ایران در دوران صفویه؛ سرزمینی با اتحاد سیاسیِ کشور، حکومتی ملی و وحدت مذهبیِ شیعه امامیه.
ایران در دوره صفویه (۹۰۷–۱۱۳۵ق) براساس یک دولت متمرکز ملی متحد شد و هویت نوینی بر پایه تشیع اثنیعشری به دست آورد. جریانهای فکری ناشی از آمیختگی تصوف و تشیع، زمینهساز شکلگیری این دولت بود و در درون آن، ایرانهای متعددی تجربه شد که در مجموع سرپا ماند. علت این تداوم در انعطاف فرهنگ سیاسی سهرکنی تصوف، تشیع، سلطنت و توانایی تغییر مبنای مشروعیت از طریقت به شریعت بوده است. مفهوم ایران در عصر صفویه، تکبُعدی نیست و در دورن آن چندین معنا و مؤلفه نهفته است که شامل منبعی ارزشمند برای آگاهی از زندگی تودههای مردمی، ساختار سیاسی، تشکیلات اداری، مذهب و ساختار دینی، اوضاع اجتماعی و فرهنگی طبقات اجتماعی، آداب و رسوم، باورها، آیینها، مناسک مذهبی، اقوام و ایلات، اوضاع کشاورزی و اقتصادی مانند نظام مالیاتی، نظام زمینداری، شیوه آبیاری، خراج، داد و ستد، شیوه تولید بهشمار میرود. در این دوره هم احیاء مجدد چهارچوب جغرافیای مستقل و حاکمیت سیاسی ایرانیان و هم تکوین مفهوم ایران مانند حضور پررنگ مذهب در بین عموم مردم و نخبگان و ابواب مختلف جامعه و سیاست محقق شده است.
ایران پیش از صفویه
پس از سقوط ساسانیان، ایران قرنها دچار پراکندگی سیاسی و تغییر سلسلهها بود. اگرچه حکومتهای قدرتمندی مانند سامانیان، سلجوقیان و ایلخانان وجود داشتند[۱] ، اما صفویان نخستین دودمانی بودند که توانستند دولتی نسبتاً پایدار، یکپارچه و فراگیر و دارای هویت سیاسی-مذهبی مشخص برای ایرانِ پس از ساسانیان ایجاد کنند.[۲]
ولایت بهعنوان یک مفهوم اصیل شیعی، در دوره صفویه به واسطه همپوشانیهای تصوف و تشیع ـ مانند مقام قطب و مرشد زمینه مساعدی برای نفوذ و گسترش در میان مردم یافت و قرن ۸هجری، سرآغاز آشتی تصوف با تشیع امامیّه بود.[۳] صفویان با حمایت قزلباشان به قدرت رسیدند و در ابتدا شاه را مرشد کامل[۴] خوانده و در ابتدا برتری وجه صوفیانه غالی بر تشیع اعتدالی را پذیرفتند. اما نهاد سلطنت، با تکیه بر سنت ایرانشهری[۵] بهتدریج مبنای مشروعیت خود را از طریقت صوفیانه به شریعت گسترش داد، به گونهای که شاه هم مرشد طریقت و هم ظلالله و نایب امام مهدی نامیده میشد.[۶] این تغییر، تصوف و تشیع را از تعامل به تقابل کشاند و شاهان صفوی خود را نه فقط مرشد طریقت، بلکه نایبان امام زمان نیز معرفی کردند.[۷] این تلفیق فکری، در کنار قرار گرفتن حکومت صفوی در میان حکومتهای سنی غرب و شرق مانند ازبکان و عثمانیان، بعد از قرنها زمینه نظری لازم برای ایجاد دولتی متمرکز و هویتی نوین بر پایه تشیع را در ایران فراهم کرد.[۸]
انگارههای اجتماعی ایرانیان در دورههای گذار
انگاره اجتماعی ایرانیان پیش از تشکیل دولت صفوی، بیشتر بر کارکردهایی مانند عمران و آبادانی جامعه بود. این انگاره در دورههای بعدی، تحت تأثیر عوامل گوناگونی از جمله تحققبخشی به اتوپیای مذهبی شیعی، گسترش مناسبات با اروپا و افزایش آگاهیهای سیاسی و اجتماعی، ایجاد هرجومرج و کاهش اقتدار دولت مرکزی، افزایش خواست عمومی برای امنیت به واسطه حضور نیروهای خارجی و شکست گفتمانهای ناسیونال-لیبرال و رشد اندیشههای مبتنی بر عدالت اجتماعی تحول یافت. در نتیجه این تحولات، زمینه برای شکلگیری دولتهای متفاوتی از جمله دولت مستقل شیعی صفویه، دولت مشروطه، دولت مقتدر مصلح و نهایتاً دولت اسلامی فراهم آمد.[۹]
ایران و هویت ایرانیان در دوران صفویه
مهمترین مؤلفههای شکلدهنده به هویت ایرانیان شامل مذهب، زبان، تاریخ مشترک و جغرافیا، آیینها و فرهنگ عمومی است. این عناصر در کنار یکدیگر، بازتابدهندهٔ هویت ایرانی در دوره صفویه بوده است.[۱۰]
دین و مذهب
پیش از صفویان، بیشتر مردم ایران پیرو مذاهب گوناگون اهلسنت بودند و شیعیان عمدتاً در شهرهایی مانند قم، کاشان، سبزوار، مشهد و مناطق شمالی ایران سکونت داشتند.[۱۱] عمدهترین فقیهان و دانشمندان شیعه در این دوره محقق حلی، جمالالدين مطهر حلی (علامه حلی)، فخرالمحققین (فرزند علامه حلی) و خواجه نصیرالدین طوسی بودند که هر یک در تدوین و گسترش مبانی کلامی و فقهی تشیع نقشی بنیادین داشتند.[۱۲] با اعلام تشیع اثنیعشری بهعنوان مذهب رسمی توسط شاه اسماعیل اول،[۱۳] این مذهب به تدریج در بسیاری از مناطق ایران گسترش یافت. با اینحال، جمعیت قابل توجهی از اهلسنت به ویژه در مناطق مرزی همچنان به مذهب خود باقی ماندند.[۱۴] برخی منابع از اقدامات سختگیرانهٔ شاه اسماعیل برای رسمیسازی تشیع سخن گفتهاند؛ اما گروهی دیگر از پژوهشگران، این تغییر آیین را حرکتی تدریجی دانسته[۱۵] و گزارشهای مربوط به شدت عمل را حاصل داستانپردازی تاریخنگاران میدانند.[۱۶] مرتضی مطهری معتقد است ایرانیان روح اسلام و معنی اسلام را در خاندان رسالت یافتند.[۱۷]
صفویان که خود ریشه در تصوف داشتند، پس از تثبیت قدرت، جریانهای صوفیانه رقیب را به حاشیه راندند و طریقت خود را بر دیگران برتری دادند.[۱۸] شاه اسماعیل اوّل از علمای شیعة جبل عامل و بحرین دعوت کرد تا به ایران مهاجرت کنند[۱۹] که در زمینه همگرایی متقابل برخی علمای شیعه با حکام صفوی مؤثر بوده است.[۲۰] دولت صفوی با پیوند راهبردی میان نهاد سلطنت و نهاد فقاهت، زمینهساز گذار از ولایت محدود فقها به ولایت گسترده آنان گردید.[۲۱] هرچند برخی علمای شیعه در این زمان، همکاری با حکومت صفوی را جایز نمیدانستند.[۲۲]
در این دوره، مذهب شیعه بر تمام شئون زندگی ایرانیان مانند مراسم، آداب دینی و مذهبی، و رفتارهای فردی و اجتماعی سایه انداخته بود. ساخت تکایا و حسینیهها، احترام به اهلبیت، اهتمام به شعائر شیعی، برپایی عزاداری محرم و عاشورا، زیارت قبور ائمه و امامزادگان، احترام به زائران مقابر عتبات عالیات و احترام به سادات، که با تأثیرپذیری از تشیع موجب تمایز آنان از پیروان دیگر مذاهب اسلامی نیز میشد.[۲۳]
جغرافیا
مفهوم ایران در دوره صفویه مساوی با هویت سرزمین و جغرافیایی بهعنوان یکی از ارکان هویت ملی کاربرد گسترده داشته است.[۲۴] پس از سقوط ساسانیان، تا دوره صفوی جغرافیای مستقلی از ایران دیده نمیشود. ایران به لحاظ جغرافیایی بخشی از جهان اسلام و خلافت بوده و در دوره صفویه امتداد سرزمین دوران اساطیری و باستانی دانسته میشود و از آن قابل تفکیک نیست. جغرافیای ایران در این دوران با ترکیباتی مانند ممالک محروسه، بلاد وسیعه فسیحه و ممالک موروث یاد میشود. در متون آن دوره، گاهی ایران به کل این ممالک محروسه اطلاق میشد و گاهی به بخش مرکزی و هسته اصلی آن اشاره داشت. [۲۵]
ایران در دوره صفویه سرزمینی بسیار گسترده بود که از چهار سو به قلمروهای بزرگ همسایه محدود میشد.[۲۶] قلمرو صفویه علاوه بر ایران کنونی، افغانستان غربی شامل هرات و قندهار، مرو، بحرین، جمهوریهای معاصر قفقازیِ آذربایجان، ارمنستان، گرجستانِ شرقی، داغستان و قسمتی از بلوچستانِ پاکستان را شامل میشد.[۲۷]
ساختار سیاسی
بهلحاظ ساخت سیاسی، دولت در دوران صفویه از نوع حکومت موروثی‑پدرسالارانه یا سلطنت پدرتبار بوده است. در این دوره، شاه نقشآفرین اصلی و در رأس نظام حکومتی و ساختار سیاسی-اداری ایران قرار داشت.[۲۸]
مناسبات جامعه و دولت در ایرانِ عصر صفوی
در پیکربندی نهادی عصر صفویه، جامعه مفهومی ایستا نیست و آرایش سیاسی عمیقاً تحت تأثیر مؤلفههای اجتماعی است. شکلگیری دولت صفویه بر پایههای متکثر قدرت، پیکربندی نهادی جدیدی را بازتولید کرد که بر شبکه نسبتاً پیچیدهای از روابط متقابل میان نهادهای کلیدی قدرت در این دوره یعنی دولت، ایلات، روحانیت و بازار استوار بود. این امر منجر به شکلگیری میراث نهادی ویژهای شد که تا سدهها پس از سقوط صفویان تداوم یافت.[۲۹]
نظام اداری
