پرش به محتوا

پیش‌نویس:نصرت الهی

از ایران‌پدیا

نصرت الهی،

معرفی

بر اساس آیات قرآن نصرت الهی یکی از سنت‌های الهی است و شامل حال کسانی می‌شود که دین خدا را یاری کنند.[۱]

نصرت الهی در ایران

این روزها: «ثبات قدم» و گام های استوار ملت ایران گواه روشنی بر این است که ما در حالِ نصرتِ دین خدا و در حال دریافتِ «نصرت الهی» هستیم.

عوامل جذب نصرت الهی

اجتناب از غرور و غفلت

از دیدگاه قرآن عامل اصلی پیروزی، نصرت الهی است و آنچه موجب امداد الهی می‌شود، ایمان و توکل به خدا و تضرع به خدای متعال است. و آنچه مانع جذب نصرت الهی است غرور و غفلت از قدرت الهی[۲] است.

بنابراین به امدادهاى الهى در همه حال نياز است، چه در حال ضعف و چه در حال قدرت و نباید مغرور امکانات و توانایی‌های خود شد و برای دریافت امدادهای الهی باید ایمان و تضرع به درگاه حق تعالی را بیش از پیش افزایش دهیم.

   شروط نصرت الهی

تعلق گرفتن اراده الهی

از دیدگاه قرآن کریم شرط اول جذب نصرت الهی این است که اراده الهی به پیروزی گروهی تعلق بگیرد، زیرا هیچ امری در جهان بر خلاف خواست خداوند متعال اتفاق نمی‌افتد.[۳]

شرط اول: تامین تجهیزات مادی

در صورتی ارده الهی به پیروزی گروهی تعلق می‌گیرد که تجهیزات مورد نیاز تامین شده باشد. قرآن در این زمینه تاکید می‌کند که در برابر دشمن باید به صورت حداکثری آمادگی کسب شود و بهترین و پیشرفته‌ترین ابزارها و وسائل مادی فراهم شود.[۴] بنابراین تا زمانی که خداوند اراده نکند موفقیت و پیروزی در هیچ جبهه ای  رخ نمی‌دهد. اما در چه صورتی اراده الهی به پیروزی یک جبهه تعلق می‌گیرد؟ برای اینکه اراده خداوند به پیروزی یک جبهه تعلق بگیرد و پیروزی محقق شود:

سنت و اراده خداوند در این جهان بر این تعلق گرفته است که هر کاری برای اینکه محقق شود باید از مجرا و راهی که خداوند برای آن تعیین کرده است محقق شود. ( سلسله اسباب و مسببات)

شرط دوم: امور معنوی است.

شرط دوم برای تعلق اراده الهی به پیروزی یک گروه، این است که آن گروه قصد یاری کردن دین خداوند را داشته باشند،[۵] به درگاه خداوند استغاثه کنند[۶] و در این راه صبر و استقامت به خرج دهند.


شرط بهره‌مندی از امدادهای غیبی در جنگ (محمد تقی مصباح یزدی، «عوامل پیروزی و شکست در جنگ»، https://mesbahyazdi.ir/node/8728.)

نیاز و شایستگی

ای مسلمانان! به یاد بیاورید آن زمانی را که پیامبر به شما می‌فرمود: «أَلَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلَاثَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُنْزَلِينَ» (سوره آل‌عمران، آیه 124) «آیا شما را کافی نیست که پروردگارتان شما را با سه‌هزار فرشته فرستاده‌شده یاری دهد؟»

نترسید! پیش بروید و اقدام کنید. اگر نیروی شما اندک باشد، خدا شما را کمک می‌کند و سه‌هزار فرشته برای یاری‌تان می‌فرستد. این کمک الهی به دو چیز بستگی دارد: نیاز مردم و لیاقت آنان. اگر مردمی شایسته دریافت یاری الهی باشند، خداوند به اندازه نیازشان به آنان کمک می‌کند؛ اما اگر شایسته نباشند، حتی اگر هزاران نیاز هم داشته باشند، مدد الهی نخواهند داشت.

