موج سوم فمینیسم؛
تعریف و تاریخچه
فمینیسم بهعنوان یک جنبش اجتماعی، بهطور معمول به دورههایی موسوم به امواج فمینیستی تقسیم میشود. هر موج بر پایه اولویتها، اهداف و راهبردهای غالب خود در یک مقطع تاریخی مشخص میشود و نشاندهنده تحول تدریجی این جنبش است. موج دوم فمینیسم در دهه ۱۹8۰م از دوران اوج خود فاصله گرفت و با شکافها و دستهبندیهای آشکاری درون جنبش زنان روبرو شد. دولت تاچر در انگلستان و دولت ریگان در آمریکا که در پی گسترش اندیشههای فمینیستی، با معضلات ناشی از روابط آزاد جنسی مانند افزایش ناهنجاریهای رفتاری، سوءاستفادهها و ازدیاد نسل بیهویت مواجه شده بودند، آشکارا با این نهضت ستیز کرده و خواستار احیای ارزش خانواده در جامعه و فرهنگ غربی شدند. بدین ترتیب موج سوم فمینیسم به سمت احیای خانواده و مادری حرکت کرد. از این منظر، خانواده و مادری در عین پر زحمتبودن، شادیآفرین بوده و پدیدهای طبیعی، اجتماعی و عاطفی است.[۱]
موج سوم فمینیسم در بستر جریان پستمدرنیسم و تحولات نظام سرمایهداری شکل گرفت و تفاوت بین زنان و مردان و نیز تفاوت مسائل زنان در مناطق و فرهنگهای مختلف را به رسمیت شناخت.[۲] اصطلاحِ «موجِ سومِ فمینیسم» نخستینبار از سوی ربکا واکر در مقالهای از وی و در سال ۱۹۹۲ بهکار برده شد.[۳]
زمینهها و عوامل شکلگیری موج سوم فمینیسم
عملکرد افراطی دو موج اول و دوم و بروز ناهنجاریها و در نهایت از دست رفتن ارزشها و جایگاه واقعی زن در جامعه سبب شد تا فمینیسم در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی یک فرایند اعتدال را تجربه کند. آنها با یک چرخش عجیب به ستایش و اهمیت به دنیا آوردن فرزند و نقش مادری پرداختند. به عبارت دیگر نتیجه ناپسند زیادهروی موج دوم در حرکتهای زنمدارانه، افزایش خشونت روزافزون در خانواده و محیط کار و ناامنی جنسی از مهمترین عوامل پیدایش موج سوم فمنیسم در جهان غرب بهشمار میرود.[۴]
این تغییر رویکرد تا جایی پیش رفت که خانم جین بتکه الشنین با نوشتن کتاب مرد عمومی، زن خصوصی (۱۹۸۱ میلادی) تلاش نمود دیدگاههای افراطی و رادیکال در موج دوم را تعدیل نماید. در همین راستا، فمینیستهای موج سوم برخلاف موج دوم نسبت به ظاهر و رفتار ظریف زنانه تأکید داشتند. آنها با اعتقاد به لزوم احیای مادری، به دفاع از خانواده فرزندمحور و زندگی خصوصی اقدام کردند.[۵]
افراد اثرگذار موج سوم فمینیسم
اندیشههای برخی از پستمدرنها همچون میشل فوکو و ژاک دریدا در برانگیختن موج سوم تأثیر بسزایی داشت.
ویژگی موج سوم فمینیسم
مهمترین ویژگی موج سوم فمینیسم، توجه به صداها و اهمیتدادن به حاشیهها بود. افراد و صداهایی که تا به حال به رسمیت شناخته نشده بود، توجه شود. مثل جنبشهایی که تأکید بر مسائل خاص زنان میکردند، مثل زنان سیاهپوست، زنان چاق یا زنان معلول. برخی جنبشها هم بر مسائل خاص زنان تأکید میکردند مثل اکوفمینیسم (طرفدار محیط زیست) یا فمینیست طرفدار صلح. زنان جهان سومی و زنان مسلمان هم در این فضا فمینیست اسلامی را شکل دادند. بهرسمیت شناختن فمینیستهای همجنسگرا یا دوجنسگرا در موج سوم اتفاق افتاد.[۶] همانطور که اصطلاحِ «موجِ سومِ فمینیسم» نیز برای نخستین بار در سال ۱۹۹۲ میلادی بهوسیله ربکا واکر، زن رنگینپوست و دوجنسگرا که به عنوان یکی از چهرههای کلیدی فمینیسم موج سوم شناخته میشود، در مقالهای بهکار برده شد.
پانویس
- ↑ بستان، اسلام و جامعهشناسی خانواده، 1383ش، ص80.
- ↑ آقاجانی، «چالش فمینیسم با عدالت جنسیتی»، 1388ش، ص27
- ↑ ربانی اصفهانی و یزدخواستی، بررسی کیفی تأثیر فمینیسم رادیکال بر نقش زن در نهاد خانواده و مقایسه آن با تمهیدات اسلام، 1393ش، ص125.
- ↑ افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص61.
- ↑ چینیچیان، زمینهها و اهداف فمینیسم، 31 خرداد 1388ش.
- ↑ سینافر، «فمینیسم، تاریخچه، امواج، گرایشها و آثار مثبت و منفی جنبشها»، 1401ش، ص7.
منابع
- آقاجانی، نصرالله، «چالش فمینیسم با عدالت جنسیتی»، نشریه مطالعات راهبردی زنان، س۱۲، ش۴۶، ۱۳۸۶ش.
- بستان، حسین، اسلام و جامعهشناسی خانواده، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳ش.
- چینیچیان، نیلوفر، زمینهها و اهداف فمینیسم، وبسایت تابناک، کد خبر:۵۲۵۰۴، ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ش.
- ربانی اصفهانی، حوریه و بهجت یزدخواستی، «بررسی کیفی تأثیر فمینیسم رادیکال بر نقش زن در نهاد خانواده و مقایسه آن با تمهیدات اسلام»، جامعهشناسی کاربردی، س۲۶، ش۵۸، ۱۳۹۳ش.
- سینافر، حبیب، فمینیسم، تاریخچه، امواج، گرایشها و آثار مثبت و منفی جنبشها، دهمین کنفرانس بینالمللی مدیریت و علوم انسانی در ایران، دانشگاه تهران، ۱۴۰۱ش.