شرم؛ الگوی ارتباطی مبتنی بر کرامت انسانی و حفظ ارزش‌های اجتماعی

شرم معادل فارسی کلمۀ حیا در عربی و به‌معنای خجالت و آزرم از ترس سرزنش و آگاهی دیگران بر عیب و نقص آدمی و یک‌الگوی ارتباطی مبتنی بر حرمت و کرامت انسانی است. موجودیت شرم، ماهیت فطری و تغییر ناپذیر دارد؛ اما مصادیق آن به‌تبع گوناگونی فرهنگ‌ها متحول می‌شود. از میان دو قسم شرم مثبت و منفی، گونۀ مثبت آن در سبک زندگی اسلامی، یک‌خصلت ارزنده است که کارکردهای ارزشمند در تنظیم روابط اجتماعی همچون پیشگیری از رفتارهای ناشایست و زمینه‌سازی برای اصلاح و ترمیم صدمه‌های وارد شده دارد. رعایت ادب، حفظ ارزش‌ها و هنجارهای شرعی و عرفی در گفتار، رفتار، شنیدار، دیدار، پندار و پوشش در ارتباطات با دیگران و نیز خود داری از تولید صحنه‌های بی‌شرمی و هوس‌انگیز، نمونه‌هایی از آثار شرم مثبت به شمار می‌رود.

مفهوم‌شرم

شرم در عربی به‌معنای بریدن[۱] و در فارسی به‌جای حیا به‌کار می‌رود[۲] و به‌معنای خجالت، آزرم، انفعال و آن حیرت و وحشتی است که از ترس ملامت، مجازات و آگاهی دیگری برعیب و نقص در سبک زندگی آدمی پدیدار می‌شود.[۳] گفته شده است که شرم، یک‌واژه فارسی است که در منابع اسلامی با حیا هم‌معنا بوده و در عرف جامعه نیز مترادف با آن به‌کار می‌رود.[۴] کلمۀ شرم به‌ احساس گناه، غمگینی و خشم یک‌فرد برخویشتن یا ملامت خود به‌دلیل مغایرت رفتارهای او با هنجارهای اخلاقی جامعه نیز تعریف شده است.[۵]

مفهوم‌شرم در‌قرآن

یکی از معانی استحیا شرم است[۶] و مفهوم شرم‌داشتن درقرآن، چهار مرتبه با الفاظی برگرفته از مصدر استحیا[۷] که دوبار به‌صورت فعل منفی در مورد خداوند،[۸] یکبار به‌صورت فعل مثبت در مورد پیامبر[۹] و یک‌مرتبه هم در توصیف شدت حیا و عفت دختر شعیب به‌کار رفته است.[۱۰]

کاربرد مفهوم‌شرم در مورد خداوند

کاربرد مفهوم شرم در مورد خداوند با کاربرد آن در سبک زندگی انسان فرق می‌کند؛ زیرا مبدأ شرم، یک‌احساس است که انتقال از آن مبدأ احساسی به منتهی، مستلزم ایجاد تغییرات جسمانی در وجود شرم‌کننده است، در حالی‌که خداوند جسم نیست. بدینسان، کاربرد فعل منفی «لایستحیی» در آیۀ 26 سورۀ بقره برای خداوند، به‌معنای ترک‌کردن، نترسیدن و منصرف‌نشدن او از انجام هرکاری است که در ذات خود زشت نیست. همچنین کاربرد فعل منفی «لایستحیی» در آیۀ 53 احزاب نیز به‌معنای منصرف‌نشدن خداوند از بیان حق است. در نتیجه، انتساب مفهوم شرم به‌خداوند، انتساب نتایج آن به ذات وی و به‌معنای منزه بودن او از انجام یک‌کار شرم‌آور است.[۱۱]

جایگاه شرم در‌اسلام

شرم و حیا در سبک زندگی‌اسلامی، یک‌الگوی ارتباطی مبتنی بر‌حرمت و کرامت[۱۲] و یک‌خصلت اصیل و ارزشمند انسانی است که روابط اجتماعی را تنظیم می‌کند و بدین‌جهت، کلمۀ بی‌شرمی که به بی‌حیایی، وقاحت، پررویی و بی‌عفتی معنا شده است،[۱۳] نوعی ناسزا به‌شمار می‌آید.[۱۴] شرم و حیا در روایات اسلامی، به‌مثابۀ دیدگان عقل یا زینت و لباس رویین اسلام و بلکه کل اسلام معرفی شده است.[۱۵] پیوند شرم و حیا با ایمان موجب شده است تا حیا در اسلام به عفت نیز معنا شود[۱۶] و در روایتی قرین و یاور عفاف[۱۷] و همچنین علت عفاف و پاکدامنی خوانده شده است.[۱۸]

جایگاه شرم در‌ فرهنگ‌مادی

به‌دلیل بی‌اهمیت بودن نقش ایمان در سبک‌زندگی مادی، برخی از متفکران غربی به‌دیدۀ منفی نسبت به‌شرم نگریسته و آن را حالت انفعالي و ناشي از ضعف انسان دانسته و با نکوهش آن، دیگران را به دوری از شرم سفارش می‌کنند.[۱۹] چنانچه مونتسکیو شرم را خجلتی ناشی از نقص و عدم کمال خود می‌داند.[۲۰] بدینسان، شرم نه تنها در فرهنگ مادی بی‌ارزرش به‌شمار می‌آید؛ بلکه بی‌شرمی در فرهنگ مادی، نوعی کمال شمرده می‌شود.[۲۱]

