پرش به محتوا

پیش‌نویس:قاجاریه

از ایران پدیا

قاجاریه؛ سلسهٔ پادشاهی ایرانی در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری.

قاجاریه، زمام حکومت ایران را به مدت ۱۳۰ سال در یک دوران تاریخی مهم به‌دست گرفت. آثار و پیامدهای حکومت قاجار تا امروز در سبک زندگی مردم باقی مانده است؛ سرزمین‌های بسیاری از خاک ایران جدا شد و استعمار خارجی و استبداد داخلی، باعث غارت ثروت‌های مادی و معنوی کشور، تزریق حس حقارت عمومی، از بین‌رفتن غرور ملی و عقب‌ماندگی ایران شد. در این دوره که مواجهه با فرهنگ و تمدن غربی، موجب تحول در اندیشه و آداب‌ورسوم ایرانیان شده بود، عالمان دینی برای حفظ دین و فرهنگ، به فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گسترده روی آوردند و در حفظ، گسترش و تداوم پاک‌زیستی ایرانیان، نقش اساسی ایفا کردند.

بنیانگذار

بنیانگذار سلسله قاجاریه، آغامحمدخان قاجار (ح ۱۱۵۵-۱۲۱۱ق)، فرزند محمدحسن‌خان قوانلو، در استرآباد زاده شد.[۱] وی پس از کشته شدن پدرش در ۱۱۷۲ق، رئیس تیره قوانلو شد‌‌.[۲] و نزدیک به ۱۶ سال در دربار کریم‌خان زند، با رفتاری محترمانه، روزگار گذراند و از اوضاع سیاسی آگاهی یافت.[۳] با آگاهی از بیماری و مرگ قریب‌الوقوع کریم‌خان، در ۱۱۹۳ق از شیراز گریخت و به شمال ایران رفت‌و با بهره‌گیری از اختلافات داخلی زندیان، بر گیلان، مازندران و زنجان تسلط یافت.[۴] وی با یکپارچه‌سازی تیره‌های مختلف قاجار و سرکوب رقیبان ایلی، از جمله برادرش مرتضی‌قلی‌خان، توانست بر بیشتر ایالات ایران چیره شود و تهران را به‌عنوان مرکز حکومت خود برگزیند.[۵] آغامحمدخان سرانجام با شکست لطفعلی‌خان زند در ۱۲۰۹ق، به قدرت برتر کشور تبدیل شد[۶] و در ۱۲۱۰ق در تهران به‌عنوان پادشاه ایران تاج‌گذاری کرد و بدین‌ترتیب، سلسله قاجاریه را بنیان نهاد.‌[۷]وی در ۱۲۱۱ق، در جبهه نبرد با قفقاز، به‌دست سه تن از لشکریان خود به قتل رسید.[۸]

تاریخچه

ایل قاجار در زمان حملهٔ مغول به مناطق داخلی ایران آمدند و در زمان صفویه توسط شاه‌عباس به‌عنوان نیروی دفاعی به کار گمارده شدند. برخی طوایف آنها در اواخر حکومت‌های صفویه، افشاریه و زندیه برای به قدرت‌رسیدن تلاش کردند و از میان آنها، آغامحمدخان که در شیراز اسیر دربار زند بود، بعد از مرگ کریم‌خان زند، آزاد شد، به شمال ایران رفت و با تصرف گیلان، مازندران، زنجان و کردستان،[۹] سرانجام در ۱۲۰۰ق در تهران بر تخت شاهی نشست.[۱۰]

