تجمعات شبانه ایرانیان ۱۴۰۴-۱۴۰۵
تجمعات شبانه ایرانیان 1404-1405ش؛
راهپیماییها و تجمعات شبانۀ ایرانیان در جریان جنگ رمضان یا جنگ تحمیلی سوم که در نهم اسفند 1404ش با حملات هماهنگ آمریکا و اسرائیل به بیت رهبری، ترور سیدعلی خامنهای، شماری از اعضای خانوادۀ او و چندین فرمانده نظامی آغاز شد و تا پس از ماه رمضان نیز ادامه یافت، به یکی از مهمترین پدیدههای اجتماعی-سیاسی تاریخ معاصر ایران تبدیل شد. برخلاف تحرکات اعتراضی دیماه ۱۴۰۴ش بهدلیل شرایط اقتصادی، این تجمعات شبانه در هنگام جنگ، در بستر دفاع ملی و حفظ تمامیت ارضی شکل گرفت و توانست برای بیش از چهل شب و حتی پس از اعلام آتشبس دو هفتهای نیز اقشار گوناگون جامعه را زیر یک پرچم گرد آورد. نقش زنان در این رویداد بسیار برجسته و فراتر از حضور نمادین بود. آنها هم پشتیبان لجستیکی و هم خط مقدم مقاومت فرهنگی و اجتماعی بهشمار میرفتند. همزیستی زنان باحجاب و بیحجاب در یک صف، نشاندهندۀ اولویت یافتن ایران بر ایدئولوژی در لحظات بحرانی بود. از منظر استراتژیک، این راهپیماییها بهمثابه سپر انسانی ملی عمل کردند: از یک سو از زیرساختهای حیاتی در برابر خرابکاری محافظت کردند، و از سوی دیگر اهرم فشاری قدرتمند در برابر دشمن خارجی پدید آوردند. ادعای ترامپ مبنی بر ساختگی بودن این تجمعات نیز با شواهد میدانی درهم شکست و به یکی از اشتباهات محاسباتی معروف او تبدیل شد.
جرقهٔ اولیه شکلگیری تجمعات
آغاز جنگ تحمیلی سوم در ۹ اسفند ۱۴۰۴ش با حملات هوایی و موشکی گسترده همراه بود، اما نقطهٔ عطفی که تجمعات خودجوش را کلید زد، ترور سیدعلی خامنهای، رهبر وقت و جمعی از فرماندهان ارشد و اعضای خانوادۀ رهبر در این روز بود. نخستین دستههای خودجوش مردمی از مساجد و میادین اصلی شکل گرفت. این رویداد چند ویژگی داشت:
- شوک و خشم ملی: ترور یک رهبر مذهبی-سیاسی در شبهای ماه رمضان، نوعی تابوی شکسته شده تلقی شد که فراتر از مرزهای سیاسی، احساسات مذهبی و میهنی را برانگیخت.
- تهدید امنیتی داخلی: پس از ترور، گزارشهایی از نقشهٔ دشمن برای نفوذ عوامل خرابکار به شهرها در ساعات شب منتشر شد. هدف، ایجاد هرجومرج داخلی و حملات تروریستی بود.
- فراخوان رهبر جدید: رهبر سوم انقلاب، آیتالله سید مجتبی خامنهای، که بلافاصله پس از ترور منصوب شد در اولین پیام خود در 21 اسفند به مردم، آنها را به حضور شبانه در خیابانها فراخواند و تأکید کرد که میدان را برای دشمن خالی نگذارند.
انگیزههای ادامه تجمعات شبانه
پس از چندین روز از آغاز جنگ، تجمعات نهتنها فروکش نکرد، بلکه تا پایان جنگ در حدود چهل شب و حتی پس از اعلام آتشبس دو هفتهای نیز ادامه یافت. دلایل تداوم این تجمعات عبارت بودند از:
- تبدیل تهدید به فرصت برای هویت ملی: حملات خارجی و ترور رهبر، آمریکا و اسرائیل را به دشمنی همگانی تبدیل کرد. در برابر این دشمن، اختلافات داخلی کمرنگ شد و حس ایرانی بودن بر هر هویت دیگری غلبه یافت.
- پاسخ عملی به تهدید نفوذ: مردم دریافتند که حضور فیزیکی در خیابانها، عملاً امنیت محلهها را تأمین میکند و مانع از نفوذ خرابکاران میشود. این احساس کارآمدی انگیزه را دوچندان کرد.
- فضای آیینی-حماسی رمضان: همزمانی جنگ با ماه رمضان، به تجمعات بار معنایی مضاعفی بخشید. مراسم شبهای قدر، افطاریهای دستهجمعی، قرائت قرآن، سینهزنی و نوحه برای شهدا، ترس از بمباران را به شبزندهداری عبادی-ملی تبدیل کرد. این فضا، حضور شبانه را نه یک اجبار، بلکه یک افتخار دینی و ملی جلوه میداد.