انواع شرم

شرم نظر به جایگاه و چگونگی آن در سبک زندگی انسانی انواع گوناگون دارد:

  1. شرم مثبت و شرم منفی: شرمی که قلمرو آن اعمال ناشایست عرفی، شرعی و اخلاقی باشد، شرم مثبت نامیده می‌شود؛ اما به‌شرم از انجام رفتارهای پسندیده یا مباح، شرم منفی گفته می‌شود.
  2. شرم قوت و شرم ضعف: شرمی که ناشی از قدرت نفس و ایمان باشد، شرم قوت نامیده می شود؛ اما بر شرمی که از ناتوانی روح یا کمرویی نشأت‌گرفته باشد، شرم ضعف اطلاق می‌شود.
  3. شرم ایمانی و شرم نفسانی: شرمی که به‌دلیل ایمان به‌خداوند، انسان را از ارتکاب خطا به دور می‌کند، شرم ایمانی خوانده می‌شود؛ اما شرمی که انسان بر حسب فطرت انسانی خود از انجام اعمال ناشایست دست‌کم در مقابل یک ناظر شرم می‌کند، شرم نفسانی گفته می‌شود.[۲۲]
  4. شرم عام و شرم خاص: شرم از حیث حیطۀ مراعات آن به‌دونوع عام و خاص تقسیم می‌شود که شرم عام، رعایت حیا در روابط اجتماعی و شرم خاص، رعایت آن در روابط خصوصی و خانوادگی است.[۲۳]
  5. شرم اخلاقی و شرم در جرم شناسی: شرم از جهت ارتباط آن با رفتارهای ناشایست اخلاقی یا رفتار های مجرمانه، به شرم اخلاقی و شرم در جرم‌شناسی دسته بندی می‌شود.[۲۴]

مؤلفه‌های شرم

از آن‌جا که در متون اسلامی، حیا و شرم به‌صورت هم‌معنا و مترادف به‌کار رفته اند،[۲۵] مباحثی مرتبط با شرم را نیز می‌توان در زمرۀ مباحث حیا دنبال کرد. بدین‌جهت، شرم مانند حیا ‌به‌عنوان یک‌عنصر مؤثر در سبک زندگی انسان، چهار مؤلفه دارد؛ 1. فاعل شرم‌کننده، 2. فعل شرم‌آور، 3. حضور و نظارت ناظر، 4. مهار نفس از ارتکاب کار شرم‌آور [۲۶] که کنار هم قرار گرفتن این مؤلفه‌ها سبب بروز شرم در انسان می‌شود:

  1. فاعل شرم‌کننده زمانی از انجام کاری شرم خواهد کرد که نخست به کرامت نفس و خود‌ارزشمندی خود باورمند باشد، دوم نسبت به زشتی کار خود آگاه باشد، سوم، برای ناظر کار خود، ارزش و احترام قائل باشد.[۲۷]
  2. مراد از فعل شرم‌آور، هر فعل ناهنجاری اعم از انجام یک‌کار زشت یا ترک یک‌کار خوب به‌لحاظ شرعی، عرفی و عقلی در فرهنگ یک‌جامعه است.[۲۸]
  3. شرم زمانی در انسان برانگیخته می‌شود که نظارت یک‌ناظری برخوردار از احترام توسط وی درک شود[۲۹] که این ناظر از نظر او، می تواند خداوند، وجدان شخص، مردم، فرشتگان یا اولیاء الهی باشد.[۳۰] به‌لحاظ مراتب ارزشمندی بر معیار نظارت ناظران، بالاترین مرتبۀ شرم، شرم از خداوند و بعد از آن، شرم از وجدان و پایین ترین درجۀ شرم، شرم از مردم است.[۳۱]
  4. انسان در صورت ناسازگاری میان خواست و مصلحت خود، زمانی می‌تواند در ایجاد یک‌سبک زندگی مطلوب موفق باشد که به‌اقتضای شرم، خواسته‌های نفسانی شامل گرایش یا گریز نفس را بر طبق مصلحت خود مهار کند.[۳۲]

نشانه‌های شرم

شرم به‌عنوان مجموعۀ از هیجانات خود‌آگاه عاطفی، با تجربۀ احساساتی همچون تحقیر شدگی، بی ارزشی، بد بودن، بازندگی، گناه، رنجش و طرد شدگی، نا امنی نسبت به‌ظاهر خود، احساس آسیب‌پذیری و در معرض دید دیگران بودن[۳۳] و احساس غمگینی و خشم برخود به‌صورت خفیف یاشدید در سبک زندگی شناخته می‌شود.[۳۴]

شرایط بروز شرم

بروز شرم به‌مفهوم پشیمانی یا خودداری فرد از انجام عمل ناشایست در سبک زندگی، منوط به تحقق شرایط ذیل است:

  1. وجود قباحتی به‌حکم عقل، وجدان، شرع یا عرف
  2. احساس ارزشمندی و عزت نفس
  3. وجود هنجارها و معیارهایی برای تعیین حسن و قبح رفتارها
  4. ارزیابی‌کردن رفتارها بر اساس هنجارهای اخلاقی
  5. احساس حضور یک‌ناظرآگاه و محترم وجدانی یابیرونی بر رفتار خود
  6. ترس فرد از بی‌اعتبار شدن خود.[۳۵]