وی پس از آن با پیروزی کامل بر حاکمان زند و دیگر مدعیان قدرت، در ۱۲۱۰ق در تهران به‌عنوان پادشاه ایران به‌صورت رسمی تاج‌گذاری کرد و به این ترتیب حکومت سلسلهٔ قاجاریه آغاز شد.[۱۱] پس از او، ۶ نفر دیگر از خاندان قاجاریه به نام‌های «فتح‌علی‌شاه»، «محمدشاه»، «ناصرالدین‌شاه»، «مظفرالدین‌شاه»، «محمدعلی‌شاه» و «احمدشاه» به پادشاهی رسیدند[۱۲] و به مدت ۱۳۰ سال بر ایران حکومت کردند.[۱۳] احمدشاه آخرین شاه قاجاریه با کودتای «رضاخان پهلوی» و «سیدضیاءالدین طباطبایی» از پادشاهی برکنار شد و در ۱۳۰۴ش مجلس مؤسسان، انقراض کامل قاجاریه را اعلام کرد.[۱۴]

شاهان‌ قاجار‌

نام تولد و والدین حکومت صدراعظم‌ها تاریخ و علت مرگ مدفن اتفاقات مهم
آقامحمدشاه ۲۷ خرداد ۱۱۲۱ در استرآباد

محمدحسن‌خان و جیران خانم

۱۴ سال مدعی پادشاهی و ۱ سال سلطنت رسمی

۱۱۹۳ - رمضان ۱۲۱۰ هـ. ق (۱ فروردین ۱۱۶۱ - ۱ فروردین ۱۱۷۵) (مدعی)

رمضان ۱۲۱۰ - ۲۱ ذی‌الحجه ۱۲۱۱ هـ. ق (۱ فروردین ۱۱۷۵ - ۲۸ خرداد ۱۱۷۶) (رسمی) [الف]

حاج ابراهیم اعتمادالدوله ۲۸ خرداد ۱۱۷۶ در شوشی

توسط خدمتکارانش کشته شد.

حرم علی بن ابی‌طالب، نجف یکپارچگی ملی ایران
فتحعلی‌شاه ۴ بهمن ۱۱۵۰ در دامغان

حسینقلی‌خان جهانسوز و آسیه خانم

۳۷ سال

۲۱ ذی‌الحجه ۱۲۱۱ - ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ هـ. ق

(۲۸ خرداد ماه ۱۱۷۶ - ۱ آبان ۱۲۱۳) [ب]

حاج ابراهیم اعتمادالدوله

میرزا شفیع مازندرانی

محمدحسین‌خان صدر اصفهانی

عبدالله خان امین‌الدوله

الله‌یار خان آصف‌الدوله

عبدالله خان امین‌الدوله

۱ آبان ۱۲۱۳ در اصفهان

مرگ طبیعی

حرم فاطمه معصومه، قم جنگ‌های ایران و روس، برقراری رابطه با کشورهای اروپایی
محمدشاه ۱۴ دی ۱۱۸۶ در تبریز

عباس میرزا و گلبین خانم

۱۴ سال

۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ - ۶ شوال ۱۲۶۴ هـ. ق

(۱ آبان ۱۲۱۳ - ۲۲ شهریور ۱۲۲۷) [پ]

قائم‌مقام فراهانی

حاجی میرزا آقاسی

۲۲ شهریور ۱۲۲۷ در تجریش

نقرس

حرم فاطمه معصومه، قم جنگ اول هرات، شورش روحانیون شیعه در اصفهان، عهدنامه ارزروم دوم
ناصرالدین‌شاه ۲۵ تیر ۱۲۱۰ در تبریز

محمدشاه و ملک‌جهان خانم

۴۸ سال

۶ شوال ۱۲۶۴ - ۱۷ ذی‌القعده ۱۳۱۳ هـ. ق

(۲۲ شهریور ۱۲۲۷ - ۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۵) [ت]

امیرکبیر

میرزا آقاخان نوری

میرزا محمدخان سپهسالار

میرزا یوسف مستوفی‌الممالک

میرزا حسین‌خان سپهسالار

میرزا یوسف مستوفی‌الممالک

امین‌السلطان

۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۵ در ری

به دست میرزا رضا کرمانی ترور شد.

