حکومت هخامنشیان؛ دومین سلسلهٔ حکومتی ایران باستان
حکومت هخامنشیان (۵۵۰-۳۳۰ پ.م.) که کوروش دوم آن را بنیان نهاد؛ به عنوان یک امپراتوری قلمروش از آسیای صغیر تا هند را دربر میگرفت. داریوش اول با تقسیم امپراتوری به ساتراپی (استان)ها، احداث راه شاهی، ضرب سکه و گماردن بازرسان ویژه، کارآمدی آن نظام را به اوج رساند. با این حال، شورشهای مکرر ساتراپها، دسیسههای درباری و ضعف فرماندهیِ نظامی، منجر به فروپاشی آن گردید. ویژگی برجستهٔ هخامنشیان در ادارهٔ امپراتوری بهرهگیری از نظام پایتختی چندگانه و سیاست تساهل دینی بود. ساختار قدرت بر مشروعیت الهی و تباری استوار بود و نظام حقوقی ترکیبی از فرامین شاه، تعالیم مذهبی و عرف محلی به شمار میرفت. اقتصاد، با نظام مالیاتی منظم و یکسانسازی اوزان و سکه، عمدتاً مبتنی بر کشاورزی و دامپروری بود. جامعه ساختاری طبقاتی داشت؛ از این رو جایگاه زنان، نظام آموزشی و تا حدودی خوراک و پوشاک، بر پایهٔ پایگاه اجتماعی افراد تعیین میشد. از نظر آیینی هخامنشیان افزون بر نیایش اهورامزدا، میترا و آناهیتا را نیز میپرستیدند و جشنهایی چون نوروز و مهرگان را برپا میکردند. هنر هخامنشی (به ویژه معماری تخت جمشید) تلفیقی از عناصر ملل تابعه بود و علوم پزشکی و نجوم در مراکزی چون دژنیشت و شیپکان رواج داشت. نوآوریهای هخامنشیان در حکومتداری به اندازهای بود که میراث آنان در ساختار اداری، معماری و اندیشهٔ سیاسی در دورههای سلوکی، اشکانی، ساسانی و اسلامی تداوم یابد.[دیدگاه ۱]
آغاز و شکلگیری قدرت: از کوروش تا کمبوجیه (۵۵۹–۵۲۲ پ. م.)
حکومت هخامنشیان که عنوان خود را از «هخامنش»(650 پ.م.) نیای چهارم کوروش دوم(هخامنش ← چیشپیش ← کوروش اول ← کمبوجیه اول ← کوروش دوم) اخذ کرده بود،[۱] از ۵۵۰ تا ۳۳۰ پ.م. حدود ۲۲۰ سال به درازا انجامید. کوروش (حکومت[دیدگاه ۲] ۵۵۹–۵۳۰ پ. م.) آستیاژ، آخرین شاه ماد را در ۵۵۰ پ.م. شکست داد، سپس لیدیه (۵۴۷–۵۴۶ پ.م.) و بابل (۵۳۹ پ.م.) را فتح کرد و قلمرو را از آسیای صغیر تا هند گسترش داد.[۲] پیش از بابل، به شرق و شمال شرق لشکر کشیده بود و پارت، هیرکانیا، سُغد و باختر را به قلمرو خود افزوده بود. منابع یونانی از نبرد کوروش بزرگ با «ماساگتها» در آسیای مرکزی و کشتهشدنش در آن جنگ سخن گفتهاند.[۳]
کمبوجیه (حکومت ۵۳۰–۵۲۲ پ. م) پسر و جانشین کوروش، در ۵۲۵ پ.م. به مصر لشکر کشید و پس از نبرد پلوزیوم وارد ممفیس شد، لقب فرعونی گرفت و مصر را به ساتراپی هخامنشی تبدیل کرد.[۴] پس از مرگش و در نبود وارث، گئومات مغ از خلأ قدرت پیشآمده بهرهبرد و خود را بهجای بردیا معرفی کرد. کمبوجیه قبلاً به صورت مخفیانه بردیا را از بین برده بود. گئومات در ماد، پارس و بابل پذیرفته شد و بر بخش بزرگی از امپراتوری چیره گشت. اشراف پارسی که از هویت واقعی گئومات آگاهی داشتند و از خراب کردن معابد و گرفتن مراتع و احشام از مردم به ستوه آمده بودند، با داریوش اول همپیمان شدند،[۵]گئومات را کشتند و داریوش (حکومت ۵۲۲–۴۸۶ پ. م.) را به شاهی برگزیدند.[۶]
تثبیت و اوج: از داریوش اول تا اردشیر اول (۵۲۲–۴۲۴ پ. م)
تاجگذاری داریوش اول با شورشهای بیسابقهای همراه بود که وی همه را سرکوب کرد.[۷] سپس دستور داد کتیبهٔ بیستون را به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی در شوش دربارهٔ این شورشها حک کنند.[۸] پس از تثبیت قدرت، دست به اصلاحات گستردهای زد: امپراتوری را به ساتراپیها تقسیم و راه شاهی را از شوش تا سارد احداث کرد. ضرب سکهٔ طلا (داریک) و نقره (شِکِل) را نیز با وزن معین عملی نمود.[۹]
داریوش در ادامۀ فعالیتهای خود، فتوحات شرقی را از سر گرفت؛ به درهٔ سند لشکر کشید و آن را ساتراپی جداگانه ساخت، سرزمینهای شمال شرقی را آرام کرد، مرزهای شرقی را به رود سند و هندوکش رساند و حاکمان محلی را ملزم به پرداخت خراج کرد.[۱۰] در نبرد ماراتن (۴۹۰ پ.م.) از یونانیها شکست خورد[۱۱] و لشکرکشیهای غربیاش با موفقیت همراه نشد و به فتح دائمی نینجامید؛ هرچند جزایر دریای اژه و تراکیه بخشی از قلمرو هخامنشی محسوب شدند.[۱۲]
پس از مرگ داریوش، خشایارشا (حکومت ۴۸۶–۴۶۵ پ. م.) شورش مصر و بابل را سرکوب کرد. در ۴۸۰ پ.م. با سپاهی عظیم به یونان تاخت و آتن را به آتش کشید، اما ناوگانش در سالامیس و سپاهش در پلاته (۴۷۹ پ. م) شکست خوردند.[۱۳] این شکستها به لشکرکشی او پایان داد و یونانیان جزایر دریای اژه و شهرهای یونانی آسیای صغیر را از تصرف هخامنشیان خارج کردند.[۱۴] سرانجام در ۴۴۹ پ.م. اردشیر اول (حکومت ۴۶۵–۴۲۴ پ. م) پیمان صلح کالیاس را با آتن منعقد ساخت؛ در طی آن هخامنشیان از دخالت در امور یونانیان آسیای صغیر چشم پوشید و آتنیان نیز نواحی غربی آناتولی را رها کردند.[۱۵] از دیگر اقدامات مهم اردشیر اول، فرونشاندن شورش مصر بود،[۱۶] و بازسازی کاخهای تخت جمشید میتوان یاد کرد.[۱۷]
| پایتخت | کارکرد اصلی | بینان گذار | دوره |
|---|---|---|---|
| پاسارگاد | پایتخت، مرکز تشریفاتی و محل دفن کوروش[۱۸] | حاکمان دستنشاندۀ پارس(قبل از کوروش)[۱۹] | تا آغاز حکومت داریوش اول[۲۰] |
| شوش | پایتخت زمستانی و اداری[۲۱] | داریوش اول (بر روی مرکز پیشین عیلام)[۲۲] | تا پایان امپراتوری[۲۳] |
| تخت جمشید | مهمترین مرکز تشریفاتی و آیینی نوروز[۲۴] | داریوش اول و جانشینان[۲۵] | ۳۳۰ پ.م. (در حملهٔ اسکندر سوخت و متروک شد)[۲۶] |
| هگمتانه | اقامتگاه تابستانی شاهان[۲۷] | پیش از هخامنشی[۲۸] | تا پایان امپراتوری[۲۹] |
| بابل | مرکز اداری و اقتصادی[۳۰] | کوروش پس از فتح و تاجگذاری در آن[۳۱] | تا پایان امپراتوری[۳۲] |
افول و فروپاشی: از اردشیر دوم تا داریوش سوم (۴۲۴–۳۳۰ پ. م)
حمله اسکندر و فروپاشی نهایی
فیلیپ دوم، شاه مقدونیه، که پیش از مرگ برنامهریزی حمله به ایران را آغاز کرده بود؛ در ۳۳۶ پ.م. ترور شد و اسکندر به جایش نشست.[۳۳] اسکندر در بهار ۳۳۴ پ.م. با ۴۰ هزار تن در گرانیک، سپاه هخامنشی به فرماندهی ساتراپهای محلی را شکست داد.[۳۴] در نوامبر ۳۳۳ پ.م. داریوش سوم با سپاهی از سراسر امپراتوری به ایسوس آمد و در ناحیهای باریک بین کوه و دریا موضع گرفت. این تدبیر ضعیف سبب شد که نتواند از برتری عددی سپاهش بر اسکندر بهره ببرد. سرانجام در برابر هجوم بیباکانهٔ اسکندر تاب نیاورد و با فرار خود، سپاهش را متلاشی کرد.[۳۵]
اسکندر پس از ایسوس به جنوب تاخت. صور و غزه را تسخیر کرد.[۳۶] سپس وارد مصر شد و مصریان از او بهعنوان رهاییبخش استقبال کردند.[۳۷] اما سرنوشتسازترین نبرد در اکتبر ۳۳۱ پ.م. در دشت گوگمل رخ داد. داریوش سوم میدان وسیعی برگزیده بود تا از برتری شمار سوارهنظام و ارابههای داسدار خود استفاده کند. اما اسکندر با شکافتن خط مقدم هخامنشیان، به سوی داریوش تاخت. داریوش بار دیگر گریخت و سپاهش دوباره فروپاشید.[۳۸] پس از گوگمل، بابل و شوش بدون جنگ به دست اسکندر افتاد. او وارد پرسپولیس شد (ژانویهٔ ۳۳۰)، خزاین آن را تصرف کرد و کاخهایش را به آتش کشید. داریوش سوم که به شرق گریخته بود، در تابستان ۳۳۰ پ.م. به دست بسوس، ساتراپ باختر کشته شد.[۳۹] با مرگ او در ۳۳۰ پ.م. امپراتوری هخامنشی رسماً پایان یافت.