ایجاد و انحلال سازمانهای اداری، تعیین حدود اختیارات و مسئولیتها، تقسیمات کشوری و انتخاب کارکنان عالیرتبه، همه به اراده شاه بود. نظام اداری این دوره، برگرفته و تلفیقی از نظامهای اداری دوران حکومت عباسی، مغولان و تیموریان بود و با توجه به تغییر مذهب کشور، مهمترین تفاوت، جایگزینی قواعد فقه شیعه به جای فقه اهلسنت بود.[۳۰] با توجه به نقش قزلباشان نظام سیاسی-اداری ایران در آغاز به صورت غیرمتمرکز بود.[۳۱] مشاغل دربار یکساله بودند و چنانچه صاحبمنصبان بر اثر خطا و اشتباه عزل میشدند، اموال و املاکشان به نفع دیوان ضبط میشد. نهادهای اداری شامل درگاه مُعّلی شاهی، مجالس مشورتی (شاهی) و امرای غیردولتخانه بود.[۳۲]
مهمترین اقدام شاه اسماعیل اول، ایجاد دولتی متمرکز در ایران بود که پس از سقوط ساسانیان سابقه نداشت. شاهان بعدی نیز بر تمرکز ساختار اداری کوشیدند؛ در دوره میانه و اواخر صفوی، تمرکزگرایی اداری افزایش یافت و قدرت والیان محلی محدود گردید.[۳۳]
روابط دیپلماسی
دیپلماسی ایران در دوره صفویه ابزاری کلیدی برای تحقق اهداف سیاست خارجی بود و حتی هنگام بهرهگیری از ابزارهای نظامی یا اقتصادی نیز از آن سود میجستند. مبانی سیاست خارجی صفویان در سطح منطقهای شامل جنگ و صلح با همسایگان، حفظ استقلال و تمامیت ارضی، پاسداری از مرزهای تاریخی و جلوگیری از تجاوز بود. در سطح فرامنطقهای، به دنبال متحدانی بینالمللی (بهویژه علیه عثمانی)، گسترش تجارت برای رفاه اقتصادی، و حفظ روابط دوستانه با دولتهای اروپایی بودند. رویکردهای پایدار دیپلماسی در این دوره شامل تکیه بر تشریح مبانی تشیع، سیاست تساهل و تسامح مذهبی نسبت به اتباع اروپایی ساکن در ایران، توازن قدرت، اتحاد سیاسی-نظامی با دولتهای اروپایی علیه دشمن مشترک (عثمانی)، تجارت، تأمین امنیت ملی، استراتژی بیطرفی و سیاست تاکتیکپذیر بوده است.[۳۴]
مهمترین و مؤثرترین روشهای ابزار دیپلماسی ایران در دوره صفویه عبارتند از:
- نوشتن نامهها و ارسال مکاتبات به کشورهای خارجی: گونه اوّل که به مقاصد صلحجویانه مینوشتند که نامه شاه طهماسب اول به سلطان عثمانی و نامه سلطان محمدخدابنده در جهت جلوگیری از وقوع جنگ و بروز درگیری، نمونه خوبی از این مکاتبات است. گونه دوم مانند نامههایی که صفویان برای اروپاییان و نیز امپراتوران مغولی هند مینوشتند، بیشتر ماهیتی دوستانه و مسالمتآمیز داشتند و لحن و سبک این مکاتبات مبتنی بر جلبنظر طرف مقابل برای حفظ مناسبات و مراودات تجاری و جلوگیری از همپیمانی با دشمن و احتمالاً جلبنظر برای ایجاد نوعی پیوند سیاسی با نظامی هم بوده است. همچنین استفاده وسیع از شعایر شیعه در مکتوبات با رویکردها و چارچوبهای معینی در قالب آیات، روایات، شعر و نثر انجام میشد. بهعنوان مثال آیات و و روایاتی در خصوص تکریم و بزرگداشت مقام پیامبر، حدیث «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ» و آیه 67 سوره مائده که در تفسیر شیعه به حقانیت ائمه اشاره دارد.
- انعقاد پیماننامه و قراردادهای سیاسی و تجاری: اکثر این قراردادها و معاهدات صفویان با دولت عثمانی حول محور مسائل سیاسی مانند آماسیه، استانبول اوّل و دوم و زهاب و برخی دولتهای اروپایی به ویژه با شرکتهای تجاری اروپایی بوده است.
- ارسال و پذیرش سفیران و هیئتهای نمایندگی: در پیوند و برقراری مناسبات با کشورهای خارجی مانند پادشاهان مشرق، هند، آلمان، اسپانیا-پرتغال، هلند، روسیه، انگلستان و فرانسه.[۳۵]
ساختار اجتماعی
جمعیت
در قرن ۱۰ق/۱۶م جنگهای مکرر با عثمانیان و ازبکان، ناآرامیهای داخلی و شیوع بیماریهای واگیردار، از موانع مهم رشد جمعیت بودند.[۳۶] بهگونهای که به نظر میرسد جمعیت ایران از شش میلیون نفر بیشتر نبوده است. با این حال، برخی از سیاحان اروپایی جمعیت ایران در دوران صفوی را تا حدود ۳۰ میلیون نفر برآورد کردهاند. در مقابل، جیمز موریۀ انگلیسی، برآوردی محتاطانهتر ارائه داده و جمعیت ایران را حدود ۶ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر تخمین زده است که از این تعداد ۱ میلیون نفر شهرنشین، اکثریت روستانشین و گروهی نیز چادرنشین و عشایر بودهاند.[۳۷]
از اوایل قرن ۱۱ق/۱۷م، جمعیت ایران روندی روبه رشد یافت و این روند تا دهه هفتاد این قرن ادامه پیدا کرد. در این دوره، جمعیت ایران به بیش از ۱۰ میلیون نفر و جمعیت اصفهان به حداقل ۶۰۰ هزار نفر رسید. توسعه کشاورزی همگام با افزایش جمعیت پیش میرفت. هرچند فناوری و ابزار تولید تغییر چندانی نکرد، اما افزایش عرضه منظم آب و زمینهای زیر کشت به افزایش تولید منجر شد. در دهه هشتاد قرن ۱۱ق، فشار جمعیتی بر منابع در پایتخت ایران شهر اصفهان مشخص شد. در اواخر دوره صفویه، خشکسالی، قحطی، طاعون و زلزله از میزان جمعیت ایران کاست. در دهه ۱۱۲۰ق/۱۷۱۰م، جمعیت ایران به ۹ میلیون نفر کاهش یافت و در سالهای پایانی حکومت صفویه، این روند کاهشی شتاب بیشتری گرفت.[۳۸]
طبقات اجتماعی
منابع تاریخی و سفرنامههای عصر صفوی، جامعه ایران را معمولاً در چهار طبقه اصلی توصیف کردهاند. درباریان و دیوانسالاران، روحانیون و علما و دانشمندان، بازرگانان و پیشهوران، و در نهایت کارگران و کشاورزان که توده زیرین جامعه را تشکیل میدادند. شاه در رأس این هرم قرار داشت و در قاعدة زیرین آن، مردم عادی شامل دهقانان روستایی، صنعتگران، دکانداران و بازرگانان کوچک شهرها جای میگرفتند. میان شاه و مردم، لایههای متعددی از قدرت از جمله اشرافیت لشکری (فرماندهان نظامی)، اشرافیت کشوری (مقامات دیوانی)، و طیف گستردهای از روحانیون با درجات و مسئولیتهای گوناگون وجود داشت. ارکان اصلی دولت صفوی یعنی دیوان اربعه در میانة هرم قرار داشتند و فشار سلسلهمراتب اجتماعی در نهایت بر دوش کشاورزان و پیشهوران سنگینی میکرد.[۳۹]
زنان در همة طبقات اجتماعی عصر صفوی حضور داشتند، اما موقعیت آنان در بیشتر موارد بر پایة موقعیت اجتماعی مردان تعیین میشد و تقریباً همگی زیر سلطة مردان بودند. زنان افزون بر خانهداری، در کارهای تولیدی مانند قالیبافی، گلیمبافی و جاجیمبافی نیز اشتغال داشتند. با این حال، به دلیل محدودیتهای فرهنگی آن دوران، شرایط و موقعیت مناسبی نداشتند و بیشتر آنان فاقد قدرت تصمیمگیری در زمینههای مختلف زندگی اجتماعی بودند. در ایران، زنان این دوره به شش دسته تقسیم میشدند:
- زنان متأهل طبقة مرفه
- زنان علمآموز، هنرمند و صنعتگری که در شهرها به تحصیل، کارهای ظریف دستی و فعالیتهای صنعتی سازمانیافته میپرداختند
- زنان روستایی که در جامعة قومی و قبیلهای زندگی میکردند
- زنان دارای ازدواج موقت
- کنیزان
- روسپیها.[۴۰]
سبک زندگی زنان ایرانی
زنان ایرانی در دوره صفویه، ضمن حفظ حس زنانگی خود به ویژه در نوع پوشش، حضوری مؤثر در جامعه داشتند و حریم امن خویش را محترم میدانستند و مردان نیز مجبور به رعایت آن بودند.[۴۱] نقش زنان در حیطههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از میان نوشتههای سفرنامهنویسان قابل بررسی است.[۴۲]
سیاسی
از قشر زنان صفوی، فقط زنان درباری در عرصه سیاسی و تغییر مواضع قدرت در حکومت حضور چشمگیر داشتند[۴۳] که این میزان اثرگذاری با مقام و نسب زنان و ازدواجهای سیاسی و جنگ بر سر قدرت فرزندان، رابطه مستقیم داشته است.[۴۴]
اجتماعی و فرهنگی
در عرصه اجتماعی و فرهنگی هرچند اغلب زنان برای حضور در جامعه با محدودیتهایی روبرو بودند و به ندرت در فعالیتهای اجتماعی امکان حضور مییافتند[۴۵] اما در مؤلفههایی مانند فضای داخلی، چیدمان و تزئینات مسکن، نوع ساخت و معماری منزل و حتی حفظ حریم خانه، عدم استفاده از زیباییهای جسم زن ایرانی در تزئینات بناها و مجسمهها، آراستن بدن شامل نوع پوشاک، چگونگی آرایش، طرح و نوع زینتها و پیروی از مد؛ شیوههای گذران اوقات فراغت و تفریح مثل تماشای مسابقات چوگان، حضور در تفریحگاههای عمومی، شرکت در مراسم حکومتی، شرکت در مراسمهای آیینی و ملی همچون مراسم محرم [۴۶] و ازدواج و ختم که در آن عصر، تکهمسکری و عدم تحمل هوو جلوهگر بوده است.[۴۷] همچنین زنان درباری و زنان خانوادههای اهل علم توانستند در امر وقف[۴۸] و فعالیتهای ادبی آثاری از خود بر جای بگذارند.[۴۹] فعالیتهای علمی و و تعلیمی بانوان بیوت علمای شیعه و آثار ارزشمند بازمانده از آنان، نشاندهنده سنت بنیادین آموزش در میان آنان است.[۵۰]
