بزک زنگوله پا؛ از مشهورترین افسانههای فارسی برای کودکان
بزک زنگوله پا، بزبز قندی یا شَنگول و مَنگول، از جمله افسانههای کهن ایرانی، با موضوع مبارزهی افراد ضعیف علیه افراد قوی بهمنظور کسب حقوق از دسترفته است. از این افسانه، بیش از 150 روایت مختلف گردآوری شده است.[۱] این افسانه کودکانه، با نامهای بزک چینی، بزک جینگلهپا، بزبزکان، بز کاشانی و بز و گرگ نیز شناخته میشود.[۲]
پیشینه بزک زنگوله پا
برخی معتقدند که کهنترین روایت از داستان بزک زنگولهپا مربوط به منظومه بهرامنامه (1021ق)، اثر محمد روحالامین اصفهانی است. در این روایت، نام شخصیتهای اصلی داستان شامل شنگول، منگول و حبه انگور است.[۳] در تذکرهی نصرآبادی (1083ق) نیز به این شخصیتهای افسانهای اشاره شده است.[۴] این افسانه همچنین توسط لریمر در 1912م در کرمان به ثبت رسیده است.
خلاصه داستان بزک زنگوله پا
در این داستان، بز مادر که زنگولهای به پا دارد، هنگام خارج شدن از منزل برای تهیه غذا، از فرزندان خود میخواهد تا درب خانه را به روی غریبهها باز نکنند. پس از مدتی، گرگ با ترفندهای بسیار، بزغالهها را گول زده و وارد خانه میشود و شماری از آنها را میخورد. بز، وقتی از ماجرا آگاه میشود، ابتدا به چند حیوان دیگر مظنون شده و در آخر به سراغ گرگ میرود، شکم او را پاره کرده و فرزندان خود را نجات میدهد.
روایتهای گوناگون این افسانه، اگرچه در کلیات به هم شبیه هستند اما تفاوتهای قابل توجهی نیز دارند؛ برای مثال:
- تعداد بزغالهها؛ روایتهای با تعداد 3 بزغاله، فراوانی بیشتری دارند.[۵] در بسیاری از روایتهای افغانستانی[۶] و تاجیکی[۷] نیز تعداد بزغالهها 3 عدد اعلام شده، اما در روایات اروپایی، به 7 بزغاله اشاره شده است.[۸]
- نام بزغالهها؛ مشهورترین اسامی در نظر گرفته شده برای شخصیتهای کوچک این داستان، شنگول و منگول است. نامهایی همچون مَلول، بَلول و هَلول (در کاشان)؛[۹] اَنگک، بَنگک و گلولهی سنگک (در افغانستان)؛[۱۰] اِلیل، بلیل، شاخ زنجفیل و سرمهچشمو (در کرمان)؛[۱۱] هِلیر، بِلیر و خست سَرتَنیر (در نیشابور)؛[۱۲] اَنگُله، مَنگُله و دَنگُله (در قائمشهر)[۱۳] و اَلول، بُلول و دَرگُشا (در تاجیکستان)،[۱۴] از دیگر انواع رایج در نامگذاری این بزغالهها هستند؛
- در گروهی از روایتهای مطرح شده، مانند روایت رشت و املش،[۱۵] گرگ (یا حیوان جایگزین او در داستان)، همه بزغالهها را میخورد، اما، در تعدادی دیگر از آنها، یک یا دو بزغاله باقی میمانند (خود را با زیرکی نجات میدهند). دسته دوم از روایات، محتوا و مضمون آموزشی بیشتری را در خود جای دادهاند زیرا، چگونگی حفاظت از خود در برابر دشمن را آموزش میدهند.[۱۶]
- تفاوت در درجهی زیرکی بزغالهها، در روایات مختلف؛ در برخی از این روایتها، گرگ به آسانی، با تغییر صدا یا رنگ کردن دستهای خود، بزغالهها را فریب میدهد،[۱۷] در برخی دیگر، بزغالهها، چندین مرتبه از حیلههای گرگ مطلع شده[۱۸] و در گروه سوم از این داستانها، گرگ حتی مجبور به تن کردن پوست بز میشود تا به حقهی خود، جامهی عمل بپوشاند.[۱۹]
- در برخی از روایتهای این افسانه، از حیوانی دیگر بهجای گرگ استفاده شده است، مانند خرس و شغال.[۲۰]
- در گروهی از روایتها، بز، بهصورت مستقیم به سراغ گرگ رفته و سراغ بزغالهها را میگیرد،[۲۱] اما در گروهی دیگر، بز، در ابتدا، به سراغ حیواناتی دیگر از جمله خرس،[۲۲] کفتار، گراز، شیر و روباه[۲۳] رفته و در نهایت به سراغ گرگ میرود.
