بلوغ دختران؛ آغاز تکالیف دختران در برابر خداوند.

بلوغ دختران، مرحله‌ای از رشد دختران است که مکلف به انجام واجبات و ترک محرمات می‌شوند. احتلام، روییدن مو بر روی عورت، حامله شدن، دیدن خون حیض و رسیدن به سن تکلیف، پنج نشانهٔ بلوغ دختران است. فقیهان، نُه‌سالگی را سن بلوغ دختران دانسته‌اند و آن را اجماعی می‌دانند. اما برخی، بلوغ دختران را در سیزده‌سالگی دانسته‌اند. عده‌ای، حیض را ملاک اصلی بلوغ می‌دانند و سن را ملاک اصلی برنمی‌شمارند. برخی نیز معتقدند سن بلوغ دربارهٔ تکالیف مختلف، متفاوت است و سیزده سالگی را برای روزه، ده‌سالگی را برای وصیت و امثال آن، و نه‌سالگی را برای اجرای حدود معتبر می‌دانند.

مفهوم‌شناسی

بلوغ، در لغت به‌معنای رسیدن است[۱] و در اصطلاح، مرحله‌ای از رشد انسان است که از کودکی (صَباوت) خارج شده[۲] و مُلزَم به انجام واجبات و ترک محرمات می‌شود.[۳] یا از مرحلهٔ فریب خوردن (صَبوَه)، فاصله گرفته و به رشد عقلی می‌رسد.[۴]

در اسلام

در قرآن

در قرآن، سن خاصی به‌عنوان نشانهٔ بلوغ بیان نشده است،[۵] اما از تعابیر «رشد»، «بلوغ النکاح»،[۶] «بلوغ الحُلُم»[۷] و «بلوغ الأشُدّ»[۸]استفاده شده است، که به دادن مال یتیم، به او و اجازه گرفتن کودکان، هنگام ورود به اتاق پدر و مادر، اشاره دارد. با این حال، مفسران از اشاره‌های قرآن به رشد و جنب‌شدن، سن دقیقی برای بلوغ به‌دست نیاورده‌اند.[۹]

نشانه‌های بلوغ دختران در فقه اسلامی

در فقه اسلامی، پنج نشانه برای بلوغ دختران بیان شده است: احتلام؛ خروج منی از زن،[۱۰] روییدن مو بر روی عورت،[۱۱] حامله شدن،[۱۲] قاعدگی و دیدن خون حیض[۱۳] و سن. در روایات، از سنین ۷، ۹، ۱۰، ۱۳ و ۱۴ سالگی به‌عنوان ملاک بلوغ دختران، یاد شده است.[۱۴] شافعی و احمد بن حنبل نیز پنج نشانه برای بلوغ دختران ذکر کرده‌اند: احتلام، روییدن موی خشن بر روی عورت، حیض، بارداری و اگر هیچ‌یک از این نشانه‌ها نبود، دختران مثل پسران، با اتمام پانزده‌سال قمری بالغ می‌شوند.[۱۵]

سن بلوغ در دختران

بر حسب مجموعه ای از روایات که مشهور فقهای شیعه بر طبق آنها فتوا داده‌اند، با قطع نظر از سایر علائم بلوغ، از نظر سنی، پسران در پانزده سالگی[۱۶] و دختران در نه سالگی[۱۷] به بلوغ می‌رسند. در برخی روایات، سن سیزده سال برای بلوغ پسران یا بلوغ هر دو جنس تعیین شده است.[۱۸] در روایات دیگری نیز از سنین شش، هفت، هشت، ده و دوازده سالگی سخن به میان آمده که یا مربوط به احکام خاص یا ناظر به جنبه‌های استحبابی و غیر الزامی اند.[۱۹] در مورد نشانه‌های دیگر بلوغ (احتلام، اِنبات و حیض یا قاعدگی) نیز روایاتی وارد شده و به ویژه بر طبق چند روایت، تکالیف دختران (به‌طور خاص، نماز، روزه، حج و حجاب) منوط به نخستین قاعدگی است[۲۰] که فقها این روایات را توجیه کرده و ملاک توجه تکالیف به دختران را همان سن نه سالگی دانسته‌اند.[۲۱] بسیاری از فقها سن را از نشانه‌های اصلی بلوغ و ملاک آن را، سال قمری دانسته‌اند.[۲۲] ولی برخی محققان، ملاک‌بودن سن را در بلوغ، زیر سؤال برده‌اند،[۲۳] زیرا در قرآن، رشد عقلی، آمادگی ازدواج و قوت جسمی،[۲۴] بدون تفکیک بین پسر و دختر، در بلوغ، مطرح شده است.[۲۵] تا پیش از شیخ طوسی، فقیهانی همچون شیخ مفید در «مُقنِعة» و «أحکام النساء»، سیدمرتضی و ابوالصلاح حلبی، ملاک بلوغ دختران را ۹سالگی او نمی‌دانستند.[۲۶]