صبر و تقوی

سپس می‌فرماید: «بَلَى إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَيَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُسَوِّمِينَ» (سوره آل‌عمران، آیه 125) «آری، اگر صبر کنید و پرهیزکاری پیشه نمایید و دشمن همین‌اکنون بر شما بتازد، پروردگارتان شما را با پنج‌هزار فرشته‌ی نشان‌گذاری‌شده یاری خواهد کرد.» خداوند پیش‌تر وعده سه‌هزار فرشته را داده بود، اما در اینجا می‌فرماید اگر شما دو شرط را داشته باشید و یک شرط بیرونی نیز رخ دهد، این یاری به پنج‌هزار فرشته افزایش می‌یابد. دو شرطی که باید در شما باشد: صبر و تقوا؛ یعنی استقامت و پرهیزکاری.

خداوند تکالیفی را برای بندگان مشخص کرده است: باید وظایف خود را انجام داد، دل را به خدا سپرد و بر او توکل کرد. باید نیرو جذب کرد، به رزمندگان آموزش عالی داد، تجهیزات لازم را فراهم نمود و طراحی جنگ را به بهترین شکل انجام داد. همه این‌ها لازم است، اما پس از فراهم‌کردن اسباب، دل باید به خدا تکیه داشته باشد.

گاهی اسباب فراهم نیست، اما وظیفه حضور در میدان همچنان باقی است. در چنین شرایطی است که خداوند مددهای غیبی می‌فرستد. اگر انسان کوتاهی کند، این مدد نخواهد رسید. آیه را فراموش نکنید: «إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا…»

«كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ» (سوره بقره، آیه 249) «چه بسیار گروه‌های اندک که به اذن خدا بر گروه‌های بسیاری غلبه کردند.»

این همان‌جاست که خداوند می‌فرماید اسباب را باید فراهم کرد، اما اتکا تنها به اسباب نباشد. اگر با همان امکانات موجود وظیفه‌تان را انجام دهید، خداوند کمبودها را جبران می‌کند.

انجام و ظایف اجتماعی توسط آحاد مردم و مسئولان

سرنوشت و تدبیر تمامی امور به دست قادر متعال است و تمشیت امور هیچ گاه از از ید قدرت الهی خارج نمی‌شود. البته بر اساس سنن لایتغیر الهی، هر تغییر وضعیت و حرکت به سمت وضعیت مطلوب،  فقط با اراده و تلاش خود انسان ساخته است و خداوند زندگی مطلوب دنیوی را برای هیچ کس تضمین نکرده است(الرعد، 11؛ انفال، 53).

در وضعیتی که جنگ بر ایران اسلامی تحمیل شده است، قرآن کریم دفاع و مقابله را نه تنها امری مشروع و مجاز، بلکه به آن ترغیب و تشویق می‌کند(الحج، 39-40؛ بقره،251).

در این وضعیت، اگر ایرانیان یعنی سه ضلع مردم، نیروهای نظامی و امنیتی و دولتمردان به وظیفه خود در برابر دشمن عمل کنند، حتما نصرت الهی نیز شامل حال آنها خواهد شد: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ» (الحج، 39). از سوی دیگر، اگر قیام و دفاع آنان مؤمنانه باشد، بیشتر مورد توجه و نصرت قرار خواهند گرفت(انفال، 19).

بنابراین، با توجه به اینکه دفاع ما مشروع  است بر اساس وعده الهی، نصرت و پیروزی، قرین این تلاش‌ها خواهد بود و آینده‌ای درخشان در انتظار ایران اسلامی خواهد بود، مشروط به این که:

1. مردم با همان عزم و اراده مثال‌زدنی که تا به امروز شاهد بودیم در میدان  حاضر شوند و عرصه را بر خرابکاری مزدوران دشمن تنگ کنند.