جدول زمانی مهمترین رویدادهای سیاسی و نظامی هخامنشیان
| سال (پ. م.) | رویداد |
|---|---|
| 550 | شکست آستیاژ توسط کوروش؛ تأسیس امپراتوری هخامنشی[۴۰] |
| ۵۴۷–۵۴۶ | فتح لیدیه[۴۱] |
| ۵۳۹ | فتح بابل[۴۲] |
| ۵۲۵ | فتح مصر توسط کمبوجیه[۴۳] |
| ۵۲۲ | به قدرت رسیدن داریوش اول؛ سرکوب شورشهای سراسری[۴۴] |
| ۴۹۰ | شکست هخامنشیان در ماراتن (نخستین رویارویی با یونان)[۴۵] |
| ۴۸۰ | لشکرکشی خشایارشا به یونان؛ نبردهای ترموپیل و سالامیس[۴۶] |
| ۴۷۹ | شکست در نبردهای پلاته و میکال[۴۷] |
| ۴۴۹ | صلح کالیاس میان ایران و آتن[۴۸] |
| ۳۳۴ | حمله اسکندر مقدونی؛ نبرد گرانیک[۴۹] |
| ۳۳۳ | نبرد ایسوس[۵۰] |
| ۳۳۱ | نبرد گوگمل؛ سقوط بابل و شوش[۵۱] |
| ۳۳۰ | سقوط اکباتان، مرگ داریوش سوم[۵۲] |
عوامل دوام و فروپاشی
هخامنشیان باوجود گستردگی امپراتوری، در ادارهٔ آن کارآمد ظاهر شده بودند. تقسیم قلمرو به ساتراپیها، گماردن بازرسان ویژه، ایجاد راه شاهی، ضرب سکه با وزن و عیار استاندارد و احترام به آیینهای محلی از عوامل دوام ۲۲۰سالهٔ امپراتوری بود.[۵۳] با این حال، از میانهٔ قرن پنجم پ.م. نشانههای ناکارآمدی آن به ندریج آشکار شد.[۵۴]
شورشهای مکرر ساتراپها در نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمهٔ اول قرن چهارم پ.م. از مهمترین نشانههای ضعف نظام هخامنشی بودند. در سالهای ۳۹۲–۳۶۰ پ.م. چندین ساتراپ در غرب امپراتوری از جمله لیدیه، فریگیه و کاریه علیه مرکز قیام کردند. با وجود اینکه همگی سرکوب شدند، اما خسارت سنگینی به توان اداری و نظامی وارد آوردند.[۵۵] مصر که از ۵۲۵ پ.م. ساتراپی هخامنشی بود، میان سالهای ۴۰۴ تا ۳۴۳ پ.م. از امپراتوری جدا شد و تنها با لشکرکشی اردشیر سوم در ۳۴۳ پ.م. دوباره به تصرف درآمد.[۵۶]
فرمانروایی شاهان اخیر هخامنشی از درون نیز با چالش روبرو شده بود. اردشیر دوم (حک ۴۰۴–۳۵۹ پ. م) با شورش برادرش کوروش کوچک- که در کوناکسا کشته شد- مواجه بود.[۵۷] جانشین او اردشیر سوم (حک ۳۵۹–۳۳۸ پ. م) برای بازگرداندن نظم، خویشاوندان و اشراف را قتلعام کرد. خود او نیز در ۳۳۸ پ.م. به دست وزیرش باگواس کشته شد. داریوش سوم که باگواس او را به شاهی نشانده بود، وی را کشت و پادشاهی آشوبزده را تحویل گرفت.[۵۸] این کشمکشهای درباری توان مدیریتی و دفاعی امپراتوری را تحلیل برده بود.[۵۹]
ضعف فرماندهی و تاکتیک نظامی نیز از علل فروپاشی شمرده میشود. سپاه هخامنشی در اواخر دوره به جای تکیه بر پیادهنظام سنگیناسلحه (مشابه اسکندر)، به سوارهنظام و ارابههای داسدار وابسته بود. داریوش سوم در نبردهای سرنوشتساز ایسوس و گوگمل با وجود فزونی نیروها، به دلیل نبود ابتکار نظامی و فرماندهی توانمند، به راحتی شکست خورد.[۶۰] در مقابل، اسکندر از پیادهنظام سنگیناسلحه و سوارهنظام چیرهدست استفاده میکرد و خود در خط مقدم ماهرانه میجنگید[۶۱] و از نفوذ رهبران محلی و نارضایتی مصریان و بابلیان علیه هخامنشیان بهره میبرد.[۶۲] بیمیلی نسبت به بقای نظام هخامنشی به اندازهای رسیده بود که متولیان شهرهای شوش و تخت جمشید داوطلبانه دروازههای شهر را به روی اسکندر گشودند و حتی خود داریوش را یکی از ساتراپهایش به قتل رساند.[۶۳]
| سال حکومت (پ. م.) | رویدادهای مهم | |
|---|---|---|
| کوروش دوم | ۵۵۹–۵۳۰ | فتح ماد، لیدیه و بابل، آزادی یهودیان، گسترش قلمرو تا هند.[۶۴] |
| کمبوجیه | ۵۳۰–۵۲۲ | فتح مصر، گرفتن لقب فرعونی، مرگ در بازگشت.[۶۵] |
| داریوش اول | ۵۲۲–۴۸۶ | سرکوب شورشها، تقسیم قلمرو به ساتراپیها، احداث راه شاهی، ضرب سکه.[۶۶] |
| خشایارشا | ۴۸۶–۴۶۵ | سرکوب شورش مصر و بابل، لشکرکشی به یونان[۶۷] |
| اردشیر اول | ۴۶۵–۴۲۴ | سرکوب شورش مصر، صلح کالیاس، بازسازی تخت جمشید[۶۸] |
| اردشیر دوم | ۴۰۴–۳۵۹ | شورش برادرش کوروش کوچک و چندین ساتراپ[۶۹] |
| اردشیر سوم | ۳۵۹–۳۳۸ | کشتار خویشاوندان و اشراف، بازپسگیری مصر، کشتهشدن به دست باگواس[۷۰] |
| داریوش سوم | ۳۳۶–۳۳۰ | شکست در ایسوس و گوگمل از اسکندر، کشتهشدن به دست ساتراپ باختر[۷۱] |
نظام حکمرانی و حقوقی
ساختار قدرت و مشروعیت
هخامنشیان برای تثبیت قدرتشان بر مشروعیت دینی و تباری تکیه میکردند. داریوش اول در کتیبۀ بیستون، شاهنشاهی را بخشش اهورامزدا میداند و کوروش نیز در استوانۀ بابل حاکمیت خود را به ارادۀ الهی گره میزند. ادعای تبار سلطنتی نیز برای کسب مشروعیت مورد تأکید قرار میگرفت. چنانچه کوروش خود را از نوادگان هخامنش معرفی میکرد و داریوش نیز در کتیبۀ بیستون شجرنامهٔ خود را تا هخامنش پیش برده است.[۷۲]
در رأس ساختار نظام حاکمیتی، خود شاه قرار داشت که فرمانش قانون نهایی بود، اما در عین حال در موضوعات خاص با اشراف مشورت میکرد. ساتراپها در مرتبۀ دوم اقتدار قر ار داشتند. وظیفۀشان جمعآوری خراج، برپایی عدالت و تأمین امنیت بود. شاه در هر ساتراپی، برای جلوگیری از تمرکز قدرت، دو مقام دیگر، فرمانده نظامی و دبیر سلطنتی نیز تعیین میکرد. علاوه بر آنها بازرسانی به نام «چشم و گوش شاه» از ساتراپیها بازدید میکردند و مستقیماً به دربار گزارش میفرستادند.[۷۳]
ارتش هم از دو بخش تشکیل شده بود: سپاه شاهنشاهی و سپاهیانی که ساتراپها در زمان جنگ فرامیخواندند. در این میان فرماندهی کل با خود شاه بود.[۷۴] دیوانسالاری هخامنشی هم کتبی و چندزبانه بود. مکاتبات اداری به «آرامی» نوشته میشد و اسناد مرکزی به پارسی باستان، عیلامی و بابلی ثبت میگردید.[۷۵]
اما سازوکارهای تثبیت قدرت متنوع و در هر شرایطی متفاوت بود که سرکوب سریع شورشها، گروگانگیری و ازدواجهای سیاسی از آن جمله بودند.[۷۶] در رأس نخبگان، خاندانهای بزرگ پارسی قرار داشتند. واگذاری مناصب عالیه به آنان و حضورشان در شورای سلطنتی، نوعی مشارکت نخبگان در قدرت محسوب میشد. با این حال، همین خاندانها گاهی رقیب شاه میشدند و رویدادهایی چون قتل اردشیر سوم را رقم میزدند.[۷۷]
نظام حقوقی و دادرسی
نظام حقوقی هخامنشیان ترکیبی از فرامین شاه، تعالیم مذهبی و عرف محلی بود. شاه بالاترین مقام قضایی محسوب میشد و در برخورد با جرایم مهمی چون خیانت و شورش اختیار مطلق داشت.[۷۸] در مرتبهٔ پس از شاه، ساتراپها در ایالات خود اختیارات قضایی مشابه شاه داشتند و محاکم محلی نیز بر اساس آداب و رسوم خاص هر قلمرو به دادرسی میپرداختند.[۷۹]
دادگاهها با حضور چند قاضی برگزار میشدند و به دو بخش دادگاههای غیرروحانی و معبد تقسیم میگردیدند. دادگاههای غیرروحانی اختیار تجدیدنظر در آرای دادگاههای معابد را نیز داشتند. در عین حال نظام قضایی از نوع تفتیشی بود و قضات در تحقیق نقش فعالی ایفاء میکردند.[۸۰] در صورت اثبات جرایم سیاسی شدیدترین کیفرها را داشتند و مجازاتها غالباً خشن و نامتناسب با جرم بودند[۸۱]
