باب‌المندب؛

معرفی

نام باب‌المندب از افسانه‌ای عربی به‌معنای «دروازهٔ اشک» یا «دروازهٔ حیاط شیون» گرفته شده (به‌دلیل خطرات ناوبری در گذشته)، پیوندی حیاتی و راهبردی در مسیر تجارت دریایی بین دریای مدیترانه و اقیانوس هند از طریق دریای سرخ و کانال سوئز است. این تنگه از یک سو به شبه‌جزیرهٔ عربستان و از سوی دیگر به تنگۀ شاخ آفریقا محدود می‌شود. باب‌المندب در شمال‌شرقی با یمن و در جنوب‌غربی با جیبوتی هم‌مرز است. باب‌المندب با عرض حدود ۳۲ کیلومتر توسط جزیرهٔ پریم به دو کانال تقسیم می‌شود؛ کانال غربی، با نام دکة‌المیعون، با عرض ۲۶ کیلومتر و عمق ۳۱۰ متر، مسیر اصلی کشتی‌های بزرگ‌تر است. در سوی دیگر، کانال شرقی که به «تنگهٔ اسکندر» معروف است، ت۳٫۲ کیلومتر عرض و ۳۰ متر عمق دارد.[۱]

پیشینه

باب‌المندب از دیرباز به‌عنوان گذرگاهی کلیدی در مسیر تجاری بین دریای مدیترانه و اقیانوس هند شناخته می‌شده است. در دوران باستان، بازرگانان مصر باستان و کاشفان از این مسیر برای ارتباط با سرزمین‌های دوردست استفاده می‌کردند و حتی اسکندر مقدونی دستور داد تا ناوگان یونانی از دریای سرخ عبور کرده و از طریق باب‌المندب به اقیانوس هند راه یابد. همچنین تمدن‌هایی مانند ایرانیان، رومیان و اعراب به‌طور مستقیم در این منطقه حضور فعال داشتند. پس از افتتاح کانال سوئز در سال ۱۸۶۹م، مسیر مستقیمی بین دریای سرخ و مدیترانه ایجاد شد و از آن زمان، قدرت‌هایی چون بریتانیا، فرانسه، ایتالیا، آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی برای کنترل این تنگه با یکدیگر رقابت کردند.[۲]

اهمیت

باب‌المندب کوتاه‌ترین و مستقیم‌ترین مسیر تجاری بین منطقهٔ مدیترانه، اقیانوس هند و شرق آسیا را تشکیل می‌دهد. عبور از این آبراه امکان دسترسی مستقیم از دریای سرخ به دریای مدیترانه را فراهم می‌کند و فاصلهٔ بنادر آسیایی تا بنادر اروپایی را تا حدود دو‌سوم کاهش می‌دهد. همچنین بخش عمده‌ای از صادرات نفت خلیج‌فارس که از طریق کانال سوئز و خط‌لولهٔ سومد (سوئز-مدیترانه) جریان می‌یابد، از این تنگه می‌گذرد. عرض و عمق مناسب این تنگه به کشتی‌ها و نفت‌کش‌هایی با اندازه‌ها و ظرفیت‌های مختلف امکان می‌دهد از آن عبور کنند. بسته شدن این تنگه منجر به تأخیر شدید در مسیریابی مجدد ذخایر در فواصل بسیار بزرگتر از طریق دماغه جنوبی آفریقا می شود. افتتاح کانال سوئز حجم تجارت دریایی بین‌المللی را افزایش و فاصلهٔ اروپا و جنوب شرق آسیا را به‌طور چشمگیری کاهش داد. کشف نفت در شبه‌جزیره عربستان و رشد تجارت شرق آسیا نیز بر اهمیت استراتژیک این آبراه افزود. امروزه باب‌المندب به عنوان یک شریان حیاتی جهانی‌شدن شناخته می‌شود که اروپا را به اقیانوس هند، شرق آسیا و آفریقا متصل می‌کند. در نتیجه، این تنگه از اهمیت اقتصادی و راهبردی بالایی برخوردار است و یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های حمل‌ونقل دریایی جهان به شمار می‌رود. امروزه تقریباً تمامی تجارت دریایی بین اروپا و آسیا، از جمله محموله‌های انرژی، با ارزشی حدود ۷۰۰ میلیارد دلار آمریکا از این تنگه می‌گذرد. بر اساس آمار سال ۲۰۲۰م، روزانه نزدیک به ۶٫۲ میلیون بشکه نفت خام، میعانات گازی و فرآورده‌های پالایش‌شده از طریق باب‌المندب به‌سمت اروپا، ایالات متحده و آسیا جریان داشته است. در مجموع، حجم نفت عبوری از این تنگه حدود ۹درصد از کل تجارت دریایی نفت جهان را تشکیل می‌دهد.[۳]

کشورهای حاشیه دریای سرخ، از جمله اردن، یمن، اتیوپی، سودان، سومالی، جیبوتی و اریتره، وابستگی حیاتی به باب‌المندب دارند؛ زیرا تنها از طریق کانال سوئز و دریای سرخ به آب‌های آزاد و اقیانوس‌ها دسترسی پیدا می‌کنند. بسیاری از کشتی‌هایی که از تنگه هرمز به‌سمت اروپا حرکت می‌کنند نیز ناگزیر از عبور از تنگه باب‌المندب هستند. همین امر سبب شده تا سه گذرگاه تنگه هرمز، باب‌المندب و کانال سوئز تأثیر متقابل و پیوسته‌ای بر یکدیگر داشته باشند.