2. نیروهای نظامی و امنیتی با همان ابتکارعمل، هوشمندی و ایثاری که تا به امروز شاهد بودیم وظایف خود را در دفاع از مردم و کشور دربرابر حملات ددمنشانه استکبار جهانی انجام دهند.

3. دولتمردان و مسئولان نظام با همان جدیتی که تا به امروز شاهد بودیم، در رسیدگی به امور و بهبود وضعیت زندگی مردم از هیچ تلاشی مضایقه نکنند.

4. همۀ این وظایف، با اتکاء و توجه به خداوند صورت گیرد.

سخنرانی آیت الله مصباح، در ديدار با آيت الله حيدری نماينده خبرگان و امام جمعه اهواز به همراه طلاب مدرسه علميه الغدير اهواز و مدیریت و طلاب مدرسه علمیه امام کاظم اصفهان، تاریخ: پنجشنبه, 13 دى, 1397

شرط نصرت الهی: تلاش با تمام توان

سنت الهی و تاریخ همه انبیا نشان می‌دهد که همه کسانی که در راه حق پیروز شدند، اول امتحانات خوبی برای تحمل سختی‌ها دادند و تا سختی‌ها را تحمل نکردند خدا نصرت خود را بر آن‌ها نازل نفرمود؛ وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ؛[9] إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ.[10] پیغمبر اکرم‌صلی‌‌الله‌‌علیه‌‌و‌آله در جنگ بدر دست خود را به دعا بلند کردند و عرض کردند: خدایا! اگر این‌ها از بین بروند، دیگر انسانی روی زمین نیست که تو را پرستش کند و مسلمانی باقی نخواهد ماند. فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُرْدِفِينَ؛[11] خدا تقریباً سه برابر جمعیت اهل بدر، فرشته نازل کرد. چه زمانی؟! آن وقتی که آنچه در توان داشتند را به کار گرفتند، آنچه خدا به آن‌ها داده بود یعنی چندتا اسب و چندتا شمشیر را صرف اسلام کردند اما بازهم کم آوردند. وقتی آن‌ها صادقانه به میدان آمدند خدا هم فرمود: فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُرْدِفِينَ. حتی فرمود: اگر باز هم کم آوردید، چند هزار فرشته دیگر هم برای شما می‌فرستم. این سنت الهی است.

اطاعت از ولی فقیه

ولی‌فقیه، حجت بر ماست و امر، امر اوست. ما اگر این‌گونه شدیم امیدوار باشیم که پیروزی نزدیک خواهد بود نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ؛[12] اما اگر این‌گونه نشدیم و مثل همان مردم بهانه‌گیر بنی‌اسرائیل شدیم که گفتند: فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ![13] آن وقت چه می‌شود؟! حالا که این‌قدر تنبل هستید اراده تکوینی خداوند متعال و قضا و قدر الهی اقتضا می‌کند که چهل سال در بیابان سرگردان بمانید؛ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ.[14]

اگر آن‌گونه شدید که تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ و هرچه در توان داشتید را به میدان آوردید و بااین‌وجود کم آوردید، خدا فرشتگان را می‌فرستد اما اگر تنبلی کردید خدا هم شما را رها می‌کند و می‌گوید بروید گم شوید!

تحقق عینی نصرت الهی در جنگ 33 روزه لبنان

من این داستان را چون راوی آن معتبر است و به حرف ایشان اعتماد دارم چند جا نقل کرده‌ام. نمی‌دانم شما هم شنیده‌اید یا نه؟ این‌که می‌خواهم عرض کنم را از دو لب آقای سید حسن نصرالله شنیده‌ام. خدا ان‌شاءالله بر توفیقات و تأییدات ایشان بیفزاید و امثال ایشان را برای خدمت به اسلام و مسلمین زیاد کند و موفق‌تر بدارد.