مصادیق شرم

هرچند موجودیت شرم، ماهیت فطری و تغییر ناپذیر دارد؛ اما مصادیق شرم به‌تبع تفاوت فرهنگ‌ها و نظام‌های ارزشی تغییر پذیرند. شرم در دو قلمرو خانواده و جامعه مصادیقی دارد؛ حفظ ادب، احترام، وقار، ارزش‌ها و هنجارهای شرعی و عرفی در تمامی روابط اعم از 1) گفتار، 2) رفتار، 3) شنیدار، 4) دیدار، 5) پندار، 6) پوشش در ارتباطات با دیگران و در مقابل، خودداری از تولید صحنه‌های بی‌شرمی و هوس انگیز، از مصادیق شرم به‌شمار می‌آیند.[۳۶]

شرم در آموزه‌های اخلاقی و مباحث جرم‌شناسی

شرم در آموزه‌های اخلاقی با شرم در مباحث جرم شناسی در چند مورد از شاخصه‌های سبک زندگی باهم تفاوت دارند:

  1. از نظر زمان شرمساری: زمان بروز شرم در جرم‌شناسی، بعد از ارتکاب رفتار مجرمانه است؛ اما شرم اخلاقی، هم پیش از عمل غیر اخلاقی و هم پس‌از آن ظاهر می‌شود.
  2. از نظر مطلوبیت شرم: از میان دو نوع شرم بدنام کننده و بازپذیرنده، برخی از جرم‌شناسان، فقط شرم بازپذیرنده را مطلوب و شرم بدنام کننده را مطرود می‌دانند؛ اما از نظر آموزه‌های اخلاقی، هرکدام از دو نوع شرم اعم از بدنام کننده و باز پذیرنده به‌دلیل پیامدهای مؤثر آن، در جای خود مفید‌اند و چه‌بسا شرم بدنام کننده، تأثیری بهتر در پیشگیری خصوصی افراد از ارتکاب رفتارهای ناشایست دارد.  
  3. از جهت مخاطبین شرم: مخاطب مستقیم شرم در جرم‌شناسی، تنها بزهکاران است؛ اما مخاطب شرم و جنبۀ اصلاحی آن در آموزه‌های اخلاقی، گسترده بوده و تمام افراد جامعه اعم‌از بزهکاران و غیر آنان را شامل می‌شود.
  4. از جهت ناظران: ناظران سرزنش کننده نسبت به رفتارهای مربوط به‌شرم جرم‌شناسی، تنها افراد جامعه و وجدان اخلاقی افراد بزهکار‌است اما در شرم اخلاقی، خدا، ملائکه و اولیاء نیز از ناظران به‌شمار می‌آیند.
  5. از نظر قلمرو شرم: در مباحث جرم شناسی، قلمرو شرم محدود به‌رفتار بزهکارانۀ خود شخصی است که شرمسار می‌شود؛ اما بنا بر آموزه‌های اخلاقی، آدمی باید از هر نوع اعمال ناشایست شرم کند؛ حتی اگر گناه نباشد و بدین‌جهت، دامنۀ شرم اخلاقی وسیع‌تر است[۳۷] و شامل فکر شرم بر انگیز نیز می‌شود.[۳۸]

تفاوت‌های شرم و حیا

شرم به‌رغم آنکه به‌معنای حیا به‌کار می‌رود؛ اما در مواردی با هم تفاوت دارند:

  1. ازجهت زبانی: شرم یک‌واژۀ فارسی و حیا یک‌کلمۀ عربی است.[۳۹]
  2. از‌جهت منشأ: شرم آن‌حیایی است که از فطرت و طبیعت آدمی ناشی شده و در‌ نهاد تمام انسان‌ها وجود دارد؛ اما حیا آن مصداق شرم است که از ایمان و ترس خداوند ناشی شده و در سبک زندگی اخلاقی انسان، موجب بازداشتن وی از اعمال ناشایست می‌شود.[۴۰]
  3. ازجهت ناظر: در شرم، درک نظارت ناظران بیرونی و فشار قبیح بودن یک‌کار نزد آنان، موجب می‌شود تا فرد شرم‌کننده، کار ناشایست را ترک کند؛[۴۱] اما در حیا درک حضور‌ و نظارت خداوند، وجدان‌ خود فرد، مردم، فرشتگان یا اولیاء‌الهی است که موجب خود‌داری فرد شرم‌کننده از ارتکاب رفتارهای شرم‌آور می‌شود.[۴۲]
  4. ازجهت ارادی بودن: شرم یک‌پدیدۀ اضطراری و غیر ارادی است که در‌هنگام بروز آن، ارادۀ انجام کار از فرد شرم‌کننده سلب می‌شود؛ اما حیا شرمی برخواسته از ادراک خوبی‌ها و بدی‌های اختیاری است که فرد حیا کننده به‌رغم توان و اراده بر انجام یک‌کار، آن را با ارادۀ خود ترک می‌کند.[۴۳]
  5. از‌جهت ارزشمندی: شرم به‌دلیل تعلق به‌نفس، بدن و طبیعت انسان، هیجان غیر اختیاری است و بدین جهت، عملی فاقد ارزش به‌شمار می‌رود؛ اما حیا به دلیل ارتباط با روح، اراده و ایمان انسان، یک‌صفت ارزشی شمرده می‌شود.[۴۴]
  6. ازجهت زمان‌بروز: گفته شده‌است که شرم حالت پسینی دارد که بعد از انجام یک‌کار قبیح در انسان بروز می‌کند؛ اما حیا حالت پیشینی دارد و پیش از وقوع یک‌کار قبیح، مانع از انجام آن می‌شود.[۴۵]
  7. ازجهت آثار: شرم حالتی ناشی از اندوه قلبی است که آثار آن در‌چهرۀ افراد نمایان می‌شود؛ اما حیا نوعی خود‌داری است که آثار آن به جسم محدود نبوده و به روح و ارادۀ انسان نیز مربوط می‌شود.[۴۶]

