پیش‌نویس:سامانیان

نسخهٔ تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۱۵ توسط نرگس علیپور (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''سامانیان'''؛ دودمان ایرانیِ حاکم بر خراسان و ماوراءالنهر در سده‌های سوم و چهارم ه.ق. سامانیان از خاندان‌های حکومتگر ایرانی در سده‌های سوم و چهارم ق بودند که مرکز اصلی قدرت آنان در ماوراءالنهر و خراسان قرار داشت. قدرت سیاسی این خاندان ابتدا...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

سامانیان؛ دودمان ایرانیِ حاکم بر خراسان و ماوراءالنهر در سده‌های سوم و چهارم ه.ق.

سامانیان از خاندان‌های حکومتگر ایرانی در سده‌های سوم و چهارم ق بودند که مرکز اصلی قدرت آنان در ماوراءالنهر و خراسان قرار داشت. قدرت سیاسی این خاندان ابتدا در چارچوب نظام خلافت عباسی و حکومت طاهریان شکل گرفت و سپس به حکومتی موروثی با مرکزیت بخارا تبدیل شد. قلمرو سامانیان در دوره‌های مختلف، بخش‌های وسیعی از ماوراءالنهر، خراسان و گاه نواحی شرقی و شمالی ایران را دربر می‌گرفت. ساختار حکومت آنان بر امارت، دیوان‌سالاری، حکومت‌های ایالتی و سازمان نظامی استوار بود. در کنار فعالیت‌های سیاسی و نظامی، شهرهایی چون بخارا، سمرقند، نیشابور، مرو، بلخ و هرات از مراکز مهم اقتصادی، علمی و فرهنگی این دوره بودند. گسترش کاربرد فارسی دری در شعر، نثر، ترجمه و تألیف، از تحولات فرهنگی این دوره به‌شمار می‌رود. حکومت مرکزی سامانیان در بخارا در سال ۳۸۹ق پایان یافت، هرچند کوشش برای احیای حکومت این خاندان تا سال ۳۹۵ق ادامه داشت.

معرفی

سامانیان از حکومت‌های مهم خراسان و ماوراءالنهر در سده‌های سوم و چهارم هجری بودند و بخارا مرکز اصلی حکومت آنان به شمار می‌رفت. دوره حکومت متمرکز خاندان با امارت اسماعیل بن احمد از ۲۷۹ق تثبیت شد و فرمان امارت ماوراءالنهر نیز از سوی خلافت عباسی برای او صادر گردید.[۱] با شکست عمرو لیث صفاری در ۲۸۷ق، قلمرو سامانیان به خراسان گسترش یافت و نواحی دیگری چون گرگان و طبرستان نیز در دوره‌هایی زیر نفوذ آنان قرار گرفت.[۲] در رأس حکومت، امیر سامانی قرار داشت و اداره امور از طریق دستگاه دربار و دیوان‌های متعدد صورت می‌گرفت. نرشخی از دیوان وزیر، مستوفی، صاحب شرط، برید، مشرف، محتسب، اوقاف و قضا در مجموعه اداری بخارا نام برده است.[۳] وزیران و دبیران خاندان‌هایی چون جیهانی و بلعمی در اداره حکومت سامانی نقش داشتند و بخارا محل استقرار دستگاه اداری و دربار امیران بود.دربار سامانی همچنین محل حضور شاعران و اهل ادب بود؛ رودکی در روزگار نصر بن احمد با دربار سامانی ارتباط داشت و روایت مشهور بازگشت نصر از هرات به بخارا نیز در چهار مقاله آمده است.[۴] در قلمرو آنان زبان فارسی دری در تألیف و شعر گسترش یافت و آثاری از شاعران و نویسندگان فارسی‌زبان در محیط فرهنگی خراسان و ماوراءالنهر پدید آمد.در نیمه دوم سده چهارم هجری، افزایش قدرت فرماندهان نظامی، رقابت‌های داخلی و گسترش قدرت غزنویان در خراسان و قراخانیان در ماوراءالنهر با کاهش قلمرو سامانیان همراه شد. در ۳۸۹ق، قراخانیان وارد بخارا شدند و عبدالملک بن نوح، آخرین امیر مستقر سامانی، به دست آنان گرفتار شد؛ با این رویداد حکومت مرکزی سامانیان در بخارا پایان یافت.[۵]

قلمرو حکومتی

قلمرو سامانیان در دوره قدرت آنان شامل دو بخش اصلی ماوراءالنهر و خراسان بود و شهر بخارا پس از دوره اسماعیل بن احمد به مرکز سیاسی و اداری حکومت تبدیل شد.[۶] هسته نخستین قدرت سامانیان در ماوراءالنهر شکل گرفت و شهرهایی چون بخارا، سمرقند، فرغانه، چاچ و اشروسنه از مراکز مهم این قلمرو بودند.[۷] در آغاز، فرزندان اسد بن سامان هر یک بر بخشی از نواحی ماوراءالنهر و خراسان حکومت داشتند؛ نوح در سمرقند، احمد در فرغانه، یحیی در چاچ و اشروسنه و الیاس در هرات مستقر بودند.[۸]پس از قدرت‌یابی اسماعیل سامانی و شکست عمرو لیث صفاری در ۲۸۷ق، خراسان نیز به قلمرو سامانیان افزوده شد و شهرهایی مانند نیشابور، مرو، هرات و بلخ تحت فرمان آنان قرار گرفتند. [۹]جغرافی‌نویسان سده چهارم هجری، ماوراءالنهر و خراسان را از مناطق آباد و مهم اقتصادی جهان اسلام معرفی کرده‌اند. اصطخری و ابن‌حوقل از شهرهای بزرگ این ناحیه، راه‌های تجاری و رونق اقتصادی آن‌ها یاد کرده‌اند. [۱۰][۱۱]در اواخر دوره سامانی، با گسترش قدرت غزنویان در خراسان و قراخانیان در ماوراءالنهر، قلمرو این حکومت کاهش یافت. سرانجام در سال ۳۸۹ق با تصرف بخارا توسط قراخانیان و برکناری عبدالملک بن نوح، حکومت مرکزی سامانیان پایان یافت.[۱۲] هسته اصلی قلمرو سامانیان از ماوراءالنهر و خراسان تشکیل می‌شد. در ماوراءالنهر، بخارا و سمرقند مهم‌ترین مراکز سیاسی و اقتصادی بودند و فرغانه، چاچ، اسپیجاب و نواحی پیرامون سیحون نیز در محدوده نفوذ سامانیان یا فرمانروایان تابع آنان قرار داشتند. [۱۳]بخارا در دوره اسماعیل بن احمد مرکز اصلی حکومت شد. ساختار شهری بخارا در دوره سامانی از ارگ، شهر محصور و ربض‌های داخلی و خارجی تشکیل می‌شد. بخش مهمی از فعالیت‌های اداری و تجاری از شهر قدیم به ربض انتقال یافت و کاخ سامانی، مسجد جامع و ساختمان دیوان‌ها در ناحیه میان شهر و ریگستان قرار داشتند.[۱۴]در جنوب جیحون، خراسان با شهرهای نیشابور، مرو، هرات و بلخ مهم‌ترین بخش قلمرو سامانی بود. انتقال قطعی خراسان به حوزه سامانی پس از جنگ اسماعیل بن احمد و عمرو بن لیث صفاری در سال ۲۸۷ق صورت گرفت. عمرو در این نبرد شکست خورد و اسیر شد و پس از آن خلافت حکومت اسماعیل بر خراسان را پذیرفت.[۱۵] در برخی دوره‌ها، اقتدار سامانیان به گرگان، طبرستان و ری نیز گسترش یافت، اما کنترل آنان بر این مناطق پایدار نبود. زیاریان، علویان، آل‌بویه و فرماندهان دیلمی در این نواحی از رقبای سامانیان بودند و مرز سیاسی غربی حکومت بر اثر این رقابت‌ها تغییر می‌کرد.[۱۶] در خوارزم، چغانیان، ختلان و گوزگان نیز خاندان‌های محلی با درجات متفاوتی از وابستگی به سامانیان حکومت می‌کردند. اداره این مناطق همیشه مستقیم نبود و حکومت مرکزی در مواردی با حفظ خاندان محلی، برتری سیاسی خود را از طریق دریافت مالیات، تأیید والی یا درخواست نیروی نظامی اعمال می‌کرد. [۱۷]