ایشان می‌فرمودند: ما داستان جنگ بدر را در جنگ ۳۳ روزه به چشم خودمان دیدیم؛ آن‌قدر کار بر ما سخت شده بود که عده زیادی از بچه‌های حزب‌الله در یک کوه، زیر یک شکاف پناه گرفته بودند. غذا به آن‌ها نمی‌رسید، از گرسنگی رنج می‌بردند، نان بخورونمیر هم نمی‌رسید. سلاح‌ها از بین رفته بود، توان مقابله با سلاح‌های اسرائیل را نداشتیم. اسرائیل هم مرتب بمباران می‌کرد. ما فقط یک دستگاه شنود داشتیم که حرف‌های فرماند‌هان آن‌ها را شنود می‌کردیم تا ببینیم در چه وضع و حالی هستند و چه نقشه‌ای دارند. در شنود آن‌ها شنیدیم که سربازهای اسرائیل یک‌باره عقب‌نشینی کردند. فرماندهانشان آن‌ها را توبیخ کردند که چرا عقب‌نشینی کردید؟! این‌ها که چیزی ندارند! برای این‌ها که چیزی نمانده! حمله کنید و کار آن‌ها را تمام کنید!

فرماندهان جزء به فرماندهان کل می‌گفتند: شما اینجا نیستید! ما سفیدپوشانی را می‌بینیم که با شمشیر به ما حمله می‌کنند و حتی فرصت فکر کردن را به ما نمی‌دهند! شما آنجا یک چیزی برای خودتان می‌گویید! این‌ها سفیدپوشانی هستند که ما تا کنون چنین کسانی را ندیده‌ایم! این‌ها با شمشیر آمده‌اند و به ما حمله می‌کنند!

ایشان می‌فرمودند طولی نکشید که یک هواپیمای اسرائیلی در هوا منفجر شد و اسرائیلی‌ها هم برگشتند.

خدا همان خداست، دین همان دین است، سنت‌های الهی همان سنت‌هاست. اگر من و شما هم بدری بودیم فرشتگان هم به کمک ما می‌آمدند اما اگر خودخواه و تنبل و وارفته و از قبیل فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ ... بودیم، نباید انتظاری داشته باشیم. این نکته دوم.

روحانیت؛ پرچم‌دار تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی

نکته سوم مربوط به وظیفه خاصی است که ما روحانیون داریم. آن وظیفه برای همه امت اسلامی هست؛ همه ما باید اتکایمان به خدا باشد و آنچه در توان داریم را برای خدمت به اسلام و انقلاب به کار بگیریم؛ اما ما به‌خصوص یک وظیفه‌ای داریم. به حسب تقسیم کار در یک جامعه انقلابی، همه نمی‌توانند یکسان رفتار کنند. آن ثروتمند باید از پول خود استفاده کند، جوان قدرتمند باید از بازوی توانمند خود استفاده کند، صنعتگر باید از صنایع خود برای ساختن سلاح و چیزهای دیگر استفاده کند. در زندگی اجتماعی تقسیم کار هست.

ما در جامعه اجتماعی چه‌کاره هستیم؟ اگر آن تحلیلی را داشته باشیم که ساده‌دل‌ها می‌گویند: بله، تِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ؛ یک روز این‌ها هستند، یک روز ما؛ بالاخره یک روز شاه بود، یک روز هم امام است، حالا بعد هم چه شود، تا خدا چه می‌خواهد؛ اما اگر معتقدیم که حسابی در کار است و هدف اصلی دین خداست، لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا؛[15] اگر هدف این است، در تقسیم کار هم کسانی ممحضاً باید کارشان این باشد.