اقتصادی
در ایران با توجه به این که مخارج زندگی برعهده مردان بود، کارکردن زنان در شهرها، امری شایع و عمومی نبود. با این حال، برخی زنان در شغلهایی مانند خیاطى، کفش گری، پزشکی و داروسازی به فعالیت میپرداختند. در امور عام المنفعه با استفاده از ثروت در کمکرسانی به مردم، کمک به برگزاری مجالس امام حسین، پرداخت هدایا به واعظان، رسیدگی به احوال مستمندان از دیگر فعالیتهای اقتصادی زنان بوده است. کمک به اقتصاد خانواده نیز در مناطق روستایی و عشایری از جمله بافت پارچههای خیمهای و لباس نمود بیشتری داشت.[۵۱]
اقلیتهای دینی
اقلیتهای دینیِ ایران شامل زرتشتیان، یهودیان و مسیحیان (ارامنه، نسطوریان و کاتولیکها) بودند. رفتار شاهان صفوی با اقلیتها در سه دوره، نخست؛ پایهگذاری و سختگیری مذهبی، دوم؛ دوره تثبیت و مدارای نسبی و سوم؛ دوره اضمحلال و فشار بیشتر متفاوت بود. با اینحال، در هیچ دورهای آزار و اذیت گسترده و همگون نسبت به همه اقلیتها گزارش نشده است.[۵۲]
خانواده
خانواده در این دوره عمدتاً به دو شکل گسترده و هستهای وجود داشت و نظام خانواده در این دوره مردسالاری و پدرسالار بوده است. الگوهای خانوده گسترده، پدرسالار، کامل و ناقص، ازدواج دائم و موقّت، تک همسری و چند همسری رایج بودند. ازدواجهای درونگروهی (خویشاوندی و همکیشی) نسبت به ازدواجهای بیرونی اولویت داشت[۵۳] و وظیفه اصلی خانواده، تولید مثل و فرزندآوری، تربیت اجتماعی کودکان و جامعهپذیری و تعیین پایگاه اجتماعی بود.[۵۴]
ساختار فرهنگی
زبان
در ایران دوره صفوی، سه زبان فارسی، ترکی و عربی رایج بود. زبان فارسی به عنوان زبان شعر و ادب و نیز خط رایج، زبان طبیعی و قومی و مملکتی ایرانیان به شمار میرفت. زبان عربی جایگاه زبان مذهبی را داشت و زبان ترکی به عنوان زبان دربار و سپاهیان استفاده میشد.[۵۵]
نامگذاری
در ایران عصر صفوی، بهویژه از نسل دوم به بعد، رسمیت یافتن تشیع اثنیعشری در نامگذاری اشخاص بازتاب یافت. نامها، القاب و کنیههای ائمه دوازدهگانه و برخی فرزندان آنان در اقشار مختلف جامعه، از رجال سیاسی و اداری تا مردم عادی، بهتنهایی یا در ترکیب با واژگانی دیگر، رواج یافت. در این میان، نام و القاب امام علی و امام حسین به دلیل پیوند با مناسک و آیینهای شیعی، توجه بیشتری یافت و ارادت به امامان در نامهای ترکیبی آشکارتر است.[۵۶] در متون تاریخی سه دسته از نامهای غیربسیط که در ساختمان آنها به نحوی کلمه علی به کار رفته است، اشاره شده است.این نامها در شکلی مصدّر به علی است، در شکلی دیگر مختوم به علی و در صورتی هم علی بین دو اسم جای گرفته است.[۵۷]
پوشاک
به دلیل توجه ویژه صفویان به آداب و رسوم ایرانی و مذهب تشیع، رشتههای گوناگون صنعت و هنر پیشرفت زیادی داشت و پوشاک مردان و زنان با توجه به بافت خاص اجتماعی‑مذهبی آن روزگار، شکل ویژهای به خود گرفت.[۵۸]
مردان
پوشاک مردان در شرح سفرنامههای سیاحان اروپایی شامل قبا، شال، رو پیراهن یا پیراهن زیر قبا، زیرشلواری، نیمتنه چسبان و سرپوش یا دستاری از ابریشم زربفت است.[۵۹] کفشهای مردان و زنان چرمی و به رنگهای مختلف بود.[۶۰]
زنان
طرز پوشیدن زنها در ایران با لباس پوشیدن مردان اختلاف چندانی ندارد فقط لباس زنها زرو زیور بیشتری دارد.[۶۱] پیراهنها اغلب رنگارنگ، گلدار و زربفت ابریشمی بود. بر روی آن، قبای جلوباز بلندی تا مچ پا میپوشیدند و کمربندی به کمر میبستند، اما نه چندان محکم. کلاه کوچک، چارقد، شلوار پنبهدوزی شده، و جوراب ساقهکوتاه پارچهای از جمله پوشاکی بودند که زنان در فصل زمستان از آنها استفاده میکردند. زنان هنگام بیرون رفتن از خانه، چادر بزرگ سفید یا بنفش رنگی به سر میکردند که تمام بدن آنان را میپوشاند و فقط جلوی صورت باز میماند تا بتوانند پیش روی خود را ببینند.[۶۲]
ویژگیهای اخلاقی ایرانیان
منابع تاریخی و سفرنامههای عصر صفوی، ایرانیان را مردمی مهماننواز توصیف کردهاند که با گرمی از میهمانان استقبال میکردند. آنان اهل ذکاوت، کنجکاوی فکری و روشناندیش بودند و در گفتوگوهای علمی و عقلی توانایی بالایی داشتند. برخورداری از همبستگی و امنیت نسبی و پایبندی به آداب دینی و اخلاقی، از جمله رعایت حجاب و عفت در روابط زن و مرد، از دیگر ویژگیهای آنان بود. ایرانیان از ستم و طمع بیزار بودند و رعایت عدالت را بهویژه برای پادشاهان ضروری میدانستند. در رفتار با اقلیتهای دینی و بیگانگان، مدارای نسبی نشان میدادند و در معاشرت، مؤدب، نرمخو و زودآشتی بودند. همچنین در نگرش به زندگی، واقعبین و معتدل بودند؛ نه به خوشیها دل میبستند و نه از سختیها افسوس میخوردند.[۶۳]
در متون تاریخی و سفرنامههای عصر صفوی، از مردم ایران بهعنوان افرادی دارای روحیه سلحشوری، ظلمستیزی، وطندوستی، و بیگانهستیزی مردم ایران یاد شده است. این ویژگیها در کنار قهرمانان ملی نقشی کلیدی در تقویت انسجام ملی و روحیه ضدستم و ضدبیگانه ایرانیان و بازتابی از روحیه جمعی ایرانیان داشته است.[۶۴] در کنار این صفات، بهندرت به برخی ناهنجاریهای اجتماعی مانند خشونت در منازعات محلی نیز اشاره شده است.[۶۵]
بازی، ورزش و تفریحات
گذراندن اوقات فراغت محدود به یک طبقه نبود و از کمبضاعتترین مردم تا ثروتمندترین آنان، هرکدام به گونهای در بازی، ورزش و تفریحات سهیم بودند. تنها استثنا، تفریحاتی مانند شکار بود که در انحصار شاه و درباریان قرار داشت و جنبة ورزشی و نظامیاش مانند تمرین رزمآوری و حفظ آمادگی بدنی بر جنبة تفننی آن غلبه داشت.[۶۶]
- بازی: جانوربازی، گنجفه و گل یا پوچ.
- ورزشهای تفریحی و میدانی: شکار، چوگان، کُشتی، شمشیربازی، زوبیناندازی یا جریده، تیراندازی با کمان، سوارکاری، قپقاندازی، شطرنج، تخته نرد.
- تفریحات هنری و فرهنگی: نقاشی، نقالی و قصهگویی، شعر و شاعری، موسیقی.
- سایر تفریحات: نمایش حیوانات باغوحش دربار، تخممرغبازی، چراغان و آتشبازی، میهمانیهای سلطنتی یا مجالس بزم، نوشیدن چای، قهوه، مصرف مواد مخدر و افیونی، رمالی و پیشگویی به همراه داشتن تعویذ و طلسم، دستافشانی و پایکوبی، بندبازی یا رسنبازی.[۶۷]
هنر
ایران در دوره صفوی در بسیاری از زمینههای هنری، وارثِ هنر تیموریان بودند.[۶۸] معمولاْ خاندان سلطنتی و اعضای طبقات بالای جامعه متقاضی آثار هنری بودند و زمینههای شکوفایی آن را فراهم میکردند و شوق و ذوق هنرمندان را برمیانگیختند و با حمایت خود، اغلب نوع هنر و گونهٔ اشیاء تولید شده را تعیین میکردند. هنر ایرانیان در این دوره شامل معماری، اقدامات شهرسازی مانند میدان نقش جهان، مسجد شیخ لطفالله، عالیقاپور، قیصریه یا بازار شاه اصفهان، چهل ستون، سیوسه پل، پل خواجو، قصر فرحآباد، بقعه شیخ صفیالدین، ساخت بارگاههای عظیم برای ائمه و رجال بزرگ آنان در عراق، کربلا، سامرا، نجف، مشهد و قم، نقاشی و شکلگیری مکاتب مختلف نقاشی، عکاسی، خطاطی و خوشنویسی، زرافشانی، موسیقی،[۶۹] تذهیب، صحافی و تجلید بوده است.[۷۰]
صنایع دستی
مهمترین صنایع دوره صفویه صنایع دستی شامل نجاری مانند ساخت درهای منبتکاری شده، ستونهای چوبی کاخ چهلستون و صندوقهای آرامگاهها و قالیبافی و بافت جانماز و سجاده با نقوش گلدانی، درختی و شکاری که قالیهای اردبیل از شاهکارهای جهانی آن است. منسوجات مانند پارچههای زربفت، مخمل و ترمه در کارگاههای یزد، کاشان و اصفهان، اسلحهسازی شامل فولاد دمشق با تیغههای موجدار و تزیین با طلا و نقره و سفالسازی شامل کاشیهای هفترنگ مساجد و سفالینههای زرینفام و آبیوسفید با تأثیرپذیری از نقوش چینی از دیگر صنایع این دوره بوده است.[۷۱]
فرهنگ و آدابورسوم
هویت فرهنگی
بر اساس تحلیل سفرنامههای عصر صفوی، هویت فرهنگی ایران در این دوره عمدتاً از دو عنصر اصلی شکل میگرفت:
- هویت دینی مذهببنیان: تشیع اثنیعشری به عنوان محور باورها و مناسک.