نظر مشهور فقها بر پیش فرض مهمی استوار است و آن، عدم تفکیک میان سن بلوغ حقوقی و سن بلوغ عبادی است، تا آنجا که صاحب جواهر (رحمه الله) در مقام رد نظر فیض کاشانی (رحمه الله) که قائل به تفکیک شده، این پیش فرض را مورد اجماع همه فقهای شیعه، بلکه فقهای اسلام دانسته است.[۲۷] ولی گذشته از اینکه ظاهر روایات چنین پیش فرضی را تأیید نمی‌کند، در آرای فقها نیز به موارد نقض برمی‌خوریم؛ برای نمونه، شیخ صدوق (رحمه الله) با وجود آنکه بر طبق روایاتِ متضمن بلوغ دختر در نه سالگی فتوا می‌دهد،[۲۸] ملاک وجوب روزه بر دختر را قاعدگی دانسته، روزه گرفتن دختر پیش از قاعدگی را تمرینی قلمداد می‌کند[۲۹] و مرحومْ صاحب حدائق نیز در مورد بلوغ پسر این تفکیک را پذیرفته است، به این صورت که روایات پانزده سالگی را مربوط به بلوغ حقوقی و روایات سیزده یا چهارده سالگی را مربوط به بلوغ عبادی دانسته است.[۳۰] با این توضیح، بحث را دربارهٔ سن بلوغ حقوقی دختر و پسر پی می‌گیریم.

فقهای شیعه در مورد سن بلوغ، نظرات مختلفی دارند: ۹سالگی؛ برخی فقیهان شیعه، روایات ۹سالگی را مشهور[۳۱] و بعضی، بدون مخالف[۳۲] دانسته‌اند. روایات بسیاری (۲۶ روایت[۳۳])، بلوغ دختر را نه‌سالگی ذکر کرده‌اند،[۳۴] از جمله، در روایاتی از امام باقر و امام صادق، دختر پس از ۹سالگی حکم یتیم ندارد و می‌تواند ازدواج کند و حدود الهی دربارهٔ او اجرا می‌شود.[۳۵] البته اگر توانایی انجام برخی تکالیف، نظیر روزه را نداشته باشد، بر او واجب نیست.[۳۶] به اعتقاد برخی فقیهان، سند روایات بلوغ در ۹سالگی دارای اشکال بوده و این روایات بر خلاف قاعدهٔ سهولت در دین، بار سنگین تکالیف و احکام و اجرای حدود کامل را بر دوش دختران ۹ساله قرار داده است، در حالی که آن دختران، ضعیف، ناتوان و فاقد رشد بدنی و قابلیت ازدواج هستند.[۳۷] برخی نیز، این روایات را در تعارض با دیگر روایات دانسته و در نتیجه، حمل بر استحباب کرده‌اند.[۳۸] بعضی نیز این روایات را مربوط به محیط خاصی دانسته‌اند که در آن‌ها بلوغ زودرس بوده و دختران در آن سن، حق ازدواج داشته‌اند.[۳۹]

ده‌سالگی؛ شیخ طوسی و ابن‌حمزه، قایل به این مبنا بوده‌اند.[۴۰] سیزده‌سالگی؛ برخی فقیهان، با اشاره به آیات قرآن و قواعدی مانند قاعدهٔ رفعِ قلم، به روایت عمار ساباطی از امام صادق،[۴۱] استناد کرده‌اند که سن بلوغ دختران را سیزده‌سالگی دانسته و معتقد است نماز و تکلیف در این سن بر او واجب می‌شود، مگر اینکه قبل از آن، حیض ببیند[۴۲] یا سایر علایم بلوغ در آنها پیدا شود.[۴۳]