ما کشاورز نیستیم که کشاورزی کنیم؛ ما تاجر نیستیم که تجارت کنیم؛ ما عالم درس‌خوانده هستیم و لذا باید برای اعتقاد، فکر و ارزش‌های مردم کار کنیم؛ یعنی هدف اصلی. مگر نگفتیم هدف اصلی این است که لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا؟! مگر نگفتیم هدف اصلی، باورها و ارزش‌های اسلامی است؟! چه کسی می‌خواهد این‌ها را در جامعه ترویج دهد؟! بقال‌ها؟! عطارها؟! این کار، کار اختصاصی ماست؛ یعنی ما باید بهتر درس بخوانیم، بهتر شبهات را بررسی کنیم، جواب‌های قانع‌کننده‌تر و کیفیت بیان و کیفیت عرضه‌اش را یاد بگیریم. البته غیر از وظایف مشترکی که همه دارند. یک وظایفی هست که همه دارند؛ موقع رأی دادن باید رأی بدهیم، نماینده صالحی انتخاب کنیم و چیزهای دیگر که لوازم آن هست. آن‌ها سر جای خودشان هست. وظیفه خاص ما چیست؟! وظیفه خاص ما ترویج دین خداست.

نکند ما کوتاهی کرده باشیم!

این است که باید دین خدا را خوب یاد بگیریم. دین خدا فقط یک صدم آن نیست؛ نود و نه درصد دیگر هم در کنار آن هست که متأسفانه بسیاری از وقت‌ها آن نود و نه درصد فراموش می‌شود. حتی خودمان هم غافل می‌شویم که این هم جزو دین ماست و باید عمل کنیم و به‌این‌ترتیب، دین در نماز و روزه و تجوید منحصر می‌شود؛ اینکه نماز و قرائت ما درست باشد و شک سه و چهار بلد باشیم؛ اما آیا دین همین است؟!

شما همه این‌ها را لیست کنید و ببینید چند مسئله می‌شود. آن وقت این‌ها را کنار قرآن بگذارید و ببینید چندتا آیه قرآن برای این‌هاست. بقیه آن درباره چیست؟! ما برای این مسائلی که عمر تحصیلی خودمان را صرف آن می‌کنیم، چند آیه داریم؟! بقیه آیات برای چیست؟! ما چقدر برای آن‌ها کار کرده‌ایم؟! چقدر برنامه‌ریزی کرده‌ایم؟! چقدر فکر آن هستیم که نیروهایی برای آن کار تهیه کنیم؟! آیا آن آیه‌های قرآن برای ما نیست؟!

اگر روزی از ما این سؤال را بکنند، چه جوابی خواهیم داد که مگر این قرآن برای هدایت شما نبود؟! یک آیه آن برای شما بود یا همه آن برای شما بود؟! آیا باید فقط یکی، دو آیه آن را یاد بگیرید یا همه آن را باید یاد بگیرید؟! آیا فقط یکی، دو آیه آن را باید به مردم منتقل کنید آن هم با چندین واسطه؟! ما چند آیه درباره شکیات داریم؟! چند آیه درباره نجاسات داریم؟! چند آیه درباره مطهرات داریم؟! در حالی که عمده بحث‌های ما طهارت و صلاة است و کأنه دین اصلاً منحصر به همین است! پس بقیه آیات چه می‌شود؟! آیا عمر انبیا و ائمه اطهار فقط به همین چند آیه گذشت؟! نکند ما کوتاهی کرده باشیم!

جهان آماده است؛ آیا ما آماده‌ایم؟!

در همین دوران، اتفاقاتی برای بنده رخ داد و سفرهایی به خارج داشتم؛ با مراکز علمی، دینی، کلیساها و دانشگاه‌ها ارتباطاتی برقرار شد، بحث‌هایی داشتیم، سخنرانی‌هایی انجام شد، ملاقات‌ها و گفتگوهایی صورت گرفت. بنده برای اتمام حجت به شما عرض می‌کنم که ما نمی‌توانیم بگوییم این‌ها دشمن دین بودند و ما با این‌ها کاری نداشتیم! در میان این‌ها، هزاران و بلکه میلیون‌ها انسان وجود دارند که تشنه شناخت و عمل به اسلام‌ هستند اما نمی‌دانند و هنوز حجت بر آن‌ها تمام نشده است.

