پرش به محتوا

فخرعظمی ارغون

از ایران‌پدیا

فخرعظمی ارغون؛ شاعر، روزنامه‌نگار و پیشرو در حقوق زنان و مادر شاعر معروف معاصر ایران، سیمین بهبهانی.[دیدگاه ۱]

فخرعظمی ارغون از شاعران، نویسندگان و پیشگامان فعال حقوق زنان، در ایرانِ دورهٔ قاجار و اوایل پهلوی بود. در اشعار او مضامینی چون وطن‌دوستی، آزادی‌خواهی، آگاهی اجتماعی، جایگاه و حقوق زنان و نقش آموزش در پیشرفت جامعه، پررنگ است. وی همچنین زبانی روشن و انتقادی داشت و شعر را ابزاری برای بیدارسازی اجتماعی می‌دانست. فخرعظمی در کنار فعالیت‌های ادبی، حضوری جدی در عرصهٔ اجتماع داشت و با اشتغال در وزارت فرهنگ و معارف، تلاش برای گسترش آموزش زنان و دعوت آنان به مشارکت فرهنگی، نقشی مهم در تقویت حضور زنان در نهادهای رسمی و فرهنگی ایفا کرد. فخرعظمی ارغون، مادرِ سیمین بهبهانی، شاعر برجستهٔ معاصر ایرانی نیز است.

تولد و خانواده

فخرعظمی ارغون یا فخرعادل خلعت‌بری، در سال ۱۲۷۷ش در تهران و در خانواده‌ای وابسته به طبقه صاحب‌منصب و درباری به دنیا آمد. پدرش مرتضی‌قلی‌خان ارغون، ملقب به مکرم‌السلطان، از افسران بلندپایهٔ قاجاری و وابسته به خاندان خلعتبری بود. مادرش قمرخانم، معروف به عظمت‌السلطنه، از خاندان‌های صاحب‌نفوذ قاجاری و نوادهٔ امیرتومان و امین‌الملک و از تبار امیرهدایت‌الله خان فومنی، حاکم نامدار گیلان، بود. پدر و مادر فخرعظمی به چند زبان از جمله عربی، ترکی، انگلیسی و فرانسه تسلط داشتند.[۱]

تحصیلات

قمرخانم، مادر فخرعظمی، همچون همسرش مرتضی‌قلی‌خان، به آموزش و سوادآموزی اعتقاد راسخ داشت و بر این باور بود که دخترش نیز، همانند دو پسر خانواده، باید از آموزش کامل برخوردار باشد. ازاین‌رو، برای فخرعظمی و دو برادرش معلمان سرخانهٔ ایرانی و فرانسوی استخدام کردند. کودکان این خانواده به‌طور هم‌زمان به فراگیری دیوان‌ها و متون کهن ایرانی، زبان عربی، فقه و اصول، زبان فرانسه و علوم جدید پرداختند.[۲]

فخرعظمی تحصیلات مقدماتی خود را در مکتب سرخانه و در کنار برادران و فرزندان دیگر بستگان آغاز کرد. او ادبیات فارسی، فقه، اصول، قرآن و زبان عربی را نزد آقا شیخ کاظم یزدی فراگرفت و علوم جدید از جمله فیزیک، شیمی، ریاضیات، هیئت و اندکی نجوم را از میرزاطالب‌خان بحرالعلوم آموخت. زبان فرانسه را نیز نزد معلمی سوئیسی به نام مادام مرون، از مهاجرانی که سال‌ها همراه همسرش در خانهٔ پدری فخرعظمی زندگی می‌کردند، فراگرفت. پس از آن، وارد مدرسهٔ ژاندارک شد و توانست در مدت‌زمانی کوتاه دیپلم فرانسهٔ این مدرسه را دریافت کند.[۳] افزون بر این، فخرعظمی آموزش موسیقی سنتی ایرانی را نیز نزد بانویی کلیمی به نام خانم جان مشاق، دنبال کرد.[۴]