پایگاه اجتماعی

خاستگاه خاندان سامانی با طبقه دهقانان پیوند داشت. دهقانان در خراسان و ماوراءالنهر از مالکان و بزرگان محلی بودند و در اداره محلی، مالکیت زمین و انتقال برخی سنت‌های اداری و فرهنگی ایران پیش از اسلام نقش داشتند. منابع سامانیان را خود برخاسته از چنین محیطی معرفی می‌کنند.[۱۸] در مراحل استقرار سامانیان در بخارا، بزرگان شهری و عالمان دینی نیز در تحولات سیاسی حضور داشتند. نرشخی گزارش می‌کند که در جریان آشفتگی بخارا، گروهی از بزرگان و فقهای شهر برای برقراری نظم خواستار ورود اسماعیل بن احمد شدند.[۱۹] دبیران و کارگزاران دیوانی نیز از گروه‌های مهم در ساختار قدرت بودند. خاندان‌های جیهانی، بلعمی و عتبی اعضای متعددی در دستگاه وزارت و دیوان داشتند و در اداره مالی، مکاتبات، سیاست ایالتی و روابط با فرماندهان نظامی فعالیت می‌کردند. [۲۰]در شهرهای قلمرو سامانی، بازرگانان، پیشه‌وران، صاحبان زمین و اصناف شهری از گروه‌های مهم اجتماعی و اقتصادی به شمار می‌آمدند. رونق بازارها، فعالیت کارگاه‌های تولیدی و گسترش مبادلات تجاری، به‌ویژه در شهرهایی چون بخارا و سمرقند، موجب اهمیت یافتن طبقات شهری مرتبط با تجارت و تولید شد. نرشخی در گزارش خود از بخارا، از بازارهای متعدد، دکان‌ها، اصناف و فعالیت گروه‌های مختلف اقتصادی شهر یاد کرده و از حضور بازرگانان در حیات شهری بخارا سخن گفته است.[۲۱] همچنین جغرافی‌نویسان سده چهارم هجری، شهرهای ماوراءالنهر را از مراکز مهم تجارت منطقه‌ای معرفی کرده‌اند. اصطخری از شهرهایی مانند بخارا، سمرقند و فرغانه به‌عنوان مراکز آباد بازرگانی یاد کرده و به تولیدات شهری و مسیرهای تجاری این نواحی اشاره کرده است. [۲۲]ابن حوقل نیز از رونق تجارت، رفت‌وآمد بازرگانان و اهمیت اقتصادی شهرهای خراسان و ماوراءالنهر سخن گفته است.[۲۳] از سده چهارم هجری، غلامان و فرماندهان ترک نیز در ساختار قدرت سامانی جایگاهی روزافزون یافتند. آنان از دستگاه نظامی به مقام‌هایی مانند حاجبی، سپهسالاری و حکومت ایالات راه پیدا کردند و در دوره متأخر برخی از این فرماندهان در تعیین یا برکناری امیران مداخله می‌کردند. [۲۴]

پیشینه تاریخی

سامانیان نام خود را از سامان‌خداه، نیای شناخته‌شده این خاندان، گرفته‌اند. درباره محل سامان در منابع اختلاف وجود دارد. نرشخی سامان‌خداه را با بلخ مرتبط دانسته و نوشته است که او پس از خروج از بلخ به مرو و نزد اسد بن عبدالله قسری رفت و با حمایت وی دوباره به بلخ بازگشت. به نوشته نرشخی، لقب سامان‌خداه از آبادی‌ای به نام «سامان» گرفته شده بود که وی آن را بنا کرده بود.[۲۵] در مقابل، منهاج سراج جوزجانی سامان را ناحیه‌ای از نواحی سغد سمرقند دانسته و سامان‌خداه را رئیس آن ناحیه معرفی کرده است.[۲۶] منابع تاریخی اسلامی نسب سامانیان را به بهرام چوبین می‌رسانند. نرشخی سامان‌خداه را از فرزندان بهرام چوبین معرفی کرده است. [۲۷] گردیزی نیز نسب‌نامه‌ای مفصل برای سامانیان آورده و سامان‌خداه و نیاکان او را در نهایت به بهرام چوبین و خاندان‌های پیشین ایرانی منسوب کرده است.[۲۸] ابوریحان بیرونی نیز در نسب سامانیان، سامان‌خداه را از طریق چند واسطه به بهرام چوبین می‌رساند.[۲۹] به گزارش نرشخی، سامان‌خداه در دوره حکومت اسد بن عبدالله قسری در خراسان اسلام آورد و به سبب دوستی با او، نام پسر خود را اسد نهاد. اسد، جد اسماعیل سامانی، چهار پسر به نام‌های نوح، احمد، یحیی و الیاس داشت. [۳۰]نرشخی در ادامه گزارش می‌کند که فرزندان اسد در جریان شورش رافع بن لیث با دستگاه خلافت همکاری کردند و پس از استقرار مأمون، حکومت برخی شهرهای خراسان و ماوراءالنهر به آنان واگذار شد.[۳۱] در میان فرزندان اسد، نوح در سمرقند، احمد در بخشی از ماوراءالنهر و دیگر برادران در نواحی شرقی خراسان و فرارود صاحب منصب شدند. با درگذشت برادران، قدرت خاندان بیشتر در دست احمد بن اسد و فرزندان او متمرکز شد. پس از احمد، پسرش نصر بن احمد در سمرقند و برادر او، اسماعیل بن احمد، در بخارا قدرت یافتند. در ادامه، با مرگ نصر در ۲۷۹ق، اسماعیل ریاست خاندان را در اختیار گرفت و حکومت سامانیان با مرکزیت بخارا وارد مرحله تازه‌ای شد.[۳۲] قدرت خاندان سامان در آغاز در چارچوب نظام سیاسی خلافت عباسی و سپس حکومت طاهریان شکل گرفت. نوح، احمد، یحیی و الیاس، فرزندان اسد، در اوایل سده سوم هجری بر بخش‌هایی از شرق خلافت حکومت داشتند. پس از مرگ نوح و یحیی، احمد بن اسد به مهم‌ترین عضو خاندان تبدیل شد و همه امیران بعدی سامانی از نسل او بودند. [۳۳]پس از سقوط طاهریان در خراسان در سال ۲۵۹ق و گسترش قدرت صفاریان، خلافت عباسی به سامانیان در ماوراءالنهر توجه بیشتری نشان داد. در سال ۲۶۱ق، معتمد عباسی نصر بن احمد را به‌عنوان حاکم ماوراءالنهر به رسمیت شناخت. این اقدام در برابر گسترش قدرت صفاریان نیز صورت گرفت.[۳۴] اسماعیل ابتدا به نمایندگی از نصر در بخارا حکومت کرد، اما قدرت او به‌تدریج افزایش یافت. اختلاف دو برادر سرانجام به نبرد سال ۲۷۵ق انجامید و نصر شکست خورد؛ با این حال، اسماعیل مقام رسمی او را تا زمان مرگش در سال ۲۷۹ق حفظ کرد. پس از آن، اسماعیل بدون منازعه جدی جانشین وی شد.[۳۵][۳۶]

امیران سامانی

نصر بن احمد بن اسد؛ حدود ۲۵۰ق–۲۷۹ق

نصر پس از مرگ پدرش احمد بن اسد در سمرقند قدرت یافت و به‌تدریج موقعیت برتر را در میان اعضای خاندان سامانی به دست آورد. خلیفه معتمد در سال ۲۶۱ق فرمان رسمی حکومت ماوراءالنهر را برای او صادر کرد (فرای، «سامانیان»، ۱۹۷۵، صص. ۱۳۶–۱۳۷).

در سال ۲۶۰ق، نصر برادرش اسماعیل را برای اداره بخارا فرستاد. اسماعیل در بخارا قدرت یافت و اختلاف درباره درآمدها و حدود اختیارات دو برادر به برخورد نظامی انجامید. در سال ۲۷۵ق نصر شکست خورد و به دست اسماعیل اسیر شد؛ اما اسماعیل او را دوباره به سمرقند فرستاد و عنوان رسمی وی را حفظ کرد. نصر در سال ۲۷۹ق درگذشت (نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۳۶۳، صص. ۹۴–۱۰۱؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۳۷–۱۳۸). (Iranica Online)

اسماعیل بن احمد؛ ۲۷۹ق–۲۹۵ق

اسماعیل از سال ۲۶۰ق اداره بخارا را در اختیار داشت و پس از مرگ نصر در سال ۲۷۹ق فرمانروای اصلی سامانیان شد. در دوره او بخارا موقعیت خود را به‌عنوان مرکز سیاسی حکومت تثبیت کرد (باسورث، «اسماعیل بن احمد»، ۱۹۹۸، صص. ۶۳۶–۶۳۷؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۳۷–۱۳۹). (Iranica Online)

اسماعیل در سال ۲۸۰ق به طراز لشکر کشید و اقتدار سامانی را در بخشی از مرزهای شمال‌شرق ماوراءالنهر گسترش داد. این لشکرکشی بخشی از سیاست نظامی سامانیان در برابر نیروهای ترک آن سوی مرزها بود (فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۳۸؛ باسورث، ۱۹۹۸، صص. ۶۳۶–۶۳۷).

مهم‌ترین رویداد نظامی حکومت او جنگ با عمرو بن لیث صفاری بود. در سال ۲۸۷ق عمرو در نزدیکی بلخ شکست خورد و به اسارت درآمد. پس از این واقعه، خراسان در حوزه سامانی قرار گرفت و خلافت نیز حکومت اسماعیل را بر آن به رسمیت شناخت (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۳۸–۱۴۰؛ باسورث، ۱۹۹۸، صص. ۶۳۶–۶۳۷). (Iranica Online)

اسماعیل رابطه رسمی با خلافت عباسی را حفظ کرد؛ نام خلیفه در خطبه و سکه باقی ماند، اما دستگاه سامانی اداره مالی، اداری و نظامی قلمرو خود را به‌طور مستقیم انجام می‌داد. فرای تصریح می‌کند که برای پرداخت منظم خراج سالانه سامانیان به بغداد شواهد روشنی وجود ندارد، هرچند هدایا به دربار خلافت فرستاده می‌شد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۳۹–۱۴۰؛ رحمتی، «مناسبات سیاسی سامانیان با خلافت عباسی»، ۱۳۹۴، صص. ۶۵–۹۸). (SID.ir)

اسماعیل در صفر سال ۲۹۵ق درگذشت و احمد بن اسماعیل جانشین او شد (باسورث، ۱۹۹۸، صص. ۶۳۶–۶۳۷).

احمد بن اسماعیل؛ ۲۹۵ق–۳۰۱ق

احمد پیش از امارت مدتی در گرگان حکومت داشت. پس از مرگ اسماعیل، کنترل خراسان و ماوراءالنهر را به دست گرفت و در آغاز با برخی مدعیان داخلی، از جمله اسحاق بن احمد، روبه‌رو شد (گردیزی، زین‌الاخبار، ۱۳۴۷، صص. ۱۴۷–۱۴۸؛ باسورث، «ابو نصر احمد»، ۱۹۸۳، صص. ۳۴۹–۳۵۰).