قول به تفصیل؛ فیض کاشانی معتقد است که سن بلوغ نسبت به تکالیف مختلف، متفاوت است.[۴۴] او برای روزه، سیزده‌سالگی را معتبر می‌داند،[۴۵]مگر آن‌که قبل از آن حیض دیده باشد. وصیت و امثال آن را در ده‌سالگی، و حدود را زمانی که دختر ۹سالگی را تمام کرده باشد، معتبر می‌داند. صادقی تهرانی نیز، نماز و مانند آن، از تکالیف عقلانی را از آغاز ده‌سالگی و روزه‌داری را از سیزده‌سالگی در دختران معتبر می‌داند.[۴۶]

برخی محققان معتقدند، سن، نشانهٔ شرعی بر بلوغ دختران نیست، بلکه معیار در بلوغ آنان، قاعدگی است، زیرا اگر ۹سالگی را معیار بلوغ بدانیم، نمی‌تواند مبنای تمام تکالیف باشد، زیرا در این صورت، با ادلهٔ دیگرِ بلوغ در سیزده‌سالگی معارضه خواهد داشت.[۴۷] سروش محلاتی نیز معتقد است حتی در صورت تعارض روایات و مراجعه به ترجیح، چه از باب موافقت با آیات قرآن، و چه از باب مخالفت با عامّه، ترجیح با ۱۳سالگی است.[۴۸] جناتی پس از بررسی احادیث، این‌گونه نتیجه می‌گیرد که سن، به‌عنوان امر کلی، نشانهٔ بلوغ دختران قرار داده نشده و ذکر سنین مختلف در روایات، به‌دلیل اختلاف محیط زندگی، اوضاع جغرافیایی، عوامل ژنتیکی و فیزیکی و نوع تغذیه آنها است.[۴۹]

حیض، ملاک اصلی بلوغ

فقها، حیض را از نشانه‌های بلوغ دانسته‌اند، یعنی دختر زمانی که به سن قاعدگی برسد، باید نماز بخواند، روزه بگیرد و سر خود را بپوشاند.[۵۰] شهید ثانی حیض را تنها در مواردی که سن مشخص نباشد، نشانهٔ بلوغ می‌داند.[۵۱] شیخ انصاری نیز معتقد است، حیض دلیلی مستقل بر بلوغ نیست، بلکه تنها می‌تواند کاشف از سن باشد و نشانهٔ بلوغ، تنها، سنّ است.[۵۲] اما شیخ صدوق در «المُقنِع» و «مَن لایحضُرُه الفقیه» معتقد است، بلوغ زن، به قاعدگی است.[۵۳] بنابراین، ملاک بلوغ، حیض است و سن، ملاک مستقل به‌شمار نمی‌رود.[۵۴]

محمدهادی معرفت از روایت امام صادق که بلوغ دختر در نه‌سالگی را متوقف بر دیدن حیض کرده است،[۵۵] نتیجه می‌گیرد که دختران آن زمان در نه‌سالگی حیض می‌دیدند و این روایت، بر تمام روایات نه‌سالگی حاکم است و آن‌ها را تفسیر می‌کند.[۵۶] محمدآصف محسنی قندهاری، بلوغ دختران را به دیدن خون حیض یا استعداد برای ازدواج دانسته است که این نشانه‌ها، تا زمان رسیدن به سیزده‌سالگی معتبر است.[۵۷] جناتی معتقد است حیض در دختران به‌منزله منی در پسران است و معیار بلوغ دختران، عادت ماهانه است، نه رسیدن به ۹سالگی.[۵۸] سروش محلاتی نیز معتقد است، قرآن، حیض، احتلام و نکاح را ملاک بلوغ دختران می‌داند، که با ۹سالگی محقق نمی‌شود، اما با ۱۳سالگی منطبق است.[۵۹]