فقط از یک قسمت یک جمله نقل می‌کنم و دیگر همه را به خدا می‌سپارم. می‌دانید یکی از جنوبی‌ترین کشورها که به قطب جنوب نزدیک است کشور شیلی در آمریکای جنوبی است که بخش‌های جنوبی آن تا نزدیکی‌های قطب جنوب امتداد دارد. سفری پیش آمد و ما به شیلی رفتیم. در آنجا یک دانشگاه بود که در ساحل دریا و در یک منطقه کوهستانی واقع شده بود؛ منطقه‌ای جغرافیایی بسیار زیبا، سرسبز و خرم که هم کوهستانی بود و هم ساحلی. واقعاً جای بسیار زیبایی بود.

این دانشگاه ۴۰ هزار دانشجو داشت. از ما دعوت کرده بودند که در آنجا سخنرانی کنیم. آقای ربانی خراسانی هم همراه ما بودند. ایشان مترجم ما بودند و زبان اسپانیایی را بلد بودند. می‌توانید جریان را از ایشان بپرسید.

وقتی به آنجا رسیدیم نزدیک ظهر بود و شاید هم ظهر شده بود. ما گفتیم اول از این آقایان بخواهیم جایی را برای نماز معرفی کنند، نمازمان را بخوانیم و بعد برویم؛ چون اگر برویم بنشینیم با این‌ها غذا بخوریم یا بحث کنیم معلوم نیست چه زمانی به نماز برسیم. گفتیم اول برویم نمازمان را بخوانیم. یک جایی را معرفی کردند و ما نمازمان را خواندیم. خود این بنده خدا که معاون دانشگاه و مسئول پذیرایی هیئت ما بود ایشان باوجوداینکه مسیحی بود اما آمد و با ما نماز خواند. ایشان بعد از نماز گفت: این نماز شما از نماز ما مسیحی‌ها خیلی قشنگ‌تر است! گفتم چطور؟! گفت: نماز ما سجده ندارد. شاید دیده باشید که در کلیسا زانو می‌زنند اما سجده ندارند. گفت: این حالت سجده شما خیلی زیباست و از اینکه آدم در مقابل خدا این‌گونه اظهار خضوع کند خیلی خوشم آمد.

بعد هیئت‌رئیسه دانشگاه میزبان ما بودند و سر سفره آمدند. خلاصه حرف آن‌ها این بود که فرهنگ آمریکایی، فرهنگ اصیل ما را از بین برده است و ما نسبت به آینده جوانان خودمان هیچ امیدی نداریم. تنها امیدی که داریم این است که شنیده‌ایم یک کسی در کشور شما بوده به نام خمینی، او یک حرکت و یک انقلاب فکری ایجاد کرده و موفقیت‌هایی داشته است. درست هم نمی‌دانیم چه بوده و چه کار کرده اما فقط اگر امیدی داشته باشیم که بتواند در مقابل این فرهنگ آمریکایی کاری کند همین است که شما بیایید اینجا یک کاری کنید. اگر چنین چیزی هست ما دانشگاه را در اختیار شما می‌گذاریم تا هر برنامه تربیتی‌ای که دارید بیایید اینجا اجرا کنید و ما را از فرهنگ آمریکایی نجات دهید.

هیئت‌رئیسه دانشگاه سانتیاگوی شیلی عین این عبارت را گفتند. ما هیچ چاره‌ای نداشتیم جز اینکه سرمان را پایین بیندازیم و عرق پیشانی‌مان را خشک کنیم! ما با خودمان می‌گفتیم: ما چند نفر داریم که اصلاً بتوانند بیایند در دانشگاه شما صحبت کنند، آن‌هم به زبانی که شما بفهمید؟! چند نفر داریم که اصلاً با مشکلات فکری و فرهنگی شما آشنا باشند؟! چه برسد به اینکه پاسخ آماده‌ای داشته باشند و بتوانند با فرهنگی که از آمریکا نفوذ کرده مقابله کنند!