یکی از اقدامات مهم او مداخله در سیستان بود. در سال ۲۹۸ق مقتدر عباسی حکومت سیستان را به احمد واگذار کرد و سپاه سامانی به آن منطقه فرستاده شد. نیروهای سامانی در زرنج مستقر شدند، اما حکومت آنان در سیستان پایدار نماند و با شورش و مقاومت محلی روبه‌رو شد (گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۴۸–۱۵۰؛ باسورث، ۱۹۸۳، صص. ۳۴۹–۳۵۰).

احمد همچنین درگیر رقابت‌های سیاسی و نظامی نواحی طبرستان و گرگان بود. در سال ۳۰۱ق گروهی از غلامان دربار او را کشتند. نرشخی از گزارشی درباره تمایل احمد به کاربرد عربی در دیوان‌ها یاد می‌کند، اما این مسئله را نمی‌توان به‌عنوان تغییر دائمی نظام زبانی دستگاه اداری تلقی کرد (نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۳۶۳، صص. ۱۱۰–۱۱۱؛ فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۴۱). (Iranica Online)

نصر بن احمد دوم؛ ۳۰۱ق–۳۳۱ق

نصر دوم در یازدهم جمادی‌الثانی سال ۳۰۱ق و در حدود هشت‌سالگی به حکومت رسید. در آغاز، وزیر او محمد بن احمد جیهانی و سپهسالار حمویه بن علی نقش اصلی را در اداره حکومت داشتند. خردسالی امیر موجب شورش چند تن از اعضای خاندان شد؛ اسحاق بن اسماعیل در سمرقند و منصور بن اسحاق در خراسان از جمله این مدعیان بودند (نرشخی، ۱۳۶۳، صص. ۱۱۱–۱۱۲؛ گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۵۰–۱۵۱). (Iranica Online)

تا سال ۳۰۵ق بخش عمده این شورش‌ها مهار شد. در حدود سال ۳۱۰ق نیز ابوالفضل بلعمی به وزارت رسید و دستگاه سیاسی از ثبات بیشتری برخوردار شد. در حدود سال ۳۱۸ق برادران نصر برای مدتی بخارا را تصرف کردند، اما بلعمی با ایجاد اختلاف میان مخالفان و استفاده از نیروهای وفادار، حکومت نصر را بازگرداند (گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۵۰–۱۵۳؛ نرشخی، ۱۳۶۳، ص ۱۱۲). (Iranica Online)

در سیاست غربی، سامانیان در دوره نصر برای حفظ ری و اعمال نفوذ در گرگان و طبرستان تلاش کردند. ابوعلی چغانی در سال ۳۲۹ق سپاه ماکان بن کاکی و وشمگیر را شکست داد و ماکان کشته شد. سامانیان در این مرحله برای مدتی بر ری و بخش‌هایی از نواحی جنوبی دریای خزر نفوذ بیشتری پیدا کردند (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۱–۱۴۳؛ باسورث، «نصر بن احمد»، ۲۰۰۲). (Iranica Online)

دربار نصر از مهم‌ترین مراکز فعالیت ادبی دوره بود. رودکی با نصر و وزیر بلعمی ارتباط داشت و در دربار بخارا فعالیت می‌کرد. جیهانی نیز افزون بر وزارت، در گردآوری اطلاعات جغرافیایی درباره راه‌ها و اقوام و سرزمین‌ها فعالیت داشت (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۱–۱۴۳). (Iranica Online)

در سال‌های پایانی دوره نصر، دعوت اسماعیلی در دربار و خراسان فعالیت پیدا کرد. درباره میزان گرایش شخص نصر به اسماعیلیان، گزارش منابع یکسان نیست؛ بنابراین حضور و نفوذ داعیان را می‌توان گزارش کرد، اما تغییر رسمی مذهب امیر را نمی‌توان بدون قید و احتیاط قطعی دانست (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۱–۱۴۲).

نوح بن نصر؛ ۳۳۱ق–۳۴۳ق

نوح در سال ۳۳۱ق جانشین نصر شد. در آغاز حکومت او برخورد با شبکه اسماعیلیان شدت یافت و موقعیت علمای سنی در محیط دربار تقویت شد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۲، ۱۵۱).

مهم‌ترین بحران سیاسی دوره او با ابوعلی چغانی ارتباط داشت. هنگامی که نوح کوشید ابوعلی را از حکومت خراسان برکنار کند، وی شورش کرد و در سال ۳۳۵ق وارد بخارا شد. ابراهیم بن احمد برای مدتی به‌عنوان امیر معرفی شد، اما نوح دوباره پایتخت را در اختیار گرفت. در سال ۳۳۷ق میان نوح و ابوعلی صلح برقرار شد (گردیزی، زین‌الاخبار، ۱۳۴۷، صص. ۱۵۴–۱۵۸؛ فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۵۱).

در همین دوره مشکلات مالی حکومت نیز آشکارتر شد. منابع از تأخیر در پرداخت مواجب سپاهیان و افزایش فشار مالیاتی برای تأمین هزینه‌های نظامی سخن گفته‌اند (گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۵۶–۱۵۸؛ فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۵۱). (Iranica Online)

عبدالملک بن نوح؛ ۳۴۳ق–۳۵۰ق

عبدالملک در ربیع‌الثانی سال ۳۴۳ق و در حدود ده‌سالگی به حکومت رسید. در دوره او فرماندهان نظامی، از جمله چغانیان، سیمجوریان و غلامان ترک، نفوذ بیشتری در ساختار حکومت پیدا کردند (گردیزی، زین‌الاخبار، ۱۳۴۷، صص. ۱۵۹–۱۶۱؛ باسورث، «عبدالملک بن نوح»، ۱۹۸۲، ص ۱۲۸). (Iranica Online)

مشکلات مالی دوره قبل ادامه یافت؛ مالیات افزایش یافت، ولی سپاه همچنان گاه مواجب خود را با تأخیر دریافت می‌کرد. این وضعیت قدرت چانه‌زنی فرماندهان نظامی را در برابر حکومت مرکزی افزایش می‌داد (باسورث، ۱۹۸۲، ص ۱۲۸؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۱–۱۵۲). (Iranica Online)

عبدالملک در سال ۳۴۹ق آلپ‌تگین را به حکومت خراسان منصوب کرد. خود عبدالملک در شوال سال ۳۵۰ق، در هفده‌سالگی، بر اثر سقوط از اسب هنگام چوگان درگذشت. مرگ او بحران جانشینی و رقابت تازه‌ای میان فرماندهان ایجاد کرد (گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۵۹–۱۶۱؛ باسورث، ۱۹۸۲، ص ۱۲۸). (Iranica Online)

منصور بن نوح؛ ۳۵۰ق–۳۶۵ق

پس از مرگ عبدالملک، آلپ‌تگین می‌کوشید پسر خردسال او را به امارت برساند، اما گروهی دیگر از فرماندهان از منصور بن نوح حمایت کردند و او در نوزدهم شوال سال ۳۵۰ق در بخارا به امارت رسید (نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۳۶۳، صص. ۱۱۵–۱۱۶؛ گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۶۱). (Iranica Online)

آلپ‌تگین پس از شکست در منازعه جانشینی از مراکز اصلی قدرت خارج شد، سپاه سامانی را در مسیر خود شکست داد و در سال ۳۵۱ق غزنه را تصرف کرد. حاکمان ترک غزنه در آغاز برتری اسمی سامانیان را به رسمیت می‌شناختند، اما همین پایگاه بعدها به مرکز حکومت غزنوی تبدیل شد (گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۶۱–۱۶۲؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۲–۱۵۳). (Iranica Online)

در سیاست غربی، سپاهیان سامانی در گرگان و در برابر آل‌بویه فعالیت داشتند. در سال ۳۶۱ق میان سامانیان و رکن‌الدوله بویی توافقی صورت گرفت. منابع درباره مقدار پرداخت مالی مورد توافق اختلاف دارند؛ گردیزی، نرشخی و ابن‌اثیر ارقام متفاوتی ذکر کرده‌اند و از این رو تعیین رقم واحد بدون اشاره به اختلاف منابع مناسب نیست (گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۶۴؛ نرشخی، ۱۳۶۳، ص ۱۱۶). (Iranica Online)

دوره منصور از نظر فرهنگی اهمیت داشت. در سال ۳۵۲ق تدوین فارسی تاریخ طبری در محیط دربار سامانی آغاز شد و اثری که به تاریخ بلعمی مشهور شد شکل گرفت. این کتاب ترجمه لفظ‌به‌لفظ طبری نبود، بلکه مطالب آن تلخیص و بازآرایی شد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۳–۱۵۴).

