نظام جمهوری اسلامی ایران؛ ساختار سیاسی-اجتماعی مستقر در ایران پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، مبتنی بر نظریۀ ولایت فقیه، مردمسالاری دینی و تفکیک قوا.

مفهوم‌شناسی

به باور پژوهشگران علوم سیاسی، واژه «جمهوری» در لغت به‌معنای حاکمیت توده مردم است[۱] و در اصطلاح، به حکومتی اطلاق می‌شود که در آن مردم به‌صورت مستقیم یا از طریق نمایندگان خود، رییس‌کشور را برای مدتی معین انتخاب می‌کنند و مقام ریاست‌جمهوری جنبه ارثی ندارد.[۲] در این نظام، واژه «جمهوری» بیانگر شکل حکومت و واژه «اسلامی» مشخص‌کننده محتوا و چهارچوب ارزشی آن است.[۳] به گفته تحلیلگران، جمهوری اسلامی با جمهوری دموکراتیک تفاوت اساسی دارد؛ زیرا افزون بر اتکا به آرای عمومی، مقید به اصول و احکام اسلام است.[۴] از منظر صاحب‌نظران، اسلامی بودن حکومت با حاکمیت ملی منافاتی ندارد؛ چراکه دموکراسی الزاماً به معنای نفی هرگونه ایدئولوژی و چهارچوب ارزشی برای جامعه نیست. بدین ترتیب، جمهوری اسلامی به عنوان الگویی تلفیقی از مردم‌سالاری و التزام به ارزش‌های دینی تعریف می‌شود.[۵]

تاریخچه

نظام جمهوری اسلامی، نظام سیاسی حاکم بر ایران است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ۱۳۵۷ش شکل گرفت.[۶] این نظام در همه‌پرسی برگزارشده در روزهای ۱۰ و ۱۱ فروردین ۱۳۵۸ش با مشارکت ۹۸/۲ درصد از واجدین شرایط رأی‌دهی، به رسمیت شناخته شد.[۷] از مجموع ۲۰ میلیون و ۴۳۸ هزار و ۴۲۲ رأی گرفته‌شده، بیش از ۲۰ میلیون و ۸۳۴ هزار رأی (بیش از ۹۷ درصد) موافق با استقرار جمهوری اسلامی و ۳۶۷ هزار و ۶۰۴ رأی مخالف بود.[۸] با اعلام این نتایج، سید روح‌الله خمینی، رهبر انقلاب، در پیامی ۱۲ فروردین را روز حکومت الهی خواند و استقرار نظام جمهوری اسلامی را به‌طور رسمی اعلام کرد.[۹]

زمینه‌های شکل‌گیری

خارجی

از منظر پژوهشگران تاریخ معاصر، یکی از زمینه‌های مؤثر در شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی ایران، وضعیت ژئوپلیتیکی کشور و مداخلات قدرت‌های خارجی در امور داخلی ایران طی سده چهاردهم هجری شمسی بوده است. ایران در جنگ‌های جهانی اول و دوم با وجود اعلام بی‌طرفی، به دلیل موقعیت راهبردی و منابع نفتی، مورد اشغال نیروهای خارجی قرار گرفت که پیامدهایی همچون قحطی، بحران‌های اقتصادی و تضعیف حاکمیت ملی را به همراه داشت. پس از جنگ جهانی دوم و با آغاز جنگ سرد، ایران به میدان رقابت بلوک شرق و غرب تبدیل شد و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش به رهبری آمریکا و انگلیس، نمادی از نفوذ فزاینده قدرت‌های خارجی در ساختار سیاسی کشور محسوب می‌شود. در دوران محمدرضا پهلوی، وابستگی رژیم به غرب به ویژه آمریکا در حوزه‌های نظامی، اقتصادی و فرهنگی افزایش یافت و مواردی نظیر اعطای کاپیتولاسیون به اتباع آمریکایی در سال ۱۳۴۲ش و همچنین واگذاری بحرین در سال ۱۳۴۹ش از سوی بخشی از جامعه به عنوان نشانه‌هایی از تضعیف حاکمیت ملی تلقی می‌شد. اسناد منتشرشده از سفارت انگلستان در آن دوره حاکی از آن است که سیاست خارجی قدرت‌های غربی، ایران را به عنوان کشوری با منابع غنی و موقعیت راهبردی، نیازمند مهار و مدیریت می‌دانستند. این مداخلات خارجی در کنار شرایط اقتصادی و اجتماعی داخلی، زمینه‌های نارضایتی از نظام سلطنتی را فراهم آورد و مطالبه استقلال سیاسی و بازتعریف مناسبات ایران با قدرت‌های خارجی را تقویت کرد. در جریان انقلاب ۱۳۵۷ش شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بیانگر این مطالبه عمومی بود و برگزاری همه‌پرسی ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ که به تأسیس نظام جمهوری اسلامی انجامید، در شرایطی صورت گرفت که بخش مهمی از افکار عمومی ایران خواستار قطع وابستگی‌های پیشین و بازتعریف جایگاه کشور در نظام بین‌الملل بودند.[۱۰]