ازدواج‌ها

ازدواج اول

فخرعظمی در سال ۱۳۰۳ش با عباس خلیلی، مدیر روزنامه اقدام، ازدواج کرد.[۵] آشنایی آن دو از جایی آغاز شد که فخرعظمی غزلی انقلابی برای چاپ به روزنامه فرستاد. حاصل این ازدواج دختری به نام سیمین (سیمین بهبهانی) بود که بعدها از برجسته‌ترین شاعران معاصر شد. این ازدواج در حدود سال ۱۳۱۰ش به جدایی انجامید و فخرعظمی پس از آن زندگی مستقل‌تری را در عرصهٔ کار و فعالیت اجتماعی دنبال کرد.[۶]

ازدواج دوم

بعد از مدتی، فخرعظمی ارغون با عادل خلعتبری، مدیر روزنامه آینده ایران، ازدواج کرد و به خواست همسرش نام خود را به فخر عادل، تغییر داد.[۷] او از این ازدواج صاحب سه فرزند به نام‌های عادل‌نژاد (غوغا)، عادل‌دخت (ترانه) و عادلفر (سهراب) شد.[۸]

اندیشه‌ها[دیدگاه ۲]

فخرعظمی زنی متجدد و در عین حال پایبند به بخش‌هایی از سنت و مذهب بود و نسبت به دین، رویکردی عقل‌گرایانه و انتقادی داشت. او از مذهب آنچه را مطابق عقل و منطق می‌یافت، می‌پذیرفت و بخش‌هایی را که حاصل تفسیرهای نادرست و دخالت‌های جاهلانه می‌دانست، نقد می‌کرد. در نگاه او، تجدد به‌معنای گسست کامل از سنت نبود، بلکه به‌معنای پالایش سنت و همساز کردن آن با حقوق زنان، آموزش عمومی و عدالت اجتماعی بود.[۹]

مضمون اشعار فخرعظمی بیشتر اجتماعی، میهنی، عدالت‌خواهانه و در پیوند با نابسامانی‌های زمانه، استبداد، اشغال بیگانگان و محرومیت فرودستان است. همچنین شعر او از نظر زبانی ساده، روان و نزدیک به زبان محاوره است و از تعقید و تکلّف لفظی و معنوی به‌دور توصیف شده است.[۱۰] او در بسیاری از اشعار، زنان را به سوادآموزی، حضور اجتماعی و مطالبهٔ حق فرامی‌خوانَد و جمال زن را در خرد، آگاهی و مشارکت فعال اجتماعی می‌بیند، نه در ظاهر و آرایش.[۱۱]

فعالیت‌ها

حوزه‌های فعالیت فخرعظمی ارغون را می‌توان در چند زمینهٔ اصلی دسته‌بندی کرد؛ از جمله شعر و ادب، فعالیت‌های مطبوعاتی و روزنامه‌نگاری، کنش‌گری در جنبش زنان، فعالیت‌های آموزشی و مشارکت در محافل فرهنگی و جریان‌های حزبی.[۱۲][دیدگاه ۳]

روزنامه‌نگاری و مطبوعات

  • همکاری با روزنامهٔ اقدام و سپس آینده ایران و نوشتن مقالات و اشعار با نام فخرعظمی و بعد فخر عادل.[۱۳]
  • سردبیری روزنامه آینده ایران از حدود سال ۱۳۱۱ش و نقش فعال در خط‌مشی فرهنگی و اجتماعی آن.[۱۴]
  • انتشار و مدیریت مجلهٔ بانوان یا نامهٔ بانوان در سال ۱۳۱۴ش، با تمرکز بر مسائل زنان، خانواده و مسائل فرهنگی روز آنها.[۱۵]

شعر و ادبیات

  • سرودن غزل‌های اجتماعی، میهنی و زن‌محور و انتشار آن‌ها در مطبوعات عصر مشروطه. او معمولاً با تخلّص «فخری» شعر می‌گفت.[۱۶]
  • حضور در انجمن‌های ادبی و محافل شعرخوانی، از جمله انجمن ادبی دانشوران که در شب‌های جمعه، با حضور ادیبان و شاعران برجسته‌ای چون سعید نفیسی، ملک‌الشعرای بهار، رشید یاسمی، شهریار با همراهی همسرش، عادل خلعتبری، برپا می‌شد.[۱۷]