بلوغ حقوقی دختران

به نظر می‌رسد نتیجه تأمل کافی در روایات مسئله، پذیرش نظر اصلاح شده مشهور فقها خواهد بود. برای بیان این مطلب در گام نخست، دلیل پذیرش نظر مشهور فقها را که قائل به بلوغ دختر در نه سالگی و بلوغ پسر در پانزده سالگی اند، مطرح می‌کنیم و سپس دلیل نیاز این نظر به اصلاح را بررسی خواهیم کرد. دربارهٔ قسمت اول، از روایات متعدد به دست می‌آید که اسلامْ سن بلوغ حقوقی را برای دختر، پایان نه سالگی قمری و برای پسر در صورت فقدان نشانه‌های دیگر، پایان پانزده سالگی قمری قرار داده است. البته سند این روایات، خالی از مناقشه نیست و مشکل تعارض روایات نیز وجود دارد، ولی با توجه به امکان تصحیح سند برخی از این روایات بنابر بعضی مبانی رجالی و نیز با در نظر گرفتن فراوانی این روایات، به گونه ای که اطمینان به صدور دست کم برخی از آنها از معصوم (علیه السلام) حاصل می‌شود، اعتبار این روایات به اثبات می‌رسد. این در حالی است که هیچ روایتی وجود ندارد که بتوان نظر مشهور را با استناد به آن رد کرد؛ زیرا روایت عبدالله بن سنان که به چند سند نقل شده[۶۰] و سن بلوغ پسر را سیزده سالگی تعیین کرده و نیز روایت دیگری که سن بلوغ را مابین سیزده و چهارده سالگی دانسته،[۶۱] با روایات یاد شده در تعارض اند و در مسئله تعارض با دو مبنا روبه رو هستیم: بر طبق مبنای تساقط و بی‌اعتبار شدن هر دو دلیل متعارض باید به اصول عملی رجوع کنیم و مقتضای اصل عملی استصحاب، عدم بلوغ پسر تا پایان پانزده سالگی است؛[پانویس ۱] بر مبنای تخییر نیز می‌توان روایات پانزده سالگی را انتخاب کرد و همانند مشهور فقها این روایات را مبنای عمل قرار داد.

در مورد سن بلوغ حقوقی دختر نیز نظر مشهور با قطع نظر از اشکالی که در مرحله دوم مطرح خواهیم کرد، قابل دفاع است. البته برخی این اشکال را مطرح کرده‌اند که روایت عبدالله بن سنان بنابر یکی از نقل‌ها سن بلوغ دختر را نه سالگی و علت این حکم را قاعدگی دختر در این سن دانسته است،[۶۲] که این تعلیل نشان می‌دهد که ملاک اصلی بلوغ دختران، قاعدگی است و تعیین نه سالگی در روایات فقط به این دلیل صورت گرفته که دختران در صدر اسلام و در محیط جزیرة العرب معمولاً اولین قاعدگی را در این سن داشته‌اند، نه اینکه معیار تعیین بلوغ دختران در همه زمان‌ها و مکان‌ها را نه سالگی بدانیم.[۶۳] ولی این اشکال به نظر مشهور وارد نیست؛ زیرا ممکن است معنای روایت این باشد که تعیین سن نه سالگی برای بلوغ دختران به این دلیل است که نخستین زمان «امکان» قاعدگی در دختر، نه سالگی است، نه اینکه اولین قاعدگی دختر در نه سالگی باشد و با وجود چنین احتمالی در معنای روایت نمی‌توان از ظهور روایات متعددی که نه سالگی را سن بلوغ دختر دانسته‌اند، چشم پوشی کرد.

دیدگاه‌ها

با این همه، اشکالی در فتوای فقها در باب سن بلوغ حقوقی دختر به نظر می‌رسد که اصلاح و تعدیل آن را ضروری می‌نماید. توضیح اشکال آن است که روایات دال بر بلوغ دختر در نه سالگی با یکدیگر متفاوت اند؛ یعنی برخی تنها به معنای خاصی از بلوغ ناظرند که عبارت از آمادگی دختر برای عمل زناشویی است[۶۴] و بنابراین، ارتباطی به معنای مورد نظر بلوغ ندارند؛ زیرا مفاد این روایات بیش از این نیست که شرط جواز همبستری شوهر، پایان نه سالگی دختر است، ولی بلوغی که منشأ احکام حقوقی دیگر باشد، در این روایات مدّ نظر نیست. اما قسم دیگری از این روایات، حدّ بلوغ دختر را نه سالگی دانسته‌اند و قسم سوم که شامل دو روایت از مهم‌ترین روایات این مسئله است، نه سالگی را به تنهایی کافی ندانسته، ازدواج و همبستری شوهر را نیز در اجرای احکام بلوغ بر دختر نه ساله شرط قرار داده‌اند.[پانویس ۲]