زمینه‌های داخلی

از منظر پژوهشگران تاریخ معاصر، مجموعه‌ای از عوامل داخلی در کنار مداخلات خارجی، زمینه‌ساز شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی ایران گردید. یکی از این عوامل، ساختار استبدادی حاکم بر ایران در دوران پهلوی بود که با سرکوب مخالفان، انحلال احزاب و کنترل شدید مطبوعات، فضای سیاسی را برای هرگونه نقد و مشارکت عمومی مسدود کرده بود. تفکر مذهبی و نفوذ روحانیت شیعه در جامعه ایرانی، که طی قرن‌ها نقشی بازدارنده در برابر استبداد و سلطه بیگانگان ایفا کرده بود، در دوران پهلوی با سیاست‌های ضد دینی نظیر کشف حجاب، ترویج باستان‌گرایی، تحقیر شعائر اسلامی و تضعیف نهادهای دینی مواجه گردید. عقب‌ماندگی اقتصادی و وابستگی به غرب نیز از دیگر عوامل مؤثر بود؛ به‌گونه‌ای که اقتصاد ایران به صادرات نفت و واردات کالاهای مصرفی و نظامی از غرب محدود شده بود و کشاورزی و صنایع داخلی رو به زوال رفتند. نهضت مشروطه در اوایل قرن چهاردهم هجری، اگرچه به تأسیس مجلس شورای ملی انجامید، اما به دلیل ضعف ساختاری و نفوذ بیگانگان نتوانست استبداد را ریشه‌کن کند. ملی‌شدن صنعت نفت در سال ۱۳۲۹ به رهبری محمد مصدق، یکی از مهم‌ترین تلاش‌ها برای کسب استقلال اقتصادی و پایان دادن به سلطه خارجی بود، اما این حرکت با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که با طراحی سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس انجام شد، سرکوب گردید و زمینه برای بازگشت محمدرضا پهلوی با قدرت بیشتر فراهم آمد. در دوره پس از کودتا، سیاست تحمیل غرب‌گرایی در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی با شدت بیشتری دنبال شد. ارزش‌های غربی از طریق رسانه‌ها، نظام آموزشی و برنامه‌های توسعه ترویج می‌گردید و هویت ایرانی-اسلامی جامعه به حاشیه رانده می‌شد. به اعتقاد پژوهشگران، این مجموعه عوامل در کنار یکدیگر، بستر نارضایتی عمومی را فراهم ساخت و در نهایت به انقلاب ۱۳۵۷ و تأسیس نظام جمهوری اسلامی انجامید.[۱۱]

به اعتقاد پژوهشگران تاریخ معاصر ایران، زمینه‌های شکل‌گیری نظام جمهوری‌خواهی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ش در سه مقطع مهم مطرح شد که دو مورد نخست به‌دلایل ساختاری ناکام ماند. به باور آنان، نخستین طرح جمهوری در دهه ۱۳۰۰ش توسط رضاخان با حمایت خارجی و اهداف سکولاریستی مطرح شد، اما با توجه به ساختار جامعۀ آن روز و مخالفت روحانیت و مردم که آن را ناهماهنگ با فرهنگ دینی می‌دانستند، به شکست انجامید. از دیدگاه تحلیلگران، دومین طرح در فاصله دو کودتای ۱۳۳۲ش توسط ملی‌گرایان ارائه شد، اما به‌دلیل فقدان بسترهای اجتماعی لازم، نبود اجماع درونی میان رهبران جبهۀ ملی و ضعف پایگاه مردمی، دوام نیاورد. در مقابل، به‌گفتۀ صاحب‌نظران، نظریۀ جمهوری اسلامی در شرایطی مطرح شد که از یک سو، ساختار اجتماعی ایران پس از دهه‌ها حکومت پهلوی، خواهان تغییر نظام سلطنتی بود و از سوی دیگر، رهبری انقلاب با تبیین دقیق ابعاد این نظریه در سال‌های پیش از انقلاب، آن را با مؤلفه‌هایی نظیر حاکمیت ملی، اجرای احکام اسلامی و مشروعیت برگرفته از آرای مردم تلفیق کرد. بر اساس تحلیل‌های تاریخی، این نظریه با ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی جامعه ایران که ریشه در باورهای دینی داشت، هماهنگی بیشتری نشان می‌داد و مردم نیز پیش از پیروزی انقلاب، در شعارهایی همچون «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» حمایت خود را از این الگو اعلام کرده بودند.[۱۲]