ترجمه فارسی تفسیر طبری نیز در همین فضای سیاسی و فرهنگی انجام شد و از نمونه‌های مهم گسترش نثر فارسی در حوزه متون دینی به‌شمار می‌رود (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۳–۱۵۴؛ محمودی بختیاری، «برنامه‌ریزی زبان فارسی در عصر سامانیان»، ۱۳۸۶، صص. ۲۱۳–۲۲۵). (SID.ir)

منصور در یازدهم شوال سال ۳۶۵ق درگذشت. گردیزی و عتبی این تاریخ را گزارش کرده‌اند؛ نرشخی تاریخ دیگری در همان سال ذکر می‌کند (گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۶۴؛ نرشخی، ۱۳۶۳، ص ۱۱۶). (Iranica Online)

نوح بن منصور؛ ۳۶۵ق–۳۸۷ق

نوح دوم در حدود سیزده‌سالگی جانشین پدر شد. در آغاز، مادر او و وزیرش ابوالحسین عبدالله عتبی نقش مهمی در اداره حکومت داشتند. عتبی در سال ۳۷۱ق ابوالحسن سیمجوری را از حکومت خراسان برکنار و تاش را جایگزین او کرد (گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۶۵–۱۶۶؛ فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۵۶). (Iranica Online)

پس از قتل عتبی، رقابت فرماندهان شدت گرفت. ابوعلی سیمجوری پس از مرگ پدر در سال ۳۷۸ق بخش عمده قدرت خراسان را در اختیار گرفت و بنا بر گزارش گردیزی، درآمد خراسان و حتی املاک خاصه سامانی را تصرف کرد (گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۶۸؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۶–۱۵۷). (Iranica Online)

در سال ۳۸۲ق بغراخان قراخانی به ماوراءالنهر حمله کرد و وارد بخارا شد. نوح پایتخت را ترک کرد؛ اما بیماری و مرگ بغراخان امکان بازگشت وی را فراهم کرد. سپس نوح برای مقابله با ابوعلی سیمجوری و فائق از سبکتگین، حاکم غزنه، کمک خواست. نیروهای مشترک آنان در سال ۳۸۳ق مخالفان را شکست دادند (گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۶۸–۱۶۹؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۷–۱۵۸). (Iranica Online)

در سال ۳۸۶ق محمود بن سبکتگین حکومت خراسان را به دست آورد و قراخانیان نیز بخش بیشتری از حوزه سیحون را تصرف کردند. نوح در چهاردهم رجب سال ۳۸۷ق درگذشت (گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۶۹؛ فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۵۸). (Iranica Online)

دوره نوح از نظر علمی و فرهنگی نیز با فعالیت دقیقی و جوانی ابن‌سینا مقارن بود. دقیقی به فرمان نوح نظم بخشی از روایات شاهنامه‌ای را آغاز کرد و ابن‌سینا پس از مشارکت در درمان نوح به محیط علمی دربار و کتابخانه بخارا راه یافت (خالقی‌مطلق، «دقیقی»، ۱۹۹۳، صص. ۶۶۱–۶۶۲؛ گوتاس، «زندگی ابن‌سینا»، ۱۹۸۷، صص. ۶۷–۷۰). (Iranica Online)

منصور بن نوح دوم؛ ۳۸۷ق–۳۸۹ق

پس از مرگ نوح دوم در سال ۳۸۷ق، پسرش منصور به امارت رسید، اما قدرت عملی تا حد زیادی در دست فرماندهان نظامی، به‌ویژه فائق و بکتوزون، قرار داشت. در خراسان نیز محمود غزنوی به قدرتی مستقل تبدیل شده بود (گردیزی، زین‌الاخبار، ۱۳۴۷، صص. ۱۷۱–۱۷۲؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۸–۱۵۹). (Iranica Online)

در دوازدهم صفر سال ۳۸۹ق، فائق و بکتوزون منصور را از حکومت برکنار و نابینا کردند و برادر او، عبدالملک، را به امارت رساندند (گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۷۲؛ بیهقی، تاریخ بیهقی، تصحیح فیاض، ص ۸۶۵).

عبدالملک بن نوح دوم؛ ۳۸۹ق

عبدالملک دوم در صفر سال ۳۸۹ق به امارت رسید، اما حکومت او حدود هشت ماه بیشتر ادامه نیافت. در این مرحله خراسان از کنترل عملی بخارا خارج شده بود و قراخانیان نیز به ماوراءالنهر پیشروی می‌کردند (گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۷۳؛ فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۵۹).

محمود غزنوی نیروهای بکتوزون و فائق را در خراسان شکست داد و کنترل این منطقه را در اختیار گرفت. سپس نصر ایلیک‌خان قراخانی در ذی‌قعده سال ۳۸۹ق وارد بخارا شد و عبدالملک و اعضای خاندان سامانی را بازداشت کرد. با این واقعه حکومت مرکزی سامانی در بخارا پایان یافت (گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۷۳؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۸–۱۵۹). (Iranica Online)

اسماعیل منتصر؛ ۳۹۰ق–۳۹۵ق

اسماعیل بن نوح، معروف به منتصر، پس از سقوط بخارا از اسارت قراخانیان گریخت و برای بازگرداندن قدرت خاندان خود تلاش کرد. وی در فاصله سال‌های ۳۹۰ق تا ۳۹۵ق چند بار با استفاده از نیروهای محلی و گروه‌هایی از غزها با قراخانیان و غزنویان جنگید و در مقاطعی مناطقی را بازپس گرفت، اما نتوانست حکومت مرکزی پایداری در بخارا تشکیل دهد (گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۷۱–۱۷۳؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۹–۱۶۰). (Iranica Online)

او در سال ۳۹۵ق کشته شد. از این رو، منتصر را باید آخرین مدعی احیای حکومت سامانی دانست، نه امیری که پس از سال ۳۸۹ق دولت مرکزی سامانی را به‌طور پایدار بازسازی کرده باشد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۹–۱۶۰).

نظام حکومت

نظام سیاسی

در رأس حکومت سامانی امیر قرار داشت. سامانیان عنوان خلافت یا سلطنت را برای خود به کار نمی‌بردند و از نظر رسمی رابطه خود را با خلافت عباسی حفظ می‌کردند. نام خلیفه در خطبه و بر سکه‌ها ذکر می‌شد و خلیفه نیز در مواردی فرمان حکومت یا خلعت برای امیر سامانی می‌فرستاد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۳۹–۱۴۰؛ ثواقب، ۱۳۷۸، صص. ۱۴۴–۱۵۲؛ رحمتی، ۱۳۹۴، صص. ۶۵–۹۸). (پرتال جامع علوم انسانی)

با وجود این رابطه رسمی، اداره داخلی، تعیین والیان، فرماندهی سپاه، وصول مالیات و تصمیمات دیوانی در اختیار سامانیان بود. هدایا میان بخارا و بغداد مبادله می‌شد، اما برای پرداخت منظم خراج سالانه از سوی امیران سامانی به خلافت شواهد روشن و پیوسته‌ای وجود ندارد (فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۴۰).

در ساختار مرکزی، دو حوزه اصلی درگاه و دیوان قابل تشخیص است. درگاه به شخص امیر، حاجبان، غلامان و امور دربار مربوط می‌شد و دیوان‌ها وظایف اداری و مالی حکومت را انجام می‌دادند (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۳–۱۴۵).

نظام دیوانی

نرشخی از ده دیوان در بخارا نام می‌برد: دیوان وزیر، مستوفی، عمیدالملک، صاحب شرط، صاحب برید، اشراف، مملکت خاصه، محتسب، اوقاف و قضا. ساختمان این دیوان‌ها در مجموعه اداری نزدیک کاخ حکومت قرار داشت (نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۳۶۳، ص ۳۶؛ فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۴۴). (پرتال جامع علوم انسانی)

وزیر پس از امیر از مهم‌ترین مقامات کشوری بود. خاندان‌های جیهانی، بلعمی و عتبی از خانواده‌هایی بودند که اعضای آنان منصب وزارت داشتند. وزیر بر بخش مهمی از دستگاه اداری نظارت می‌کرد و در تعیین برخی کارگزاران و روابط میان دربار و ایالات دخالت داشت (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۲–۱۴۵).

دیوان استیفا با امور مالی و حساب درآمد و هزینه مرتبط بود؛ دیوان رسائل یا عمیدالملک مکاتبات رسمی را تنظیم می‌کرد؛ برید در انتقال نامه و گزارش از ایالات نقش داشت؛ و دیوان اشراف بر عملکرد مالی و اداری کارگزاران نظارت می‌کرد (فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۴۴؛ رستمی، الهامی و خسروی، ۱۴۰۰، صص. ۱۹۱–۲۰۳). (sysislamicartjournal.ir)

عربی همچنان در مکاتبات علمی، علوم دینی و بخشی از امور دیوانی کاربرد داشت، اما فارسی دری نیز در محیط دربار و دستگاه حکومتی به‌تدریج کاربرد بیشتری یافت. بنابراین نمی‌توان از جایگزینی کامل عربی با فارسی در کل دیوان سامانی سخن گفت (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۵–۱۴۶؛ محمودی بختیاری، ۱۳۸۶، صص. ۲۱۳–۲۲۵). (SID.ir)

نظام اداری و ایالات

قلمرو سامانی از ولایت‌هایی تشکیل می‌شد که برخی مستقیماً و برخی از طریق خاندان‌های محلی اداره می‌شدند. والیان ولایات مهم از سوی امیر تعیین می‌شدند و حکومت خراسان یکی از مهم‌ترین مقام‌های ایالتی بود (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۳، ۱۴۸–۱۵۰).

نیشابور مرکز اصلی اداره خراسان بود و حکومت خراسان در بسیاری از دوره‌ها با مقام سپهسالاری پیوند داشت. این امر موجب می‌شد والی خراسان از قدرت مالی و نظامی قابل توجهی برخوردار باشد؛ در دوره متأخر، همین تمرکز قدرت در دست افرادی مانند سیمجوریان یکی از مشکلات حکومت مرکزی شد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۱–۱۵۸). (Iranica Online)

در مناطقی مانند چغانیان، خوارزم و گوزگان، فرمانروایان محلی در برابر پذیرش برتری سیاسی سامانیان، بخشی از اختیار داخلی خود را حفظ می‌کردند (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۸–۱۵۰).