- ایرانگرایی تاریخی: تأکید بر آداب، هنر، زبان فارسی و میراث باستانی در کنار آموزههای دینی.
همچنین سیاستگرایی دینی[۷۲] مانند درهمتنیدگی دین و سیاست و ظاهرسازی هویتی براساس تأکید بر نمودهای بیرونی باورها از دیگر ویژگیهای هویت فرهنگی صفویه بود.[۷۳]
آیینها و فرهنگ عمومی
جشنهای مذهبی
اعیاد مذهبی شیعی مانند عید قربان، عید فطر، عید غدیرخم،[۷۴] جشن نیمه شعبان و رسم انتظار فرج و ولادت اهلبیت در این دوره برگزار میشدند.[۷۵]
جشنهای ملی و باستانی
جشنهای ملی و باستانی ایران نیز در بافت اجتماعی حضور پررنگی داشتند که ریشه در طبیعت و فرهنگ کهن ایرانی داشتند. از جمله چهارشنبهسوری، آداب جشن نوروز، جشن میر نوروزی،[۷۶] جشن سپند، آبریزگان یا آبپاشان که جشن آب در تیرماه که مردم بر یکدیگر آب میپاشیدند و نماد شکرگزاری از نعمت آب بود و جشن گلسرخ یا گلریزان که در ماه اول بهار و جشن شکفتن گلهای سرخ در باغها، همراه با گلافشانی و خوشبویی مجالس برگزار میشد.[۷۷]
جشنهای سلطنتی
در ایران، آیینها و جشنهای سلطنتی متعددی برگزار میشد. جشن تاجگذاری، استقبال مردم در بدو ورود شاهان به شهرها با آراستن خیابانها، گلافشانی و برافراشتن پرچمهای رنگی، استقبال از شاهان فاتح جنگ با کشیدن طاق نصرت و پاشیدن زر و سکه و سرگرمیهای پس از آن، جشن خلعت و جشن شاطری از آیینهای رایج سلطنتی در این عصر بهشمار میرفتند.[۷۸]
جشنهای مردمی و عمومی
این دسته از آیینها در میان طبقات مختلف جامعه رواج گستردهای داشت. این آیینها که ریشه در باورها و سنتهای قدیمی ایرانی داشتند، بدون نظارت مستقیم دولت و عمدتاً در محلهها و خانههای مردم برگزار میشدند که مهمترین آنها عبارت از حنابندان، خالکوبی، جشن برفبارون[۷۹] و ختنهسوران[۸۰] بودند. در زمینه مراسم ازدواج و عروسی مردمیِ ایرانیان در عصر صفویه نیز گزارشهای متون سفرنامهاها، نشان میدهد ازدواج در عصر صفویه بیشتر بهصورت پایدار و درونخاندانی و خویشتباری انجام میشد. تعدد زوجات رایج بود و هدف اصلی از ازدواج، تشکیل خانواده، تداوم نسل و تأمین نیازهای جنسی بود. مراسم عروسی در میان مردم ایران با آیینهای متنوعی برگزار میگردید.[۸۱]
سوگواریهای مذهبی
آیینهای سوگواری برای امامان، بهویژه در ماه محرم و ایام شهادت امام علی در بیست ویکم رمضان، در این دوران به اوج خود رسید. روضهخوانی یکی از مهمترین و اساسیترین بخش آیینهای[۸۲] سوگواری عاشورا بود که بخشهایی از کتابهایی مانند روضه الشهداء تألیف ملاحسین واعظ کاشفی سبزواری و مقتلنامهها خوانده میشد. مراسم زنجیرزنی، پوشیدن لباس سیاه، سیاه کردن صورت، آذینبندی معابر، کوچهها و خیابانها با پارچههای مشکی یا به اصطلاح سیاهپوشی نیز در دورههای بعدی توسط اغلب سیاحان گزارش شده است. دستههای معمول عزاداری با ابزارها و آلات خاصی همانند عَلَم، کُتَل، توغ و بیرق زینت داده میشود. علاوه بر ابزارآلات جدید، آیینهای جدیدی در عزاداری مانند تیغزنی، قفلزنی، سنگزنی، قمهزنی، نخلگردانی، شمایلگردانی، نقارهزنی، ساخت حجله به یاد قاسم بن حسن تثبیت شده و رواج یافته بود. همچنین علاوه بر سقاخانهها، هر دو مکان تکیه و حسینیه در دوره میانه صفویه ساخته شد. حضور روسپیان در مجالس عزا، علاوه بر گستره وسیع و نفوذ بالای آیین عزاداری در ایران، نشانگر آن است که عزاداری از یک آئین مذهبی صرف خارج و به آئینی اجتماعی بدل شده است. دو تحول مهم ایران در آئین عزاداری یکی رسمی و حکومتی شدن مجالس سوگواری و دیگری، ابزارمندشدن و نیز تعریف آئینها و رسوم جدید عزاداری بود.[۸۳]
تعلیم و تربیت
نظام تعلیم و تربیت رسمی
در ایرانِ عصر صفوی، نظام تعلیم و تربیت رسمی گسترش چشمگیری یافت[۸۴] و مراکز آموزشی در شهرهای مختلف توسعه پیدا کردند؛ بهگونهای که اصفهان و تبریز به مهمترین کانونهای علمی و آموزشی تبدیل شدند.[۸۵] تعدد مدارس وقفی و غیروقفی و سلطنتی و غیرسلطنتی تأسیس شده و فراهم شدن امکان تحصیل برای عموم افراد جامعه، فارغ از پایگاه طبقاتی آنها، گویای عام شدن پدیده علم در ایران است.[۸۶]
آموزش، صرفنظر از پایگاه طبقاتی، برای گروههای مختلف جامعه در دسترس بود و مدارس با کمک متولیان، مدرسان، طلاب و خدمه اداره میشدند.[۸۷] هزینههای این مراکز عمدتاً از طریق سنت «وقف» تأمین میشد و همین امر به تداوم فعالیت آموزشی کمک میکرد،[۸۸] هرچند بیشتر آموزشها بر علوم دینی و آموزههای شیعه دوازدهامامی متمرکز بود.[۸۹] آموزش معمولاً از مکتبخانه[۹۰] آغاز میشد و سپس در مدارس ادامه مییافت. شیوههای آموزشی بر پایه املا، مباحثه و پرسشوپاسخ بود و شاگردان در کنار استادان برجسته به تحصیل میپرداختند. دروس رایج شامل ادبیات عرب، منطق، بیان، فقه، حدیث، تفسیر و کلام بود؛ در حالی که فلسفه، ریاضیات، نجوم و طب نسبت به علوم دینی توجه کمتری دریافت میکردند.[۹۱]
فضای علمی این دوره در کنار علوم عقلی یا تعمیمی، علوم نقلی یا تفریدی و علوم ادبی،[۹۲] تحت تأثیر دو جریان فکری «اصولی» و «اخباری» قرار داشت که هرکدام برداشت متفاوتی از دانش دینی ارائه میکردند.[۹۳] رشد آموزش شیعی در ایرانِ صفوی تا حد زیادی به مهاجرت علمای جبلعامل و دیگر سرزمینهای عربی وابسته بود.[۹۴] این دانشمندان در شهرهای مختلف ایران به تدریس، نگارش کتاب و تربیت شاگردان پرداختند و در گسترش علوم دینی نقش مهمی ایفا کردند. آثار علمی فقیهانی چون محقق کرکی، شیخ بهایی و مقدس اردبیلی در این دوره رواج فراوان داشت و نسخهبرداری میشد.[۹۵]
در این عصر، برای طلاب امکاناتی مانند حجرههای اقامت، کمکهزینه از محل موقوفات و برخی امکانات رفاهی فراهم بود.[۹۶] پایان فرایند آموزش نیز با دریافت «اجازهنامه» علمی همراه میشد که نشاندهنده صلاحیت علمی و توانایی تدریس یا اجتهاد فرد بود.[۹۷] با وجود علاقه جامعه ایرانی به دانش، ضعف ارتباطات و محدود بودن ارتباط علمی با اروپا باعث شد ایرانِ صفوی از تحولات علمی رنسانس اروپا فاصله بگیرد و ارتباط علمی بیشتر به حضور محدود پزشکان، مهندسان و متخصصان خارجی در ایران منحصر شود.[۹۸]
نظام تعلیم و تربیت غیررسمی
این شامل زورخانه، تکایا و قهوهخانهها میشد که بر تمرکز مردم به آموزههای مذهب تشیع توجه میشد. زورخانه مکانی برای بازگویی و پیوند آموزههای تشیع و تصوف و پهلوانی بود. قهوهخانهها نیز محل گردهم آمدن و عاملی مؤثر در جهت تعاملات اجتماعی و اهرمی برای دیدن و دیده شدن مردم خصوصاْ طبقه متوسط است. فضایی عمومی، اجتماعی و فرهنگی و ادبی که در آن عنوان تفریحات، سرگرمیها و بازیها از قبیل شطرنج، گنجفه، بازی پیچاز و آس تخممرغبازی، نقالی و قصهخوانی، شاهنامهخوانی، ابومسلمخوانی، مشاعره و نقد شعر، نقاشی و نظایر آن انجام میشده است.[۹۹]
روشهای درمانگری ایرانیان
ایرانیان، بر اساس چهار نظام درمانی طلبِ مانند طب سنتی، طب با رویکرد اسلامی، درمانی عامیانه و تجربی، درمانی ماورایی و طب نوین کیمیایی به نسبت هر منطقه، سطح سواد و میزان تدیّن از این نظامها برای مداوا استفاده میکردند.[۱۰۰] در میان طبقات مختلف جامعه ایرانی اعم از طبقه فرودست جامعه تا طبقه اشراف و درباریان و گروههای مذهبی و غیرمذهبی، افزون بر روشهای طبیعی درمانگری، اسلوب درمانگری ماورایی نیز جایگاه گستردهای داشت.[۱۰۱] در این دوره، از جمله این روشها میتوان به دعانویسی و تعویذ و رُقیَه، چشم زخم، طلسم و جادو و علوم غریبه، روح و جن و پری درمانی، زیارت و توسل و تربت درمانی، نذر درمانی، صدقهدرمانی، تصدُّق و نیایش و قرآن درمانی، نیایش درمانی، استشفاء به قرآن کریم، استخاره برای درمان و دارو، استشفاء به نیروی شاهی، اجرام آسمانی و روشهای خرافه و عوامانه اشاره کرد.[۱۰۲] در رواج اسلوب درمانی ماورایی، عالمان دینی با تأکید حداکثری بر روایت مرسل و ضعیف و اخباریگری و تکیه فراوان این روشها در مقامِ عالم دینی، میزان گرایش مردم به این سبک از درمان را افزایش دادند. روشی از درمان که از منابع علوم دیگر مانند علوم غریبه، طب، نجوم و سلایق و تجربیات شخصی خود برای درمان، راهکارهایی را به مخاطبان دینی و نیازمند به درمان میدادند. البته نگرش کلامی شیعی، شفایابی و توسل به درمانهای الاهی و ماوراءالطبیعی را در کنار درمانهای طبیعی و مراجعه به طبیب متخصص و ماهر جایز میدانست.[۱۰۳]