در حکومت هخامنشیان نوآوریهایی نیز نسبت به دورههای پیشین شامل شکل گرفته بود. مانند سادهسازی رویههای دادرسی، تأکید بر مدارک معقول و ثبت حضور زنان به عنوان شاهد. با این وجود، حقوق و قوانین اساسی عمدتاً تداوم سنتهای حقوقی کهن بینالنهرین با نوآوریهایی در حوزههای روابط اقتصادی و حقوق اداری بود.[۸۲]
اقتصاد و معیشت [دیدگاه ۳]
کشاورزی و دامپروری
در باور زرتشتی، کشاورزی که عملی مقدس شمرده میشد، زمین را به بستر اصلی معیشت تبدیل کرده بود. در عین حال همگان به طور یکسان به آن دسترسی نداشتند و مالکیت آن متنوع بود.[۸۳] شاهان کشاورزی را برای امنیت غذایی و مالیات مهم میدانستند و آبادکننده زمین بایر را تا پنج نسل از مالیات معاف میکردند.[۸۴] نیروی کار روی زمین بیشتر مردان بودند؛ اما زنان فرودست نیز در این امر مشارکت داشتند.[۸۵]
هخامنشیان برای افزایش درآمد حکومت با قنات و سد، کشاورزی را در مناطق خشک هم گسترش میدادند.[۸۶] در عین حال درآمد دولت که ارتباط مستقیم با بارندگی داشت؛ درسالهای کمآبی با کاهش نرخ مالیات، کم میشد.[۸۷] در کنار کشاورزی، دامداری نیز رونق داشت که بیشتر در ساتراپنشینهای شرقی رائج بود؛ این شغل در مرکز شاهنشاهی نیز ساختاری نظاممند یافته بود و زیر نظر دیوان مرکزی فرار داشت و گلههای بزرگ گوسفند و شتر بخش مهمی از چرخه تولید و توزیع را تشکیل میدادند.[۸۸]
هخامنشیان در باغداری نیز مهارت داشتند و باغهای بزرگی به نام پردیس احداث کرده بودند که بعدها الگوی باغسازی اروپایی واقع شد. از ابتکار دیگر آنان انتقال بذر گیاهان به یونان بود که سبب افزایش تنوع محصولات شده بود.[۸۹]
تجارت و نظام مالیاتی
لازمۀ رونق تجارت واسطۀ داد و ستد بود که داریوش اول با ضرب سکههای طلا (داریک) و نقره (شِکِل) این مشکل را رفع و نظام پولی یکپارچهای ایجاد کرد. استانداردهای رسمی اوزان و مقیاسها را نیز در سراسر امپراتوری یکسانسازی کرد.[۹۰] راه شاهی، گذرنامههای رسمی برای دریافت جیره و امنیت راهها، تجارت را تسهیل میکردند[۹۱] و قشری از تاجران مانند خانواده اگیبی را به وجود آورده بود که با شاهان همکاری نزدیک داشتند و در رونق مالی سهیم بودند.[۹۲]
در زمان کوروش و کمبوجیه، درآمد دولت بیشتر از غنائم جنگی و هدایا تأمین میشد، اما داریوش با تقسیم امپراتوری به ساتراپیهای مالی، خراجی معین برای هر یک تعیین کرده بود[۹۳] که مجموع آن سالانه به بیش از ۱۴ هزار تالنت نقره میرسید[۹۴]
واژهٔ باجی در کتیبهها به معنی مالیات رایج بود که از عموم مردم گرفته میشد[۹۵] و میزان آن بسته به اوضاع درآمدی مردم متغیر دانسته شده است. در این میان پارسیان به عنوان قوم حاکم از پرداخت خراج پولی معاف بودند.[۹۶] مالیاتها هم به صورت نقره، طلا، غلات، دام یا صنایع دستی دریافت میشد؛ که بخشی از آن در محل برای هزینههای اداری و نظامی نگهداری و باقی به پایتخت ارسال میشد.[۹۷]
جامعه و نهادهای اجتماعی
ساختار طبقاتی، خانواده و جایگاه زنان
جامعهٔ هخامنشی دارای سلسلهمراتب اجتماعی شامل خاندان شاهی، مغان (روحانیون)، بزرگان (اشراف و فرماندهان) و کورتشهابود. گروه اخیر نیروی کار نیمهآزاد و سازمانیافته در زمینها و کارگاههای دولتی به شمار میآمدند. سه طایفۀ پاسارگاد، مارافی و ماسپی از دیگر قبایل پارسی برتر بودند و خاندان هخامنشی خود از طایفۀ پاسارگاد برخاسته بود.[۹۸]
بیشتر مردم در روستاها به کشاورزی و دامداری اشتغال داشتند و مشاغل عمدتاً از پدر به پسر منتقل میشد.[۹۹] نظام خانواده پدرشاهی بود و پدر مسئولیت تأمین معاش و تربیت فرزندان را بر عهده داشت[۱۰۰]
برخلاف روایت یونانی و بر اساس دستنوشتههای هخامنشی، زنان درباری از استقلال اقتصادی برخوردار و ملکهها دارای املاک و کارگاههای اختصاصی بودند.[۱۰۱] زنان عادی با فعالیت در مشاغل گوناگونی مانند بافندگی، زرگری دستمزد دریافت میکردند و زنان طبقات فرودست نیز در کشاورزی و دامداری مشارکت داشتند.[۱۰۲] جامعهٔ هخامنشی در زمینهٔ خانواده و سلامت مادران قوانین حمایتی داشت. از جمله پس از زایمان، مادر تا پنج ماه مرخصی با حقوق دریافت میکرد. [۱۰۳]
تعلیم و تربیت
تصویر روشنی از آموزش در عصر هخامنشی در دست نیست، اما برخی از شواهد نشان میدهند که نظام آموزشی ساختارمندی برقرار بوده است.[۱۰۴] هرودوت دوره تربیت کودکان را بین ۵ تا ۲۵ سالگی گزارش میکند که شامل سه مهارت «اسبسواری، تیراندازی و راستگویی» بوده است.[۱۰۵] پژوهشهای جدید این دوره را به سه مرحله تفکیک کردهاند: آموزش خانوادگی (۵-۷ سال)، آموزش عمومی (۷-۱۵ سال) برای خواندن و نوشتن و تربیت بدنی، و آموزش اختصاصی (از ۱۵ سال به بعد).[۱۰۶]
محتوای آموزش تنها به مهارتهای عملی محدود نمیشد. اصول اخلاقی محوری این دوره را راستگویی، امانتداری، رازداری و عدالتخواهی تشکیل میداد.[۱۰۷] افزون بر این، مغان و آموزگاران رعایت بهداشت عمومی و آداب اجتماعی را نیز به کودکان میآموختند.[۱۰۸]
البته این نظام و آموزشها همگانی نبود بلکه مختص طبقات ممتاز و بر پایه طبقات اجتماعی استوار بود.[۱۰۹] مکانهای آموزش نیز متنوع بود:آتشکدهها افزون بر جایگاه مذهبی، محل آموزش کودکان نیز به شمار میرفتند و مغان و موبدان متولیان اصلی آموزش امور دینی به حساب میآمدند.[۱۱۰]
خوراک و پوشاک
در جامعۀ هخامنشی، خوراک ترکیبی از منابع گیاهی و حیوانی متأثر از جغرافیا و طبقه بود. نان گندم و جو (پخت زنان) خوراک اصلی بود.[۱۱۱] گوشت گوسفند و بز پرمصرفترین، ولی گاو به سبب ارزش کشاورزی و هزینهٔ بالا کمتر ذبح میشد و بیشتر به دربار و قربانی اختصاص داشت.[۱۱۲]
در جشنهای ملی و آیینهای دینی نیز خوراکهای ویژهای تهیه میشد. در نوروز و مهرگان هفتچین و در تیرگان آش نذری. در مراسم زرتشتی، میزد و نان فطیر دَروُن به کار میرفت و نوشیدنی مقدس هوم نقشی محوری در نیایشها داشت.[۱۱۳]
در این دوره، پوشاک نیز افزون بر کارکرد پوششی، نقشی مهم در بازنمایی جایگاه اجتماعی و هویت ملی داشت. مردان دو نوع پوشش اصلی داشتند. جامۀ درباری که برخی پژوهشگران آن را «کندیز» نامیدهاند و ردایی بلند و چیندار با آستینهای گشاد.[۱۱۴] پوشش سرِ مردان کلاهی نمدی یا چرمی بود که یونانیان آن را تیارا مینامیدند.[۱۱۵] زنان که برهنگی و تننمایی را زشت و ناروا میشمردند پوشاکشان بهطور کلی بدنپوش بود و جامهای بلند و گشاد بر تن میکردند و گاهی روسری یا چادری مستطیلشکل بر سر میانداختند.[۱۱۶]
پارچههای رایج نیز شامل پشم، پنبه و کتان بود. در عین حال با ابریشم آشنایی نداشتند، اما از پرورش کرم ابریشم آگاه نبودند و نخهای ابریشمی را از طریق تجارت از چین و آسیای میانه وارد میکردند.
