سارا احمد؛ نویسنده،محقق بریتانیایی- استرالیایی
حوزه مطالعاتی سارا احمد شامل تلاقی نظریه فمینیستی، فمینیسم لزبین، نظریه دگرباشان، نظریه نژاد انتقادی و پسااستعماری است.
زندگینامه
سارا احمد پژوهشگر و نویسنده فمینیست مستقل است که پیشتر استاد مطالعات نژادی و فرهنگی در کالج گلداسمیتس دانشگاه لندن بود. او خود را «فمینیست کیلجوی» (فمینیستِ لذتکُش) میخواند و این مفهوم را شیوه تفکر، فلسفه و سیاست خود میداند. احمد کتابی با عنوان «زیست فمینیستی» تألیف کرده که بر پایه تجربه روزمره زندگی فمینیستی و بازاندیشی نظریه فمینیستی است. او در پاسخ به رویدادهایی مانند پیروزی ترامپ، پدیده نژادپرستی آشکار و مشروعیتیافته را محکوم میکند و فاشیسم را «سیاست نفرتی میداند که با زبان عشق نوشته شده است». وبلاگ «فمینیست کیلجوی» او فضایی برای تداوم این اندیشهورزی انتقادی است.[۱]
دیدگاههای سارا احمد
خوشیکشی فمینیستی
سارا احمد با مفهوم «خوشیکشی فمینیستی» نشان میدهد که نقد فمینیستی با آشکارسازی ساختارهای مردسالارانه و تبعیضهای پنهان، آرامش و خوشی ناشی از بیخبری یا انفعال جمعی را برهم میزند. این خوشی غالباً بر پایهی پذیرش غیرانتقادی هژمونی موجود شکل میگیرد. فمینیست با اشاره به نابرابریها، این سازگاری کاذب و امنیت روانیِ ناشی از آن را تهدید میکند. در نتیجه، جامعه که تمایل به حفظ وضع موجود دارد، فمینیست را به مثابهی «مزاحم» درک میکند. بنابراین، واکنش عمومی غالباً به شکل طرد، هراس یا بیگانگی از زن منتقد ظاهر میشود. از دید احمد، این فرآیند نشاندهندهی مقاومت در برابر تغییری است که راحتی و باورهای ریشهدار جمعی را به چالش میکشد.[۲]
عشقِ توجیهگر
سارا احمد در تحلیل گفتمان گروههای نژادپرست آمریکایی، نشان میدهد که آنان از مفهوم «عشق» مانند عشق به ملت، خانوادۀ سفید یا آرمانهای نژادی بهعنوان ابزاری برای توجیه و طبیعیسازی نفرت خود استفاده میکنند. در این چارچوب، نفرت نه یک احساس منفی، بلکه پیامد «دفاع عاشقانه» از هویت و حریم تصور میشود. این گفتمان با تبدیل «دیگری» (غیرسفید، مهاجر، غیرهمجنسگرا) به تهدیدی علیه «عشق ملی»، خشونت علیه آنان را ضروری و مشروع جلوه میدهد. احمد تأکید میکند که این بازتعریف، سیاست نفرت را در پوششی جذاب و عاطفی میپیچد و از طریق ایجاد سوژهای «عاشق و قربانی»، پیوندی عمیق بین عشق به خود و نفرت از دیگری برقرار میسازد.[۳]
ساخت سوژه قربانی برای بسیج سیاسی
احمد با بررسی روایتهای گروههای نژادپرست، مکانیسم ساخت «سوژه قربانی سفیدپوست» را تحلیل میکند. در این روایت، سفیدپوستان نه بهعنوان گروه مسلط، بلکه بهعنوان قربانیان «جنایات» دیگران، «سرقت منابع» و «تهدید هویت» تصویر میشوند. این جایگاه قربانی، به آنان اجازه میدهد تا نفرت خود را واکنشی مشروع و دفاعی جلوه دهند. به گفتۀ احمد، این فرآیند با «بازنویسی تاریخ» همراه است؛ تاریخی که در آن نیروی کار و حضور دیگران نادیده گرفته میشود و سفیدپوستان بهعنوان «بنیانگذاران یکسرۀ سرزمین» بازنمایی میشوند.[۴]
پیوند عواطف با بدن و نژاد
از نگاه احمد، نفرت در گفتمان نژادپرستانه صرفاً یک احساس مجرد نیست، بلکه در «اقتصاد عاطفی» خاصی سازمان مییابد که با بدن، نژاد و فضای فیزیکی پیوند خورده است. عواطفی چون خشم، ترس و بیزاری در مواجهه با «دیگری» به نشانهای از «عشق به خود و همنژادان» تبدیل میشوند. این پیوند عاطفی، نفرت را به عاملی برای انسجام گروهی بدل میکند. احمد نشان میدهد که در این گفتمان، بدنهای دیگری بهمثابه منابع آلودگی و تهدید برای «پاکی نژادی» بازنمایی میشوند و از این طریق، خشونت علیه آنان عاطفهای و اخلاقی جلوه داده میشود.[۵]