آن‌ها نام خمینی را شنیده‌اند و تنها امیدشان این است که یاران خمینی بتوانند بیایند و اینجا کاری انجام دهند؛ اما ما اینجا سرگرم چه هستیم؟! شب و روز ما به چه می‌گذرد؟! فردا جواب خدا و شهدا را چه خواهیم داد؟!

این‌ها را عرض کردم که شما فکر نکنید حجت برای ما تمام است. اینکه این‌ها کفار هستند و دشمن اسلام هستند و اصلاً به این‌ها کاری نداریم، این‌گونه نیست. من از این‌ها صدها نمونه دارم. در همین سفرهای محدودی که به خارج رفته‌ام چیزهایی دیده‌ام که حجت را بر من تمام کرده است. گفتند: ما حاضر هستیم بیاییم اسلام را یاد بگیریم و ببینیم چیست و هرجای آن را که فهمیدیم خوب است عمل کنیم؛ هیچ ابایی هم نداریم. نمونه‌هایی که خودم دیده‌ام را اگر بخواهم عرض کنم شاید چند ساعت طول بکشد.

حجت بر ما تمام است. دنیا آمادگی پذیرش حق را دارد. درست است که همه این‌گونه نیستند اما مگر دوره‌ای بوده که همه طالب حق باشند؟! هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كَافِرٌ وَمِنْكُمْ مُؤْمِنٌ؛[16] لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا؛[17] وظیفه ما این است که برای آن کسانی که استعداد و آمادگی آن را دارند راه را باز کنیم و چیزهایی که لازم است را در اختیارشان بگذاریم.

اما آیا ما باید همه کفار را مسلمان کنیم؟! نه خدا چنین تکلیفی کرده، نه چنین چیزی شدنی است و نه اصلاً با فلسفه وجود انسان سازگار است. ما باید برای آن‌هایی که بخواهند حق را بشناسند راه را باز کنیم. کلام در این است که آیا کسانی هستند که بخواهند؟! عرض می‌کنم بسیار بیش از آنچه ما احتمال می‌دهیم هستند ولی ما کم داریم.

حزب‌الله لبنان؛ نمونه‌ای از کار مؤمنانه، عمیق و بی‌ادعا

شما که جوان هستید همت کنید و از همین حالا نیازهای جامعه به معارف اسلامی را بشناسید و برای آن‌ها برنامه‌ریزی کنید. با همت، با تعقل، با تدبر و با پختگی، هیچ کاری نشدنی نیست. با سروصدا و شعار هم نمی‌شود کاری کرد بلکه گاهی مشکلاتی ایجاد می‌کند که مانع پیشرفت می‌شود. آرام فکر کنید، بحث کنید، با هم مشورت کنید، با بزرگانتان صحبت کنید، سؤال طرح کنید، جواب بشنوید، مقاله و کتاب بنویسید، خودتان بحث کنید تا برای شما مسلَّم شود که خدا چه تحولی را دوست دارد که در حوزه‌ها به وجود بیاید و ما چه تغییری باید در رفتار خودمان بدهیم که خداپسندتر باشد؛ چه در زمینه فکری و فرهنگی، چه در زمینه منش و رفتار خودمان و چه در زمینه مسائل اجتماعی و مبارزات، از مبارزات سیاسی گرفته تا نظامی و تا شهادت.

ما باید در هر زمانی آنچه وظیفه ما هست را درست بشناسیم و آماده عمل به آن باشیم. هیچ پیش‌بینی هم نشده که چه زمانی برای فلان جامعه‌ای چه تکلیفی معلوم شده است. شاید بدانید و شاید هم ندانید که این حزب‌الله لبنان که امروز در دنیا این‌همه سروصدا دارد و سید حسن نصرالله را به عنوان دومین یا سومین شخصیت عالم اسلام می‌شناسند، اول با اشاره امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه به چندتا طلبه لبنانی که آمده بودند در خوزستان می‌جنگیدند شروع شد.

