمحمدمهدی، «رسالت سینمای مقاومت در مقابل هنر مدرن»، وبسایت آیتالله سیدمحمدمهدی میرباقری، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۴۰۴ش.
میرحسینی اشکوری، سیدکاظم، «ناکارآمدیهای مدیریتی از زمینههای خطرناک فتنه است»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: ۷ دی ۱۴۰۳ش.
میرزایی، سعید، «ریشه بیاعتمادی به کالای داخلی چیست؟»، جهاننیوز، تاریخ درج مطلب: ۳۰ خرداد ۱۳۹۴ش.
«نتیجهٔ مزمن شدن مشکلات اقتصادی چیست؟»، مشرقنیوز، تاریخ درج مطلب: ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ش.
«نقش و جایگاه نخبگان در نظام جمهوری اسلامی ایران»، وبسایت پژوهشکدهٔ تحقیقات راهبردی، تاریخ درج مطلب: ۲۳ شهریور ۱۳۹۵ش.
نقیبزاده، احمد و استوار، مجید، «بوردیو و قدرت نمادین»، در فصلنامهٔ سیاست، دورهٔ ۴۲، شمارهٔ ۲، پیاپی ۲، شهریور ۱۳۹۱ش.
یانگ، جفری و همکاران، «طرحوارهدرمانی، راهنمای کاربردی برای متخصصین بالینی»، ترجمه حسن حمیدپور و زهرا اندوز، تهران: کتاب ارجمند، چاپ چهاردهم، ۱۴۰۲ش.
«۱۷ دیماه سالروز کشف حجاب اجباری توسط رضاخان»، وبسایت سازمان اسناد و کتابخانهٔ ملی جمهوری اسلامی ایران، تاریخ بازدید: ۱۷ شهریور ۱۴۰۴ش.