آموزش و تدریس

  • تدریس زبان فرانسه در دبیرستان‌های دخترانه ناموس و دارالمعلمات و نیز مدرسه نوباوگان.[۱۸]
  • آموزش زبان عربی برای مدتی در دبیرستان پسرانه پهلوی پس از کناره‌گیری از شغل دولتی.
  • همراه‌کردن تدریس زبان با ترویج تحصیل دختران و حمایت از گسترش مدارس دخترانه.[۱۹]
  • در دوره‌ای که حضور زنان در مناصب دولتی امری رایج نبود، او به‌عنوان نخستین زن شاغل، در سال ۱۳۱۶ خورشیدی با عنوان معاون تعلیمات نسوان به استخدام وزارت فرهنگ و معارف وقت درآمد و طی یک سال فعالیت خود، گروهی از زنان را برای همکاری در این حوزه دعوت و جذب کرد.[۲۰]
  • فخری، سال‌ها مدیریت مدرسهٔ زنان بزرگسال را بر عهده داشت و با وجود زیان مالی، از سر عشق به آموزش، آن را تعطیل نکرد و حتی با فروش دارایی‌های شخصی، هزینه‌هایش را تأمین می‌کرد. او با برگزاری کلاس‌های حقوقی و انجمن‌های ادبی، زنان را با حقوق خود آشنا می‌ساخت و آنان را به آگاهی، نقد و مشارکت فرهنگی تشویق می‌کرد.[۲۱]

کنش‌گری زنان و انجمن‌ها

  • از بنیان‌گذاران هستهٔ مرکزی جمعیت/انجمن نسوان وطن‌خواه، از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۰۸ش، همراه با چهره‌هایی چون نورالهدی منگنه، محترم و ملوک اسکندری و فخرآفاق پارسا.
  • مشارکت در برنامه‌های این جمعیت مانند سوادآموزی زنان، آموزش مهارت‌های خانگی و هنری مانند نقاشی، گلدوزی، آشپزی، خیاطی، کمک به زنان بی‌سرپرست، تهیهٔ جهیزیه برای دختران نیازمند و اعطای وام به مستمندان.[۲۲]
  • عضویت فعال در کانون بانوان در سال ۱۳۰۸ش در دورهٔ رضاشاه پس از بسته‌شدن جمعیت نسوان وطن‌خواه در کنار زنان تحصیل‌کرده‌ای چون صدیقه دولت‌آبادی، هاجر تربیت، فخرآفاق پارسا، فاطمه سیاح، مهکامه محصص، بدرالملوک بامداد و تنی چند از بانوان آزاداندیش.[۲۳]

فعالیت‌های فرهنگی، حزبی و اجتماعی

  • عضویت در حزب دموکرات ایران پس از شهریور ۱۳۲۰ش و مشارکت در انتشار نشریه آزادی خلق.
  • ادامه فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی حتی در سال‌های اقامت خارج از کشور و پس از بازنشستگی.[۲۴]

آثار

آثار فخرعظمی را می‌توان در سه حوزهٔ شعر، ترجمه و نوشته‌های مطبوعاتی و داستانی، دسته‌بندی کرد:

آثار شعری

از فخرعظمی حدود ۱۵۰ قطعه شعر در قالب‌های گوناگون، از جمله غزل، رباعی، قصیده و ترجیع‌بند باقی مانده است. این شعرها غالباً در جراید و مجلات دورهٔ مشروطه و پهلوی اول منتشر شده‌اند و در یک دیوان مستقل به‌طور کامل گرد نیامده‌اند. مضامین اصلی اشعار او میهن‌دوستی، آزادی‌خواهی، نقد استبداد و فساد، حمایت از کارگران و فرودستان و دفاع از حقوق و آموزش زنان است. از شعرهای مشهور او می‌توان به قطعاتی مانند مهر میهن، درد وطن و پاینده باد ایران، اشاره کرد. نمونه‌هایی از اشعار او با تخلّص فخری در مجموعه‌هایی مانند با مادرم همراه، (کتاب زندگی‌نامه سیمین بهبهانی) و نیز در تذکره‌ها و تارنماهای ادبی و آرشیوهای متن‌باز درج شده است.[۲۵]