فرهنگ و آیین
دین رسمی و سیاست تساهل مذهبی
دربارهٔ دین رسمی هخامنشیان اختلاف نظر است. برخی آنان را زرتشتی میدانند و به شورشهای آغاز سلطنت داریوش رنگ دینی میدهند، برخی به مذهب قدیم آریایی پایبند میشمارند. در این میان آنچه روشن است آن است که اهورامزدا در کتیبهها خدای برتر معرفی شده است. در عین حال نام امشاسپندان در کتیبهها دیده نمیشود. از دورهٔ اردشیر دوم به بعد، نامهای میترا و آناهیتا نیز در کنار اهورامزدا ظاهر شدهاند. [۱۱۷] برخی از محققان را به این نتیجه رساندهاند که هخامنشیان به سه خدای اصلی باور داشتهاند: اهورامزدا در رأس و مهر و ناهید در درجۀ بعدی. در نتیجه دایره یا چرخ بالدار را نمادی از این سه خدا دانستهاند.[۱۱۸]
از سوی دیگر، در الواح اداری تخت جمشید نام اهورامزدا کمتر از خدایان ایلامی دیده میشود. این نشان میدهد که مردم عادی و کارمندان دربار، بیشتر خدایان محلی و بینالنهرینی را پرستش میکردند[۱۱۹] همچنین در متون آرامی بلخ متعلق به اواخر دوره هخامنشی، واژهای به نام بغی(bgy) آمده که احتمالاً به اهورامزدا یا یک خداوند محلی اشاره دارد.[۱۲۰]
آیینهای پرستش، جشن و تدفین
برپایۀ گزارش هرودت، پارسیان معابد نمیساختند و مراسم مذهبی خود را در فضای باز برگزار میکردند. قربانیکردن حیوانات و نوشیدن جوشاندۀ مقدس «هوم» نیز در مراسم دینی انجام میگرفت.[۱۲۱] اجرای این آیینها بر عهدۀ طبقۀ روحانی «مغان» بود که در الواح کشف شده، از آنان به عنوان «آتشبر» (مباشر آتش) یاد شده است. تنوع القاب مغان در این الواح نشان از سازماندهی منظم نهاد دینی در زمان هخامنشیان دارد.[۱۲۲]
نقشبرجستههای به دست آمده از تخت جمشید، شوش و پاسارگاد صحنههای نیایش شاه در برابر آتشدان یا نماد حلقه بالدار را به تصویر میکشند. مُهرهای هخامنشی نیز مملو از نقوش آیینی-نیایشی هستند؛ از جمله نقش شخصیتهای تاجدار در دو سوی آتشدان، همراه با درخت نخل و هلال ماه.[۱۲۳]
جامعۀ هخامنشی جشنهای متعددی را با راهنمایی مغان و موبدان برپا میداشت. مهمترین آنها نوروز بود که حکومت رسماً آن را در تخت جمشید در حضور نمانیدگان ملل تابعه برگزار میکرد.[۱۲۴] افزون بر نوروز، جشنهای دیگری چون مهرگان، تیرگان، سده و گاهنبارها نیز برگزار میشدند[۱۲۵]
شیوههای تدفین در دورۀ هخامنشی نیز متأثر از باورهای محلی و آیین زرتشتی متنوع بود: آرامگاهسازی، گوردخمهای، تدفین تابوتی، تدفین گودالی ساده و تدفین استودانی. این تنوع نشان میدهد که هخامنشیان یک آیین تدفین اجباری را تحمیل نمیکردند.[۱۲۶]
علم و هنر
هنــــــر
هنر هخامنشی هنری درباری و تلفیقی است. این هنر از فرهنگهای ملتهای تابعهٔ امپراتوری تأثیر پذیرفته است. با این حال، هخامنشیان با گزینش و بازآفرینی این عناصر، سبکی یکدست و باشکوه پدید آوردهاند.[۱۲۷] نقشهای برجسته، جانوران ترکیبی و جواهرات، بازتابدهندهٔ مفاهیم اساطیری و از ویژگیهای شاخص هنر هخامنشی است.[۱۲۸].
اما نماد اصلی هنر هخامنشی معماری است که با بهرهگیری از هنر ملل تابعه و آمیختن آن با ذوق پارسی پدید آمده است.[۱۲۹] نمونههای برجستۀ این معماری تلفیقی، آرامگاه پلّهپلّهای کوروش[۱۳۰] و ستونهای باریک و بلند پاسارگاد است که نشان از نقش سنگتراشان یونانی دارد، در عین حال به سبب تناسب ویژۀشان، کاملاً هخامنشی و نوآورانه ارزیابی میشوند.[۱۳۱] داریوش نیز در شوش با مشارکت ملل مختلف کاخی ساخت.[۱۳۲]
اوج این هنر در تخت جمشید دیده میشود؛ مجموعهای بر صفهای سنگی با تالارهای ستوندار.[۱۳۳] در معماری هخامنشی فضای داخلی تالارها اصل محسوب میشود که هدف از ساخت آن ایجاد محلی برای گردهمآییهای تشریفاتی میباشد.[۱۳۴] تندیسها و نقوش برجستۀ پلکانها نیز با تأثیرپذیری از هنر آشور و مصر، صحنههای باجدهی اقوام گوناگون را با نظمی یکپارچه نمایش میدهند (امیری، «هنر معماری هخامنشیان»، ۱۳۸۶ش، ص۶۲). اگرچه هخامنشیان از هنر ملل مغلوب اقتباس کردهاند، اما به تقلید صرف بسنده نکرده و عناصر خارجی را با سلیقه و ابتکار پارسی درآمیختهاند و سبکی نو و مستقل پدید آوردهاند.[۱۳۵]
علوم و مراکز علمی
در دوره هخامنشی، مراکز علمی و کتابخانههای متعددی در سراسر قلمرو برپا بودند که به تولید و ثبت دانش در حوزههای پزشکی، نجوم و فلسفه میپرداختند. از مهمترین این مراکز میتوان به کتابخانهٔ دژنیشت در تخت جمشید، شیپکان یا شیزیکان در آذربایجان، اَگَر در هگمتانه، و نیز مراکز ری شهر یا ریواردشیر و بلخ اشاره کرد. افزون بر آنها، دانشکدۀ برسیا و دانشکدۀ پزشکی سایَش نیز از مؤسسات علمی این دوره به شمار میرفتند.[۱۳۶]
در این دوره، علم پزشکی از جایگاه ویژهای برخوردار بود و متون مقدس زرتشتی، به ویژه اوستا، دانش پزشکی را با باورهای دینی درآمیخته بودند. در اوستا، پزشکی به شاخههای تخصصی متعددی تقسیم شده بود. این تخصصها شامل کِرتپزشک، مَنتَر پزشک، دارپزشک، گیاه پزشک و تَن پزشک میشدند. نظریۀ درمانی رایج بر پایۀ عناصر چهارگانۀ آب، آتش، خاک و هوا استوار بود – نظریهای که بعدها در یونان به جالینوس نسبت داده شد.[۱۳۷]
دربار هخامنشی میزبان پزشکان یونانی چون کتریس نیز بود که پس از بازگشت از ایران، کتابی در تاریخ و جغرافیای ایران و هند نگاشت. در نجوم نیز دبار از منجمان ملل تابعهای چون بابلی حمایت میکرد.[۱۳۸] اندیشۀ بروج دوازدهگانۀ سال و تقسیم جهان به هفت اقلیم بازماندۀ آن دوران است.[۱۳۹]
میراث و تداوم
ابعاد محتلف میراث تمدنی هخامنشیان در نظامهای بعدی با درجات متفاوت انعکاس و تداوم یافت. از جملۀ آنها تقسیمات اداری و راههای شاهی هخامنشی است که در دورهٔ سلوکیان پیگیری شد.[۱۴۰] اشکانیان نیز از سنت هخامنشی در سکهزنی، لقبهای شاهنشاهی و آیینهای درباری بهره گرفتند.[۱۴۱]ساسانیان هم خود را وارثان هخامنشیان معرفی کرده و مراکز حکومتیشان را در کنار آرامگاههای هخامنشی بنا نهادند.[۱۴۲]
نظام پُستی هخامنشی در دورههای سلوکی، اشکانی، ساسانی و حتی پس از اسلام تحت نام برید تداوم یافت.[۱۴۳] واژهٔ «ساتراپ» در منابع یونانی و لاتین حتی تا سدههای میانه بر فرمانداران شرقی اطلاق میشد.[۱۴۴]
سنتهای معماری هخامنشی در کنار میراث پارتی در دورهٔ ساسانی به کار رفت و از رهگذر معماری ساسانی بر کاخسازی دوران متقدم اسلامی مانند مشتّی، خربة المفجر و سامرا تأثیر نهاد.[۱۴۵] الگوی «پلان نهقسمتی برونگرا» که در کاخهای هخامنشی دیده میشد، در دورهٔ اسلامی در برخی کاخها از جمله چهلستون قزوین و هشت بهشت اصفهان احیا گردید.[۱۴۶]
ایدئولوژی برگزیدگی شاه توسط اهورامزدا و دادگری بهعنوان پایهٔ فرمانروایی، به ساسانیان رسید و مفهوم «فَرّ ایزدی» در میان آنها نیز ریشه در اندیشهٔ هخامنشی داشت.[۱۴۷] با این حال، در منابع ساسانی به جای شاهان هخامنشی، پادشاهان اساطیری کیانی مانند کیخسرو، لهراسب، گشتاسب، بهمن و داراب نشسته است.[۱۴۸] و ویژگیهای «شاه آرمانی دادگر» که ریشه در اندیشهٔ هخامنشی داشت، به همین شاهان کیانی نسبت داده شده است.[۱۴۹]
در حوزهٔ پزشکی، برخی پژوهشگران بر این باورند که پیشرفت پزشکی یونان در سدهٔ پنجم پیش از میلاد با بهرهمندی از منابع شرقی (از جمله ایران) همراه بود.[۱۵۰] تقسیمبندی هخامنشیان از ماههای دوازدهگانه و تقسیم جهان به هفت اقلیم در کیهانشناسی اسلامی نیز خود را نشان داد. این میراث علمی که عمدتاً توسط مغان حفظ و منتقل میشد، سرانجام به تمدنهای دیگر نیز راه یافت.[۱۵۱]
در دوران اسلامی، مورخان روایتهای مرتبط با هخامنشیان را از منابع یونانی و سریانی نقل کردند.[۱۵۲] اما بازیابی جدی میراث هخامنشی با سفرهای اروپاییان به ایران و کاوشهای باستانشناسی در سدهٔ نوزدهم و رمزگشایی خط میخی آغاز شد.[۱۵۳]