تفاوت‌های شرم و‌گناه

شرم و گناه، از جمله هیجانات خود‌آگاه اخلاقی اند که در رابطه با امر اخلاقی تعریف‌شده و در مواجهه با موقعیت ها و تنگناهای اخلاقی بر انگیخته می‌شوند. انسان پس‌از یک‌خطای اخلاقی یا بروز یک‌رفتار ناشایست در سبک زندگی خود، آن‌رفتار را بد ادراک کرده و با احساس بی‌کفایتی، بد بودن و حس حقارت در برابر دیگران احساس شرم و گناه کرده و در صدد جبران و کم کردن خسارت های ایجاد شده بر می‌آید. شرم و گناه به رغم قرابت مفهومی؛ اما در مواردی باهم تفاوت دارند:

  1. به‌لحاظ تمرکز: در شرم، تمرکز بر خود فرد به‌صفت شخص نالایق؛ اما در گناه، تمرکز بر کوتاهی فرد و رفتار ناشایست او است؛ به‌گونۀ که انسان شرمسار، با توجه به‌شخصیت خود، احساس شرم می‌کند؛ اما انسان گناه‌کار با توجه به رفتار معصیت‌آمیز خود، احساس گناه می‌کند.
  2. به‌لحاظ عامل: در شرم، نوعی احساس شکست برای فرد به‌وجود می‌آید که از حس حضور یک‌ناظر واقعی یا خیالی ناشی می‌شود؛ اما عامل احساس گناه، نفس آن‌عمل ناشایست است.
  3. به‌لحاظ نتیجه: در شرم، فرد میان خود واقعی و معیارهای اخلاقی برای مطلوبیت، تناقض می‌بیند؛ بدین‌جهت از ترس سرزنش دیگران تمایل به‌پنهان‌شدن یا انتقام پیدا می‌کند؛ اما احساس گناه، نوعی عاطفۀ اخلاقی است که سبب اعتراف فرد به‌خطای خود شده و سبب تلاش او برای جبران خسارت می‌شود. بدین سان، شرمساری، احتمال رفتار مطلوب را کاهش می‌دهد؛ اما احساس گناه، آن را تسهیل می‌کند.[۴۷]
  4. به‌لحاظ خصوصی و عمومی بودن عمل ناشایست: انسان در خطای افشا شده، احساس شرم و در خطایی که افشا نشده باشد، احساس گناه می‌کند.[۴۸]

تفاوت‌های شرم مثبت و شرم منفی

شرم مثبت با شرم منفی تفاوت‌هایی دارد:

  1. ازجهت مبنای عقلانی: شرم از جهت وجاهت عقلانی، به‌دوگونۀ حیای‌عقل یا علم و حیای‌حماقت یا جهل تقسیم شده است.[۴۹] شرم ناشی از حکم عقل، نشانۀ ایمان به‌شمار آمده و آن را حیا یا شرم مثبت می‌گویند؛ اما شرم جاهلانه، نشانۀ حماقت و نادانی بوده واز آن به‌شرم منفی یا کمرویی تعبیر می‌شود.[۵۰]
  2. ازجهت منشأ روان‌شناختی: در حدیثی از پیامبر‌اسلام، حیا به‌حیای قوت و حیای ضعف تقسیم شده است[۵۱] که حیای قوت به‌اقتضای ایمان بوده و مورد تأیید دین است؛[۵۲] اما ضعف، آفت حیا شمرده شده است.[۵۳] بدین‌جهت به‌شرمی ناشی از قوت، شرم مثبت و به شرم نشأت یافته از ضعف که دارای وجه منفی است، شرم منفی یا کمرویی گفته می‌شود.[۵۴]
  3. ازجهت موضوع: فعل نیک به‌دو دستۀ انجام کار نیک و ترک کارهای ناشایست تقسیم می‌شود. شرم نیز با توجه به‌این دو نوع فعل، به‌حیا و کمرویی تقسیم شده است که شرم از انجام کارهای ناپسند، حیا یا همان شرم مثبت و شرم از انجام کارهای نیک، شرم منفی یا کمرویی است که از جهل یا‌ناتوانی ناشی می‌شود.[۵۵]
  4. ازجهت کارکرد و‌آثار: شرم مثبت، انسان را از کارهای زشت باز داشته و زمینۀ درک نقص، پذیرش ضعف ها و اصلاح و انتخاب مسیر درست را فراهم می‌کند؛[۵۶] اما شرم منفی، سبب محرومیت، تضییع سرمایه‌ها و به‌دست نیاوردن خواسته ها می‌شود.[۵۷]

آثار شرم مثبت

شرم مثبت در سبک زندگی انسان آثاری در پی دارد:

  1. شرم به‌دلیل احترام به‌پیوند اجتماعی، سبب بقای جامعه، افزایش انسجام و ارتقای حس تعلق افراد به اجتماع شده و از احساس بی‌ارزشی اجتماعی در افراد جلوگیری می‌کند.
  2. شرم مرز بین امر خصوصی و امر عمومی را مشخص کرده و با بردن اعمال خصوصی به‌خلوت زندگی، در متمدن شدن انسان نقش دارد.
  3. شرم به‌دلیل تلازم‌آن با‌رعایت هنجارها، هم ابزار انتخاب در سیاست و هم به‌لحاظ فردی سبب مسئولیت پذیری انسان می‌شود و افراد جامعه و سیاستمداران را به پایبندی به‌آرمان‌ها و هنجارهای مطلوب جامعه ترغیب می‌کند.[۵۸]
  4. شرم از طریق نقض نکردن هنجارها در سبک زندگی، موجب جلوگیری از ارزش زدایی در جامعه می‌شود.[۵۹]
  5. شرم به‌معنای حیا موجب پیشگیری از گناه، زمینه ساز حصول فضایلی همچون صداقت، عفت، کرامت نفس، انجام خوبی ها، جلب محبت خداوند، پاک شدن گناهان انسان، محافظت از عذاب، پوشیدن عیوب، موفقیت، احترام به دیگران و قرار گرفتن انسان در مسیر رشد و تعالی می‌شود.[۶۰]
  6. شرم در مباحث جرم شناسی دو کارکرد دارد؛ نخست تأثیر بدنام‌کننده که فرد مجرم با تحمّل مجازات، شرمسار شده و اعتبار اجتماعی خود را از دست‌داده و با بدنامی و تحقیر از جامعه طرد می‌شود. دوم، تأثیر تلفیق کننده و باز پذیرنده که شخص خطاکار در برابر کارهای ناشایست خود شرمسار شده و از طریق اجرای عدالت به‌دنبال جبران صدمات و خسارت ها بر می‌آید.[۶۱]
  7. شرم می‌تواند در سبک زندگی انسانی، به‌عنوان ابزار کنترل اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد؛ به‌شرطی که هنجارها در جامعه قداست داشته باشند و نیز درک جمعی نسبت به‌خطا بودن یک‌عمل وجود داشته باشد؛ به‌گونۀ که تمام عوامل اجتماعی شدن در یک جامعه، نسبت به خطا بودن یک‌عمل ناشایست همرأی باشند.[۶۲]
  8. شرم با توجه به‌زمان بروز آن در قبل یا بعد از عمل، دو أثر را می‌تواند بر جای بگذارد؛ نخست پیشگیری قبل از عمل که فرد شرم‌کننده به‌دلیل شرم نفسانی یا ایمانی، از ارتکاب رفتارهای شرم آور یا گناه خود‌داری می‌کند. دوم زمینه سازی برای اصلاح و ترمیم بعد از عمل که فرد شرم‌کننده، قبح رفتار ناشایست خود را درک کرده و در اثر شرم، زمینۀ توبه، اصلاح و ترمیم اعتبار صدمه دیدۀ او فراهم می‌شود.

نظر به‌تأثیر شرم در پیشگیری یا اصلاح رفتار انسان، ارزشمندی آن نیز با توجه به قبل یا بعد از عمل فرق می‌کند. به خلاف شرم قبل‌از عمل که یک‌ارزش اخلاقی پایدار و مورد ستایش خردمندان به‌شمار می‌آید؛ اما شرم بعد از عمل، یک‌حالت انفعالی بوده و آثار آن زمانمند است که به‌تدریج رفع می‌شود و ارزشمندی آن صرفا از آن جهت است که فرد گناهکار یا بزهکار، از عمل ناپسند خود پشیمان بوده و قابلیت اصلاح را دارد.[۶۳]

چگونگی أثرگذاری شرم در پیشگیری از رفتارهای ناشایست

گفته شده است که پیوستگی، درگیر بودن، تعهد و اعتقاد، چهار عاملی است که موجب منع افراد از ارتکاب جرم می‌شود. شرم در سبک زندگی انسانی، سبب می‌شود تا انسان برای حفظ اعتبار و و ابستگی‌های اجتماعی خود و نیز دادن پاسخ مثبت به‌توقعات دیگران، از انجام رفتارهای نا هنجار، ضد اجتماعی و شرم‌آور خودداری کند و بدینسان، شرم موجب تقویت هر چهار مانع ارتکاب رفتارهای ناشایست در زندگی گردیده و نقش مکمّل را در پیشگیری از ارتکاب خطا ایفا می کند.[۶۴]

آثار شرم منفی

شرم منفی به‌عنوان عارضۀ ناشی از ضعف نفسانی و خود کم‌بینی در سبک زندگی انسان،[۶۵] که با دو شاخصۀ ترک عمل نیک[۶۶] و افراط در شرم‌کردن[۶۷] شناخته می شود، آثار ناپسند برای انسان در پی دارد:

  1. کناره‌گیری و گریز از اجتماع.[۶۸]
  2. عوارض جسمی همچون بالا رفتن ضربان قلب، لرزش اندام یا به‌هم‌ریختگی و فراموشی اندوخته‌های ذهنی.[۶۹]
  3. گرفتار شدن در حلقۀ رفتارهای منفی.
  4. جلوگیری از رسیدن فرد به اهداف خود.[۷۰]
  5. محرومیت انسان[۷۱] از موضوعات مفید و ارزشمند همچون تحصیل دانش، کسب در آمد حلال، بخشش اندک، درخواست رحمت الهی، احترام گذاشتن به‌دیگران، گفتار و کردار حق.[۷۲]

