واقعهٔ مسجد گوهرشاد؛ اعتراض مردم مشهد به قانون تغییر لباس دوره پهلوی در مسجد گوهرشاد.

واقعه مسجد گوهرشاد، تجمع اعتراضی مردم مشهد در مخالفت با قانون تغییر لباس و اجباری شدن کلاه شاپو بود که در تیر ۱۳۱۴ش، در دورۀ حکومت پهلوی اول رخ داد. این تجمع، واکنش به سیاست‌های رسمی حکومت در زمینۀ تغییر پوشش، به‌ویژه اجباری شدن استفاده از کلاه شاپو و نیز در اعتراض به حصر آیت‌الله سیدحسین قمی از مراجع تقلید وقت، صورت گرفت. حکومت که بر پیشبرد سیاست‌های تجددگرایانۀ خود اصرار داشت، در برابر خواسته‌های مردم کوتاه نیامد و با خشونت گسترده، شماری از معترضان را کشت تا از گسترش اعتراضات جلوگیری کند. بسیاری از بازماندگان این واقعه نیز بازداشت، محاکمه، حبس و تبعید شدند. این واقعه و پیامدهای سرکوبگرانۀ آن، به‌عنوان نقطه عطفی در تقابل دولت پهلوی اول با بخشی از جامعۀ مذهبی و سنتی ایران شناخته می‌شود و به افزایش شکاف و بی‌اعتمادی میان حکومت و بخشی از مردم انجامید.

زمینه‌های شکل‌گیری واقعه

پس از انقلاب مشروطه، گفتمان نوسازی و تجدد به یکی از محورهای اصلی سیاست‌گذاری در ایران تبدیل شد. در دورۀ رضاشاه، این روند عمدتاً با الگوبرداری از مدل‌های غربی و با رویکردی متمرکز و آمرانه دنبال شد. در حوزۀ فرهنگ عمومی، مهم‌ترین تجلی این سیاست‌ها، تصویب قانون متحدالشکل کردن لباس در سال ۱۳۰۷ش[۱] و سپس اجباری شدن استفاده از کلاه شاپو در سال ۱۳۱۴ش بود. این سیاست‌ها که تغییرات گسترده و اجباری در پوشش سنتی را هدف قرار داده بود،[۲] همراه با نشانه‌هایی از ترویج بی‌حجابی، نگرانی شدید اقشار مذهبی و به‌ویژه نهاد روحانیت را برانگیخت.[۳]

برخوردهای حکومت با علما و محدود کردن فضای اعتراض، تنش‌ها را افزایش داد. بازداشت و ضرب‌وشتم سیدحسام‌الدین فال‌اسیری در شیراز به‌دلیل اعتراض به یک مراسم،[۴] نمونه‌ای از این رویکرد بود. در مشهد، علما در پی یافتن راه‌حل مسالمت‌آمیز،[۵] سیدحسین قمی را به‌عنوان نماینده برای مذاکره با رضاشاه به تهران فرستادند. اما وی نه‌تنها به شاه دسترسی نیافت، بلکه در حبس خانگی قرار گرفت. این اقدام، آخرین راه‌حل مسالمت‌آمیز را مسدود کرد.[۶]

در ادامهٔ این روند، روحانیون مشهد، مردم را به اعتراض و تحصن در مسجد گوهرشاد فراخواندند.[۷] شیخ محمدتقی بهلول که با هدف حمایت از سیدحسین قمی به مشهد آمده بود، با ایراد سخنرانی‌های انتقادی، مردم را به حضور گسترده‌تر دعوت کرد.[۸] بهلول توسط مأموران در صحن حرم امام رضا بازداشت شد، اما با کمک مردم و نواب احتشام، از خادمان حرم امام رضا، آزاد شد.[۹] این واقعه به قرار گرفتن ناخواستهٔ بهلول در جایگاه یکی از چهره‌های محوری مخالفت‌ها انجامید[۱۰] و وی در هدایت اعتراض‌ها از همراهی خطبا و علمایی چون نواب احتشام رضوی، حسین مجتهد زنجانی و مهدی واعظ خراسانی برخوردار بود.[۱۱]

برخورد اولیهٔ حکومت با معترضان

با گسترش تحصن در مسجد گوهرشاد و افزایش شمار معترضان، نیروهای حکومتی برای کنترل و متفرق کردن تجمع وارد عمل شدند. در صبح روز جمعه ۲۰ تیر ۱۳۱۴ش، با مسدود شدن ورودی‌های مسجد و صحن‌های اطراف، درگیری‌هایی بین مردم و نظامیان آغاز شد. این درگیری‌ها با صدور دستور شلیک مستقیم[۱۲] توسط فرماندهان نظامی، به خشونت‌هایی خونین منجر شد.[۱۳]