ساختار اقتصادی
رشد اقتصادِ ایران باتوجه به عواملی از جمله ثبات سیاسی، تمرکزگرایی، ایجاد امنیت داخلی بهویژه امنیت راهها و کاروانسراها، توجه به تجارت خارجی، اهمیت کالای استراتژیک ابریشم، و استفاده از نیروی متخصص ارامنه در توسعة بازرگانی بود.[۱۰۴]
کشاورزی و زمینداری
پایههای اقتصادی ایران در عصر صفوی عمدتاً براساس کشاورزی، زمینداری و دامداری استوار بود که دیگر فعالیتهای اقتصادی در مرتبة بعد قرار داشت. جهت تأمین آب از روشهایی مانند قنات و کاریز، پایاب، آب انبار و چاه استفاده میشد.[۱۰۵] در این میان، اراضی ایران به دستههایی مانند تیول، اراضی ممالک یا ایالات، خاصه یا خالصه یا سلطنتی، موقوفات، عامه مردم، سیورغال، موات، اربابی و رعیتی تقسیم شدند. براساس گزارشهای سفرنامهنویسان در مقایسه دهقانان ایرانی با دهقانان اروپایی، دهقانان ایرانی در همهجا زیورهای نقره و گاهی طلا بر خود میبستند، از لباسها و کفشهای خوب استفاده میکردند و وسایل و ظزوف منازلشان مناسب بود.[۱۰۶]
مالیات زمین
هرچند در ایران در این دوره دربارهٔ میزان مالیات اراضی اطلاعات دقیقی در دسترس نیست اما از ناظران شاه از مردم مالیات میگرفتند.[۱۰۷] سه نوع مالیات به نامهای مالوجهات، تسعیر و طرح از روستائیان گرفته میشده که دولت دست به اضافه ستانی میزده است.[۱۰۸]
تجارت داخلی و خارجی
ایران به تجارت پررونقی دست پیدا کرد که علت آن تغییر عمده در موازنه تجارتی جهان بود. پس از اخراج پرتغالیها در سال ۱۰۳۲ق/۱۶۲۳م. عمده تجارت ایران، در بندرعباس و هرمز بود.[۱۰۹] همچنین در این دوره، ایران با کمپانی هند شرقی هلند، انگلستان، فرانسه، روسیه و شهرهای ایتالیایی، عثمانی، هند و آسیای مرکزی قرارداد تجاری منعقد کرد.[۱۱۰] همچنین امنیتراهها، ساخت کاروانسراها و اماکن رفاهی، تفریحی و بزرگراهها، خیابانهای عریض و طویل هم باعث جلب توجه تجار و بازرگانان خارجی شد و صادرات و واردات رونق گرفت. شهر تبریز[۱۱۱] و اصفهان بهعنوان پایتخت صفویه و یک شهر تجاری-صنعتی نقش بسیار مهمی در صادرات ایران داشت و مهمترین صادرات شامل پارچههای زری، مخمل و تافته،[۱۱۲] مروارید، ابریشم، سنگهای قیمتی بود.[۱۱۳]
تجارت ابریشم
ابریشم که مهمترین کالای صادراتی ایران بود، در ایالاتی چون گیلان، مازندران، گنجه، شیروان، خراسان و قراباغ تولید میشد. شاه عباس با در اختیار گرفتن ایالات ابریشمخیز شمالی مانند گیلان و مازندران و مهاجرت دادن ارامنه به آن نواحی، تولید را برای پاسخ به تقاضای عثمانی و اروپا افزایش داد. ایران ابریشم را هم به صورت خام و هم مصنوعات ابریشمی همچون قالیهای کارگاههای سلطنتی صادر میکرد.[۱۱۴]
نظام پولی
نظام پولی ایران بر پایه سکههای طلا، نقره و مس استوار بود. فلز مورد نیاز برای ضرب سکه عمدتاً از راه تجارت خارجی از طریق عثمانی و بازرگانان هندی و ارمنی و نه از معادن داخلی تأمین میشد. با افزایش واردات فلزات، نظام پولی قدرتمندتر میشد و این دگرگونیها تا حد زیادی به قدرت شاهان و روابط اقتصادی با همسایگان بستگی داشت. در این دوران، ضرابخانه یکی از ارکان اصلی نظام پولی بهشمار میرفت. مدیریت ضرابخانه، نظارت بر ضرب سکه و حفظ سلامت و ارزش آن بر عهده فرد مورد اعتماد پادشاه به نام معیرالممالک قرار داشت.[۱۱۵] تعداد ضرابخانههای ایران در دوره صفویه برای سکههای نقره، ۵۸ ضرابخانه و برای سکههای طلا، ۲۴ ضرابخانه بوده است.[۱۱۶] ارزش پول در دوره صفویه تحت تأثیر چهار عامل اصلی کاهش یافت:
- کاهش واردات فلزات برای ضرب سکه.
- خروج سکههای گرانبها (به ویژه سکههای طلا و نقره).
- ضرب بیش از اندازه سکه.
- انباشت سکه توسط بزرگان کشور و مردم عادی.[۱۱۷]
موانع اقتصادی
اقتصاد ایران با برخورداری از پیوستگی به نظام جهانی و ظرفیت حرکت به سمت مکانیزهشدن، فرصت بینظیری برای تحول داشت، اما سلطه و دخالت حاکمیت مانع همسوسازی با شرایط جدید شد.[۱۱۸] در این دوره، فقدان قانون، قدرت مطلقه پادشاه و ضعف نهادهای مدنی وجود داشت. همچنین ناامنی جان و مال صنعتگران و پیشهوران و هزینههای بالای معاملاتی گزارش شده است.[۱۱۹] کسری تراز بازرگانی خارجی موجب کمبود نقدینگی شد. پولی که از صادرات ابریشم (کالای عمده صادراتی) به دست میآمد، برای خرید ادویه، تریاک و پارچههای نخی از کشور خارج میشد.[۱۲۰] با ظهور قدرتهای جدید اروپایی و روابط نابرابر با نظام سرمایهداری، ایران از بازارهای طبیعی خود محروم شد و مازاد اقتصادی خُرد را به نفع دیگران از دست داد.[۱۲۱]
- عوامل داخلی: تمرکز قدرت اقتصادی در دست قدرتمندان سیاسی[۱۲۲] و انحصارگرایی دولتی، افزایش بهرهٔ مالکانه در راستای ورشکستگی روستاها،[۱۲۳] لغو انحصار ابریشم و کاهش نظارت دولت بر تجارت،[۱۲۴] بیتوجهی به بهینهسازی کشاورزی و شبکهٔ آبیاری و عمران کشور، مشکلات حاصل از جنگ، حوادث طبیعی و شیوع طاعون و قحطی، استبداد در جامعه، افزایش مالیاتها بر مردم، ناامنی راهها، ارزش معامله نداشتن ثروت و احتکار.[۱۲۵]
- عوامل خارجی: بروز جنگهای فراوان خارجی، کاهش عواید ترانزیت کالا، ناهمگونی توان تجارت خارجی، افزایش توان مالی و تجاری رقیبان خارجی و موانع ناشی از تحدید نظارت و تهدید مرزها، بیارزش بودن پول در معاملات که پول بیشتر ارزش مصرفی داشت.[۱۲۶]
مدرنیته و تفکیک مفهوم ایران
در دوره صفوی، میان هویت باستانی ایران پیش از اسلام و هویت شیعی، تضاد و چالشی وجود نداشت. تشیع نه تنها دورهای از انحطاط ایران به شمار نمیرفت، بلکه زمینهساز احیای هویت ایرانی در قالبی جدید شد. تفکیک میان این دو مفهوم ایران باستان و ایران شیعی عمدتاً پس از ورود مدرنیته به ایران و طرح اندیشهها و گفتمانهای ناسیونالیستی شکل گرفت که میان اجزای مختلف مفهوم ایران تفکیک ایجاد میشود و برخی از متجددین با گرایشهای ناسیونالیستی و باستانی به دنبال حذف اسلام و تشیع از مفهوم ایران بر میآیند.[۱۲۷]
پانویس
- ↑ فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی - حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۳۶.
- ↑ فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی - حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۳۹.
- ↑ جلالی شیجانی، «تشیع عرفانی و تاثیر آن بر ظهور صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۲۹.
- ↑ اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها)، ۱۳۹۵ش، ص۳۹.
- ↑ اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها)، ۱۳۹۵ش، ۱۳۶–۱۳۳.
- ↑ اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها)، ۱۳۹۵ش، ص۴۲–۴۱.
- ↑ تشکری و نقیبی، «تعامل و تقابل تصوف و تشیع در عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۴۹.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۸۳–۸۲.
- ↑ وطندوست، «تحول انگارههای اجتماعی ایرانیان در دورههای گذار و تأثیر آنها بر ساخت دولت در ایران»، ۱۴۰۳ش، بدون صفحه.
- ↑ ولیزاده، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، ۱۴۰۲ش، ص۱۰۶.
- ↑ رشیدی، «رسمی شدن مذهب شیعه در زمان صفویه»، وبسایت تبیان.
- ↑ «كدام يك از دانشمندان بزرگ شيعه در گسترش تشيع نقش داشته اند؟»، وبسایت اندیشه قم، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۵۵.
- ↑ رشیدی، «رسمی شدن مذهب شیعه در زمان صفویه»، وبسایت تبیان.
- ↑ جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ج۱، ص۳۴.
- ↑ صفا و رضایی، آرایههای داستانی منابع عصر صفوی و رسمیت تشیع در ایران، ص۱۰۸ و ۱۱۵.
- ↑ مطهری، خدمات متقابل ایران و اسلام، ۱۳۷۴ش، ص۱۳۲.