نظام قضایی

نظام قضایی بخشی مستقل از تشکیلات دیوانی بود. نرشخی دیوان قضا، دیوان اوقاف و دیوان محتسب را به صورت نهادهای جداگانه ذکر می‌کند؛ بنابراین قضاوت شرعی، اداره موقوفات و نظارت بر بازار از نظر تشکیلاتی کاملاً یکسان نبودند (نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۳۶۳، ص ۳۶). (پرتال جامع علوم انسانی)

قاضیان در شهرهای قلمرو سامانی به حل دعاوی و امور قضایی می‌پرداختند، اما اطلاعات منابع درباره سلسله‌مراتب دقیق دیوان قضا در همه ایالات محدود است. از این رو، ساختار شناخته‌شده بخارا را نمی‌توان بدون سند به تمام شهرهای قلمرو تعمیم داد (نرشخی، ۱۳۶۳، ص ۳۶؛ فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۴۴).

در ماوراءالنهر، فقه حنفی جایگاه گسترده‌ای داشت و بسیاری از فقها و قضات بخارا و سمرقند به این مذهب وابسته بودند. حمایت برخی امیران و واگذاری مناصب قضایی به فقهای حنفی از عوامل گسترش این مذهب در منطقه دانسته شده است (ضیائی و عزیزی، «علل گسترش فقه حنفی در ماوراءالنهر»، ۱۳۹۱، صص. ۴۳–۵۴). (Islamic History Journal)

این وضعیت به معنای یکدستی مذهبی سراسر قلمرو نبود. شافعیان نیز در بخش‌هایی از خراسان حضور داشتند و ساختار مذهبی خراسان با ماوراءالنهر تفاوت‌هایی داشت (فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۵۳).

محتسب بر بازار و بخشی از نظم عمومی شهری نظارت داشت و وجود دیوان مستقل محتسب در کنار دیوان قضا و دیوان شرطه نشان‌دهنده تفکیک نسبی امور قضایی، انتظامی و نظارتی بود (نرشخی، ۱۳۶۳، ص ۳۶).

دیوان اوقاف نیز در ساختار مرکزی بخارا وجود داشت. توسعه موقوفات دینی و عمومی، از جمله املاک مربوط به مساجد و مراکز مذهبی، ضرورت اداره این منابع را ایجاد کرده بود (نرشخی، ۱۳۶۳، ص ۳۶؛ رستمی، الهامی و خسروی، ۱۴۰۰، صص. ۱۹۵–۱۹۸). (پرتال جامع علوم انسانی)

نظامیان و ارتش

سپاه سامانی از نیروهای محلی خراسان و ماوراءالنهر، نیروهای خاندان‌های تابع، جنگجویان مرزی و غلامان نظامی تشکیل می‌شد. در مراحل نخست، بخشی از نیروهای نظامی از دهقانان و نیروهای آزاد محلی تأمین می‌شدند (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۹–۱۵۱). (Iranica Online)

غلامان ترک از دوره‌های نخست حکومت سامانی وارد سپاه شدند و به‌تدریج شمار و اهمیت آنان افزایش یافت. برخی از این غلامان پس از طی مراتب نظامی به حاجبی، فرماندهی سپاه یا حکومت خراسان رسیدند؛ سیمجوریان، آلپ‌تگین، تاش، فائق و بکتوزون از نمونه‌های فرماندهان ترک یا وابسته به نظام غلامی بودند (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۳–۱۴۴، ۱۵۰–۱۵۸). (Iranica Online)

مقام سپهسالار از مهم‌ترین مناصب نظامی بود و با حکومت خراسان ارتباط داشت. سپاه خراسان برای دفاع از مرزها، مقابله با شورش‌های داخلی و عملیات سامانیان در ری، گرگان، طبرستان و سیستان مورد استفاده قرار می‌گرفت (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۳، ۱۵۰–۱۵۲).

سپاهیان حرفه‌ای مواجب نقدی دریافت می‌کردند و پرداخت حقوق آنان از هزینه‌های اصلی دولت بود. در نیمه سده چهارم هجری، تأخیر در پرداخت مواجب موجب نارضایتی و حتی خودداری سپاهیان از حضور در برخی لشکرکشی‌ها شد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۱–۱۵۲؛ باسورث، «عبدالملک بن نوح»، ۱۹۸۲، ص ۱۲۸). (Iranica Online)

در دوره متأخر، فرماندهان با تصرف منابع مالی ایالات و کسب حکومت ولایات، قدرت مستقلی پیدا کردند. ابوعلی سیمجوری در دوره نوح دوم درآمد خراسان و حتی درآمد املاک خاصه را در اختیار گرفت (گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۶۸؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۶–۱۵۷). (Iranica Online)

نظام اقتصادی

کشاورزی و آبیاری

کشاورزی یکی از پایه‌های اصلی اقتصاد سامانی بود. نواحی حاصل‌خیز خراسان، سغد، فرغانه، بخارا و مرو دارای شبکه‌های آبیاری بودند و محصولات کشاورزی بخش مهمی از تولید و درآمد مالیاتی را تشکیل می‌دادند (ابن‌حوقل، صورةالارض، ۱۳۴۵، صص. ۱۹۴–۱۹۹؛ سلیمی، «خراج و شبکه آبیاری در قلمرو سامانیان»، ۱۳۸۶، صص. ۵–۱۶). (noormags.ir)

نگهداری مجاری آب و تقسیم آب در برخی مناطق، به‌ویژه مرو و سغد، دارای سازمان اداری مشخص بود و رابطه مستقیمی میان میزان دسترسی به آب و مالیات اراضی وجود داشت (سلیمی، ۱۳۸۶، صص. ۵–۱۶).

مالیات و مالکیت زمین

خراج زمین یکی از منابع اصلی درآمد دولت بود و دیوان‌های مالی در تعیین و وصول آن نقش داشتند. در کنار اراضی مالکان و دهقانان، املاک خاصه حکومت، موقوفات و زمین‌های در اختیار فرماندهان نیز وجود داشت (برگیان، ۱۳۸۳، صص. ۵۳–۵۷؛ سلیمی، ۱۳۸۶، صص. ۵–۱۶). (noormags.ir)

با گسترش قدرت فرماندهان، بخشی از درآمدهای ایالتی از دسترس مستقیم دولت مرکزی خارج شد. تصرف درآمد خراسان توسط ابوعلی سیمجوری در دوره نوح دوم نمونه مشخصی از این روند بود (گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۶۸).

منابع درآمد دولت

علاوه بر خراج، حکومت از عوارض تجاری، درآمد املاک خاصه، برخی معادن، مالیات‌های شهری و درآمدهای حاصل از تجارت و عبور کالا استفاده می‌کرد (برگیان، ۱۳۸۳، صص. ۵۴–۵۷؛ سلیمی، ۱۳۸۶، صص. ۵–۱۶).

هزینه‌های اصلی حکومت شامل مواجب سپاه، پرداخت به کارگزاران، هزینه دربار و اداره ایالات بود. با افزایش هزینه نظامی در نیمه دوم سده چهارم هجری، فشار مالی بر حکومت بیشتر شد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۱–۱۵۸).

صنایع و تولید شهری

شهرهای سامانی مراکز تولید منسوجات، سفال، کالاهای چرمی، محصولات فلزی و صنایع دستی بودند. بخارا و سمرقند از مراکز اصلی تولید و تجارت محسوب می‌شدند (برگیان، ۱۳۸۳، صص. ۵۸–۶۰). (noormags.ir)

کاغذ سمرقند نیز از محصولات شناخته‌شده این منطقه بود و تولید آن با محیط علمی و اداری ماوراءالنهر ارتباط داشت؛ با این حال، نمی‌توان بدون سند آن را نتیجه یک سیاست مستقیم دولتی دانست.

تجارت

موقعیت جغرافیایی خراسان و ماوراءالنهر این مناطق را به مسیر ارتباطی میان ایران، عراق، چین، ترکستان، خوارزم و سرزمین‌های شمالی تبدیل کرده بود. بازارهای بخارا و سمرقند در تجارت داخلی و خارجی نقش داشتند (ابن‌حوقل، ۱۳۴۵، صص. ۱۹۴–۱۹۹؛ برگیان، ۱۳۸۳، صص. ۶۰–۶۵). (noormags.ir)

منسوجات، محصولات کشاورزی، پوست، کالاهای چرمی، کاغذ و صنایع شهری در این شبکه مبادله می‌شدند. تجارت غلامان ترک نیز بخشی از روابط تجاری آسیای مرکزی بود و غلامان از نواحی شمال و شرق به بازارهای سرزمین‌های اسلامی منتقل می‌شدند (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۹–۱۵۱).

سکه‌های سامانی نیز در مبادلات منطقه‌ای به کار می‌رفتند و درهم‌های آنان در مناطق دور از قلمرو سیاسی سامانی یافت شده‌اند. نام خلیفه عباسی نیز در بسیاری از سکه‌ها در کنار نام امیر حفظ می‌شد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۳۹–۱۴۰، ۱۴۹–۱۵۰).

فرهنگ در دوره سامانیان

زبان فارسی

یکی از تحولات فرهنگی دوره سامانیان گسترش کاربرد فارسی دری در شعر و نثر بود. این فرایند به معنای کنار رفتن زبان عربی نبود؛ عربی همچنان زبان بخش بزرگی از علوم دینی، فلسفه، پزشکی و تألیف علمی بود (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۵–۱۴۶، ۱۵۳–۱۵۴؛ محمودی بختیاری، ۱۳۸۶، صص. ۲۱۳–۲۲۵). (SID.ir)

دربار بخارا از شعر فارسی حمایت می‌کرد. رودکی در دربار نصر دوم فعالیت داشت و علاوه بر شاعری، اشعار خود را با موسیقی اجرا می‌کرد. وزیر ابوالفضل بلعمی نیز با او ارتباط داشت (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۲–۱۴۳). (Iranica Online)

ترجمه و نثر فارسی

در دوره منصور بن نوح، تاریخ بلعمی بر پایه تاریخ طبری تدوین شد. بلعمی متن طبری را تلخیص و بازپرداخت کرد و اثر حاصل به یکی از متون مهم نثر فارسی تبدیل شد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۳–۱۵۴).