زمینه‌های شکلگیری جمهوری اسلامی ایران

ردیف حوزه مؤلفه‌های کلیدی شرح مختصر
1 زمینه‌های خارجی مداخلات قدرت‌های خارجی اشغال ایران در جنگ‌های جهانی اول و دوم با وجود اعلام بی‌طرفی، به دلیل موقعیت راهبردی و منابع نفتی
2 قراردادهای استعماری دوره قاجار قراردادهای ترکمنچای و گلستان (واگذاری بخش‌هایی از خاک ایران) و قرارداد ۱۹۱۹ (وثوق الدوله) برای تبدیل ایران به قیمومت انگلیس
3 جنگ سرد و رقابت بلوک‌های غرب و شرق تبدیل ایران به میدان رقابت شرق و غرب پس از جنگ جهانی دوم
4 کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ طراحی و اجرای کودتا توسط سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس علیه دولت مصدق
5 وابستگی رژیم پهلوی به غرب افزایش وابستگی نظامی، اقتصادی و فرهنگی به ویژه به آمریکا در دوران محمدرضا پهلوی
6 کاپیتولاسیون (۱۳۴۲) اعطای مصونیت قضایی به اتباع آمریکایی در ایران، از سوی مردم به عنوان تضعیف حاکمیت ملی تلقی شد
7 واگذاری بحرین (۱۳۴۹) جدایی بحرین از ایران در دوران پهلوی، نشانه‌ای از تضعیف تمامیت ارضی از نگاه مردم ایران[۱۳]
8 حضور نظامی مستشاران آمریکایی استقرار هزاران مستشار نظامی آمریکایی در ایران برای سازماندهی ارتش و ساواک، تبدیل ایران به ژاندارمری منطقه
9 حمایت غرب از سرکوب مخالفان پشتیبانی سیاسی، مالی و تسلیحاتی آمریکا و انگلیس از رژیم پهلوی در سرکوب اعتراضات مردمی از جمله قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ش
10 وابستگی اقتصادی به غرب سلطه شرکت‌های خارجی بر نفت ایران پس از قرارداد ۱۳۳۳، تبدیل ایران به بازار مصرف کالاهای غربی و خروج سرمایه
11 زمینه‌های دخلی ساختار استبدادی حاکمیت سرکوب مخالفان، انحلال احزاب، کنترل شدید مطبوعات، عدم آزادی بیان و مشارکت سیاسی
12 سیاست‌های ضد دینی پهلوی اول کشف حجاب اجباری (۱۳۱۴ش)، تغییر لباس مردان به کلاه شاپو، ترویج باستان‌گرایی، تضعیف نهاد روحانیت
13 سیاست‌های ضد دینی پهلوی دوم ادامه اسلام‌زدایی، تحقیر شعائر مذهبی در رسانه‌ها و مراکز آموزشی، ترویج فرهنگ غربی و مصرف‌گرایی
14 عقب‌ماندگی اقتصادی محدودیت اقتصاد به صادرات نفت و واردات کالاهای مصرفی، زوال کشاورزی و صنایع داخلی
15 نهضت مشروطه تأسیس مجلس شورای ملی در اوایل قرن چهاردهم، اما ناکامی در ریشه‌کنی استبداد به دلیل ضعف ساختاری
16 ملی‌شدن نفت و کودتا تلاش محمد مصدق برای استقلال اقتصادی (۱۳۲۹ش)، سرکوب آن با کودتای ۱۳۳۲ش و بازگشت شاه با قدرتی بیشتر
17 تحمیل غرب‌گرایی فرهنگی تجمع نارضایتی‌های داخلی و خارجی، مطالبه «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»
18 نقش روحانیت و مرجعیت شیعه رهبری اعتراضات توسط روحانیونی نظیر آیت‌الله مدرس در مشروطه، آیت‌الله کاشانی در نهضت نفت و امام خمینی در انقلاب ۱۳۵۷، و شبکه مساجد و حسینیه‌ها به عنوان کانون آگاهی‌بخشی[۱۴]
19