حرم عبدالعظیم حسنی، ری قتل امیرکبیر، جنگ با انگلستان و چشم‌پوشی از هرات، عهدنامه آخال، شورش بابیان
مظفرالدین‌شاه ۳ فروردین ۱۲۳۲ در تبریز

ناصرالدین‌شاه و شکوه‏‌السلطنه

۱۰ سال

۱۷ ذی‌القعده ۱۳۱۳ - ۲۴ ذی‌القعده ۱۳۲۴ هـ. ق

(۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۵ - ۱۲ دی ۱۲۸۵) [ث]

امین‌السلطان

امین‌الدوله

محسن مشیرالدوله

امین‌السلطان

عین‌الدوله

۱۲ دی ۱۲۸۵ در تهران

حمله قلبی

حرم حسین بن علی، کربلا صدور فرمان مشروطیت، تدوین قانون اساسی مشروطه
محمدعلی‌شاه ۱ تیر ۱۲۵۱ در تبریز

مظفرالدین‌شاه و تاج‌الملوک

۲ سال و ۷ ماه

۲۴ ذی‌القعده ۱۳۲۴ - ۲۷ جمادی‌الثانی ۱۳۲۷ هـ. ق

(۱۲ دی ۱۲۸۵ - ۲۵ تیر ۱۲۸۸) [ج]

نصرالله مشیرالدوله

افخم

امین‌السلطان

احمد مشیرالسلطنه

ناصرالملک

نظام‌السلطنه

احمد مشیرالسلطنه

کامران میرزا

سعدالدوله

۱۶ فروردین ۱۳۰۴ در سانرمو، ایتالیا

مرگ طبیعی

حرم حسین بن علی، کربلا استبداد صغیر
احمدشاه ۱۲ بهمن ۱۲۷۵ در تبریز

محمدعلی‌شاه و ملکه جهان

۱۶ سال

۲۷ جمادی‌الثانی ۱۳۲۷ - ۱۳ ربیع‌الثانی ۱۳۴۴ هـ. ق

(۲۵ تیر ۱۲۸۸ - ۹ آبان ۱۳۰۴) [چ]

فهرست رئیس‌الوزراهای ایران در عهد احمدشاه ۸ اسفند ۱۳۰۸ در پاریس، فرانسه

ورم کلیه

حرم حسین بن علی، کربلا اشغال ایران در جنگ جهانی اول، ظهور رضاخان[۱۵]

زمینه‌های تسلط و پیروزی

  • پیشینهٔ طولانیِ حضور قاجارها در مناصب نظامی و اداریِ دوران صفوی و افشاری، تجربهٔ حکومت‌داری و سازمان‌دهیِ نیروهای رزمی را برای آنان به ارمغان آورده بود.
  • ساختارِ ایلی منسجم و توان بالای سواره‌نظامِ قاجار، آنان را در مقایسه با رقیبانِ پراکنده، از برتریِ رزمیِ قابل‌توجهی برخوردار می‌ساخت.
  • بهره‌گیریِ ماهرانه از خلأِ قدرت پس از سقوطِ صفویه و هرج‌ومرجِ دورهٔ افشاریه و زندیه، به قاجارها امکان داد تا با ائتلاف‌هایِ گزینشی و جنگ‌زنیِ هدفمند، دامنهٔ نفوذ خود را به‌تدریج گسترش دهند.
  • موقعیت جغرافیایی استرآباد به‌عنوان پایگاه اولیهٔ قاجارها، دوری نسبی از مراکز قدرت رقیب و دسترسی به منابعِ انسانی مناطق ترکمن‌نشین، به تقویتِ بنیهٔ نظامی و استقلال عمل آنان کمک کرد.[۱۶]
  • رهبری آغامحمدخان که با سرکوب مدعیان محلی و شکست حکومت زندیه، توانست نیروهایِ پراکنده را یکپارچه کند و در ۱۲۱۰ق بر تخت سلطنت نشیند.[۱۷]
  • نبود رقیبی یکپارچه و قدرتمند در اواخر دورهٔ زندیه، که با مرگ کریم‌خان و جانشینی ناتوان، خلأ سیاسی چشمگیری پدید آورد و مسیر را برایِ سلطهٔ قاجار بر ایران هموار ساخت.[۱۸]