ترجمه فارسی تفسیر طبری نیز در محیط سامانی انجام شد. این ترجمه از نمونه‌های مهم ورود فارسی به حوزه متون دینی و تفسیری است (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۳–۱۵۴؛ محمودی بختیاری، ۱۳۸۶، صص. ۲۱۳–۲۲۵).

تاریخ‌نگاری

نرشخی اصل تاریخ بخارا را در سال ۳۳۲ق به زبان عربی و برای نوح بن نصر تألیف کرد. اصل عربی کتاب از میان رفته است و متن موجود حاصل ترجمه فارسی قباوی در سال ۵۲۲ق و تلخیص و افزوده‌های بعدی است (نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۳۶۳، مقدمه؛ ویکی‌نور، «تاریخ بخارا»). (noorlib.ir)

در سال ۳۴۶ق نیز شاهنامه ابومنصوری در خراسان به فرمان ابومنصور محمد بن عبدالرزاق فراهم شد. این اثر به نثر بود و روایات مربوط به شاهان ایران پیش از اسلام را گردآوری می‌کرد. متن کامل آن از میان رفته، اما مقدمه آن باقی مانده است (فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۵۴). (Iranica Online)

دقیقی نیز در اواخر دوره سامانی نظم روایات حماسی ایران را آغاز کرد و حدود هزار بیت از بخش گشتاسپ و زرتشت او در شاهنامه فردوسی باقی مانده است. آغاز این کار به فرمان نوح بن منصور نسبت داده شده است (خالقی‌مطلق، «دقیقی»، ۱۹۹۳، صص. ۶۶۱–۶۶۲). (Iranica Online)

علم در دوره سامانیان

جغرافیا

محمد بن احمد جیهانی، وزیر نصر دوم، علاوه بر فعالیت دیوانی به گردآوری اطلاعات درباره راه‌ها، سرزمین‌ها، اقوام و تجارت علاقه داشت. جغرافی‌نویسان بعدی از اطلاعات منسوب به او استفاده کرده‌اند (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۱–۱۴۳).

پزشکی

ابوبکر ربیع بن احمد اخوینی بخاری در دوره سامانی کتاب هدایة‌المتعلمین فی الطب را به فارسی نوشت. این کتاب قدیمی‌ترین رساله کامل پزشکی باقی‌مانده به زبان فارسی دانسته شده و مؤلف در آن از تجربه بیست‌وسه‌ساله پزشکی خود استفاده کرده است. اثر در سه بخش اصلی و حدود دویست زیربخش تنظیم شده است (متینی، «هدایة‌المتعلمین فی الطب»، ۲۰۰۳، صص. ۱۱۲–۱۱۳). (Iranica Online)

ابومنصور موفق هروی نیز در اواخر سده چهارم هجری کتاب الابنیه عن حقائق الادویه را به فارسی تألیف کرد. کتاب شامل ۵۸۴ مدخل درباره مواد دارویی گیاهی، معدنی و حیوانی است. تعلق مستقیم او به دربار سامانی قطعی نیست، اما اثر در فضای علمی و زبانی قلمرو ایرانی شرق در همین دوره شکل گرفت (ریشتر-برنبورگ، «ابومنصور هروی»، ۱۹۸۳، صص. ۳۳۶–۳۳۷). (Iranica Online)

ریاضیات و نجوم

ابوالنصر منصور بن علی بن عراق از ریاضی‌دانان و منجمان اواخر سده چهارم هجری بود. بیرونی او را استاد خود معرفی می‌کند و آثار او در هندسه، نجوم و مثلثات کروی قرار داشت. منابع او را مولای امیرالمؤمنین معرفی کرده‌اند که در پژوهش جدید با محیط سامانی مرتبط دانسته شده است (پینگری، «ابوالنصر منصور»، ۱۹۸۳، صص. ۳۵۱–۳۵۲). (Iranica Online)

ابن‌سینا و بخارا

ابن‌سینا در روستای افشنه نزدیک بخارا زاده شد و پدرش در دستگاه سامانی مسئولیتی محلی داشت. خانواده سپس به بخارا رفتند و ابن‌سینا در محیط علمی این شهر تحصیل کرد (گوتاس، «زندگی ابن‌سینا»، ۱۹۸۷، صص. ۶۷–۶۹). (Iranica Online)

در حدود هفده‌سالگی، ابن‌سینا برای درمان نوح بن منصور به دربار فراخوانده شد و پس از آن امکان استفاده از کتاب‌های موجود در محیط دربار برای او فراهم شد. بخش عمده آثار مشهور ابن‌سینا البته پس از سقوط سامانیان و در دوره فعالیت او در خوارزم و غرب ایران تألیف شد (گوتاس، ۱۹۸۷، صص. ۶۷–۷۰). (Iranica Online)

هنر در دوره سامانیان

معماری و شهرسازی

معماری دوره سامانی از آجر به‌عنوان عنصر سازه‌ای و تزیینی استفاده گسترده‌ای کرد. آرامگاه سامانیان در بخارا از مهم‌ترین بناهای باقی‌مانده این دوره است و در حدود آغاز سده چهارم هجری ساخته شده است. بنا مکعبی گنبددار است و نمای بیرونی و داخلی آن با آرایش‌های مختلف آجر تزیین شده است (پوگاچنکوا و رتولادزه، «بخارا»، صص. ۵۲۵–۵۲۷؛ ورجاوند، «استمرار هنر معماری و شهرسازی پیش از اسلام در دوره سامانی»، ۱۳۵۶، صص. ۲–۱۹). (Iranica Online)

در بخارای سامانی چند مسجد ساخته یا بازسازی شد و وجود مدرسه فارجک در گزارش آتش‌سوزی سال ۳۲۵ق نشان می‌دهد که مراکز آموزشی سازمان‌یافته نیز در شهر وجود داشتند (پوگاچنکوا و رتولادزه، صص. ۵۲۵–۵۲۷). (Iranica Online)

سفالگری

سفالگری یکی از شاخص‌ترین هنرهای خراسان و ماوراءالنهر در دوره سامانی بود. نیشابور یکی از مراکز مهم تولید سفال منقوش، گلابه‌ای و کتیبه‌دار بود. نقوش هندسی، گیاهی، جانوری، انسانی و کتیبه‌های خطی بر این ظروف به کار می‌رفت (شجاعی قادی‌کلائی و مراثی، «مطالعه نقوش سفال و منسوجات دوره سامانی و آل‌بویه»، ۱۳۹۷، صص. ۷۳–۸۲). (SID.ir)

در بخشی از سفال‌های سامانی عناصر تصویری قابل مقایسه با سنت‌های سغدی و ساسانی دیده می‌شود، ولی این عناصر در ساختار هنری دوره اسلامی بازپرداخت شده‌اند (شجاعی قادی‌کلائی و مراثی، ۱۳۹۷، صص. ۷۵–۸۲).

نمونه‌هایی از سفال نیشابور نیز مجالس انسانی، شعر، موسیقی و نوازندگی را نشان می‌دهند. بررسی یکی از ظروف منسوب به دوره سامانی در موزه هنر شیکاگو نمونه‌ای از حضور مضامین موسیقی و بزم در هنر این دوره است (جلیلی، «رمزگشایی نقوش تزیینی ظرف سفالی عصر سامانی»، ۱۴۰۲، صص. ۱۴۷–۱۶۰). (sysislamicartjournal.ir)

موسیقی

موسیقی در محیط درباری بخارا حضور داشت و فعالیت رودکی یکی از نمونه‌های روشن آن است. منابع او را شاعری معرفی می‌کنند که شعر را با ساز و آواز اجرا می‌کرد و در دربار نصر دوم جایگاه داشت (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۲–۱۴۳؛ «رودکی»، Encyclopaedia Iranica). (Iranica Online)

مذهب و عقاید مذهبی

سامانیان در چارچوب اسلام سنی حکومت می‌کردند و در ماوراءالنهر، فقه حنفی گسترش گسترده‌ای یافت. بخارا و سمرقند از مراکز مهم فقهای حنفی بودند و شماری از قضات این شهرها از همین مذهب انتخاب می‌شدند (ضیائی و عزیزی، ۱۳۹۱، صص. ۳۱–۵۷، به‌ویژه صص. ۴۳–۵۴). (Islamic History Journal)

در خراسان، در کنار حنفیان، شافعیان نیز حضور داشتند و در برخی شهرها جوامع شیعی نیز وجود داشتند. بنابراین ساختار مذهبی همه مناطق قلمرو سامانی یکسان نبود (فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۵۳؛ دانیل، «خراسان در دوره طاهریان و سامانیان»، صص. ۶۳۱–۶۴۱). (Iranica Online)

در دوره نصر دوم، دعوت اسماعیلی در خراسان و دربار سامانی فعال شد و برخی از درباریان با داعیان ارتباط پیدا کردند. پس از رسیدن نوح بن نصر به حکومت، برخورد با شبکه سیاسی اسماعیلیان شدت یافت (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۱–۱۴۲).

ترجمه فارسی متون دینی، به‌ویژه تفسیر طبری، نشان می‌دهد که فارسی در دوره سامانی به حوزه آموزش و انتقال مفاهیم دینی نیز راه یافت (محمودی بختیاری، ۱۳۸۶، صص. ۲۱۳–۲۲۵).