با وجود این، فقها شرط همبستری شوهر را معتبر ندانسته و ملاک حکم را همان نه سالگی قرار داده‌اند که با توجه به ظاهر این دو روایت نمی‌توان با این برداشت موافقت کرد و در ضمن، سایر روایات مطلق با همین دو روایت قابل تقیید خواهند بود. از سوی دیگر، روایت عبدالله بن سنان بدون در نظر گرفتن اجمالی که در تعلیل آن وجود دارد، قاعدگی دختر را ـ بالفعل یا بالامکان ـ معیار بلوغ دانسته است و نیز بر این مطلب ادعای اجماع شده است که قاعدگی از نشانه‌های بلوغ است.[۶۵] پس می‌توان به این نتیجه رسید که بلوغ حقوقی دختر، حدّ سنی مشخصی ندارد و نه سالگی دختر فقط برای احکام خاصی مانند جواز همبستری شوهر[۶۶] و نیز صلاحیت شرعی دختر برای دادن اجازه ازدواج،[۶۷] معیار قرار گرفته است؛ اما سایر احکام و آثار حقوقی بلوغ مانند جواز تصرفات مالی و امکان اجرای حدود فقط به شرط ازدواج و زناشویی بر دختر نه ساله ثابت می‌شود و با فقدان این شرط، اثبات بلوغ دختر منوط به نشانه‌های دیگر به‌ویژه قاعدگی خواهد بود.

گفتنی است که بر حسب روایت معتبری که می‌تواند تأییدی بر این نتیجه‌گیری باشد، امام جعفر صادق می‌فرماید: «دختری را که هنوز قاعده نشده بود و اقدام به سرقت کرده بود، نزد امام علی آوردند؛ پس آن حضرت، حد سرقت یعنی قطع انگشتان دست را بر وی جاری نساخت و فقط ]برای تأدیب[ چند تازیانه به او زد».[۶۸] البته این احتمال که دختر مزبور کمتر از نه سال داشته، چه بسا موجب ضعف دلالت این روایت قلمداد شود، ولی همین که امام صادق به جای اشاره به سن دختر بر موضوع قاعده نشدن او تأکید نموده، تا حدودی ادعای بالا را تقویت می‌کند؛ حال آنکه بنابر نظر مشهور فقها، حد سرقت باید بر دختر نه ساله جاری گردد و قاعده شدن یا نشدن او تأثیری در این حکم ندارد.[پانویس ۳]