- در بخشی از این روایات، گرگ و بز، پیش از مبارزه، ابتدا به سراغ دلاک یا آهنگر آبادی رفته و در ازای تقدیم هدایایی، از آنها درخواست تیز کردن دندان یا شاخ خود را میکنند. برای مثال، در روایتی، بز با تقدیم شیر یا ماست به آهنگر، او را راضی میکند تا شاخ بز را تیز کرده و درمقابل نیز دندانهای گرگ را کشیده و بهجای آن پنبه قرار میدهد.[۲۴]
- در گروهی از روایتهای این افسانه، بز یا گرگ به نزد قاضی یا حاکم آبادی میروند، مانند روایت آذربایجانی.[۲۵]
افسانه بزک زنگوله پا، بارها در زبان فارسی، بازنویسی شده است. کهنترین این بازنویسی را به شاعری ناشناس نسبت دادهاند که کل داستان را در 154 بیت سروده است. در سالهای اخیر نیز، این افسانه، بارها توسط نویسندگان، برای رده سنی کودک و نوجوان، بازنویسی شده است. برخی از نویسندگان، با الهام از این افسانه، داستانهایی دیگر را روایت کردهاند که از آن جمله میتوان به «بزغاله فضانورد» و «بزبز قندی و ماجرای تازه» اشاره کرد.[۲۶] همچنین، این داستان، در قالب سایر انواع هنرهای رایج در ایران، مانند پویانمایی و نمایش عروسکی، تولید و اجرا شده است.
پانویس
- ↑ وکیلیان، متلها و افسانههای ایرانی، ۱۳۷۸ش، ص119-120.
- ↑ لریمر، فرهنگ مردم کرمان، ۱۳۵۳ش، ص۸۹؛
صبحیمهتدی، افسانههای کهن، ۱۳۳۴ش، ص۱۷؛
فقیری، قصههای مردم فارس، ۱۳۴۹ش، ص۶۲؛
صفینژاد، مونوگرافی ده طالبآباد، ۱۳۵۵ش، ص۵۰۲؛
خزاعی، افسانههای خراسان، ج2، ۱۳۷۹ش، ص199؛
نادری، نمونههایی از قصههای مردم ایران، ۱۳۸۳ش، ص۲۸۹؛
درویشیان، افسانهها، نمایشنامهها و بازیهای کردی، ج1، ۱۳۶۶ش، ص228-230؛
خاوری، قصههای هزارههای افغانستان، ۱۳۸۷ش، ص۴۹۸؛
رحمانی، افسانههای دَری، ۱۳۷۴ش، ص۵۸۷؛
وکیلیان، متلها و افسانههای ایرانی، ۱۳۷۸ش، ص109-121.
Ghaderof, Folklori Tochikoni Kashkadare, 1998, V.II, P52;
Amanof, Afsonakhoi Khalki Tochik, 2001, P42. - ↑ روحالامین، بهرامنامه، ۱۳۹۱ش، ص82.
- ↑ نصرآبادی، تذکره، ۱۳۱۷ش، ص406.
- ↑ فقیری، قصههای مردم فارس، ۱۳۴۹ش، ص۶۲؛
صبحیمهتدی، افسانههای کهن، ۱۳۳۴ش، ص۱۷. - ↑ خاوری، قصههای هزارههای افغانستان، ۱۳۸۷ش، ص۴۹۸؛
رحمانی، افسانههای دَری، ۱۳۷۴ش، ص۵۸۷. - ↑ Ghaderof, Folklori Tochikoni Kashkadare, 1998, V.II, P52.
- ↑ گریم، افسانههای شیرین، ۱۳۴۳ش، ص۱۹۸.
- ↑ وکیلیان، متلها و افسانههای ایرانی، ۱۳۷۸ش، ص120.
- ↑ رحمانی، افسانههای دَری، ۱۳۷۴ش، ص۵۸۷.
- ↑ لریمر، فرهنگ مردم کرمان، ۱۳۵۳ش، ص۸۹.
- ↑ خزاعی، افسانههای خراسان، ج2، ۱۳۷۹ش، ص199.
- ↑ میرکاظمی، افسانههای ما زندگان، ۱۳۷۶ش، ص41.
- ↑ Ghaderof, Folklori Tochikoni Kashkadare, 1998, V.II, P52.
- ↑ بشرا، افسانهها و باورداشتهای مردمشناختی جانوران و گیاهان در گیلان، ج2، ۱۳۸۳ش، ص167-168.