در چنین بستری، قدرت‌های بزرگ و ابرقدرت‌ها برای گسترش نفوذ خود در شاخ آفریقا و شبه‌جزیره عربستان با یکدیگر در رقابت هستند. رقابت‌های دیرینه محلی در هر دو منطقه نیز فرصت‌هایی را برای پیشبرد طرح‌های ژئواستراتژیک آن‌ها فراهم کرده است. آنچه جایگاه باب‌المندب را در راهبرد قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برجسته می‌سازد، رقابت ژئوپلیتیک–ژئواکونومیک کشورهای دارنده منابع انرژی برای تسلط بر کریدورهای ترانزیتی این آبراه است. برای نمونه، کشورهایی مانند عراق، کویت و ایران از مسیر باب‌المندب برای ترانزیت نفت خام خود به بازارهای غربی استفاده می‌کنند.[۴]

ابزار فشار امنیتی؛ در سال‌های اخیر و با تشدید تنش‌ها در غرب آسیا، به‌ویژه جنگ یمن، این منطقه بار دیگر به کانون توجه بازیگران بین‌المللی و منطقه‌ای تبدیل شده است. گروه انصارالله (حوثی‌ها) که از سال ۲۰۱۴م به یکی از بازیگران اصلی در یمن تبدیل شده‌اند، با درک اهمیت استراتژیک تنگه باب‌المندب، از آن به‌عنوان ابزاری برای اعمال فشار علیه ائتلاف غربی-عربی به رهبری عربستان سعودی و امارات متحده عربی استفاده کرده‌اند.

این گروه با انجام عملیات‌های متعدد علیه کشتی‌های تجاری و نظامی در دریای سرخ و باب‌المندب، نه‌تنها امنیت دریایی منطقه را به شدت تحت تأثیر قرار داده، بلکه معادلات سیاسی و نظامی غرب آسیا را نیز دگرگون ساخته است. حوثی‌ها با بهره‌گیری از توان موشکی و پهپادی خود، حملات هدفمندی علیه کشتی‌های مرتبط با رژیم صهیونیستی، آمریکا و متحدانشان ترتیب داده‌اند. این اقدامات، گذرگاه استراتژیک باب‌المندب را به کانونی بحرانی تبدیل کرده و واکنش‌های بین‌المللی گسترده‌ای را برانگیخته است. از سوی دیگر، این تنگه در دست حوثی‌ها به ابزاری راهبردی بدل شده تا از طریق افزایش هزینه‌های نظامی و اقتصادی رقبا، دستاوردهای سیاسی و نظامی خود در جنگ یمن را تثبیت کنند.

عملیات حوثی‌ها در باب‌المندب، واکنش قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای را در پی داشته است. آمریکا که همواره حامی امنیت دریایی در این منطقه بوده، با تشکیل ائتلاف‌های دریایی و افزایش حضور نظامی در دریای سرخ، درصدد مقابله با این تهدیدات برآمده است. هم‌زمان، رژیم صهیونیستی نیز که بخشی از تجارت دریایی خود را از این مسیر انجام می‌دهد، در همکاری با متحدان غربی، به تقویت امنیت این آبراه حیاتی پرداخته است. [۵]

کنترل باب‌المندب

نقش یمن

یمن، از طریق تسلط مستقیم و غیرمستقیم بر تنگه‌های استراتژیک هرمز، مالاکا و باب‌المندب، نقشی کلیدی در تجارت جهانی ایفا می‌کند. افزون بر این، کنترل جزیره میون در باب‌المندب، این توان را به یمن می‌دهد تا در صورت لزوم، این شاهراه حیاتی دریایی را مسدود کند.[۶]

راهبرد تهاجمی و تدافعی

اقدامات حوثی‌ها در باب‌المندب تلفیقی از دو راهبرد تهاجمی و تدافعی دانست. در بُعد تهاجمی، هدف آن‌ها افزایش هزینه‌های اقتصادی و نظامی برای رقبای خود شامل آمریکا، اسرائیل و ائتلاف عربی از طریق مختل‌سازی کشتیرانی و تهدید امنیت انرژی است. در بُعد تدافعی، این گروه می‌کوشد با بهره‌گیری از باب‌المندب بهعنوان اهرم فشاری راهبردی، دستاوردهای خود در یمن را حفظ کرده و از شکست در برابر فشارهای بین‌المللی جلوگیری کند.[۷]

بسته شدن باب‌المندب

در صورت بسته شدن تنگه باب‌المندب و نیاز به تغییر مسیر، مدت زمان سفر معمولی از رأس التنوره در عربستان سعودی به پایانه دریایی لوئیزیانا در خلیج ایالات متحده آمریکا به ۴۳ روز افزایش خواهد یافت. این تأخیر به افزایش نرخ حمل بار و رشد هزینه‌های تجاری خواهد انجامید.[۸]

منابع

  • رنجبر حیدری، وحید و همکاران، «کریدور باب المندب و دیپلماسی قدرت جدید در غرب آسیا»، فصلنامۀ تعاملات دیپلماتیک، سال سوم، شمارۀ ۹، بهار ۱۴۰۴ش.
  • فتحی، محمدجواد و همکاران، «مطالعه و تبیین نگاه راهبردی چین به تنگه باب‌المندب»، پژوهش‌نامه ایرانی سیاست بین‌الملل، سال 13، شمارۀ 25، پاییز و زمستان 1403ش.
  • وریج کاظمی، مریم، «اهمیت تنگه باب‌المندب در تفکر ژئواکونومی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای»، جغرافیا و روابط انسانی، شمارۀ 15، زمستان 1400ش.

پانویس