ترجمه‌ها

فخرعظمی علاوه بر سرودن شعر، به ترجمهٔ ادبی نیز پرداخته است. او شماری از اشعار و متون شاعر و نویسندهٔ انگلیسی، الا ویلکاکس و نیز آلفرد دووینیی، شاعر فرانسوی، را به فارسی برگردانده است.[۲۶]

نوشته‌های مطبوعاتی و داستانی[دیدگاه ۴]

بخش مهمی از آثار فخرعظمی، مقالات و نوشته‌های او در روزنامه‌ها و مجلات است. او در مقام سردبیر و نویسنده در روزنامه آینده ایران و نشریاتی مانند بانوان و آزادی خلق، مطالب فراوانی در حوزهٔ مسائل زنان، آموزش، خانواده، انتقاد اجتماعی و سیاست روز نوشت که بیشتر به‌صورت پراکنده در آرشیو مطبوعات به‌جا مانده است. در کنار این مقالات، داستان‌هایی نیز از او ثبت شده که در آن‌ها به سختی‌های زندگی دختران و زنان، از جمله موضوع ازدواج اجباری، پرداخته و تجربهٔ زنانه را از زاویه‌ای انتقادی و اجتماعی روایت کرده است.[۲۷]

سال‌های پایانی و درگذشت

فخرعظمی ارغون در سال ۱۳۳۷ش، پس از بازنشستگی، به‌منظور دیدار دو پسرش، عادل‌نژاد و عادل‌فر، راهی آمریکا شد و سرانجام در ۲۸ اسفند ۱۳۴۴ش، در شهر واشینگتن چشم از جهان فروبست. بنا بر وصیت خودش، پیکرش پس از مرگ به ایران منتقل شد و در گورستان ابن‌بابویه، کنار پدر و مادرش، به خاک سپرده شد. بر سنگ مزار او این جمله نقش بسته است: «فخرعظمی ارغون، مدافع حقوق زنان».[۲۸]

نمونه‌ای از اشعار فخرعظمی ارغون

شعر جمالِ زنِ فخر ارغون، با نگاهی آگاهانه و اجتماعی، زیبایی زن را فراتر از ظاهر دانسته و آن را در خرد، شخصیت، آگاهی و نقش سازندهٔ او در جامعه معنا می‌کند:[۲۹]

جمال زن نه همین زلف پرشکن باشد
نه عارض چو گل و غنچه دهن باشد
نه ژوپ اطلس و نه جامه کرپ ژرژت
نه کفش برقی و نه چین پیرهن باشد
جمال زن به حقیقت کمال و عفت اوست
چنین زنی همه جا شمع انجمن باشد
صبا ز قول من این نکته را بپرس از مرد
چرا «ضعیفه» درین ملک نام من باشد
اگر ضعیفه منم، از چه رو به عهده من
وظیفه پرورشِ مرد پیلتن باشد
بکوش‌ای زن و بر تن ز علم جامه بپوش
خوش آن زمان که چنین جامه‌ات به تن باشد
به چشم «فخری» دانش ز بَس که شیرین است
همیشه در طلبش همچو کوهکن باشد.