- ↑ اکبری، «نقش کارکردی دولت صفوی در تکوین و تحول نظریه ولایت فقیه در تشیع امامی»، ۱۴۰۳ش، ص۱۱۴-۱۰۷.
- ↑ کشاورز و همکاران، «بررسی زمینههای شکلگیری تعادل نهادی سنّتی در عصر صفویه با تأکید بر روابط متقابل روحانیت و حکومت»، ۱۴۰۰ش، ص۱۸.سعیدیان جزی و کشاورز، «تکالیف کارکردی زنان شیعه عصر صفوی در ساختار کنش اجتماعی بر اساس متغیرهای الگویی سایبرنتیک»، ۱۴۰۱ش، ص۶۱۰-۶۰۹.
- ↑ نوروزی و رمضانی، «علل تعاملات سلاطین صفوی با علمای شیعه و نتایج آن»، ۱۳۹۴ش، ص۱۳۷-۱۲۷.نوروزی و رمضانی، «علل تعاملات سلاطین صفوی با علمای شیعه و نتایج آن»، ۱۳۹۴ش، ص۱۴۲-۱۳۷.کردی و کردی، «نقش سادات و علما در حقوق شهروندی عصر صفویه»، ۱۳۹۲ش، ص۶۵.
- ↑ اکبری، «نقش کارکردی دولت صفوی در تکوین و تحول نظریه ولایت فقیه در تشیع امامی»، ۱۴۰۳ش، ص۹۶-۹۵.
- ↑ رجبی، «آراء فقیهان عصر صفوی درباره تعامل با حکومتها»، ۱۳۸۸ش، ص۵۹-۶۸.
- ↑ نیکزاد طهرانی و حمزه،« تشیع و تاریخ اجتماعی ایرانیان در عصر صفوی»، ۱۳۹۵ش، ص۱۲۸.
- ↑ گودرزی، «بازآفرینی مفهوم «ایران» در دوره صفویه و رابطه آن با هویت ملی»، ۱۳۸۶ش، ص۲۷.
- ↑ ولیزاده، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، ۱۴۰۲ش، ص۱۹۵-۱۹۴.
- ↑ فریدی مجید، «مرزهای ایران صفوی و امپراتوری عثمانی بر اساس نقشههای تاریخی با تأکید بر آناتولی (آسیای صغیر)»، ۱۴۰۳ش، ص۳۳.
- ↑ بابایی و همکاران، غلامان خاصه؛ نخبگان نوخاسته دوران صفویه، ۱۳۹۳ش، ۱۱۳.
- ↑ دارا و طلوعی، «تحلیل ساخت سیاسی دولت در ایران؛ مقایسۀ دورههای صفویه، قاجار»، ۱۴۰۱ش، ص۸۱.
- ↑ اکبری و سینائی، «دولت صفویه و بازپیکربندی جامعه ایران؛ تحول و میراثِ نهادی»، ۱۴۰۱ش، ص۱۳.
- ↑ فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی - حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۵۶.
- ↑ فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی - حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۵۶.
- ↑ میرمحمدصادق، «صفویان (نظام اداری)، ۱۴۰۰ش، ص۷۳۲.
- ↑ فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی - حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۵۷-۳۵۶.
- ↑ کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، ص۴۱۵.
- ↑ کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، ص۴۲۸-۴۲۲.
- ↑ کجباف و همکاران، «تبیین و تحلیل وضعیت جمعیت و ﺗﺄثیر کشاورزی برآن در دوره صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۴۱.
- ↑ «جمعیت ایران در بستر تاریخ»، وبسایت جامجم نشریات.
- ↑ کجباف و همکاران، «تبیین و تحلیل وضعیت جمعیت و ﺗﺄثیر کشاورزی برآن در دوره صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۴۱ و ۵۷-۵۶.
- ↑ کشاورز و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، ۱۳۹۶ش، ص۱۴۴-۱۴۳ و ۱۶۲.
- ↑ کشاورز و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، ۱۳۹۶ش، ۱۴۵-۱۴۴.
- ↑ قاضیخانی و بارانی، «سبک زندگی زن ایرانی از نگاه سفرنامهنویسان غیر ایرانی عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۷۱.
- ↑ احمدی گسمونی، «بررسی وضعیت زنان در عهد صفویه از منظر سفرنامهنویسان خارجی»، ۱۳۹۴ش، بدون صفحه.
- ↑ احسانی، «بررسی جایگاه و نقش زنان در دورهی صفوی (907ق ـ 1135ق)»، ۱۳۹۸ش، بدون صفحه.
- ↑ نامداری الوار، «جایگاه اقتصادی و فرهنگی زنان ایرانی در جامعه عصر صفوی»، ۱۳۹۸ش، بدون صفحه.
- ↑ احسانی، «بررسی جایگاه و نقش زنان در دورهی صفوی (907ق ـ 1135ق)»، ۱۳۹۸ش، بدون صفحه.
- ↑ قاضیخانی و بارانی، «سبک زندگی زن ایرانی از نگاه سفرنامهنویسان غیر ایرانی عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۹۷-۱۸۱.
- ↑ شرلی، سفرنامه برادران شرلی، ۱۳۸۷ش، ص۷۶.
- ↑ حیدریان، «زنان واقف در عصر صفوی»، ۱۳۸۸ش، ص۱۱۹.
- ↑ احسانی، «بررسی جایگاه و نقش زنان در دورهی صفوی (907ق ـ 1135ق)»، ۱۳۹۸ش، بدون صفحه.
- ↑ کرمی و مخبردزفولی، «آموزش زنان در دورهی صفویه؛ زنان بیوت علمای شیعه»، ۱۳۹۹ش، ص۵۶۱.
- ↑ قاضیخانی و بارانی، «سبک زندگی زن ایرانی از نگاه سفرنامهنویسان غیر ایرانی عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۹۸-۱۹۷.
- ↑ مسیحی و حقپرست، «مقایسهی شیوهی تعامل با اقلیتهای دینی در حکومت امام علی(ع) و حاکمان صفوی»، ۱۳۹۴ش، ص۱۲۶-۱۱۹.
- ↑ پالیز بان، «نظام خانواده در ایران دوره صفوی»، ۱۴۰۱ش، بدون صفحه.
- ↑ نورالهی، «بررسی نهاد خانواده در اصفهان عصر صفوی»، ۱۳۹۲ش، بدون صفحه.
- ↑ ولیزاده، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، ۱۴۰۲ش، ص۱۰۶.
- ↑ موسوی، «بررسی گرایش به شیعه اثنیعشری درنامگذاری اشخاص درایران روزگار صفویه»، ۱۴۰۱ش، ص۱ و ۷.
- ↑ «علی در نامگذاری های عهد صفوی»، وبسایت پایگاه امام علی.
- ↑ «پوشاک مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی»، وبسایت بیتوته.
- ↑ افشار، «پوشاک ایرانیان از آغاز تا امروز»، ۱۳۸۳ش، ص۲۰۷.
- ↑ فیگویروا، سفرنامه فیگویروا، ۱۳۶۳ش، ص۴۷۶.
- ↑ حاج آقایی وفایی، «پوشاک ایرانیان در عصر صفویه از دیدگاه سفرنامهنویسان اروپایی»، ۱۳۹۶ش، بدون صفحه.
- ↑ «پوشاک مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی»، وبسایت بیتوته.
- ↑ عابدیشهری و همکاران، «اخلاق اجتماعی ایرانیان در دورة صفو هی از نگاه شاردن»، ۱۴۰۰ش، ص۱۶۶-۱۵۷.
- ↑ رجبی دوانی، ««هویت ملی»، «هویت اسلامی» و «هویت انقلابی»»، وبسایت افق حوزه.
- ↑ عباسی، «نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی»، ۱۳۹۱ش، ص۹۵–۶۵.
- ↑ احمدپور، «گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی بر اساس دادههای باستانشناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۶۰–۵۵.
- ↑ احمدپور، «گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی بر اساس دادههای باستانشناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۱۳۶–۶۰.
- ↑ زکی، تاریخ صنایع ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۳ش، ص۱۱–۹.
- ↑ نوایی و غفاریفرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ۲۵۶–۳۳۶.
- ↑ «علت شکوفایی هنر و فرهنگ در دوران صفویه»، وبسایت تمدن.
- ↑ نوایی و غفاریفرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ص۳۶۵–۳۵۶.
- ↑ این بحث سیاسی است نه فرهنگی
- ↑ هاشمی و ایمانیخوشخو، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامههای سفرنامهنویسان خارجی»، ۱۳۹۵ش، ص۳.
- ↑ پورعلی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، ۱۴۰۲ش، ۲۱۲۳-۱۱۷.
- ↑ احمدپور، «گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی بر اساس دادههای باستانشناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۳۶–۲۷.
- ↑ احمدپور، «گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی بر اساس دادههای باستانشناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۲۴–۲۲.
- ↑ عباسی، «نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی»، ۱۳۹۱ش، ص۱۴۸–۱۳۶.
- ↑ احمدپور، «گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی بر اساس دادههای باستانشناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۴۹–۳۹.
- ↑ احمدپور، «گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی بر اساس دادههای باستانشناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۵۴–۵۲.
- ↑ عباسی، «نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی»، ۱۳۹۱ش، ص۱۷۱.
- ↑ ثواقب، «مراسم ازدواج و عروسی مردمی ایرانیان در عصر صفویه (1135-907ق./1722-1501م.)»، ۱۴۰۴ش، بدون صفحه.
- ↑ آیینها
- ↑ کشاورز و چلونگر، «تفسیر و تحلیل نقش آیین عزاداری عاشورا در فرایند تمدنی دولت شیعی صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۱۷۸-۱۷۰.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۰.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۰–۱۸۹؛ جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۸۹ش، ج۲، ص۸۲۳–۸۰۷.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۲۴۷.
- ↑ جاوری، «تعلیم و تربیت اسلامی و مدارس دوره صفوی در اصفهان»، ۱۳۸۲ش، ص۱۴۳.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۴.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۱–۱۹۰.
- ↑ گلشنی، «تشکیلات آموزشی ایران در دوره صفویه مکتبخانه کتابهای درسی و مقررات انضباطی آن»، ۱۳۵۰ش، ص۹۸-۸۵.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۱–۱۹۰.
- ↑ کشاورز و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش اجتماع علمی در فرایند تمدّنی دولت شیعی صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۲۷۹.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۳–۱۹۲.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۲۰۳.
- ↑ عظیمی، «استنساخ کتابهای فقهی در دوره صفویه اول درایران با استناد به نسخ خطی کتابخانههای ایران»، ۱۴۰۲ش، ص۲۱۰.