ساختار

ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی بر چند پایه اصلی و مهم استوار است. ولی فقیه و رهبری بالاترین رکن نظام است و فرماندهی کل قوا و نظارت بر سه قوه مجریه، مقننه و قضاییه را بر عهده دارد که در اصل ۱۱۰ قانون اساسی بیان شده است. طبق اصل ۱۱۳ قانون اساسی پس از مقام رهبری، رئیس‌جمهور عالی‌ترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرای قانون اساسی و تنظیم روابط قوای سه‌گانه و ریاست قوه مجریه را جز در اموری که مستقیماً به رهبری مربوط می‌شود، بر عهده دارد. بر اساس اصل ۵۷ قانون اساسی قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارت‌اند از قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه که مستقل از یکدیگرند و زیر نظر ولایت امر و امامت امت بر طبق اصول قانون اساسی عمل می‌کنند. در جمهوری اسلامی تفکیک قوا پذیرفته شده است؛ اما همکاری و نظارت متقابل میان قوای یادشده وجود دارد که در اصول متعدد ازجمله ۵۷، ۶۸–۷۰، ۷۴، ۷۶–۷۷، ۸۲ و ۸۷–۸۹ بیان شده است. ضمن آنکه در اصول ۵ و ۱۱۰ این نظام حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه‌گانه بر عهده رهبر قرار داده شده است. در اصل ۱۱۰ فقهای شورای نگهبان زیر مجموعه رهبری قرار دارند و به وظایفی که در قانون برای آنان معین‌شده عمل می‌کنند و به گفته امام‌خمینی از تصویب قوانین مخالف با شرع و قانون اساسی بدون هیچ ملاحظه‌ای جلوگیری می‌کنند. همچنین بنا بر اصل ۱۱۲ قانون اساسی مجمع تشخیص مصلحت نظام که به دستور رهبری تشکیل می‌شود به اختلافات مجلس و شورای نگهبان رسیدگی می‌کند

پانویس

  1. انوری، فرهنگ بزرگ سخن، 1382ش، ج3، ص2187.
  2. شکیبا، فرهنگ سیاسی، بی‌تا، ۱۸۶–۱۸۷؛ منصورنژاد، جمهوریت از نگاه امام‌خمینی، 1377ش، ص۶۵۱.
  3. مطهری، مجموعه آثار، 1388ش، ج24، ص229-230.
  4. حسینی بهشتی، مشروح مذاکرات، 1364ش، ج1، ص37.8.
  5. مطهری، مجموعه آثار، 1388ش، ج24، ص230-231.
  6. عیوضی، درآمدی تحلیلی بر انقلاب اسلامی ایران، ۱۳۹۱ش، ص۱۵۸.
  7. ملک‌افضلی اردکانی، مختصر حقوق اساسی و آشنایی با قانون اساسی، ۱۳۹۱ش، ص۳۱.
  8. «بررسی فرایند برگزاری همه‌پرسی نظام جمهوری اسلامی در فروردین 1358»، وب‌سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.
  9. روزها و رویدادها، ۱۳۷۸ش‌، ج‌۱، ص‌۸۱.
  10. فقیه حقانی، موسی، «بررسی چرایی دشمنی استعمار با ایران»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: 26 شهریور 1404ش.
  11. مسعودی، «سایه استعمار و استبداد بر فرهنگ ایران عصر پهلوی»، 1387ش، ص60-67.
  12. «سیر تطور جمهوری در تاریخ ایران/ چرایی برتری نظریه جمهوری اسلامی»، خبرگزاری مهر.
  13. فقیه حقانی، موسی، «بررسی چرایی دشمنی استعمار با ایران»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: 26 شهریور 1404ش.
  14. مسعودی، «سایه استعمار و استبداد بر فرهنگ ایران عصر پهلوی»، 1387ش، ص60-67.


منابع

  • انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، سخن، ۱۳۸۲ش.
  • «بررسی فرایند برگزاری همه‌پرسی نظام جمهوری اسلامی در فروردین 1358»، وب‌سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی، تاریخ درج مطلب: 11 فروردین 1405ش.
  • روزها و رویدادها، تهیه و تنظیم دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی معظم کل قوا، تهران‌، نشر رامین‌، ۱۳۷۸ش‌.عیوضی، محمدرحیم، درآمدی تحلیلی بر انقلاب اسلامی ایران، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۹۱ش.
  • شکیبا، بهروز، فرهنگ سیاسی، تهران، کتاب‌فروشی فروغی، بی‌تا.
  • «سیر تطور جمهوری در تاریخ ایران/ چرایی برتری نظریه جمهوری اسلامی»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: 12 فروردین 1397ش.
  • مسعودی، حمید، «سایه استعمار و استبداد بر فرهنگ ایران عصر پهلوی»، مجلۀ زمانه، شمارۀ 75-76، 1387ش.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، تهران، صدرا، ۱۳۸۸ش.
  • ملک‌افضلی اردکانی، محسن، مختصر حقوق اساسی و آشنایی با قانون اساسی، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۹۱ش.
  • منصورنژاد، محمد، جمهوریت از نگاه امام‌خمینی، چاپ‌شده در جمهوریت و انقلاب اسلامی، تهران، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، ۱۳۷۷ش.