همین سید حسن نصرالله با مرحوم آقای موسوی خدمت امام شرفیاب شده بودند و گفته بودند ما طلبه لبنانی هستیم و در سپاه ایران، داریم علیه عراق می‌جنگیم. امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه فرموده بود: شما به لبنان بروید و پایگاهتان را در آنجا قرار دهید. این‌ها رفتند، در لبنان ماندند و حزب‌الله را تأسیس کردند. چهارتا طلبه با چهارتا کشاورز بعلبک، امروز به حزب‌الله لبنان رسیده‌اند که تعیین‌کننده سیاست کشور لبنان و سیاست منطقه است. اگر حزب‌الله لبنان نبود معلوم نبود وضع سوریه چگونه می‌شد. ما و شما که آنجا ارتباط مستقیم نداشتیم، آن‌ها بودند که دائماً با اسرائیل مواجه بودند. کار از دو، سه طلبه و با اشاره امام شروع شد. این نشان می‌دهد که کار، شدنی است.

نصرت الهی، وعده‌ای مشروط به همت مؤمنان

خدا فرموده است: إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ،[18] اگر ما همت کنیم و آنچه را که خدا می‌خواهد انجام بدهیم؛ اول خوب بفهمیم خدا چه می‌خواهد، بعد هم کوتاهی نکنیم، بهانه نیاوریم، سستی نکنیم، حالا چه در زمینه علم باشد، چه در زمینه نظامی، چه در زمینه تبلیغ، چه در داخل، چه در خارج؛ اگر ما هرچه وظیفه‌مان هست را فهمیدیم و آماده عمل باشیم خدا هرگز تخلف نخواهد کرد؛ وَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ.[19] ما اگر إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ را درست کردیم، يَنْصُرْكُمْ را او عمل خواهد کرد.

بنابراین هیچ یأس و ناامیدی به خودمان راه ندهیم و بر همت خودمان، بر ایمان خود به راهی که خدا به ما شناسانده و بر تصمیممان بر عمل به این راه بیفزاییم. ان‌شاءالله عنایات آقا امام زمان‌عجل‌‌الله‌‌فرجه‌‌الشریف در درجه اول، عنایات حضرت معصومه‌سلام‌الله‌علیها در درجه دوم و دعاهای مقام معظم رهبری و سایر مخلصین این انقلاب هم در درجات بعد، یار و یاور همه شما خواهد بود.

از ما پیرمردهای ازکارافتاده که هیچ کاری برنمی‌آید. ما فقط بلد هستیم دعا کنیم و بگوییم: خدایا! این جوانان را برای اسلام حفظ کن و از صدقه‌سر آن‌ها ما را هم بیامرز!

وَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ


[1]. آل‌عمران، 140.

[2]. ملک، 2.

[3]. کهف، 7.

[4]. محمد، 4.

[5]. اعراف، 179.

[6]. الکافي، ج ۲، ص ۴۵۳.

[7]. شعراء، 22.

[8]. صف، 5.

[9]. آل‌عمران، 123.

[10]. انفال، 9.

[11]. همان.

[12]. صف، 13.

[13]. مائده، 24.

[14]. مائده، 26.

[15]. نهج‌البلاغه، حکمت 373.

[16]. تغابن، 2.

[17]. ملک، 2.

[18]. محمد، 7.

[19]. حج، 47.

منبع: https://mesbahyazdi.ir/node/7210

منابع

مصباح‌یزدی، محمدتقی، سخنرانی آیت الله مصباح در ديدار با آيت الله حيدری نماينده خبرگان و امام جمعه اهواز به همراه طلاب مدرسه علميه الغدير اهواز و مدیریت و طلاب مدرسه علمیه امام کاظم اصفهان، 13 دی 1397ش.

پانویس