ویژگی‌ها

قاجاریه، برخلاف صفویه که بر پایه مشروعیت دینی شیعی و آرمان دولت-ملت یکپارچه استوار بود و خود را نایب امامان معرفی میکرد، با تکیه بر قدرت ایلی و سنت‌های قبیله‌ای به حکومت رسید و هرگز نتوانست مشروعیتی دینی همپایۀ صفویان کسب کند. در حالی که صفویان با رسمیت بخشی به مذهب شیعه، نهاد «صدر» را برای کنترل علما تأسیس کردند، قاجاریه فاقد چنین ساختار نهادی مذهبی متمرکزی بود و رابطه آن با روحانیون، نوسانی و مبتنی بر منافع متغیر سیاسی باقی ماند.[۱۹] برخلاف پهلوی که با رویکردی بوروکراتیک، سکولار و متمرکز، به دنبال حذف نهادهای سنتی و ایجاد دولتی مدرن با ظاهری غیردینی بود،«[۲۰] قاجاریه همچنان در چارچوب ساختار ایلی-خاندانی و سنتی عمل می‌کرد و نهادهای حکومتی آن به‌طور عمده متکی بر روابط خویشاوندی و مناسبات قبیله‌ای بود. در دوره قاجاریه، نهاد مذهب شیعه حضوری دوگانه داشت: گاه در ائتلاف با دربار و گاه در مخالفت با آن؛ در حالی که در صفویه، مذهب بیشتر در خدمت دولت بود[۲۱] و در پهلوی، به حاشیه رانده شد.[۲۲] استبداد قاجاری، هرچند خودکامه بود، اما فاقد سازمانیافتگی نوین و ابزارهای قانونی گسترده بود[۲۳] و به‌همین دلیل، محققان دامنه آسیب رسانی آن به جامعه را محدودتر از استبداد سازمانیافتۀ پهلوی ارزیابی می‌کنند؛[۲۴] چنان که در دوران قاجار، بازار و علما در ائتلافی سنتی، نقش مؤثری در تنظیم مناسبات قدرت داشتند و در مواردی چون تحریم تنباکو، توانایی مقابله با حکومت را نشان دادند.[۲۵]

مبانی سلطه و اقتدار

سلطهٔ شاهان قاجار بر سه رکنِ اصلیِ «نظریهٔ سنتی ظل‌اللهی»، «هماهنگی با نهاد مذهب» و «ویژگی‌های ساختاری قدرت» استوار بود. بر اساس نظریهٔ ظل‌اللهی، شاه نمایندهٔ خدا بر زمین و ارادهٔ او فراتر از حدود انسانی بود و مشروعیتِ او به صلاحیت‌های فردی و فیض الهی وابسته بود، نه به قاعدهٔ جانشینیِ منظم.[۲۶] شاهان نخستین قاجار، به‌ویژه فتحعلی‌شاه، با همکاری با علما، ساخت اماکن مذهبی و تأکید بر شعائر شیعه، از مشروعیتِ دینی بهره می‌جستند، اما با فاصله‌گرفتن دربار از علما در دورهٔ محمدشاه و ناصرالدین‌شاه، این همکاری به شکاف انجامید و زمینهٔ تزلزل اقتدار را فراهم ساخت. از نظر ساختاری، قدرتِ شاهان قاجار خودکامه و مطلق‌العنان بود و ارادهٔ آنان در حکم قانون محسوب می‌شد. مقام سلطنت در خاندان قاجار «شه‌دری» بود؛ ولیعهد می‌بایست از مادری قاجاری باشد و ویژگی‌های فردیِ او در سرکوبِ مدعیان نقش اساسی داشت، که گاه به خشونت‌های داخلی و نقصِ عضوِ رقیبان می‌انجامید. قدرتِ پادشاه به هیچ طبقهٔ اجتماعی متکی نبود و این ویژگی، فردی بودنِ سلطه را تشدید می‌کرد و به ناپایداریِ نهادهای اجتماعی می‌انجامید.