پایان حکومت و عوامل سقوط

کاهش قدرت سامانیان فرایندی تدریجی بود. از دوره نوح بن نصر، قدرت فرماندهان نظامی افزایش یافت و از نیمه دوم سده چهارم هجری، وزیران و دستگاه دیوانی بیش از گذشته با سرداران نظامی برای کنترل منابع و مناصب رقابت می‌کردند (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۱–۱۵۸؛ هروی، «عوامل سیاسی فروپاشی دولت سامانیان»، ۱۳۸۷، صص. ۱۶۳–۱۷۰). (پرتال جامع علوم انسانی)

مشکلات مالی نیز با این روند ارتباط داشت. دولت برای پرداخت مواجب سپاه به درآمدهای خراج و ایالات وابسته بود، ولی فرماندهانی مانند سیمجوریان بخشی از درآمد ولایت‌ها را مستقیماً در اختیار گرفتند. در مواردی نیز حکومت ناچار به افزایش مالیات شد، در حالی که پرداخت حقوق سپاهیان همچنان با تأخیر روبه‌رو بود (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۱–۱۵۷؛ باسورث، ۱۹۸۲، ص ۱۲۸). (Iranica Online)

از نظر سیاسی، خردسالی برخی امیران، رقابت اعضای خاندان، تغییر پی‌درپی وزیران و والیان و دخالت فرماندهان در جانشینی، اقتدار امارت را کاهش داد. آلپ‌تگین، سیمجوریان، فائق و بکتوزون نمونه‌هایی از فرماندهانی بودند که در مقاطعی مستقل از اراده امیر عمل می‌کردند (هروی، ۱۳۸۷، صص. ۱۶۳–۱۶۹؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۱–۱۵۹). (پرتال جامع علوم انسانی)

در بیرون از قلمرو نیز دو قدرت مهم ظاهر شدند. غزنویان در خراسان و غزنه به‌تدریج استقلال عملی یافتند و قراخانیان از شمال به ماوراءالنهر پیشروی کردند. حمله بغراخان در سال ۳۸۲ق نخستین اشغال موقت بخارا را در پی داشت و در سال ۳۸۹ق قراخانیان بار دیگر وارد بخارا شدند و حکومت مرکزی سامانی را پایان دادند (گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۶۸–۱۷۳؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۷–۱۶۰). (Iranica Online)

بنابراین، پایان حکومت سامانی را نمی‌توان تنها نتیجه یک عامل دانست. کاهش اقتدار دستگاه مرکزی، قدرت‌یابی فرماندهان نظامی، دشواری‌های مالی، کاهش کنترل بخارا بر خراسان، رقابت‌های داخلی و هم‌زمان گسترش غزنویان و قراخانیان از تحولاتی بودند که در چند دهه پایانی حکومت به‌طور هم‌زمان رخ دادند (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۱–۱۶۰؛ هروی، ۱۳۸۷، صص. ۱۶۳–۱۷۴). (پرتال جامع علوم انسانی)

جدول حکام سامانی

ردیف امیر دوره حکومت مهم‌ترین اقدامات و تحولات
۱ نصر بن احمد بن اسد حدود ۲۵۰ق–۲۷۹ق؛ فرمان رسمی از ۲۶۱ق تثبیت قدرت در سمرقند؛ دریافت فرمان ماوراءالنهر؛ فرستادن اسماعیل به بخارا؛ درگیری با اسماعیل
۲ اسماعیل بن احمد ۲۷۹ق–۲۹۵ق تثبیت بخارا؛ لشکرکشی طراز؛ شکست عمرو بن لیث در ۲۸۷ق؛ الحاق خراسان
۳ احمد بن اسماعیل ۲۹۵ق–۳۰۱ق مداخله در سیستان؛ فعالیت در گرگان و طبرستان؛ قتل به دست غلامان
۴ نصر بن احمد دوم ۳۰۱ق–۳۳۱ق مهار شورش‌های خاندان؛ وزارت جیهانی و بلعمی؛ گسترش نفوذ غربی؛ فعالیت رودکی؛ نفوذ دعوت اسماعیلی
۵ نوح بن نصر ۳۳۱ق–۳۴۳ق برخورد با اسماعیلیان؛ شورش ابوعلی چغانی؛ مشکلات مالی و مواجب سپاه
۶ عبدالملک بن نوح ۳۴۳ق–۳۵۰ق افزایش نفوذ نظامیان؛ قدرت‌یابی آلپ‌تگین؛ تشدید دشواری‌های مالی
۷ منصور بن نوح ۳۵۰ق–۳۶۵ق خروج آلپ‌تگین به غزنه؛ رقابت با آل‌بویه؛ تاریخ بلعمی؛ ترجمه تفسیر طبری
۸ نوح بن منصور ۳۶۵ق–۳۸۷ق قدرت‌یابی سیمجوریان؛ حمله قراخانیان؛ اتحاد با سبکتگین؛ گسترش قدرت محمود؛ فعالیت دقیقی و ابن‌سینا
۹ منصور بن نوح دوم ۳۸۷ق–۳۸۹ق سلطه فائق و بکتوزون؛ رقابت با محمود؛ برکناری و نابینا شدن
۱۰ عبدالملک بن نوح دوم ۳۸۹ق تصرف خراسان به دست محمود؛ ورود قراخانیان به بخارا؛ پایان حکومت مرکزی
۱۱ اسماعیل منتصر ۳۹۰ق–۳۹۵ق کوشش برای احیای حکومت؛ جنگ با قراخانیان و غزنویان؛ کشته‌شدن در ۳۹۵ق

(فرای، «سامانیان»، ۱۹۷۵، صص. ۱۳۶–۱۶۰؛ گردیزی، زین‌الاخبار، ۱۳۴۷، صص. ۱۴۷–۱۷۳). (Cambridge University Press)

فهرست منابع و لینک‌ها

Frye، Richard N (۱۹۷۵). The Sāmānids in The Cambridge History of Iran. ج. ۴. Cambridge University Press.

منابع دست‌اول

ابن حوقل، ابوالقاسم محمد بن علی (۱۳۶۶). صورة الارض. ترجمهٔ جعفر شعار. تهران: امیرکبیر.

اسطخری، ابواسحاق ابراهیم بن محمد (۱۳۴۰). مسالک و ممالک. به کوشش ایرج افشار. تهران: بنیاد ترجمه و نشر کتاب.

جوزجانی، منهاج السراج (۱۳۶۳). طبقات ناصری. ترجمهٔ ابونصر احمد بن محمد قبادی. به کوشش عبدالحی حبیبی. تهران: دنیای کتاب.

گردیزی، عبدالحی بن ضحاک (۱۳۶۳). زین الاخبار. به کوشش عبدالحی حبیبی. تهران: دنیای کتاب.

مؤلف ناشناس (۱۳۶۲). حدودالعالم. به کوشش منوچهر ستوده. تهران: کتابخانه طهوری.

مؤلف ناشناس (۱۳۱۸). مجمل التواریخ والقصص. به کوشش محمدتقی بهار. تهران: کلاله خاور.

نرشخی، ابوبکر محمد بن جعفر (۱۳۶۳). تاریخ بخارا. ترجمهٔ ابونصر احمد بن محمد قبادی. به کوشش محمدتقی مدرس رضوی. تهران: توس.

نظامی عروضی سمرقندی، احمد بن عمر (۱۳۷۵). چهارمقاله. به کوشش محمد قزوینی. تهران: جامی.


ابن‌حوقل، محمد بن حوقل. صورةالارض، ترجمه جعفر شعار، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۵.

لینک معرفی و دسترسی:

https://noorlib.ir/author/1066/ابن-حوقل-محمد-بن-حوقل

مشخصات این چاپ در نورلایب و کتابخانه دانشگاه هنر تأیید شده است. (noorlib.ir)

بیهقی، ابوالفضل. تاریخ بیهقی، تصحیح علی‌اکبر فیاض، مشهد: دانشگاه فردوسی.

برای حوادث پایان سامانیان، به‌ویژه منصور دوم.

گردیزی، عبدالحی بن ضحاک. زین‌الاخبار، تصحیح و تحشیه عبدالحی حبیبی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۷.

لینک معرفی کتاب:

https://library.art.ac.ir/inventory/405/2843.htm

مشخصات چاپ ۱۳۴۷ بنیاد فرهنگ ایران در کتابخانه دانشگاه هنر ثبت شده است. (Art University Library)

نرشخی، محمد بن جعفر. تاریخ بخارا، ترجمه ابونصر احمد بن محمد قباوی، تلخیص محمد بن زفر، تصحیح محمدتقی مدرس رضوی، تهران: توس، چاپ دوم، ۱۳۶۳.

نسخه و مشخصات چاپ:

https://archive.org/details/tarikh-i-bukhara

https://noorlib.ir/book/info/2218/تاریخ-بخارا

مشخصات چاپ دوم توس، ۱۳۶۳، در هر دو پایگاه قابل تطبیق است. (Wikinoor)

مقدسی، محمد بن احمد. احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، ترجمه علینقی منزوی، تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، ۱۳۶۱، ۲ جلد.

معرفی اثر:

https://www.cgie.org.ir/fa/article/225471/احسن-التقاسیم-فی-معرفه-الاقالیم

(CGIE)

پژوهش‌های فارسی

برگیان، اعظم. «اوضاع اقتصادی و تجاری سامانیان»، تاریخ‌پژوهی، شماره ۱۹، تابستان ۱۳۸۳، صص. ۵۱–۶۵.

https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/112624/اوضاع-اقتصادی-و-تجاری-سامانیان

(noormags.ir)

ثواقب، جهانبخش. «سامانیان و نظام خلافت عباسی»، کیهان اندیشه، شماره ۸۳، فروردین و اردیبهشت ۱۳۷۸، صص. ۱۳۸–۱۵۲.

https://ensani.ir/fa/article/107536

(پرتال جامع علوم انسانی)

جلیلی، رسول. «رمزگشایی نقوش تزیینی ظرف سفالی عصر سامانی محفوظ در موزه هنر شیکاگو»، مطالعات هنر اسلامی، دوره ۲۰، شماره ۵۰، ۱۴۰۲، صص. ۱۴۷–۱۶۰.