پانویس

  1. صادقی تهرانی، فقه گویا، 1383ش، ص51؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص17.
  2. موسسة دایرة المعارف الفقه الإسلامی، موسوعة الفقه الاسلامی، ۲۰۱۱م، ج۲۱، ص۱۸۰.
  3. احمری، «علائم بلوغ و رشد در فقه اسلام»، 1384ش، ص۱۳۹.
  4. سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص96-97.
  5. فاضل میبدی، «بلوغ از دیدگاه فقهی و کارشناسی»، وب‌سایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم.
  6. سوره نساء، آیه6.
  7. سوره نور، آیه58 و 59.
  8. سوره أنعام، آیه152؛ سوره حج، آیه5؛ سوره غافر، آیه67؛ سوره أحقاف، آیه15؛ سوره یوسف، آیه22؛ سوره قصص، آیه14.
  9. جناتی، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، 1374ش، ص۴۲؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص18 و 28 و 36.
  10. محقق حلی، مختصر النافع، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۴۰؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص19.
  11. سبحانی، البلوغ، قم، 1376ش، ص۱۷.
  12. طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۲۸۲.
  13. جناتی، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، 1374ش، ص۴۲.
  14. نورمفیدی، بلوغ دختران، ۱۳۸۲ش، ص۱۵۴.
  15. طوسی، الخلاف، 1407ق، ج3، ص382-383؛ حِلّی، تذکرة الفقهاء، 1414ق، ج14، ص197؛ المنهاجی أسیوطی، جواهر العقود، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۱۳۳؛ مهریزی، «بلوغ دختران»، 1372ش، ص285؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص150-151؛ جزایری، الفقه علی المذاهب الأربعة، ج2، بی‌تا، ص35.
  16. . وسائل الشیعه؛ ج1، باب 4 از ابواب مقدمة العبادات، ص30، ح2 و ج14، باب 6 از ابواب عقد النکاح، ص209، ح9.
  17. . همان‌جا؛ همان؛ ج13، باب 44 و 45 از احکام الوصایا، ص431، ح12 و ص433، ح4 و ج14، باب 45 از ابواب مقدمات النکاح، ص72، ح10 و باب 12 از ابواب المتعه، ص461، ح2 و ج18، باب 28 از ابواب حدّ السرقة، ص526، ح13.
  18. . همان؛ ج1، ص32، ح12 و ج13، ص430ـ431.
  19. . همان؛ ج1، ص30 و ج3، ص12 و ج13، ص321ـ322 و 428ـ430 و ج18، ص525 ـ526.
  20. . همان؛ ج1، ص32 و ج3، ص294ـ297 و ج7، ص169 و ج8، ص30.
  21. . از جمله، ر.ک. المقدس الاردبیلی؛ مجمع الفائدة والبرهان؛ ج6، ص52 ; النجفی؛ جواهر الکلام؛ ج26، ص43ـ44.
  22. موسسة دایرة معارف الفقه الإسلامی، موسوعة الفقه الاسلامی، ۲۰۱۱م، ج۲۱، ص۲۱۰.
  23. مرعشی، «تحقیقی دربارهٔ سن بلوغ»، 1371ش، ص۶۷.
  24. فیض کاشانی، الوافی، 1406ق، ج15، ص301؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص107.
  25. سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص34، 46، 88 و 89.
  26. سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص161.
  27. . همان؛ ج26، ص41.
  28. . الصدوق؛ من لایحضره الفقیه؛ ج4، ص221.
  29. . عبارت وی چنین است: «وجوب الصوم علیهما بعد الاحتلام والحیض و ما قبل ذلک تأدیب» (همان؛ ج2، ص122).
  30. . البحرانی؛ الحدایق الناضرة؛ ج13، ص185.
  31. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۶، ص۳۸.
  32. ابن‌ادریس حلّی، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۶۷.
  33. آل‌راضی، «سن البلوغ فی المرأة»، 1417ق، ص93؛ سبحانی، البلوغ، 1376ش، ص68-69؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص136.
  34. آل‌راضی، «سن البلوغ فی المرأة»، 1417ق، ص۸۵ – ۹۳؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دخترا، 1401ش، ص95.
  35. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۴۶۳ و ج۷، ص۱۹۸؛ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۴۲۱؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص93-94 و 106.
  36. نجفی (کاشف الغطاء)، أنوار الفقاهة (کتاب الصیام)، ۱۴۲۲ق، ص۴۴؛ صادقی تهرانی، فقه گویا، 1382ش، ص52.
  37. صانعی، بلوغ دختران (فقه و زندگی۷)، ۱۳۸۵ش، ص۲۱–۲۲ و 35.
  38. قندهاری، الفقه و مسائل طبیة، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۲۰۴.
  39. فاضل میبدی، «بلوغ از دیدگاه فقهی و کارشناسی»، وب‌سایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم.
  40. طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۲۶۶؛ ابن‌حمزه طوسی، الوسیلة إلی نیل الفضیلة، ۱۴۰۸ق، ص۱۳۷.
  41. طوسی، تهذیب الأحکام، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۸۱.
  42. صانعی، بلوغ دختران (فقه و زندگی ۷)، ۱۳۸۵ش، فصل دوم؛ «تغییر فتوای یکی از مراجع تقلید درباره سن تکلیف دختران»، خبرگزاری رسمی حوزه.
  43. «تغییر فتوای یکی از مراجع تقلید درباره سن تکلیف دختران»، خبرگزاری رسمی حوزه.
  44. سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص11.
  45. فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، 1401ق، ج۱، ص۱۴؛ فیض کاشانی، معتصم الشیعة فی أحکام الشریعة، 1429ق، ج1، ص63.
  46. صادقی تهرانی، فقه گویا، 1383ش، ص52.
  47. مهریزی، «بلوغ دختران»، 1372ش، ص۲۸۷؛ مهریزی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، 1390ش، ص431.
  48. سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص154.
  49. جناتی، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، 1374ش، ص۴۲.
  50. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۵۳۳؛ طوسی، تهذیب الأحکام، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۲۸۱.
  51. شهید ثانی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۵۷.
  52. شیخ انصاری، کتاب الطهارة، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۳۶–۱۳۷.
  53. صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲۲؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص11، 159-160.
  54. سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص169.
  55. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۶۹.
  56. معرفت، بلوغ دختران، ۱۳۷۸ش، ص۱۷۳.
  57. قندهاری، الفقه و مسائل طبیة، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۲۰۵.
  58. جناتی، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، 1374ش، ص۴۲؛ مهریزی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، 1390ش، ص431.
  59. سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص115 و 117.
  60. . وسائل الشیعه؛ ج13، ص430ـ431.
  61. . همان؛ ص432، ح3.
  62. . متن روایت: «اذا بلغ الغلام ثلاث عشرة سنة کتبت له الحسنة و کتبت علیه السیئة و عوقب و اذا بلغت الجاریة تسع سنین فکذلک و ذلک انّها تحیض لتسع سنین» (همان؛ ص 431).
  63. . معرفت؛ «بلوغ دختران»، کتاب نقد؛ ش12، ص173.
  64. . همان؛ ج14، ص461، ح2.
  65. . الشهید الثانی؛ مسالک الافهام؛ ج4، ص145ـ146.
  66. . وسائل الشیعه؛ ج14، باب 45 از ابواب مقدمات النکاح، ص70ـ71.
  67. . همان؛ ج14، ص209.
  68. . متن روایت: «اُتی علی(علیه السلام) بجاریة لم تحض قد سرقت فضربها اسواطاً و لم یقطعها» (همان; ج18، باب 28 از ابواب حدّ السرقة، ص524).