شرم و کلمات هم‌معنا

شرم با واژه‌هایی همچون شرمنده، شرم زده، شرم زدگی، شرمندگی، شرم آلود، شرم آلودگی، شرمساری، شرمسار گشتن، شرم آور، شرمگین و شرمناک هم خانواده و هم معنا بوده و با واژه‌هایی همچون حیا، استحیا، خجالت، خجلت، خجل، عار و عفت، قرابت معنایی دارد.[۷۳]

شرم در اشعار فارسی

مفهوم شرم، شرمساری یا بی‌شرمی، در اشعار شاعران نیز بازتاب یافته است که به‌عنوان نمونه به چند مورد از آن‌ها اشاره می‌شود:

رودکی:

ماده گفتا هیچ‌شرمت نیست و یک

چون سبکساری نه بد دانی نه نیک

فردوسی:

نشسته سر افکنده بی‌گفتگوی

زشرم آستین را گرفته به‌روی

مولوی:

هرکه اول بنگرد پایان کار

اندر آخر او نگردد شرمسار

کار مردان روشنی و گرم ا‌است

کار دونان، حیله و بی‌شرمی است

فرخی:

نه شرم آنکه از اول به‌کف نیاید دوست

نه بیم آنکه به آخر تباه گردد کار

منوچهری:

شرم خدا آفرین بر دل او غالب است

شرم نکوخصلتی است در ملک محتشم

خاقانی:

آهنگ دستبوس تو دارم ولی زشرم

لرزان تنم، چو رایت خورشید وار تُست

خلقند شرمسار زفریاد من که من

فریاد می‌کنم که مرا شرمسار کرد

ناصر خسرو:

شرم از اثر عقل و اصل دین است

دین نیست تورا اگر تورا حیا نیست

نظامی:

زشرم چشم او در چشمۀ آب

همی‌لرزید چون در چشمه، مهتاب

قلب مشو، تا نشوی وقت کار

هم زخود و هم زخدا شرمسار

چه بی‌شرمی نمود آن ناخداترس

چو زن گفتی کجا شرم و کجا ترس

ز بی‌شرمی کسی کو شوخ دیده‌ست

چو نرگس با کلاه زر کشیده‌ست.

سعدی:

چنان شرم دار از خداوند خویش

که شرمت زبیگانگان است و خویش

برادر زکار بدان شرم‌دار

که در روی نیکان شوی شرمسار

میزنم لاف از رجولیت ز بی‌شرمی ولیک

نفس خود را کرده فاجر چون‌زن هندی منم .

شنیدم کان‌مخالف طبع بدخوی

به‌بی‌شرمی بگردانید ازو روی

حافظ:

حافظ خام‌طمع، شرمی از این‌قصه بدار

عملت چیست که مزدش دو جهان می‌خواهی

بود که لطف ازل رهنمون شود حافظ

وگرنه تا به‌ابد شرمسار خود باشیم.[۷۴]