غزل فخری که در روزنامهٔ اقدام منتشر و سرآغاز آشنایی او با عباس خلیلی شد، شعری انقلابی و جسورانه است که با لحنی صریح به اعتراض اجتماعی می‌پردازد و روحیهٔ آزادی‌خواهی و مبارزه با استبداد را بازتاب می‌دهد:

ملک را از خون خائن لاله‌گون باید نمود
جاری از هر سوی کشور جوی خون باید نمود
حشمت و فر کیان گر بایدت، چون کاوه، پاک
ملک جم را فارغ از ضحاک دون باید نمود
هر بنایی را که شد با ظلم ظالم استوار
عدل گوید کان بنا را واژگون باید نمود
اشرف و والا شدن از دزدی و غارت چه سود
این چنین والا و اشرف را زبون باید نمود
دزدهای اجتماعی هرچه هست از شیخ و شاب
جسم‌شان بر دار عبرت واژگون باید نمود
هر وکیلی را که شد با زور و با زر انتخاب
پیکرش پر خون ز تیغ آبگون باید نمود
جستن راه سعادت جز به خون دیوانگی ست
گشت باید عاقل و ترک جنون باید نمود
محو باید کرد قومی را که فاسد گشت خون
خون فاسد گشته را از تن برون باید نمود
تا به کی نسوان اسیر جهل و در غفلت رجال
دفع این نابخردان بی‌چند و چون باید نمود
فخریا! اصلاح این ویرانه را جز خون مدان
بر پلیدی‌ها روان سیلاب خون باید نمود


پانویس

  1. بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، ۱۳۴۷ش، ص۳۷.
  2. پیرنیا، سالار زنان ایران، 1374ش، ص65.
  3. مشیرسلیمی، زنان سخنور، تهران، 1335ش، ص33.
  4. «فخرعظمی»، وب‌سایت ادبیات اجتماعی ایران.
  5. «ازدواج میرزا عباس خلیلی با فخرعظمی ارغون»، پایگاه جامع تاریخ.
  6. «فخرعظمی ارغون، فخر عادل خلعتبری–یکی از نخستین بانوان روزنامه‌نگار ایرانی و مادر سیمین بهبهانی»، وب‌سایت کاربانو.
  7. بهبهانی، با مادرم همراه: زندگی‌نامه خودنوشت، 1390ش، ص214.
  8. «فخرعظمی ارغون، فخر عادل خلعتبری–یکی از نخستین بانوان روزنامه‌نگار ایرانی و مادر سیمین بهبهانی»، وب‌سایت کاربانو.
  9. بهبهانی، با مادرم همراه: زندگی‌نامه خودنوشت، 1390ش، ص411.
  10. سنجابی، «ارغون»، وب‌سایت دانشنامه تهران بزرگ.
  11. «شعر ماه: جمال زن-فخرعظمی ارغوان»، وبلاگ مجله باغ بالا.
  12. «فخر عظمی ارغون؛ پیشگام جنبش زنان»، دقیقه 10-15، وب‌سایت آپارات.
  13. پروین، «فخر عظمی ارغون»، 1393ش، ص140.
  14. پروین، «فخر عظمی ارغون»، 1393ش، ص140.
  15. پروین، «فخر عظمی ارغون»، 1393ش، ص143.
  16. پروین، «فخر عظمی ارغون»، 1393ش، ص139.
  17. سنجابی، «ارغون»، وب‌سایت دانشنامه تهران بزرگ.
  18. «زندگی‌نامه سیمین بهبهانی از زن تا کولی+عکس و اشعار»، خبرگزاری ایمنا.
  19. بهبهانی، با مادرم همراه: زندگی‌نامه خودنوشت، 1390ش، ص208.
  20. بهبهانی، با مادرم همراه: زندگی‌نامه خودنوشت، 1390ش، ص208.
  21. حجازی، تذکرهٔ اندرونی، 1382ش، ص152.
  22. شیخ‌الاسلامی، زنان روزنامه‌نگار و اندیشمند ایران، 1351ش، ص145-146.
  23. بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، ۱۳۴۷ش، ص38.
  24. «فخرعظمی ارغون، فخر عادل خلعتبری–یکی از نخستین بانوان روزنامه‌نگار ایرانی و مادر سیمین بهبهانی»، وب‌سایت کاربانو.
  25. سنجابی، «ارغون»، وب‌سایت دانشنامه تهران بزرگ.
  26. مشیرسلیمی، زنان سخنور، تهران، 1335ش، ص35-38.
  27. «فخرعظمی ارغون، فخر عادل خلعتبری–یکی از نخستین بانوان روزنامه‌نگار ایرانی و مادر سیمین بهبهانی»، وب‌سایت کاربانو.
  28. سنجابی، «ارغون»، وب‌سایت دانشنامه تهران بزرگ.
  29. «فخرعظمی ارغون، فخر عادل خلعتبری–یکی از نخستین بانوان روزنامه‌نگار ایرانی و مادر سیمین بهبهانی»، وب‌سایت کاربانو.