نوستالژی ملی
احمد استدلال میکند که «عشق ملی» در گفتمان نژادپرستانه اغلب بهشکل نوستالژی برای گذشتهای آرمانی و اتوپیایی برای آینده بازنمایی میشود. این عشق، به «ابژهای گمشده» (ملت ناب و قدرتمند گذشته) معطوف است و شکست در تحقق آن، نه بهدلیل ساختارهای قدرت، بلکه به حضور «دیگری» نسبت داده میشود. بنابراین، ناکامی در بازگشت به آن اتوپیا، خود به عاملی برای تداوم سرمایهگذاری عاطفی و سیاسی در گفتمان نفرت تبدیل میشود. به بیان احمد، این تعلیق دائمی «بازگشت آرمانی»، جامعه را در چرخهای از امید و خشم نژادی نگه میدارد.[۶]
کنترل روابط جنسی و عاطفی
در تحلیل احمد، گفتمان نژادپرستانهای که ملت را به مثابه «بدنی زنانه» تصور میکند، روابط عاطفی و جنسی را به عرصهای برای حفاظت از «پاکی نژادی» تبدیل مینماید. زنان سفید در این روایت، «حاملان میراث نژادی» دانسته میشوند و انتخابهای عاطفی/جنسی آنان به نشانهای از وفاداری یا خیانت به نژاد تعبیر میشود. احمد با اشاره به مورد پرنسس دایانا نشان میدهد که روابط بیننژادی به منزلۀ «آلودهسازی خون نژاد» و خیانت به آرمان ملی محکوم میشود. این کنترل بدن زنان، در واقع سازوکاری برای بازتولید مرزهای نژادی و طبیعیسازی نفرت است.[۷]
آثار
آثار او عبارتاند از؛
- Differences that matter: Feminist Theory and Postmodernism؛«تفاوتهایی که اهمیت دارند»
- Strange Encounters: Embodied Others in Post-Coloniality «برخوردهای عجیب: دیگران تجسمیافته در مناسبات پسااستعماری» (۲۰۰۰م)
- The Cultural Politics of Emotion «سیاستهای فرهنگی عاطفه» (۲۰۰۴)
- Queer Phenomenology: Orientations, Objects, Others؛ «پدیدارشناسی کوییر: گرایشها، اشیا، دیگران» (۲۰۰۶م)
- Promise of Happiness؛
- On Being Included: Racism and Diversity in Institutional Life؛ «در مورد بهحساب آمدن: تبعیض نژادی و کثرت در زندگی سازمانی» (۲۰۱۲م)
- Willful Subjects «سوژههای خودرأی» (۲۰۱۴م)
- Living a Feminist Life «فمینیست زیستن» (۲۰۱۷م)
- «چه فایده ای داره؟ در مورد موارد استفاده» (2019م).
- «شکایت!» ( 2021م ) [۸]
جوایز
در سال 2017، احمد جایزه کسلر را برای مشارکت در زمینه مطالعات LBGTQ از CLAGS، CUNY دریافت کرد. احمد هنگام پذیرفتن این جایزه یک سخنرانی با عنوان "استفاده عجیب و غریب" ارائه کرد.در سال 2019، به احمد دکترای افتخاری از دانشگاه مالمو، سوئد اعطا شد. او به عنوان دکتر افتخاری سخنرانی کرد، "فمینیست ها در کار: تنوع، شکایت، نهادها".[۹]
پانویس
- ↑ «فاشیسم یا همان عشق/ سارا احمد»، وبسایت مجلۀ روشنفکر.
- ↑ «نقد فمینیستی در راستای خوشیکشی»، وبسایت cahiersdufeminisme.
- ↑ «فاشیسم یا همان عشق/ سارا احمد»، وبسایت مجلۀ روشنفکر.
- ↑ «فاشیسم یا همان عشق/ سارا احمد»، وبسایت مجلۀ روشنفکر.
- ↑ «فاشیسم یا همان عشق/ سارا احمد»، وبسایت مجلۀ روشنفکر.
- ↑ «فاشیسم یا همان عشق/ سارا احمد»، وبسایت مجلۀ روشنفکر.
- ↑ «فاشیسم یا همان عشق/ سارا احمد»، وبسایت مجلۀ روشنفکر.
- ↑ ((سارا احمد))، در ویکی پدیا
- ↑ ((سارا احمد))، ویکی پدیا
منابع
- «فاشیسم یا همان عشق/ سارا احمد»، وبسایت مجلۀ روشنفکر، تاریخ درج مطلب: 16 دسامبر 2016م.
- «نقد فمینیستی در راستای خوشیکشی»، وبسایت cahiersdufeminisme، تاریخ بازدید: 14 بهمن 1404ش.
- ((سارا احمد))،در ویکی پدیا، تاریخ بازدید: 20 مهر 1401
- ((SARA AHMED))، وب لاگ شخصی، تاریخ بازدید: 20 مهر 1401
- ((Sara Ahmed))، در ویکی پدی انگلیسی، تاریخ بازدید: 20 مهر 1401
- احمدی، عاطفه، ((زندگی کردن مثل یک فمنیست))، سایت میدان، تاریخ درج مطلب: 21 تیر 1397ش، تاریخ بازدید: 20 مهر 1401