پانویس

  1. صاحب‌بن عباد، المحیط فی‌اللغه، 1414ق، ج7، ص332.
  2. نساجی، «حیا، فضیلتی انسانی»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  3. دهخدا، لغت‌نامۀ دهخدا، 1377ش، ج9، ص14237؛ معین، فرهنگ فارسی یک‌جلدی، 1380ش، ص617؛ نساجی، «حیا، فضیلتی انسانی»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  4. سمیعیان و دیگران، «بررسی تأثیر دین‌داری بر تجریۀ احساس شرم و حیای شهروندان»، 1396ش، ش11، ص76.؛ حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص126.
  5. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص126.
  6. کوثری، «واژۀ استحیاء در قرآن»، و‌ب‌سایت راسخون.
  7. والازاده، دانشنامۀ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص6664.
  8. سوره بقره، آیۀ 26 ؛ سورۀ احزاب، آیۀ 53.
  9. سورۀ احزاب، آیۀ 53.
  10. سورۀ قصص، آیۀ 25.
  11. والازاده، دانشنامۀ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص6664.؛ کوثری، «واژۀ استحیا در قرآن»، وب‌سایت راسخون.
  12. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص221.
  13. دهخدا، بی‌شرمی، و‌ب‌سایت واژه‌یاب
  14. مصباح یزدی، سجاده‌های سلوک، 1390ش، ج1، ص100.
  15. مجلسی، بحارالانوار لجامعة درر أخبار الأئمة‌ألاطهار(ع)، 1404ق، ج1، ص107؛ کلینی، کافی، 1365ش، ج27، ص82.
  16. ابن‌منظور، لسان‌العرب، بی‌تا، ج3، ص429.
  17. تمیمی آمدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، 1366ش، ح 5423.
  18. تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و درر الکلم، 1366ش، ج2، ح5444.
  19. ميدلتون موز، روان‌شناسي شرم و گناه، ترجمه شهلا ارژنگ، 1373ش، ص28.
  20. مونتسکیو، روح‌القوانین، ترجمه علی‌اکبر مهتدی، 1339ش، ص440.
  21. مصباح یزدی، سجاده‌های سلوک، 1390ش، ج1، ص100.
  22. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص129-130.
  23. میر باقری، «شرم و حیا»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  24. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص132-133
  25. سمیعیان و دیگران، «بررسی تأثیر دین‌داری بر تجریۀ احساس شرم و حیای شهروندان»، 1396ش، ش11، ص76.
  26. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص31.
  27. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص59.
  28. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص42.
  29. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص51-56.
  30. خادم‌پیر، علی، «خاستگاه، عوامل و آثار شرم وحیا در نگاه قرآن و حدیث»، 1394ش، ش32، ص148-149.
  31. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص136-137.
  32. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص31.
  33. برگو، شرم‌کاوی، رها ساختن خود، یافتن شعف و ساخت احساس ارزشمندی اصیل، 1402ش، ص31-33.
  34. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص126.
  35. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص128-129.
  36. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص47-51 و191، 202، 208، 219-222، 225، 227-228؛ بانکی پورفرد، حیا، 1389ش، ص52-64.
  37. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص132-133.
  38. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص88-89.
  39. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص126.
  40. دهخدا، لغت‌نامۀ دهخدا، 1377ش، ج18، ص843؛ مصباح یزدی، «اخلاق وعرفان اسلامی؛ مفهوم حیاء و آثارمترتب برآن»، وب‌سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
  41. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص286-287.
  42. خادم‌پیر، علی، «خاستگاه، عوامل و آثار شرم وحیا در نگاه قرآن و حدیث»، 1394ش، ش32، ص148-149.
  43. بانکی پورفرد، حیا، 1389ش، ص14-15.
  44. بانکی پورفرد، حیا، 1389ش، ص11و14-15.
  45. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص87.
  46. بانکی پورفرد، حیا، 1389ش، ص14-15.
  47. سهراب‌زاده، مهران و دیگران، فرهنگ‌نامۀ آسیب‌های اجتماعی، 1389ش، ص235.
  48. جوکار، بهرام و کمالی، فاطمه، «بررسی رابطۀ معنویت واحساس شرم و گناه»، فرهنگ در دانشگاه اسلامی، 1394ش، ش14، ص5-6.
  49. کلینی، کافی، 1365ش، ج2، ص105
  50. کلینی، کافی، 1365ش، ج2، ص106؛ اکبری، «حیای مثبت و حیای منفی»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه؛ پسندیده، غنچه‌های شرم؛ نگاهی نو به‌مفهوم حیا، 1391ش، ص83-84.
  51. صدوق، الخصال، 1403ق، ج1، ص55.
  52. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص86.
  53. متقی‌هندی، کنزالعمّال فی سنن‌الاقوال و الافعال، 1397ق، ج16، ص204.
  54. پسندیده، غنچه‌های شرم، نگاهی نو به‌مفهوم حیا، 1391ش، ص84-86.
  55. پسندیده، غنچه‌های شرم؛ نگاهی نو به مفهوم حیا، 1391ش، ص83-86.
  56. «منظور از شرم و حیاء و کار کردهای آن»، وب‌سایت مرکز ملی پاسخگویی به‌سؤالات دینی.
  57. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص327-328.
  58. برگو، شرم‌کاوی، رها ساختن خود، یافتن شعف و ساخت احساس ارزشمندی اصیل، 1402ش، ص45-49.
  59. سهراب‌زاده، مهران و دیگران، فرهنگ‌نامۀ آسیب‌های اجتماعی، 1389ش، ص43.
  60. خادم‌پیر، علی، «خاستگاه، عوامل و آثار شرم وحیا در نگاه قران و حدیث»، 1394ش، ش32، ص148-149؛ «منظور از شرم و حیا وکارکردهای آن»، وب‌سایت مرکز ملی پاسخگویی به‌سؤالات دینی.
  61. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص131.
  62. سهراب‌زاده، مهران و دیگران، فرهنگ‌نامۀ آسیب‌های اجتماعی، 1389ش، ص234.
  63. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص130-131.
  64. حاجی ده آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص134.
  65. خادم‌پیر، علی، «خاستگاه، عوامل و آثار شرم وحیا در نگاه قرآن و حدیث»، 1394ش، ش32، ص146.
  66. خادم‌پیر، علی، «خاستگاه، عوامل و آثار شرم وحیا در نگاه قرآن و حدیث»، 1394ش، ش32، ص147
  67. مجلسی، بحار الأنوار الجامعة لدرر الأخبار الأئمة الاطهار،1404ق، ج90، ص372.
  68. سهراب‌زاده، مهران و دیگران، فرهنگ‌نامۀ آسیب‌های اجتماعی، 1389ش، ص43.
  69. خادم‌پیر، علی، «خاستگاه، عوامل و آثار شرم وحیا در نگاه قران و حدیث»، 1394ش، ش32، ص146.
  70. «منظور از شرم و حیا و کارکردهای آن»، وب‌سایت مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی.
  71. تمیمی‌آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، 1366ش، ح7678؛ پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص327.
  72. خادم‌پیر، علی، «خاستگاه، عوامل و آثار شرم وحیا در نگاه قرآن و حدیث»، 1394ش، ش32، ص147؛ پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص327-328.
  73. جلالی، فرهنگ پایه، 1354ش، ص793؛ دهخدا، لغت‌نامۀ دهخدا، 1377ش، ج2، ص14237-14242؛ عمید، فرهنگ فارسی عمید یک جلدی، 1380ش، ذیل واژۀ شرم؛ انصاف پور، فرهنگ فارسی، 1374ش، ص629.
  74. دهخدا، لغت‌نامۀ دهخدا، 1377ش، ج9، ص14237-14241. دهخدا، بی‌شرمی، و‌ب‌سایت واژه‌یاب.