منابع

  • قرآن کریم.
  • «تغییر فتوای یکی از مراجع تقلید دربارهٔ سن تکلیف دختران»، خبرگزاری رسمی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ش.
  • آل‌راضی، محمدهادی، «سن البلوغ فی المرأة»، مجلة فقه أهل‌البیت، شماره۳، ۱۴۱۷ق.
  • ابن‌ادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، محقق و مصحح: حسن بن احمد موسوی، قم، اسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • ابن‌حمزه طوسی، محمد بن علی، الوسیلة إلی نیل الفضیلة، محقق و مصحح، محمد حسون، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۸ق.
  • احمری، حسین، «علائم بلوغ و رشد در فقه اسلام»، فقه و تاریخ تمدن ملل اسلامی، شماره ۷–۸، بهار و تابستان ۱۳۸۵ش.
  • المنهاجی الأسیوطی، شمس‌الدین، جواهر العقود، محقق: عبدالحمید مسعد، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۹۹۶م.
  • جزایری، عبدالرحمان، الفقه علی المذاهب الأربعة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • جناتی، محمدابراهیم، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، مجله کیهان اندیشه، شماره ۶۱، مرداد و شهریور۱۳۷۴ش.
  • حِلّی، جمال‌الدین، تذکرة الفقهاء، قم، آل‌البیت لإحیاء التراث، ۱۴۱۴ق.
  • سبحانی، جعفر، البلوغ حقیقته، علامته و أحکامه، قم، مؤسسهٔ امام صادق، ۱۳۷۶ش.
  • سروش محلاتی، محمد، بلوغ دینی دختران، تهران، میراث اهل قلم، ۱۴۰۱ش.
  • شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۳ق.
  • شیخ انصاری، کتاب الطهاره، قم، کنگره شیخ اعظم انصاری، ۱۴۱۵ق.
  • صادقی تهرانی، محمد، فقه گویا یا فقه سنتی و فقه پویا، تهران، امید فردا، ۱۳۸۳ش.
  • صانعی، یوسف، بلوغ دختران (فقه و زندگی ۷)، قم، میثم تمار، ۱۳۸۵ش.
  • صدوق، الخصال، محقق و مصحح: علی‌اکبر غفاری، قم، اسلامی، ۱۳۶۲ش.
  • صدوق، من لایحضره الفقیه، محقق و مصحح: علی‌اکبر غفاری، قم، اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، قم، اسلامی، ۱۴۰۷ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، محقق: حسن موسوی خرسان، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.


خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «پانویس» وجود دارد، اما برچسب متناظر با <references group="پانویس"/> یافت نشد.