با این حال، تردید برخی سربازان در تیراندازی در محدودۀ حرم امام رضا[۱۴] و نیز فشار جمعیت، موجب توقف موقت تیراندازی و باز شدن مسیرها شد که این خود به پیوستن افراد بیشتری به تحصن انجامید.[۱۵] بر اساس گزارش‌های موجود، در این برخورد اولیه، دست‌کم ۴۰ نفر از معترضان کشته شدند.[۱۶]

انتشار خبر کشته‌شدن مردم، سبب جریان گسترده‌تر جمعیت، از جمله زنان و مردانی که به‌صورت نوحه‌خوان و سینه‌زن به‌سمت مسجد گوهرشاد حرکت می‌کردند، شد.[۱۷] در این میان، علما و روحانیون حاضر در صحنه تلاش می‌کردند با آرام‌سازی فضا و جلوگیری از تشدید خشونت، از طریق ارسال تلگراف به رضاشاه، اقدامات نیروهای حکومتی را گزارش دهند و خواستار توقف خشونت شوند.[۱۸]

برقراری ارتباط با حکومت

پس از کشتار روز جمعه، خطرات ادامۀ تحصن برای رهبران آن و بی‌دفاع بودن مردم آشکار شد. این امر منجر به تلاش‌های فوری برای یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز شد. نواب احتشام رضوی با وساطت تولیت آستان قدس رضوی، با نمایندگان حکومت دیدار کرد و سپس نزد شیخ محمدتقی بهلول رفت و بر ضرورت پایان فوری تحصن تأکید کرد.[۱۹]

از سوی دیگر، هیئتی مختلط متشکل از علما شامل میرزا محمد کفائی خراسانی، فرزند آخوند خراسانی و مرتضی آشتیانی و مقامات حکومتی مشهد، با بهلول دیدار کردند. در این مذاکره، پیشنهاد عفو عمومی به شرط ترک تحصن از سوی حکومت مطرح شد. اما بهلول شرط اصلی متفرق شدن مردم را بازگشت آیت‌الله سیدحسین قمی از حبس خانگی به مشهد اعلام کرد. این شرط از سوی هیئت پذیرفته شد و توافق شد تا زمان بازگشت وی، تعرضی از هیچ طرف صورت نگیرد.[۲۰]

با وجود این توافق ظاهری، مقامات امنیتی و نظامی که از پیش، دستور مستقیم قلع‌وقمع متحصنان را از رضاشاه دریافت کرده بودند، از این فرصت مذاکره برای تکمیل آمادگی‌های نظامی خود استفاده کردند. آن‌ها در پشت صحنه، مقدمات اجرای حکم نهایی را فراهم می‌ساختند. همزمان، برخی از علما نیز از فرصت پیش‌آمده برای متقاعد کردن گروهی از تحصن‌کنندگان به ترک مسجد بهره می‌بردند. این اقدامات، در حالی صورت می‌گرفت که حکومت قصد خود برای پایان دادن خشونت‌بار به اعتراضات را تغییر نداده بود.[۲۱]

پایان خونین

در بامداد روز یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۱۴ش، نیروهای نظامی با شکستن درهای مسجد گوهرشاد، حملۀ نهایی خود را آغاز کردند. آن‌ها به‌سوی جمعیت آشفته و در حال فرار، تیراندازی مستقیم کردند. این یورش تا حدود ساعت پنج صبح ادامه یافت.[۲۲] در این آشوب، شیخ محمدتقی بهلول به همراه تعدادی از همراهان، مسجد را ترک کرد تا به نیروهای کمکی مردمی که به گفتۀ وی از مناطق اطراف به‌سوی مشهد در حرکت بودند، بپیوندد.[۲۳]

آمار کشته‌شدگان این واقعه در گزارش‌های مختلف، به‌دلیل تلاش حکومت برای پنهان‌کاری و آشفتگی صحنه، اختلاف فاحشی دارد و از حدود ۱۴ نفر در گزارش‌های رسمی دولتی تا ۳۰۰۰ نفر در روایت‌های مردمی و برخی منابع متأخر، متغیر است. منابع معاصرِ واقعه مانند خراسانی هروی، شمار مقتولان و مجروحان را حدود ۸۵۰ نفر ذکر کرده‌اند. وزیر مختار آمریکا در ایران نیز در گزارش خود، تعداد قربانیان را ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر و مجروحان را ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر برآورد کرده که از این تعداد، ۱۳ تن زائران افغانستانی بوده‌اند.