در پرتو یافتههای جدید برخی پژوهشگران متأخر کوشیدهاند با تکیه بر مجسمۀ منسوب به کوروش در پاسارگاد که تاجی شاخمانند بر سر دارد، و نیز توجه به معنای لقب «ذوالقرنین» (صاحب دو شاخ) او را با کوروش کبیر یکی بدانند. درحالیکه نظریۀ سنتیتر، ذوالقرنین را بر اسکندر مقدونی تطبیق میدهد.[۱۵۴] این تلاشها نشاندهندهٔ تأثیرگذاری ژرف نمادها و شخصیتهای هخامنشی بر حافظهٔ دینی و تاریخی ملل منطقه است.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۸۶.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۷۶-۷۷.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۷۹.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۴–۷۶؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۰۵.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۵۳۶.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۷.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۰۸–۲۰۹.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۵۶۹–۱۵۷۰.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۱–۲۱۵.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۵–۲۲۰.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۶۷۰–۶۸۲.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۶۹۲–۶۹۵.
- ↑ دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، صص۲۱۵–۲۱۶، ۲۳۰-۲۳۵، ۲۰۴-۲۱۰، ۱۹۹؛ Briant, From Cyrus to Alexander, 2002, p.158-159; Kuhrt, The Persian Empire, 2007, p.179
- ↑ Waters, Ancient Persia, 2014, p.124.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۸۵.
- ↑ دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص283، 274.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۸۷.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۵۶۲.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۵۶۲.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۶۹۵.
- ↑ قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۵۳۱.
- ↑ کریمان، قصران (کوهسران)، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۶۳۷.
- ↑ دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۱۶–۷۲۹.
- ↑ قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۱۰.
- ↑ جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۳۴۳.
- ↑ راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱۳۵۴ش، ج۱، ص۵۳۳.
- ↑ جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۱۸۰.
- ↑ جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۱۷۶.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۵۰.
- ↑ احمدی کرمانی، تاریخ یحیی، ۱۳۸۶ش، ص۴۰.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۶۹.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۴۷.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۱۸.
- ↑ دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۴۸–۶۴۹.
- ↑ دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۶۶–۶۶۸؛ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۴۴۷.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۳۴۱؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۴۰
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۱۴.
- ↑ دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۰۸.
- ↑ دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۱۶–۷۲۹.
- ↑ حتی، شرق نزدیک در تاریخ، ۱۳۸۲ش، ص۵۵.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۷۷.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۷۷.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۰۵.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۰.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۵۵.
- ↑ حتی، شرق نزدیک در تاریخ، ۱۳۸۲ش، ص۵۶.
- ↑ بیات، تاریخ تطبیقى ایران با كشورهاى جهان، ۱۳۸۴ش، ص۱۹.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۸۵.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۱۰.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۱۲.
- ↑ بیات، تاریخ تطبیقى ایران با كشورهاى جهان، ۱۳۸۴ش، ص۲۳.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۵۰.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۲–۹۵.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۰۶.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۰۶.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۹۲۷.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۰۳.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۱۶۵، ۱۱۸۳، ۱۱۸۹
- ↑ پورعزت و طاهری، «بررسی دلایل فروپاشی حکومت و تمدن باستانی هخامنشیان»، ۱۳۸۵ش، ص۷۹-۱۱۸.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۲۵۸.
- ↑ Tarn, Hellenistic Military and Naval Developments, 2010, p.1-30, 57
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۱۳؛ Heckel, “The Levant and Egypt: Collaboration and Resistance”, in In the Path of Conquest: Resistance to Alexander the Great, 2020, p.98-129
- ↑ Gershevitch (ed.), The Cambridge History of Iran, Volume 2: The Median and Achaemenian Periods, 1985, p.420-423
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۷۶-۷۷.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۴–۷۶؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۰۵.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۱–۲۲۰.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۹۶.
- ↑ دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۲۸۳، ۲۷۴؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۸۷.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۰۳.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۱۶۵، ۱۱۸۳، ۱۱۸۹.
- ↑ دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۶۶–۶۶۸، ۷۰۸، ۷۱۶–۷۲۹؛ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۴۴۷.
- ↑ جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۲۱۱؛ قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۷۰۶؛ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۹، ۱۰۷.
- ↑ جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۲۱۱؛ قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۷۰۶.
- ↑ گزنفون، کورش نامه، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۸.
- ↑ مصطفوی، اقلیم پارس، ۱۳۷۵ش، ص۳۳۴.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۹، ۸۳–۸۴؛ گزنفون، کورش نامه، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۸.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۲–۲۱۳.
- ↑ ماگدالن و کاملی، نظامهای قضایی و حقوقی هخامنشیان، ۱۳۹۹ش، ص۶۷؛ احمدپور، نظام قضایی ایران در عهد باستان، ۱۳۸۸ش، ص۸.
- ↑ احمدپور، «نظام قضایی ایران در عهد باستان»، ۱۳۸۸ش، ص۱۰
- ↑ ماگدالن و کاملی، «نظامهای قضایی و حقوقی هخامنشیان»، ۱۳۹۹ش، ص۶۷-۶۹.
- ↑ احمدپور، «نظام قضایی ایران در عهد باستان»، ۱۳۸۸ش، ص۱۳-۱۴.
- ↑ ماگدالن و کاملی، «نظامهای قضایی و حقوقی هخامنشیان»، ۱۳۹۹ش، ص۶۹، 71-74.
- ↑ تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۰-۴۹۱؛ کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۱.