نظام سیاسی قاجاریه

در دورهٔ قاجاریه، شاه در رأس هرم قدرت قرار داشت و تمام جزئیات حکومتی مانند تصمیم‌های سیاسی مهم و عزل و نصب‌ها را بدون محدودیت انجام می‌داد. شاهزادگان، درباریان، رؤسای ایلات بزرگ و حکام محلی، در ردهٔ دوم قدرت سیاسی بودند.[۲۷]

در این روزگار شرایط سیاسی و اجتماعی کشور به گونه‌ای بود که مردم ایران هیچ تضمینی برای جان، مال و ناموس خود در برابر دستگاه استبدادی شاه نداشتند. اکثر مردم در فقر و نادانی به سر می‌بردند که در ادبیات آن روزگار ازجمله اشعار «آیینهٔ عبرت» از ملک‌الشعرای بهار و خاطرات آن دوره بازتاب پیدا کرده است. تاریخ‌نگاران (داخلی و خارجی) همگی از استبداد و ستم شاهان در حق مردم سخن گفته‌اند.[۲۸]

سلاطین قاجار همهٔ زمین‌های ایران را ملک خود می‌دانستند؛ شاه حق داشت هر نوع زمینی را به هر یک از هواداران خود بدهد و هیچ‌کس جرئت اظهار نظر در برابر او را نداشت. اگر کسی مخالفت می‌کرد خون او هدر بود.[۲۹]

امیران و حاکمان محلی نیز که بیشتر آنها از فرزندان و بستگان شاه و در جای‌جای کشور پراکنده بودند، با لقب‌های مختلف که برای آنان شخصیت و منزلت اجتماعی به همراه می‌آورد، همه‌کاره بودند و هر گونه ستم را برای خود مجاز می‌دانستند.[۳۰]

مهم‌ترین رویدادهای سیاسی و نظامی

قاجاریه در طول حیات خود، با رویدادهای مهمی مواجه بود که هر یک، مسیر تاریخ ایران را دگرگون کرد. مهم‌ترین این رویدادها عبارتند از:

جنگ‌های ایران و روسیه (۱۲۱۸–۱۲۲۸ق و ۱۲۴۲–۱۲۴۳ق): دو جنگ بزرگ با امپراتوری روسیه که به شکست ایران و از دست دادن سرزمین‌های قفقاز (گرجستان، داغستان، ارمنستان و جمهوری‌های کنونی قفقاز جنوبی) انجامید.

عهدنامه‌های گلستان و ترکمنچای: این دو پیمان، مرزهای شمالی ایران را به‌نفع روسیه تغییر داد و ایران را به پرداخت غرامت‌های سنگین و پذیرش کاپیتولاسیون برای اتباع روس وادار ساخت.

-جنگ‌های ایران و عثمانی: درگیری‌های مرزی با دولت عثمانی که در دوره‌هایی با میانجیگری قدرت‌های اروپایی به‌پایان می‌رسید.

-فتوحات و از دست رفتن هرات: تلاش برای بازپس‌گیری هرات از افغانستان که با مخالفت انگلستان مواجه شد و نهایتاً به عقب‌نشینی ایران انجامید.[۱۴]

نهضت تنباکو (۱۳۰۹–۱۳۱۰ق): اعتراضات گستردهٔ مردمی و فتوای تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی که به لغو امتیاز انحصار تنباکو به یک شرکت انگلیسی انجامید.[۱۵]

انقلاب مشروطه (۱۲۸۵ش): جنبشی که به محدودیت قدرت شاه و ایجاد مجلس شورای ملی انجامید و نظام سیاسی ایران را از استبداد مطلقه به مشروطه سلطنتی تبدیل کرد.[۳۱]