دیدگاه‌های ارزیابان

  1. اطلاعات فهرست منابع نیاز به بروزرسانی دارد.
  2. انتقاداتی به اندیشه های او مطرح نشده است؟ اندیشه اول او هرچند در حد یک بند قابل نقد است. در منابع اگر مطلبی وجود دارد لطفا اضافه شود.
  3. تا اینجا مطالب به سبک دانشنامه و دیگر مقالات این تیپ است اما ادامه که لیست ریز و جزئی فعالیت ها آمده است؛ کمی شبیه به رزومه و بیوگرافی شده است. به نظر شما به این سبک بهتر نیست: فعالیت‌های فخرعظمی ارغون حوزه‌های متنوعی از شعر و ادب، روزنامه‌نگاری، آموزش و کنش‌گری زنان را دربر می‌گیرد. او با همکاری و مدیریت نشریاتی چون آینده ایران و بانوان در شکل‌دهی به گفتمان فرهنگی و اجتماعی عصر خود نقش داشت و هم‌زمان، اشعار اجتماعی و زن‌محور او در مطبوعات دورهٔ مشروطه منتشر می‌شد. ارغون در کنار فعالیت‌های مطبوعاتی، به تدریس زبان و ترویج آموزش دختران پرداخت و در نهادهای آموزشی و فرهنگی مرتبط با زنان حضور فعال داشت. مشارکت در انجمن‌ها و تشکل‌های زنان و نیز فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی در سال‌های بعد، بخش دیگری از کارنامهٔ او را تشکیل می‌دهد. (این متن کاملا پیشنهادی است و میتوانید اصلاح کنید.)
  4. مقداری با بخش فعالیت ها تداخل و تکرار دارد

منابع

  • «ازدواج میرزا عباس خلیلی با فخرعظمی ارغون»، پایگاه جامع تاریخ، تاریخ بازدید: ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ش.
  • بامداد، بدرالملوک، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، تهران، ابن‌سینا، ۱۳۴۷ش.
  • بهبهانی، سیمین، با مادرم همراه: زندگی‌نامهٔ خودنوشت، تهران، سخن، ۱۳۹۰ش.
  • پیرنیا، منصوره، سالار زنان ایران، مریلند، مهر ایران، ۱۳۷۴ش.
  • حجازی، بنفشه، تذکرهٔ اندرونی، تهران، قصیده‌سرا، ۱۳۸۲ش.
  • «زندگی‌نامه سیمین بهبهانی از زن تا کولی+عکس و اشعار»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: ۲۸ تیر ۱۳۹۹ش.
  • سنجابی، پریسا، «ارغون»، وب‌سایت دانشنامه تهران بزرگ، تاریخ به‌روزرسانی: ۱۵ دی ۱۴۰۲ش.
  • «شعر ماه: جمال زن-فخرعظمی ارغوان»، وبلاگ مجله باغ بالا، تاریخ درج مطلب: ۳ اسفند ۱۴۰۰ش.
  • شیخ‌الاسلامی، پری، زنان روزنامه‌نگار و اندیشمند ایران، تهران، مؤلف، ۱۳۵۱ش.
  • «فخرعظمی»، وب‌سایت ادبیات اجتماعی ایران، تاریخ بازدید: ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ش.
  • «فخرعظمی ارغون، فخر عادل خلعتبری–یکی از نخستین بانوان روزنامه‌نگار ایرانی و مادر سیمین بهبهانی»، وب‌سایت کاربانو، تاریخ بازدید: ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ش.
  • مشیرسلیمی، علی‌اکبر، زنان سخنور، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علی‌اکبر علمی، ۱۳۳۵ش.