- ↑ تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۸۷، ۴۹۲-۴۹۳.
- ↑ خسروی و ایمانپور، «فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی زنان فرودست در دوره هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۱۳۰-۱۳۲.
- ↑ تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۴-۴۹۶.
- ↑ کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۴.
- ↑ یوسفجمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپنشینهای غربی ایران در شاهنشاهی هخامنشی»، ۱۳۹۲ش، ص۳۸؛ مکوندی، «چشمانداز روستا و فعالیتهای کشاورزی...»، ۱۴۰۳ش، ص۱۷-۲۰.
- ↑ تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۷-۴۹۹.
- ↑ یوسفجمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپنشینهای غربی ایران»، ۱۳۹۲ش، ص۴۵؛ میرزایی، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، ۱۳۸۳ش، ص۱۵.
- ↑ کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۱۸-۱۱۹.
- ↑ میرزایی، «شاهنشاهی هخامنشی و تجارتخانه اگیبی»، ۱۳۹۲ش، ص۸۰-۸۳، ۸۸-۸۹.
- ↑ بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.
- ↑ یوسفجمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپنشینهای غربی ایران»، ۱۳۹۲ش، ص۴۸.
- ↑ میرزایی، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، ۱۳۸۳ش، ص۱۱.
- ↑ بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.
- ↑ اسدی، «اقتصاد در عصر هخامنشیان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۳؛ بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.
- ↑ جلیلیان، «ساختار سیاسی-اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد»، ۱۳۹۶ش، ص۱۴۲.
- ↑ احمدی براورسان، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورۀ هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۲۸-۲۹.
- ↑ حاجیمیرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۴.
- ↑ اسکندری و بادامچی، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه...»، ۱۴۰۴ش، ص۸۳-۸۵؛ کاملی، «زنان پشت پرده و زنان پیش رو»، ۱۴۰۰ش، ص2، ۹-۱۰؛ افخمی، زینیزاده جدی و حسینینیا، «مطالعه جایگاه زن در دوره هخامنشی و ...»، ۱۳۹۷ش، ص۵۳۵.
- ↑ حسینی بجدنی و جمالی، «مشارکت اقتصادی زنان غیر درباری در عصر هخامنشی ...»، ۱۴۰۰ش، ص۷۶-۸۹؛ احمدی براورسان، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورۀ هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۳۰.
- ↑ اسکندری و بادامچی، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه بر اساس الواح تخت جمشید»، ۱۴۰۴ش، ص۹۲؛ یارمحمدی و دیگران، «حقوق پزشکی زنان در ایران باستان»، ۲۰۱۳م، ص۱۵۷-۱۵۸.
- ↑ پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۸۰.
- ↑ زرگران، دانشآموز و محققزاده، «آموزش علوم پزشکی در ایران باستان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۶-۱۰۷.
- ↑ حاجیمیرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۶-۷.
- ↑ حاجیمیرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۵.
- ↑ امیربهرامی، «نظری به اخلاق و آداب و رسوم ایرانیان عصر هخامنشی»، ۱۳۸۱ش، ص۶؛ پانوسی، گرایشهای علمی و فرهنگی ایران...، ۱۳۸۳ش، ص۷۰.
- ↑ پانوسی، گرایشهای علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۲.
- ↑ حاجیمیرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۷، ۱۴.؛ زرگران، دانشآموز و محققزاده، «آموزش علوم پزشکی در ایران باستان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۸.
- ↑ ربیعزاده، «خوراک در ایران باستان»، ۱۳۹۹ش، ص۱۰.
- ↑ رحیمی و غضنفری، «مصرف گوشت و انواع آن در دوره هخامنشی»، ۱۴۰۱ش، ص۱۴۴-۱۴۵، ۱۵۰-۱۵۱، ۱۵۹، ۱۶۱، ۱۶۴.
- ↑ ربیعزاده، «خوراک در ایران باستان»، ۱۳۹۹ش، ص۱۰-۱۳.
- ↑ جورجینا تامپسون؛ سیدین، مژگان، «پوشاک ایرانیان در دوران هخامنشی ...»، ۱۳۸۱ش، ص۳۸۳، ۳۸۵-۳۸۶؛ ذکاء، «جامه پارسیان در دوره هخامنشیان»، ۱۳۴۲ش، ص۱۴-۱۵.
- ↑ ذوالریاستین و روحانی، «مروری بر پارچهها، پوشاک، نقوش و نمادهای آنها در دوره هخامنشی»، ۱۴۰۰ش، ص۲۸-۲۹
- ↑ جلیلیان و فاطمی، «پوشش زنان در ایران باستان (مطالعه موردی دوره هخامنشیان)»، ۱۳۹۰ش، ص۳، ۱۵-۱۸.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۹۲۷؛ ثانوی و دیگران، «بررسی دین و آیین در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۳۵۶-۳۶۴.
- ↑ ذکاء، «پرتوی نوین بر دین هخامنشیان»، ۱۳۵۱ش، ص۱۹-۲۰.
- ↑ کریمی، بوشاسب گوشه و کامرانی فر، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید ...»، ۱۴۰۳ش، ص۵۵۲.
- ↑ صفایی، «اهمیت و جایگاه متون آرامی بلخ...»، ۱۳۹۳ش، ص۱۷۲.
- ↑ کریمی، بوشاسب گوشه و کامرانی فر، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید ...»، ۱۴۰۳ش، ص۵۵۲. مزداپور، کتایون، و لطیف پور، صبا. «گیاه هوم و نقش آن در آیینها و اساطیر هندو ایرانی»، 1390، ص211
- ↑ حسینی سرابی و زرینکوب، «مغان در روزگار هخامنشیان...»، ۱۳۹۵ش، ص33-34 و 40.
- ↑ خداوندگاری، دادور و معظمی، «نمادشناسی نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی»، ۱۴۰۴ش، ص24-27.
- ↑ بلوکباشی، «نوروز و جشن نوروزی در مزداکدۀ امپراتوری هخامنشیان»، ۱۳۹۲ش، ص۲۲۴-۲۲۶.
- ↑ احمدی براورسان، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورۀ هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۳۰-۳۱.
- ↑ حاجیزاده، فیروزمندی و سعیدیهرسینی، «پژوهشی در شیوههای تدفین هخامنشی ...»، ۱۴۰۰ش، ص۱۲۹-۱۳۰.
- ↑ ولایتی، «تأثیر هنر ملل تابعه امپراتوری هخامنشیان بر هنر و معماری آنها»، ۱۳۸۹ش، صص۸۷-۹۴؛ امیری، «هنر معماری هخامنشیان»، ۱۳۸۶ش، ص۵۶-۶۴.
- ↑ دادور و روزبهانی، «مطالعه تطبیقی جانوران ترکیبی در هنر هخامنشیان و آشوریان ...»، ۱۳۹۵ش، ص۱۷-۲۱، ۲۸-۲۹.
- ↑ سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۳.
- ↑ استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۱۲.
- ↑ سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۶.
- ↑ استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۱.
- ↑ سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۷۵.
- ↑ استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۱.
- ↑ سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۷.
- ↑ پانوسی، گرایشهای علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۴؛ پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۷۷، ۸۲-۸۳.
- ↑ پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۸۱-۸۲، ۸۵.
- ↑ پانوسی، گرایشهای علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۵-۷۶، ۶۸.
- ↑ جعفری دهقی، «سرچشمههای دانش در عهد باستان... »، ۱۳۸۶ش، ص۳۱-۳۲، ۴۱.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۲۸. Engels, Benefactors, Kings, Rulers: Studies on the Seleukid Empire between East and West, Studia Hellenistica 57, 2017, p.45؛ Plischke, “Persianism under the Early Seleucid Kings? The Royal Title ‘Great King’”, in Persianism in Antiquity, ed. Strootman and Versluys, 2017, p.168
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۲۶۸۰، ۲۶۸۲، ۲۶۶۰.
- ↑ بیرونی، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، ۱۳۸۰ش، ص۵۷۷؛ شیروانی، بستان السیاحة، بیتا، ص۱۲۶؛ کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، ۱۳۶۸ش، ص۱۴۳، ۱۷۵، ۱۹۱، ۲۰۳، ۲۹۶.
- ↑ راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱۳۵۴ش، ج۱، ص۵۴۴؛ موریه، سفرنامه جیمز موریه، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۲۱۵–۲۲۰.
- ↑ Harper, “Satrap”, Online Etymology Dictionary.
- ↑ پورعلینقی، «بررسی تطبیقی معماری هخامنشی با معماری ساسانی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹، ۶۰؛ بیر، «کاخهای ساسانی و تأثیر آنها در دورهٔ متقدم اسلامی»، ۱۳۹۸ش، ص۷۷.
- ↑ بلیلان و رفیعی، «سیر تحول پلانهای مربع (۹ قسمتی) …»، ۱۴۰۳ش، ص۳۸-۳۹.
- ↑ محمدی و بیطرفان، «انتقال و تحول اندیشه سیاسی فرّه ایزدی»، ۱۳۹۱ش، ص۵-۷ و ۱۰-۱۲.