- ↑ لریمر، فرهنگ مردم کرمان، ۱۳۵۳ش، ص۸۹؛
خزاعی، افسانههای خراسان، ج2، ۱۳۷۹ش، ص200. - ↑ پزشکیان، قصههای مردم کازرون، ۱۳۸۳ش، ص۲۷۹-۲۸۰؛
لریمر، فرهنگ مردم کرمان، ۱۳۵۳ش، ص۸۹؛
میرکاظمی، افسانههای ما زندگان، ۱۳۷۶ش، ص۲۴۳-۲۴۵. - ↑ صبحیمهتدی، افسانههای کهن، ۱۳۳۴ش، ص۱۸-۱۹؛
انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ج2، ۱۳۵۴ش، ص202. - ↑ صفینژاد، مونوگرافی ده طالبآباد، ۱۳۵۵ش، ص۵۰۲؛
وکیلیان، متلها و افسانههای ایرانی، ۱۳۷۸ش، ص120. - ↑ سادات اشکوری، افسانههای دهستان اشکور، ۱۳۸۷ش، ص۵۴ و ۱۳۳-۱۳۶.
- ↑ رضوی نعمتاللهی، افسانههای کرمان، ۱۳۸۵ش، ص۷۰-۷۱.
- ↑ فقیری، قصههای مردم فارس، ۱۳۴۹ش، ص۶۳.
- ↑ فروتن، «پیرزن و بز»، ۱۳۵۹ش، ص۱۷۲-۱۷۳
- ↑ وکیلیان، متلها و افسانههای ایرانی، ۱۳۷۸ش، ص110؛
میرکاظمی، افسانههای شمال، ۱۳۷۲ش، ص245. - ↑ کوهی، افسانههای دیار شهریار، ۱۳۸۵ش، ص۲۲۴-۲۲۵.
- ↑ پایور، جعفر، «بزبزقندی در بوتۀ بازآفرینی»، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان، تهران، شماره 15، ۱۳۷۷ش، ص۹۹.
منابع
- انجوی شیرازی، ابوالقاسم، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۴ش.
- بشرا، محمد، افسانهها و باورداشتهای مردمشناختی جانوران و گیاهان در گیلان، رشت، دهسرا، ۱۳۸۳ش.
- پایور، جعفر، «بزبزقندی در بوتۀ بازآفرینی»، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان، تهران، شماره 15، ۱۳۷۷ش.
- پزشکیان، محسن، قصههای مردم کازرون، بهتحقیق عبدالنبی سلامی، تهران، کازرونیه، ۱۳۸۳ش.
- خاوری، محمدجواد، قصههای هزارههای افغانستان، تهران، چشمه، ۱۳۸۷ش.
- خزاعی، حمیدرضا، افسانههای خراسان، مشهد، ماهجان، ۱۳۷۹ش.
- درویشیان، علیاشرف، افسانهها، نمایشنامهها و بازیهای کردی، تهران، چشمه، ۱۳۶۶ش.
- رحمانی، روشن، افسانههای دَری، تهران، سروش، ۱۳۷۴ش.
- رضوی نعمتاللهی، شمسالسادات، افسانههای کرمان، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۸۵ش.
- روحالامین، محمدامین، بهرامنامه، بهتحقیق گلاله هنری، قم، مجمع ذخائر اسلامی، ۱۳۹۱ش.
- وکیلیان، احمد، متلها و افسانههای ایرانی، تهران، سروش، ۱۳۷۸ش.
- سادات اشکوری، کاظم، افسانههای دهستان اشکور، تهران، هزار کرمان، ۱۳۸۷ش.
- صبحیمهتدی، فضلالله، افسانههای کهن، تهران، بینا، ۱۳۳۴ش.
- صفینژاد، جواد، مونوگرافی ده طالبآباد، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵ش.
- کوهی، جعفر، افسانههای دیار شهریار، تهران، پژوهشکده مردمشناسی، ۱۳۸۵ش.
- گریم، یاکوب لودویک کارل و گـریم، ویلهلم کارل، افسانههای شیرین، ترجمۀ شمسالملوک مصاحب، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۴۳ش.
- فروتن، مجید، «پیرزن و بز»، نامۀ نور، تهران، شماره 8-9، ۱۳۵۹ش.
- فقیری، ابوالقاسم، قصههای مردم فارس، شیراز، نوید شیراز، ۱۳۴۹ش.
- لریمر، د. ل، فرهنگ مردم کرمان، بهتحقیق فریدون وهمن، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۳ش.
- میرکاظمی، حسین، افسانههای شمال، تهران، روزبهان، ۱۳۷۲ش.
- میرکاظمی، حسین، افسانههای ما زندگان، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۶ش.
- نادری، افشین، نمونههایی از قصههای مردم ایران، تهران، قصه، ۱۳۸۳ش.
- نصرآبادی، محمدطاهر، تذکره، تهران، ]بینا[، ۱۳۱۷ش.
- Amanof, R., Afsonakhoi Khalki Tochik, Dushanbe, 2001.
- Ghaderof, R., Folklori Tochikoni Kashkadare, Dushanbe, 1998.