موج دوم فمینیسم؛


تعریف

فمینیسم به‌عنوان یک جنبش اجتماعی، به‌طور معمول به دوره‌هایی موسوم به امواج فمینیستی تقسیم می‌شود. هر موج بر پایه اولویت‌ها، اهداف و راهبردهای غالب خود در یک مقطع تاریخی مشخص می‌شود و نشان‌دهنده تحول تدریجی این جنبش است. فمینیسم پس از دستیابی نسبی به شأن مستقل برای زنان، در موج دوم به سمت برابری جنسیتی زنان با مردان حرکت کرد. این موج از فمینیسم با عنوان فمینیسم مساوات‌طلب شناخته می‌شود و هدف آن ترسیم حقوق و جایگاه سیاسی–اجتماعی زنان به‌گونه برابر با مردان بود.[۱]

دومین موج فمینیسم از حدود 1920م شروع شد و تا دهۀ 1980م ادامه داشت. وجه تمایز موج دوم از موج اول، تاکید بر نقد فرهنگی زبان، آگاهی‌های عمومی، فلسفه، هنر، علم، رفتارهای اجتماعی و حتی نوع پوشش رایج است. این رویکرد موجب شد که موج دوم فمینیسم به‌عنوان یک نظریه مطرح شود و از اوایل دهه 1970م، مطالعات زنان به برنامه‌های درسی دانشگاه‌ها و کالج‌ها راه یافت.[۲]

زمینه‌های شکل‌‎گیری

موج دوم در سال‌های حاكميت اقتصادی، اجتماعی و سياسی‌ای شکل گرفت كه از آن با عنوان «سرمایه‌داری سازمان‌یافته» یاد می‌كنند. «سرمایه‌داری سازمان‌یافته» با رشد تمركز در سرمایه و شکل‌گرفتن صورت‌های جدیدی از سازماندهی كار و گسترش بخش خدمات و نيز دگرگونی‌هایی در كاركردها و نيز نقش دولت در حيات اقتصادی و اجتماعی همراه بود. تغيير در موقعيت ایالات متحده آمریکا در نظام جهانی نيز به صورت مستقيم و غيرمستقيم بر نظام سرمایه‌داری آمریکا و دولت تاثير داشت.[۳] دگرگونی‌های ناشی از این تحولات با تغييراتی كه در ساختار اشتغال، نيازهای بازار كار، نيازهای آموزشی و به‌تبع آن نظام آموزشی و غيره به‌همراه داشت، در موقعيت‌های اجتماعی و اقتصادی زنان در قشرها و منزلت‌های متفاوت اجتماعی تاثيراتی برجای گذاشت كه از لحاظ ساختاری زمينه‌ساز ظهور موج جدیدی از جنبش زنان شد.[۴]

جنگ دوم جهانی زمینه مناسبی برای حضور زنان در نیروی کار ایجاد کرد. در سال 1942 کمیسیون نیروی کار جنگ اعلام کرد که به چهار میلیون نیروی کار نیاز است. بخشی از این نیرو نخست از میان بیکاران تأمین شد اما از سال 1943 بسیج زنان به امری اجتناب‌ناپذیر تبدیل گشت. رسانه‌های گروهی زنان را تشویق به کار بیرون از خانه و کمک به اقتصاد جنگی می‌کردند. در طول جنگ شش میلیون زن شاغل شدند. جنگ همچنین باعث شد راه ورود زنان به رشته‌های مختلف علمی در دانشگاه‌ها گشوده شود. دانشگاه‌ها در رشته‌هایی از زنان ثبت نام کردند که قبلاً در آن راهی نداشتند. روندی که از سده نوزدهم در جهت انتقال کارکردهای تولیدی کارخانه به سوی نظام اقتصادی کلان سرمایه‌داری آغاز شده بود، در دهه‌های پس از جنگ دوم سرعت بیشتری یافت و گستره وسیع‌تری را تحت پوشش قرار داد. این امر باعث شد خدمات خانگی کم اهمیت‌تر جلوه داده شود و از سوی دیگر، زنان بتوانند وارد بازار کار شوند و با دستمزد خود «کارهای خانگی» را بخرند. در دهه 70، یک زن فمینیست، به جهت تیپ ظاهری خود، به راحتی از دیگر زنان تشخیص داده می‌شد. کشورهای غربی با سیل هجوم دختران به دانشگاه‌ها مواجه شد و آمار دختران دانشگاهی و تحصیل کرده بالا رفت و آنان در واقع پیاده‌نظام جریان موج دوم فمینیستی‌اند.[۵]

افراد اثرگذار موج دوم فمینیسم

سیمون دوبووار با نوشتن كتاب «جنس دوم» و بتی فریدان با نگارش كتاب «راز و رمز زنانه» تاثير اصلی و مهمی در برانگيختن و گسترش موج دوم فمينيسم داشتند.[۶]

خواسته‌ها و اهداف موج دوم فمینیسم

موج دوم فمینیسم نسبت به موج اول، گرایش تندتری داشت و فمينيست‌های این موج، خواستار برابری كامل زن و مرد در تمامی حوزه‌های اجتماعی، روانی و فرهنگی بودند. طرفداران این موج، در رابطه با مفاهیم، به بازسازی و انقلاب معتقدند. در این دهه، فمینیست‌ها با رد کلیت ازدواج و تأکید بر تجرد و حرفه اقتصادی، آرمان‌های خود را مطرح می‌کردند. شعار زنان بدون مردان و با رفتارهای مردانه، مربوط به همین دوره است و از دستاوردهای مهم این دوره عبارتند از:

  • - دستیابی به پست‌های سياسی و اقتصادی بالا؛
  • - مبارزه برای جدایی روابط جنسی از تولید مثل؛
  • - آزادي كامل زنان در امور جنسی؛
  • - مطالبه حق تسلط بر بدن و روابط جنسی؛
  • - کاهش زاد و ولد و مطالبه حق سقط جنین و طلاق؛
  • - ایجاد مؤسسات فرهنگی و مطبوعاتی زنان؛[۷]

پانویس

منابع

  • اسفندیار، سرور، «روند ظهور فمینیسم در چهار قرن اخیر»، خبرگزاری دانشجو، کد خبر:۱۰۵۵۸۳، 1387ش.
  • افتخاری، اصغر، «اثبات، مساوات یا قدرت»، مطالعات راهبردی زنان، ش9، 1379ش.
  • سینافر، حبیب، فمینیسم، تاریخچه، امواج، گرایش‌ها و آثار مثبت و منفی جنبش‌ها، دهمین کنفرانس بین المللی مدیریت و علوم انسانی در ایران، دانشگاه تهران، 1401ش.
  • مشیرزاده، حمیرا، از جنبش تا نظریه اجتماعی : تاریخ دو قرن فمینیسم، تهران، شیرازه، 1381ش.