- ↑ اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها)، ۱۳۹۵ش، ص۲۹۱.
- ↑ اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها)، ۱۳۹۵ش، ص۳۰۴–۳۰۰.
- ↑ ثواقب، «موقعیت علمی ایران در عصر صفویه از نگاه سیاحان اروپایی»، ۱۴۰۱ش، ص۱۱۳-۱۱۲.؛ ثواقب، «تعاملات علمی و فنی ایران و اروپا در عصر صفویه»، ۱۴۰۰ش، ص۳.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۲۱۵.
- ↑ بهشتی، «تاریخ درمانگری در ایران عصر صفوی با تأکید بر نقش دین و علمای اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۳۷-۳۵.
- ↑ بهشتی و همکاران، «تاریخ اجتماعی روشهای درمانگری ماوراییِ ایرانیانِ روزگارِ صفوی»، ۱۴۰۱ش، ص۳۴۳.
- ↑ بهشتی، «تاریخ درمانگری در ایران عصر صفوی با تأکید بر نقش دین و علمای اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۲۶۷-۱۷۳؛ بهشتی و همکاران، «تاریخ اجتماعی روشهای درمانگری ماوراییِ ایرانیانِ روزگارِ صفوی»، ۱۴۰۱ش، ص۳۲۴.
- ↑ بهشتی و همکاران، «تاریخ اجتماعی روشهای درمانگری ماوراییِ ایرانیانِ روزگارِ صفوی»، ۱۴۰۱ش، ص۳۴۳.
- ↑ یوسفنیا، «بررسی عوامل بالندگی اقتصادی ایران در عصر شاه عباس اول صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۴۱.
- ↑ بیاتی، «بررسی مسئله تأمین آب و مالیات آن در عصر صفویه»، ۱۴۰۰ش، ص۳۴.
- ↑ نوایی و غفاریفرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ۲۹۱–۲۸۷.
- ↑ نوایی و غفاریفرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ۲۹۱–۲۹۰.
- ↑ جعفری و همکاران، «بررسی مالیات و تأثیر آن بر زندگی روستاییان در دوره صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۲۵۵.
- ↑ نوایی و غفاریفرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ۲۹۲–۲۹۱.
- ↑ شریعتی، «بررسی وضعیت تجارت خارجی ایران در دوره شاه عباس اول صفوی»، ۱۳۹۰ش، ص۵.
- ↑ عونالهی، تاریخ پانصدساله تبریز از آغاز دوره مغولان تا پایان دوره صفویان، ۱۳۸۷ش، ۱۶۳ش.
- ↑ قاسمی، «تجارت خارجی ایران از آغاز سلطنت شاه عباس صفوی تا پایان دورهٔ صفویه»، ۱۳۸۷ش، ص۱۷.
- ↑ نوایی و غفاریفرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ۲۹۲–۲۹۱.
- ↑ شریعتی، «بررسی وضعیت تجارت خارجی ایران در دوره شاه عباس اول صفوی»، ۱۳۹۰ش، ص۶.
- ↑ فولادی، «بررسی نظام پولی ایران در عصر صفویه»، ۱۴۰۱ش، ص۱.
- ↑ سیدموسوی، «بررسی ضرابخانههای ایران در دورهٔ صفوی»، ۱۳۹۸ش، بدون صفحه.
- ↑ فولادی، «بررسی نظام پولی ایران در عصر صفویه»، ۱۴۰۱ش، ص۱.
- ↑ سلیم، «سیاست اقتصادی صفویه و تأثیر آن بر سقوط دولت»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۴.
- ↑ خرمی و کریمیموغاری، «بررسی عملکرد اقتصادی ایران در عصر صفوی و مقایسه آن با اروپای قرن 17 با رویکرد نهادی»، ۱۳۹۴ش، ص۱۴۳.
- ↑ بنکدار، «بحرانهای اقتصادی عصر صفوی»، وبسایت دنیای اقتصاد.
- ↑ سلیم، «سیاست اقتصادی صفویه و تأثیر آن بر سقوط دولت»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۴.
- ↑ خرمی و کریمیموغاری، «بررسی عملکرد اقتصادی ایران در عصر صفوی و مقایسه آن با اروپای قرن 17 با رویکرد نهادی»، ۱۳۹۴ش، ص۱۷۵.
- ↑ بنکدار، «بحرانهای اقتصادی عصر صفوی»، وبسایت دنیای اقتصاد.
- ↑ «اوضاع اقتصادی ایران در عهد شاه عباس صفوی»، وبسایت تین نیوز.
- ↑ اخضری و کجباف، «نگرشی بر آسیبهای اقتصادی ایران عصر صفوی»، ۱۳۹۲ش، ص۳۵؛ سلیم، «سیاست اقتصادی صفویه و تأثیر آن بر سقوط دولت»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۴.
- ↑ اخضری و کجباف، «نگرشی بر آسیبهای اقتصادی ایران عصر صفوی»، ۱۳۹۲ش، ص۳۵؛ سلیم، «سیاست اقتصادی صفویه و تأثیر آن بر سقوط دولت»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۴.
- ↑ ولیزاده، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، ۱۴۰۲ش، ص۲۰۰.
دیدگاههای ارزیابان
منابع
- احسانی، طاهره، «بررسی جایگاه و نقش زنان در دورهی صفوی (907ق ـ 1135ق)»، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه پیامنور استان اصفهان، مرکز پیامنور اصفهان، ۱۳۹۸ش.
- احمدپور، پریان، «گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی بر اساس دادههای باستانشناختی»، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه شهرکرد، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ۱۳۹۷ش.
- احمدی گسمونی، فاطمه، «بررسی وضعیت زنان در عهد صفویه از منظر سفرنامهنویسان خارجی»، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام، دانشکده تاریخ و مطالعات سیاسی، ۱۳۹۴ش.
- اخضری، علی؛ کجباف، علیاکبر، «نگرشی بر آسیبهای اقتصادی ایران عصر صفوی»، پژوهشهای تاریخی، سال۴، شماره۱، ۱۳۹۲ش.
- اسماعیلی، محبوبه، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها)، رساله دکتری، دانشگاه الزهرا، دانشکده ادبیات، زبانها و تاریخ، ۱۳۹۵ش.
- افشار، ایرج، «پوشاک ایرانیان از آغاز تا امروز»، هنر، سال۲۴، شماره۶۱، ۱۳۸۳ش.
- اکبری، سارا؛ سینائی، وحید، «دولت صفویه و بازپیکربندی جامعه ایران؛ تحول و میراثِ نهادی»، پژوهشنامه علوم سیاسی، سال۱۷، شماره۳، شماره پیاپی۶۷، ۱۴۰۱ش.
- اکبری، محمد، «نقش کارکردی دولت صفوی در تکوین و تحول نظریه ولایت فقیه در تشیع امامی»، شیعهشناسی، دوره۲۲، شماره۸۷، ۱۴۰۳ش.
- «اوضاع اقتصادی ایران در عهد شاه عباس صفوی»، وبسایت تین نیوز، تاریخ درج مطلب در سایت: ۸ مهر ۱۳۹۳ش.
- بابایی، سوسن و همکاران، غلامان خاصه؛ نخبگان نوخاسته دوران صفویه، تهران، مرکز، ۱۳۹۳ش.
- بنکدار، تیرداد، «بحرانهای اقتصادی عصر صفوی»، وبسایت دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب در سایت: ۱ دی ۱۳۹۵ش.
- بهشتی، سیدمهدی و همکاران، «تاریخ اجتماعی روشهای درمانگری ماوراییِ ایرانیانِ روزگارِ صفوی»، شیعهپژوهی، سال۹، شماره۲۳، ۱۴۰۱ش.
- بهشتی، سیدمهدی، «تاریخ درمانگری در ایران عصر صفوی با تأکید بر نقش دین و علمای اسلامی»، رساله دکتری، دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشکده تاریخ، ۱۴۰۲ش.
- بیاتی، سمیه، «بررسی مسئله تأمین آب و مالیات آن در عصر صفویه»، پارسه، سال۱۲، شماره۳۴، ۱۴۰۰ش.
- پالیز بان، امیر، ، «نظام خانواده در ایران دوره صفوی»، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه پیامنور استان اصفهان، مرکز پیامنور اصفهان، ۱۴۰۱ش.
- پورعلی، سیدمرتضی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، پژوهشهای مطالعات اسلامی معاصر، سال۱، شماره۳، ۱۴۰۲ش.
- «پوشاک مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی»، وبسایت بیتوته، تاریخ بازدید از سایت: ۶ خرداد ۱۴۰۵ش.
- تشکری، علیاکبر؛ نقیبی، الهام، «تعامل و تقابل تصوف و تشیع در عصر صفوی»، پژوهشهای تاریخی، سال۵۰، دوره۶، شماره۲، ۱۳۹۳ش.
- ثواقب، جهانبخش، «تعاملات علمی و فنی ایران و اروپا در عصر صفویه»، تاریخ روابط خارجی، سال۲۳، شماره۸۸، ۱۴۰۰ش.
- ثواقب، جهانبخش، «موقعیت علمی ایران در عصر صفویه از نگاه سیاحان اروپایی»، علم و تمدن در اسلام، سال۴، شماره۱۴، ۱۴۰۱ش.
- ثواقب، جهانبخش، «مراسم ازدواج و عروسی مردمی ایرانیان در عصر صفویه (1135-907ق./1722-1501م.)»، فرهنگ مردم ایران، مقالات آماده انتشار، ۱۴۰۴ش.
- جاوری، محسن، «تعلیم و تربیت اسلامی و مدارس دوره صفوی در اصفهان»، همایش فاضل سراب و اصفهان عصر وی، اصفهان، دانشگاه اصفهان، ۱۳۸۲ش.
- «جمعیت ایران در بستر تاریخ»، وبسایت جامجم نشریات، تاریخ درج مطلب در سایت: ۳۱ فروردین ۱۳۹۶ش.
- جعفری، علیاکبر و همکاران، «بررسی مالیات و تأثیر آن بر زندگی روستاییان در دوره صفویه»، پژوهشهای تاریخی اسلام و ایران، سال۱۲، شماره۲۲، ۱۳۹۷ش.
- جعفریان، رسول، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۹ش.
- جلالی شیجانی، جمشید، «تشیع عرفانی و تاثیر آن بر ظهور صفویه»، شیعهشناسی، سال۱۶، شماره۶۲، ۱۳۹۷ش.