کودتای ۱۲۹۹ش و انقراض قاجار: با حمایت انگلستان، رضاخان پهلوی و سیدضیاءالدین در ۳ اسفند ۱۲۹۹ش کودتا کردند و زمینهٔ سقوط قاجاریه و پیدایش پهلوی فراهم آمد.[۱۷]

نظام سیاسی و اداری

نظام سیاسی قاجاریه، در ابتدا مبتنی بر سلطنت مطلقه و دیوان‌سالاری سنتی بود و شاه، در رأس هرم قدرت قرار داشت. صدراعظم و مستوفی‌الممالک از مناصب کلیدی بودند و حکومت‌های محلی، توسط شاهزادگان یا خوانین ایلات اداره می‌شدند. از دورهٔ ناصرالدین‌شاه، نهادهایی چون دارالفنون و وزارتخانه‌های جدید (خارجه، داخله، مالیه، علوم و فوائد عامه) شکل گرفت و نظام اداری به‌تدریج دستخوش تغییراتی شد. با انقلاب مشروطه، ساختار سیاسی به‌سمت تفکیک قوا، تدوین قانون اساسی و تأسیس مجلس سنا و شورای ملی پیش رفت، اما این تحولات با کارشکنی‌های دربار و نفوذ خارجی مواجه گردید.

اقتصاد، فرهنگ و روابط خارجی

اقتصاد قاجاریه، همچون دوره‌های پیشین، بر پایهٔ کشاورزی، دامداری و صنایع دستی استوار بود. با ورود سرمایه‌داران خارجی و تأسیس بانک شاهنشاهی (۱۳۰۶ق) و بانک استقراضی روس (۱۳۰۸ق)، اقتصاد ایران به شبکهٔ مالی بین‌المللی پیوست، اما این امر به افزایش وابستگی به بیگانگان و خروج سرمایه انجامید.[۲۱] در عرصهٔ فرهنگ، نفوذ غرب در معماری، نقاشی، پوشاک، آموزش و ادبیات به‌تدریج رخنه کرد و جریان‌هایی چون باستان‌گرایی، ناسیونالیسم و نثر نوین فارسی پدید آمدند.[۲۲] روابط خارجی قاجار، که با دو قدرت بزرگ روسیه و انگلستان، بیشترین چالش را داشت، با عهدنامه‌های تحمیلی، واگذاری امتیازات، و دخالت بیگانگان در امور داخلی همراه بود و به‌تدریج استقلال سیاسی و اقتصادی ایران را تضعیف کرد.

دستاوردها و کاستی‌های دوره قاجار

دوران قاجار با وجود کاستی‌های متعدد، دستاوردهایی نیز به همراه داشت. مهم‌ترین دستاورد این دوره، یکپارچگی مجدد سرزمین ایران بود که پس از سقوط صفویه دچار چنددستگی شده بود. حکومت قاجار توانست ثبات نسبی را به کشور بازگرداند و مرزهای نسبتاً پایداری ایجاد کند که بسیاری از ایرانیان با آن احساس هویت می‌کردند. قدرت مرکزی در نتیجه عواملی چون همگرایی اقتصادی، پشتیبانی غرب، اصلاحات حکومتی، ایجاد خطوط تلگراف و رشد پایتخت جدید (تهران) تا حدی افزایش یافت. این دوره همچنین شاهد گسترش مناسبات با غرب بود که به آشنایی با علوم، فناوری و آموزش نوین انجامید و زمینه‌های شکل‌گیری نهضت مشروطه را فراهم آورد.