- ↑ فلاحی و دیگران، «پژوهشی در بنیانهای اساطیری و تاریخی کیانیان»، ۱۳۹۹ش، ص۱۴۰-۱۴۵.
- ↑ زمانی، «شاه آرمانی در ایران باستان»، ۱۳۶۶ش، ص۱۲۵-۱۲۸ و ۱۳۲-۱۳۳.
- ↑ پانوسی، گرایشهای علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۵-۷۶، ۶۸.
- ↑ جعفری دهقی، «سرچشمههای دانش در عهد باستان... »، ۱۳۸۶ش، ص۳۱-۳۲، ۴۱.
- ↑ Hoyland, The 'History of the Kings of the Persians', 2018, introduction.
- ↑ موسوی، «تاریخچه مختصر فعالیتهای باستانشناسی در ایران»، ۱۳۷۸ش، ص۶۹-۷۱.
- ↑ شبانکارهای، مجمع الأنساب. ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۲۱۱؛ حاجی خلیفه، ترجمه تقویم التواریخ، 1376ش، ص 202.
دیدگاههای ارزیابان
- ↑ هندسه طولانی است و عبارت های بین پرانتز حذف شود
- ↑ این عبارت چیست؟
- ↑ این قسمت هم شکم داده شده است. شما به تفصیل وارد بیان تمام خصوصیات اقتصاد و معیشت شده اید. لازم بود که شما به صورت نقطه زن موارد مهم اقتصاد و معیشت و همچنین بحث بعدی را ذکر میکردید. بعد هر کدام به مدخل جداگانه تبدیل میشد تا در مقاله جداگانه به صورت دقیق نگارش شود.
منابع
- احمدپور، ایوب، «نظام قضایی ایران در عهد باستان»، مطالعات ایرانی، شماره ۱۵، بهار ۱۳۸۸ش.
- احمدی براورسان، معصومه، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورۀ هخامنشیان»، رشد آموزش تاریخ، شماره ۸۱، پاییز ۱۴۰۱ش.
- احمدی کرمانی، یحیی، تاریخ یحیی، کرمان، دانشگاه شهید باهنر کرمان، ۱۳۸۶ش.
- اسدی، علیرضا، «اقتصاد در عصر هخامنشیان»، رشد آموزش تاریخ، شماره ۴۵، زمستان ۱۳۹۰ش.
- اسکندری، هدیه و بادامچی، حسین، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه بر اساس الواح تخت جمشید»، پژوهشهای تاریخی، سال هفدهم، شماره ۲ (پیاپی ۶۶)، ۱۴۰۴ش.
- استیرلن، هانری، «معماری دوره هخامنشیان»، ترجمه منصور فلاحنژاد، نشریه هنر، شماره ۳۲، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش.
- افخمی، بهروز و دیگران، «مطالعه جایگاه زن در دوره هخامنشی و آشوری براساس شواهد باستانشناسی»، زن در فرهنگ و هنر، دوره دهم، شماره ۴، ۱۳۹۷ش.
- امیری، معصومه، «هنر معماری هخامنشیان»، رشد آموزش هنر، شماره ۱۲، زمستان ۱۳۸۶ش.
- امیربهرامی، غلامعلی، «نظری به اخلاق و آداب و رسوم ایرانیان عصر هخامنشی»، پیشینه (نشریۀ مرکز اسناد و کتابخانۀ ملی)، شماره ۲، بهار ۱۳۸۱ش.
- بلیلان، لیدا و رفیعی، سپیده، «سیر تحول پلانهای مربع (۹ قسمتی) از هخامنشی تا کوشکهای هشت بهشت صفوی»، ماهنامه پژوهش در هنر و علوم انسانی، سال نهم، شماره ۵ (پیاپی ۶۶)، ۱۴۰۳ش.
- بلوکباشی، علی، «نوروز و جشن نوروزی در مزداکدۀ امپراتوری هخامنشیان»، بخارا، سال شانزدهم، شماره ۹۸، بهمن و اسفند ۱۳۹۲ش.
- بهاری خیرجوی، سعید، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد، شماره ۲۸۹۳، تاریخ درج مطلب: ۲۶ فروردین ۱۳۹۲ش.
- بیر، الیونل، «کاخهای ساسانی و تأثیر آنها در دورهٔ متقدم اسلامی»، ترجمهٔ احسان طهماسبی، نشریه گلستان هنر، شماره ۱۷، ۱۳۹۸ش.
- بیرونی، ابوریحان، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، ۱۳۸۰ش.
- بیات، عزیز الله، تاریخ تطبیقى ایران با كشورهاى جهان (از ماد تا انقراض سلسله پهلوی)، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۴ش.
- پانوسی، استفان، گرایشهای علمی و فرهنگی ایران، از هخامنشیان تا پایان صفویه، تهران، نشر بلخ، ۱۳۸۳ش.
- پورعزت، علیاصغر و طاهری عطار، غزاله، «بررسی دلایل فروپاشی حکومت و تمدن باستانی هخامنشیان»، پژوهش حقوق و سیاست، شماره ۲۱، ۱۳۸۵ش.
- پورعلینقی، سبا، «بررسی تطبیقی معماری هخامنشی با معماری ساسانی»، دوفصلنامهٔ علمی-تخصصی ایران خرد، سال اول، شماره ۲، ۱۴۰۲ش.
- پهلوان، اسماعیل، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، تاریخ روایی، سال اول، شماره ۲، پاییز ۱۳۹۵ش.
- پیرنیا، حسن، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، جلد ۱، تهران، خیام، ۱۳۸۰ش.
- پیرنیا، حسن، تاریخ ایران باستان، جلدهای ۱، ۲، ۳، ۴، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۷۵ش.
- تک، مهرداد و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، مطالعات راهبردی علوم انسانی و اسلامی، شماره ۵۲، بهار ۱۴۰۲ش.
- تامپسون، جورجینا و سیدین، مژگان، «پوشاک ایرانیان در دوران هخامنشی با توجه به نقوش تخت جمشید: موضوعات مربوط به "کندیز" (Kandys) و پوشاک دیگر»، اثر، شماره ۳۳ و ۳۴، بهار و تابستان ۱۳۸۱ش.
- ثانوی، محمدحسین و دیگران، «بررسی دین و آیین در دوره هخامنشیان»، مجموعه مقالات اولین کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت، تعلیم و تربیت در آموزش و پرورش، تهران، ۱۳۹۳ش.
- جعفری دهقی، محمود، «سرچشمههای دانش در عهد باستان و تأثیر ایرانیان بر انتشار علوم»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، شماره ۱۸۴، ۱۳۸۶ش.
- جکسون، آبراهام والنتاین ویلیامز، سفرنامه جکسن، تهران، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۹ش.
- جلیلیان، شهرام، «ساختار سیاسی-اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد»، جامعهشناسی تاریخی، دوره ۹، شماره ۲، ۱۳۹۶ش.
- جلیلیان، شهرام و فاطمی، سید علی، «پوشش زنان در ایران باستان (مطالعه موردی دورۀ هخامنشیان)»، تحقیقات فرهنگی ایران، شماره ۱۵، ۱۳۹۰ش.
- حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، ترجمه تقویم التواریخ (سالشمار وقایع مهم جهان از آغاز آفرینش تا سال ۱۰۸۵ق)، تهران، احیاء کتاب، ۱۳۷۶ش.
- حاجیزاده شیرمرد، محمد و دیگران، «پژوهشی در شیوههای تدفین هخامنشی با تأکید بر تومولوس تاتارلی»، جستارهای باستانشناسی ایران پیش از اسلام، سال ۶، شماره ۱ (پیاپی ۱۱)، ۱۴۰۰ش.
- حاجیمیرآقا، اسماعیل و رنجبری، مینا، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای نوین در مدیریت، اقتصاد و علوم انسانی، باتومی، گرجستان، ۱۳۹۵ش.
- حتی، فیلیپ خوری، شرق نزدیک در تاریخ، ترجمهٔ قمر آریان، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۲ش.
- حسینی بجدنی، فرشته السادات و جمالی، بهرخ، «مشارکت اقتصادی زنان غیر درباری در عصر هخامنشی با استناد به الواح تخت جمشید»، مطالعات ایران کهن، سال اول، شماره ۲، پاییز و زمستان ۱۴۰۰ش.
- حسینی سرابی، فرحناز و زرینکوب، روزبه، «مغان در روزگار هخامنشیان براساس متن کلاسیک و الواح باروی تخت جمشید»، مطالعات تاریخ فرهنگی، سال هفتم، شماره ۲۷، ۱۳۹۵ش.
- خداوندگاری، الهام و دیگران، «نمادشناسی نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی»، مطالعات بینرشتهای هنرهای تجسمی، دوره ۴، شماره ۸، ۱۴۰۴ش.
- خسروی، زهره و ایمانپور، محمدتقی، «فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی زنان فرودست در دوره هخامنشیان»، تحقیقات تاریخ اجتماعی، سال ۱۲، شماره ۱، بهار و تابستان ۱۴۰۱ش.