- حاج آقایی وفایی، فاطمه، «پوشاک ایرانیان در عصر صفویه از دیدگاه سفرنامهنویسان اروپایی»، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه تبریز، پردیس خودگردان، ۱۳۹۶ش.
- حیدریان، زهرا، «زنان واقف در عصر صفوی»، فرهنگ، سال۲۲، شماره۷۰، ۱۳۸۸ش.
- خرمی، آزاده؛ کریمیموغاری، زهرا، «بررسی عملکرد اقتصادی ایران در عصر صفوی و مقایسه آن با اروپای قرن 17 با رویکرد نهادی»، اقتصاد و برنامهریزی، سال۲۰، شماره۲، ۱۳۹۴ش.
- دارا، جلیل؛ طلوعی، هادی، «تحلیل ساخت سیاسی دولت در ایران؛ مقایسهٔ دورههای صفویه، قاجار»، جامعهشناسی تاریخی، سال۱۳، شماره۲، ۱۴۰۱ش.
- رجبی، محمدحسین، «فقیهان عصر صفوی دربارة تعامل با حکومتها»، تاریخ و تمدن اسلامی، سال۵، شماره۹، ۱۳۸۸ش.
- رجبی دوانی، محمدحسن، ««هویت ملی»، «هویت اسلامی» و «هویت انقلابی»»، وبسایت افق حوزه، تاریخ بازدید از سایت: ۶ خرداد ۱۴۰۵ش.
- رشیدی، طاهره، «رسمی شدن مذهب شیعه در زمان صفویه»، وبسایت تبیان، تاریخ درج مطلب در سایت: ۲۱ تیر ۱۳۹۴ش.
- زکی، محمدحسن، تاریخ صنایع ایران بعد از اسلام، ترجمه محمدعلی خلیلی، تهران، اقبال، ۱۳۶۳ش.
- سعیدیان جزی، مریم؛ کشاورز، زهرا سادات، «تکالیف کارکردی زنان شیعه عصر صفوی در ساختار کنش اجتماعی بر اساس متغیرهای الگویی سایبرنتیک»، زن در فرهنگ و هنر، دوره14، شماره4، ۱۴۰۱ش.
- سلیم، محمدنبی، «سیاست اقتصادی صفویه و تأثیر آن بر سقوط دولت»، پژوهشهای علوم تاریخی، سال۱۰، شماره۲، شماره پیاپی ۱۸، ۱۳۹۷ش.
- سیدموسوی، سیدعلی، «بررسی ضرابخانههای ایران در دورهٔ صفوی»، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه نیشابور، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ۱۳۹۸ش.
- شرلی، آنتونی، سفرنامه برادران شرلی، تهران، نگاه، ۱۳۸۷ش.
- شریعتی، علیاشرف، «بررسی وضعیت تجارت خارجی ایران در دوره شاه عباس اول صفوی»، پایاننامه کارشناسیارشد، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پژوهشکده تاریخ، ۱۳۹۰ش.
- صفا، میکائیل؛ رضایی، محمد، «آرایههای داستانی منابع عصر صفوی و رسمیت تشیع در ایران»، شیعهشناسی، سال۶، شماره ۲۴، ۱۳۸۷ش.
- عابدیشهری، سیدجواد و همکاران، «اخلاق اجتماعی ایرانیان در دورة صفو هی از نگاه شاردن»، پژوهشهای اخلافی، سال۱۱، شماره۳، ۱۴۰۰ش.
- عباسی، زهرا، «نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی»، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت معلم، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ۱۳۹۱ش.
- عظیمی، حبیبالله، «استنساخ کتابهای فقهی در دوره صفویه اول درایران با استناد به نسخ خطی کتابخانههای ایران»، کتابداری و اطلاعرسانی، سال۲۶، شماره۱۰۳، ۱۴۰۲ش.
- «علت شکوفایی هنر و فرهنگ در دوران صفویه»، وبسایت تمدن، تاریخ بازدید از سایت: ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.
- «علی در نامگذاری های عهد صفوی»، وبسایت پایگاه امام علی(ع)، تاریخ درج مطلب در سایت: ۱ بهمن ۱۳۹۲ش.
- عونالهی، سیدآقا، تاریخ پانصدساله تبریز از آغاز دوره مغولان تا پایان دوره صفویان، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۷ش.
- فراهانی، محمدمتین و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی- حکومتی در ایران»، پژوهشهای روابط بینالملل، سال۱۲، شماره۳، شماره پیاپی۴۶، ۱۴۰۱ش.
- فریدی مجید، فاطمه، «مرزهای ایران صفوی و امپراتوری عثمانی بر اساس نقشههای تاریخی با تأکید بر آناتولی (آسیای صغیر)»، نامه فرهنگستان، سال۲۷، شماره۹۱، ۱۴۰۳ش.
- فولادی، حامد، «بررسی نظام پولی ایران در عصر صفویه»، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه پیام نور استان اصفهان، مرکز پیام نور اصفهان، ۱۴۰۱ش.
- فیگویروا، دن گارسیا سیلو، سفرنامه فیگویروا، تهران، نو، ۱۳۶۳ش.
- قاسمی، زهرا، «تجارت خارجی ایران از آغاز سلطنت شاه عباس صفوی تا پایان دورهٔ صفویه»، حافظ، سال۵، شماره۵۲، ۱۳۸۷ش.
- قاضیخانی، حسین؛ بارانی، محمدرضا، «سبک زندگی زن ایرانی از نگاه سفرنامهنویسان غیر ایرانی عصر صفوی»، تاریخ اسلام، سال۱۵، شماره۱، ۱۳۹۳ش.
- کجباف، علیاکبر و همکاران، «تبیین و تحلیل وضعیت جمعیت و ﺗﺄثیر کشاورزی برآن در دوره صفویه»، پژوهشهای تاریخی، سال۵۴، سال۱۰، شماره۳ (پیاپی۳۹)، ۱۳۹۷ش.
- «كدام يك از دانشمندان بزرگ شيعه در گسترش تشيع نقش داشته اند؟»، وبسایت اندیشه قم، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات، تاریخ بازدید از سایت: ۵ خرداد ۱۴۰۵ش.
- کردی، زینت خاتون؛ کردی، طاهره، «نقش سادات و علما در حقوق شهروندی عصر صفویه»، حقوق ملل، سال۳، شماره۱۰، ۱۳۹۲ش.
- کرمی، سمیه؛ مخبردزفولی، فهیمه، «آموزش زنان در دورهی صفویه؛ زنان بیوت علمای شیعه»، پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی، سال۵۳، شماره۲، ۱۳۹۹ش.
- کشاورز، زهرا سادات و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، تاریخ اسلام و ایران، سال۲۷، شماره۳۴، ۱۳۹۶ش.
- کشاورز، زهرا سادات، همکاران، «تبیین و تحلیل نقش اجتماع علمی در فرایند تمدّنی دولت شیعی صفویه»، پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی، سال۹، شماره۵۱، ۱۳۹۷ش.
- کشاورز، زهرا سادات؛ چلونگر، محمدعلی، «تفسیر و تحلیل نقش آیین عزاداری عاشورا در فرایند تمدنی دولت شیعی صفویه»، شیعهشناسی، سال۱۶، شماره۶۳، ۱۳۹۷ش.
- کشاورز، زهرا سادات؛ چلونگر، محمدعلی، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، سیاست، دوره۵۱، شماره۲، ۱۴۰۰ش.
- کشاورز، زهرا سادات و همکاران، «بررسی زمینههای شکلگیری تعادل نهادی سنّتی در عصر صفویه با تأکید بر روابط متقابل روحانیت و حکومت»، مطالعات تاریخی جهان اسلام، سال۹، شماره۱۸، ۱۴۰۰ش.
- کشاورز، زهرا سادات؛ چلونگر، محمدعلی، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۴۰۳ش.
- گلشنی، عبدالکریم، «تشکیلات آموزشی ایران در دوره صفویه مکتبخانه کتابهای درسی و مقررات انضباطی آن»، خرد و کوشش، سال۳، شماره۹، ۱۳۵۰ش.
- گودرزی، حسین، «بازآفرینی مفهوم «ایران» در دوره صفویه و رابطه آن با هویت ملی»، مطالعات ملی، سال۸، شماره۱، ۱۳۸۶ش.
- مسیحی، عباس؛ حقپرست، زهرا، «مقایسهٔ شیوهٔ تعامل با اقلیتهای دینی در حکومت امام علی (ع) و حاکمان صفوی»، شیعه پژوهی، سال۲، شماره۲، ۱۳۹۴ش.
- مطهری، مرتضی، خدمات متقابل ایران و اسلام، قم، صدرا، ۱۳۷۴ش.
- موسوی، سیدموفق، «بررسی گرایش به شیعه اثنیعشری درنامگذاری اشخاص درایران روزگار صفویه»، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه پیامنور استان قم، مرکز پیامنور قم، ۱۴۰۱ش.
- میرمحمدصادق، سیدسعید، «صفویان (نظام اداری)، دانشنامه جهان اسلام، جلد ۲۹ (شیفته - صفین)، ۱۴۰۰ش.
- نوایی، عبدالحسین؛ غفاریفرد، عباسقلی، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، تهران، سمت، ۱۳۸۱ش.
- نورالهی، ایوب، «بررسی نهاد خانواده در اصفهان عصر صفوی»، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، ۱۳۹۲ش.
- نوروزی، جمشید؛ رمضانی، شهرام، «علل تعاملات سلاطین صفوی با علمای شیعه و نتایج آن»، پژوهشنامه تاریخ اسلام، سال۵، شماره۱۹، ۱۳۹۴ش.
- نیکزاد طهرانی، علیاکبر؛ حمزه، حسین، « تشیع و تاریخ اجتماعی ایرانیان در عصر صفوی»، شیعهپژوهی، سال۲، شماره۶، ۱۳۹۵ش.
- وطندوست، مسعود، «تحول انگارههای اجتماعی ایرانیان در دورههای گذار و تأثیر آنها بر ساخت دولت در ایران»، رساله دکتری، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی، ۱۴۰۳ش.
- ولیزاده، حیدر، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، رساله دکتری، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پژوهشکده اندیشه سیاسی، انقلاب و تمدن اسلامی، ۱۴۰۲ش.
- هاشمی، سیدضیاء؛ ایمانیخوشخو، محمدجواد، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامههای سفرنامهنویسان خارجی»، مطالعات ملی، سال۱۷، شماره۳، ۱۳۹۵ش.
- یوسفنیا، زهرا، «بررسی عوامل بالندگی اقتصادی ایران در عصر شاه عباس اول صفوی»، تاریخنامه خوارزمی، سال۲، شماره۲، ۱۳۹۳ش.