در مقابل، کاستی‌های دوره قاجار نیز چشمگیر بود. قدرت‌های غربی، به‌ویژه روسیه و انگلستان، خواست خود را بر ایران تحمیل کردند و با پیروزی در جنگ‌ها و انعقاد عهدنامه‌ها، مرزهای کشور را محدود ساختند.با وجود چندین تلاش اصلاحگرانه، اصلاحات عمده از سوی دولت سلطنتی صورت نگرفت و در مقایسه با کشورهایی چون مصر و عثمانی، اقدامات اصلاحی در ایران محدود بود. ایلات و روسای محلی قدرت مستقل خود را تا حد زیادی حفظ کردند و زیرساخت‌های جدیدی چون راه‌آهن احداث نشد. همچنین واردات فرآورده‌های صنعتی از غرب، به صنایع دستی ایران، به جز فرش، آسیب وارد کرد.[۳۲]

علل افول و سقوط قاجاریه

دلایل متعددی در افول و انقراض قاجاریه نقش داشتند که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

ضعف دیوان‌سالاری و فساد اداری: نظام اداری سنتی و مبتنی بر خویشاوندی و رشوه، کارآمدی دولت را به شدت کاهش داده بود.

نفوذ بیگانگان و وابستگی اقتصادی: قراردادها و امتیازهای واگذارشده به روسیه و انگلستان، استقلال اقتصادی و سیاسی ایران را تضعیف کرد.

ناتوانی در اصلاحات اساسی: با وجود تلاش‌های اصلاحی (مانند امیرکبیر و سپهسالار)، دولت قاجار نتوانست به‌طور بنیادین ساختارهای کهنه را تغییر دهد.

بحران‌های مالی و قحطی: قحطی‌های گسترده (به‌ویژه در ۱۲۸۷ـ۱۲۹۰ق) و کسری بودجه مزمن، فشار بر مردم و دولت را افزایش داد.

شکل‌گیری آگاهی عمومی و مشروطه‌خواهی: افزایش آگاهی سیاسی و اجتماعی، به‌ویژه در میان روشنفکران، روحانیان و بازرگانان، مطالبهٔ تغییر را به جنبش مشروطه و سپس سرنگونی قاجار انجامید.

ضعف نظامی و وابستگی به نیروی خارجی: ارتش قاجار، از زمان فتح‌علی‌شاه به بعد، در برابر روسیه و انگلستان ناتوان بود و برای حفظ قدرت، به حمایت بیگانگان متکی شد.