- دادور، ابوالقاسم و روزبهانی، رویا، «مطالعه تطبیقی جانوران ترکیبی در هنر هخامنشیان و آشوریان با تاکید بر نقوش برجسته و مهرها»، نگره، سال ۱۱، شماره ۳۹، ۱۳۹۵ش.
- دیودوروس (سیسیلی)، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، تهران، جامی، ۱۳۸۴ش.
- ذکاء، یحیی، «جامه پارسیان در دوره هخامنشیان»، هنر و مردم، شماره ۱۶، بهمن ۱۳۴۲ش.
- ذکاء، یحیی، «پرتوی نوین بر دین هخامنشیان»، هنر و مردم، شماره ۱۲۴ و ۱۲۵، ۱۳۵۱ش.
- ذوالریاستین، علیاکبر و روحانی، سارا، «مروری بر پارچهها، پوشاک، نقوش و نمادهای آنها در دوره هخامنشی»، باستانشناسی ایران، شماره ۲۱، پاییز و زمستان ۱۴۰۰ش.
- +ربیعزاده، علی، «خوراک در ایران باستان»، رشد آموزش تاریخ، شماره ۷۶، زمستان ۱۳۹۹ش.
- رحیمی، فائزه و غضنفری، کلثوم، «مصرف گوشت و انواع آن در دوره هخامنشی»، تحقیقات تاریخ اجتماعی، سال دوازدهم، شماره ۱، بهار و تابستان ۱۴۰۱ش.
- راوندی، مرتضی، تاریخ اجتماعی ایران، جلد ۱ و ۵، تهران، امیر کبیر، ۱۳۵۴ش.
- سالاری، کوروش، «انحطاط امپراتوری هخامنشی / بررسی دلایل سقوط هخامنشیان»، رهاورد مهر، تاریخ درج مطلب: ۲۳ ژوئیه ۲۰۲۲.
- سایکس، پرسی مولزورث، تاریخ ایران، جلد ۱، تهران، افسون، ۱۳۸۰ش.
- سید، محمود و بابایی توسکی، مهناز، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، پژوهشنامه تاریخ، سال دهم، شماره ۳۷، زمستان ۱۳۹۳ش.
- شبانکارهای، محمد بن علی، مجمع الأنساب، جلد ۱، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۱ش.
- شیروانی، زینالعابدین بن اسکندر، بستان السیاحة، تهران، کتابخانه سنایی، «بیتا».
- صفایی، یزدان، «اهمیت و جایگاه متون آرامی بلخ در تاریخ و فرهنگ دورۀ هخامنشی»، نقد کتاب، سال اول، شماره ۳ و ۴، پاییز و زمستان ۱۳۹۳ش.
- طالعزاری، علی، «نظام حاکم بر جرایم و مجازاتها در دوره هخامنشیان»، تحقیقات حقوقی، سال ۱۵، شماره ۵۹، ۱۳۹۱ش.
- زمانی، حسینعلی، «شاه آرمانی در ایران باستان و بایستگیهای او»، فصلنامه علمی‑پژوهشی تاریخ، سال دوم، شماره هفتم، ۱۳۸۶ش.
- قدیانی، عباس، فرهنگ جامع تاریخ ایران، جلد ۱ و ۲، تهران، آرون، ۱۳۸۷ش.
- کریمان، حسین، قصران (کوهسران)، جلد ۲، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۵ش.
- کریمی، سلطانعلی و دیگران، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید در دورۀ هخامنشیان با تکیه بر سبک معماری آن»، مطالعات هنر اسلامی، دوره ۲۱، شماره ویژه، ۱۴۰۳ش.
- کریستن سن، آرتور امانویل، ایران در زمان ساسانیان، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۸ش.
- کورت، آملی، هخامنشیان، ترجمه مرتضی ثاقبفر، تهران، ققنوس، ۱۳۷۹ش.
- کاویانی پویا، حمید، «مشاغل و فعالیتهای اقتصادی زنان در عصر هخامنشی (با رویکرد به گل نبشتههای پرسپولیس)»، تحقیقات تاریخ اقتصادی ایران، سال دهم، شماره ۱، بهار و تابستان ۱۴۰۰ش.
- کاملی، فاطمه، «زنان پشت پرده و زنان پیش رو؛ عوامل اِعمال قدرتِ سیاسی توسط زنان هخامنشی»، پژوهش در تاریخ، سال یازدهم، شماره ۳۱، پاییز و زمستان ۱۴۰۰ش.
- گرانتوفسکی، ادوین آرویدوویچ، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، تهران، پویش، ۱۳۵۹ش.
- گزنفون، کورش نامه، ترجمهٔ رضا مشایخی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶ش.
- ماگدالن، اف. ریچل و کاملی، فاطمه، «نظامهای قضایی و حقوقی هخامنشیان»، روزگاران، شماره ۱۹، پاییز و زمستان ۱۳۹۹ش.
- محمدی، ذکرالله و بیطرفان، محمد، «انتقال و تحول اندیشه سیاسی فرّه ایزدی»، سخن تاریخ، شماره ۱۶، بهار ۱۳۹۱ش.
- مفتاح الهامه، جغرافیای تاریخی بلخ و جیحون و مضافات بلخ، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۶ش.
- مصطفوی، محمدتقی، اقلیم پارس، تهران، نشر اشاره، ۱۳۷۵ش.
- مکوندی، لیلا، «چشمانداز روستا و فعالیتهای کشاورزی در مرکز شاهنشاهی هخامنشی با تکیه بر گلنبشتههای اداری تخت جمشید»، فصلنامه تاریخ روستا و روستانشینی در ایران و اسلام، دوره ۲، شماره ۵، ۱۴۰۳ش.
- موریه، جیمز جاستینین، سفرنامه جیمز موریه، جلد ۱، تهران، توس، ۱۳۸۶ش.
- موسوی، محمود، «تاریخچه مختصر فعالیتهای باستانشناسی در ایران»، نشریه نمایه پژوهش، شماره ۹ و ۱۰، بهار و تابستان ۱۳۷۸ش.
- میرزایی، علیاصغر، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، رشد آموزش تاریخ، شماره ۱۴، بهار ۱۳۸۳ش.
- میرزایی، علیاصغر، «شاهنشاهی هخامنشی و تجارتخانه اگیبی»، پژوهشهای تاریخی (دانشگاه اصفهان)، سال پنجم، شماره ۲ (پیاپی ۱۸)، تابستان ۱۳۹۲ش.
- مزداپور، کتایون و لطیفپور، صبا، «گیاه هوم و نقش آن در آیینها و اساطیر هندو ایرانی»، تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی، شماره ۱۰، زمستان ۱۳۹۰ش.
- ولایتی، رحیم، «تأثیر هنر ملل تابعه امپراتوری هخامنشیان بر هنر و معماری آنها»، باغ نظر، سال ۷، شماره ۱۴، ۱۳۸۹ش.
- یارمحمدی، حسن و دیگران، حقوق پزشکی زنان در ایران باستان. مطالعات تاریخ پزشکی، سال 2، شماره 4، 1392ش.
- یوسفجمالی، محمدکریم و دیگران، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپنشینهای غربی ایران در شاهنشاهی هخامنشی (از ۵۵۰ تا ۳۳۰ پ. م)»، پژوهشهای تاریخی (دانشگاه اصفهان)، دوره ۵، شماره ۱۸، تیر ۱۳۹۲ش.
- زرگران، آرمان و دیگران، «آموزش علوم پزشکی در ایران باستان»، مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی، دوره ۱۱، شماره ۲، تابستان ۱۳۹۰ش.
- Briant, P., From Cyrus to Alexander: A History of the Persian Empire, Winona Lake, Eisenbrauns, 2002.
- Engels, David, Benefactors, Kings, Rulers: Studies on the Seleukid Empire between East and West, Studia Hellenistica 57, Leuven; Paris; Bristol, CT, Peeters, 2017.
- Gershevitch, I. (ed.), The Cambridge History of Iran, Volume 2: The Median and Achaemenian Periods, Cambridge, Cambridge University Press, 1985.
- Harper, Douglas, “Satrap”, Online Etymology Dictionary, (بدون تاریخ).
- Heckel, W., “The Levant and Egypt: Collaboration and Resistance”, in In the Path of Conquest: Resistance to Alexander the Great, 98-129, Oxford, Oxford University Press, 2020.
- Hoyland, Robert G., The 'History of the Kings of the Persians' in Three Arabic Chronicles: The Transmission of the Iranian Past from Late Antiquity to Early Islam, Liverpool, Liverpool University Press, 2018.
- Kuhrt, A., The Persian Empire: A Corpus of Sources from the Achaemenid Period, London, Routledge, 2007.
- Plischke, Svenja, “Persianism under the Early Seleucid Kings? The Royal Title ‘Great King’”, in Persianism in Antiquity, edited by Rolf Strootman and Miguel John Versluys, 163-176, Stuttgart, Franz Steiner Verlag, 2017.
- Tarn, W. W., Hellenistic Military and Naval Developments, Cambridge, Cambridge University Press, 2010 (Original work published 1930).
- Waters, M., Ancient Persia: A Concise History of the Achaemenid Empire, 550-330 BCE, Cambridge, Cambridge University Press, 2014.