منابع

  • قرآن مجید
  • ابن‌منظور، محمدبن مکرم، لسان‌العرب، تنظیم علی شیری، ج3، انتشارات دار احیاء‌التراث العربی، بی‌تا.
  • اکبری، محمود، «حیای مثبت و حیای منفی»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب:30 آبان 1396ش.
  • انصاف‌پور، غلام‌رضا، فرهنگ فارسی، تهران، زوار، چاپ دوم، 1374ش.
  • بانکی‌پور فرد، امیر حسین، حیا، اصفهان، انتشارات حدیث راه عشق، چاپ دهم، 1389ش.
  • برگو، جوزف، شرم‌کاوی، رها ساختن خود، یافتن شعف و ساخت احساس ارزشمندی اصیل، ترجمۀ حامد حکیمی، تهران، آبرنگ نوین، چاپ چهارم، 1402ش.
  • پسندیده، عباس، پژوهشی در فرهنگ حیا، قم، انتشارات دارالحدیث، چاپ پنجم، 1385ش.
  • پسندیده، عباس، غنچه‌های شرم؛ نگاهی نو به مفهوم حیا، قم، سازمان چاپ و نشر دار‌الحدیث، چاپ اول، 1391ش.
  • تمیمی آمدی، عبدالواحدبن محمد، تصنیف غررالحکم و درر الکلم، تصحیح مصطفی درایتی، ج2، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیۀ قم، 1366ش.
  • جلالی، تهمورس، فرهنگ پایه، تهران، کتابخانۀ ابن‌سینا، 1354ش.
  • جوکار، بهرام و کمالی، فاطمه، «بررسی رابطۀ معنویت و احساس شرم و گناه»، فرهنگ‌در دانشگاه اسلامی، شماره 14، سال پنجم، بهار 1394ش.
  • جين ميدلتون موز، روان‌شناسي شرم و گناه، ترجمه شهلا ارژنگ، تهران، نشر البرز، 1373ش.
  • حاجی ده‌آبادی، محمدعلی و کریمی، عبدالوهاب، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، فصلنامه پژوهش‌های اخلاقی، ش3، سال یازدهم، بهار 1400ش.
  • خادم‌پیر، علی، «خاستگاه، عوامل و آثار شرم وحیا در نگاه قران و حدیث»، فصلنامۀ بصیرت و تربیت اسلامی، شماره 32، بهار 1394ش
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامۀ دهخدا، زیر نظر دکتر محمد معین و دکتر سید جعفر شهیدی، ج9، تهران، مؤسسۀ لغت‌نامۀ دهخدا، چاپ دوم از دوره جدید، 1377ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت نامۀ دهخدا، و‌ب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: 14 بهمن 1404ش.
  • سمیعیان، محمد‌رضا، بهیان، شاپور و کیانور، مسعود، «بررسی تأثیر دین‌داری بر تجریۀ احساس شرم و حیای شهروندان»، فصلنامۀ پژوهش‌های جامعه‌شناسی معاصر، ش11، 1396ش
  • سهراب‌زاده، مهران و دیگران، فرهنگ‌نامۀ آسیب‌های اجتماعی، تهران، جامعه‌شناسان، 1389ش.
  • صاحب‌بن عباد، إسماعيل‌بن عباد‌بن‌العباس، أبوالقاسم الطالقاني، المشهور بالصاحب‌بن عباد، المحیط فی‌اللغه، ج7، بیروت، انتشارات عالم الکتب، 1414ق.
  • صدوق، محمد‌بن علی‌بن‌الحسین، الخصال، ج1، قم، انتشارات جامعۀ مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 1403ق.
  • عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید یک‌جلدی، تهران، امیر کبیر، 1380ش.
  • کلینی، محمدبن یعقوب، کافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری صفت، ج27، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، 1365ش.
  • کوثری، عباس، «واژۀ استحیا در قرآن»، وب‌سایت راسخون، تاریخ درج مطلب: 24 فروردین 1396ش.
  • متقی هندی، علی‌بن‌حسام، کنزالعمال فی سنن‌الاقوال و الافعال، تصحیح صفوه السقا، ج16، بیروت، مکتبة‌التراث الاسلامی، چاپ اول، 1397ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار‌الانوار لجامعة درر أخبار الأئمة ألاطهار(ع)، ج1، ج74 وج90، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404ق.
  • مصباح یزدی، محمد‌تقی «اخلاق وعرفان اسلامی؛ مفهوم حیاء و آثارمترتب برآن»، به نقل از مجلۀ معرفت، شماره 53، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب:28 آبان 1388ش.
  • مصباح یزدی، محمد‌تقی، سجاده‌های سلوک، تدوین و‌نگارش: کریم سبحانی، ج1، ص100، قم، انتشارات مؤسسه امام خمینی، 1390ش.  
  • معین، محمد، فرهنگ فارسی یک‌جلدی، تهران، سرایش، چاپ دوم، 1380ش.
  • «منظور از شرم و حیاء و کارکردهای آن»، وب‌سایت مرکز ملی پاسخگویی به‌سؤالات دینی، تاریخ درج مطلب: 30 مرداد 1403ش.
  • مونتسکیو، روح‌القوانین، ترجمه علی اکبر مهتدی، تهران، انتشارات اقبال، چاپ چهارم، 1339ش.
  • میر باقری، سید محسن، «شرم و حیا»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب:8 مهر 1397ش.
  • نساجی، زهرا، «حیا، فضیلتی انسانی»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب:8 آبان 1390ش.
  • والازاده، ابوالفضل، دانشنامۀ جهان اسلام، ج1، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، 1375ش.