گزارش‌های میدانی از صحنه، وسعت فاجعه را نشان می‌دهد. یک تحصیل‌دار مالیاتی گزارش داده که ۵۶ کامیون حامل جنازه و مجروح را ثبت کرده است. شواهد از حمل فشردۀ اجساد با کامیون، دفن دسته‌جمعی در گودال‌های از پیش، آماده‌شده و حتی انتقال و دفن مجروحان زنده همراه با کشته‌ها حکایت دارد. این اقدامات نه‌تنها بیانگر خشونت شدید و گستردۀ نیروهای حکومتی است، بلکه نشان می‌دهد امکان ثبت رسمی و شمارش دقیق تلفات عمداً یا به‌دلیل عجله در پنهان‌کردن آثار جنایت، وجود نداشته است. این شیوه برخورد، عمق فاجعه و تلاش سیستماتیک حکومت برای محو فیزیکی شواهد آن را عیان می‌سازد.

آمار مقتولان در گزارش‌های مسئولان حکومتی، شاهدان عینی و منابع نزدیک به حادثه اختلاف چشمگیری دارد و از ۱۴ تا ۳۰۰۰ نفر ذکر شده است.[۲۴] خراسانی هروی، شمار مقتولان و مجروحان را حدود ۸۵۰ نفر ذکر کرده است.[۲۵] وزیر مختار آمریکا تعداد مجروحان را ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر و قربانیان را ۴۰۰ یا ۵۰۰ نفر دانسته که ۱۳ تن آنان زائران افغانستانی بوده‌اند.[۲۶] تحصیل‌دار مالیاتی نیز ثبت ۵۶ کامیون حامل جنازه و مجروح را گزارش کرده است.[۲۷] حمل فشردهٔ اجساد با کامیون‌ها[۲۸] دفن دسته‌جمعی در گودال‌ها[۲۹]و حتی انتقال و دفن مجروحان زنده همراه با کشته‌ها[۳۰] نشان می‌دهد که امکان ثبت رسمی و شمارش دقیق وجود نداشته است.[۳۱]

بازماندگان واقعه

پس از واقعه، نظمیه مشهد حدود ۱۷۰۲ نفر را بازداشت کرد. از میان آن‌ها، ۱۲ روحانی برجسته از جمله شیخ محمد آقازاده، شیخ مرتضی آشتیانی، سید یونس اردبیلی، شیخ آقابزرگ شاهرودی، سید علی‌اکبر خویی و نواب احتشام رضوی به تهران منتقل شدند و ۱۸ نفر دیگر به سمنان تبعید شدند.[۳۲] بهلول گنابادی که تحت تعقیب بود به افغانستان رفت.[۳۳]

دادگاه نظامی ۲۶ نفر از متهمان را مجرم شناخت و آنان را به اعدام، حبس ابد یا حبس یک‌ساله محکوم کرد.[۳۴] در بازبینی پرونده در ۲ خرداد ۱۳۱۵ش، سه سال حبس برای نواب احتشام رضوی، محمدحسین صبوری و حاج زین‌العابدین روشندل تعیین شد؛ در حالی که در ادعانامهٔ مدعی‌العموم برای آنان مجازات اعدام درخواست شده بود. ۱۳ نفر نیز به یک سال حبس محکوم و سایر متهمان تبرئه شدند.[۳۵]

بازتاب واقعه

خشونت اعمال‌شده در مکانی مقدس، جامعه را در بهت فرو برده بود؛ چنان‌که «هورنی بروک» فضای تهران را سنگین و آکنده از حس بلاتکلیفی توصیف کرده است.[۳۶]

بازتاب واقعه در مطبوعات نیز مطابق انتظار، در چارچوب سیاست سکوت، تحریف و هم‌سویی با خواست حکومت شکل گرفت. روزنامه‌ها که زیر نفوذ کامل حاکمیت عمل می‌کردند، یا اساساً از پرداختن به حادثه خودداری ورزیدند یا روایت رسمی دولت را بازتولید کردند. معدود گزارش‌های منتشرشده نیز در جهت توجیه عملکرد حکومت، کم‌اهمیت جلوه‌دادن واقعه، نسبت‌دادن آن به عناصر نامطلوب و بی‌اعتبارسازی معترضان صورت گرفت.[۳۷]