- نقش زنان در پایداری تجمعات: زنان نهتنها در صفوف راهپیمایی حاضر بودند، بلکه با سازماندهی موکبهای اطعام، پشتیبانی لجستیکی و تشویق خانوادهها، حلقهٔ وصل میان نسلها و اقشار مختلف شدند. حضور زنان باحجاب و بیحجاب در کنار هم، پیام وحدت فراتر از اختلافات را مخابره میکرد که خود عاملی برای جذب طیفهای وسیعتر بود.
- واکنش به ادعاهای دشمن: وقتی دونالد ترامپ این تجمعات را ساختگی و تولید هوش مصنوعی خواند، این ادعا به انگیزهای برای اثبات عینی حضور تبدیل شد. مردم با انتشار ویدیوهای زنده و پرچمها، عملاً به یک جنگ روایت علیه رسانههای غربی وارد شدند.
ادامه تجمعات پس از اعلام آتشبس
پس از اعلام آتشبس دو هفتهای در ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ش، تجمعات شبانه نهتنها متوقف نشد، بلکه با انگیزهای جدید و کاملاً مشخص ادامه یافت: مطالبهٔ عمومی از تیم مذاکرهکنندهٔ ایرانی برای شفافسازی و تضمین منافع ملی در مفاد آتشبس. از دیگر دلایل ادامۀ حضور مردم در تجمعات شبانه، بیاعتمادی عمیق و تاریخی مردم ایران به طرف مقابل یعنی آمریکا بود. بر اساس گزارشهای متعدد، حتی پس از اعلام آتشبس، اکثر ایرانیان نسبت به پایبندی آمریکا به تعهدات خود ابراز تردید میکردند و معتقد بودند این آتشبس تنها یک مانور تاکتیکی است.
نقش سرودهای حماسی در تجمعات شبانه ایرانیان
در جریان جنگ تحمیلی سوم یا جنگ رمضان، سرودها و اشعار حماسی نقشی فراتر از یک همراهی ساده ایفا کردند. آنها به سلاحی روانی و رسانهای برای امیدآفرینی، اتحاد ملی، مطالبهگری و نمایش قدرت در برابر دشمن تبدیل شدند و در تداوم راهپیماییهای شبانه نقشی کلیدی داشتند. این سرودها که از طریق صداوسیما پخش میشد و در میان مردم دستبهدست میگشت و ضمن ایجاد حس اتحاد، با نغمههای قدرتمند خود، روحیهٔ جمعی را تقویت میکردند. برخی از معروفترین سرودهایی که در راهپیماییهای شبانه بین مردم همخوانی میشد، عبارتند از:
- «حسبی الله» با صدای محسن چاوشی؛
- «یا صهیون، خیبر خیبر» و «تو غلط میکنی» با صدای ابوذر روحی؛
- «بزن که خوب میزنی» با صدای مهدی رسولی؛
- نوحههای حماسی «شهادت، شهادت» و «ای حیدر شهسوار ماشاءالله» با صدای حاج محمود کریمی؛
- «میدان با تو، خیابان با ما» با صدای حسین طاهری: این سرود در پاسخ مستقیم به فراخوان راهبردی یکی از فرماندهان ارشد نظامی شکل گرفت.
این سرودها و بسیاری دیگر از آثار حماسی، پیوندی ناگسستنی میان حس میهنی و باورهای دینی برقرار کردند. آنها نهتنها به ابزاری برای همبستگی و امید تبدیل شدند، بلکه در عمل، تجمعات شبانه را به صحنهای از یک مراسم آیینی-حماسی تمامعیار تبدیل کردند که هم پاسخگوی نیازهای روانی جامعه بود و هم پیام اتحاد و مقاومت را به دشمن منتقل میکرد.
فراخوان مسئولین به تجمعات شبانه مردم
علاوه بر فراخوان رهبر سوم ایران، آیتالله سید مجتبی خامنهای، دیگر مسئولان هم بر اهمیت حضور مردم در خیابان تأکید داشتند:
- محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس تیم مذاکرهکنندهٔ ایران در مذاکرات اسلامآباد، در اظهاراتی صریح، سه اولویت اصلی برای مردم را چنین برشمرد: «خیابان، خیابان، خیابان»
- غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضاییه، نیز از مردم و نیروهای مردمی که هر شب به خیابانها میآمدند تقدیر کرد.
- حدود یک هفته پس از آغاز جنگ در اواسط اسفند ۱۴۰۴ش، سرتیپ پاسدار سید مجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران، در پستی در شبکهٔ اجتماعی ایکس خطاب به مردم نوشت: «مردم عزیز ایران: خیابان با شما، میدان با ما». سرود «میدان با تو خیابان با ما» که توسط حسین طاهری اجرا شد، بازتاب هنریِ همین فراخوان بود و به یکی از نمادهای همراهی و هماهنگی میان جبهه و مردم در آن شبها تبدیل شد. این فراخوانها نشاندهندهٔ یک تقسیمکار ملی در شرایط جنگی بود. بر این اساس نیروهای مسلح وظیفهٔ دفاع مسلحانه در جبهههای نبرد یعنی میدان را بر عهده داشتند و مردم هم با حضور مدنی و مستمر خود در فضاهای عمومی و خیابانها، امنیت داخلی را تأمین کرده و پشتوانهٔ مردمی جبههٔ جنگ را تشکیل میدادند.