پانویس

  1. اعتمادالسّلطنه، منتظم ناصری، ۱۳۰۰ق، ج۳، ص۲۳.
  2. ملکم، تاریخ ایران، ۱۳۰۳ق، ج۲، ص۳۳۶.
  3. ساسانی، سیاستگران دوره قاجار، ۱۳۳۸ش، ص۲۹۶.
  4. دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱، ص۴۷۶.
  5. سپهر، ناسخ التواریخ، ۱۳۵۸ق، ج۱، ص۳۴
  6. ملکم، تاریخ ایران، ۱۳۰۳ق، ج۱، ص۳۳۷.
  7. پاکروان، آغا محمد خان قاجار، ۱۳۴۸ش، ص۳۱؛ اعتمادالسلطنه، منتظم ناصری، ۱۳۰۰ق، ج۲، ص۳۱۶
  8. اعتمادالسلطنه، منتظم ناصری، ۱۳۰۰ق، ج۲، ص۳۱۶.
  9. پیرنیا و اقبال، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض قاجاریه، ۱۳۸۰ش، ص۷۵۴–۷۵۹.
  10. طباطبایی، ایران در دورهٔ فتح‌علی‌شاه، ۱۳۹۳ش، ج3، ص12.
  11. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص۴۰.
  12. اصفهانی، تاریخ مفصل اسلام از طلوع اسلام تا عصر حاضر، ۱۳۶۲ش، ج2، ص۱۰۸۲.
  13. هاشمیان، تحولات فرهنگی ایران در دورهٔ قاجاریه و مدرسه دارالفنون، 1379ش، ص5-9.
  14. شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص۶۲۹–۶۳۰.
  15. «فهرست شاهان قاجار»، وب‌سایت اسلامیکال.
  16. دائرة المعارف بزرگ اسلامی، آقامحمدخان قاجار، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۴۷۷.
  17. پیرنیا؛ تاریخ ایران، 1375ش، ص76
  18. ساسانی، سیاستگران دوره قاجار، ۱۳۳۸ش، ص۲۷۴.
  19. دارا و طلوعی، «تحلیل ساخت سیاسی دولت در ایران؛ مقایسه دوره های صفویه، قاجار»، ۱۴۰۰ش، ص۸۵-۹۵.
  20. کوشکی، دانشنامه امام خمینی، ۱۴۰۰ش، ج۸، ص۱۰۰-۱۰۳.
  21. دارا و طلوعی، «تحلیل ساخت سیاسی دولت در ایران؛ مقایسه دوره های صفویه، قاجار»، ۱۴۰۰ش، ص۸۵-۹۵.
  22. کوشکی، دانشنامه امام خمینی، ۱۴۰۰ش، ج۸، ص۱۰۰-۱۰۳.
  23.   سرجان، تاریخ ایران، بی‌تا، ص۲۸-۲۹.
  24. کوشکی، دانشنامه امام خمینی، ۱۴۰۰ش، ج۸، ص۱۰۰-۱۰۳.
  25. دارا و طلوعی، «تحلیل ساخت سیاسی دولت در ایران؛ مقایسه دوره های صفویه، قاجار»، ۱۴۰۰ش، ص۸۵-۹۵.
  26. رئوفت، «مبانى اقتدار در فرهنگ سیاسى ایران (از تأسیس قاجاریه تا اواسط دوره ناصرى)»،۱۳۸۰ش، ص۱۷۰-۱۷۶.
  27. مستوفی، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجاریه، ۱۳۸۴ش، ج1، ص394.
  28. آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب؛ درآمدی بر جامعه‌شناسی سیاسی ایران معاصر، ۱۳۷۸ش، ص13-14.
  29. لمبتون، ایران عصر قاجار، ۱۳۷۵ش، ص71-72.
  30. مدرسی، مرد روزگاران مدرس شهید نابغهٔ ملی ایران، ۱۳۷۴ش، ج1، ص3-4.
  31. دهقانی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریه ابن خلدون»، ۱۴۰۱ش، ص۲۰۵.
  32. «دستاوردها و کاستی‌‌های دوره قاجار»، وب‌سایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.

منابع

پیرنیا، حسن، تاریخ ایران، تهران، انتشارات خیام، 1375ش،

دارا، جلیل و طلوعی هادی، «تحلیل ساخت سیاسی دولت در ایران؛ مقایسه دوره های صفویه، قاجار»، مجلۀ جامعه شناسی تاریخی، شمارۀ ۲، ۱۴۰۰ش.

دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تحت نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۶۹ش.

«دستاوردها و کاستی‌‌های دوره قاجار»، وب‌سایت روزنامۀ دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۷ آبان ۱۴۰۱ش.

دهقانی، محمدمهدی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریه ابن خلدون»، مجلۀ جامعه شناسی سیاسی جهان اسلام، شمارۀ ۲۰، ۱۴۰۱ش.

رئوفت، رحیم، «مبانى اقتدار در فرهنگ سیاسى ایران (از تأسیس قاجاریه تا اواسط دوره ناصرى)»، مجلۀ علوم سیاسی، شماره ۴، ۱۳۸۰ش.

  سرجان ملكم، تاریخ ایران، ترجمه میرزا اسماعیل حیرت، تهران، سعدی، بی‌تا.

«فهرست شاهان قاجار»، وب‌سایت اسلامیکال، تاریخ بازدید: ۱۲ تیر ۱۴۰۵ش.

کوشکی، فرشته، دانشنامه امام خمینی، به کوشش سیدضیاء مرتضوی، تهران، موسسۀ تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۴۰۰ش.