آثار و پیامدهای واقعه

قیام مسجد گوهرشاد، که با سرکوب خونین و تبعید روحانیت مشهد پایان یافت، اوج واکنش مردم و علما به سیاست‌های ضد دینی رضاشاه بود. این واقعه علاوه بر ایجاد فاصله میان مردم و حکومت پهلوی،[۳۸] حکومت را به بی‌پروایی واداشت و زمینه اجرای کشف حجاب، را فراهم کرد؛ چنان‌که رضاشاه در گفت‌وگو با وزیر وقت معارف، وقایع مشهد را دلیل اجرای بی‌درنگ برنامه رسمی کشف حجاب دانست.[۳۹]

به دنبال کشتار گسترده و انزجار افکار عمومی داخلی و بین‌المللی، رضاشاه تلاش کرد با معرفی مقصران خود را از فاجعه مبری کند.[۴۰] او در مجلس مقامات حکومتی مشهد را به بی‌کفایتی متهم کرد،[۴۱] تغییرات مدیریتی گسترده‌ای در حکومت محلی اعمال نمود و محمدولی‌خان اسدی، نایب‌التولیهٔ آستان و داماد محمدعلی فروغی را به‌عنوان عامل اصلی واقعه اعدام کرد.[۴۲] پس از این اعدام، فروغی، نخست‌وزیر وقت، استعفا داد و محمود جم مأمور تشکیل کابینه شد.[۴۳]

پانویس

  1. . « قانون متحدالشکل نمودن البسه اتباع ایران در داخله مملکت»، وب‌سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.
  2. . هدایت، خاطرات و خطرات، 1385ش، ص405، 407-408.
  3. . هدایت، خاطرات و خطرات، 1385ش، ص407؛ واحد، قیام گوهر شاد، 1366ش، ص42.
  4. . کوهستانی‌نژاد، واقعهٔ خراسان، 1375ش، ص3-4.
  5. . «جنایات رضاشاه در مسجد گوهرشاد، 20 و 21 تیرماه 1314»، وب‌سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی
  6. . صلاح، کشف حجاب (زمینه‌ها، واکنش‌ها و پیامدها)، 1384ش، ص186.
  7. . واحد، قیام گوهر شاد، 1366ش، ص52 -53.
  8. . خراسانی هروی، حدیقة الرضویة، 1326ش، بخش دوم، ص260-262.
  9. . کوهستانی‌نژاد، واقعهٔ خراسان، 1375ش، ص33-34.
  10. . قاسم پور، قیام مسجد گوهرشاد به روایت اسناد، 1386ش، ص166.
  11. . کوهستانی‌نژاد، واقعهٔ خراسان، 1375ش، ص35.
  12. . مجد، رضاشاه و بریتانیا بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا، 1389ش. ص186.
  13. . کوهستانی‌نژاد، واقعهٔ خراسان، 1375ش، ص108 و 109.
  14. . مجد، رضاشاه و بریتانیا بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا، 1389ش. ص186 و 188؛ کوهستانی‌نژاد، واقعهٔ خراسان، 1375ش، ص.83
  15. . بهلول، خاطرات سیاسی بهلول با نگاهی به قیام مسجد گوهرشاد، 1385ش، ص60.
  16. . خراسانی هروی، حدیقة الرضویة، 1326ش، بخش دوم، ص265 و 270.
  17. . خراسانی هروی، حدیقة الرضویة، 1326ش، بخش دوم، ص271-272 و 277.
  18. . کوهستانی نژاد، واقعه خراسان، 1375ش، ص78.
  19. . کوهستانی‌نژاد، واقعه خراسان، 1375ش، ص72.
  20. . بهلول، خاطرات سیاسی بهلول با نگاهی به قیام مسجد گوهرشاد، 1385ش، ص65-66.
  21. . قاسم‌پور، قیام مسجد گوهرشاد به روایت اسناد، 1386ش، ص64.
  22. . روحبخش، رحیم، «قیام گوهرشاد»، نشریۀ زمانه، 1387، شماره 75 و 76، پورتال جامع علوم انسانی؛ قاسم‌پور، قیام مسجد گوهرشاد به روایت اسناد، 1386ش، ص72 و 73.
  23. . بهلول، خاطرات سیاسی بهلول با نگاهی به قیام مسجد گوهرشاد، 1385ش، ص79.
  24. . شوشتری، خاطرات سیاسی، 1379ش، ص82؛ واحد، قیام گوهرشاد، 1366ش، ص238.
  25. . هروی خراسانی، حدیقه‌الرضویه، 1326ش، ص274.
  26. . مجد، رضاشاه و بریتانیا بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا، 1389ش، ص187- 188.
  27. . شوشتری، خاطرات سیاسی، 1379ش، ص83.
  28. . شوشتری، خاطرات سیاسی، 1379ش، ص82 و 83.
  29. . واحد، قیام گوهرشاد، 1366ش، ص238.
  30. . واحد، قیام گوهرشاد، 1366ش، ص214 و 310.
  31. . «جنایات رضاشاه در مسجد گوهرشاد، 20 و 21 تیرماه 1314»، وب‌سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی
  32. . «جنایات رضاشاه در مسجد گوهرشاد، 20 و 21 تیرماه 1314»، وب‌سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی
  33. . قاسم‌پور، قیام مسجد گوهرشاد به روایت اسناد، 1386ش، ص89، 199 و 111.
  34. . قاسم‌پور، قیام مسجد گوهرشاد به روایت اسناد، 1386ش، ص112-113.
  35. . قاسم‌پور، قیام مسجد گوهرشاد به روایت اسناد، 1386ش، ص97 و 117-118.
  36. . مجد، رضاشاه و بریتانیا بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا، 1389ش. ص182.
  37. . بیات، «پیش و پس از واقعه مسجد گوهرشاد به روایت مطبوعات آن روزگار»، وب سایت شهرآرا نیوز ؛ واحد، قیام گوهرشاد، 1366ش، ص61 و 78.
  38. . مجد، رضاشاه و بریتانیا بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا، 1389ش. ص189.
  39. . «جنایات رضاشاه در مسجد گوهرشاد، 20 و 21 تیرماه 1314»، وب‌سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی
  40. . شوشتری، خاطرات سیاسی، 1379ش، ص198.
  41. . مجد، رضاشاه و بریتانیا، بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا، 1389ش، ص189-190.
  42. . هدایت، خاطرات و خطرات، 1385ش، ص408؛ فروغی، خاطرات، 1383ش، ص26.
  43. . جنایات رضاشاه در مسجد گوهرشاد، 20 و 21 تیرماه 1314، وب‌سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی

منابع

  • بهلول، محمدتقی، خاطرات سیاسی بهلول با نگاهی به قیام مسجد گوهرشاد، قم، حضور، ۱۳۸۵ش.
  • بیات، زهرا، «پیش و پس از واقعه مسجد گوهرشاد به روایت مطبوعات آن روزگار»، وب سایت شهرآرا نیور، تاریخ درج: ۲۱ تیر ۱۴۰۱ش.
  • «جنایات رضاشاه در مسجد گوهرشاد، ۲۰ و ۲۱ تیرماه ۱۳۱۴»، وب سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی، تاریخ درج: ۲۱ تیر ۱۴۰۴ش.
  • خراسانی هروی، محمد حسن، حدیقة الرضویة، مشهد، مولّف، ۱۳۲۶ش.
  • روحبخش، رحیم، قیام گوهرشاد، نشریهٔ زمانه، شماره ۷۵ و ۷۶، ۱۳۸۷ش.
  • شوشتری، سید محمدعلی، خاطرات سیاسی، تهران، کویر، ۱۳۷۹ش.
  • صلاح، مهدی، کشف حجاب (زمینه‌ها، واکنش‌ها و پیامدها)، تهران، مؤسسهٔ مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ۱۳۸۴ش.
  • فروغی، محمود، خاطرات، به کوشش حبیب لاجوردی، کتاب نادر، تهران، ۱۳۸۳ش.
  • قاسم پور، داود، قیام مسجد گوهرشاد به روایت اسناد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۶ش.
  • «قانون متحدالشکل نمودن البسه اتباع ایران در داخلهٔ مملکت»، مرکز بررسی اسناد تاریخی، تاریخ بازدید: ۱۴ دی ۱۴۰۴ش.
  • کوهستانی‌نژاد، مسعود، واقعهٔ خراسان، تهران، حوزهٔ هنری سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۵ش.
  • مجد، محمدقلی، رضاشاه و بریتانیا بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا، ترجمه مصطفی امیری، تهران، مؤسسهٔ مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ۱۳۸۹ش.
  • واحد، سینا، قیام گوهرشاد، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۶ش.
  • هدایت، مهدی‌قلی، خاطرات و خطرات، تهران، زوار، ۱۳۸۵ش.