DOI: 10.22034/ias.2022.339708.1946

https://www.sysislamicartjournal.ir/article_149885.html

(sysislamicartjournal.ir)

رحمتی، محسن. «مناسبات سیاسی سامانیان با خلافت عباسی و عوامل مؤثر بر آن»، تاریخ اسلام و ایران، شماره ۲۸، ۱۳۹۴، صص. ۶۵–۹۸.

DOI: 10.22051/hii.2016.2215

(SID.ir)

سلیمی، حشمت‌الله. «خراج و شبکه آبیاری در قلمرو سامانیان»، بررسی‌های نوین تاریخی، سال سوم، شماره ۳، بهار ۱۳۸۶، صص. ۵–۱۶.

https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/317168/خراج-و-شبکه-آبیاری-در-قلمرو-سامانیان

(noormags.ir)

شجاعی قادی‌کلائی، حسین؛ و محسن مراثی. «مطالعه نقوش سفال و منسوجات دوره سامانی و آل‌بویه در تطبیق با هنر ساسانی»، هنرهای زیبا ـ هنرهای تجسمی، دوره ۲۳، شماره ۱، ۱۳۹۷، صص. ۷۳–۸۲.

https://www.sid.ir/paper/146718/fa

(SID.ir)

ضیائی، محمدعادل؛ و موسی عزیزی. «علل گسترش فقه حنفی در ماوراءالنهر تا پایان عصر سامانیان»، پژوهشنامه تاریخ اسلام، سال دوم، شماره ۷، پاییز ۱۳۹۱، صص. ۳۱–۵۷.

https://journal.isihistory.ir/article-1-93-fa.pdf

(Islamic History Journal)

رستمی، عبدالکریم؛ علی الهامی؛ حسین خسروی. «نقش دبیران ایرانی در فرازمندی دیوانسالاری هنر و تمدن اسلامی عصر عباسی»، مطالعات هنر اسلامی، شماره ۴۴، زمستان ۱۴۰۰، صص. ۱۹۱–۲۰۳.

DOI: 10.22034/ias.2021.288027.1616

https://www.ensani.ir/fa/article/510679

(پرتال جامع علوم انسانی)

رفائی، علی‌اکبر. «شکوفایی خراسان بزرگ در عصر سامانیان ـ امرای نخستین»، نامه تاریخ‌پژوهان، شماره ۱۷، بهار ۱۳۸۸، صص. ۴۸–۶۴.

https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/839299/شکوفایی-خراسان-بزرگ-در-عصر-سامانیان-امرای-نخستین

(noormags.ir)

محمودی بختیاری، بهروز. «برنامه‌ریزی زبان فارسی در عصر سامانیان»، نامه فرهنگستان، دوره ۹، شماره ۴، پیاپی ۳۶، ۱۳۸۶، صص. ۲۱۳–۲۲۵.

https://sid.ir/paper/87973/fa

(SID.ir)

هروی، جواد. «عوامل سیاسی فروپاشی دولت سامانیان در تاریخ ایران»، پژوهشنامه تاریخ، سال سوم، شماره ۱۲، پاییز ۱۳۸۷، صص. ۱۵۹–۱۷۴.

https://ensani.ir/fa/article/228720/عوامل-سیاسی-فروپاشی-دولت-سامانیان-در-تاریخ-ایران

نسخه PDF:

https://ensani.ir/fa/article/download/228720

(پرتال جامع علوم انسانی)

ورجاوند، پرویز. «استمرار هنر معماری و شهرسازی پیش از اسلام در دوره سامانی»، هنر و مردم، شماره ۱۸۰، ۱۳۵۶، صص. ۲–۱۹.

https://www.sid.ir/paper/424120/fa

(SID.ir)

پژوهش‌های انگلیسی و دانشنامه‌ای

Frye, Richard N. “The Sāmānids,” in The Cambridge History of Iran, Vol. 4: The Period from the Arab Invasion to the Saljuqs, Cambridge University Press, 1975, pp. 136–161.

لینک رسمی دانشگاه کمبریج:

https://www.cambridge.org/core/books/cambridge-history-of-iran/samanids/4B6BE7D0B53128A8158DCF8F3B60A081

این فصل یکی از منابع پایه مقاله حاضر است. (Cambridge University Press)

Daniel, Elton L. “Khorasan vi. History in the Taherid and Samanid Periods,” Encyclopaedia Iranica, Vol. XVI, pp. 631–641.

https://www.iranicaonline.org/articles/khorasan-vi-history-in-the-taherid-and-samanid-periods/

(Iranica Online)

Bosworth, C. E. “Esmāʿīl b. Aḥmad b. Asad Sāmānī,” Encyclopaedia Iranica.

https://www.iranicaonline.org/articles/esmail-b-ahmad-b-asad-samani/

(Iranica Online)

Bosworth, C. E. “ʿAbd-al-Malek b. Nūḥ b. Naṣr,” Encyclopaedia Iranica, Vol. I, Fasc. 2, p. 128.

https://www.iranicaonline.org/articles/abd-al-malek-b-nuh-b-nasr-samanid-ruler-in-transoxania-and-khorasan-954-61/

(Iranica Online)

Bosworth, C. E. “Manṣūr b. Nūḥ,” Encyclopaedia Iranica.

https://www.iranicaonline.org/articles/mansur-b-nuh/

(Iranica Online)

Bosworth, C. E. “Nūḥ II b. Manṣūr I,” Encyclopaedia Iranica.

https://www.iranicaonline.org/articles/nuh-ii-b-mansur-i/

(Iranica Online)

Bosworth, C. E. “Naṣr I b. Aḥmad I b. Esmāʿīl,” Encyclopaedia Iranica.

https://www.iranicaonline.org/articles/nasr-i-b-ahmad-i-b-esmail/

(Iranica Online)

Gutas, Dimitri. “Avicenna ii. Biography,” Encyclopaedia Iranica, Vol. III, Fasc. 1, pp. 67–70.

https://www.iranicaonline.org/articles/avicenna-ii/

(Iranica Online)

Khaleghi-Motlagh, Djalal. “Daqīqī,” Encyclopaedia Iranica, Vol. VI, pp. 661–662.

https://www.iranicaonline.org/articles/daqiqi-abu-mansur-ahmad-b/

(Iranica Online)

Matini, Jalal. “Hedāyat al-Motaʿallemin fi’l-Ṭebb,” Encyclopaedia Iranica, Vol. XII, pp. 112–113.

https://www.iranicaonline.org/articles/hedayat-al-motaallemin-fil-tebb/

(Iranica Online)

Pingree, David. “Abū Naṣr Manṣūr b. ʿAlī b. ʿErāq,” Encyclopaedia Iranica, Vol. I, Fasc. 4, pp. 351–352.

https://www.iranicaonline.org/articles/abu-nasr-mansur-b-1/

(Iranica Online)

Richter-Bernburg, Lutz. “Abū Manṣūr Heravī,” Encyclopaedia Iranica, Vol. I, pp. 336–337.

https://www.iranicaonline.org/articles/abu-mansur-mowaffaq-b-ali-heravi/

(Iranica Online)

Pugachenkova, G. A. & Rempel et al. “Bukhara v. Archaeology and Monuments,” Encyclopaedia Iranica.

https://www.iranicaonline.org/articles/bukhara-v/

(Iranica Online)

این نسخه از نظر ساختار و ارجاع، مبنای مناسب‌تری برای متن نهایی مقاله است؛ به‌ویژه تاریخ حکومت منصور اول را ۳۵۰ق–۳۶۵ق و نوح دوم را ۳۶۵ق–۳۸۷ق بر اساس گردیزی، نرشخی و ایرانیکا یکدست کرده‌ام و در موارد اختلاف منابع نیز رقم یا روایت واحد را به‌زور قطعی نکرده‌ام.

  1. نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۲۱.
  2. گردیزی، زین الاخبار، 323-325
  3. نرشخی، تاریخ بخارا، ۳۱.
  4. نظامی عروضی سمرقندی، چهارمقاله، ۵۳-۵۴.
  5. مؤلف ناشناس، مجمل التواریخ والقصص، 388.
  6. نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۱۸-۱۲۱.
  7. اصطخری، مسالک و ممالک، 290-295.
  8. نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۰۴-۱۰۵.
  9. گردیزی، زین الاخبار، 323-325
  10. اصطخری، مسالک و ممالک، 290-305.
  11. ابن حوقل، صورة الارض، 2:‎ 415-425.
  12. مؤلف ناشناس، مجمل التواریخ والقصص، 388.
  13. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 137-139
  14. نرشخی، تاریخ بخارا، ۲۴-۳۶.
  15. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 138-139
  16. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 140-143
  17. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 148-150
  18. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 136
  19. نرشخی، تاریخ بخارا، ۹۴-۹۶.
  20. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 142-145
  21. نرشخی، تاریخ بخارا، ۲۸-۳۱.
  22. اصطخری، مسالک و ممالک، 290-305.
  23. ابن حوقل، صورة الارض، 2:‎ 415-425
  24. گردیزی، زین الاخبار، 342-344
  25. نرشخی، تاریخ بخارا، ۸۱.
  26. جوزجانی، طبقات ناصری، ۱:‎ ۲۰۱.
  27. نرشخی، تاریخ بخارا، ۸۱.
  28. گردیزی، زین الاخبار، ۳۱۹-۳۲۲.
  29. بیرونی، آثارالباقیه عن القرون الخالیه، ۶۳.
  30. نرشخی، تاریخ بخارا، ۸۱، ۱۰۴.
  31. نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۰۴-۱۰۵.
  32. نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۰۴-۱۱۸.
  33. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 136-137
  34. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 137.
  35. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 137-138.
  36. نرشخی، تاریخ بخارا، ۹۴-۱۰۱.